شرح صد کلمه قصار از امام علی علیه السلام

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

کلمه 24:

متن حدیث :
اوضع العلم ما وقف علی اللسان و ارفعه ما ظهر فی الجوارح و الارکان.(69)
ترجمه :
پست ترین علم آن علم است که بایستد بر زبان و مؤدی نشود بعمل و بالاترین علم آنست که ظاهر شود آثار آن در جوارح و ارکان.
حاصل آنکه علم با عمل قیمت دارد و خوبست و اما علمی که مجرد لقلقه لسان باشد و عملی با آن نباشد ناقص است بلکه گاه شود سبب اغوان جاهلان گردد بسبب آنکه گویند این حرفها که این عالم میگوید اگر واقع دارد چرا خودش بآن عمل نمینماید.
لو کان فی العلم من غیر التقی شرف - لکان اشرف کل الناس ابلیس(70)
و قال (علیه السلام): العلم مقرون بالعمل فمن علم عمل والعلم یعتف بالعمل فان اجاب و الا ارتحل.(71)
یعنی علی علیه السلام فرمود که علم پیوسته است با عمل پس هر که علم پیدا کرد عمل هم بکند و علم آواز میکند عمل را پس اگر جواب داد علم میماند و اگر نه کوچ و رحلت می کند.
علم چندانکه بیشتر خوانی - چون عمل در تو نیست نادانی
نه محقق بود نه دانشمند - چارپائی بر او کتابی چند
آن تهی مغز را چه علم و خبر - که بر او هیزم است یا دفتر

کلمه 25:

متن حدیث :
اول عوض الحلیم من حلمه ان الناس انصاره علی الجاهل.(72)
ترجمه :
اول عوضی که حاصل می شود شخص بردبار را بسبب حلمش آن است که مردمان یاری کننده اویند بر نادانان و آن کسی که بر او سفاهت و بیخردی کرده و این مطلب موافق تجربه است بهمین معنی است قول آنجناب: و بالحلم عن السفیه یکثر الانصار علیه.(73)
یعنی بسبب حلم کردن از نادان بسیار میکند برای خود یاری کنندگان بر آنرا.(74)
گویند انوشیروان از بوذر جمهر پرسید که حلم چیست گفت حلم نمک خوان اخلاق است که چون حروف آن را برگردانند ملح شود چنانکه هیچ طعامی بدون ملح مزه ندهد خلقی بی حلم جمال ننماید.
با تو گویم که چیست غایت حلم - هر که زهرت دهد شکر بخشش
کم مباش از درخت سایه فکن - هر که سنگت زند ثمر بخشش
هر که بخراشدت جگر بجفا - همچو کان کریم زر بخشش
قال (علیه السلام) الحلم غطاء ساتر والعقل حسام باتر فاستر خلل خلقک بحلمک و قاتل هواک بعقلک.(75)
یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود که حلم پوشش ستر کننده است و عقل شمشیر برنده است پس بپوشان رخنه خلق خود را بحلم و قتال کن با هوی و هوس خود بشمشیر عقل خود.

کلمه 26:

متن حدیث :
اهل الدنیا کرکب یساربهم و هم نیام.(76)
ترجمه :
اهل این جهان مانند کاروانیند که میبرند ایشان را و حال آنکه ایشان هستند در خواب گران یعنی هر چه از عمر ایشان می گذرد بآخرت نزدیک میشوند و ایشان غافل از کار آخرتند آنگاه که بمنزل قبر می رسند از خواب بیدار می شوند مانند کسانیکه در کشتی نشسته اند و بتعجیل سیر میکنند و هیچ ملتفت نمی شوند.
ایدریده آستین یوسفان - گرگ برخیزی ازینخواب گران
گشته گرگان هر یکی خوهای تو - میدراند از غضب اعضای تو
باش تا از خواب بیدارت کنند - در نهاد خود گرفتارت کنند
و نیز حضرت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه فرموده: نفس المرء خطاه الی اجله(77) یعنی نفس زدن آدمی گامهای او است بسوی اجل.
ایکه پنجاه رفته و در خوابی - مگر این پنج روزه دریابی
خشت بالین گور یادآور - ایکه سر در کنار احبابی
خفتنت زیر خاک خواهد بود - ایکه در جامه خواب سنجابی
تا در این گله گوسفندی هست - ننشیند اجل ز قصابی
دست و پائی بزن بچاره و جهد - که عجب در میان غرقابی
کی دعای تو مستجاب شود - که بیک روی در دو محرابی
به در بی نیاز نتوان رفت - جز بمستغفری و اوابی(78)