شرح صد کلمه قصار از امام علی علیه السلام

حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

کلمه 21:

متن حدیث :
ان لله ملکاً ینادی فی کل الیوم لدو اللموت وابنوا للخراب و اجمعوا للفناء.(63)
ترجمه :
همانا از برای خداست فرشته ای که ندا می کند در هر روزی که بزائید از برای مردن و بنا کنید از برای خراب گشتن و جمع کنید از برای فانی شدن یعنی عاقبت از زائیدن و بنا کردن و جمع نمودن مردن و خرابشدن و فانی گشتن است.
و قد اخذ الشاعر فی قوله:
قلیل عمرنا فی دار دنیا - و مرجعنا الی بیت التراب
له ملک ینادی کل یوم - لدواللموت و ابنوا للخراب
سعدی:
دریغا که بی ما بسی روزگار - بروید گل و بشکفد نوبهار
بسی تیر و دیماه و اردیبهشت - بیاید که ما خاک باشیم و خشت
تفرج کنان بر هوا و هوس - گذشتیم بر خاک بسیار کش
کسانیکه از ما بغیب اندرند - بیایند بر خاک ما بگذرند
پس از ما بسی گل دهد بوستان - نشینند با یکدیگر دوستان
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: اصدق کلمة قالها العرب کلمة لبید:
الا کل شی ء ما خلا الله یاطل - و کل نعیم لا محالة زائل(64)
یعنی رسولخدا صلی الله علیه و آله فرمود: که راست ترین کلمه ای که عرب گفته قول لبید شاعر است که گفته: بدانکه هر چیزی سوای حقتعالی ناچیز و فانی خواهد شد و هر نعمتی آخرالأمر زایل و برطرف خواهد شد.

کلمه 22:

متن حدیث :
ان لم تکن حلیماً فتحلم فانه قل من تشبه بقوم الا و اوشک منهم.(65)
ترجمه :
اگر نبوده باشی حلیم و بردبار پس بتکلف خود را بر بردباری بدار پس بدرستیکه کمست کسی که شبیه سازد خود را بگروهی مگر آنکه نزدیک شود که باشد از ایشان.
و این مطلب موافق تجربه و عیان است که هر که متخلف باخلاق قومی شود و از آداب ایشان اخذ کند کم کم از ایشان شود چنانچه مشاهده شد که اعراب ساکن بادیه و مردمان قروی و بیابان نشین مدتی که ساکن در شهر و بلد شدند و مخالطه با اهل شهر کردند بعد از زمانی شبیه بساکنین بلد شوند و طبیعت ایشان برگردد بلکه بالاتر از این مشاهده میشود که حیوانات وحشی مانند باز و تازی بواسطه ریاضت و انس با آدمی طبیعت قدیم خود را فراموش میکنند و طبیعت دیگر پیدا مینمایند حتی آنکه نقلشده که عضدالدوله دیلمی ره شیرهائی داشت که آنها را تعلیم کرده بودند که مثل تازی با آنها صید میکرد و این از عجایب است زیرا که شیر ابعد حیوانات است از انس با انسان.

کلمه 23:

متن حدیث :
ان مع کل انسان ملکین یحفظانه فاذا جآء القدر خلیا بینه و بینه و ان الاجل جنة حصینة.(66)
ترجمه :
همانا با هر انسانی دو ملک موکل است که نگهداری می کنند آن را پس چون بیاید تقدیر او بگذارند او را با تقدیر او و دیگر نگهداری از او ننمایند و بدرستیکه اجل یعنی مدتیکه برای انسان تعیین شده که باید تا آن مدت، باقی باشد سپریست استوار و بهمین معنی است قول آن جناب: کفی بالاجل حارساً.(67)
و روایت است که بر درع آن حضرت نقش بود:
ای یومی من الموت افر - یوم لم یقدر ام یوم قدر
یوم لم یقدر لا اخشی الوغی - یوم قد قدر لا بغنی الحذر(68)