شرح صد کلمه قصار از امام علی علیه السلام

نویسنده : حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه)

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین باری الخلائق اجمعین والصلوة علی من ارسل رحمة للعالمین و بعث لتتمیم مکارم اخلاق المومنین و علی اهل بیته الطاهرین الطیبین.
و بعد، چنین گوید این فقیر بی بضاعت عباس بن محمد رضا القمی ختم الله لهما بالحسنی و السعادة: که شکی نیست که بهترین جواهرات که آدمی آنرا در خزانه دل پنهان و در گوش خود آن را معلق و آویزان نماید کلمه جامعه و حکم بالغه و در رباهره و جواهر فاخره که از معدن بلاغت و مشرع فصاحت اکبر آیات الهی و باب مدینه علم جناب رسالت پناهی سیدنا و مولانا الأمام امیرالمؤمنین علیه من التسلیمات و التحیات عدداً لا یتناهی أخذ و التقاط شده باشد لأن کلامة علیه السلام الکلام الذی علیه مسحة من العلم الألهی و فیه عبقة من الکلام النبوی صلی الله علیه و اله(1)
و من در چند سال قبل بیشتر کلمات قصار آنحضرت را که در باب آخر نهج البلاغه است جمع کردم بترتیب حروف تهجی و مختصر شرحی باندازه بضاعت خود بر آن نوشتم تا در این ایام که بفیض زیارت یکی از دوستان قدیمی خود نائل شدم بخاطرم رسید که صد کلمه از آن کلمات شریفه انتخاب کنم و آنرا هدیه آنجناب نمایم.
فقد روی عن النبی صلی الله علیه و آله ما اهدی المسلم لا خیه هدیة افضل من کلمة حکمة تزیده هدی او ترده عن ردی(2)
لاجرم این صد کلمه را جمع نمودم و به فارسی مختصر شرحی بر آن نمودم و غالباً در ذیل کلمات یکی دو کلام از کلمات حکمیه نافعه که غالب آنها از خود آن حضرت است ذکر نمودم و هر جا بمناسبتی یکی دو سه شعر از اشعار عربیه یا فارسیه نگاشتم تا همه کس از آن انتفاع ببرد امید که فیضش عام و ذخیره این مجرم کثیرالآثام گردد.(3)
فخذها فانها حکمة بالغة و ماة کلمة جامعة و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب.
قال صلوات الله علیه

کلمه اول:

متن حدیث :
آلة الریاسة سعة الصدر(4)
ترجمه :
آلت ریاست گشادگی سینه است. بدانکه رئیس محتاج است به چند امر: یکی جود، دیگری شجاعت و سیم که اهم امور است سعه صدر است و آن فضیلتی است مندرج در تحت شجاعت که آن قوه تجلد و متوحش نشدن نزد ورود احداث مهمه و شداید عظیمه باشد.

کلمه دوم:

متن حدیث :
احبب حبیبک هوناً ما عسی ان یکون بغیضک یوماً ما و ابغض بغیضک هوناً ما عسی ان یکون حبیبک یوماً ما.(5)
ترجمه :
دوست دار دوست خود را دوست داشتنی بنرمی و مدارا - مراد آنکه افراط در محبت او مکن و او را بر جمیع اسرار خود مطلع مگردان - شاید آنکه گردد دشمن تو روزی از روزها و دشمنی کن با دشمن خود دشمنی به رفق و ملایمت - حاصل آنکه جای صلح باقی بگذار نه آنکه انواع دشمنی را با او بکار بری و از هر گونه فحش و بدگوئی بمیان آوری - شاید که او بگردد دوست تو روزی از روزها و آن موجب شرمندگی و ندامت تو شود؛ پس در حب و بغض از حد اعتدال بیرون مرو، و از جاده خیر الأمور اوسطها پای بیرون منه.
قال مولانا الصادق (ع) لبعض الصحابه لا تطلع صدیقک من سرک الا علی ما لواطلع علیه عدوک لم یضرک فان الصدیق قدیکون عدواً یوماًما.(6)
یعنی حضرت صادق(ع) فرمود ببعض اصحاب خود که: مطلع مگردان دوست خود را بر سر خود مگر بر آن سری که اگر مطلع شود بر آن دشمن تو ضرر نرساند به تو؛ چه آنکه گاه شود که دوست دشمن گردد روزی؛ و از اینجا اخذ کرده سعدی که گفته: هر آن سری که داری با دوستان در میان منه چه دانی که وقتی دشمن گردند، و هر بدی که توانی با دشمنان مکن باشد که روزی دوست گردند.