شایعه

نویسنده : محمود رستگاری

پیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحیم
شایعه یکی از بیماریها و بلاهای بزرگ اجتماعی است و شایعه سازان از خطرناک ترین دشمنان یک جامعه به حساب می آیند. در نگاهی به تاریخ در می یابیم که چگونه این بلای خطر خیز و خانمان سوز قربانی گرفته و جوامع انسانی را از برکت وجود مصلحان و شایستگان محروم کرده است. شایعه سازی همواره در قالب سلاحی روانی و کارآمد در دست ستم پیشگان و سلطه گران و جباران تاریخ بوده است. شایعه جامعه را از درون، مخفیانه سست و متلاشی می کند. و شایعه ساز در حالی که هیچ توجهی را به خود جلب نمی کند و چه بسا شناختی نیز از او در دست نیست و در پس واسطه های فراوان پنهان است، ظریف و دقیق مأمور انهدام درونی بافت های مجموعه ها و جوامع است.
نهضت انبیاء و بالاخص نهضت بزرگ مصطفوی و علوی پیوسته از آثار زیانبار شایعه و شایعه سازان و شایعه پراکنان آسیب دیده و راه رشد و کمال خویش را با کندی سپری کرده است. متون دینی و زندگی انبیاء و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، گواه بر این واقعیت تلخ است.
بدون تردید انقلاب اسلامی ایران که به حق فرزند خلف نهضت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله بود به رهبری مجاهدی نستوه و مبارزی خستگی ناپذیر و مرجعی بیدار و فرزانه ای بی نظیر، به وجود آمد و ((انفجار نور بود این انقلاب سرآغاز تحولات فراوانی در سراسر
جهان شد، و بیداری ملت های مظلوم دنیا را در پی داشت.
و از دیگر سو جهانخواران سیلی خورده از اسلام و انقلاب در تقابل و رویارویی با نظام اسلام لحظه ای درنگ نکرده و با تمام توان نظامی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی به مبارزه برخاستند. در جبهه جنگ نظامی با تمام توان و با همه متهدان خود، هشت سال جنگ خانمان سوز را بر امت اسلام تحمیل کردند و در جبهه جنگ سرد نیز شیوه های مختلفی را به کار گرفتند.
تهاجم فرهنگی، سوء استفاده از فضای باز سیاسی، حمایت مادی و معنوی از مخالفان و غافلان و سر خورده های نظام و جریانهای سیاسی و در مواردی محارب، از جمله اقداماتی بود که برای به زانو در آوردن نظام اسلامی با قدرت و شدت ردیابی می شد. قلم های مسموم و سخنان تخریب گر، ارزشهای اسلامی را در رسانه ها و عمدتا مطبوعات مورد هجوم همه جانبه خویش قرار دادند. این اقدامات هماهنگ در جبهه فرهنگی و جنگ روانی همه از ابزار مؤثر و کار آمد شایعه بهره می برد. این شایعه سازی بود که توانست چهره های درستکار را کریه و بد منظر جلوه دهد و برنامه های ارزشی و اصولی را زشت و بی ثمر وانمود کند. ترور شخصیت ها توسط شایعه سازی و توزیع سریع و توسعه و گسترش آن به صورت شبکه ای با بهره گیری از امکانات موجود و حتی بعضاً امکانات دولتی توانست سیمای پر فروغ بزرگانی از خدمتگذاران به نظام اسلامی را در اذهان مخدوش کند و زمینه انزوا و طرد آنها را فراهم نماید.
این کمترین، علی رغم بضاعت اندک خویش، با مراجعه به متون اسلامی و استمداد از تحقیقات اندیشمندان تلاش کردم تا نوشته ای مختصر را در موضوع شایعه تهیه و در اختیار برادران و خواهران ایمانی خود قرار دهم. امیدوارم این نوشته وسیله ای برای شناخت بهتر و بیشتر و بنیادی تر این بیماری و بلا و آفت اجتماعی گردد. و در حد توان خود نیز مقابله ای منطقی با آلوده شدن جامعه به این عیب بزرگ اجتماعی باشد؛ انشاءالله.
بنده نسبت به همه کسانی که در تهیه و تنظیم و چاپ و نشر این کتاب سهیم بوده اند سر خضوع و سپاس دارم و برای همگان آرزوی بهروزی و عزت و سعادت دارم
... و من الله التوفیق
محمود رستگاری
9/11/1379

انسان و مسؤولیت

جدا کردن انسان از احساس مسئولیت به معنی نفی انسانیت انسان است. چون مسئولیت پذیری امتیاز انسان از حیوان است. ابتدا مسؤولیت در برابر خداوند و سپس در مقابل خود و پس از آن در برابر خلق خدا است. انسان در پیشگاه خداوند مسؤولیت بندگی و اطاعت دارد و در برابر خود حفظ و حراست از امانتها و نعمتهای الهی و نسبت به بندگان خدا وظیفه حفظ حقوق جامعه از جامعه کوچک خانواده گرفته تا دیگر جوامع بشری. حقیقت این است که هر یک از اعضاء و جوارح انسان امانت الهی هستند که باید در حفظ آن کوشا بود. مرحوم ملا محسن فیض کاشانی رحمه الله در کتاب محجة البیضاء نقل می کند: در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله آیه شریفه: الله یامرکم ان تودوا الامانات الی اهلها(1) خوانده شد. حضرت به یک یک اعضاء و جوارح بدن اشاره فرموده و اظهار داشتند: دست و پا و زبان و سایر اعضاء و جوارح امانت های الهی نزد انسان هستند که در حفظ آن و استفاده درست در مسیر و جهت تعیین شده از طرف پروردگار باید تلاش و دقت کرد. در واقع یکی از مصادیق خیانت به امانت طبق بیان نبوی استفاده نادرست از نعمت های الهی است.
در قرآن مجید خداوند می فرماید: و من یتعد حدود الله فقد ظلم نفسه (2) کسی که از مرزهای الهی تجاوز کند، به خود ستم روا داشته است.
بنابراین برای زبان که یکی از اعضاء و جوارح است و نقش اساسی در سعادت و شقاوت انسان دارد، در اسلام حد و مرزی معین و سفارش به حفظ مرز آن شده است. لذا اسلام عزیز همواره به انسان توصیه می کند ابتدا مرز زبان را بشناسد و سپس درباره آنچه یقین و علم ندارد، سخن نگوید. خداوند می فرماید:
ولا تقف ما لیس لک به علم ان السمع و البصر و الفؤاد کل أولئک کان عنه مسئولاً(3)
یعنی: به چیزی که علم و اطمینان نداری اعتماد مکن و آن را به زبان میاور؛ زیرا گوش و چشم و دل و اندیشه آدمی مسؤول خواهد بود.
امام سجاد علیه السلام می فرماید: لیس لک ان تکلم بما شئت و لیس لک ان تسمع ما شعت لان الله یقول: ان السمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسئولاً هر طور که دلت مایل است نمی توانی لب بگشایی و تو آزاد نیستی به هر سخنی که دلت تمایل دارد گوش فرا دهی. به دلیل اینکه خداوند می فرماید: به درستی که گوش و چشم و قلب همه اینها امانتهایی هستند که از آن باز خواست خواهد شد.(4)
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید: رحم الله عبداً قال خیراً فغنم او صمت فسلم خدا رحمت کند کسی را که کلام خدا پسندانه ای را به زبان آورد و از این رهگذر غنیمتی را تحصیل کند، یا آن که سکوت حکیمانه کرده و (از مبتلا شدن به کیفر سخنان ناستوده) سالم بماند. بنابراین باید نسبت به خیر و شر زبان دقیقاً آگاه شد.
امیر مؤمنان علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید: و اجعلوا اللسان واحداً و لیخزن الرجل لسانه فان هذا اللسان جموح بصاحبه(5): یک زبان باشید و آن را نگهدارید که به طور قطع این زبان نسبت به صاحبش چموش است و ممکن است او را به ورطه هلاکت بکشاند.
در این کلام نورانی و امثال آن که در احادیث وارده از معصومین علیهم السلام فراوان است، ضمن هشدار دادن نسبت به شرور زبان راه مهار کردن آن را هم بیان فرموده اند. از جمله علی علیه السلام می فرماید:
لا تقل ما لا تعلم بل لا تقل کل ما تعلم : نه تنها چیزی که علم نداری باز گو مکن، بلکه همه آن چه را که می دانی نیز مگو.(6)
به گفته خواجه عبدالله انصاری رحمه الله: جز راست نباید گفت - هر راست نشاید گفت اسلام به صمت و سکوت، کم گویی، و استوارگویی، حق گویی و بهترگویی توصیه و تأکید جدی دارد. در قرآن مجید خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:
قل لعبادی یقولوا التی هی أحسن:(7) به بندگانم بگو: در مقام سخن گفتن از میان گفتارها گفتار خوب را گزینش کنند و بهترینها را بگویند.
و در آیه دیگری می فرماید:
یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و قولوا قولاً سدیداً(8): مؤمنان! تقوای الهی پیشه کنید و سخنانی محکم و متین و استوار بگوئید.
علی (علیه السلام) در نهج البلاغه می فرماید:
والله ما اری عبداً یتقی تقوی تنفعه حتی یخزن لسانه و ان لسان المؤمن من وراء قلبه و ان قلب المنافق من وراء لسانه. لان المؤمن اذا اراد ان یتکلم بکلام تدبره فی نفسه فان کان خیراً ابداه و ان کان شراً و أراه و ان المنافق یتکلم بما اتی علی لسانه لا یدری ماذا له و ماذا علیه. و لقد قال رسول صلی الله علیه و آله: لا یستقیم ایمان عبد حتی یستقیم قلبه و لا یستقیم قلبه حتی یستقیم لسانه. فمن استطاع منکم ان یلقی الله تعالی و هو نقی الراحة من دماء المسلمین و اموالهم، سلیم اللسان من اعراضهم فلیفعل(9): به خدا سوگند بنده پرهیزکاری را نمی بینم که پرهیزکاریش به او سودی بخشد تا اینکه زبانش را نگهداشته و حفظ کند. به راستی زبان مؤمن در پس دل او، و دل منافق در پس زبان اوست. برای اینکه مؤمن هرگاه بخواهد سخن بگوید در باطن خویش درباره آن سخن تأمل و اندیشه می کند آنگاه اگر خیر و خوبی در آن سخن باشد، آن را بیان می کند و اگر شر و بدی در آن سخن باشد از گفتن آن صرف نظر می کند. ولی منافق هر چه به زبانش بیاید می گوید و نمی داند چه سخنی به نفع او و چه سخنی به ضرر و زیان اوست.
بدانید رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ایمان بنده ای استوار نیست مگر این که دلش استوار باشد. و دلش استوار نیست تا زبانش استوار نباشد. پس کسی که از میان شما بتواند خداوند متعال را در حالی ملاقات کند که دستش به خون و مال مسلمانان آلوده نباشد، و زبانش به آبرو و شرف آنان تجاوز نکرده باشد، شایسته است چنین کند. جمع بندی مطالب گذشته را در کلام نورانی امام صادق علیه السلام می بینیم که فرمود: المؤمن ملجم: انسان با ایمان در سخن گفتن محدود و زبان او مهار شده است.(10)

معنای شایعه

از جمله شرور و آفات زبان، شایعه است. ابتدا باید بررسی شود شایعه معنایش چیست و با چه علامت هایی شناخته می شود؟
در مفردات راغب اصفهانی آمده است: شایعه، انتشار خبر نهفته است. لکن خبری بی اساس و یا ناروایی که در میان مردم زبان به زبان می گردد.
دهخدا در لغت نامه، در مورد واژه شایعه می گوید: شایعه خبر بی اساسی است که گوینده آن را برای ترور شخصیت انسان برجسته و آبرومند و یا هر موضوع دلخواه (فردی یا اجتماعی) در جامعه نشر می دهد.
یکی از روانشناسان می گوید: هر گزارش تأیید نشده یا شرح یک حادثه که آزادانه، (بدون توجه به درستی و نادرستی آن) دهن به دهن می گردد را شایعه گویند.(11)
یکی دیگر از روانشناسان در معنای شایعه می گوید: شایعه، آن طور که ما ملحوظ می داریم، عبارت است از: یک گزاره (یا موضوع) خاص گمانی بدون وجود ملاک های اطمینان بخش رسیدگی، که معمولاً به صورت شفاهی از فردی به فرد دیگر انتقال می یابد.(12)