زیتون (ترجمه خصائص الحسینیه)

نویسنده : آیت الله شیخ جعفر شوشتری مترجم : دکتر خلیل الله فاضلی‏

سوره نور آیه 35

الله نور السموات و الارض مثل نوره کمشکوة فیها مصباح المصباح فی زجاجة الزجاجة کانها کوکب دری یوقد من شجرة مبارکة زیتونة لا شرقیة و لا غربیة یکاد زیتها یضی ء و لو لم تمسسه نار نور علی نور یهدی الله لنوره من یشاء و یضرب الله الامثال للناس و الله بکل شی ء علیم
خداوند نور آسمان ها و زمین است مثال نورش همانند چراغدانی است که در آن چراغی، و آن چراغ در آبگینه ای است که گویی ستاره ای درخشان است؛ و از درخت مبارک زیتون که نه شرقی است و نه غربی افروخته می شود. و نزدیک است که روغنش بدون اینکه با آتشی تماس داشته باشد بدرخشد. او نور فوق نور است؛ خداوند به نور خویش هر کس را که خواهد هدایت کند، و خداوند برای مردم این مثلها را می زند و او به هر چیزی دانا است.
سوره نور آیه 35

مقدمه مترجم

ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة
سلام و درود به بنیانگذار فرهنگ عاشورا که یاد و نام آن حضرت، دل محبان و موالیانش را مالامال از امید و نوید و سینه دشمنان مکتبش را لبریز از ترس و دلهره می نماید.
سلام و درود بر آن امام شهیدی که در گرمای سوزان روز عاشورا در تنهایی و غربت، اما با آرامش و وقار و شهامت و اخلاص هر چه تمام، در قربانگاه عشق پیشانی بر خاک نهاد و با نیایشی شورانگیز و وصف ناپذیر از همه پدیده ها و ما سوی الله برید و به آفریدگار خویش پیوست.
سلام و درود ما به حسین که پیامبر رحمت و آنکه خداوند در وصف او فرمود: لولاک لما خلقت الافلاک درباره او گفت: حسین منی و انا من حسین.
سلام و درود بر آن شخصیت بی نظیری که به خاطر دفاع از حریم اسلام، هر آنچه داشت در طبق اخلاص گذاشت و به پیشگاه پروردگارش تقدیم نمود تا مخاطب به خطاب یا ایتها النفس المطمئنه گردید.
کتابی که در روی پیش شماست، ترجمه کتاب ارزشمند خصائص الحسینیه و المزایا المظلوم نوشته حکیم و فقیه عالیقدر مرحوم آیة الله شیخ جعفر شوشتری رضوان الله تعالی علیه است.
مرحوم آیة الله شوشتری فرزند حسین از اهالی شوشتر (یکی از شهرهای استان خوزستان) که علاوه بر برخورداری از دانش گسترده و آگاهی عمیق، از گوهر گرانبهای اخلاص و عمل صالح نیز بهره مند بود و به هنگام تلاوت قرآن و تفسیر آیات الهی و تحلیل روایات معصومین علیهم السلام و وعظ و ارشاد مردم، از عمق دل سخن می گفت و لاجرم بر دل ها می نشست و همه را به شدت تحت تأثیر قرار می داد. این عالم بزرگوار ارادت خاص و وصف ناپذیری به سالار شهیدان و سرور جوانان اهل بهشت امام حسین علیه السلام داشت؛ به همین خاطر تا آخرین روزهای پربرکت عمر خویش با آن مقام علمی و فقهی، بر فراز منبر می رفت و با عشق و ارادت خاصی از ایثار و فداکاری های امام حسین علیه السلام سخن می گفت و راه و رسم ستم سوزی و ظلم ستیزی آن حضرت را برای دوستداران و موالیانش ترسیم می کرد.
این عالم ربانی از چنان گوهر اخلاص، عرفان و عشقی بهره مند بود که مورد عنایت امام حسین علیه السلام بوده است که به ذکر یک نمونه در این باره اکتفا می کنیم:
از خود مرحوم آیة الله شوشتری آورده اند که می فرمود:
پس از آنکه از تحصیل در حوزه نجف فارغ شدم و به وطن خود شوشتر بازگشتم، دریافتم باید برای آشنا کردن بیشتر مردم با معارف قرآن و اسلام تلاش کنم، به همین خاطر در گام نخست تصمیم گرفتم روزهای جمعه منبر بروم و با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، به خاطر انجام وظیفه به منبر خویش ادامه دادم، اما شیوه کار این گونه بود که تفسیر صافی را به دست می گرفتم و از روی آن مردم را وعظ و ارشاد می کردم و در آخر منبر هم، به بیان مشهور که هر غذایی به نمک نیاز دارد و نمک مجلس وعظ و ارشاد هم یادآوری مصیبت های جانسوز امام حسین علیه السلام است، به ناچار از کتاب روضة الشهداء مقداری مرثیه می خواندم.
ماه محرم را نیز که در پیش بود، به همین صورت گذراندم، اما به هیچ وجه توانایی جدایی از کتاب و منبر رفتن بدون کتاب را نداشتم و مردم نیز بدین صورت بهره کافی نمی بردند، اما به هر حال حدود یک سال به این صورت گذشت.
سال بعد با فرا رسیدن ماه محرم با خود زمزمه کردم که تا چه زمانی باید کتاب در دست گیرم و از روی کتاب مجلس و منبر را اداره کنم و تا کی نتوانم از حفظ منبر بروم؟ باید چاره ای بیندیشم و خویشتن را از این وضعیت ناگوار نجات بخشم، اما هر چه در این مورد اندیشیدم راه به جایی نبردم و بر اثر فکر زیاد، خستگی سراسر وجودم را فرا گرفت و از شدت نگرانی به خواب رفتم. در عالم رؤیا دیدم که در سرزمین کربلا هستم، آن هم درست به هنگامی که کاروان امام حسین علیه السلام در آنجا فرود آمده است. به همه جا نگریستم، چشمم به خیمه ای برافراشته افتاد، دریافتم که سپاه دشمن در صف های فشرده بر گرد خیمه امام حسین نشسته است، وارد شدم، سلام گرمی نثار آن سیمای نورافشان نمودم حضرت مرا در نزدیکی خویش جای داد و به حبیب بن مظاهر فرمود: حبیب! شیخ جعفر میهمان ماست، باید از میهمان پذیرایی کرد، درست است که آب در خیمه نیست، اما آرد و روغن موجود است، برخیز و برای میهمان ما غذایی آماده کن.
حبیب بن مظاهر به دستور امام حسین علیه السلام برخاست و پس از لحظاتی چند به خیمه وارد شد و غذایی پیش روی من نهاد. فراموش نمی کنم که قاشقی هم در ظرف غذا بود. چند قاشقی از آن غذای بهشتی صفت خورده بودم که از خواب بیدار شدم و دریافتم که از برکت زیارت آن حضرت و عنایت او، نکات و لطایف و کنایات و ظرافت هایی از آثار خاندان وحی و رسالت بر من الهام شده است که تا آن ساعت، بر کسی الهام نگشته و فهم کسی بر آنها از من پیشی نگرفته بود.(1)
کتاب خصایص الحسین از همان نکات، لطایف، و ظرافت هایی، برخوردار است که می توان گفت از همان نوع مطالبی است که بر او الهام شده و در این زمینه فهم کسی بر آن مطالب از او پیشی نگرفته است.
در گذشته ترجمه های چندی بر این کتاب نگاشته شده است که هر یک دارای ویژگی های هستند اما در این ترجمه سعی بر آن بوده که ترجمه به صورت رساتر و روانتر انجام گرفته و از سوی دیگر رعایت امانت شده باشد. با این امید که شاید متن فارسی هم از همان تأثیر که در کلام آن بزرگوار است برخوردار باشد.
در خاتمه اولا از عزیزانی که در فراهم آمدن این اثر با جان و دل تلاش کردند قدردانی نموده و در ثانی از ورثه مرحوم مغفور حاج حسین شیرزادگان که در مقدمات چاپ این اثر گرانبها عنایت داشتند سپاسگزارم و از درگاه الهی مسئلت دارم که همه آنها را در روز رستاخیز در زمره خدمتگزاران به آستان مقدس سالار شهیدان برانگیزد و در دنیا نیز مشمول عنایت و کرامت ویژه آن کعبه مقصود مقرر فرماید.
خلیل الله فاضلی

مقدمه کتاب (سیر روحی)

در معاصی شد همه عمرت تباه - قامتت خم گشته از بار گناه
موی تو در روسیاهی شد سفید - یعنی از ره قاصد مرگت رسید
در سیر از نفس خویش، برای خود رحمت خواستم و گفتم: ای نفس! آنقدر که به دیگران رحم می کنی بر خود رحم کن؛ مجهز شو و به داد خویش برس که در آستانه رحیلی. پیش از آنکه مرگ تو را برباید و در چنگ قهار مقتدر گرفتار آیی، فرصت ها را دریاب و آن را غنیمت شمار. آنگاه او را به زبان هر پیامبر و امامی موعظه کردم و به زبان حال گفتم و آنقدر گفتم که اندک تنبهی برایش حاصل شد و تذکر اندکی دست داد؛ به اندازه ای که اراده ای نه محکم و استوار، در پی داشت؛ چنان که نزدیک بود از تقرب به پروردگار، که تنها سبب نجات انسانی است، مأیوس گردد، اما سرانجام حالتی از امید پدید آمد که موجب سکون و اطمینان شد که تفصیل آن چنین است:
حالت نخست: ایمان موجب و معیار حصول نجات است.
آری، به ایمان که مدار قبول اعمال و شرط تحصیل نجات از اهوال و خطرات است، نظر افکندم؛ متأسفانه از نشانه های آن، چه ناقص و چه کامل اثری ندیدم، حتی از ضعیف ترین درجات ایمان و عالی ترین آن در قلب و اعضای خویش چیزی نیافتم که بتواند مانع از جاودانگی در آتش باشد. بعد از مدت طولانی، به اخلاق پسندیده نظر کردم؛ شگفتا که رذایل و خلاف اخلاق پسندیده را در خویش یافتم. اعمال صالح و طاعات و واجبات را مورد دقت قرار دادم؛ دیدم که صحت پذیرش آن شرایطی دارد که من حتی یک بار هم توفیق کسب آن را نداشته ام. در اینجا بود که خوف بر من چیره شد و به سر حد قنوط و یأس نزدیک شدم؛ اما:
حالت دوم: ولایت اهل بیت کشتی نجات است.
در همان حال که خوف و یأس بر من چیره شده بود امعان نظر کردم و وسایل سفر به سوی حق را مورد دقت قرار داده؛ دیدم که اولا من از امت نبی امی صلوات الله علیه و بخصوص از شیعیان علی و از موالیان اهل بیت علیهم السلام می باشم؛ آنان که راه مستقیم و صراط قویم و استوار و دژ محکم و ریسمان مستحکم الله و کشتی نجاتند، که هر کس در آن کشتی نشیند حتما نجات یابد. در این حال، حالت رجاء بر من عارض گردید و چراغ امیدی در دلم برافروخت.
حالت سوم: محبت اهل بیت علیهم صلوات الله نشانه هایی دارد.
پس دریافتم که وارد شدن در امت نبی اسلام صلی الله علیه و آله، نیاز به اقتدا به آن حضرت و پیروی عملی از او دارد.
و دیدم که شیعه راستین علی بودن نیاز به پیروی از آن بزرگوار، در اعمال و اوصاف دارد و شخصی که محب اهل بیت علیهم السلام است، باید یکی از نشانه های محبت و ولایت در او محقق شده باشد؛ در حالی که من هیچ یک از آن نشانه ها را در وجود خود نمی یابم. در این هنگام بود که مضطرب شده و خوف بر من چیره گشت؛ اما:
حالت چهارم: وسایل حسینی کارسازتر و دارای خصوصیتی ویژه است.
در حال خوف و یأس غوطه ور بودم که ناگهان اندیشه تقرب به ائمه علیهم السلام به من دست داد و دیدم که جلیل ترین وسایل از نظر فایده و عظیم ترین از نظر ثواب و پاداش، و عمومی ترین، شامل ترین و فراگیرترین همه از نظر حقیقت و منفعت و از جهت درجه و مقام، همانا وسایل حسینی، سید جوانان اهل بهشت، والد ائمه معصومین و سرور مظلومان، حضرت ابا عبدالله الحسین می باشد. و دریافتم که توسل به ایشان، دارای خصوصیتی منحصر به فرد و امتیازی مخصوص است که حتی شامل افضل از ایشان هم نمی شود؛ چرا که تفاوت در فضیلت مقامی است، و اتحاد انوار و طینت آنها، مقام و خصوصیتی دیگر.
پس در توسل به حسین علیه السلام، در روی آوردن به درگاه خداوندی، خصوصیتی یافتم؛ چرا که آن حضرت دری از درهای بهشت و کشتی نجات و چراغ هدایت است.(2) و با اینکه مقام نبوت و همه ائمه علیهم السلام درهای بهشتند، لکن باب الحسین، برای روندگان وسیع تر است.
همه ائمه علیهم السلام کشتی های نجاتند، اما کشتی حسینی در میان موج ها و طوفان ها سرعت بیشتری دارد و آسان تر به ساحل نجات می رسد. همچنین همه امامان چراغ هدایتند، ولی محدوده استضائه به نور حسین علیه السلام وسیع تر است. همه ائمه قلعه و پناه محکم و نفوذناپذیرند، لکن راه قلعه و دژ حسینی هموارتر است. در این حال بود که به نفس و شرکای آن گفتم: به سوی درهای حسینی بشتابید و به سلامت و اطمینان خاطر وارد آن شوید و به نام پروردگار سوار بر کشتی حسینی شوید که خداوند آمرزنده و مهربان است. به این انوار حسینی که به شما می نگرد، نظر کنید و از آن نور بر گیرید.
در این دم در نفس من شوق به این امر بیشتر شد، بویژه درباره آنچه که قبلا از علایم ایمان در وجود خود ناامید شده بودم، آنها را در وسایل حسینی یافتم و همچنین اعمالی را که فاقد آن بودم، پیدا کردم و به دو مطلب دست یافتم که اولی دلیل بر وجود ایمان و مطلب دوم دلیل بر وجود اعمال و عدم بطلان آنها بود که تفصیل هر یک به این شرح است:
اما مطلب اول: الف: حسین علیه السلام فرمود: من کشته اشک چشم هستم. نزد هیچ مؤمنی از من یاد نمی شود مگر اینکه برای مصیبت های ما غمگین شود و گریه کند. و این از صفات همه انبیاء علیهم السلام است. من این حالت را هنگام شنیدن نام آن حضرت در خود یافتم از این رو به اندکی از ایمان - حداقل در حد رفع جاودانگی در جهنم - در وجودم پی بردم.
ب: آنگاه که ماه محرم و عاشورا فرا می رسد دچار غم شده و حزن و اندوه بر من روی می آورد.
ائمه علیهم السلام نیز چنین بوده اند، و این امر را دلیل بر وجود اثری از ولایت ائمه در خود یافتم، چرا که گفته اند: شیعیان ما کسانی هستند که از زیادی گل طینت ما آفریده شده اند و به نور ولایت ما عجین گردیده اند، به آنان می رسد آنچه به ما می رسد. و اخبار نیز دلالت بر این معنا دارد که هر گاه محرم می شد، آثار گریه و اندوه بر هر یک از امامان عارض می گردید.
هیچ کس در ایام محرم امام صادق علیه السلام را خندان ندید و حضرت رضا علیه السلام در همه ایام عاشورا غمگین و محزون بودند و رنگ حضرت در اثر مصیبت حسین علیه السلام متغیر بود. حضرت در مجلس عزای حسینی می نشست و اهل بیتش نیز در پس پرده به عزای حسینی می نشستند. هر گاه کسی بر ایشان وارد می شد و اهل شعر بود، دستور می دادند درباره امام حسین علیه السلام مطلبی انشاء کند. چنانچه در قضیه دعبل خزاعی آمده است، و اگر کسی نبود حضرت خود مصائب جدش را یاد می کرد.
در روایت ریان بن شبیب آمده است که، وقتی روز اول محرم بر حضرت وارد شدم، فرمود: ای پسر شبیب اگر می خواهی گریه کنی، بر حسین گریه کن که او را [از قفا] سر بریدند و با او هیجده نفر از اهل بیتش، کشته شدند.
روش سایر امامان دیگر نیز همین بوده است. بنابراین، شکسته شدن دل به هنگام رؤیت هلال ماه محرم، نشانه علاقه به آن حضرت علیه السلام است. چنانچه با مقدار تأثر در این امر، تفاوت درجات ایمان مشخص می شود، چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی.
ج: ملاحظه غمزدگی، هنگام ورود به کربلا همان گونه که در روایات آمده، این از صفات پدرش علی علیه السلام و خواهرش زینب سلام الله علیها هنگام ورود به کربلا است.
د: دلیل دیگر، جاری شدن اشک چشم هنگام بوئیدن تربت پاک آن حضرت است که این از صفات جدش و علی علیهما السلام بوده است.
اما مطلب دوم: وقتی به دقت به اعمال خود می نگریستم، دریافتم که به خاطر نداشتن شرایط پذیرش، به راستی نمی توان بر بیشتر آنها نام واقعی عمل را اطلاق کرد؛ مثلا نمازم را در نظر گرفتم. نمی دانم نماز است یا نماز نیست، روزه ام نیز به همین گونه است. سایر اعمال عبادی ام نیز همین وضعیت را دارند.
اما از سوی دیگر به گریه ام بر امامی که "صاحب اشک جاری" است، نظر افکندم، ملاحظه نمودم که نمی توان اسم گریه و گریاندن بر آن حضرت را از آن سلب کرد. حداقل اگر تباکی حاصل گردد به راستی که تباکی است. و در روایت آمده است که کسی که بر حسین علیه السلام گریه کند یا به گریه آورد یا خود را شبیه گریه کننده قرار دهد، بهشت بر او واجب است. و چون این نشانه های ایمان را در خود یافتم و اطمینانم بیشتر شد، آنگاه حالت بعد بر من عارض گردید.
حالت پنجم: تأمل در اعمال، سازنده است.
اندکی در امر خود تأمل کردم و با خود گفتم: آنچه را احساس می کنم، می تواند برای جزئی از ایمان، علامت باشد و شاید به میزانی باشد که تو را بعد از طی مراحل عذاب در روز حشر و تحمل عذاب در دوران طولانی برزخ، از آتش ابدی نجات دهد، و حال آنکه تو از ناتوانی ات در مقابل بلای اندک دنیا و عقوبات آن و آنچه از سختی ها بر اهلش جاری می شود، آگاه هستی. بلکه تو می دانی که تحمل نعمت را هم نداری و از دوام نعمت ملول می شوی و دچار تکبر و فخر و خودنمایی می گردی. از سوی دیگر اگر ایمان ضعیف باشد، چه بسا که با کوچکترین حادثه ای زایل شود و به هنگام روی آوردن بلاها و طوفان هنگام مرگ، قلب دچار گمراهی شود، پس چه اطمینانی داری؟ آنگاه مضطرب شدم و حالتی دیگر بر من عارض شد.
حالت ششم: زیارت حسین زیارت خدا در عرش است.
در امور مربوط به امام حسین علیه السلام مطلبی یافتم که باعث کمال ایمان و تقویت و ثبات آن می شود؛ مانند این روایت که فرمود: کسی که حسین علیه السلام را زیارت کند، مانند کسی است که خدا را در عرش زیارت کرده باشد. و زیارت خدای تعالی، کنایه از نهایت نزدیکی به خدا است که این معنا نمی تواند برای ایمان عاریتی، و قلبی باشد که بعد از هدایت، منحرف شده است. همچنین است روایتی که می فرماید: زائر امام حسین علیه السلام، بعد از آنکه قصد مراجعت می کند، ملکی می آید و به او می گوید که خدای تو سلام می رساند و می فرماید که دوباره آغاز کن، خداوند گذشته را آمرزید. شخصی که خداوند بر او سلام می فرستد، غیرممکن است که او را از بزرگترین مصیبت ها - که همان از دست دادن ایمان است - در امان نگه ندارد. پس اطمینان پیدا کردم و دانستم که در وسایل حسینی چیزی است که از زوال و نیستی مصون است.
حالت هفتم: وسایل حسینی حسنه است.
بی شک وسایل حسینی، اعمال حسنه است. اما ممکن است در میان اعمال تو گناهان و سیئاتی باشد که آن اعمال را حبط کند؛ از این رو بار دیگر نگران شدم و دچار حالت دیگری گردیدم.
حالت هشتم: اعمال شخصی قابل حبط است.
در مورد حبط عمل اندیشیدم. دیدم که اعمال قابل حبط، اعمال خود شخص است و در وسایل حسینی اعمال صالحی است که در نامه عمل افراد به ثبت می رسد؛ که خوشبختانه از اعمال خود شخص به حساب نمی آید تا در معرض حبط قرار گیرد. چنانچه در روایات مربوط به فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام آمده است که برای زائر، حجی از حج های پیامبر نوشته می شود و حجی که پیامبر انجام دهد از اعمال شخص نیست تا حبط گردد؛ ضمن اینکه عمل نبی (ص) جزمی و حتمی است، و از عجایب این روایات، روایاتی است که از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است که حسین علیه السلام روزی در دامن پیامبر (ص) بود و حضرت با او بازی می کرد و او را می خنداند؛ عایشه گفت: چقدر به این بچه محبت داری؟ پیامبر فرمود: چگونه او را دوست نداشته باشم و از او به شگفت نیایم؛ که میوه قلب من، و روشنایی چشمان من است؛ اما امت در آینده او را می کشند. پس، کسی که او را بعد از وفاتش زیارت کند، خداوند برای او حجی از حج های من می نویسد.
عایشه تعجب کرد و گفت: حجی از حج های شما؟! فرمود: بلی، دو حج از حجهای من. عایشه گفت: دو حج از حج های شما؟! فرمود: بلی چهار حج. و این رقم را آنقدر بالا برد تا رسید به 90 حج از حج های رسول خدا با عمره هایش.
حالت نهم: از بین رفتن اعمال به وسیله مظالم.
ترسیدم روز قیامت حقوق مردم و مظالمی که ممکن است بر عهده من باشد، اعمال مرا ببرد و دست مرا از اعمال حسنه خالی کند و رهسپار جهنم شوم؛ زیرا در روایت آمده است: کسانی محشور می شوند که حسنات آنان بر فراز دستشان می درخشد، اما طلبکاران و صاحبان مظالم، آن حسنات را برده و از سیئات خود نیز بر عهده آنان نهاده و به عذاب الهی رهسپار می شوند؛ در این صورت حالت بعد به من دست داد:
حالت دهم: ثواب زیارت حسین محدود نیست و زوال نمی پذیرد.
ملاحظه این معنا که بر گریه امام حسین علیه السلام ثوابی مترتب می شود که حدی ندارد - و البته آنچه حدی ندارد زوال و نیستی نمی پذیرد؛ بنابراین هر قدر از آن بردارند، کم نخواهد شد - برایم روزنه امید و دریچه اطمینانی شد.
حالت یازدهم: امید پس از یأس و...
از طرفی ملاحظه کردم که شرط قبولی اعمال عبادی، قبولی نماز است و عبادت های دیگر پس از پذیرفته شدن نماز، قبول می شوند؛ در حالی که چه بسا نماز من پذیرفته نشود و اگر رد شود اعمال دیگر هم رد می شوند. بنابراین چگونه این اعمال که از وسایل حسینی است، پذیرفته می شوند؟
در این هنگام بود که امر بر من دشوار شد و می رفت تا بعد از عارض شدن این حالت ها و غلبه حالت های ضد و نقیض، یأس و ناامیدی بر من چیره شود که خدا بر من منت نهاد، امر من به رجاء و امیدی منتهی شد که به آن حالت های متعارض خاتمه داد و آن حالت بعدی می باشد.
حالت دوازدهم: امید مؤکد
این حالت، امید مرا مؤکد کرد؛ زیرا راه های اطمینان قلب و آنچه به من امنیت می بخشد، پیاپی شدند و خواص و ویژگی های عجیبی که در وسایل حسینی ملاحظه کردم آرامش خاطر و سکون قلب به من داد.
اولا: یکی از آن خواص این است که نوافل نمازهای واجب در پذیرفته شدن نماز واجب که پذیرش آن سبب پذیرش دیگر اعمال مکلفین می شود، اثر کامل دارد و کاستی های فرائض را رفع می کند. بنابراین چگونه وسایل حسینی که فضیلت بالاتری دارند، در قبول اعمال اثر نبخشند، حتما به طریق اولی اثر می بخشند.
ثانیا: قبول یا حبط اعمال و عبادات در جایی است که به اختیار و تکلف و قصد قربت از شخص مکلف سر زده باشد، در حالی که در وسایل حسینی مترتب شدن آثار، همیشه مربوط و منوط به اختیار نیست و وسایل حسینی اعمالی نیستند که رد یا حبط شوند یا بتوان آنها را از صاحبش گرفت. مانند رقت و دلسوزی بر مصائب امام حسین علیه السلام که گاهی با قصد و تأمل و ملاحظه این است که آن حضرت، امام مفترض الطاعة هستند، و گاهی رقت و بکاء بدون ملاحظه امری و فقط به محض شنیدن ماوقع حاصل می شود، هر چند که شخص، مظلوم را نشناسد، و همین قدر که بداند او یکی از بندگان خدا یا مسلمان است، حالت رقت و بکاء بر او دست می دهد.
حتی بالاتر از این، اگر بر مخالف اسلام هم این مصیبت ها وارد شود، شنونده دچار رقت و بکاء می شود. حداقل درباره کودکان و چگونگی مرگ ناشی از تشنگی آنها و کشته شدن با شمشیر و بر سینه امام حسین علیه السلام نشستن، یا با تیر بر دست مبارک ایشان زدن که در حالت طلب آب برای کودک شیرخوار تشنه خود بودند، چنین حالتی عارض می شود؛ چرا که نهایت آنچه دشمن درصدد انجام آن بر می آید، همانا مضروب و مجروح و اهانت بر کشته و مقتولی است که روی زمین افتاده است، اما بدن را زیر سم اسب در هم شکستن، سرها را از تن ها جدا نمودن و بر سر نیزه ها کردن و در جاهای مختلف گرداندن و بعد از 200 سال نبش قبر کردن، از جمله امور بسیار زشت و ناپسند و رقت انگیز است که بی اختیار موجب جاری شدن اشک می شود و بدون تردید این تأثرات موجب عنایت حق و جلب رحمت های باری تعالی می گردد. مگر نه این است که یونس به خاطر تأثر و اندوه بر مرگ موسی و هارون و آل عمران مورد عنایت حق واقع شد و عذاب دنیا از او رفع گردید،(3) پس چگونه خداوند کسی را که بر آل عمران و آل ابراهیم تأسف و اندوه به دل دارد، مأیوس کند؟!
هیچ عملی مانع از همه تأثیرات زیارت امام حسین علیه السلام نمی شود.
مؤثرات کلی قوی، اگر با مانعی همراه گردد، ممکن است تأثیر کلی را از دست بدهد، اما اثربخشی جزئی آن باقی خواهد بود. در توسل به امام حسین علیه السلام تأثیرات عظیمی است که هر گاه صفات و اعمال شخصی مانع از تأثیر تام آنها بشود، تأثیر جزئی آن باقی است.
و من به همان تأثیر جزئی قانع هستم؛ چرا که در تأثیر زیارت آن حضرت آمده است که زائرش شفیع ده یا صد نفر قرار می گیرد، یا به او گفته می شود دست هر کس را که دوست داری بگیر و او را وارد بهشت کن. و چون من خود را می بینم که درهای هفتگانه جهنم بر رویم باز شده است، بلکه در همین حال ملاحظه می کنم که با زنجیرها و غل هایش بر من احاطه دارد و نشانه های جاودانگی در آتش بر من ظاهر گردیده، امیدی ندارم که در روز محشر از شفیعان باشم، بلکه به این قانع هستم که کسی دست مرا بگیرد و از خطرات قیامت نجات دهد؛ حتی من قانع به این هستم که - ولو بعد از مدتی - مرا از جهنم بیرون آورد و از خلود در آتش نجات دهد. همچنین در فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام وارد شده است که زائر امام حسین در عرش با حضرت حق باری تعالی هم سخن می باشد. من در این جایگاه نیستم، و به این بسنده می کنم که فرشته ای از فرشتگان رحمت با من سخن بگوید.
همچنین در فضیلت زیارت آن حضرت آمده است که زائر ممکن است به این وسیله از ساقیان کوثر باشد، باز من چنین شایستگی و لیاقتی را ندارم، ولی راضی هستم از کسانی باشم که در میان آتش دوزخ، بهشتیان را مخاطب قرار داده و بگویم: از آن آب به ما هم بدهید و یکی از ساقیان کوثر مرا سیراب کند. و نیز در فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام وارد شده است که به واسطه زیارت ایشان، ممکن است شخص به مقامی برسد که با پیامبر اسلام همسفره شود و در بهشت با آن حضرت بر سر یک سفره بنشیند، که البته من این لیاقت را ندارم و به این بسنده می کنم که از درخت زقوم رهایی یابم. بنابراین، اگر این تأثیرات عظیم و قوی با موانع همراه گردد، آثار جزئی از آن سلب نخواهد شد.
مطلب دیگر اینکه ممکن است شخص در آن واحد به همه وسایل حسینی دست یابد که پائین ترین درجه آن تباکی بر آن حضرت است و بالاترین آن، شهادت در پیشگاهش می باشد که با حصول شهادت، در آن واحد، اجر و مزد همه عبادت ها حاصل می شود. و این چنین است که مثلا اگر مجلسی برای ذکر مصیبت های امام حسین علیه السلام برپا شد و در آن مجلس آنچه را بر ایشان رفت یادآور شوند و در آن مجلس بگریانند و گریه کنند و تباکی و حزن و غم و اندوه حاصل شود و دل به آن حضرت توجه پیدا کند و بر او درود و سلام بفرستد و این حالت با معرفت و توجه به مقام و عظمت آن حضرت و تصور حالت ایشان و آرزوی نصرت و یاری او و شهادت در پیشگاهش باشد، چنین شخصی به ثواب تمام وسایل حسینی دست یافته و همه عبادت های خدا را به جا آورده و حتی به ثواب شهادت در راه خدا نائل گشته است که ما اخبار و روایاتی را که دلالت بر این امور دارد، خواهیم آورد.
علاوه بر اینها، بر اساس آنچه که از اخبار و روایات استنباط می شود، چنان مجلسی، جمیع صفات مشاهد شریفه را داراست و دارای چهارده ویژگی می باشد.
مجلس حسین علیه السلام:
- مصلای خدا، یعنی محل صلوات خداوند بر اهل آن مجلس است،
- مشهد ملائکه مقرب درگاه الهی است،
- محل نیل به دعای پیامبر، علی، زهرا و مجتبی علیهم السلام است،
- مورد عنایت امام حسین علیه السلام است و به آن نظر دارند،
- محلی است که حسین علیه السلام اهل آن مجلس را مخاطب قرار داده و با آنان سخن می گوید،
- مورد عنایت و علاقه امام صادق علیه السلام است،
- عرفه است،
- مشعرالحرام است،
- حطیم است،
- محل طواف خانه خداست،
- قبةالحسین است،
- خاموش کننده شعله های فروزان آتش است،
- آبی است در بهشت به نام آب حیوان،
- و سرانجام مجلس حسین علیه السلام از مجالسی است که اولین آن قبل از خلق عالم و آخر آن محشر است.
و چون در این معانی تأمل و تعمق نمایی چگونه می توان تصور کرد که از این مجالس و مشاهد - با وجود این حالات و عبادات و فراهم بودن صفات - دست خالی و ناامید بیرون می آیی؛ و هر چند موانعی بر سر راه تأثیرات وجود داشته باشد، اما اندکی از پائین ترین مراتب یکی از تأثیرات، برای تو کافی است.
بعد از آنکه به این امور یقین پیدا کردم، به گفتگو با نفس پایان دادم و رجای واثق خالص به وسایل حسینی برایم حاصل گردید، آنگاه به صاحب این وسایل و مجالس روی آورده و پیمان بستم کتابی تألیف کنم که جامع تمام خصایصی باشد که آن حضرت را از همه مخلوقات، حتی انبیاء و امامان علیهم السلام، ممتاز می گرداند. من این کتاب را خصایص الحسین و مزایا المظلوم نام نهادم.
امید به فضل پروردگار دارم که آن را موجب روشنایی و نور قبرم قرار دهد و مرا از اهوال فزع اکبر ایمن بدارد و به وقت دادن نامه اعمال به دست بندگان، برایم عمل صالحی باشد و در آن روز باعث کرامت و سرور شود و در طول قرن ها موجب شود که نام و یادی از من فراهم آید.
بحول منه و قوة و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب
این کتاب دارای یک مقدمه و یازده عنوان است. مقدمه دربرگیرنده فهرست خصایص و اصول آن است؛ اما عناوین شامل این موارد است:
عنوان اول: درباره خصوصیات امام در عوالم وجود و جایگاه ها و مقامات ایشان از اول خلقت آن حضرت، قبل از آفرینش و بعد از آفرینش تا روز قیامت است و در آن هفت مقصد وجود دارد.
عنوان دوم: پیرامون خصوصیات، صفات و اخلاق و عبادات دایم مطلق ثابت آن حضرت در دوران عمر شریفشان است.
عنوان سوم: درباره صفات و اخلاق و عباداتی است که در روز عاشورا از آن حضرت بروز کرد.
عنوان چهارم: شامل الطاف و احترامات ویژه خداوند نسبت به آن حضرت است و در آن هشت مقصد می باشد.
عنوان پنجم: در بیان ظهور لطف خاص ربانی به آن حضرت است.
عنوان ششم: درباره خشوع هنگام ذکر و رقت و گریه بر امام حسین علیه السلام است.
عنوان هفتم: درباره ویژگی های زیارت امام حسین علیه السلام می باشد.
عنوان هشتم: درباره خصوصیات آن حضرت متعلق به قرآن مجید می باشد که دارای چندین مقصد است.
عنوان نهم: پیرامون خصوصیات امام متعلق به بیت الله الحرام است و در آن چهار مقصد وجود دارد.
عنوان دهم: درباره خصوصیات امام که متعلق به انبیای عظام است، می باشد و در آن چندین مقصد کلی و باب های خاصی وجود دارد که هر بابی مربوط به یکی از پیامبران است.
عنوان یازدهم: درباره موارد متعلق به خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله می باشد. من این عنوان را - به عنوان ختامه مسک - خاتمه جلد اول قرار دادم. و فی ذلک فلیتنافس المتنافسون(4)