فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

فصل

خداوند متعال در آیه ششم سوره هفتم (اعراف) فرموده است: «البته که ما کسانی را که پیامبران برای ایشان فرستاده شده اند (امتها)، سؤال می کنیم و هم از پیامبران خواهیم پرسید.» و در آیه 24 سوره بیست و چهارم (نور) فرموده است: «روزی که گواهی دهد بر آنان زبانها و دستها و پاهایشان به آنچه عمل کردند». و در آیه 65 سوره سی و ششم (یس) فرموده است: «امروز بر دهان آنان مهر خاموشی می زنیم و دستهای آنان با ما سخن می گویند و پاهایشان گواهی می دهند به آنچه به دست آورده اند». موضوع پرسش و سنجش در موقف محشر، هر چند که خداوند دانای به احوال بندگان است و دانای به نفس خویش، مانعی ندارد که برای آن غرض خاصی باشد. زیرا پرسش و سنجش و گواهی دادن اعضای بدن، فرق میان بهشتیان و دوزخیان را روشن و آشکار می سازد و از یک دیگر مشخص می شوند و بهشتیان شاد و بهره شان بیشتر می شود و برای ما هم اطلاع و دانستن آن موجب مصلحت در این جهان که سرای تکلیف است می باشد. و موضوع محاسبه مورد اجماع است و قرآن هم در آن مورد گواهی می دهد، همچون این گفتار خداوند که فرموده است: «و کفایت می کند اینکه خود ما بررسی کنیم.» همچنین موضوع گواهی دادن اعضا و نشر نامه های عمل مورد اجماع و در قرآن آمده است. ولی این پرسیدن هر چند همگانی است بر مؤمنان آسان و بر کافران دشوار است که در آن توبیخ و مناقشه است. و در مورد چگونگی گواهی دادن اندامها گروهی گفته اند: خداوند برهان و بیّنه یی می آورد تا گواهی دهد و برخی گفته اند: خداوند گواهی دادن را در آن به صورت مجاز به اندامها نسبت داده است و هر دو حال مجاز است، و گفته شده است: گواهی دهنده، خود شخص گنهکار است، بر خویشتن به آنچه کرده است، گواهی می دهد و به آن اقرار می کند که در این صورت، حقیقت است و مجاز نیست و گفته شده است در اندام و اعضاء نشانه هایی ظاهر می شود که دلالت بر فرق میان مطیع و گنهکار خواهد داشت و همه این امور جایز و خداوند داناتر است. شاعر چنین سروده است:
«پروردگارا! نمی دانم هنگامی که به من بگویی ای بنده من! چرا چنین و چنان کردی و گناه انجام دادی و از فرمان من سرپیچیدی چه پاسخ دهم.» دیگری گفته است: «پروردگارا! کاش می دانستم کنار میزان و پل صراط حال من چگونه است و در آن هنگام که دشمنان و شاکیان اطراف منند و انواع ستم و یاوه گویی های من به حضورت عرضه می شود.»

مجلس نود و چهارم در شفاعت و حوض

خداوند متعال در آیه 79 سوره هفدهم (اسراء) فرموده: است «باشد که خدایت به مقام محمود (شفاعت) برانگیزاند.» پیامبر (ص) خود فرموده اند: منظور از این مقام، مقامی است که در آن برای امت خویش شفاعت خواهم کرد. امام رضا (ع) فرموده است که پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس به حوض من ایمان نیاورد، خدایش کنار حوض من نرساند و هر کس به شفاعت من ایمان نیاورد، خدایش شفاعت مرا به او نرساند. همانا شفاعت من برای کسانی از امت من است که مرتکب گناهان کبیره شده اند و بر نیکوکاران که راهی و اعتراضی نیست. و به امام رضا (ع) گفته شد: ای پسر رسول خدا! معنی این آیه (آیه 28 سوره بیست و یکم) که می فرماید: «شفاعت نمی کنند مگر برای کسی که خدا از او راضی است» چیست؟ فرمود: یعنی برای کسی که خداوند از دین و آیین او خشنود است. و پیامبر فرموده اند: شفاعت من برای آن دسته از امت من است که مرتکب گناهان کبیره شده اند، غیر از شرک به خدا و ستم. امام صادق فرموده است: و هر کس سه چیز را منکر شود از شیعیان ما نیست، معراج و پرسش در گور و شفاعت. ابن عباس می گوید: چون سوره کوثر نازل شد، پیامبر (ص) به منبر رفتند و بر مردم آن را خواندند و چون فرود آمدند، مردم به ایشان گفتند: ای رسول خدا! این چیزی که خداوند به شما ارزانی فرموده است، چیست؟ فرمودند: جویی است در بهشت که از شیر سپیدتر و از قدح پایدارتر است (از تیر راست تر و انباشته تر است).
بر دو کرانه آن خیمه هایی از مروارید و یاقوت برپاست. پرندگانی سبز رنگ بر آن وارد می شوند که گردنهای کشیده یی همچون گردن شتران تنومند دارند. گفتند: ای رسول خدا! آن پرندگان چه نیکبختند. فرمودند: آیا به شما از نیکبخت تر از آنان خبر دهم؟ گفتند: آری: فرمودند: هر کس که از گوشت آن پرندگان بخورد و از آن آب بیاشامد، به رضوان خداوند فائز می شود. پیامبر (ص) فرموده اند: مخیر شدم که گروهی از امت من به بهشت بروند یا من شفاعت کنم و من شفاعت را برگزیدم، زیرا همگانی تر و پسندیده تر است. آیا می پندارید که برای مؤمنان پرهیزکار شفاعت خواهد بود که برای مؤمنانی است که آلوده و خطاکارند. میان مسلمانان در اینکه مقام شفاعت ثابت است اختلافی نیست ولی اهل وعید معتقدند که مقتضای شفاعت، فقط برای افزون کردن منافع عبادت و برتر شدن درجات است و ما می گوییم اقتضای آن، اسقاط زیان گناهان هم هست و دلیل بر باطل بودن ادعای کسانی که می گویند اقتضای آن فقط زیادی در منافع عبادت است، این است که هنگامی که ما از خداوند مسألت می کنیم تا بر درجات و کرامات رسول خدا بیفزاید، ما شفیع رسول خدا باشیم، و هیچ یک از مسلمانان چنین موضوعی را نه از لحاظ معنی معتقدند و نه از لحاظ لفظی. بنا بر این شفاعت ویژه اسقاط زیان گناهان است، هر چند زیادی منافع را هم در برگیرد.

مجلس نود و پنجم در رجاء و وسعت رحمت خدای متعال

خداوند متعال ضمن آیه 156 سوره هفتم (اعراف) فرموده است: «و رحمت من همه چیز را در بر گرفته است.» و ضمن آیه 43 سوره سی و سیم (احزاب) فرموده است: «و خداوند به مؤمنان مهربان است.» و ضمن آیه 53 سوره سی و نهم (زمر) فرموده است: «به آن دسته از بندگانم که بر خویشتن اسراف ورزیده اند، بگو از رحمت خداوند نومید مشوید.» و ضمن آیه 19 سوره چهل و دوم (شوری) فرموده است:
«خداوند نسبت به بندگان خود بسیار مهربان است». پیامبر (ص) فرموده اند: چون روز رستاخیز فرا می رسد، خداوند برای بنده مؤمن گنهکار خویش تجلی می فرماید و نخست او را بر یک یک گناهانش آگاه می سازد و سپس برای او آنها را می آمرزد و بر این کار هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسلی را آگاه نمی فرماید و آنچه را که بنده دوست ندارد کسی بر آن آگاه گردد، پوشیده می دارد و سپس به خطاهای او می فرماید، مبدل به حسنات شوید. امیر المؤمنین (ع) فرموده است: نسبت به چیزی که امیدی به آن نداری، امیدوارتر باش تا چیزی که امید آن را داری، که موسی بن عمران (ع) برای آنکه آتشی برای زن و فرزند خویش فراهم آورد، بیرون آمد و خداوند با او سخن فرمود و او در حالی که پیامبر شده بود، برگشت. ملکه سبا هم بیرون آمد و سپس همراه سلیمان (ع) مسلمان شد و جادوگران فرعون بیرون آمدند و همگان مؤمن به پیشگاه خداوند برگشتند. امام صادق (ع) فرموده است: چون روز رستاخیز فرا رسد، خداوند تبارک و تعالی چنان رحمت خود را گسترش می دهد که ابلیس هم بر رحمت حق تعالی طمع می بندد. پیامبر (ص) فرموده اند: در خواب دیدم که مردی از امت من بر لبه جهنم ایستاده است و امیدواری او به لطف خداوند آمد و او را از آن گرفتاری نجات داد. امام کاظم (ع) فرموده است: خدای متعال را هر روز جمعه هزار نفخه رحمت است که به هر بنده یی بخواهد، ارزانی می دارد. هر کس که پس از عصر جمعه، صد بار سوره قدر را بخواند، خدای عز و جل آن هزار رحمت و هزار رحمت دیگر چون آن را، به او عنایت می فرماید. امیر المؤمنین فرموده است: بر نیکان این امت هم از عذاب خدا احساس امان و زینهاری مکنید که خداوند سبحان فرموده است: «بجز زیانکاران، کسی از مکر خدا احساس ایمنی نمی کند.» و برای بدان این امت هم از بخشش و رحمت خداوند، نومید مباشید که خداوند سبحان فرموده است: «همانا غیر از کافران کسی از رحمت خدا نومید نمی شود» .
پیامبر (ص) فرموده اند: خداوند متعال روزی که آسمانها و زمین را آفرید، صد رحمت پدید آورد که فقط یک بخش آن را در زمین قرار داده است که به سبب همان رحمت مادر بر فرزند خویش و چهار پایان به یک دیگر مهرورزی می کنند و همچنین پرندگان و دیگر جانداران، و نود و نه بخش دیگر را برای روز قیامت اندوخته فرموده است و در آن روز این نود و نه را با رحمت این جهانی خود ضمیمه و آن را صد می کند. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس در دنیا گناهی کند و عذاب شود، خداوند عادل تر از این است که دوباره او را عذاب فرماید و هر کس در دنیا گناهی کند و خداوند آن را در این جهان پوشیده بدارد و او را عفو فرماید، گرامی تر از آن است که چون چیزی را عفو فرمود، دوباره به آن موضوع باز گردد. و همان حضرت فرموده اند: چون فرشتگان آنچه را نوشته اند، به آسمان ببرند، همین قدر که خدای متعال در آغاز و پایان آن نامه، کار نیکی را مشاهده فرماید، به فرشتگان می فرماید: گواه باشید که من آنچه را میان این نامه است، بر بنده ام آمرزیدم. و باز همان حضرت فرموده اند: نباید هیچ یک از شما بمیرد، مگر اینکه نسبت به خداوند متعال خوش گمان باشد، و خوش گمانی به خداوند بهای بهشت است. و فرموده اند: خدای متعال پیش از آنکه آسمانها و زمینها را بیافریند، به دست خویش کتابی (نامه یی) مرقوم داشته و زیر عرش نهاده است و از جمله مطالب آن این است که رحمت من بر خشم من پیشی گرفته است. و فرموده اند: سوگند به کسی که جان من در دست اوست، خداوند متعال بر بنده خویش مهربان تر از مادری مهربان و دلسوز به فرزندش می باشد. و باز همان حضرت فرموده اند: خدای، مبتران را لعنت کناد! و این سخن را سه بار تکرار فرمودند. پرسیده شد: ای رسول خدا! مبتران چه کسانی هستند؟ فرمودند: کسانی که مردم را از رحمت خدا نومید می کنند. خداوند متعال به موسی (ع) فرمود: قارون از تو یاری خواست و او را یاری ندادی و حال آنکه سوگند به عزت خودم، اگر از خودم فریاد خواهی می کرد، به فریادش می رسیدم و از گناهش درمی گذشتم. و روایت شده است که پیامبر (ص) به بالین جوانی که در حال مرگ بود، آمدند و فرمودند: خود را چگونه می یابی؟ گفت: به خدا امیدوارم، در عین حال بیم دارم. فرمودند: این دو حالت در دل بنده یی جمع نمی شود، مگر اینکه خداوند آنچه را امید دارد به او ارزانی و او را از آنچه بیم دارد، در امان می دارد. و گفته شده است برای یکی از پادشاهان بنی اسرائیل مردی از عابدان را وصف کردند. او را خواست و از او تقاضا کرد از هم صحبتان و ملازمان درگاه باشد. عابد به او گفت: ای پادشاه! چه نیکو سخنی گفتی، ولی اگر روزی به خانه خود در آیی و ببینی که من با کنیزک تو شوخی می کنم چه خواهی کرد؟ پادشاه خشمگین شد و گفت: ای تبهکار! آیا گستاخی تو چنان است که می توانی این سخن را بر زبان آوری؟ عابد گفت: مرا پروردگار کریمی است که اگر در روز هفتاد گناه از من ببیند، بر من خشم نمی گیرد و مرا از درگاه خویش نمی راند و از روزی خویش محروم نمی فرماید. پس چگونه ممکن است از درگاه او مفارقت جویم و به درگاه کسی بپیوندم که پیش از آنکه از فرمانش سرپیچی کنم، بر من خشم می گیرد. پس اگر مرا در حال سرپیچی و عصیان ببیند، چه کار خواهد کرد؟ سروده شده است:
«گناهان من بسیار است و یارای بر دوش کشیدن آن را ندارم. در عین حال، عفو تو از گناه من بزرگتر و باشکوه تر است.
پروردگارا! در این جهان رحمت تو مرا در برگرفته است و همانا که من به روز رستاخیز به رحمت تو نیازمندترم.»