فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

فصل

خداوند متعال در آیه 7 سوره هفتم (اعراف) فرموده است: «و سنجیدن در آن روز سنجش حق است و هر کس ترازویش سنگین باشد ...» و در آیه 13 سوره هفدهم (بنی اسرائیل) فرموده است: «کارنامه هر انسان را بر گردنش می نهیم و روز قیامت برای او نامه عملی بیرون می آوریم ...» و در بخشی از آیه 48 سوره هیجدهم (کهف) فرموده است: «و آنان در صفی به پروردگار تو عرضه می شوند». و در آیه 47 سوره بیست و یکم (انبیاء) فرموده است: «و قرار می دهیم ترازوهای عدل برای روز قیامت و به هیچ کس هیچ ستمی نخواهد شد ...». در مورد میزان برخی گفته اند: عبارت از عدل و برابری و قسمت صحیح است، همان گونه که می گویند گفتار فلان کس موزون است و کردارهایش موزون و سنجیده است، و این معنی پسندیده یی است که لایق به فصاحت کلام است و برخی گفته اند:
منظور از میزان، ترازویی دو کفه است و هر چند سنجش کارهای بندگان را با ترازو نمی توان سنجید ولی سنجش نامه های عمل که کردارها در آن ثبت می شود صحیح است و گفته شده است: نور در کفه یی و ظلمت در کفه دیگر نهاده می شود، و برای ما در این گونه اخبار از آن مصلحت در تکلیف است.

فصل

خداوند متعال در آیه ششم سوره هفتم (اعراف) فرموده است: «البته که ما کسانی را که پیامبران برای ایشان فرستاده شده اند (امتها)، سؤال می کنیم و هم از پیامبران خواهیم پرسید.» و در آیه 24 سوره بیست و چهارم (نور) فرموده است: «روزی که گواهی دهد بر آنان زبانها و دستها و پاهایشان به آنچه عمل کردند». و در آیه 65 سوره سی و ششم (یس) فرموده است: «امروز بر دهان آنان مهر خاموشی می زنیم و دستهای آنان با ما سخن می گویند و پاهایشان گواهی می دهند به آنچه به دست آورده اند». موضوع پرسش و سنجش در موقف محشر، هر چند که خداوند دانای به احوال بندگان است و دانای به نفس خویش، مانعی ندارد که برای آن غرض خاصی باشد. زیرا پرسش و سنجش و گواهی دادن اعضای بدن، فرق میان بهشتیان و دوزخیان را روشن و آشکار می سازد و از یک دیگر مشخص می شوند و بهشتیان شاد و بهره شان بیشتر می شود و برای ما هم اطلاع و دانستن آن موجب مصلحت در این جهان که سرای تکلیف است می باشد. و موضوع محاسبه مورد اجماع است و قرآن هم در آن مورد گواهی می دهد، همچون این گفتار خداوند که فرموده است: «و کفایت می کند اینکه خود ما بررسی کنیم.» همچنین موضوع گواهی دادن اعضا و نشر نامه های عمل مورد اجماع و در قرآن آمده است. ولی این پرسیدن هر چند همگانی است بر مؤمنان آسان و بر کافران دشوار است که در آن توبیخ و مناقشه است. و در مورد چگونگی گواهی دادن اندامها گروهی گفته اند: خداوند برهان و بیّنه یی می آورد تا گواهی دهد و برخی گفته اند: خداوند گواهی دادن را در آن به صورت مجاز به اندامها نسبت داده است و هر دو حال مجاز است، و گفته شده است: گواهی دهنده، خود شخص گنهکار است، بر خویشتن به آنچه کرده است، گواهی می دهد و به آن اقرار می کند که در این صورت، حقیقت است و مجاز نیست و گفته شده است در اندام و اعضاء نشانه هایی ظاهر می شود که دلالت بر فرق میان مطیع و گنهکار خواهد داشت و همه این امور جایز و خداوند داناتر است. شاعر چنین سروده است:
«پروردگارا! نمی دانم هنگامی که به من بگویی ای بنده من! چرا چنین و چنان کردی و گناه انجام دادی و از فرمان من سرپیچیدی چه پاسخ دهم.» دیگری گفته است: «پروردگارا! کاش می دانستم کنار میزان و پل صراط حال من چگونه است و در آن هنگام که دشمنان و شاکیان اطراف منند و انواع ستم و یاوه گویی های من به حضورت عرضه می شود.»

مجلس نود و چهارم در شفاعت و حوض

خداوند متعال در آیه 79 سوره هفدهم (اسراء) فرموده: است «باشد که خدایت به مقام محمود (شفاعت) برانگیزاند.» پیامبر (ص) خود فرموده اند: منظور از این مقام، مقامی است که در آن برای امت خویش شفاعت خواهم کرد. امام رضا (ع) فرموده است که پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس به حوض من ایمان نیاورد، خدایش کنار حوض من نرساند و هر کس به شفاعت من ایمان نیاورد، خدایش شفاعت مرا به او نرساند. همانا شفاعت من برای کسانی از امت من است که مرتکب گناهان کبیره شده اند و بر نیکوکاران که راهی و اعتراضی نیست. و به امام رضا (ع) گفته شد: ای پسر رسول خدا! معنی این آیه (آیه 28 سوره بیست و یکم) که می فرماید: «شفاعت نمی کنند مگر برای کسی که خدا از او راضی است» چیست؟ فرمود: یعنی برای کسی که خداوند از دین و آیین او خشنود است. و پیامبر فرموده اند: شفاعت من برای آن دسته از امت من است که مرتکب گناهان کبیره شده اند، غیر از شرک به خدا و ستم. امام صادق فرموده است: و هر کس سه چیز را منکر شود از شیعیان ما نیست، معراج و پرسش در گور و شفاعت. ابن عباس می گوید: چون سوره کوثر نازل شد، پیامبر (ص) به منبر رفتند و بر مردم آن را خواندند و چون فرود آمدند، مردم به ایشان گفتند: ای رسول خدا! این چیزی که خداوند به شما ارزانی فرموده است، چیست؟ فرمودند: جویی است در بهشت که از شیر سپیدتر و از قدح پایدارتر است (از تیر راست تر و انباشته تر است).
بر دو کرانه آن خیمه هایی از مروارید و یاقوت برپاست. پرندگانی سبز رنگ بر آن وارد می شوند که گردنهای کشیده یی همچون گردن شتران تنومند دارند. گفتند: ای رسول خدا! آن پرندگان چه نیکبختند. فرمودند: آیا به شما از نیکبخت تر از آنان خبر دهم؟ گفتند: آری: فرمودند: هر کس که از گوشت آن پرندگان بخورد و از آن آب بیاشامد، به رضوان خداوند فائز می شود. پیامبر (ص) فرموده اند: مخیر شدم که گروهی از امت من به بهشت بروند یا من شفاعت کنم و من شفاعت را برگزیدم، زیرا همگانی تر و پسندیده تر است. آیا می پندارید که برای مؤمنان پرهیزکار شفاعت خواهد بود که برای مؤمنانی است که آلوده و خطاکارند. میان مسلمانان در اینکه مقام شفاعت ثابت است اختلافی نیست ولی اهل وعید معتقدند که مقتضای شفاعت، فقط برای افزون کردن منافع عبادت و برتر شدن درجات است و ما می گوییم اقتضای آن، اسقاط زیان گناهان هم هست و دلیل بر باطل بودن ادعای کسانی که می گویند اقتضای آن فقط زیادی در منافع عبادت است، این است که هنگامی که ما از خداوند مسألت می کنیم تا بر درجات و کرامات رسول خدا بیفزاید، ما شفیع رسول خدا باشیم، و هیچ یک از مسلمانان چنین موضوعی را نه از لحاظ معنی معتقدند و نه از لحاظ لفظی. بنا بر این شفاعت ویژه اسقاط زیان گناهان است، هر چند زیادی منافع را هم در برگیرد.