فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

فصل

خداوند متعال در آیات 11 و 12 سوره نود (بلد) فرموده است: «به گردنه تکلیف تن در نداد و چگونه توانی دانست که آن عقبه و گردنه چیست؟» در باره صراط گروهی گفته اند: راهی به بهشت یا دوزخ است که برای بهشتیان فراخ و پیمودن آن آسان است و برای دوزخیان تنگ و پیمودنش دشوار است و برخی هم گفته اند: صراط عبارت از ادله و براهینی است که بهشتیان را از دوزخیان مشخص می سازد و موجب شناخت آن دو می شود. امام باقر (ع) در خبری طولانی فرموده است: سپس صراط نهاده می شود که تیزتر از لبه شمشیر است و بر آن سه پل قرار دارد، پل نخستین مربوط به امانت و رحم است و پل دوم مربوط به نماز است و پل سوم مربوط به عدل پروردگار جهانیان است که خدایی جز او نیست. بر همه تکلیف می شود که از آن بگذرند، نخست امانت و رحم آنان را باز می دارد. اگر از آن رهایی یابند، نماز بازشان می دارد و چون از آن باز رهند، به محضر عدل خدا می رسند و این است معنی گفتار خداوند که در آیه 14 سوره هشتاد و نهم (و الفجر) فرموده است: «همانا پروردگارت در کمینگاه ستمکاران است». مردم بر صراط گاه قدمی برمی دارند، گاه می لغزند و گاه آویخته می مانند و فرشتگان اطراف ایشان بانگ برمی دارند که ای خدای بردبار! بیامرز و گذشت فرمای و به رحمت خویش عنایت فرمای و ایشان را سلامت بدار و مردم بر آن چون پروانه اند و چون کسی به رحمت خداوند از آن نجات پیدا کند، به صراط می نگرد و می گوید: سپاس خداوندی را که مرا از تو نجات داد، آن هم پس از ناامیدی و به فضل خویش، همانا که پروردگار ما بسیار آمرزنده سپاسگزار است. امام صادق (ع) فرموده است: مردم از پل صراط گوناگون می گذرند. پل صراط باریک تر از موی و برنده تر از لبه شمشیر است. گروهی از آن همچون برق می گذرند، گروهی همچون تاخت اسب و گروهی دیگر، چون حرکت راهوار اسب و گروهی چون پیادگان می گذرند. گروهی هم آویخته و در حالی که آتش برخی از اندام ایشان را گرفته و برخی را رها کرده است، می گذرند.

فصل

خداوند متعال در آیه 7 سوره هفتم (اعراف) فرموده است: «و سنجیدن در آن روز سنجش حق است و هر کس ترازویش سنگین باشد ...» و در آیه 13 سوره هفدهم (بنی اسرائیل) فرموده است: «کارنامه هر انسان را بر گردنش می نهیم و روز قیامت برای او نامه عملی بیرون می آوریم ...» و در بخشی از آیه 48 سوره هیجدهم (کهف) فرموده است: «و آنان در صفی به پروردگار تو عرضه می شوند». و در آیه 47 سوره بیست و یکم (انبیاء) فرموده است: «و قرار می دهیم ترازوهای عدل برای روز قیامت و به هیچ کس هیچ ستمی نخواهد شد ...». در مورد میزان برخی گفته اند: عبارت از عدل و برابری و قسمت صحیح است، همان گونه که می گویند گفتار فلان کس موزون است و کردارهایش موزون و سنجیده است، و این معنی پسندیده یی است که لایق به فصاحت کلام است و برخی گفته اند:
منظور از میزان، ترازویی دو کفه است و هر چند سنجش کارهای بندگان را با ترازو نمی توان سنجید ولی سنجش نامه های عمل که کردارها در آن ثبت می شود صحیح است و گفته شده است: نور در کفه یی و ظلمت در کفه دیگر نهاده می شود، و برای ما در این گونه اخبار از آن مصلحت در تکلیف است.

فصل

خداوند متعال در آیه ششم سوره هفتم (اعراف) فرموده است: «البته که ما کسانی را که پیامبران برای ایشان فرستاده شده اند (امتها)، سؤال می کنیم و هم از پیامبران خواهیم پرسید.» و در آیه 24 سوره بیست و چهارم (نور) فرموده است: «روزی که گواهی دهد بر آنان زبانها و دستها و پاهایشان به آنچه عمل کردند». و در آیه 65 سوره سی و ششم (یس) فرموده است: «امروز بر دهان آنان مهر خاموشی می زنیم و دستهای آنان با ما سخن می گویند و پاهایشان گواهی می دهند به آنچه به دست آورده اند». موضوع پرسش و سنجش در موقف محشر، هر چند که خداوند دانای به احوال بندگان است و دانای به نفس خویش، مانعی ندارد که برای آن غرض خاصی باشد. زیرا پرسش و سنجش و گواهی دادن اعضای بدن، فرق میان بهشتیان و دوزخیان را روشن و آشکار می سازد و از یک دیگر مشخص می شوند و بهشتیان شاد و بهره شان بیشتر می شود و برای ما هم اطلاع و دانستن آن موجب مصلحت در این جهان که سرای تکلیف است می باشد. و موضوع محاسبه مورد اجماع است و قرآن هم در آن مورد گواهی می دهد، همچون این گفتار خداوند که فرموده است: «و کفایت می کند اینکه خود ما بررسی کنیم.» همچنین موضوع گواهی دادن اعضا و نشر نامه های عمل مورد اجماع و در قرآن آمده است. ولی این پرسیدن هر چند همگانی است بر مؤمنان آسان و بر کافران دشوار است که در آن توبیخ و مناقشه است. و در مورد چگونگی گواهی دادن اندامها گروهی گفته اند: خداوند برهان و بیّنه یی می آورد تا گواهی دهد و برخی گفته اند: خداوند گواهی دادن را در آن به صورت مجاز به اندامها نسبت داده است و هر دو حال مجاز است، و گفته شده است: گواهی دهنده، خود شخص گنهکار است، بر خویشتن به آنچه کرده است، گواهی می دهد و به آن اقرار می کند که در این صورت، حقیقت است و مجاز نیست و گفته شده است در اندام و اعضاء نشانه هایی ظاهر می شود که دلالت بر فرق میان مطیع و گنهکار خواهد داشت و همه این امور جایز و خداوند داناتر است. شاعر چنین سروده است:
«پروردگارا! نمی دانم هنگامی که به من بگویی ای بنده من! چرا چنین و چنان کردی و گناه انجام دادی و از فرمان من سرپیچیدی چه پاسخ دهم.» دیگری گفته است: «پروردگارا! کاش می دانستم کنار میزان و پل صراط حال من چگونه است و در آن هنگام که دشمنان و شاکیان اطراف منند و انواع ستم و یاوه گویی های من به حضورت عرضه می شود.»