فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

فصلی در روح

خداوند متعال در آیه 154 سوره دوم (بقره) فرموده است: «به کسانی که در راه خدا کشته می شوند، مردگان مگویید، بلکه آنان زندگانند ولی شما درک نمی- کنید.» و در آیه 169 سوره سوم (آل عمران) فرموده است: «آنانی را که در راه خدا کشته می شوند، مردگان مپندارید که آنان نزد پروردگارشان زندگانند و روزی داده می شوند و به آنچه خدای از فضل خویش به آنان ارزانی می دارد شادند، و به آنانی که هنوز به آنان نپیوسته اند مژده می دهند که بیمی بر ایشان نیست و آنان اندوهگین نمی شوند.» بدان که روح، جسمی رقیق و هوایی است که در مجاری بدن جریان دارد و خداوند متعال از ارواح آنان خبر داده است که اجساد ایشان در خاک پوسیده شده است و همانا در مرحله برزخ، نعمت و عذاب به ارواح ایشان می رسد. و آن که حقیقت انسان است، زنده است و پیکر و کالبد، همچون زره و لباسی است که برای صیانت ارواح است و این سخن بر مذهب کسانی است که معتقدند آدمی روح است و در نظر ما آدمی همین جمله معروف است و می گوییم همانا برخی از اجزای آدمی لطیف تر است و نعمت به آن می رسد، هر چند در این پیکر آدمی نباشد. خداوند متعال در آیه 46 سوره چهلم (مؤمن، غافر) فرموده است: «هم اکنون آتش دوزخ را بر آنها صبح و شام عرضه می دارند و چون روز قیامت شود ...» و این آیه، دلیل بر آن است که ارواح ایشان زنده است. به امام صادق (ع) گفته شد: گاهی در خواب چیزی دیده می شود و همان گونه صورت می پذیرد و گاهی خواب می بینند و هیچ منطبق با واقع نیست. فرمود: مؤمن چون می خوابد، از روح او حرکت ممتدی به سوی آسمان صورت می گیرد. هر چه را که روح مؤمن در ملکوت آسمان و جایی که محل تعیین سرنوشت و تدبیر است ببیند، حق و مطابق با واقع است و آنچه را در زمین ببیند، خوابهای پریشان است.
گفته شد: مگر روح مؤمن به آسمان می رود؟ فرمود: آری. گفته شد: یعنی چیزی در بدنش باقی نمی ماند؟ فرمود: اگر همه روح از بدن بیرون رود و چیزی در آن باقی نماند، در این صورت شخص می میرد. گفتم: پس روح چگونه از بدن بیرون می- رود؟ فرمود: مگر خورشید را در وسط آسمان نمی بینی که شعاع آن تا زمین گسترده است؟ روح هم همین گونه است، اصل آن در بدن و حرکت آن ممتد است. امام باقر (ع) فرموده است: بندگان چون می خوابند، ارواح ایشان به آسمان می رود. آنچه که روح در آسمان می بیند، حق و راست است و آنچه را که در هوا و فاصله زمین تا آسمان می بیند، خوابهای آشفته و بی ارزش است. همانا که ارواح سپاهیان متحدند، هر کدام یک دیگر را بشناسند، ائتلاف می کنند و هماهنگ می شوند و آنچه ناآشنا باشند، با یک دیگر اختلاف و ناهماهنگی دارند و هنگامی که ارواح در آسمانند با یک دیگر آشنا می شوند یا از یک دیگر نفرت می یابند و چون در آسمان آشنا و هماهنگ شدند، در زمین هماهنگ می شوند و هر گاه در آسمان نسبت به یک دیگر نفرت پیدا کنند، در زمین از یک دیگر نفرت پیدا می کنند. امیر المؤمنین علی (ع) می گوید: از پیامبر (ص) پرسیدم، چگونه است که مرد می خوابد و خوابهایی می بیند که گاه حق و گاهی باطل است؟ فرمودند: ای علی! هیچ بنده یی نمی خوابد مگر اینکه روحش به پیشگاه پروردگار برده می شود. آنچه در پیشگاه خدا می بیند حق است. سپس که خداوند فرمان به بازگشت روحش به بدنش می دهد، آنچه در فاصله آسمان تا زمین می بیند، خوابهای آشفته و پریشان است. امام صادق (ع) فرموده است: شیطان را عفریتی به نام هزع است که میان خاور و باختر انباشته است و همه شب به خواب مردم می آید. امیر المؤمنین (ع) فرموده است: روح نام فرشته یی از فرشتگان است که او را هفتاد هزار چهره است و هر چهره اش هفتاد هزار زبان دارد که با هر زبان به هفتاد هزار لغت خداوند را تسبیح و ستایش می کند و از هر ستایش او فرشته یی آفریده می شود که با دیگر فرشتگان روز قیامت پرواز می کند. برخی از حکیمان گفته اند: خداوند متعال روح را از پنج چیز آفریده است، نخست از جوهر نور، و دلیل بر این موضوع آنست که تا هنگامی که روح در بدن است، بدن نورانی است و دو چشم می بیند و گوش می شنود و زبان سخن می گوید و دل می اندیشد و کارهای ظاهری و باطنی از آن بروز می کند و چون روح از بدن زایل شد، همه این امور زایل می شود، و از جوهر بوی خوش، به این دلیل که تا در بدن روح قرار دارد، خوش بوست و چون از آن جدا شد، به شدت بدبو می شود، و از جوهر بقاء و زندگی، زیرا تا روح در بدن است، زنده است و چون روح از آن زایل می شود مرده است، و دیگر جوهر حیات، که تا روح در بدن است، حی است و چون روح از آن بیرون شود مرده است، و سرانجام از جوهر دانش که تا روح در آن است داناست و چون روح از آن بیرون می رود، دیگر چیزی نمی داند. شاعر چنین سروده است:
«مرگ زندگی مرا تیره ساخته و گناهانم آمرزیده نشده است و مرگ مرا تنها در صحراهای دور افتاده و وحشت زا افکنده است. ای کسی که در جستجوی گنجی! من اکنون گروگان گناهان و خطاهای درمانده کننده ام.»

مجلس نود و دوم در ذکر گور

ابن عباس می گوید: پیامبر (ص) سوره تکاثر را تلاوت فرمودند و گفتند تکاثر این است: که اموال را بدون حق جمع کنند و آن را از رساندن به مستحق و مصرف در راه حق باز دارند و در گنجینه ها بیندوزند و چون به گورهای خود درآیید، به زودی هنگامی که از گورها به محل جمع شدن و محشر خود برسید و صراط را بیاورند و بر دو کناره دوزخ نهند، به یقین چیزهایی را خواهید دانست و سپس از نعمتها که بر شما ارزانی شده، پرسیده می شوید. ابن عباس می گوید: از پنج نعمت پرسیده می شوید، خوراک، آشامیدنی گوارا و سرد، لذت خواب و سایه های خانه ها و اعتدال آفرینش. و در اخبار ما روایت شده است که نعمتی که از آن پرسیده می شود، نعمت ولایت علی بن ابی طالب (ع) است. امام صادق (ع) فرموده است، امیر المؤمنین (ع) به گورستان سر کشید و فرمود:
ای ساکنان خاک و ای اهل غربت! اما خانه های شما، دیگران در آن ساکن شدند و همسران ازدواج کردند و اموال شما تقسیم شد. اینها خبرهایی است که پیش ماست.
خبر پیش شما چیست؟ سپس آن حضرت روی به یاران خود کرد و فرمود: اگر به آنان اجازه سخن داده می شد، می گفتند و خبر می دادند که بهترین توشه پرهیزکاری است. امام صادق (ع) فرموده است: هر کس جنازه مؤمنی را تشییع کند تا او را دفن کنند، خدای عز و جل هفتاد هزار فرشته از فرشتگان تشییع کننده را بر آن شخص می گمارد که تا هنگام خروج او از گورش برای او آمرزش خواهی می کنند. و امام باقر فرموده است: هر کس جنازه مسلمانی را تشییع کند، روز قیامت به او چهار شفاعت ارزانی می شود و هیچ تقاضایی نمی کند و سخنی نمی گوید مگر اینکه فرشته به او می گوید، چنین چیزی برای تو خواهد بود.
ابو بصیر گفته است، امام صادق به من فرمودند: آیا هیچ گاه دردمند و دژم و اندوهگین نمی شوی؟ گفتم: چرا به خدا سوگند. فرمودند: هر گاه چنین می شوی، مرگ و تنهایی خودت را در گور به یاد آور که تخم چشمهایت بر گونه هایت فرو ریخته و مفاصل تو از یک دیگر گسسته و کرمها از گوشت تو می خورند و پوسیدگی خود را به خاطر آور و اینکه از دنیا بریده و کوتاه دستی، که این کار تو را به عمل وامی دارد و از آزمندی نسبت به دنیا باز می دارد. و چون حسن، پسر امام حسن مجتبی (ع)، درگذشت، همسرش فاطمه، دختر امام حسین (ع)، بر سر گورش خیمه یی زد و آنجا مقیم شد. شبها نماز می خواند و بر پا بود و روزها روزه می گرفت. این بانو از زیبایی چون فرشتگان بود. چون یک سال گذشت، به خدمتکاران خویش گفت: چون تاریکی شب فرا رسید، این خیمه را از جای بکنید. چون شب فرا رسید، شنید سروشی بانگ برداشته و می گوید: آیا آنچه را گم کرده بودند یافتند؟ و سروشی دیگر پاسخ داد: نه، که نومید شدند و بازگشتند. و روایت است که پیامبر (ص) در تشییع جنازه یی بودند و چون کنار گور رسیدند، چندان گریستند که اشگ جامه ایشان را خیس کرد و فرمودند: برادران من! برای چنین روزی آماده شوید. و همان حضرت فرموده اند: گور، نخستین خانه آخرت است. اگر کسی از آن برهد، امور پس از آن آسان تر است و اگر از عذاب آن رهایی نیابد، آنچه پس از آن است، دشوارتر است. گفته شده است، نوّاء، همسر فرزدق شاعر درگذشت. گروه بسیاری از سران بصره از جمله حسن بصری در تشییع جنازه اش حاضر شدند. حسن بصری به فرزدق گفت: ای ابو فراس! برای چنین روزی چه آماده کرده ای؟ گفت: گواهی هشتاد ساله «لا اله الا الله» و چون همسرش را به خاک سپردند، کنار گور ایستاد و چنین سرود:
«اگر مرا از عذاب گور در امان نداری، پس از آن از التهاب و شدت و سختی بیشتر بیمناکم، چون روز رستاخیز، رهروی تندخو و کشندگانی خشن، فرزدق را به سوی آتش بکشند، همانا آدمی زادگانی که با چشمان کبود و غل به گردن به سوی دوزخ برده شوند، سخت زیان کارند.» و سروده شده است:
«هر گاه برای یک بار سرپرستی کارهای قومی را عهده دار شوی، بدان که از تو در باره ایشان پرسیده می شود، و هر گاه جنازه یی را به گورستان می بری، بدان که سرانجام تو را هم پس از او همان جا می برند. ای کسی که گوری به ظاهر آراسته داری، شاید که زیر آن در غل و زنجیر کشیده باشی.»

مجلس نود و سوم در قیامت و صراط و نصب موازین

خداوند متعال در آیه 281 سوره دوم (بقره) چنین فرموده است: «بترسید از آن روزی که در آن به سوی خدا بازمی گردید». و در آیه 48 همان سوره فرموده است: «و بترسید روزی را که هیچ جزا داده نشود شخصی به جای شخص دیگری چیزی را، و هیچ شفاعتی پذیرفته نشود و فدایی، عوض شخص گرفته نخواهد شد و آنان در آن روز یاری داده نخواهند شد.» و در آیه 254 همان سوره فرموده است: «پیش از آنکه روزی فرا رسد که نه خریدی در آن است و نه دوستی و نه شفاعتی.» و در آیه 105 سوره سوم (آل عمران) فرموده است: «روزی که برخی از چهره ها سیاه و برخی سپید می شود.» و در همان سوره ضمن بیان مقام عیسی (ع) در آیه 55 فرموده است: «تو را پاک و منزه از آنانی که کافرند قرار می دهم و کسانی را که از تو پیروی کنند، برتر از آنان که کافرند تا روز قیامت قرار می دهم و سپس بازگشت شما پیش من است و میان شما در آنچه اختلاف دارید، حکم خواهم کرد.» در آیه 90 همان سوره فرموده است: «همانا کسانی که کافر شدند و در حال کفر مردند، اگر برای آزادی خود از عذاب خدا برابر همه زمین طلا به فدیه آورند، هرگز از هیچ یک از ایشان پذیرفته نمی شود.» و در آیه 42 سوره چهارم (نساء) در بیان شدت پشیمانی ایشان چنین فرموده است: «در آن روز آنان که کفر ورزیدند و از فرمان پیامبر سرپیچی کردند، دوست دارند که ای کاش با خاک یکسان بودند و از خداوند سخنی را و چیزی را پوشیده بتوانند داشت.» در آیه 36 سوره پنجم (مائده) چنین فرموده است: «آنانی که کافر شدند، اگر دو برابر آنچه در زمین است، همه اش برای آنان باشد و بخواهند آن را فدیه دهند تا به آن از عذاب روز قیامت در امان بمانند، از ایشان پذیرفته نمی شود و برای آنان عذاب دردناک است.» و خدای متعال در آیه 27 سوره ششم (انعام) فرموده است: «و اگر آنان را هنگامی که بر آتش باز دارندشان ببینی، در آن حال می گویند: ای کاش به دنیا برگردانده شویم تا دیگر به آیات خدای خود تکذیب نکنیم و از گروندگان باشیم.» در آیه بعد چنین فرموده است: «آری احوال قیامت که پیش از آن بر ایشان پوشیده بود، برای ایشان آشکار شود و اگر بار دیگر به دنیا برگردند، همانا به همان کاری که از آن نهی شده بودند، باز خواهند گشت و هر آینه که آنان دروغگویانند.» و در آیه 31 همان سوره چنین فرموده است: «به درستی که آنان که به لقاء خدا تکذیب کردند، زیان کارند. پس چون قیامت ناگهان آنان را فرا رسد، گویند وای بر ما که چه افراطی کردیم و آنان گناهان خویش را بر پشتهای خود گیرند. آری که چه بد بار گرانی بر دوش دارند. زندگی دنیا جز بازیچه و هوس نیست و همانا که سرای دیگر برای اهل تقوا نیکوتر است. آیا نمی اندیشید؟» و باز در آیه 158 همان سوره فرموده است: «روزی که بعضی از آیات پروردگارت فرا رسد، در آن روز ایمان آوردن کسی که پیش از آن ایمان نیاورده یا در ایمان خود کسب خیری نکرده است، سودی نمی بخشد.» و در آیه 37 سوره هشتم (انفال) فرموده است: «تا آنکه خداوند، پلید را از پاکیزه جدا سازد و پلیدان را بعضی با بعضی دیگر درآمیزد و با هم فراهم آورد. آنگاه همه را در آتش دوزخ افکند.» و در آیه 45 سوره دهم (یونس) فرموده است: «و روزی که همه را به محشر در آورد، گویا در دنیا بیش از ساعتی از روز درنگ نکرده اند و در آن روز یک دیگر را می شناسند.» و در آیه 102 سوره یازدهم (هود) فرموده است: «روز محشر روزی است که مردم در آن جمع شوند و جزای عمل خویش را ببینند.» و در آیه 77 سوره شانزدهم (نحل) فرموده است: «و کار قیامت (در سرعت) همچون چشم بر هم زدن یا نزدیک تر از آن است. به درستی که خداوند بر همه کاری تواناست.» و در آیه 13 سوره هفدهم (بنی اسرائیل) فرموده است: «و ما کارنامه هر انسانی را طوق گردنش ساختیم و روز قیامت کتابی برای او بیرون آوریم که آن را گسترده ببیند. تو خود کارنامه ات را بخوان که تو خود برای رسیدگی به حساب خود کافی هستی.» و خداوند متعال در آیات 47 تا 49 سوره هیجدهم (کهف) فرموده است: «و یاد آور روزی که در آن کوهها را به حرکت درآوریم و زمین را صاف و هموار بینی و همه را در محشر آوریم و یکی را فرو نگذاریم، و در صفی بر خدا عرضه کنند (و به کافران گفته شود) همان گونه که اول بار شما را آفریدیم، باز به سوی ما آمدید. بلکه پنداشته بودید که هرگز برای شما موعدی قرار نداده ایم، و در آن روز نامه خلق را پیش نهند و گناهکاران را از آنچه که در آن کارنامه است، بیمناک خواهی دید و می گویند:
ای وای بر ما! این چگونه نامه یی است که هیچ کار کوچک و بزرگ را فرو نگذاشته و همه را جمع کرده است؟ و همه کارهای خویش را حاضر یابند و خداوند به هیچ کس ستم نخواهد کرد.» و خداوند در آیه 47 سوره بیست و یکم (انبیاء) فرموده است: «و ما ترازوهای عدل را برای روز قیامت خواهیم نهاد و به هیچ کس ستم نخواهد شد و اگر عملی همچون دانه خردلی باشد، در حساب آوریم و تنها علم ما از همه حساب رسان کفایت خواهد کرد.» و در آیات نخست سوره بیست و دوم (حج) چنین فرموده است: «ای مردم! از خدای خود بترسید که زمین لرزه قیامت، حادثه بس بزرگی است. چون آن روز را ببینید، هر زن شیرده، کودک شیری خود را از بیم فراموش می کند و هر زن بارداری، بار رحم خویش بیفکند و مردم را چون مستان بینی و مست نیستند، بلکه عذاب خدا سخت است.» و در آیه 101 و دو آیه بعد سوره بیست و سوم (مؤمنون) چنین فرموده است: «و چون نفخه در صور دمیده شود، دیگر نسب و خویشی نخواهد بود و از یک دیگر حال نمی پرسند، و هر کس ترازویش سنگین است (و آنان که ترازویشان سنگین است) هم ایشان رستگارانند و آنان که ترازویشان سبک است هم آنان کسانی هستند که زیان کرده اند و در دوزخ جاودانه اند.» و در آیه 24 سوره بیست و چهارم (نور) فرموده است: «روزی که زبانها و دستها و پاهایشان بر کارهای ناشایسته ایشان و آنچه می کرده اند، گواهی می دهند.» و در آیه 33 سوره سی و یکم (لقمان) فرموده است: «ای مردم! از خدا بترسید و بیندیشید از روزی که نه هیچ پدری را به جای فرزند و نه هیچ فرزندی را به جای پدر، پاداش و کیفر ندهند. البته که وعده خدا بر حق است.» و در آیه 12 سوره سی و دوم (سجده) چنین فرموده است: «پروردگارا دیدیم و شنیدیم. ما را برگردان تا کار شایسته انجام دهیم که اکنون به چشم یقین مشاهده کردیم.» و در آیه 66 سوره چهل و سوم (زخرف) چنین فرموده است: «آیا به جز ساعتی انتظار خواهند کشید تا آنکه قیامت ناگهان آنان را فرا خواهد رسید و آنان غافل و بی خبرند.» و در آیه 41 سوره چهل و چهارم (دخان) فرموده است: «روزی که هیچ حمایت و یار و یاوری، کسی را از چیزی نرهاند و آنان یاری داده نشوند.» و در آیات 10 تا 22 سوره پنجاهم (ق) فرموده است: «و آنگاه که در صور بدمند، این است روز وعده گاه، و هر کسی حاضر می شود در حالی که با او دو فرشته است یکی که او را به محشر کشاند و دیگری که گواه است. همانا که از این در غفلت بودی تا پرده از کارت برداشتیم و امروز چشم تو تیز گردیده است.» و در آیه نخست سوره پنجاه و ششم (واقعه) فرموده است: «هنگامی که آن واقعه بزرگ (قیامت) واقع گردد». و در آیه 3 سوره شصتم (ممتحنه) فرموده است: «هرگز (روز قیامت) خویشان و فرزندان شما سودی به شما نمی رسانند. روز قیامت میان شما جدایی می افکند و خداوند به آنچه می کنید بیناست.» و در آیه 9 سوره شصت و چهارم (تغابن) فرموده است: «یاد آرید روزی که شما را در محشر جمع می فرماید و آن روز زیان و پشیمانی است.» و در آیه 9 تا 14 سوره هفتادم (معارج) چنین فرموده است: «و هیچ کس از خویشاوند خویش نپرسد. چون حقیقت حالشان را به آنها بنمایند، آن روز گنهکار دوست می دارد که کاش بتواند از عذاب آن روز با فدا دادن پسرانش و زن و برادرش و خویشاوندانش که او را حمایت می کردند و هر که روی زمین است، نجات یابد.» و در آیات 17 تا 22 سوره هفتاد و هشتم (نبأ) فرموده است: «همانا روز فصل (قیامت) وعده گاه خلق است. آن روز که در صور بدمند و فوج فوج به محشر آیند، و درهای آسمان که ابواب مختلف است، گشاده گردد و کوهها همچون سراب گردد.
همانا دوزخ در کمین است و جایگاه مردم سرکش است.» و در آیات 34 تا 41 سوره هفتاد و نهم (نازعات) چنین فرموده است: «پس چون آن واقعه بزرگ رخ دهد، روزیست که آدمی هر چه کرده است یاد آرد و دوزخ برای هر کس که ببیند، آشکار گردد. پس آن کس که سرکشی کرده و زندگی دنیا را برگزیده، دوزخ جایگاه اوست و آن کس که از مقام خدای خود ترسیده و نفس را از هوای نفس باز داشته است، همانا که بهشت جایگاه اوست.» و در آیات 33 تا 37 سوره هشتادم (عبس) چنین فرموده است: «آن روز که صدای بلند آسمانی فرا رسد، آن روز که هر کس از برادرش می گریزد و از پدر و مادر و زن و پسرانش هم می گریزد، برای هر کس از ایشان در آن روز چنان گرفتاری است که به کسی نتواند پرداخت.» امام صادق (ع) فرموده است: قیامت برای پرهیزکاران، جشن عروسی است. امام رضا (ع) فرموده است: سخت تر و وحشت انگیزتر جاها برای این مردم (آدمی) سه جایگاه است، روزی که از شکم مادر بیرون می آید و زاییده می شود و این جهان را می بیند، و روزی که می میرد و آخرت و اهل آن را می بیند، و روزی که از گور برانگیخته می شود و احکامی را می بیند که در دنیا مانندش را ندیده است و همانا که خداوند متعال در آیه چهاردهم سوره نوزدهم (مریم) بر یحیی (ع) برای این سه مورد، آرزوی سلامتی فرموده و ترس او را امان داده است. و فرموده است «سلام حق بر او باد در روز تولدش و روزی که می میرد و روزی که در آن زنده برانگیخته می شود.» و عیسی بن مریم (ع) در آیه 33 همان سوره برای خود در این سه مورد متعال آرزوی سلامتی کرده است «و سلام حق بر من باد روزی که به دنیا آمدم و روزی که می میرم و روزی که زنده برانگیخته می شوم. (2» امام صادق فرموده است: روز قیامت بنده یی پیر و سالخورده را می آورند که چون نامه عملش به او سپرده می شود، به ظاهر چیزی جز خطاها و کارهای زشت در آن دیده نمی شود. بررسی آن طول می کشد و آن بنده عرضه می دارد: پروردگارا! آیا فرمان می دهی که مرا در آتش افکنند؟ خدای جبار جل جلاله می فرماید: آزرم می کنم که تو را عذاب دهم و حال آنکه در دنیا برای من نماز می خواندی. این بنده مرا به بهشت برید. پیامبر (ص) فرموده اند: هیچ بنده یی به روز قیامت نمی تواند گام از گام بردارد تا آنکه در مورد چهار چیز از او پرسیده شود، از مدت عمرش که چگونه سپری ساخته است و از جوانیش که چگونه آن را گذرانیده است و از اموالش که چگونه به دست آورده و چگونه هزینه کرده است و از دوستی او با اهل البیت. امام صادق فرموده است: چون خداوند اراده فرماید که مردم را زنده کند و بر انگیزاند، چهل شبانروز آسمان بر زمین باران می بارد. مفاصل جمع و بر آن گوشت روییده می شود. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است: روز قیامت گور هیچ کس شکافته نمی شود مگر اینکه دو فرشته بازوان او را می گیرند و می گویند: دعوت پروردگار عزت را پاسخ بگوی. همانا بزرگترین اندوهها روز قیامت، اندوه کسی است که مالی را از حرام و راه نافرمانی خدا به دست آورده باشد و آن را کس دیگری به ارث برده و در راه فرمانبرداری از خداوند هزینه کرده باشد و به آن طریق وارد بهشت شود و حال آنکه شخص اول وارد دوزخ شود.