فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

مجلس هفتاد و هشتم در اندوه و گریستن از بیم خدا

خداوند متعال در آیه 170 سوره آل عمران فرموده است «از آنان مترسید و اگر مؤمنید از من بترسید.»
و در بخشی از آیه 5 سوره پنجم (مائده) فرموده است «از ایشان مترسید و بترسید از من.» و در بخشی از آیه 52 سوره شانزدهم (نحل) فرموده است «می ترسند از پروردگارشان از بالای خود.» و در بخشی از آیه 22 سوره سیزدهم (رعد) فرموده است: «می ترسند از پروردگارشان و بیم دارند از بدی حساب.» و در بخشی از آیه 90 سوره بیست و یکم (انبیاء) فرموده «از راه بیم و امید ما را فرا می خوانند و برای ما خضوع کنندگانند.» و در بخشی از آیه 77 سوره بیست و هشتم، ضمن بیان قوم قارون چنین فرموده است «شادی مکن که خداوند بسیار شادی کنندگان را دوست نمی دارد.» و در آیه 59 سوره پنجاه و سوم (نجم) فرموده است «آیا از این سخن شگفت می کنید و می خندید و نمی گریید.» پیامبر (ص) فرموده اند: هر چشمی روز رستاخیز گریان است مگر سه چشم، چشمی که از بیم خدا بگرید و چشمی که از کارهای حرام چشم پوشی کند و چشمی که در راه خدا شب را باز و بیدار بماند. امام باقر (ع) فرموده است: سلیمان بن داود (ع) گفته است، همه چیزها که به مردم داده شده و داده نشده است به ما عنایت شده است و آنچه که مردم می دانند و نمی دانند به ما آموخته شده است و هیچ چیز را برتر از بیم خدا در نهان و آشکار، و میانه روی در توانگری و نیازمندی، و گفتن سخن حق در راه خدا، در حال خشم و رضا، و تضرع در همه حال به سوی خدا، نمی دانیم. امام صادق (ع) فرموده است، شگفت می کنم از کسی که از چهار چیز بیم داشته باشد، چگونه به چهار چیز پناه نمی برد، تعجب می کنم از کسی که می ترسد، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» پناه نمی برد، که شنیدم خدای عز و جل در پی آن فرمود «به نعمت و فضلی از خدا رسیدند که هیچ بدی به آنان نمی رسد.»، و شگفت می کنم از کسی که اندوهگین است، چگونه به این گفتار خداوند پناه نمی برد که فرموده است «لا اله الا انت، سبحانک انی کنت من الظالمین» و خداوند در پی آن می فرماید «پس او را از اندوه رهانیدیم و این چنین مؤمنان را نجات می دهیم.» و شگفت می کنم از کسی که نسبت به او مکر و خدعه شده است چگونه به این گفتار خداوند که می فرماید «و کار خود را به خداوند وامی گذارم که خداوند بینای بر بندگان است» پناه نمی برد، زیرا خداوند در پی آن فرموده است «و خداوند او را از همه بدیها که اندیشیده بودند مصون داشت.»، و تعجب می کنم از کسی که دنیا و زیور آن را می خواهد چگونه به این گفتار خداوند پناه نمی برد که فرموده است «آنچه خداوند می خواهد و هیچ نیرو و قوتی نیست مگر به خداوند.»، و در پی آن می فرماید «بر فرض که مرا از خودت دارای مال و فرزند کمتری می بینی، چه بسا که خداوند بهتر از باغ تو به من ارزانی فرماید. (1» امام صادق (ع) فرموده است، نسبت به خداوند امیدوار باش، چنان امیدی که تو را به سرپیچی از فرمان او نکشد و از خداوند بیم داشته باش، چنان بیمی که تو را از رحمتش ناامید نگرداند. همان حضرت فرموده است، گریه کنندگانی که بسیار گریسته اند، پنج تن هستند، آدم، یعقوب، یوسف، فاطمه دختر محمد (ص) و علی بن حسین (ع). اما آدم (ع) بر دوری از بهشت چندان گریست که بر روی دو گونه اش دو آبراهه اشک آشکار شد، و یعقوب (ع) بر فراق یوسف چندان گریست که بینایی چشمش از میان رفت و به او گفته شد، به خدا سوگند همواره یوسف را یاد می کنی تا آنجا که بیمار شوی یا از هلاک شدگان باشی، و یوسف چندان بر فراق یعقوب گریست که زندانیان به او گفتند یا شب گریه کن و روز آرام بگیر یا روز گریه کن و شب آرام بگیر و او با آنان همین گونه قرار گذاشت. و فاطمه (ع) بر فراق رسول خدا (ص) چندان گریست که مردم مدینه به ستوه آمدند و پیام دادند ما را از بسیاری گریه خود به ستوه آوردی و آن بانوی بزرگوار به مقبره شهیدان (احد) می رفت و آنجا هر چه می خواست می گریست و سپس بر می گشت. اما علی بن حسین (ع) بر امام حسین (ع) بیست تا چهل سال گریست و هیچ گاه خوراکی مقابل ایشان نمی نهادند مگر آنکه می گریست تا آنجا که یکی از بردگانش گفت: ای پسر رسول خدا! فدایت گردم، من بر تو بیم دارم که هلاک شوی. فرمود:
همانا اندوه و شکایت خود را به خدا می برم و من از خداوند چیزها می دانم که شما نمی دانید. وانگهی هیچ گاه کشتارگاه و چگونگی به خاک و خون کشیده شدن فرزندان فاطمه (ع) را به یاد نمی آورم مگر اینکه عقده، گلویم را می فشرد. موسی (ع) عرضه داشت: پروردگارا! پاداش کسی که از بیم تو بگرید و چشمش اشک بریزد چیست؟ فرمود: ای موسی! چهره اش را از سوزش آتش رستاخیز محفوظ و او را از بیم بزرگ در امان می دارم. امام صادق (ع) فرموده است: چون مرگ حضرت امام حسن مجتبی فرا رسید، شروع به گریستن فرمود. گفتند: ای پسر رسول خدا! با وجود قرب منزلت خود به پیامبر (ص) که در باره تو چنان فرموده اند و با آنکه بیست بار پیاده حج گزارده ای و سه بار اموال خود را با خدای خود تقسیم کرده ای که حتی یک لنگه کفش را داده ای و لنگه یی را نگهداشته ای، باز هم گریه می کنی؟ فرمود: آری، بر دو چیز می گریم، نخست بیم رستاخیز و دوم فراق دوستان. پیامبر (ص) فرموده اند: مردی از امت خود را در خواب دیدم که کارنامه اش به سوی دست چپش می رفت. بیم او از خداوند کارنامه اش را بگرفت و در دست راستش نهاد و مردی دیگر از امت خود را دیدم که به سوی آتش برده می شود، اشکهایی که از بیم خدا ریخته بود او را از آتش نجات داد. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس چشمش از بیم خدا اشک فشاند، در برابر هر قطره اشکش برای او در بهشت کاخی آراسته به مروارید و جواهر ساخته می شود که در آن نعمتهایی است که هیچ چشم ندیده و هیچ گوش نشنیده و بر دل هیچ کس خطور نکرده است. امام صادق فرموده است، ممکن است گاه فاصله میان بنده یی تا بهشت بیش از فاصله زمین تا عرش باشد به سبب گناهانش، و اگر او از بیم خدای عز و جل و پشیمانی بگرید، چنان فاصله اش با بهشت نزدیک می شود که چون پلکش به تخم چشمش. و نظایر آن پیامبر فرموده اند، خداوند متعال چنین فرموده است: سوگند به عزت و جلال خودم که بنده خود را دو بیم نمی دهم و برای او دو امان فراهم نمی کنم، اگر در دنیا از خوف من در امان باشد، روز قیامت او را در بیم می اندازم و اگر در دنیا از من بیم داشته باشد در آخرت امانش می دهم. مردی از انصار می گوید: روز بسیار گرمی، پیامبر (ص) در سایه درختی نشسته بودند. مردی آمد و جامه از تن بیرون آورد و شروع به غلتیدن بر روی ریگهای گرم کرد. گاه پشت و گاه شکم و گاه پیشانی خود را بر خاک و ریگ می نهاد و می گفت:
ای نفس! مزه گرما را بچش که آنچه در محضر خداوند است، به مراتب سخت تر از این است که من با تو انجام می دهم. پیامبر (ص) به آنچه او می کرد، می نگریستند و چون آن مرد جامه پوشید، اشاره فرمودند و او را فرا خواندند. چون آمد، پرسیدند:
ای بنده خدا! کاری انجام دادی که ندیده بودم کسی دیگر از مردم انجام دهد. چه چیزی تو را بر این کار واداشت؟ گفت: بیم از خداوند مرا به این کار واداشت و به نفس خویش گفتم، بچش که آنچه در محضر خداوند است، بیش از این است که من نسبت به تو انجام دادم. پیامبر فرمودند: همانا از خدای خود آنچنان که سزاوار است می ترسی و همانا خدایت به اهل آسمان به این کار تو مباهات می ورزد. سپس به یاران خود گفت: ای حاضران! به این دوست خود نزدیک شوید تا برای شما دعا کند. آنان نزدیک شدند و او دعا کرد و چنین عرضه داشت: پروردگارا! کار ما را بر هدایت استوار کن و توشه ما را تقوی، و بهشت را جایگاه بازگشت ما قرار بده. امام سجاد (ع) فرموده است، ای آدمی زاده! تا آنگاه که برای تو پند دهنده ای از نفس تو وجود دارد و با همت خویش کار خود را محاسبه می کنی و خوف، جامه زیرین و اندوه، جامه رویی تو است به خیر خواهی بود. ای آدمی زاده! همانا که تو می میری و برانگیخته می شوی و از کار تو می پرسند. برای آن پاسخ آماده دار . پیامبر فرموده اند: هر کس بر گناه خود چندان گریه کند که اشکهایش بر ریشش (چهره اش) روان شود، خدای چهره اش را بر آتش حرام می فرماید.
و نیز فرموده اند: هر کس از بیم خدا به اندازه بال مگس از چشمش اشک بیرون آید، خداوند او را از بیم بزرگ در امان می دارد. و فرموده اند: چون مردم به دیدار داود (ع) می آمدند، او را بیمار می پنداشتند و حال آنکه او را بیماری یی جز ترس از خداوند و آزرم از او نبود. و فرموده اند: بنده مؤمن میان دو بیم است، یکی بیم روزگار گذشته که نمی داند خداوند نسبت به آن با او چه خواهد فرمود و دیگر روزگار باقی مانده از زندگیش که نمی داند خداوند برای او چه مقدر فرموده است. باید آدمی از خویش برای خویش توشه برگیرد و از دنیای خود برای آخرت توشه بردارد که سوگند به آن کس که جان من در دست اوست، پس از مرگ عذر خواهی وجود ندارد و پس از دنیا فقط دو سرای است، بهشت و دوزخ. امام علی بن الحسین (ع) چنین سروده است:
«پادشاهی توانگر که قضای او باز نمی گردد، دانای کارگزاری که فرمانش روان و چیره است. هر عزیزی در قبال عزت او چهره بر خاک می ساید و هر دولتمندی در قبال خدای بزرگ کوچک است.
همانا پادشاهان سرکش در قبال عزت صاحب عرش خاشع و تسلیم و کوچکند.
خداوند با توجه به آنچه از گرفتاری های دنیا که می بینی، فرمان به رها کردن آن و زهد و پارسایی داده است. پس تلاش و کوشش کن و غافل مباش که زندگی تو از میان رونده است و تو به جهان دیگر و وادی مرگ خواهی رفت.
و دنیا را مجوی که بر فرض به آنچه از آن می جویی برسی، وصول به آن هم برای تو زیان بخش است.» دیگری سروده است:
«ای نفس! کوشش کن و آماده شو برای روزی که در آن روز از همسر کاری ساخته نیست و پدر و مادر مهربان به تو مهری نمی ورزند و دسته و گروه تو را پناه نمی دهد.»

مجلس هفتاد و نهم در فضیلت فقر و به اندازه کفاف داشتن و نظایر آن

خداوند در بخشی از آیه 275 سوره دوم فرموده است «از برای درویشانی است که در راه خداوند محاصره و باز داشته شده اند». در بخشی از آیه 52 سوره ششم (انعام) فرموده است «و آنان را که پروردگارشان را بامداد و شامگاه فرا می خوانند، طرد مکن.» و در بخشی از آیه 27 سوره هیجدهم (کهف) فرموده است «و شکیبا گردان نفس خویش را با آنان که فرا می خوانند پروردگارشان را در بامداد و شبانگاه و می خواهند رضایت او را.» و در آیه 164 سوره دوم فرموده است «ای مردمان! بخورید از آنچه در زمین است حلال و پاکیزه و پیروی مکنید گامهای شیطان را که همانا او برای شما دشمنی آشکار است.» و در آیه 167 همان سوره فرموده است «ای آنان که ایمان آورده اید، بخورید از پاکیزه هایی که به شما روزی کردیم و خدا را شکر گزارید، اگر او را می پرستید.» و در آیه بیستم سوره مزمل فرموده است «می داند که بزودی ممکن است گروهی از شما بیماران باشند و گروهی در حال رفت و آمد در زمین و جستجو از فضل خداوند باشند و دیگران در راه خدا جهاد کنند.» خداوند متعال میان کسانی که کسب و بازرگانی می کنند و مجاهدان درجه یی مساوی بیان فرموده است. و خداوند متعال در آیه 30 سوره هفتم (اعراف) فرموده است «و بخورید و بیاشامید و اسراف مکنید که او مسرفان را دوست نمی دارد.» و خداوند متعال در آیه 130 سوره بیستم (طه) به پیامبرش فرموده است «و چشمهای خود را مگشای به سوی آنچه کامیاب کردیم به آن اصنافی از ایشان را از خوشی زندگانی این جهانی تا آنان را مفتون سازیم در آن و روزی پروردگار تو بهتر و پاینده تر است.» و در آیه بعد فرموده است «و فرمان بده کسانت را به نماز و صبر کن بر آن. ما از تو روزی نمی خواهیم که ما تو را روزی می دهیم و انجام نیک از پرهیزکاران است.» امام کاظم (ع) فرموده است، پیامبران و فرزندان و پیروان واقعی ایشان به سه خصلت اختصاص دارند، دردمندی در بدنها و بیم از پادشاهان و تنگدستی. امام رضا (ع) فرموده است، هر کس مسلمان تنگدستی را ببیند و بر او آن گونه که به ثروتمند سلام می دهد، سلام ندهد، خدا را روز قیامت در حالی ملاقات می کند که خداوند بر او خشمگین خواهد بود. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، فقر و تنگدستی آدم زیرک را از بیان برهان خودش الکن و گنگ می کند. آدم تنگدست در شهر خویش هم غریب است.
خوشا به حال کسی که رستاخیز را یاد می کند و برای حساب عمل می کند و به میزان روزی و کفایت قناعت می کند. توانگر در غربت، گویی در وطن خویش است و تنگدست در وطن خویش، گویی در غربت است. قناعت، مالی است که نابود نمی شود. تنگدستی، مرگ بزرگ است. خداوند سبحان در اموال توانگران به اندازه روزی مستمندان وظیفه مقرر فرموده است. هیچ فقیری گرسنه نمی ماند مگر آنکه توانگر از پرداخت وظیفه خودداری کند. فروتنی توانگران برای نیازمندان چه نیکوست به شرط آنکه برای کسب رضای خداوند باشد و بهتر از آن بی اعتنایی نیازمندان به توانگران است، برای نشان دادن توکل بر خداوند. قناعت، گنج بی پایان است. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس مرد یا زن مؤمنی را به سبب فقر و تنگدستی او تحقیر کند، خداوند روز رستاخیز او را نخست به همگان معرفی و سپس رسوا می کند. پیامبر فرموده اند: پروردگارا! مرا مسکین زنده بدار و مسکین بمیران. و در گروه مسکینان محشور فرمای. پیامبر (ص) فرموده اند: پروردگارا! مرا مسکین زنده بدار و مسکین بمیران و گفته شده است مردی به حضور پیامبر (ص) آمد و گفت: به خدا سوگند شما را در راه خدا دوست می دارم. فرمودند: اگر مرا دوست می داری، برای فقر آماده شو که فقر به سوی کسی که مرا دوست بدارد، شتابان تر از ریزش و حرکت سیل است. و همان حضرت فرموده اند: به کسانی که از شما فروترند بنگرید و به کسانی که از شما فراترند منگرید که موجب آن می شود نعمتهای خدا را کوچک مشمارید. و همان حضرت فرموده اند: چون خدای بنده یی را دوست بدارد، او را در دنیا گرسنه می دارد. گفتند: چگونه؟ فرمودند: در جایی که خوراک ارزان و خیر فراوان هم پیدا می شود دوست خدا گاه خوراکی که شکم خود را با آن سیر کند نمی یابد. و فرموده اند: درهای بهشت بر بینوایان و مستمندان گشوده است و رحمت خداوند بر آنان که مهربانند فرو می آید و خداوند از سخاوتمندان خشنود است. و فرموده اند:
فقر بر دو گونه است: فقر دنیا و فقر آخرت، فقر در این جهان بی نیازی آخرت است و بی نیازی در این جهان نیازمندی آخرت و هلاک و نابودی است. و پیامبر (ص) فرموده اند: به من وحی نشده است که مال بیندوزم و از بازرگانان باشم، ولی به من وحی شده است که به ستایش پروردگارت تسبیح بگوی و از سجده کنندگان باش و خدایت را تا آنگاه که مرگ به تو روی می آورد، پرستش کن. لقمان به پسرش فرموده است: پسرک من! هیچ کس را به سبب کهنگی جامه اش تحقیر مکن که خدای تو و خدای او یکی است. امام صادق (ع) فرموده است: چون روز قیامت فرا می رسد، دو بنده مؤمن که هر دو از اهل بهشت خواهند بود برای حساب می ایستند، یکی فقیر در دنیا و دیگری توانگر. فقیر می گوید: پروردگارا! من برای چه اینجا بایستم و سوگند به عزت خودت می دانی که مرا به ولایتی نگماشتی که در آن دادگری یا ستم کرده باشم و مالی به من ارزانی نفرمودی که حق آن را پرداخته یا نپرداخته باشم و روزی من هم که فقط به اندازه کفایت می رسید و تو خود می دانی و چنین مقدر فرموده بودی. خدای جل و جلاله می گوید: بنده ام راست می گوید، رهایش کنید به بهشت برود.
دیگری همچنان عرق ریزان می ماند و از او چندان عرق جاری می شود که اگر چهل شتر بیاشامند، سیراب می شوند و سپس به بهشت وارد می شود. آن مرد فقیر از او می پرسد: چه چیز تو را معطل داشت؟ می گوید: طول بررسی حساب، مرتب در مورد یکی پس از دیگری مورد پرسش واقع می شدم و آمرزیده می گردیدم و از چیز دیگر پرسیده می شدم تا آنکه سرانجام خداوند به رحمت خود مرا پوشاند و به توبه کنندگان ملحق فرمود. تو کیستی؟ می گوید من همان فقیری هستم که هم اکنون در حساب با تو بودم. می گوید: آری، نعمتها چهره ات را شاد و دگرگون ساخته است. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، پاک نکردن تارهای عنکبوت از خانه و ادرار کردن در حمام و چیز خوردن در حال جنابت و خلال کردن به چوب شوره گز و شانه زدن ایستاده و باقی گذاردن خاکروبه در خانه و سوگند دروغ و زنا کردن و آزمندی و خوابیدن میان نماز مغرب و عشاء و خوابیدن پیش از طلوع خورشید و عادت به دروغ و بسیار گوش دادن به آواز خوش و چیزی عطا نکردن به فقیر مرد در شب و ترک اندازه نگهداشتن و گسستن پیوند خویشاوندی، موجب فقر و تنگدستی است. سپس فرمودند، آیا حالا به شما از چیزهایی که بر روزی می افزاید خبر دهم؟
گفتند: آری، فرمود: جمع میان دو نماز و خواندن تعقیب پس از نماز صبح و عصر و رعایت پیوند خویشاوندی و طلب آمرزش و جارو کردن کنار خانه و همراهی با برادر دینی و صبح زود در طلب روزی رفتن و امانت داری و سخن حق گفتن و پاسخ موذن را دادن (همخوانی با موذن) و سخن نگفتن در مستراح و ترک آزمندی و سپاسگزاری از منعم و پرهیز از سوگند دروغ و شستن دست (وضو گرفتن) پیش از خوراک خوردن و خوردن ریزه های نان و خوراک که در سفره ریخته است روزی را می افزاید و هر کس در روز سی بار سبحان الله بگوید، خداوند هفتاد نوع گرفتاری را از او برطرف می فرماید که آسان تر آن فقر است. عیاشی (عباسی) از حضرت رضا در باره چگونگی هزینه بر عیال سؤال کرد.
فرمودند: بین دو مکروه. گوید، گفتم: فدایت گردم، نفهمیدم. فرمود: خدایت رحمت کناد! مگر نمی دانی که خداوند اسراف و امساک را خوش نمی دارد و فرموده است «و آنان که چون انفاق کنند نه اسراف می ورزند و نه امساک می کنند و میان آن در حد اعتدال باشند.» پیامبر (ص) فرموده اند: از کلاغ سه خصلت را بیاموزید، جفت گیری پوشیده و پرهیز و سحرگاه در طلب روزی بیرون شدن. و همان حضرت فرموده اند: هر کس صبح کند در حال سلامت جسم و امنیت خاطر و داشتن روزی روزانه، گویی همه دنیا برای او آماده است. ای پسر جشعم! برای تو از دنیا همان مقدار که گرسنگی تو را جلوگیری کند و جامه یی که برهنگی تو را بپوشاند و حجره یی که بر سرت سایه افکند، کافی است و اگر چهار پایی هم برای سواری داشته باشی چه بهتر و گر نه نان و نمکی کافی است و در مورد چیزهای دیگر بر تو حساب و عذاب است. همان حضرت فرموده اند: قناعت، گنجی است که فنا نمی پذیرد. و فرموده اند:
بی نیازی در فراوانی آبرو نیست، همانا بی نیازی، بی نیازی نفس است. ذو القرنین گفته است: هر کس قناعت کند، از مردم روزگارش آسوده است و بر اقران خویش بیشی دارد. مسیح (ع) فرموده است: آز را از دل خود بیرون کن تا بند از پایت بگسلد. و پیامبر (ص) فرموده اند: هیچ توانگر و فقیری نیست مگر آنکه روز قیامت آرزو می کند که ای کاش در دنیا فقط به اندازه روزی و کفاف می داشت. عیص بن قاسم می گوید، به امام صادق (ع) گفتم: از قول پدرت روایتی نقل می شود که پیامبر (ص) هیچ گاه از نان گندم سیر نشده اند. آیا صحیح است؟ فرمود:
پیامبر (ص) هرگز نان گندم نخوردند و از نان جو هیچ گاه سیر نشدند. عایشه هم می گفته است، پیامبر (ص) تا هنگام رحلت هیچ گاه از نان جو هم سیر نشدند. پیامبر (ص) می فرموده اند: پروردگارا! روزی محمد (ص) را به اندازه کفاف روزانه قرار بده. عایشه می گفته است: همواره دنیا بر ما سخت و تیره بود تا آنکه پیامبر (ص) رحلت فرمودند. پس از رحلت ایشان دنیا بر ما فرو بارید، فرو باریدنی. و گفته شده است که پیامبر (ص) تا هنگام رحلت هیچ گاه بر سفره رنگین ننشستند و هیچ گاه نانی که از آرد بیخته فراهم شده باشد، نخوردند. حضرت علی بن ابی طالب (ع) از ابو جحیفه نقل می فرماید که می گفته است:
در حالی که از سیری باد گلو می زدم به حضور پیامبر رسیدم. فرمودند: باد گلویت را بگیر که آن کس از مردم که در دنیا سیرتر باشد، روز رستاخیز از همگان گرسنه تر است. پیامبر (ص) فرموده اند: گرسنگی، پرتو حکمت و معرفت است و سیری، موجب دوری از خداوند است. دوستی درویشان موجب تقرب به خداوند است. خود را سیر مکنید که نور معرفت در دلهای شما خاموش می شود و هر کس با خوراکی اندک بخوابد، فرشتگان سیه چشم بر گرد او شب زنده داری می کنند.
دلهای خود را با بسیار خوردن و آشامیدن نمیرانید، زیرا دلها هم چون گیاهان اگر بیش از اندازه آب بخورند، می میرند. و از آن حضرت پرسیدند: چه چیزی بیشتر انسان را به جهنم می برد؟ فرمودند:
دو چیز میان تهی، شکم و فرج. و فرموده اند: هر کس برای عیال خود در طلب حلال کوشش کند، در راه خداوند است و همانا طلب کسب حلال، واجب واجب است.
و فرموده اند: هر کس روزی حلال بخورد، فرشته یی بالای سرش می ایستد و تا هنگام فراغت او از خوردن، برایش آمرزش می طلبد و چون لقمه یی از حرام در شکم بنده قرار گیرد، همه فرشتگان آسمانها و زمین او را نفرین می کنند و تا چیزی از آن لقمه در درونش باشد خدای به او نمی نگرد و هر کس لقمه یی از حرام بخورد، همانا گرفتار خشم خداست. اگر توبه کند، خدای توبه اش را می پذیرد و اگر مرگ او را در رباید و توبه نکرده باشد، آتش بر او سزاوارتر است. شاعر چنین سروده است:
«ای سرزنش کننده فقر! دلگیر مباش که اگر به دیده عبرت بنگری، عیب توانگری بیشتر است. از جمله برتری و شرف فقر بر توانگری، اگر با نظر درست بنگری، این است که تو برای رسیدن به ثروت مرتکب گناه می شوی و حال آنکه برای آنکه فقیر باشی، مرتکب نافرمانی خداوند نمی شوی.» شافعی چنین سروده است:
«ای نفس! اگر به میزان کفاف و روزی بسنده کنی، همواره گرامی و بی نیازی. آزمندی ها و آرزوها را از خود دور کن و رها ساز که چه بسیار آرزو که مرگ را فرا می آورد.» دیگری چنین سروده است:
«آزمندی ها تو را از خانه جاودانگی (بهشت، رستاخیز) غافل می دارد و لذت زندگانی که وصول به آن سودبخش نیست و در حلال آن نقش حساب خورده است و حرام آن موجب رسیدن به زقوم (نام درختی است در دوزخ) در روز رستاخیز است.»

مجلس هشتادم در آشکارا سلام دادن

خداوند متعال در آیه 88 سوره چهارم (نساء) فرموده است «و چون تحیت داده شوید به تحیتی، پس تحیت دهید به بهتر از آن، یا همان گونه تحیت دهید. به درستی که خداوند بر همه چیز محاسب است.» و در آیه 54 سوره ششم (انعام) فرموده است: «و چون کسانی که به آیتهای ما ایمان آورده اند پیش تو آیند، بگو سلام بر شما باد، پروردگار شما بر خویشتن رحمت را نوشته است.» و در آیه 61 سوره بیست و چهارم (نور) فرموده است: «پس چون به خانه ها درآیید، پس سلام کنید بر خودتان سلام کردنی از نزد خداوند فرخنده و پاکیزه.» و در آیه 9 سوره پنجاه و هشتم (مجادله) فرموده است: «و چون پیش تو آیند و تو را به چیزی تحیت گویند که خدایت آنچنان تحیت نفرموده است.» روایت شده است که یهودیان پیش پیامبر آمدند و گفتند: السام علیک و سام در لغت ایشان به معنی مرگ است و پیامبر در پاسخ فرمودند و بر شما، و خداوند این آیه سوره مجادله را نازل فرمود. و پیامبر فرموده اند: به هر کس که پیش از سلام دادن، سخنی بگوید، پاسخ مدهید و نیز فرموده اند: هیچ کس را تا سلام نداده است به خوراک خویش فرا مخوانید. امام باقر (ع) فرموده است: سه چیز از درجات پسندیده و سه چیز از کفارات و سه چیز از بدبختی ها و سه چیز از خوشبختی هاست. آن سه چیز که درجه است، آشکار ساختن سلام و خوراک دادن به مردم و خواندن نماز شب در حالی که مردم خوابیده باشند، می باشد. و آن سه چیز که کفاره و موجب آمرزش و پوشش گناهان است، نیکو وضو گرفتن در صبحگاهان و شامگاهان سرد و رفتن روز و شب به نماز جماعت و محافظت بر حضور آن است. سه چیزی که از بدبختی هاست، بخل و امساک و هوای نفس حاکم و شیفتگی آدمی به خویشتن است. و آن سه که از خوشبختی ها و مایه های رستگاری است، بیم از خداوند در نهان و آشکار و میانه روی در حال توانگری و تنگدستی و گفتن کلمه حق در حال خشنودی و خشم است.
امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است که رسول خدا از سلام دادن به چهار کس نهی فرمودند، بر مست تا هنگامی که مست است و بر کسی که پیکرتراش است و بر آن کس که نرد می بازد و بر آن کس که بازی چهارده می کند و من یکی دیگر را که پنجمی است می افزایم و می گویم بر شطرنج باز سلام مدهید. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است: بر شش تن شایسته نیست سلام داده شود و شش خصلت از خصلتهای قوم لوط است. اما آن شش تنی که سلام دادن بر آنان روا نیست، یهودیان و مسیحیان و نرد و شطرنج بازان و میگساران و نوازندگان بربط و طنبور و کسانی که با دشنام دادن به مادران شادی می کنند و شاعران هستند. و آن چیزها که از خوی های قوم لوط است، مهره بازی (تیله بازی) و تلنگر زدن و جویدن سقز (آدامس) و دامن بر زمین کشیدن و باز گذاشتن دگمه های قبا و پیراهن است. امام باقر (ع) فرموده است: بر یهودیان و مسیحیان و زرتشتیان و بت پرستان و میزبانان میگساران و نرد و شطرنج بازان و فرومایگان و شاعرانی که به زنان شوهردار تهمت می زنند و بر نمازگزاران سلام مدهید- نمازگزاران، از این روی که نمی توانند پاسخ دهند، زیرا سلام دادن مستحب و پاسخ آن واجب است- و بر رباخواران و بر کسی که برای قضای حاجت نشسته است، و بر کسی که در گرمابه است و کسی که آشکارا گناه می کند نیز سلام مدهید. همان حضرت فرموده است: فرشته یی از فرشتگان از کنار مردی که بر در خانه یی ایستاده بود گذشت. از آن مرد پرسید: چه چیزی تو را بر در این خانه بر پا داشته است؟ گفت: برادر دینی من است، خواستم بر او سلام دهم. فرشته پرسید:
آیا میان تو و او پیوند خویشاوندی است و یا برای نیازی آمده ای؟ گفت: نه میان من و او خویشاوندی است و نه برای حاجتی آمده ام، فقط حرمت برادری دینی است و من به خاطر پروردگار جهانیان، احوال او را می پرسم و سلام می دهم. فرشته گفت:
من فرستاده خداوند هستم، خدایت سلام می رساند و می فرماید همانا که به خاطر من چنین کردی و من بهشت را بر تو واجب کردم و از خشم خویش تو را معاف داشتم و از آتش پناه دادم. معنی اینکه بنده یی به برادر دینی خود سلام می دهد این است که برای تو از سوی خود سلامت آرزو می کنم، مانند این گفتار خداوند است که می فرماید:
«فسلام لک من اصحاب الیمین» یعنی سلامت، و گفته شده است هنگامی که کسی به بنده مطیع و پرهیزگار سلام می دهد، معنای آن این است که او را به سبب فرمانبرداری از خداوند گرامی داشته و پاداش داده است و چون بر گنهکاران سلام می دهد، معنای آن این است که بیدار شو و غافل مباش. پیامبر (ص) فرموده اند: سلام، یکی از نامهای خداوند است. آن را میان خود آشکار سازید و همانا انسان مسلمان چون از کنار قومی بگذرد و بر ایشان سلام دهد، بر فرض که آنان پاسخ ندهند، کسی که از ایشان بهتر است و پاکیزه تر، پاسخ خواهد داد. و همان حضرت فرموده اند: همانا ناتوان ترین مردم کسی است که از دعا کردن ناتوان باشد و بخیل ترین مردم کسی است که از سلام دادن بخل بورزد. عمار بن یاسر (رضی الله عنه) می گفته است: سه چیز است که هر کس در خود فراهم آورد ایمان را در خود فراهم آورده است، بخشش در تنگدستی و انصاف دادن نسبت به خویشتن و سلام دادن به دانشمند و عالم.