فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

مجلس هفتاد و یکم در تشویق بر مخالفت با خواسته های نفسی و نفس

خداوند متعال در آیه سیزدهم سوره سوم (آل عمران) فرموده است: «آراسته شد برای مردمان دوستی خواسته های نفسی از داشتن زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سیم ....». و در آیه 53 سوره دوازدهم (یوسف) فرموده است «و بری نمی دارم نفس خود را که هر آینه نفس، امرکننده به بدی است.» و خداوند متعال در آیه چهلم سوره هفتاد و نهم (النازعات) فرموده است «و اما آنکه بترسد از مقام پروردگارش و باز دارد نفس را از خواهش، همانا که بهشت جایگاهش خواهد بود.» پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس به جای سرزنش دیگران نفس خود را سرزنش و تنبیه کند، خدایش او را از بیم روز قیامت در امان می دارد. امام سجاد (ع) فرموده است، حق نفس تو بر تو این است که آن را به فرمانبرداری خداوند بگماری. پیامبر (ص) فرموده اند: شگفتا از مردمی که از بیم بیماری از خوراک پرهیز می کنند، چگونه از بیم آتش، از گناه خودداری نمی کنند. امام سجاد فرموده است، خداوند می فرماید، هر گاه بندگانی که مرا می شناسند گناه و از فرمان من سرپیچی کنند کسی را بر آنان چیره می سازم که مرا نشناسد. پیامبر (ص) فرموده اند: مادر حضرت سلیمان به او گفت: پسرکم! از خواب فراوان شب پرهیز کن که خوابیدن بسیار در شب، آدمی را روز رستاخیز فقیر می دارد. و همان حضرت فرموده اند: فراوانی شوخی کردن، آبرو را می برد و بسیار خندیدن، ایمان را نابود می سازد و بسیار دروغ گفتن، ارج آدمی را از میان می برد. به امام صادق (ع) گفته شد، رستگار چگونه شناخته می شود؟ فرمود: به اینکه کردارش با گفتارش هماهنگ باشد و چنان کسی رستگار است و هر کس کردار و گفتارش هماهنگ نباشد، ایمانش عاریتی است. پیامبر (ص) فرموده اند: خداوند متعال می فرماید که من پروردگارم، پروردگاری جز من نیست، من پادشاهان (قدرتمندان) را آفریده ام و دلهای ایشان در دست من است.
هر قوم که مرا اطاعت کنند، دلهای پادشاهان را بر ایشان مهربان قرار می دهم و هر قوم که از فرمان من سرپیچی کنند، دلهای پادشاهان را بر ایشان خشمگین قرار می دهم.
هر آینه خود را با دشنام دادن به قدرتمندان مشغول مدارید و به سوی خدا باز گردید و توبه کنید که من دلهای آنان را بر شما مهربان کنم. پیامبر فرموده اند: همانا ممکن است بنده یی برای یک گناه از گناهانش، صد سال در دوزخ بماند (منتظر بماند) و حال آنکه به زنان و برادران خود که در بهشت باشند، بنگرد.
امام صادق (ع) فرموده است، هر کس برای او اندرز دهنده یی از دلش نباشد و بازدارنده یی از خواهشهای نفسی نداشته باشد و برای او همنشینی که راهنمایش باشد، نباشد، گردن در اختیار دشمن خود (شیطان) نهاده است. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، پیامبر (ص) گروهی را به سریه یی (مأموریت جنگی) فرستادند و چون بازگشتند، به آنان فرمودند: خوش آمد و درود بر قومی که جهاد کوچک را انجام دادند و جهاد بزرگ بر عهده ایشان باقی مانده است. گفته شد:
ای رسول خدا! جهاد بزرگ چیست؟ فرمود: جهاد با نفس و سپس افزودند، بهترین جهادها، جهاد کسی است که با نفس خود که میان دو پهلوی اوست پیکار کند. پیامبر (ص) می گوید که خداوند متعال چنین فرموده است: هر بنده که مرا فرمان برد او را به غیر خودم وانمی گذارم و هر بنده که مرا نافرمانی کند، او را به خودش وامی گذارم و اهمیت نمی دهم که در کدام وادی هلاک و تباه شود. امام صادق (ع) فرموده است، خداوند هر کس را که از فرمانش سرپیچی کند، دوست نمی دارد. ابو لیلی می گوید: امام حسن مجتبی (ع) ما را بدرقه فرمود و چون خواستیم از ایشان جدا شویم، گفتیم ما را پندی بفرمای. فرمود: از خداوند بترسید و از طمع پرهیز کنید که طمع زنگ و زنگار می گردد. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، چشمها و اشکها خشک نمی شود مگر از قساوت دلها، و دلها با قساوت نمی شود مگر از افزونی گناهها. و همان حضرت به مردی فرمودند: اگر می خواهی از آفریدگار خود فرمانبرداری نکنی، از روزی او مخور و اگر دشمن او را دوست می داری از مملکت او بیرون شو و اگر به قضا و قدر او خشنود نیستی، پروردگاری غیر از او برای خود جستجو کن. بر فرض که خداوند برای معصیت خود بیم هم نمی داد، واجب و شایسته بود که برای شکر نعمتش معصیت نشود. عقل شمشیر برنده است، خواهش نفس خود را با عقل خویش بکش. امام باقر (ع) فرموده است، هیچ سالی کم باران تر از سال دیگر نیست ولی خداوند آن را هر کجا بخواهد قرار می دهد. هر گاه قومی گناه کنند، خداوند میزان باران لازم آن سال ایشان را در سرزمین های دیگر و فلاتها و دریاها و کوهسارها می برد که خداوند حتی از عذاب سوسک در لانه اش غافل نیست. از زمین گناهکاران باران را باز می دارد و راهش را به سوی محله غیر گنهکاران می گشاید و سپس فرمود، ای صاحبان بینش! عبرت بگیرید. در یکی از نامه های امیر المؤمنین علی (ع) چنین دیدم که پیامبر (ص) فرموده اند:
چون زناکاری بسیار شود، مرگ های ناگهانی بسیار می شود و چون کم فروشی و کاستن از ترازو معمول شود، خداوند آن مردم را گرفتار کاستی و خشکسالی می فرماید و چون زکات پرداخت نشود، زمین برکتهای کشاورزی خود را باز می گیرد و میوه ها و معادن همه اش کاستی می یابد. و چون در مورد احکام ستم روا دارند، گرفتار ستم و دشمنی می شوند و چون پیمان شکنی کنند، خداوند دشمن ایشان را بر آنان چیره می فرماید و چون پیوند خویشی را بگسلند، ثروت ها در دست بدان قرار می گیرد و چون امر به معروف و نهی از منکر انجام ندهند و از اهل بیت گزیده من پیروی نکنند، خدای اشخاص شرور ایشان را بر آنان چیره می فرماید و در آن حال نیکان ایشان هم که دعا کنند، مستجاب نمی شود. و فرموده است، در تورات چنین نوشته شده است: ای موسی! من تو را آفریدم و برگزیدم و نیرو بخشیدم و به اطاعت از خود فرمانت دادم و تو را از معصیت نهی کردم. اگر از من فرمانبرداری کنی، تو را بر آن کار یاری می دهم و اگر معصیت کنی، تو را در آن یاری نمی دهم. ای موسی! حتی در فرمانبرداری تو مرا بر تو حق نعمت است و در معصیت تو برای من بر تو حجت است. پیامبر فرموده اند: رسیدن به بهشت با سختی ها آمیخته است و رسیدن به آتش با شهوات.
خداوند متعال به داود (ع) فرموده است، بر من حرام است که عالمی را که دلش دوستدار شهوت هاست، پیشوا و رهبر پرهیزکاران قرار دهم. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس دانشش بر خواسته نفسی او چیره شود، علمش علم نافع است و هر کس شهوت خود را زیر گامهایش نهد، شیطان از سایه اش می گریزد. امام سجاد (ع) این ابیات را فرموده است: «آنچه را که باقی می ماند، ویران می کنی و آنچه را که فانی است، آباد می کنی و هیچ کدامش آباد نیست. آیا اندیشیده ای اگر مرگت ناگهانی فرا رسد و هیچ خیری که در پیشگاه خدا عذر خواه تو باشد بدست نیاورده ای، آیا فقط به این خشنودی که در زندگی ثروتمند و مال تو افزون باشد و حال آنکه دین تو کاسته باشد؟»

مجلس هفتاد و دوم در فضیلت صبر

خداوند در آیه یک صد و پنجاهم سوره بقره فرموده است «و هر آینه می آزماییم شما را به چیزی از بیم و گرسنگی و کاستن از اموال و جانها و میوه ها و مژده بده شکیبایان را ..... تا آنجا که می فرماید و آنان، هم ایشان راه یافتگانند.» و در آیه یک صد و چهل و یکم از سوره آل عمران می فرماید «و خداوند صابران را دوست می دارد.» و در آیه چهل و هشتم سوره انفال می فرماید «و فرمان برید خدا و رسولش را و نزاع مکنید که سست شوید و دولت شما از میان برود و صبر کنید که خداوند همراه صابران است.» و در آیه چهاردهم سوره زمر می فرماید «جز این نیست که تمام داده می شوند صبرکنندگان پاداششان را بدون حساب.» امام صادق فرموده است، در مورد دشمنان و اشخاص کافر نعمت، شکیبا باش که تو نمی توانی آن کسی را که خداوند را در مورد تو عصیان کرده است مکافاتی بهتر از آن بدهی که در مورد او خدا را اطاعت کنی.
امام رضا (ع) فرموده است، مؤمن، مؤمن نخواهد بود تا آنگاه که در او سه خصلت باشد، خصلتی از پروردگارش و خصلتی از رسولش و خصلتی از ولی خدا.
آن خصلت که از پروردگار است، پوشیده نگهداشتن راز اوست و خداوند متعال در آیه بیست و ششم سوره جن فرموده است «دانای غیب و کسی را بر غیب خود آگاه نمی سازد مگر آن را که بپسندد از پیامبری.» و اما سنتی که از پیامبر باید در مؤمن باشد، مداری با مردم است که خدای عز و جل پیامبرش را به مدارای با مردم فرمان داده و فرموده است «بگیر عفو را و به کار نیک فرمان بده و از جاهلان اعراض کن.» (بخشی از آیه 199 سوره اعراف) و اما خصلتی که از ولی خدا باید در مؤمن باشد، صبر در سختی و تهیدستی است که خداوند در بخشی از آیه یک صد و هفتاد و هفتم سوره بقره می فرماید: «و صبرکنندگان در سختی و تهیدستی و هنگام کارزار.» امام باقر (ع) فرموده است، خداوند متعال برای یک زن، توانایی صبر ده مرد را قرار داده است و چون باردار شود، توان شکیبایی ده مرد دیگر بر او افزوده می شود. روایت شده است که پسری از عثمان بن مظعون درگذشت. چنان اندوهگین شد که در خانه خود برای خویش عبادتگاهی قرار داد و در آن به عبادت پرداخت. این خبر به اطلاع پیامبر (ص) رسید. فرمودند: ای عثمان! خداوند برای ما رهبانیت را مقرر و مرقوم نداشته است. همانا رهبانیت امت من، جهاد در راه خداوند است. ای عثمان بن مظعون! توجه داشته باش که برای بهشت، هشت در و برای دوزخ، هفت در است. آیا خشنود نمی شوی که چون به هر در بهشت برسی، این پسرت را کنار خود ببینی که دامنت را گرفته و برای تو در پیشگاه خدایت شفاعت می کند؟ گفت:
آری ای رسول خدا!، دیگر مسلمانان گفتند: ای رسول خدا! آیا برای ما هم در مورد عزیزان از دست رفته چنین پاداشی هست؟ فرمودند: آری، برای هر کدام شما که صبر کند و مصیبت خود را برای رضای خدا تحمل کند. موسی (ع) عرضه داشت: پروردگارا! پاداش کسی که بر آزار مردم شکیبایی کند و بر دشنام شنیدن از آنان شکیبا باشد چیست؟ فرمود: او را در ترسهای روز قیامت به تن خویش یاری می دهم. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، صبر شجاعت و عجز آفت است. صبر دو نوع است: صبر بر آنچه خوش نیست و صبر از آنچه خوش می دارد، و صبر برای ایمان، همچون سر برای پیکر است و در پیکری که سر نباشد، خیری نیست. همان حضرت فرموده اند: پنج چیز است که اگر در آن وارد شوید، بر مثل آن توانا نیستید، هیچ بنده یی از چیزی جز گناه خود نترسد و از هیچ کس جز خدای خود امید نداشته باشد. و شخص نادان از اینکه شرم نکند که چون از چیزی که نمی داند پرسیده شود، آن را بیاموزد. و صبر برای ایمان چون سر برای پیکر است. و کسی را که صبر نباشد، برای او ایمان نیست. پیامبر فرموده اند: خداوند گاهی برای بنده، بهتر و برتر درجه بهشت را مقرر می فرماید ولی عمل او به آن درجه نمی رسد و چندان در بلا و سختی می افتد تا به آن درجه برسد. و فرموده اند: چون گرفتار مصیبتی شدید، مصیبت مرا بیاد آورید که بزرگترین مصیبت است. و فرموده اند: بزرگترین پاداشها در مقابل بزرگترین بلاهاست و خداوند چون قومی را دوست بدارد آنان را گرفتار می سازد. هر کس خشنود باشد، خشنودی خدا برای اوست و هر کس خشمگین شود، خشم خدا برای اوست. و نیز فرموده اند: چون گناهان بنده زیاد شود و عملش چندان نباشد که آن را بپوشاند، خداوند او را گرفتار اندوه می فرماید تا گناهش را از میان ببرد. گوید، شبی چراغ پیامبر (ص) خاموش شد. استرجاع فرمود. (انا للّه و انا الیه راجعون) گفتند: ای رسول خدا! آیا خاموش شدن چراغ، مصیبت است که چنین فرمودید؟ فرمودند: آری، هر چیز که مؤمن را آزار دهد، برای او مصیبت محسوب می شود و برایش پاداش آن منظور می شود. گفته شده است، چون پسر اشعث بن قیس مرد، امیر المؤمنین علی (ع) او را تسلیت داد و ضمن آن فرمود: اگر اندوهگین شوی، سزاوار است و اگر شکیبایی کنی عوض و پاداش فقدان پسرت در پیشگاه خداوند است. چون سرنوشت بر تو جاری شود، اگر شکیبا باشی برای تو پاداش است و اگر بیتابی کنی، سرنوشت جاری شده در حالی که تو بزهکاری. (ماتم دیده ای). شاعر گفته است، کلید در گشایش، صبر است و همراه هر سختی آسانی است.
روزگار بر یک حال باقی نمی ماند و از پی هر کار، کاری است. دیگری گفته است «بر روزگار و دست یازی آن شکیبا باش که روزگار همچنان گذشته است، گاه شادی و گاه اندوه است. نه شادی همیشگی است و نه اندوه.

مجلس هفتاد و سوم در ذکر خیر خواهی و حسد

خداوند متعال در آیه سی و هفتم سوره نساء فرموده است «و آرزو مکنید آنچه را فزونی داد خداوند برخی از شما را به برخی.» امام صادق (ع) فرموده است، چون نوح (ع) بیرون آمد، ابلیس پیش او آمد و گفت: بر روی زمین هیچ کس از تو بیشتر بر من منت ندارد که بر این تبهکاران نفرین کردی و مرا از آنان رهایی بخشیدی. اکنون دو خصلت به تو می آموزم، از حسد بپرهیز که آن بر من چنین کرد و از حرص بپرهیز که بر آدم چنان کرد. همان حضرت فرموده است، مردی که در وجودش بخل و رشک و بیم باشد، ایمان نیاورده است و مؤمن ترسو و آزمند و بخیل نیست. پیامبر فرمودند: ای علی! تو را از سه خصلت بسیار بد نهی می کنم، حسد و حرص و دروغ. و فرموده اند: هر کس برای من پنج چیز را ضمانت کند، من برای او بهشت را ضمانت می کنم، خیر خواهی در راه خدای عز و جل و خیر خواهی برای رسولش و خیر خواهی برای کتاب خدا و خیر خواهی برای دین خدا و خیر خواهی برای جماعت مسلمانان.
و فرموده اند: حسود از همه مردم دارای راحتی کمتری است. و فرموده اند: دین خیرخواهی است، دین خیر خواهی است، دین خیرخواهی است. گفتند برای چه کسی ای رسول خدا! فرمودند: برای خدا و رسولش و کتاب خدا و پیشوایان مسلمانان و برای همه گروندگان. و نیز فرموده اند: رشک، ایمان را می خورد، آنچنان که آتش هیزم را می خورد. و فرموده اند: سرزنشی برای برادرت آشکار مکن که خدایش بر او رحمت می آورد و تو را گرفتار می فرماید. و خداوند متعال به حضرت سلیمان (ع) وحی فرمود که تو را به هفت چیز سفارش می کنم، نخست اینکه بر کسی از بندگان من حسد نبری. دوم آنکه از بندگان شایسته من غیبت نکنی. سلیمان عرضه داشت: پروردگارا! همین دو مرا بس است. حضرت موسی (ع) مردی را کنار عرش دید و بر او غبطه برد و از سبب قرب او پرسید. گفته شد: نسبت به فضیلت و برتری که خداوند به بندگان خود عنایت می فرمود، حسد نمی برد. و گفته شده است، برای حسود هیچ راحتی نیست و حسود دارای اندوههای طولانی است. یکی از حکیمان گفته است، حسد نفس را ناتوان و اندوه را افزون می کند و موجب شب زنده داری و بی خوابی شب می شود. شاعری چنین سروده است:
«به کسی که بر من رشک می برد بگو، آیا می دانی در این کار نسبت به چه کسی ترک ادب کرده ای؟ نسبت به کار خداوند ترک ادب کرده ای که به آنچه عنایت کرده است، راضی نیستی. نتیجه اش این است که نعمت برای من افزون می شود و تو به آنچه جستجو می کنی نمی رسی.» دیگری گفته است: «برخی از مردان تمنا می کنند که من بمیرم و اگر بمیرم راهی نیست که در آن یکه و تنها باشم (همگان می میرند)، زندگی مخالف من، پس از من برای من زیانی ندارد و مرگ کسانی که پیش از من مرده اند، مرا جاودانه نمی کند. به کسی که بر خلاف آنکه در گذشته است، می خواهد باقی بماند بگو، برای دیگری (مصیبت دیگر) آماده شو که گویی هم اکنون خواهد بود.» دیگری سروده است:
«چون مرگ به خانه قومی فرا رود و آنان را نابود کند، بر در خانه دیگری از ما فرو می آید. به آنان که سرزنش می کنند بگو از ما به خویشتن آیید. (بیدار شوید) بزودی آنچه را ما دیدیم، سرزنش کنندگان هم خواهند دید.»