فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

مجلس شصت و نهم در شناخت قلب

خداوند متعال در آیه یک صد و چهل و یکم سوره چهارم فرموده است که از جمله صفات منافقان این است که «برای مردم ریا کاری می کنند و یاد نمی کنند خدا را مگر اندکی.» و معنی آن چنین است که آنچه برای خدا نباشد، جز اندک نیست. و خداوند در آیه یک صد و دهم سوره کهف فرموده است «پس هر کس آرزو می دارد دیدار پروردگارش را، همانا کار نیکو و پسندیده انجام دهد و در پرستش و عبادت خدای خود هیچ کس را شریک و انباز نگیرد.»، ابن عباس در این باره گفته است: یعنی هر کس دیدن پاداش خدا را امید دارد، کار پسندیده انجام دهد و در عبادت پروردگار خود برای هیچ کس ریا کاری نکند. و در آیات دوم و سوم سوره سی و نهم فرموده است «پس بپرست خدا را در حالی که دین خود را برای او خالص کرده باشی و همانا که دین خالص برای خداوند است.» و در آیه چهاردهم سوره چهلم فرموده است «پس بخوانید خدا را در حالی که خالص کنندگان دین برای او باشید و اگر چه ناخوش دارند کافران.» و در آیه پنجم از سوره نود و هشتم می فرماید «و فرمان داده نشدند مگر آنکه خدا را پرستش کنند در حالی که خالص دارندگان دین برای او باشند و نماز را بر پای دارند و زکات را بپردازند و این است آیین راست.» پیامبر (ص) فرموده اند: در آدمی پاره گوشتی است که اگر آن درست و سلامت باشد، دیگر اعضای بدن با آن سالمند و چون آن پاره گوشت دردمند و فاسد شود، دیگر اعضای بدن تباه می شود و آن قلب است. و همان حضرت فرموده اند: ای علی! سه چیز موجب قساوت قلب است.
شنیدن سخن یاوه، در طلب شکار رفتن و به درگاه پادشاهان و دولتمردان رفتن. و پیامبر (ص) فرموده اند: چهار چیز قلب را تباه می کند و در آن نفاق را می رویاند، همچنان که آب گیاه را می رویاند و پرورش می دهد، شنیدن سخن یاوه، بد زبانی، پیوستگی به درگاه قدرتمند و شکار کردن. و همان حضرت فرموده اند: چهار چیز قلب را می میراند، گناه بر گناه و بسیاری مشورت با زنان یعنی بسیار گفتگو کردن با آنان، ستیز و مجادله کردن با نادان- که سخنی تو می گویی و سخنی او می گوید و هرگز به سوی خیر بر نمی گردد- و همنشینی با مردگان. گفته شد: ای رسول خدا! مردگان چه کسانی هستند؟ فرمودند: هر توانگر خوش گذران. و فرموده اند: از نشانه های شقاوت، خشکی چشم و سنگینی دل و آزمندی در طلب روزی و اصرارورزیدن بر گناه است. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده اند: این دلها افسرده و ملول می شود، همچنان که بدنها خسته می شود و همانا دل ها را روی کردن و پشت کردنی است، هر گاه روی آورد آن را به انجام کارهای مستحب هم وادارید و هر گاه پشت کرد، فقط به انجام کارهای واجب وادارید و به همان اکتفاء کنید. امام باقر فرموده است، هیچ چیزی برای دل تباه کننده تر از خطا و گناه نیست، دل با خطا می آمیزد و سرانجام گناه بر آن چیره می شود و پایین آن را بالا و بالای آن را پایین می کند. پیامبر فرموده اند: مؤمن هر گاه مرتکب گناهی می شود، نقطه سیاهی در دلش پدید می آید. اگر توبه و استغفار کند و از گناه دست بدارد، آن نقطه از میان می رود و قلبش صیقل می خورد و اگر بر گناه بیفزاید، آن نقطه هم افزوده می شود و این همان زنگی است که خداوند در کتاب خود آن را یاد کرده و فرموده است «نه چنین است که آنچه کسب کرده اند بر دلهایشان زنگار بسته است. (5» و فرموده اند: هر کاری را حق و حقیقتی است و هیچ بنده به حقیقت اخلاص نمی رسد مگر اینکه دوست نداشته باشد که در هیچ کاری که برای خدا انجام می دهد او را بستایند. و فرموده است، چون روز قیامت شود، سروشی چنان ندا می دهد که تمام مردم می شنوند و می گوید: آنانی که بندگان را می پرستیدند کجایند؟ برخیزید و پاداش خود را از کسانی که برای آنان عمل کردید بگیرید که من هیچ عملی را که چیزی از دنیا و مردم دنیا با آن آمیخته باشد، نمی پذیرم. و بدان که قلب شریف ترین اعضای بدن است، زیرا سرچشمه عقل و کان دانش و خردمندتر عضو بدن است. گنجینه شناخت است و منظر خداوند سبحان است و آن برای تمام بدن چون امیر و فرمانده است و سالاری است که صلاح آن را اثری شایان و فساد آن را زیان فراوان است. اگر آن نیکو باشد، جسم نیکو است و اگر آن تباه شود، همه بدن تباه می شود. همچنان که در این باره روایت هم نقل شده است، ولی همین دل با همه شرف و فضیلتی که دارد از هر سو به آفات و عیبهایی محاط و پیچیده است و هر چیز که عزیزتر و گرانبهاتر باشد و سودش افزون باشد، آفات و دشمنانش هم بیشترند. گفته شده است دل ها پنج نوع است، دلی که آن را گسترده اند و گشاده در راه خدا است و آن دل مؤمن است و دلی که بر یک سو نهاده و دور انداخته است و آن دل کافر است و دلی که آن را کشته و سر بریده اند و آن دل منافق است و دلی که خسته و زخمی است و آن دل گنهکار است و قلبی که صیقل پذیرفته است و آن دل توبه کننده است. یکی از دانشمندان گفته است، دلی پاکیزه در جامه ای به ظاهر چرکین برای من دوست داشتنی تر از دلی چرکین است در جامه ای (پیکری) آراسته.
و گفته شده است، رقیق ترین دل ها کم گناه ترین آنهاست. مردی گفته است، اگر به من بگویند عجیب ترین چیزها چیست؟ می گویم: دل شخصی که خدا را بشناسد و سپس گناه و از فرمان او سرپیچی کند. و گفته شده است، چون آخرت در دلی جایگزین باشد، دنیا بر آن ترحم می کند و اگر دنیا در دلی باشد، آخرت بر آن نمی نگرد و رحمتی نمی آورد که آخرت کریم و بزرگوار و دنیا پست و فرومایه است. و گفته شده است، چون بدن دردمند شود، هیچ خوراک و آشامیدنی و هیچ خواب و راحتی آن را گوارا نیست. دل هم اگر به محبت دنیا وابسته شود، پندها و اندرزها بر آن گوارا نیست. و گفته شده است، مخلص راستین آن کسی است که نیکویی های خود را پوشیده می دارد همچنان که معایب خود را.
و گفته شده است، چون بنده به خداوند متعال روی آورد، خداوند دلهای بندگانش را متوجه او می کند. و گفته شده است، ای آدمی زاده! آزرم نمی کنی که همچون فروتنان و بندگان سخن می گویی و همچون جباران و سرکشان سطوت داری و کردارت، کردار منافقان است و با لباس عابدان خود را آراسته می کنی و به ظاهر همچون متواضعان، تواضع می کنی و در عین حال با گوشه چشم چنان می نگری، چون نگریستن غارت برندگان.
این ها که در تو هست، صفات مخلصان نیست. بنگر که در روز قیامت با کدام گروه خواهی بود؟ بار دیگر کسی خطاب به نفس خود چنین گفته است، ای نفس! گفتاری چون گفتار زاهدان و رفتاری چون رفتار منافقان داری و با این حال طمع در بهشت می بندی؟ هیهات! که برای بهشت گروههای دیگری هستند و آنان را کرداری به جز کردار تو است. و روایت شده است که امام صادق (ع) فراوان این دو بیت را می خواند:
«نشانه شاهراه برای هر کس که آن را بخواهد، آشکار است ولی دلها را می- بینم که گویی از آن شاهراه در کوری هستند. همانا شگفت می کنم از آن کس که هلاک می شود در حالی که نجات او موجود است و همانا از آن کس که نجات هم می یابد تعجب می کنم.» شاعری دیگر گفته است:
«مرا چه می شود که بر خطای خود زاری نمی کنم و حال آنکه با خطای خود با جبار آسمان مبارزه کرده ام (رویا روی شده ام)، با آنکه کتاب خدا را خواندم، باز از بدبختی و بد اندیشی عصیان ورزیدم، و چگونه ممکن است رهایی یابم و حال آنکه خدای من فرموده است ای ریاکاران! به سوی دوزخ و آتش ها بروید و خداوند خواهد فرمود، این بنده آشکارا مرا معصیت می کرد و اکنون می پندارد از دوستان و دوستداران من است. او کردارهایش را برای بندگان انجام می داد و مرا اراده نمی کرد و در معنی کسی دیگری غیر از مرا اراده می کرد.»

مجلس هفتادم در محبت خدا و دوست و دشمن داشتن در راه خدا

خداوند در آیه یک صد و شصت و یکم سوره دوم فرموده است «و کسانی که ایمان آورده اند، سخت ترند در دوست داشتن برای خدا.» و خداوند متعال در آیه بیست و هشتم سوره آل عمران فرموده است «نباید گروندگان کافران را به جای مؤمنان به دوستی بگیرند و هر کس این کار را بکند، از خداوند در چیزی نیست مگر آنکه بپرهیزید از ایشان پرهیز کردنی (از ایشان در تقیه باشید).» و در آیه پنجاه و هفتم سوره پنجم (مائده) فرموده است «ای آن کسان که گرویدید، یهودیان و مسیحیان را دوستان خود مگیرید. برخی از ایشان دوستان برخی دیگرند و هر کس از شما ایشان را دوست بگیرد، همانا او از ایشان است. همانا و بدرستی که خداوند قوم ستمگران را هدایت نمی کند.» و در آیه بیست و سوم سوره نهم (توبه) فرموده است «ای کسانی که ایمان آورده اید. پدران و برادرانتان را در صورتی که کفر را بر ایمان برگزیده اند، دوستان خود مگیرید.» و در آیه 23 سوره پنجاه و هشتم (مجادله) فرموده است «نیابی گروهی را که ایمان آورده اند به خدا و روز قیامت که دوست بدارند کسی را که مخالفت و ستیزه کرده است با خدا و رسولش، هر چند پدران یا پسران یا برادرانشان باشند.» و در آیه اول سوره شصت و یکم (ممتحنه) چنین فرموده است «ای کسانی که ایمان آورده اید دشمن من و دشمن خودتان را دوست مگیرید.» و در آیه پنجاه و نهم سوره پنجم (مائده) فرموده است «ای کسانی که ایمان آورده اید هر کس از شما از دینش برگردد، زود باشد که خداوند گروهی را بیاورد که آنان را دوست می دارد و آنان هم خدا را دوست می دارند.» تا آنجا که فرموده است «همانا حزب خدا غالبانند.» و خداوند متعال در آیه 67 سوره چهل و سوم فرموده است «دوستان در آن روز برخی دشمن برخی هستند مگر پرهیزگاران.» امام صادق (ع) فرموده است، مگر دین چیزی جز محبت و دوست داشتن است؟ خداوند متعال می فرماید «اگر شما خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدایتان دوست بدارد. (1» همان حضرت فرموده است، مردم خدا را با سه حالت پرستش می کنند، طبقه یی او را با آرزو و رغبت در پاداش می پرستند که این پرستش آزمندان است و طمع شمرده می شود. گروهی دیگر از بیم آتش و دوزخ او را می پرستند، این هم پرستشی چون پرستش بردگان و آمیخته با بیم است. ولی من خدا را به سبب محبت به او می پرستم و این پرستش افراد گرامی و موجب زینهاری و امان است. زیرا خداوند متعال می فرماید «و آنان امروز از بیم در امانند.» (بخشی از آیه نود و یکم سوره بیست و هفتم) و نیز خداوند متعال می فرماید «اگر شما خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدایتان دوست بدارد و گناهان شما را برای شما ببخشاید.» (بخشی از آیه سی و یکم سوره سوم)، و هر کس به خداوند محبت بورزد، خداوند به او محبت می ورزد و هر کس که خدای عز و جل به او محبت ورزد، از کسانی است که در امان و زینهاری است. همان حضرت فرموده است، زنی از جن بنام عفراء به حضور پیامبر (ص) می آمد و سخنان ایشان را می شنید و سپس نزد جنیان صالح و نیکوکار می رفت و آنان بدست او مسلمان می شدند. چند روزی نیامد، پیامبر (ص) از جبریل (ع) در باره او پرسیدند، گفت: به دیدار یکی از خواهران خود رفته است که او را برای خدا دوست می دارد.
پیامبر فرمودند: خوشا به حال کسانی که یک دیگر را برای خدا و در راه خدا دوست می دارند. بدرستی که خداوند متعال در بهشت ستونی از یاقوت سرخ برافراشته که بر آن هفتاد هزار کاخ و در هر کاخ هفتاد هزار غرفه است که آنها را برای کسانی که در راه خدا یک دیگر را دوست دارند و زیارت می کنند، آفریده است. رسول خدا (ص) روزی به یکی از یاران خود فرمود: ای بنده خدا! در راه خدا دوست بدار و در راه خدا دشمن بدار و در راه خدا مهرورزی کن و برای خدا بی مهری کن که دوستی و ولایت خدا جز با این بدست نمی آید و هیچ کس مزه ایمان را بدون این کار نمی چشد، هر چند نماز و روزه اش بسیار باشد و حال آنکه برادری ها و دوستی های مردم در این روزگار شما بیشتر بر پایه دنیاست. برای آن یک دیگر را دوست دارند یا نسبت به یک دیگر کینه می ورزند و این برای آنان در پیشگاه خداوند کاری نمی سازد. آن مرد گفت: چگونه بدانم که در راه خدا دوست می دارم و کینه می ورزم و ولی و دوست خداوند کیست که او را دوست بدارم و دشمن خداوند کیست که از او دوری و با او ستیز کنم؟ پیامبر (ص) برای او به علی (ع) اشاره کردند و فرمودند آیا این را می بینی؟ گفت: آری، فرمودند: دوستدار این مرد دوست خداست، او را دوست بدار و دشمن این مرد دشمن خداست، او را دشمن بدار. و این مرد را دوست بدار، هر چند پدر و پسرت را بکشد و دشمن این را دشمن بدار، هر چند پدر یا پسرت باشد. امام صادق (ع) فرموده است، هر کس با کسی که عیب ما را می گوید، همنشینی کند یا کسی را که از ما بریده است، مدح گوید یا با کسی که حقوق ما را قطع کرده است، پیوستگی داشته باشد، یا از کسی که با ما پیوسته است، بگسلد یا دشمن ما را دوست و دوست ما را دشمن بدارد، به کسی که فاتحة الکتاب و قرآن عظیم را نازل فرموده است، کافر شده است. علی (ع) فرموده است، برای انسان مؤمن سه دوست است، دوستی که می گوید در حال زندگی و مرگ همراه تو هستم و آن عمل شخص است و دوستی که می گوید من همراه تو هستم تا هنگامی که بمیری و آن مال شخص است و چون مرد، آن مال از وارثانش می شود و دوستی که می گوید من تا کنار گورت با تو هستم و سپس رهایت می کنم و آن فرزند اوست. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس ما را دوست بدارد، روز قیامت همراه ما خواهد بود و اگر انسان سنگی را دوست داشته باشد، خدایش با آن محشور می فرماید. امام صادق (ع) فرموده است، از محکم ترین دستگیره های ایمان این است که در راه خدا دوستی کنی و کینه ورزی و در راه و برای خدا بخشش کنی و نکنی و هر کس کافری را دوست بدارد، خدا را دشمن داشته و هر کس کافری را دشمن بدارد، خدا را دوست می دارد که دوست دشمن خدا، دشمن خداوند است. پیامبر (ص) فرموده اند: سه چیز است که در هر کس باشد مزه ایمان را می یابد، کسی که خدا و رسولش در نظرش از هر چیز دیگر محبوب تر باشد و هر کس که مرگ را دوست می دارد فقط در راه خدا دوست بدارد و آن کس که افتادن در آتش در این جهان برای او محبوب تر از آن است که به کفر برگردد، پس از آنکه خدایش از آن نجات داده است. همان حضرت فرموده اند: سوگند به کسی که جان من در دست اوست، هرگز وارد بهشت نمی شوید تا آنکه ایمان بیاورید و ایمان نخواهید آورد تا آنکه محبت بورزید، آیا شما را به کاری راهنمایی کنم که چون آن را انجام دهید، مهرورزی کرده اید؟ میان خود سلام دادن را آشکار کنید و فرموده است هنگامی که مردم تظاهر به علم کنند و عمل را ضایع سازند و زبانی اظهار محبت و در دل کینه توزی کنند و قطع صله رحم کنند، در آن حال خدایشان لعنت و کر و کورشان می فرماید. شاعری چنین سروده و امام صادق (ع) هم به آن تمثل می جسته است. «خدا را عصیان می کنی و حال آنکه تظاهر به دوستی او می نمایی، سوگند به جان خودت که این در کارها عجیب است. اگر محبت تو صادق باشد، او را فرمانبرداری، زیرا دوستدار، مطیع کسی است که او را دوست می دارد.» (تو را در دل خود همسخن خویش قرار دادم و هر کس می خواهد با من نشیند، تن من با او خواهد بود، (من خود میان جمع و دلم جای دیگر است) تن من، انیس و همنشین من است. ولی انیس واقعی من در روانم، حبیب دل من است.»
دیگری سروده است:
«نفس دوستدار خدا، نفس زبونی است و کدام دوستدار و عاشق است که زبون نباشد و چون نفس دوستدار به پروردگارش پیوسته شود، محال است که چیز دیگری را به جای او بخواهد.» و سروده شده است:
«به من می گویند تو را به خدا سوگند آیا عاشقی؟ می گویم مگر یک روز بوده است که از عشق خالی باشم؟! از جام عشق در گهواره جرعه یی نوشیدم که شیرینی آن همچنان در سینه و گلوی من پایدار است.» دیگری سروده است:
«بر حذر باش که با احمق دوستی کنی که احمق همچون جامه پوسیده است، هر گاه یک جای آن را وصله زنی، همین که باد حرکتش دهد، جای دیگرش دریده می شود.
و همچون شکاف بزرگ در شیشه است و آیا دیده ای شکاف و شکستگی شیشه به هم بر آید؟ یا چون خر چموشی است که اگر سیرش کنی به مردم لگد می پراند و چون گرسنه شود، عرعر می کند. یا چون برده بد کاره است که اگر گرسنه اش داری از همسایه دزدی می کند و چون سیر شود، تبهکاری می کند.»

مجلس هفتاد و یکم در تشویق بر مخالفت با خواسته های نفسی و نفس

خداوند متعال در آیه سیزدهم سوره سوم (آل عمران) فرموده است: «آراسته شد برای مردمان دوستی خواسته های نفسی از داشتن زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سیم ....». و در آیه 53 سوره دوازدهم (یوسف) فرموده است «و بری نمی دارم نفس خود را که هر آینه نفس، امرکننده به بدی است.» و خداوند متعال در آیه چهلم سوره هفتاد و نهم (النازعات) فرموده است «و اما آنکه بترسد از مقام پروردگارش و باز دارد نفس را از خواهش، همانا که بهشت جایگاهش خواهد بود.» پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس به جای سرزنش دیگران نفس خود را سرزنش و تنبیه کند، خدایش او را از بیم روز قیامت در امان می دارد. امام سجاد (ع) فرموده است، حق نفس تو بر تو این است که آن را به فرمانبرداری خداوند بگماری. پیامبر (ص) فرموده اند: شگفتا از مردمی که از بیم بیماری از خوراک پرهیز می کنند، چگونه از بیم آتش، از گناه خودداری نمی کنند. امام سجاد فرموده است، خداوند می فرماید، هر گاه بندگانی که مرا می شناسند گناه و از فرمان من سرپیچی کنند کسی را بر آنان چیره می سازم که مرا نشناسد. پیامبر (ص) فرموده اند: مادر حضرت سلیمان به او گفت: پسرکم! از خواب فراوان شب پرهیز کن که خوابیدن بسیار در شب، آدمی را روز رستاخیز فقیر می دارد. و همان حضرت فرموده اند: فراوانی شوخی کردن، آبرو را می برد و بسیار خندیدن، ایمان را نابود می سازد و بسیار دروغ گفتن، ارج آدمی را از میان می برد. به امام صادق (ع) گفته شد، رستگار چگونه شناخته می شود؟ فرمود: به اینکه کردارش با گفتارش هماهنگ باشد و چنان کسی رستگار است و هر کس کردار و گفتارش هماهنگ نباشد، ایمانش عاریتی است. پیامبر (ص) فرموده اند: خداوند متعال می فرماید که من پروردگارم، پروردگاری جز من نیست، من پادشاهان (قدرتمندان) را آفریده ام و دلهای ایشان در دست من است.
هر قوم که مرا اطاعت کنند، دلهای پادشاهان را بر ایشان مهربان قرار می دهم و هر قوم که از فرمان من سرپیچی کنند، دلهای پادشاهان را بر ایشان خشمگین قرار می دهم.
هر آینه خود را با دشنام دادن به قدرتمندان مشغول مدارید و به سوی خدا باز گردید و توبه کنید که من دلهای آنان را بر شما مهربان کنم. پیامبر فرموده اند: همانا ممکن است بنده یی برای یک گناه از گناهانش، صد سال در دوزخ بماند (منتظر بماند) و حال آنکه به زنان و برادران خود که در بهشت باشند، بنگرد.
امام صادق (ع) فرموده است، هر کس برای او اندرز دهنده یی از دلش نباشد و بازدارنده یی از خواهشهای نفسی نداشته باشد و برای او همنشینی که راهنمایش باشد، نباشد، گردن در اختیار دشمن خود (شیطان) نهاده است. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، پیامبر (ص) گروهی را به سریه یی (مأموریت جنگی) فرستادند و چون بازگشتند، به آنان فرمودند: خوش آمد و درود بر قومی که جهاد کوچک را انجام دادند و جهاد بزرگ بر عهده ایشان باقی مانده است. گفته شد:
ای رسول خدا! جهاد بزرگ چیست؟ فرمود: جهاد با نفس و سپس افزودند، بهترین جهادها، جهاد کسی است که با نفس خود که میان دو پهلوی اوست پیکار کند. پیامبر (ص) می گوید که خداوند متعال چنین فرموده است: هر بنده که مرا فرمان برد او را به غیر خودم وانمی گذارم و هر بنده که مرا نافرمانی کند، او را به خودش وامی گذارم و اهمیت نمی دهم که در کدام وادی هلاک و تباه شود. امام صادق (ع) فرموده است، خداوند هر کس را که از فرمانش سرپیچی کند، دوست نمی دارد. ابو لیلی می گوید: امام حسن مجتبی (ع) ما را بدرقه فرمود و چون خواستیم از ایشان جدا شویم، گفتیم ما را پندی بفرمای. فرمود: از خداوند بترسید و از طمع پرهیز کنید که طمع زنگ و زنگار می گردد. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، چشمها و اشکها خشک نمی شود مگر از قساوت دلها، و دلها با قساوت نمی شود مگر از افزونی گناهها. و همان حضرت به مردی فرمودند: اگر می خواهی از آفریدگار خود فرمانبرداری نکنی، از روزی او مخور و اگر دشمن او را دوست می داری از مملکت او بیرون شو و اگر به قضا و قدر او خشنود نیستی، پروردگاری غیر از او برای خود جستجو کن. بر فرض که خداوند برای معصیت خود بیم هم نمی داد، واجب و شایسته بود که برای شکر نعمتش معصیت نشود. عقل شمشیر برنده است، خواهش نفس خود را با عقل خویش بکش. امام باقر (ع) فرموده است، هیچ سالی کم باران تر از سال دیگر نیست ولی خداوند آن را هر کجا بخواهد قرار می دهد. هر گاه قومی گناه کنند، خداوند میزان باران لازم آن سال ایشان را در سرزمین های دیگر و فلاتها و دریاها و کوهسارها می برد که خداوند حتی از عذاب سوسک در لانه اش غافل نیست. از زمین گناهکاران باران را باز می دارد و راهش را به سوی محله غیر گنهکاران می گشاید و سپس فرمود، ای صاحبان بینش! عبرت بگیرید. در یکی از نامه های امیر المؤمنین علی (ع) چنین دیدم که پیامبر (ص) فرموده اند:
چون زناکاری بسیار شود، مرگ های ناگهانی بسیار می شود و چون کم فروشی و کاستن از ترازو معمول شود، خداوند آن مردم را گرفتار کاستی و خشکسالی می فرماید و چون زکات پرداخت نشود، زمین برکتهای کشاورزی خود را باز می گیرد و میوه ها و معادن همه اش کاستی می یابد. و چون در مورد احکام ستم روا دارند، گرفتار ستم و دشمنی می شوند و چون پیمان شکنی کنند، خداوند دشمن ایشان را بر آنان چیره می فرماید و چون پیوند خویشی را بگسلند، ثروت ها در دست بدان قرار می گیرد و چون امر به معروف و نهی از منکر انجام ندهند و از اهل بیت گزیده من پیروی نکنند، خدای اشخاص شرور ایشان را بر آنان چیره می فرماید و در آن حال نیکان ایشان هم که دعا کنند، مستجاب نمی شود. و فرموده است، در تورات چنین نوشته شده است: ای موسی! من تو را آفریدم و برگزیدم و نیرو بخشیدم و به اطاعت از خود فرمانت دادم و تو را از معصیت نهی کردم. اگر از من فرمانبرداری کنی، تو را بر آن کار یاری می دهم و اگر معصیت کنی، تو را در آن یاری نمی دهم. ای موسی! حتی در فرمانبرداری تو مرا بر تو حق نعمت است و در معصیت تو برای من بر تو حجت است. پیامبر فرموده اند: رسیدن به بهشت با سختی ها آمیخته است و رسیدن به آتش با شهوات.
خداوند متعال به داود (ع) فرموده است، بر من حرام است که عالمی را که دلش دوستدار شهوت هاست، پیشوا و رهبر پرهیزکاران قرار دهم. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس دانشش بر خواسته نفسی او چیره شود، علمش علم نافع است و هر کس شهوت خود را زیر گامهایش نهد، شیطان از سایه اش می گریزد. امام سجاد (ع) این ابیات را فرموده است: «آنچه را که باقی می ماند، ویران می کنی و آنچه را که فانی است، آباد می کنی و هیچ کدامش آباد نیست. آیا اندیشیده ای اگر مرگت ناگهانی فرا رسد و هیچ خیری که در پیشگاه خدا عذر خواه تو باشد بدست نیاورده ای، آیا فقط به این خشنودی که در زندگی ثروتمند و مال تو افزون باشد و حال آنکه دین تو کاسته باشد؟»