فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

مجلس شصت و هشتم در ذکر چگونگی آفرینش آدمی

خداوند متعال در آیات دوازدهم تا پانزدهم سوره مؤمنون چنین فرموده است. (و همانا آفریدیم انسان را از خلاصه یی از گل، پس گردانیدیم او را نطفه در قرار گاهی استوار» تا آنجا که می فرماید «و همانا به تحقیق شما پس از آن مردگانید و سپس روز قیامت شما مبعوث و برانگیخته می شوید.» و خداوند متعال در آیه پنجم سوره بیست و دوم (حج) فرموده است «اوست آنکه شما را آفریده است از خاک و سپس از نطفه .... تا آنجا که می فرماید و برخی از شما باز می گردد به سوی فرو مایه ترین عمرها.» و در آیه چهاردهم سوره نوح می فرماید «و همانا شما را گوناگون آفریده است.» و در آیه دوم سوره دهر (انسان) می فرماید «همانا که ما آدمی را از نطفه آمیخته با هم آفریدیم که بیازماییم او را شنوای بینا.» روایت شده است که نطفه چهل روز در رحم بصورت نطفه باقی می ماند و سپس چهل روز بصورت علقه است. پس از آن چهل روز به صورت مضغه است، سپس چهل روز به صورت گوشت و استخوان در می آید. پس از آن در مدت بیست روز روح به آن دمیده می شود و این شش ماه است. امام صادق (ع) فرموده است، میان سلمان (رضی الله عنه) و مردی بگو و مگو شد.
آن مرد برای تحقیر سلمان گفت: ای سلمان تو کیستی؟ سلمان گفت: آغاز آفرینش من و تو نطفه یی چرکین بوده و انجام من و تو مرداری بوناک است و چون روز قیامت فرا رسد و ترازوها را بنهند، آن کس که ترازویش سبک باشد، فرومایه و پست است. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، ای بیچاره و درمانده آدمی زاده که مرگش پوشیده و بیماریها و دردهایش نهان است. و کردارش در نامه عملش جمع و حفظ می شود. پشه آزارش می دهد و از قطره یی آب که در گلویش بگیرد، کشته می شود و عرق بدنش او را بوناک می سازد. آدمی زاده را با فخر چه کار است، آغازش نطفه و پایانش مردار است. نه می تواند خود را روزی دهد و نه می تواند مرگ خویش را از خود براند. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس چهل سال در اسلام عمر کند، از انواع بلا عافیت می یابد و چون پنجاه سال عمر کند، حسابش بر او آسان می شود و چون شصت سال عمر کند، بازگشت به سوی آنچه که خداوند دوست دارد و خشنود می شود نصیب او می گردد و چون هفتاد سال عمر کند، خدا و ساکنان آسمانها دوستش می دارند و اگر هشتاد سال عمر کند، خداوند حسناتش را می پذیرد و خطاهایش را می بخشد و اگر نود سال عمر کند، خداوند گناهان گذشته و آینده اش را می بخشد و به او عنوان اسیر خداوند در زمین داده می شود و برای اهل خانه خود شفاعت می کند و شفاعتش پذیرفته می شود. شاعر چنین سروده است:
«هر سالخورده و هر دنیا داری ناچار روزی به سوی نیستی می رود، و پس از کوشش ها پوسیده و کهنه می شود و فقط خداوند مقدس ذو الجلال باقی می ماند.»

مجلس شصت و نهم در شناخت قلب

خداوند متعال در آیه یک صد و چهل و یکم سوره چهارم فرموده است که از جمله صفات منافقان این است که «برای مردم ریا کاری می کنند و یاد نمی کنند خدا را مگر اندکی.» و معنی آن چنین است که آنچه برای خدا نباشد، جز اندک نیست. و خداوند در آیه یک صد و دهم سوره کهف فرموده است «پس هر کس آرزو می دارد دیدار پروردگارش را، همانا کار نیکو و پسندیده انجام دهد و در پرستش و عبادت خدای خود هیچ کس را شریک و انباز نگیرد.»، ابن عباس در این باره گفته است: یعنی هر کس دیدن پاداش خدا را امید دارد، کار پسندیده انجام دهد و در عبادت پروردگار خود برای هیچ کس ریا کاری نکند. و در آیات دوم و سوم سوره سی و نهم فرموده است «پس بپرست خدا را در حالی که دین خود را برای او خالص کرده باشی و همانا که دین خالص برای خداوند است.» و در آیه چهاردهم سوره چهلم فرموده است «پس بخوانید خدا را در حالی که خالص کنندگان دین برای او باشید و اگر چه ناخوش دارند کافران.» و در آیه پنجم از سوره نود و هشتم می فرماید «و فرمان داده نشدند مگر آنکه خدا را پرستش کنند در حالی که خالص دارندگان دین برای او باشند و نماز را بر پای دارند و زکات را بپردازند و این است آیین راست.» پیامبر (ص) فرموده اند: در آدمی پاره گوشتی است که اگر آن درست و سلامت باشد، دیگر اعضای بدن با آن سالمند و چون آن پاره گوشت دردمند و فاسد شود، دیگر اعضای بدن تباه می شود و آن قلب است. و همان حضرت فرموده اند: ای علی! سه چیز موجب قساوت قلب است.
شنیدن سخن یاوه، در طلب شکار رفتن و به درگاه پادشاهان و دولتمردان رفتن. و پیامبر (ص) فرموده اند: چهار چیز قلب را تباه می کند و در آن نفاق را می رویاند، همچنان که آب گیاه را می رویاند و پرورش می دهد، شنیدن سخن یاوه، بد زبانی، پیوستگی به درگاه قدرتمند و شکار کردن. و همان حضرت فرموده اند: چهار چیز قلب را می میراند، گناه بر گناه و بسیاری مشورت با زنان یعنی بسیار گفتگو کردن با آنان، ستیز و مجادله کردن با نادان- که سخنی تو می گویی و سخنی او می گوید و هرگز به سوی خیر بر نمی گردد- و همنشینی با مردگان. گفته شد: ای رسول خدا! مردگان چه کسانی هستند؟ فرمودند: هر توانگر خوش گذران. و فرموده اند: از نشانه های شقاوت، خشکی چشم و سنگینی دل و آزمندی در طلب روزی و اصرارورزیدن بر گناه است. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده اند: این دلها افسرده و ملول می شود، همچنان که بدنها خسته می شود و همانا دل ها را روی کردن و پشت کردنی است، هر گاه روی آورد آن را به انجام کارهای مستحب هم وادارید و هر گاه پشت کرد، فقط به انجام کارهای واجب وادارید و به همان اکتفاء کنید. امام باقر فرموده است، هیچ چیزی برای دل تباه کننده تر از خطا و گناه نیست، دل با خطا می آمیزد و سرانجام گناه بر آن چیره می شود و پایین آن را بالا و بالای آن را پایین می کند. پیامبر فرموده اند: مؤمن هر گاه مرتکب گناهی می شود، نقطه سیاهی در دلش پدید می آید. اگر توبه و استغفار کند و از گناه دست بدارد، آن نقطه از میان می رود و قلبش صیقل می خورد و اگر بر گناه بیفزاید، آن نقطه هم افزوده می شود و این همان زنگی است که خداوند در کتاب خود آن را یاد کرده و فرموده است «نه چنین است که آنچه کسب کرده اند بر دلهایشان زنگار بسته است. (5» و فرموده اند: هر کاری را حق و حقیقتی است و هیچ بنده به حقیقت اخلاص نمی رسد مگر اینکه دوست نداشته باشد که در هیچ کاری که برای خدا انجام می دهد او را بستایند. و فرموده است، چون روز قیامت شود، سروشی چنان ندا می دهد که تمام مردم می شنوند و می گوید: آنانی که بندگان را می پرستیدند کجایند؟ برخیزید و پاداش خود را از کسانی که برای آنان عمل کردید بگیرید که من هیچ عملی را که چیزی از دنیا و مردم دنیا با آن آمیخته باشد، نمی پذیرم. و بدان که قلب شریف ترین اعضای بدن است، زیرا سرچشمه عقل و کان دانش و خردمندتر عضو بدن است. گنجینه شناخت است و منظر خداوند سبحان است و آن برای تمام بدن چون امیر و فرمانده است و سالاری است که صلاح آن را اثری شایان و فساد آن را زیان فراوان است. اگر آن نیکو باشد، جسم نیکو است و اگر آن تباه شود، همه بدن تباه می شود. همچنان که در این باره روایت هم نقل شده است، ولی همین دل با همه شرف و فضیلتی که دارد از هر سو به آفات و عیبهایی محاط و پیچیده است و هر چیز که عزیزتر و گرانبهاتر باشد و سودش افزون باشد، آفات و دشمنانش هم بیشترند. گفته شده است دل ها پنج نوع است، دلی که آن را گسترده اند و گشاده در راه خدا است و آن دل مؤمن است و دلی که بر یک سو نهاده و دور انداخته است و آن دل کافر است و دلی که آن را کشته و سر بریده اند و آن دل منافق است و دلی که خسته و زخمی است و آن دل گنهکار است و قلبی که صیقل پذیرفته است و آن دل توبه کننده است. یکی از دانشمندان گفته است، دلی پاکیزه در جامه ای به ظاهر چرکین برای من دوست داشتنی تر از دلی چرکین است در جامه ای (پیکری) آراسته.
و گفته شده است، رقیق ترین دل ها کم گناه ترین آنهاست. مردی گفته است، اگر به من بگویند عجیب ترین چیزها چیست؟ می گویم: دل شخصی که خدا را بشناسد و سپس گناه و از فرمان او سرپیچی کند. و گفته شده است، چون آخرت در دلی جایگزین باشد، دنیا بر آن ترحم می کند و اگر دنیا در دلی باشد، آخرت بر آن نمی نگرد و رحمتی نمی آورد که آخرت کریم و بزرگوار و دنیا پست و فرومایه است. و گفته شده است، چون بدن دردمند شود، هیچ خوراک و آشامیدنی و هیچ خواب و راحتی آن را گوارا نیست. دل هم اگر به محبت دنیا وابسته شود، پندها و اندرزها بر آن گوارا نیست. و گفته شده است، مخلص راستین آن کسی است که نیکویی های خود را پوشیده می دارد همچنان که معایب خود را.
و گفته شده است، چون بنده به خداوند متعال روی آورد، خداوند دلهای بندگانش را متوجه او می کند. و گفته شده است، ای آدمی زاده! آزرم نمی کنی که همچون فروتنان و بندگان سخن می گویی و همچون جباران و سرکشان سطوت داری و کردارت، کردار منافقان است و با لباس عابدان خود را آراسته می کنی و به ظاهر همچون متواضعان، تواضع می کنی و در عین حال با گوشه چشم چنان می نگری، چون نگریستن غارت برندگان.
این ها که در تو هست، صفات مخلصان نیست. بنگر که در روز قیامت با کدام گروه خواهی بود؟ بار دیگر کسی خطاب به نفس خود چنین گفته است، ای نفس! گفتاری چون گفتار زاهدان و رفتاری چون رفتار منافقان داری و با این حال طمع در بهشت می بندی؟ هیهات! که برای بهشت گروههای دیگری هستند و آنان را کرداری به جز کردار تو است. و روایت شده است که امام صادق (ع) فراوان این دو بیت را می خواند:
«نشانه شاهراه برای هر کس که آن را بخواهد، آشکار است ولی دلها را می- بینم که گویی از آن شاهراه در کوری هستند. همانا شگفت می کنم از آن کس که هلاک می شود در حالی که نجات او موجود است و همانا از آن کس که نجات هم می یابد تعجب می کنم.» شاعری دیگر گفته است:
«مرا چه می شود که بر خطای خود زاری نمی کنم و حال آنکه با خطای خود با جبار آسمان مبارزه کرده ام (رویا روی شده ام)، با آنکه کتاب خدا را خواندم، باز از بدبختی و بد اندیشی عصیان ورزیدم، و چگونه ممکن است رهایی یابم و حال آنکه خدای من فرموده است ای ریاکاران! به سوی دوزخ و آتش ها بروید و خداوند خواهد فرمود، این بنده آشکارا مرا معصیت می کرد و اکنون می پندارد از دوستان و دوستداران من است. او کردارهایش را برای بندگان انجام می داد و مرا اراده نمی کرد و در معنی کسی دیگری غیر از مرا اراده می کرد.»

مجلس هفتادم در محبت خدا و دوست و دشمن داشتن در راه خدا

خداوند در آیه یک صد و شصت و یکم سوره دوم فرموده است «و کسانی که ایمان آورده اند، سخت ترند در دوست داشتن برای خدا.» و خداوند متعال در آیه بیست و هشتم سوره آل عمران فرموده است «نباید گروندگان کافران را به جای مؤمنان به دوستی بگیرند و هر کس این کار را بکند، از خداوند در چیزی نیست مگر آنکه بپرهیزید از ایشان پرهیز کردنی (از ایشان در تقیه باشید).» و در آیه پنجاه و هفتم سوره پنجم (مائده) فرموده است «ای آن کسان که گرویدید، یهودیان و مسیحیان را دوستان خود مگیرید. برخی از ایشان دوستان برخی دیگرند و هر کس از شما ایشان را دوست بگیرد، همانا او از ایشان است. همانا و بدرستی که خداوند قوم ستمگران را هدایت نمی کند.» و در آیه بیست و سوم سوره نهم (توبه) فرموده است «ای کسانی که ایمان آورده اید. پدران و برادرانتان را در صورتی که کفر را بر ایمان برگزیده اند، دوستان خود مگیرید.» و در آیه 23 سوره پنجاه و هشتم (مجادله) فرموده است «نیابی گروهی را که ایمان آورده اند به خدا و روز قیامت که دوست بدارند کسی را که مخالفت و ستیزه کرده است با خدا و رسولش، هر چند پدران یا پسران یا برادرانشان باشند.» و در آیه اول سوره شصت و یکم (ممتحنه) چنین فرموده است «ای کسانی که ایمان آورده اید دشمن من و دشمن خودتان را دوست مگیرید.» و در آیه پنجاه و نهم سوره پنجم (مائده) فرموده است «ای کسانی که ایمان آورده اید هر کس از شما از دینش برگردد، زود باشد که خداوند گروهی را بیاورد که آنان را دوست می دارد و آنان هم خدا را دوست می دارند.» تا آنجا که فرموده است «همانا حزب خدا غالبانند.» و خداوند متعال در آیه 67 سوره چهل و سوم فرموده است «دوستان در آن روز برخی دشمن برخی هستند مگر پرهیزگاران.» امام صادق (ع) فرموده است، مگر دین چیزی جز محبت و دوست داشتن است؟ خداوند متعال می فرماید «اگر شما خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدایتان دوست بدارد. (1» همان حضرت فرموده است، مردم خدا را با سه حالت پرستش می کنند، طبقه یی او را با آرزو و رغبت در پاداش می پرستند که این پرستش آزمندان است و طمع شمرده می شود. گروهی دیگر از بیم آتش و دوزخ او را می پرستند، این هم پرستشی چون پرستش بردگان و آمیخته با بیم است. ولی من خدا را به سبب محبت به او می پرستم و این پرستش افراد گرامی و موجب زینهاری و امان است. زیرا خداوند متعال می فرماید «و آنان امروز از بیم در امانند.» (بخشی از آیه نود و یکم سوره بیست و هفتم) و نیز خداوند متعال می فرماید «اگر شما خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدایتان دوست بدارد و گناهان شما را برای شما ببخشاید.» (بخشی از آیه سی و یکم سوره سوم)، و هر کس به خداوند محبت بورزد، خداوند به او محبت می ورزد و هر کس که خدای عز و جل به او محبت ورزد، از کسانی است که در امان و زینهاری است. همان حضرت فرموده است، زنی از جن بنام عفراء به حضور پیامبر (ص) می آمد و سخنان ایشان را می شنید و سپس نزد جنیان صالح و نیکوکار می رفت و آنان بدست او مسلمان می شدند. چند روزی نیامد، پیامبر (ص) از جبریل (ع) در باره او پرسیدند، گفت: به دیدار یکی از خواهران خود رفته است که او را برای خدا دوست می دارد.
پیامبر فرمودند: خوشا به حال کسانی که یک دیگر را برای خدا و در راه خدا دوست می دارند. بدرستی که خداوند متعال در بهشت ستونی از یاقوت سرخ برافراشته که بر آن هفتاد هزار کاخ و در هر کاخ هفتاد هزار غرفه است که آنها را برای کسانی که در راه خدا یک دیگر را دوست دارند و زیارت می کنند، آفریده است. رسول خدا (ص) روزی به یکی از یاران خود فرمود: ای بنده خدا! در راه خدا دوست بدار و در راه خدا دشمن بدار و در راه خدا مهرورزی کن و برای خدا بی مهری کن که دوستی و ولایت خدا جز با این بدست نمی آید و هیچ کس مزه ایمان را بدون این کار نمی چشد، هر چند نماز و روزه اش بسیار باشد و حال آنکه برادری ها و دوستی های مردم در این روزگار شما بیشتر بر پایه دنیاست. برای آن یک دیگر را دوست دارند یا نسبت به یک دیگر کینه می ورزند و این برای آنان در پیشگاه خداوند کاری نمی سازد. آن مرد گفت: چگونه بدانم که در راه خدا دوست می دارم و کینه می ورزم و ولی و دوست خداوند کیست که او را دوست بدارم و دشمن خداوند کیست که از او دوری و با او ستیز کنم؟ پیامبر (ص) برای او به علی (ع) اشاره کردند و فرمودند آیا این را می بینی؟ گفت: آری، فرمودند: دوستدار این مرد دوست خداست، او را دوست بدار و دشمن این مرد دشمن خداست، او را دشمن بدار. و این مرد را دوست بدار، هر چند پدر و پسرت را بکشد و دشمن این را دشمن بدار، هر چند پدر یا پسرت باشد. امام صادق (ع) فرموده است، هر کس با کسی که عیب ما را می گوید، همنشینی کند یا کسی را که از ما بریده است، مدح گوید یا با کسی که حقوق ما را قطع کرده است، پیوستگی داشته باشد، یا از کسی که با ما پیوسته است، بگسلد یا دشمن ما را دوست و دوست ما را دشمن بدارد، به کسی که فاتحة الکتاب و قرآن عظیم را نازل فرموده است، کافر شده است. علی (ع) فرموده است، برای انسان مؤمن سه دوست است، دوستی که می گوید در حال زندگی و مرگ همراه تو هستم و آن عمل شخص است و دوستی که می گوید من همراه تو هستم تا هنگامی که بمیری و آن مال شخص است و چون مرد، آن مال از وارثانش می شود و دوستی که می گوید من تا کنار گورت با تو هستم و سپس رهایت می کنم و آن فرزند اوست. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس ما را دوست بدارد، روز قیامت همراه ما خواهد بود و اگر انسان سنگی را دوست داشته باشد، خدایش با آن محشور می فرماید. امام صادق (ع) فرموده است، از محکم ترین دستگیره های ایمان این است که در راه خدا دوستی کنی و کینه ورزی و در راه و برای خدا بخشش کنی و نکنی و هر کس کافری را دوست بدارد، خدا را دشمن داشته و هر کس کافری را دشمن بدارد، خدا را دوست می دارد که دوست دشمن خدا، دشمن خداوند است. پیامبر (ص) فرموده اند: سه چیز است که در هر کس باشد مزه ایمان را می یابد، کسی که خدا و رسولش در نظرش از هر چیز دیگر محبوب تر باشد و هر کس که مرگ را دوست می دارد فقط در راه خدا دوست بدارد و آن کس که افتادن در آتش در این جهان برای او محبوب تر از آن است که به کفر برگردد، پس از آنکه خدایش از آن نجات داده است. همان حضرت فرموده اند: سوگند به کسی که جان من در دست اوست، هرگز وارد بهشت نمی شوید تا آنکه ایمان بیاورید و ایمان نخواهید آورد تا آنکه محبت بورزید، آیا شما را به کاری راهنمایی کنم که چون آن را انجام دهید، مهرورزی کرده اید؟ میان خود سلام دادن را آشکار کنید و فرموده است هنگامی که مردم تظاهر به علم کنند و عمل را ضایع سازند و زبانی اظهار محبت و در دل کینه توزی کنند و قطع صله رحم کنند، در آن حال خدایشان لعنت و کر و کورشان می فرماید. شاعری چنین سروده و امام صادق (ع) هم به آن تمثل می جسته است. «خدا را عصیان می کنی و حال آنکه تظاهر به دوستی او می نمایی، سوگند به جان خودت که این در کارها عجیب است. اگر محبت تو صادق باشد، او را فرمانبرداری، زیرا دوستدار، مطیع کسی است که او را دوست می دارد.» (تو را در دل خود همسخن خویش قرار دادم و هر کس می خواهد با من نشیند، تن من با او خواهد بود، (من خود میان جمع و دلم جای دیگر است) تن من، انیس و همنشین من است. ولی انیس واقعی من در روانم، حبیب دل من است.»
دیگری سروده است:
«نفس دوستدار خدا، نفس زبونی است و کدام دوستدار و عاشق است که زبون نباشد و چون نفس دوستدار به پروردگارش پیوسته شود، محال است که چیز دیگری را به جای او بخواهد.» و سروده شده است:
«به من می گویند تو را به خدا سوگند آیا عاشقی؟ می گویم مگر یک روز بوده است که از عشق خالی باشم؟! از جام عشق در گهواره جرعه یی نوشیدم که شیرینی آن همچنان در سینه و گلوی من پایدار است.» دیگری سروده است:
«بر حذر باش که با احمق دوستی کنی که احمق همچون جامه پوسیده است، هر گاه یک جای آن را وصله زنی، همین که باد حرکتش دهد، جای دیگرش دریده می شود.
و همچون شکاف بزرگ در شیشه است و آیا دیده ای شکاف و شکستگی شیشه به هم بر آید؟ یا چون خر چموشی است که اگر سیرش کنی به مردم لگد می پراند و چون گرسنه شود، عرعر می کند. یا چون برده بد کاره است که اگر گرسنه اش داری از همسایه دزدی می کند و چون سیر شود، تبهکاری می کند.»