فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

فصلی در بیان فضیلت کربلا و تربت

امام صادق (ع) فرموده است، محل مرقد امام حسین (ع) از روزی که در آن دفن شده است، روضه یی از روضه های بهشت است و از آنجا اعمال زائران آن حضرت به آسمان برده می شود و هیچ فرشته یی در آسمان و زمین نیست مگر اینکه از خداوند زیارت مرقد امام حسین را مسألت می کند، گروهی فرود می آیند و گروهی به آسمان بازمی گردند. همان حضرت فرموده اند: مرقد امام حسین بیست ذراع در بیست ذراع در بیست ذراع، روضه یی از روضه های بهشت است. امام باقر (ع) فرموده است، خداوند کربلا را بیست و چهار هزار سال پیش از آنکه کعبه را بیافریند، آفریده است و آن را پاکیزه فرمود و بر آن برکت افزوده است و پیش از آنکه خداوند خلق را بیافریند، آن را قرار داده است و همواره چنین خواهد بود و خداوند آن را در بهشت هم بهترین زمین ها قرار داده است. همان حضرت فرموده است، نماز واجب کنار مرقد امام حسین معادل با حج، و نماز مستحبی معادل با عمره است. و فرموده است، در خاک مرقد امام حسین (ع) شفای هر درد است و آن داروی بزرگ است. باز همان حضرت فرموده است، کام نوزادان خود را با تربت امام حسین (ع) بردارید که امان از هر درد است. و فرموده است تربت مرقد امام حسین (ع) از کنار مرقد تا هفتاد ذراع است. امام کاظم (ع) فرموده است، شیعیان ما از چهار چیز بی نیاز نیستند، حصیری که بر آن نماز بگزارند و انگشتری که در دست کنند و مسواکی که با آن مسواک کنند و تسبیح از تربت سید الشهداء (ع) که دارای سی و سه دانه باشد، هر گاه با آن ذکر بگویند خداوند برایشان در قبال هر دانه آن چهار حسنه می نویسد و هر گاه بدون اینکه ذکر بگویند، با آن تسبیح بازی کنند، خداوند برای آنان بیست حسنه مرقوم می دارد.

مجلس شصت و هشتم در ذکر چگونگی آفرینش آدمی

خداوند متعال در آیات دوازدهم تا پانزدهم سوره مؤمنون چنین فرموده است. (و همانا آفریدیم انسان را از خلاصه یی از گل، پس گردانیدیم او را نطفه در قرار گاهی استوار» تا آنجا که می فرماید «و همانا به تحقیق شما پس از آن مردگانید و سپس روز قیامت شما مبعوث و برانگیخته می شوید.» و خداوند متعال در آیه پنجم سوره بیست و دوم (حج) فرموده است «اوست آنکه شما را آفریده است از خاک و سپس از نطفه .... تا آنجا که می فرماید و برخی از شما باز می گردد به سوی فرو مایه ترین عمرها.» و در آیه چهاردهم سوره نوح می فرماید «و همانا شما را گوناگون آفریده است.» و در آیه دوم سوره دهر (انسان) می فرماید «همانا که ما آدمی را از نطفه آمیخته با هم آفریدیم که بیازماییم او را شنوای بینا.» روایت شده است که نطفه چهل روز در رحم بصورت نطفه باقی می ماند و سپس چهل روز بصورت علقه است. پس از آن چهل روز به صورت مضغه است، سپس چهل روز به صورت گوشت و استخوان در می آید. پس از آن در مدت بیست روز روح به آن دمیده می شود و این شش ماه است. امام صادق (ع) فرموده است، میان سلمان (رضی الله عنه) و مردی بگو و مگو شد.
آن مرد برای تحقیر سلمان گفت: ای سلمان تو کیستی؟ سلمان گفت: آغاز آفرینش من و تو نطفه یی چرکین بوده و انجام من و تو مرداری بوناک است و چون روز قیامت فرا رسد و ترازوها را بنهند، آن کس که ترازویش سبک باشد، فرومایه و پست است. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، ای بیچاره و درمانده آدمی زاده که مرگش پوشیده و بیماریها و دردهایش نهان است. و کردارش در نامه عملش جمع و حفظ می شود. پشه آزارش می دهد و از قطره یی آب که در گلویش بگیرد، کشته می شود و عرق بدنش او را بوناک می سازد. آدمی زاده را با فخر چه کار است، آغازش نطفه و پایانش مردار است. نه می تواند خود را روزی دهد و نه می تواند مرگ خویش را از خود براند. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس چهل سال در اسلام عمر کند، از انواع بلا عافیت می یابد و چون پنجاه سال عمر کند، حسابش بر او آسان می شود و چون شصت سال عمر کند، بازگشت به سوی آنچه که خداوند دوست دارد و خشنود می شود نصیب او می گردد و چون هفتاد سال عمر کند، خدا و ساکنان آسمانها دوستش می دارند و اگر هشتاد سال عمر کند، خداوند حسناتش را می پذیرد و خطاهایش را می بخشد و اگر نود سال عمر کند، خداوند گناهان گذشته و آینده اش را می بخشد و به او عنوان اسیر خداوند در زمین داده می شود و برای اهل خانه خود شفاعت می کند و شفاعتش پذیرفته می شود. شاعر چنین سروده است:
«هر سالخورده و هر دنیا داری ناچار روزی به سوی نیستی می رود، و پس از کوشش ها پوسیده و کهنه می شود و فقط خداوند مقدس ذو الجلال باقی می ماند.»

مجلس شصت و نهم در شناخت قلب

خداوند متعال در آیه یک صد و چهل و یکم سوره چهارم فرموده است که از جمله صفات منافقان این است که «برای مردم ریا کاری می کنند و یاد نمی کنند خدا را مگر اندکی.» و معنی آن چنین است که آنچه برای خدا نباشد، جز اندک نیست. و خداوند در آیه یک صد و دهم سوره کهف فرموده است «پس هر کس آرزو می دارد دیدار پروردگارش را، همانا کار نیکو و پسندیده انجام دهد و در پرستش و عبادت خدای خود هیچ کس را شریک و انباز نگیرد.»، ابن عباس در این باره گفته است: یعنی هر کس دیدن پاداش خدا را امید دارد، کار پسندیده انجام دهد و در عبادت پروردگار خود برای هیچ کس ریا کاری نکند. و در آیات دوم و سوم سوره سی و نهم فرموده است «پس بپرست خدا را در حالی که دین خود را برای او خالص کرده باشی و همانا که دین خالص برای خداوند است.» و در آیه چهاردهم سوره چهلم فرموده است «پس بخوانید خدا را در حالی که خالص کنندگان دین برای او باشید و اگر چه ناخوش دارند کافران.» و در آیه پنجم از سوره نود و هشتم می فرماید «و فرمان داده نشدند مگر آنکه خدا را پرستش کنند در حالی که خالص دارندگان دین برای او باشند و نماز را بر پای دارند و زکات را بپردازند و این است آیین راست.» پیامبر (ص) فرموده اند: در آدمی پاره گوشتی است که اگر آن درست و سلامت باشد، دیگر اعضای بدن با آن سالمند و چون آن پاره گوشت دردمند و فاسد شود، دیگر اعضای بدن تباه می شود و آن قلب است. و همان حضرت فرموده اند: ای علی! سه چیز موجب قساوت قلب است.
شنیدن سخن یاوه، در طلب شکار رفتن و به درگاه پادشاهان و دولتمردان رفتن. و پیامبر (ص) فرموده اند: چهار چیز قلب را تباه می کند و در آن نفاق را می رویاند، همچنان که آب گیاه را می رویاند و پرورش می دهد، شنیدن سخن یاوه، بد زبانی، پیوستگی به درگاه قدرتمند و شکار کردن. و همان حضرت فرموده اند: چهار چیز قلب را می میراند، گناه بر گناه و بسیاری مشورت با زنان یعنی بسیار گفتگو کردن با آنان، ستیز و مجادله کردن با نادان- که سخنی تو می گویی و سخنی او می گوید و هرگز به سوی خیر بر نمی گردد- و همنشینی با مردگان. گفته شد: ای رسول خدا! مردگان چه کسانی هستند؟ فرمودند: هر توانگر خوش گذران. و فرموده اند: از نشانه های شقاوت، خشکی چشم و سنگینی دل و آزمندی در طلب روزی و اصرارورزیدن بر گناه است. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده اند: این دلها افسرده و ملول می شود، همچنان که بدنها خسته می شود و همانا دل ها را روی کردن و پشت کردنی است، هر گاه روی آورد آن را به انجام کارهای مستحب هم وادارید و هر گاه پشت کرد، فقط به انجام کارهای واجب وادارید و به همان اکتفاء کنید. امام باقر فرموده است، هیچ چیزی برای دل تباه کننده تر از خطا و گناه نیست، دل با خطا می آمیزد و سرانجام گناه بر آن چیره می شود و پایین آن را بالا و بالای آن را پایین می کند. پیامبر فرموده اند: مؤمن هر گاه مرتکب گناهی می شود، نقطه سیاهی در دلش پدید می آید. اگر توبه و استغفار کند و از گناه دست بدارد، آن نقطه از میان می رود و قلبش صیقل می خورد و اگر بر گناه بیفزاید، آن نقطه هم افزوده می شود و این همان زنگی است که خداوند در کتاب خود آن را یاد کرده و فرموده است «نه چنین است که آنچه کسب کرده اند بر دلهایشان زنگار بسته است. (5» و فرموده اند: هر کاری را حق و حقیقتی است و هیچ بنده به حقیقت اخلاص نمی رسد مگر اینکه دوست نداشته باشد که در هیچ کاری که برای خدا انجام می دهد او را بستایند. و فرموده است، چون روز قیامت شود، سروشی چنان ندا می دهد که تمام مردم می شنوند و می گوید: آنانی که بندگان را می پرستیدند کجایند؟ برخیزید و پاداش خود را از کسانی که برای آنان عمل کردید بگیرید که من هیچ عملی را که چیزی از دنیا و مردم دنیا با آن آمیخته باشد، نمی پذیرم. و بدان که قلب شریف ترین اعضای بدن است، زیرا سرچشمه عقل و کان دانش و خردمندتر عضو بدن است. گنجینه شناخت است و منظر خداوند سبحان است و آن برای تمام بدن چون امیر و فرمانده است و سالاری است که صلاح آن را اثری شایان و فساد آن را زیان فراوان است. اگر آن نیکو باشد، جسم نیکو است و اگر آن تباه شود، همه بدن تباه می شود. همچنان که در این باره روایت هم نقل شده است، ولی همین دل با همه شرف و فضیلتی که دارد از هر سو به آفات و عیبهایی محاط و پیچیده است و هر چیز که عزیزتر و گرانبهاتر باشد و سودش افزون باشد، آفات و دشمنانش هم بیشترند. گفته شده است دل ها پنج نوع است، دلی که آن را گسترده اند و گشاده در راه خدا است و آن دل مؤمن است و دلی که بر یک سو نهاده و دور انداخته است و آن دل کافر است و دلی که آن را کشته و سر بریده اند و آن دل منافق است و دلی که خسته و زخمی است و آن دل گنهکار است و قلبی که صیقل پذیرفته است و آن دل توبه کننده است. یکی از دانشمندان گفته است، دلی پاکیزه در جامه ای به ظاهر چرکین برای من دوست داشتنی تر از دلی چرکین است در جامه ای (پیکری) آراسته.
و گفته شده است، رقیق ترین دل ها کم گناه ترین آنهاست. مردی گفته است، اگر به من بگویند عجیب ترین چیزها چیست؟ می گویم: دل شخصی که خدا را بشناسد و سپس گناه و از فرمان او سرپیچی کند. و گفته شده است، چون آخرت در دلی جایگزین باشد، دنیا بر آن ترحم می کند و اگر دنیا در دلی باشد، آخرت بر آن نمی نگرد و رحمتی نمی آورد که آخرت کریم و بزرگوار و دنیا پست و فرومایه است. و گفته شده است، چون بدن دردمند شود، هیچ خوراک و آشامیدنی و هیچ خواب و راحتی آن را گوارا نیست. دل هم اگر به محبت دنیا وابسته شود، پندها و اندرزها بر آن گوارا نیست. و گفته شده است، مخلص راستین آن کسی است که نیکویی های خود را پوشیده می دارد همچنان که معایب خود را.
و گفته شده است، چون بنده به خداوند متعال روی آورد، خداوند دلهای بندگانش را متوجه او می کند. و گفته شده است، ای آدمی زاده! آزرم نمی کنی که همچون فروتنان و بندگان سخن می گویی و همچون جباران و سرکشان سطوت داری و کردارت، کردار منافقان است و با لباس عابدان خود را آراسته می کنی و به ظاهر همچون متواضعان، تواضع می کنی و در عین حال با گوشه چشم چنان می نگری، چون نگریستن غارت برندگان.
این ها که در تو هست، صفات مخلصان نیست. بنگر که در روز قیامت با کدام گروه خواهی بود؟ بار دیگر کسی خطاب به نفس خود چنین گفته است، ای نفس! گفتاری چون گفتار زاهدان و رفتاری چون رفتار منافقان داری و با این حال طمع در بهشت می بندی؟ هیهات! که برای بهشت گروههای دیگری هستند و آنان را کرداری به جز کردار تو است. و روایت شده است که امام صادق (ع) فراوان این دو بیت را می خواند:
«نشانه شاهراه برای هر کس که آن را بخواهد، آشکار است ولی دلها را می- بینم که گویی از آن شاهراه در کوری هستند. همانا شگفت می کنم از آن کس که هلاک می شود در حالی که نجات او موجود است و همانا از آن کس که نجات هم می یابد تعجب می کنم.» شاعری دیگر گفته است:
«مرا چه می شود که بر خطای خود زاری نمی کنم و حال آنکه با خطای خود با جبار آسمان مبارزه کرده ام (رویا روی شده ام)، با آنکه کتاب خدا را خواندم، باز از بدبختی و بد اندیشی عصیان ورزیدم، و چگونه ممکن است رهایی یابم و حال آنکه خدای من فرموده است ای ریاکاران! به سوی دوزخ و آتش ها بروید و خداوند خواهد فرمود، این بنده آشکارا مرا معصیت می کرد و اکنون می پندارد از دوستان و دوستداران من است. او کردارهایش را برای بندگان انجام می داد و مرا اراده نمی کرد و در معنی کسی دیگری غیر از مرا اراده می کرد.»