فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

مجلس شصت و هفتم در ذکر فضل مدینه و بیت المقدس و کوفه

خداوند متعال در آیه هفتاد و هشتم سوره هفدهم (الاسراء) فرموده است «و اگر بخواهند، هر آینه بجنبانندت از زمین تا بیرون کنند تو را از آن و آنگاه درنگ نکنند (پس از تو) همراه تو مگر اندکی.» تا آنجا که فرموده است «بگو آمد حق و نابود شد باطل و بتحقیق که باطل نابودشدنی است.» ابن عباس می گوید: چون پیامبر (ص) به مدینه آمدند، یهودیان بر امامت ایشان در آن شهر حسد ورزیدند و چون مرتب شدن کارهای ایشان را دیدند، همگی به یک دیگر گفتند ما از بودن این مرد در این شهر ناراحتیم و در امان نیستیم که دین ما را تباه نکند. روزی به حضور پیامبر آمدند و پرسیدند: آیا تو پیامبری؟ فرمودند: آری، پرسیدند: از جانب خدا؟ فرمودند آری. گفتند: بنا بر این خودت می دانی که این شهر سرزمین پیامبران نیست و سرزمین پیامبران، شام است که ابراهیم (ع) و پیامبران پس از او، آنجا بودند و اگر تو نیز پیامبری همچون ایشان هستی به شام برو که اگر پیامبر باشی، خداوند بزودی در آن شهر تو را از رومیان محفوظ خواهد داشت که آنجا سرزمین مقدس و محل حشر است و مدتهاست که پیامبران در این سرزمین (مدینه) نبوده اند. گوید پیامبر (ص) در سه میلی مدینه اردو زدند تا مستقر شوند و یارانشان آنجا جمع شوند. در این هنگام جبریل فرود آمد و آن آیه را آورد که مقصود این است، یهودیان می خواهند تو را از مدینه بیرون کنند و به شام روانه دارند و در آن صورت آنان اندکی پس از تو آنجا مقام خواهند داشت و سپس هلاک می شوند و این آیین و سنت من است که گروههایی را که نسبت به پیامبران سرکشی، می کنند، نابود می سازم و آنان را در حالی که پیامبرشان میان ایشان باشد، نابود نمی سازم ولی همین که پیامبرشان از پیش ایشان برود عذاب می شوند. و پیامبر (ص) به مدینه برگشتند و به ایشان این آیه از همان سوره وحی شد که می فرماید «و بگو پروردگارا درآور مرا در آوردن راستی و بیرون آور مرا بیرون آوردن راستی، قرار ده برای من از نزد خودت حجتی یاری دهنده.» یعنی مرا به مدینه درآور و سپس به مکه برسان و خداوند دعای ایشان را برآورده فرمود و بدست آن حضرت سرزمین یهودیان و مکه را گشود و بر آنان پیروزی بخشید و این است معنی گفتار خداوند که در همان آیه می فرماید «و بگو آمد حق و نابود شد باطل ...» امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، مکه حرم خدا و مدینه حرم رسول خدا و کوفه حرم من است. هیچ ستمگری به فکر ستم در آن نمی افتد، مگر آنکه خداوند پشتش را در هم می شکند. امام صادق (ع) فرموده است، دجال همه آبشخورهای زمین را زیر پا می گذارد، مگر مکه و مدینه را که بر هر محله از محله های مدینه، فرشته یی گماشته شده است و آن را از طاعون و دجال حفظ می کند. و همان حضرت فرموده است، حد روضه در مسجد پیامبر (ص) تا راه سایبانهاست و فرموده است، هر کس در مدینه بمیرد، خدایش او را روز قیامت در زمره آنان که در امانند برمی انگیزد. پیامبر (ص) فرموده اند: گزاردن یک نماز در این مسجد من پاداشی معادل هزار نماز در مساجد دیگر غیر از مسجد الحرام را دارد، ولی مسجد الحرام از آن برتر است. امام صادق (ع) فرموده است، رفتن به مسجد قبا و دیگر مشاهد و مساجد را رها مکنید. مسجد قبا همان مسجدی است که از روز نخست بر تقوی بنا نهاده شده است و مشربه ام ابراهیم و مسجد فضیح و گورستان شهیدان احد و مسجد احزاب که همان مسجد فتح است. و به ما خبر رسیده است که پیامبر (ص) هر گاه کنار گور شهیدان می آمدند، می فرمودند: سلام بر شما باد به آنچه صبر و شکیبایی کردید و خانه عاقبت (بهشت) چه نیکو است. و مناسب است در مسجد فتح این دعا را بخواند «ای فریادرس فریاد زنان! ای برآورنده دعای مضطران! اندوه و غصه و گرفتاری مرا بگشای، همچنان که از پیامبر خود در این مکان گشودی و شر و بیم دشمنانش را در این جا از او کفایت فرمودی.» و حضرت صادق (ع) فرموده است، مسجد فضیح را به مناسبت درخت خرمایی که آنجا بوده و فضیح نام داشته است، فضیح می گفته اند. بیت المقدس: خداوند متعال در نخستین آیه سوره هفدهم فرموده است. «منزه است آنکه شبی بنده خود را از مسجد الحرام به سوی مسجد الاقصی که اطراف آن را برکت داده ایم برد ...» یعنی بیت المقدس که اطراف آن را با جویبارها و میوه ها فرخنده و پر برکت قرار داده است . بدان که برای بیت المقدس در قرآن نامهایی ذکر شده است که عبارت است از «مسجد الاقصی» و «الی ربوة ذات قرار و معین» که خداوند در آیه پنجاه و سوم سوره بیست و سوم فرموده است «و گردانیدیم پسر مریم و مادر او را آیتی و جای ساختیم آن دو را به مکانی دارای قرار و آب گوارای جاری.» و بیشتر مفسران را عقیده بر این است که آنجا بیت المقدس است. امام صادق (ع) فرموده است، مقصود از کلمه ربوة، نجف کوفه و مقصود از آب گوارای روان، رودخانه فرات است. و مکان قریب که خداوند متعال در آیه چهل و یکم از سوره پنجاهم (ق) فرموده است «و بشنو روزی که ندا می کند نداکننده از جایی نزدیک.» یعنی صخره بیت المقدس و آن را از این جهت نزدیک گفته اند که از دیگر زمین ها هیجده میل به آسمان نزدیک تر است. فرشته یی بر آن می ایستد و ندا می دهد ای استخوانهای پوسیده و مفصل های گسیخته از یک دیگر! خداوند به شما فرمان می دهد که برای قیامت و رسیدگی فراهم آیید. و «ارض المقدسة» که خداوند متعال در آیه بیست و یکم سوره مائده فرموده است «ای قوم من! داخل شوید در آن زمین پاک گردانیده شده» که منظور بیت المقدس و دهکده های اطراف آن است. عبد الله بن سلام گفت: ای محمد! به من خبر بده میانه دنیا کجاست؟ فرمودند:
بیت المقدس است. گفت: برای چه؟ فرمودند: محل حشر و نشر است و عرش و صراط و میزان از آن است. گفت: درست گفتی، از خیمه موسی بن عمران به من خبر بده که کجاست؟ فرمودند: همان جای بیت المقدس است. گفت: چه کسی بیت المقدس را ساخته است؟ فرمودند: نخست داود (ع) و پس از او پسرش سلیمان (ع). گفت: به من خبر بده که آدم از کدام زمین آفریده شده است؟ فرمودند: سر و صورتش از خاک محل کعبه و بدنش از بیت المقدس است. پیامبر (ص) فرموده اند: چهار شهر محفوظ است، مکه و مدینه و بیت المقدس و نجران و مدینة الجنه و نیز فرموده اند: چهار شهر از بهشت است، مکه و مدینه و بیت المقدس و شهری میان رودخانه های سیحان و جیحان (نام دو رودخانه در آسیای غربی که قبلا توضیح داده شد. م.) که به آن منصوره می گویند و همان مصیصه است و این چهار شهر با فرشتگان حفاظت می شود و چهار کاخ که عبارت است از کاخ اسکندریه و آن را ذو القرنین ساخته است و عسقلان و ملطیة و مسجد کوفه که قبة الاسلام است.
و رود خانه هایی که از بهشت است و در دنیا روان است، سیحان و جیحان و نیل و فرات است. عبد الله بن سلام به پیامبر گفت: لطفا از آنجا که از آسمان دری گشوده شد و فرشتگان با رحمت بر بنی اسرائیل فرود آمدند، به من خبر بده. فرمودند: مقابل صخره یی که در بیت المقدس است و معراج پیامبران هم از همان جاست و بیت المقدس، بقعه یی است که خداوند برگزیدگان خویش از پیامبران و اولیاء و فرشتگان مقرب را آنجا جمع فرموده است. کوفه: امام باقر (ع) فرموده است، کوفه شهر پاک و پاکیزه است. آرامگاه پیامبران مرسل و غیر مرسل و اوصیای صادق و مسجد سهیل در آن است که خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نفرموده است مگر اینکه در آن نماز گزارده است. عدل خداوند و قائم و جانشینان او در آن ظاهر می شود و کوفه جایگاه و خانه پیامبران و اوصیا و نیکوکاران است. امام صادق (ع) فرموده است، مکه حرم خدا و حرم رسول خدا و حرم علی بن ابی طالب بشمار می آید. یک رکعت نماز در آن معادل صد هزار نماز و یک درهم صدقه در آن معادل یک صد هزار درهم است. مدینه هم حرم خدا و حرم رسول خدا و حرم امیر المؤمنین علی است. یک رکعت نماز در آن، معادل ده هزار رکعت و یک درهم صدقه در آن، معادل ده هزار درهم است. کوفه هم حرم خدا و حرم رسول خدا و حرم امیر المؤمنین است و یک رکعت نماز در آن، معادل هزار رکعت است. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، نماز نافله در این مسجد (مسجد کوفه) معادل است با عمره یی که با پیامبر (ص) گزارده آید و نماز واجب معادل با حجی است که با پیامبر (ص) گزارده آید و در این مسجد هزار پیامبر و هزار وصی نماز گزارده اند. امام صادق فرموده است، هیچ بنده صالح و پیامبری نیست مگر اینکه در مسجد کوفه نماز گزارده است و در شبی که پیامبر (ص) به معراج برده شدند، جبریل به ایشان گفت: ای رسول خدا! آیا می دانی هم اکنون کجایی؟ اکنون برابر مسجد کوفه ای.
پیامبر فرمودند: ای جبریل! از خدای من برای من اجازه بگیر تا آنجا بروم و دو رکعت نماز بگزارم. جبریل از پیشگاه خداوند کسب اجازه کرد و اجازه داده شد و همانا سمت راست آن باغی و روضه یی از روضه های بهشت است.
و در خبر دیگری آمده است که وسط آن و بخش آخر آن هم همچنان روضه یی از روضه های بهشت است و نماز واجب در آن معادل هزار نماز است و نماز مستحبی در آن معادل پانصد نماز و نشستن در آن، بدون آنکه قرآن بخوانند و ذکری بگویند عبادت است و اگر مردم بدانند در آن چه برکتی است، هر چند با خزیدن بر روی زمین باشد، خود را به آن می رسانند. امام باقر (ع) فرموده است، مسجد کوفه روضه یی از روضه های بهشت است، هزار و هفتصد پیامبر در آن نماز گزارده اند. طرف راست آن رحمت و جانب چپش مکرمت است. عصای موسی و درخت کدو و نگین و خاتم سلیمان در آن است.
تنور طوفان از آن جوشیده و کشتی نوح در آن ساخته شده است و آن برگزیده تر منطقه بابل و مجمع پیامبران است. عبد الله بن طلحه هندی (نهدی) می گوید:
حضور امام صادق (ع) رسیدم، نخست برای ما حدیثی بیان فرمود و سپس همراه ایشان حرکت کردیم و به نجف رسیدیم. جایی ایستاد و نماز گزارد و سپس به پسر خود اسماعیل فرمود: برخیز و کنار مدفن سر پدرت امام حسین (ع) نماز بگزار. من گفتم: مگر سر آن حضرت را به شام نبرده اند؟ فرمود:
آری به شام بردند ولی فلان بنده ما آن را در ربود و آورد و این جا به خاک سپرد. امام صادق (ع) فرموده است، دوست می دارم که مؤمن نگین انگشترش از پنج چیز باشد، یاقوت که از همه فاخرتر است. عقیق که از هر نگین دیگر برای خدا و ما خالصانه تر است. فیروزه که مایه مسرت خاطر زنان و مردان مؤمن می شود و نور چشم را تقویت می کند و سینه را گشاده می سازد و بر نیروی دل می افزاید. آهن چینی هر چند خودم خوش نمی دارم که مرتب از آن به دست کنم ولی به هنگام رویارویی با مردم شرور از به دست کردن آن بدم نمی آید که شر و غضب آنان را خاموش کند ولی همراه داشتن آن را دوست می دارم، برای اینکه دیوان سرکش را پراکنده می کند و سنگها و درهای سپید ناحیه نجف. گفتم: ای سرور من! در آنها چه فضیلتی است؟ فرمود: هر کس به آن بنگرد، خداوند به هر نظر، اجر پیامبران و صالحان را می نویسد و اگر لطف و رحمت خداوند بر شیعیان ما نبود، هر نگین از آن چنان گران می شد که به هیچ قیمت پیدا نشود، ولی خداوند آن را برای ایشان فراوان و ارزان قرار داده است که توانگر و مستمند ایشان بتوانند از آن نگین انگشتر بسازند.

فصلی در بیان فضیلت کربلا و تربت

امام صادق (ع) فرموده است، محل مرقد امام حسین (ع) از روزی که در آن دفن شده است، روضه یی از روضه های بهشت است و از آنجا اعمال زائران آن حضرت به آسمان برده می شود و هیچ فرشته یی در آسمان و زمین نیست مگر اینکه از خداوند زیارت مرقد امام حسین را مسألت می کند، گروهی فرود می آیند و گروهی به آسمان بازمی گردند. همان حضرت فرموده اند: مرقد امام حسین بیست ذراع در بیست ذراع در بیست ذراع، روضه یی از روضه های بهشت است. امام باقر (ع) فرموده است، خداوند کربلا را بیست و چهار هزار سال پیش از آنکه کعبه را بیافریند، آفریده است و آن را پاکیزه فرمود و بر آن برکت افزوده است و پیش از آنکه خداوند خلق را بیافریند، آن را قرار داده است و همواره چنین خواهد بود و خداوند آن را در بهشت هم بهترین زمین ها قرار داده است. همان حضرت فرموده است، نماز واجب کنار مرقد امام حسین معادل با حج، و نماز مستحبی معادل با عمره است. و فرموده است، در خاک مرقد امام حسین (ع) شفای هر درد است و آن داروی بزرگ است. باز همان حضرت فرموده است، کام نوزادان خود را با تربت امام حسین (ع) بردارید که امان از هر درد است. و فرموده است تربت مرقد امام حسین (ع) از کنار مرقد تا هفتاد ذراع است. امام کاظم (ع) فرموده است، شیعیان ما از چهار چیز بی نیاز نیستند، حصیری که بر آن نماز بگزارند و انگشتری که در دست کنند و مسواکی که با آن مسواک کنند و تسبیح از تربت سید الشهداء (ع) که دارای سی و سه دانه باشد، هر گاه با آن ذکر بگویند خداوند برایشان در قبال هر دانه آن چهار حسنه می نویسد و هر گاه بدون اینکه ذکر بگویند، با آن تسبیح بازی کنند، خداوند برای آنان بیست حسنه مرقوم می دارد.

مجلس شصت و هشتم در ذکر چگونگی آفرینش آدمی

خداوند متعال در آیات دوازدهم تا پانزدهم سوره مؤمنون چنین فرموده است. (و همانا آفریدیم انسان را از خلاصه یی از گل، پس گردانیدیم او را نطفه در قرار گاهی استوار» تا آنجا که می فرماید «و همانا به تحقیق شما پس از آن مردگانید و سپس روز قیامت شما مبعوث و برانگیخته می شوید.» و خداوند متعال در آیه پنجم سوره بیست و دوم (حج) فرموده است «اوست آنکه شما را آفریده است از خاک و سپس از نطفه .... تا آنجا که می فرماید و برخی از شما باز می گردد به سوی فرو مایه ترین عمرها.» و در آیه چهاردهم سوره نوح می فرماید «و همانا شما را گوناگون آفریده است.» و در آیه دوم سوره دهر (انسان) می فرماید «همانا که ما آدمی را از نطفه آمیخته با هم آفریدیم که بیازماییم او را شنوای بینا.» روایت شده است که نطفه چهل روز در رحم بصورت نطفه باقی می ماند و سپس چهل روز بصورت علقه است. پس از آن چهل روز به صورت مضغه است، سپس چهل روز به صورت گوشت و استخوان در می آید. پس از آن در مدت بیست روز روح به آن دمیده می شود و این شش ماه است. امام صادق (ع) فرموده است، میان سلمان (رضی الله عنه) و مردی بگو و مگو شد.
آن مرد برای تحقیر سلمان گفت: ای سلمان تو کیستی؟ سلمان گفت: آغاز آفرینش من و تو نطفه یی چرکین بوده و انجام من و تو مرداری بوناک است و چون روز قیامت فرا رسد و ترازوها را بنهند، آن کس که ترازویش سبک باشد، فرومایه و پست است. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، ای بیچاره و درمانده آدمی زاده که مرگش پوشیده و بیماریها و دردهایش نهان است. و کردارش در نامه عملش جمع و حفظ می شود. پشه آزارش می دهد و از قطره یی آب که در گلویش بگیرد، کشته می شود و عرق بدنش او را بوناک می سازد. آدمی زاده را با فخر چه کار است، آغازش نطفه و پایانش مردار است. نه می تواند خود را روزی دهد و نه می تواند مرگ خویش را از خود براند. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس چهل سال در اسلام عمر کند، از انواع بلا عافیت می یابد و چون پنجاه سال عمر کند، حسابش بر او آسان می شود و چون شصت سال عمر کند، بازگشت به سوی آنچه که خداوند دوست دارد و خشنود می شود نصیب او می گردد و چون هفتاد سال عمر کند، خدا و ساکنان آسمانها دوستش می دارند و اگر هشتاد سال عمر کند، خداوند حسناتش را می پذیرد و خطاهایش را می بخشد و اگر نود سال عمر کند، خداوند گناهان گذشته و آینده اش را می بخشد و به او عنوان اسیر خداوند در زمین داده می شود و برای اهل خانه خود شفاعت می کند و شفاعتش پذیرفته می شود. شاعر چنین سروده است:
«هر سالخورده و هر دنیا داری ناچار روزی به سوی نیستی می رود، و پس از کوشش ها پوسیده و کهنه می شود و فقط خداوند مقدس ذو الجلال باقی می ماند.»