فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

مجلس شصت و یکم در حقوق برادران و نزدیکان و همسایه

خداوند متعال در آیه نخست سوره چهارم (نساء) فرموده است «و بترسید از خدایی که درخواست کرده می شوید به آن و رحم ها، بدرستی که خداوند بر شما نگهبان است.» یعنی بترسید از اینکه پیوندهای خویشاوندی را بگسلید. و در آیه چهلم همان سوره فرموده است: «و همسایه صاحب قرابت و همسایه دور و همسایه دیوار به دیوار و در راه مانده نیازمند.» و در آیه بیست و پنجم سوره چهل و هفتم (محمد) فرموده است «شاید که شما هم چون والی شوید، در زمین تباهی کنید و پیوند خویشاوندی هایتان را بگسلید.» و سپس فرموده است «آن گروه، آنانند که خدا لعن کرد ایشان را و آنان را کر و چشمهایشان را کور کرد.» از امام صادق (ع) پرسیده شده است، کمترین حق مؤمن بر برادر مؤمن چیست؟ فرمود: باید در چیزی که خود نیازمندتر به آن است، خود را بر برادر خویش ترجیح ندهد. و فرموده است، با مواسات میان برادران خویش، به خداوند تقرب جویید. و فرموده است، حرمت مؤمن، از کعبه بزرگتر است. گفته شده است در محضر امام صادق (ع) از شومی سخن رفت. فرمود: در سه چیز شومی هست، در زن و خانه و مرکب. شومی زن در آن است که مهریه اش سنگین و همسرش از او ناخشنود باشد. شومی مرکب در چموشی و سرکشی آن است. شومی خانه در کمی مساحت و بدی همسایگان و بسیاری عیب آن است. پیامبر (ص) فرموده اند: بر مسلمان روا نیست که از برادر دینی خود بیش از سه روز دوری کند. همان حضرت فرموده اند: چهار چیز شکننده پشت است، پیشوایی که نافرمانی خدا کند و در عین حال فرمانش مطاع باشد. زنی که مردش او را نگهداری کند و او بر آن مرد خیانت ورزد و فقری که برای آن علاجی پیدا نشود و همسایه بد در محل سکونت. امام صادق (ع) فرموده است، دوستی را حد و مرز و شروطی است و هر کس این شروط در آن نباشد، او را به کمال دوستی نسبت مدهید. نخست آنکه، آشکار و نهان او برای تو یکسان باشد. دوم آنکه، زینت تو را زینت خود و ناپسند تو را، ناپسند خود بداند. سوم اینکه، مال و ولایت، دوستی او را تغییر ندهد و دگرگون نسازد. چهارم آنکه، چیزهایی را که در توانایی اوست، از تو باز ندارد. پنجم آنکه، در گرفتاری ها و بدبختی ها، تو را رها نکند. امام صادق (ع) فرموده است: ابلیس که خدایش نفرین کناد، گفته است، مرا بر پنج گروه چاره یی نیست و دیگر مردم در مشت منند، نخست، هر کس با نیت راست به خدا پناه برد و در همه کار خویش بر او توکل کند. دوم، آن کس که در شب و روز، تسبیح و ستایش او از خداوند فراوان باشد. سوم، هر کس که برای برادران مؤمن خود به همان چیز خشنود باشد که برای خود خشنود است. چهارم، آن کس که در مصیبت بیتابی نکند. پنجم، هر کس که به آنچه خداوند قسمت او فرموده است، راضی باشد و تنها همت او روزی اش نباشد. امام باقر (ع) فرموده است، برادر مسلمانت را دوست بدار و آنچه را برای خود دوست می داری برای او دوست بدار و آنچه را برای خود ناخوش می داری، برای او ناخوش بدار. چون نیازمند شدی از او بخواه و چون او از تو چیزی خواست به او بده و هیچ خیری را از او اندوخته مدار که او از تو خیری را اندوخته نمی دارد. پشت او باش که او هم برای تو پشت و پشتیبان است. چون به سفر رفت، در غیبت او نگهدارش باش و چون باز آمد به دیدارش برو. او را گرامی و محترم بدار که او از تو و تو از اویی. و اگر بر تو عتاب کرد از او جدا مشو تا عتاب و دلتنگی او از میان برود، چون خیری به او برسد، خدا را حمد و ستایش کن و اگر گرفتار شد، او را یاری بده و اندوهی بر او میفزای. امام صادق (ع) فرموده است، هر مؤمنی که بتواند برادر دینی خود را یاری دهد و او را یاری ندهد، خداوند در دنیا و آخرت او را یاری نمی دهد. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس همسایه خود را آزار دهد، خداوند بوی بهشت را بر او حرام می فرماید و جایگاه او دوزخ است، که چه بد جایگاهی است و هر کس حقوق همسایه اش را تباه کند، از ما نیست و جبریل (ع) چندان در باره همسایه سفارش کرد که پنداشتم بزودی از او ارث خواهد برد. امام صادق (ع) فرموده است، هر کس موضوعی برای برادر مؤمن خود بسازد و بگوید و بخواهد به آن وسیله، مروت او را نابود کند و او را از چشم مردم بیفکند، خدای تعالی او را از ولایت خویش بیرون می فرماید و به ولایت شیطان در می آورد. و همان حضرت فرموده است، هر کس آزار خویش را از همسایه خود باز دارد، خداوند لغزشهای او را روز قیامت می بخشد و هر کس عفت بطن و فرج داشته باشد، (شکمباره و زن باره و غلام باره نباشد.) در بهشت چون فرشته محبوبی خواهد بود و هر کس برده مؤمنی یا کنیزک مؤمنی را آزاد کند، برایش در بهشت خانه یی ساخته می شود.
و به یکی از یاران خود فرموده است، هر کس از برادران دینی که سه بار بر تو خشم گرفت و در عین حال در باره تو چیز بدی نگفت، او را دوست خود قرار بده و فرموده است، به برادرت کمال اعتماد را مکن و از شتاب و سرعت درگذشت، هرگز طلب آمرزش نمی شود و مبادا که تو را بر زمین افکند. و به یکی از یاران خود فرموده است، دوست خود را از آن رازهای خویش آگاه کن که اگر دشمنت بر آن آگاه شود، زیانی به تو نرسد. زیرا دوست ممکن است روزی دشمن شود. و همان حضرت از قول امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است که چگونه می توانی تمام حقوق برادری را ادا کنی و کدامیک از مردان کاملا مهذب است؟ امام باقر (ع) فرموده است، هر مؤمنی که درمانده و گرفتاری به او پناه آورد و نیازش را برآورده کند خداوند در قبال آن هفتاد و سه نیازش را برمی آورد که هفتاد و دو نیاز آن از امور آن جهانی و یکی از حوائج این جهانی است. کمترین عنایت خداوند در این جهان، این است که از آن شخص و زن و فرزند و اموالش دفاع می فرماید و رفع بلا می کند و کمترین عنایت در آخرت این است که برای آن شخص، درهای بهشت گشوده می شود و به او می گویند از هر دری که می خواهی وارد شو و او پیش ما می آید. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، بهترین کارهای پسندیده، عیادت بیماران است و رسول خدا ما را به این کار فرمان داده است. امام صادق (ع) فرموده است، از بیماران عیادت کنید و بخواهید برای شما دعا کنند، که دعای ایشان همچون دعای فرشتگان است. امام باقر (ع) فرموده است، از جمله مناجات های موسی (ع) با خداوند متعال این بود که پرسید، پروردگارا! برای کسی که از بیماری عیادت کند چه مزدی است؟ فرمود: فرشته یی گماشته می شود که تا روز حشر در گورش به عیادت و دیدارش برود.
پیامبر (ص) فرموده اند: خداوند در عقوبت گناهان برای گنهکاران در دنیا در هیچ مورد چنان شتابی ندارد که در مورد ستم و بریدن پیوند خویشاوندی، و این همراه با عقوبتی است که برای آخرت او اندوخته می شود. و همان حضرت فرموده اند: هر کس دوست می دارد که خداوند در روزی او گشایش دهد و مرگش را به تأخیر اندازد، حتما رعایت پیوند خویشاوندی کند. و نیز فرموده اند: هر کس برای من یک چیز را عهده دار شود، من برای او چهار چیز را ضمانت می کنم، او رعایت پیوند خویشاوندی کند، تا خاندانش او را دوست بدارند و روزی اش فراخ شود و بر عمرش افزوده گردد و خدایش او را به بهشتی که وعده فرموده است، درآورد. و فرموده است، آیا می دانید حق همسایه چیست؟ شما از حق همسایه جز اندکی را نمی دانید، همانا کسی که همسایه اش از آزارش در امان نباشد به خدا و روز رستاخیز ایمان نیاورده است. چون همسایه وام بخواهد، باید به او وام داد و چون خیری به او رسد، باید شادباش بگویدش و چون اندوه و مصیبتی به او رسد، باید او را تسلیت دهد و نباید ساختمان خانه خود را از خانه همسایه چندان بلندتر بسازد که مانع از وزش نسیم گردد، مگر به اجازه او و چون میوه نوبر بخرد، باید برای همسایه بفرستد و اگر به او هدیه نمی کند باید آن میوه را پوشیده به خانه خود برد و نباید اجازه دهد کودکانش آن میوه را آشکارا مصرف کنند که اشتهای کودکان همسایه تحریک، و ناراحت شوند و سپس رسول خدا فرمودند: همسایگان سه نوعند: برخی از آنان سه حق دارند، حق اسلام و حق همسایگی و حق نزدیک بودن. برخی از آنان دو حق دارند، حق اسلام و حق همسایگی. (در مورد همسایگان دورتر) و برخی یک حق دارند و آن همسایه کافر است که فقط حق همسایگی برای او محفوظ است. و فرموده است، آن کس که سیر باشد و همسایه اش کنار او گرسنه بماند از مؤمنان نیست.
شاعر چنین سروده است:
«دوستان هنگام آسایش و راحت بسیارند، ولی در سختی ها، آنان اندکند.
بنا بر این، ادعای دوستی کسانی که با آنان برادری و دوستی می کنی تو را مفریبد که برای تو در سختی دوستی نیست. هر کسی می گوید من وفا دارم، ولی چنان نیست که به گفتار خود عمل کند، مگر مرد نژاده و دین دار که چون سخنی گوید به آن عمل می کند.» دیگری گفته است «از دوستان کسانی را با صفا می بینم که یک دل و به هنگام بروز سختی ها شکیبا و پایدار باشند.» دیگری گفته است «هر دوستی که دوستی او برای خدا نباشد من به دوستی و صمیمیت او اعتماد ندارم.» دیگری گفته است «با دشمن من دوستی می ورزی و می پنداری که من دوست تو هستم. این گفتار تو مایه شگفتی است، برادر من کسی نیست که فقط با زبان مرا دوست داشته باشد، بلکه دوست من کسی است که در غیاب هم، دوست من باشد.»

مجلس شصت و دوم در فضیلت ذکر و ذاکران و مذکران

خداوند متعال در آیه یک صد و چهل و نهم سوره بقره فرموده است «پس یاد کنید مرا تا یاد کنم شما را و شکر کنید مرا و ناسپاسی مکنید مرا.» و در آیه چهل و دوم سوره احزاب فرموده است «ای گروهی که ایمان آورده اید، یاد کنید خدا را یاد کردنی بسیار.» و در آیه سی و ششم همان سوره فرموده است «مردان و زنانی که خدا را بسیار یادکننده اند.» و در آیه بیست و دوم سوره غاشیه فرموده است «پس پند بده که تو پند دهنده یی و برایشان چیره نیستی.» مفسران گفته اند: خداوند فرموده است، با ایمان مرا یاد کنید تا من هم از صمیم جان شما را یاد کنم. با حالت تسلیم و مسلمانی مرا یاد کنید تا شما را با گرامی داشتن یاد کنم. با توبه مرا یاد کنید تا با آمرزش گناهانتان شما را یاد کنم. با پوزش خواهی مرا یاد کنید تا با آمرزش شما را یاد کنم. با خواهش و سؤال مرا یاد کنید تا با بخشش و دهش شما را یاد کنم. شما با دعا مرا یاد کنید تا با عطا شما را یاد کنم. شما با آمرزش خواهی مرا یاد کنید تا من با غفران شما را یاد کنم. بدون غفلت مرا یاد کنید تا بدون درنگ شما را یاد کنم. پیامبر (ص) فرموده اند: ای علی! بهترین اعمال سه خصلت است، انصاف دادن از خویشتن و همراهی انسان با برادر دینی خود در راه خدا و در همه حال به یاد خدا بودن. از امام باقر (ع) یا امام صادق (ع) نقل شده که فرموده است، ذکر و یاد کردن خداوند متعال به هفت چیز آدمی بخش شده است که عبارت است از: زبان، روح، نفس، عقل، معرفت، سر، قلب، و هر یک نیاز به استقامت و پایداری دارد. استقامت و راستی یاد با زبان، اقرار از روی راستی و درستی است. استقامت روح، راستی در استغفار است. استقامت نفس، پوزش خواهی است. استقامت قلب، براستی یقین داشتن است. استقامت عقل، براستی پند گرفتن است. استقامت معرفت، براستی سرفراز بودن است و استقامت عقل، براستی پند گرفتن است. استقامت معرفت، براستی سرفراز بودن است و استقامت سر (نهانی) سرشار بودن از عالم اسرار و خشنود بودن به آن است. ذکر زبان، حمد و ثنای خداوند است و ذکر نفس، تلاش و کوشش است و ذکر روح، خوف و رجا (امید و بیم) است. ذکر دل، صدق و صفاست و ذکر عقل، تعظیم و حیاست و ذکر معرفت، تسلیم و رضاست و ذکر نهان، مقام شهود حق جل و علی است. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، تمام خیر در سه خصلت جمع شده است، نگریستن و خاموشی و سخن گفتن. هر نگاهی که در آن اعتبار نیست، سهو و بی ارزش است. هر خاموشی که در آن اندیشه نیست، غفلت است و هر سخنی که در آن یاد خدا نیست، غفلت است. خوشا به حال آن کس که نگاهش عبرت و سکوتش اندیشه و کلامش ذکر خداوند است و بر گناه خود می گرید و مردم از گزندش در امانند. موسی (ع) گفت: پروردگارا! پاداش آن کس که با زبان و دل خویش تو را یاد می کند چیست؟ فرمود: ای موسی! روز قیامت او را در سایه عرش و حمایت خویش قرار می دهم. پیامبر (ص) فرموده اند: در خواب یکی از امت خویش را دیدم که شیطانها او را احاطه کرده بودند. یاد کردن او از خداوند متعال آمد و او را از میان ایشان نجات داد. جابر می گوید، به امام باقر (ع) گفتم: برخی از مردم چنانند که چون چیزی از از قرآن به یاد می آورند یا برای ایشان چیزی از قرآن خوانده می شود، چنان فریادی بر می آورند و مدهوش می شوند تا آنجا که اگر دستها و پاهای کسی از ایشان بریده شود احساس نمی کند. فرمود: سبحان اللَّه! این از کارهای شیطانی است. به این کار فرمان داده نشده اند. همانا هدف، نرم شدن و دل سوختن و اشک ریختن و از خدا بیم کردن است. پیامبر (ص) فرموده اند: هر مسلمان که پس از نماز صبح در مصلای خود بنشیند و ذکر خدا بگوید تا آفتاب بدمد، برای او پاداشی همچون پاداش حاجیان است و گناهانش آمرزیده می شود، و فرموده اند: هر گاه باغهای بهشت را می یابید، در آن به گردش پردازید. گفتند: باغهای بهشت چیست؟ فرمودند: مجالس ذکر. و پیامبر (ص) فرموده اند: هیچ قومی برای ذکر خدا نمی نشینند و جلسه تشکیل نمی دهند، مگر اینکه سروشی از آسمان به آنان ندا می دهد که برخیزید، سیئات شما به حسنات تبدیل شد و همه تان آمرزیده شدید و هیچ گروهی از مردم زمین برای ذکر خداوند به زمین نمی نشینند، مگر اینکه گروهی از فرشتگان هم همراه ایشان به زمین می نشینند. و همان حضرت فرموده اند: هیچ قومی برای ذکر خدا به زمین نمی نشینند، مگر اینکه فرشتگان آنان را احاطه می کنند و رحمت آنان را فرا می گیرد و آرامش بر آنان فرو می آید. من هم آنان را یاد می کنم.
شاعر چنین سروده است:
به آن برادرت که نسبت به من نیکی می کند ابلاغ کن که من هر چند به ظاهر او را نمی بینم، همواره می بینمش. هر چند جایگاه او از جایگاه من دور است ولی نگاه من پیوسته به دیدار اوست. خدای می داند که من هیچ گاه به یاد او نمی افتم، زیرا کسی را که هیچ گاه فراموش نمی کنم، چگونه لازم است که به یادش باشم. چگونه ممکن است هرگز مونسی جز او را آرزومند بود و چگونه بنده یی که او مولای اوست، اندوهگین باشد.»

مجلس شصت و سوم در اوقات و آنچه متعلق به آن است

خداوند متعال در آیه سی و ششم سوره توبه فرموده است «همانا شمار ماهها نزد خداوند دوازده ماه است در کتاب خدا، روزی که آسمانها و زمین را بیافرید و از آنها چهار ماه حرام است.» بدان که خداوند متعال دنیا و مکان و زمان را که در حال گردش است آفرید و فصلهای چهارگانه و سال و ماه و روز و شب را پدید آورد و از گردش روزگار، فصلهای بهار و تابستان و پاییز و زمستان پدید می آید. و مقصود از چهار ماه حرام، ذی قعده و ذی حجه و محرم و رجب است که سه ماه آن پیاپی و پیوسته به یک دیگر است و یکی از آنها جدا و به تنهایی است. و خداوند می فرماید «این دین قیم است» یعنی حساب مستقیم و راست است و در آن، یعنی در ماههای حرام، بر خود ستم مکنید و این ماهها را از این جهت حرام نامیده اند که حرمت آن بزرگ و جنگ در آن حرام است. امام باقر (ع) فرموده است، ایام اللَّه (روزهای خدا) سه روز است: روزی که قائم آل محمد قیام می کند و روز رجعت و روز رستاخیز. پیامبر (ص) فرموده اند: روز جمعه، روز عبادت است و خدا را در آن عبادت کنید. روز شنبه از آل محمد (ص) است و یک شنبه از شیعیان ایشان و دوشنبه از بنی امیه و سه شنبه روز نرمی و ملایمت (شاید هم روز نرم شدن آهن برای داود (ع) منظور باشد. م.) و روز چهار شنبه از بنی عباس و روز پنجشنبه روز مبارکی است که بامدادش برای امت من فرخنده است. امام صادق (ع) فرموده است، هر کس قصد سفر دارد، روز شنبه سفر کند که اگر در آن روز سنگی از کوهی بخواهد فرو افتد، خداوند آن را به جای خود بر می گرداند و هر کس نیازها بر او دشوار است، روز سه شنبه آنها را مسألت کند که سه شنبه روزی است که خداوند در آن آهن را بر داود (ع) نرم ساخته است. امام صادق (ع) فرموده است، شنبه از ما و یک شنبه از شیعیان ما و دوشنبه از از دشمنان ما و سه شنبه از بنی امیه و چهار شنبه روز خوردن دارو است و پنجشنبه حوائج برآورده می شود و جمعه برای نظافت و استعمال بوی خوش و روز عید مسلمانان است و آن بهتر از روز فطر و عید قربان است. و غدیر بهترین اعیاد است و آن روز جمعه و هیجدهم ذی حجه بوده است. قائم خاندان ما روز جمعه ظهور می کند و قیامت روز جمعه بر پا می شود و در روز جمعه هیچ کاری بهتر از صلوات فرستادن بر پیامبر (ص) نیست. صقر بن ابی دلف، ضمن خبری طولانی می گوید به حضرت ابو الحسن عسکری (امام هادی) گفتم: ای سرور من! حدیثی از پیامبر (ص) روایت می شود که معنی آن را نمی فهمم، فرمود: کدام حدیث است؟ گفتم: این گفتار پیامبر که فرموده اند، با روزها ستیز مکنید که با شما ستیز کند. فرمود: آری، ایام یعنی آنچه که آسمانها و زمین را بر پا داشته است، شنبه کنایه از نام رسول خداست. یک شنبه کنایه از امیر المؤمنین علی و دوشنبه کنایه از حسن و حسین (ع) و سه شنبه از علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و چهارشنبه کنایه از موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و من است. پنجشنبه کنایه از پسر پسرم است که گروه و عصابه حق به سوی او جمع می شوند و اوست که زمین را آکنده از عدل و قسط می کند همچنان که آکنده از ستم و ظلم شده باشد و این است معنی ایام و در این جهان با آنان ستیز مکنید که در آن جهان با شما ستیز نکنند.
امام صادق (ع) در تفسیر این آیه که می فرماید «همانا شمار ماهها نزد خدا و در کتاب خدا، روزی که آسمانها و زمین را آفرید، دوازده است» فرموده است، محرم و صفر و ربیع الاول و ربیع الآخر و جمادی الاولی و جمادی الآخر و رجب و شعبان و رمضان و شوال و ذو القعده و ذو الحجه است و چهار ماه آن حرام است که عبارت است از بیست روز از ذی حجه و محرم و صفر و ربیع الاول و ده روز از ربیع الآخر. و فرموده است، شمار ساعتهای روز هم دوازده است و بهترین ساعت شب و روز هنگام نمازهاست و سپس فرمود: چون نیم روز می شود، درهای آسمان گشوده و نسیم رحمت وزیده می شود و خداوند به خلق خود می نگرد و دوست می دارم در آن ساعت برای من عمل پسندیده یی به آسمان صعود کند. سپس فرمود: بر شما باد به دعا کردن پس از نمازها که مستجاب است. امام صادق (ع) فرموده است، شب قدر، شب آغاز سال است. از امام صادق (ع) پرسیده شد، سال چند روز است؟ فرمود: سیصد و شصت روز و از آن، شش روزی که خداوند جهان را در آن آفریده است، کاسته می شود و سال سیصد و پنجاه و چهار روز باقی می ماند. امام صادق (ع) ضمن تفسیر همان آیه «همانا شمار ماهها نزد خدا دوازده است ...» فرموده است، درخشنده تر و آغاز ماهها، ماه رمضان است که ماه خداوند متعال است و قلب ماه رمضان، شب قدر است و قرآن هم در شب اول این ماه نازل شده است و از این ماه با خواندن قرآن استقبال کنید. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، هیچ روزی بر آدمی نمی گذرد مگر اینکه در آغاز می گوید، ای پسر آدم! من روزی تازه ام و من گواه کارهای تو هستم. در من سخن پسندیده بگو و کار پسندیده انجام بده تا روز قیامت به سود تو گواهی دهم که چون امروز بگذرد، دیگر هرگز مرا نخواهی دید.
و سال دوازده ماه است، نخست محرم و به این سبب آن را محرم نام نهاده اند که جنگ در آن حرام است. پس از آن ماه صفر نامیده شده که مکه در آن ماه خلوت می شود و اصطلاح صفر الید (تهیدست) هم از همین است. دو ماه ربیع الاول و ربیع الآخر را از این سبب ربیع نام نهاده اند که علف و گیاه بر زمین می رسته و آنان گله های خود را به چرا می برده اند. و جمادی الاولی و جمادی الثانیه را به سبب آنکه در آن دو ماه آب یخ می بسته است و منجمد می شده است به این نام، نام نهاده اند و رجب را از این جهت که تعظیم می کرده اند، رجب نامیده اند و ترجیب به معنی تعظیم است، مخفف هم تلفظ شده است. کمیت در شعر خود آن را مخفف بکار برده است و ترجمه شعر کمیت چنین است: «غیر از خاندان عصمت برای خود سپری نمی خواهم، هر چند بزرگ و معظم باشند.» ماه شعبان را از این روی شعبان گفته اند که در آن خیر فراوانی به لحاظ همسایه بودن با رمضان انجام می شود. ماه رمضان را از آن روی رمضان گفته اند که بره ها و کره شترها از شدت گرما می مردند و هم گفته اند به این سبب است که گناهان را می سوزاند و از میان می برد. شوال را از این جهت شوال نام داده اند که ماده شتران، دم های خود را برافراشته می داشته و در حال لقاح و جفت گیری بوده اند.
ذی قعده را از این جهت به این نام گفته اند که از جنگ در آن باز می نشسته و خودداری می کرده اند و ذی حجه را از این روی که در آن حج می گزارده اند به این نام، نام نهاده اند.
و ماه را از این جهت شهر گفته اند که مشهور بوده است. روزهای هفته چنین است که یک شنبه از آن روی به این نام، نامیده شده که خداوند نخستین عددی که آفریده یک بوده است و سپس عدد دو و دوشنبه. ابن عباس هم می گفته است، پیامبر (ص) روز دوشنبه متولد شد و روز دوشنبه حجر الاسود را نصب فرمود و روز دوشنبه به پیامبری مبعوث شد و روز دوشنبه از مکه به سوی مدینه هجرت فرمود و روز دوشنبه رحلت فرمود. سپس خداوند عدد سه را آفریده و آن روز را سه شنبه نامید و سپس عدد چهار و چهارشنبه و پس از آن عدد پنج و پنجشنبه را آفرید و جمعه از این روی جمعه نامیده شده است که خداوند متعال همه خلق آسمانها و زمین را جمع کرد و از ایشان پیمان به ولایت آل محمد گرفت. شنبه از این روی به سبت نام گذاری شده که آفرینش در آن پایان یافت. خداوند آغاز آفرینش اشیاء را روز یک شنبه قرار داد و در آخرین ساعت روز جمعه از آفرینش فراغت یافت که در آن ساعت آدم را آفرید و آن ساعتی است که قیامت هم، همان ساعت بر پا می شود. خداوند متعال در آیه سی و هفتم سوره پنجاهم (ق) فرموده است «و همانا که آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفریدیم و رنجی به ما نرسید.» و روزی که خداوند در آن از آفرینش فراغت یافت به سبت معروف شد که در کلام عرب به معنی قطع است و کار آفرینش در آن پایان یافت. پیامبر (ص) فرموده اند: خداوند بهشت را روز پنجشنبه آفرید و آن را مونس نام نهاد. و روایت شده است که یهودیان به حضور پیامبر (ص) آمدند و از آفرینش آسمانها و زمین از ایشان پرسیدند، فرمودند: خداوند زمین را روز یک شنبه و دوشنبه آفرید و کوهها و آنچه را در آن است، سه شنبه آفرید. آب و درخت و شهرها و آبادیها و صحراها را روز چهار شنبه آفرید. آسمان را روز پنجشنبه آفرید و آفتاب و ماه و ستارگان و فرشتگان را روز جمعه آفرید. پرسیدند: ای محمد! پس از آن چه شد؟ فرمود: بر عرش مستوی شد، گفتند: اگر تمام آن را می گفتی، درست گفته بودی و خودشان گفتند که پس از آن خداوند استراحت کرد. پیامبر (ص) از این سخن ایشان خشم گرفت و آیه فوق نازل شد که در دنباله اش خطاب به پیامبر می فرماید «بر آنچه می گویند شکیبا باش.» و گفته شده است در هر ساعتی از شبانروز ششصد هزار زن باردار می شوند و ششصد هزار می زایند و ششصد هزار می میرند و ششصد هزار عزیز، زبون و ششصد هزار زبون، عزیز می شوند و خداوند ششصد هزار بنده را از آتش دوزخ آزاد می فرماید. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، برای بازمانده عمر آدمی نمی توان بهایی یافت که می تواند در آن، آنچه را از دست داده جبران کند و آنچه را میرانده است (سعادت را) زنده کند. شاعر چنین سروده است «به روزگار دست و پای می یازم و روزگار آنچه را که یک روز اصلاح می کند، تباه خواهد ساخت. امروز آن را اصلاح و فردا تباهش می کند.» دیگری چنین سروده است «چندان زیستم و عمر کردم که بستگانم از درنگ کردن من پیش ایشان افسرده شدند و عمری طولانی دارم. آری آن کس که دویست و چهارده سال عمر کند، باید از درنگ و مقام خود و فرا رسیدن صبح و پس از آن فرا رسیدن شب افسرده باشد.»