فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

مجلس شصتم در پسندیدگی سخا و بخشش و نکوهش بخل (زفتی)

خداوند متعال در آیه دویست و هفتاد و پنجم سوره دوم (بقره) فرموده است «کسانی که اموال خود را شب و روز و پوشیده و آشکار انفاق می کنند، پاداش آنان برای ایشان نزد پروردگارشان است و بیمی بر ایشان نیست و آنان اندوهگین نمی شوند.» این آیه، در شأن علی بن ابی طالب (ع) نازل شده است، که چهار درهم داشت، درهمی در شب و درهمی در روز و درهمی پوشیده و درهمی را آشکارا صدقه داد. و خداوند در آیه هفدهم سوره شصت و چهارم (تغابن) فرموده است «و هر کس از بخل نفس خویش خودداری کند، همانا که آنان رستگارانند.» پیامبر (ص) فرموده اند: دو خصلت در قلب مؤمن فراهم نمی شود، بخل (زفتی) و بد خلقی. و فرموده است، هرگز در دل بنده یی ایمان و بخل با یک دیگر جمع نمی شوند. به امام صادق (ع) گفته شد، چه خصلتی برای مرد از همه چیزی نکوتر است؟ فرمود: وقاری که آمیخته با هیبت و بیم نباشد و بخشندگی، بدون اینکه در مقابل آن جبران بخواهد و سرگرمی به غیر از کالای دنیایی. همان حضرت فرموده است، گزیدگان و نیکان شما، بخشندگان شمایند و بدان شما، بخیلان شمایند و از کارهای پسندیده، نیکی کردن به برادران است و کوشش و قدم برداشتن برای رفع نیازهای آنان و این کار موجب به خاک مالیده شدن بینی شیطان و رهایی از دوزخ و وارد شدن به بهشت است. آنگاه به جمیل فرمود: ای جمیل! این خبر را به اصحاب گزیده و رو سپید خود بگو. جمیل می گوید، گفتم: قربانت گردم یاران گزینه من چه کسانند؟ فرمود: کسانی که نسبت به برادران دینی خود در سختی و راحتی نکوکارند. جمیل سپس خود در این مورد توضیح داده و گفته است: این کار برای توانگران آسان است و خداوند آنانی را که نیازمندند و در عین حال، دیگران را بر خود برمی گزینند، ستوده و فرموده است، هر کس بخل نفس خویش را نگهداری کند، رستگار است. امام باقر (ع) فرموده است، با چهار کس نزدیک مشو و برادری مکن، احمق و بخیل و جبان و دروغگو. که احمق هر چند می خواهد به تو سود رساند، ولی زیان می زند. بخیل از تو می گیرد و چیزی به تو نمی دهد. جبان از تو و از پدر و مادر خود می گریزد. دروغگو هم بر فرض که گاهی راست بگوید، او را نمی توان تصدیق کرد. همان حضرت فرموده است، چند اسیر را به حضور پیامبر آوردند، دستور فرمودند همه آنان جز یک تن را اعدام کنند. آن مرد گفت: ای رسول خدا! چگونه مرا از میان ایشان آزاد فرمودید؟ فرمودند: جبریل از سوی خداوند به من خبر داد که در تو پنج خصلت است که خدا و رسول خدا آن را دوست دارند، غیرت نسبت به همسر و سخا و خوش خلقی و شجاعت و راست گفتاری. آن مرد چون این سخن را شنید، مسلمان و دارای اسلام پسندیده شد و در جنگی همراه پیامبر (ص) چنان جنگ و پایداری کرد که شهید شد. پیامبر (ص) فرموده اند: سخاوتمندتر مردم کسی است که زکات مالش را بپردازد و پر ارزش ترین مردم در این جهان، آن کس است که برای این جهان ارزشی قائل نباشد. (دنیا در نظرش مهم و ارزشمند نباشد.) و از همه مردم کم آسایش تر، بخیل است و بخیل تر مردم آن کس است که از پرداخت آنچه خدا بر او واجب فرموده است، بخل بورزد. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، سروران این جهان، سخاوتمندان و سروران آن جهان پرهیزگارانند. امام صادق (ع) فرموده است، شگفت می کنم از کسی که دنیا به او روی آورد و بخل بورزد و از کسی که دنیا به او پشت کرده باشد و بخل بورزد. زیرا انفاق با اقبال دنیا زیانی نمی رساند و امساک با ادبار دنیا نفعی برای او ندارد. و فرموده است، خداوند متعال، آیین اسلام را برای شما برگزیده است. با سخا و خوش خلقی نسبت به آن ادای وظیفه کنید. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، زفتی و تنگ چشمی و ننگ و ترس، کاستی است. بخشنده باش ولی مسرف مباش. میانه رو باش و سختگیر مباش. از بخشیدن اندک آزرم مکن، زیرا محروم کردن از آن کمتر است. و فرموده است، شگفت می کنم از بخیل که نسبت به فقر که از آن گریزان است، شتاب می کند و توانگری یی را که جستجو می کند، از دست می دهد. در دنیا چون مستمندان زندگی می کند و در آخرت چون توانگران با او محاسبه می شود. بخل، گرد آورنده همه بدی هاست و لگامی است که با آن به سوی هر بدی کشیده می شود. روایت شده است که امیر المؤمنین (ع) دو اسیر را به حضور پیامبر (ص) آورد.
دستور فرمودند اعدام شوند. گردن یکی از ایشان زده شد و چون خواستند گردن دومی را بزنند، جبریل (ع) فرود آمد و گفت: ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید او را مکش که میان قوم خود خوش خلق و سخاوتمند است. مرد یهودی همچنان که منتظر اعدام شدن نشسته بود، از پیامبر پرسید، این فرستاده خدای تو است که برای تو خبر می آورد؟ فرمود: آری، گفت: سوگند به خدا که هرگز درهمی اندوخته نکردم و به برادران خود دادم و هرگز از جنگ روی گردان نشدم و چهره ترش نکردم. اکنون هم گواهی می دهم که خدایی جز پروردگار یگانه نیست و تو که محمدی، رسول خدایی، پیامبر فرمودند: این از کسانی است که حسن خلق و سخاوتش او را به بهشت کشاند.
پیامبر (ص) فرموده اند: شخص سخاوتمند به خدا و بهشت و مردم نزدیک و از دوزخ دور است و بخیل از خدا و بهشت و مردم دور و به دوزخ نزدیک است. همان حضرت فرموده اند: بخشش، درختی است در بهشت که شاخه های آن در دنیاست. هر کس به شاخه یی از شاخه های آن چنگ زند، همان شاخه او را به بهشت می کشاند و بخل هم درختی است در دوزخ که شاخه های آن در دنیاست، هر کس به شاخه یی از آن بیاویزد، همان شاخه او را به دوزخ می برد. امام سجاد (ع) فرموده است، سروران این جهان سخاوتمندان، و سروران آن جهان، پرهیزگارانند. پیامبر (ص) فرموده اند: ای علی! بخشنده باش که خداوند هر بخشنده را دوست دارد و هر کس برای حاجتی پیش تو می آید آن را برآور که بر فرض او شایسته نباشد، تو شایسته برآوردن حاجت اویی. شاعر چنین سروده است، «ای نگاه دارنده مال! چه اندازه بخل می ورزی و از خداوند طمع آن را داری که جاودانه با مال خود باشی، آیا هیچ مرده یی با خود مالی برده است؟ آیا نمی بینی که آن را برای دیگری جمع می کند.» دیگری گفته است «بخل آدمی، عیب او را میان مردم آشکار می کند و سخای او همه عیبهایش را از مردم می پوشاند. بر خود جامه بخشش بپوش که من می بینم سخاوت، پوشش همه عیبهاست.» دیگری گفته است: «می بینم که آرزو می کنی تو را ستایش کنند و خداوند این را به شخص بخیل روزی نمی فرماید. چگونه ممکن است شخص شکمباره که بسیار منت می نهد و اندک می بخشد، سروری کند؟». و سروده شده است «هنگامی که دنیا به تو روی آورده است، هرگز بخل مورز که در آن حال، بخشش و زیاده روی در آن، چیزی از آن نمی کاهد و اگر دنیا پشت کند، در آن صورت شایسته تر است که آن را ببخشی، زیرا دنیا پایدار نیست و شکر و سپاس بخشش، باز می ماند.». و نیز سروده شده است:
«چون عیبها و آفت ها جمع شود، بخل، بدترین آنهاست و بدتر از بخل، وعده دادن های نادرست و طول دادن در برآوردن آن است.
در وعده یی که دروغ باشد، خیری نیست و نیز در گفتاری که کردار مخالف آن باشد، خیری وجود ندارد.»

مجلس شصت و یکم در حقوق برادران و نزدیکان و همسایه

خداوند متعال در آیه نخست سوره چهارم (نساء) فرموده است «و بترسید از خدایی که درخواست کرده می شوید به آن و رحم ها، بدرستی که خداوند بر شما نگهبان است.» یعنی بترسید از اینکه پیوندهای خویشاوندی را بگسلید. و در آیه چهلم همان سوره فرموده است: «و همسایه صاحب قرابت و همسایه دور و همسایه دیوار به دیوار و در راه مانده نیازمند.» و در آیه بیست و پنجم سوره چهل و هفتم (محمد) فرموده است «شاید که شما هم چون والی شوید، در زمین تباهی کنید و پیوند خویشاوندی هایتان را بگسلید.» و سپس فرموده است «آن گروه، آنانند که خدا لعن کرد ایشان را و آنان را کر و چشمهایشان را کور کرد.» از امام صادق (ع) پرسیده شده است، کمترین حق مؤمن بر برادر مؤمن چیست؟ فرمود: باید در چیزی که خود نیازمندتر به آن است، خود را بر برادر خویش ترجیح ندهد. و فرموده است، با مواسات میان برادران خویش، به خداوند تقرب جویید. و فرموده است، حرمت مؤمن، از کعبه بزرگتر است. گفته شده است در محضر امام صادق (ع) از شومی سخن رفت. فرمود: در سه چیز شومی هست، در زن و خانه و مرکب. شومی زن در آن است که مهریه اش سنگین و همسرش از او ناخشنود باشد. شومی مرکب در چموشی و سرکشی آن است. شومی خانه در کمی مساحت و بدی همسایگان و بسیاری عیب آن است. پیامبر (ص) فرموده اند: بر مسلمان روا نیست که از برادر دینی خود بیش از سه روز دوری کند. همان حضرت فرموده اند: چهار چیز شکننده پشت است، پیشوایی که نافرمانی خدا کند و در عین حال فرمانش مطاع باشد. زنی که مردش او را نگهداری کند و او بر آن مرد خیانت ورزد و فقری که برای آن علاجی پیدا نشود و همسایه بد در محل سکونت. امام صادق (ع) فرموده است، دوستی را حد و مرز و شروطی است و هر کس این شروط در آن نباشد، او را به کمال دوستی نسبت مدهید. نخست آنکه، آشکار و نهان او برای تو یکسان باشد. دوم آنکه، زینت تو را زینت خود و ناپسند تو را، ناپسند خود بداند. سوم اینکه، مال و ولایت، دوستی او را تغییر ندهد و دگرگون نسازد. چهارم آنکه، چیزهایی را که در توانایی اوست، از تو باز ندارد. پنجم آنکه، در گرفتاری ها و بدبختی ها، تو را رها نکند. امام صادق (ع) فرموده است: ابلیس که خدایش نفرین کناد، گفته است، مرا بر پنج گروه چاره یی نیست و دیگر مردم در مشت منند، نخست، هر کس با نیت راست به خدا پناه برد و در همه کار خویش بر او توکل کند. دوم، آن کس که در شب و روز، تسبیح و ستایش او از خداوند فراوان باشد. سوم، هر کس که برای برادران مؤمن خود به همان چیز خشنود باشد که برای خود خشنود است. چهارم، آن کس که در مصیبت بیتابی نکند. پنجم، هر کس که به آنچه خداوند قسمت او فرموده است، راضی باشد و تنها همت او روزی اش نباشد. امام باقر (ع) فرموده است، برادر مسلمانت را دوست بدار و آنچه را برای خود دوست می داری برای او دوست بدار و آنچه را برای خود ناخوش می داری، برای او ناخوش بدار. چون نیازمند شدی از او بخواه و چون او از تو چیزی خواست به او بده و هیچ خیری را از او اندوخته مدار که او از تو خیری را اندوخته نمی دارد. پشت او باش که او هم برای تو پشت و پشتیبان است. چون به سفر رفت، در غیبت او نگهدارش باش و چون باز آمد به دیدارش برو. او را گرامی و محترم بدار که او از تو و تو از اویی. و اگر بر تو عتاب کرد از او جدا مشو تا عتاب و دلتنگی او از میان برود، چون خیری به او برسد، خدا را حمد و ستایش کن و اگر گرفتار شد، او را یاری بده و اندوهی بر او میفزای. امام صادق (ع) فرموده است، هر مؤمنی که بتواند برادر دینی خود را یاری دهد و او را یاری ندهد، خداوند در دنیا و آخرت او را یاری نمی دهد. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس همسایه خود را آزار دهد، خداوند بوی بهشت را بر او حرام می فرماید و جایگاه او دوزخ است، که چه بد جایگاهی است و هر کس حقوق همسایه اش را تباه کند، از ما نیست و جبریل (ع) چندان در باره همسایه سفارش کرد که پنداشتم بزودی از او ارث خواهد برد. امام صادق (ع) فرموده است، هر کس موضوعی برای برادر مؤمن خود بسازد و بگوید و بخواهد به آن وسیله، مروت او را نابود کند و او را از چشم مردم بیفکند، خدای تعالی او را از ولایت خویش بیرون می فرماید و به ولایت شیطان در می آورد. و همان حضرت فرموده است، هر کس آزار خویش را از همسایه خود باز دارد، خداوند لغزشهای او را روز قیامت می بخشد و هر کس عفت بطن و فرج داشته باشد، (شکمباره و زن باره و غلام باره نباشد.) در بهشت چون فرشته محبوبی خواهد بود و هر کس برده مؤمنی یا کنیزک مؤمنی را آزاد کند، برایش در بهشت خانه یی ساخته می شود.
و به یکی از یاران خود فرموده است، هر کس از برادران دینی که سه بار بر تو خشم گرفت و در عین حال در باره تو چیز بدی نگفت، او را دوست خود قرار بده و فرموده است، به برادرت کمال اعتماد را مکن و از شتاب و سرعت درگذشت، هرگز طلب آمرزش نمی شود و مبادا که تو را بر زمین افکند. و به یکی از یاران خود فرموده است، دوست خود را از آن رازهای خویش آگاه کن که اگر دشمنت بر آن آگاه شود، زیانی به تو نرسد. زیرا دوست ممکن است روزی دشمن شود. و همان حضرت از قول امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است که چگونه می توانی تمام حقوق برادری را ادا کنی و کدامیک از مردان کاملا مهذب است؟ امام باقر (ع) فرموده است، هر مؤمنی که درمانده و گرفتاری به او پناه آورد و نیازش را برآورده کند خداوند در قبال آن هفتاد و سه نیازش را برمی آورد که هفتاد و دو نیاز آن از امور آن جهانی و یکی از حوائج این جهانی است. کمترین عنایت خداوند در این جهان، این است که از آن شخص و زن و فرزند و اموالش دفاع می فرماید و رفع بلا می کند و کمترین عنایت در آخرت این است که برای آن شخص، درهای بهشت گشوده می شود و به او می گویند از هر دری که می خواهی وارد شو و او پیش ما می آید. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، بهترین کارهای پسندیده، عیادت بیماران است و رسول خدا ما را به این کار فرمان داده است. امام صادق (ع) فرموده است، از بیماران عیادت کنید و بخواهید برای شما دعا کنند، که دعای ایشان همچون دعای فرشتگان است. امام باقر (ع) فرموده است، از جمله مناجات های موسی (ع) با خداوند متعال این بود که پرسید، پروردگارا! برای کسی که از بیماری عیادت کند چه مزدی است؟ فرمود: فرشته یی گماشته می شود که تا روز حشر در گورش به عیادت و دیدارش برود.
پیامبر (ص) فرموده اند: خداوند در عقوبت گناهان برای گنهکاران در دنیا در هیچ مورد چنان شتابی ندارد که در مورد ستم و بریدن پیوند خویشاوندی، و این همراه با عقوبتی است که برای آخرت او اندوخته می شود. و همان حضرت فرموده اند: هر کس دوست می دارد که خداوند در روزی او گشایش دهد و مرگش را به تأخیر اندازد، حتما رعایت پیوند خویشاوندی کند. و نیز فرموده اند: هر کس برای من یک چیز را عهده دار شود، من برای او چهار چیز را ضمانت می کنم، او رعایت پیوند خویشاوندی کند، تا خاندانش او را دوست بدارند و روزی اش فراخ شود و بر عمرش افزوده گردد و خدایش او را به بهشتی که وعده فرموده است، درآورد. و فرموده است، آیا می دانید حق همسایه چیست؟ شما از حق همسایه جز اندکی را نمی دانید، همانا کسی که همسایه اش از آزارش در امان نباشد به خدا و روز رستاخیز ایمان نیاورده است. چون همسایه وام بخواهد، باید به او وام داد و چون خیری به او رسد، باید شادباش بگویدش و چون اندوه و مصیبتی به او رسد، باید او را تسلیت دهد و نباید ساختمان خانه خود را از خانه همسایه چندان بلندتر بسازد که مانع از وزش نسیم گردد، مگر به اجازه او و چون میوه نوبر بخرد، باید برای همسایه بفرستد و اگر به او هدیه نمی کند باید آن میوه را پوشیده به خانه خود برد و نباید اجازه دهد کودکانش آن میوه را آشکارا مصرف کنند که اشتهای کودکان همسایه تحریک، و ناراحت شوند و سپس رسول خدا فرمودند: همسایگان سه نوعند: برخی از آنان سه حق دارند، حق اسلام و حق همسایگی و حق نزدیک بودن. برخی از آنان دو حق دارند، حق اسلام و حق همسایگی. (در مورد همسایگان دورتر) و برخی یک حق دارند و آن همسایه کافر است که فقط حق همسایگی برای او محفوظ است. و فرموده است، آن کس که سیر باشد و همسایه اش کنار او گرسنه بماند از مؤمنان نیست.
شاعر چنین سروده است:
«دوستان هنگام آسایش و راحت بسیارند، ولی در سختی ها، آنان اندکند.
بنا بر این، ادعای دوستی کسانی که با آنان برادری و دوستی می کنی تو را مفریبد که برای تو در سختی دوستی نیست. هر کسی می گوید من وفا دارم، ولی چنان نیست که به گفتار خود عمل کند، مگر مرد نژاده و دین دار که چون سخنی گوید به آن عمل می کند.» دیگری گفته است «از دوستان کسانی را با صفا می بینم که یک دل و به هنگام بروز سختی ها شکیبا و پایدار باشند.» دیگری گفته است «هر دوستی که دوستی او برای خدا نباشد من به دوستی و صمیمیت او اعتماد ندارم.» دیگری گفته است «با دشمن من دوستی می ورزی و می پنداری که من دوست تو هستم. این گفتار تو مایه شگفتی است، برادر من کسی نیست که فقط با زبان مرا دوست داشته باشد، بلکه دوست من کسی است که در غیاب هم، دوست من باشد.»

مجلس شصت و دوم در فضیلت ذکر و ذاکران و مذکران

خداوند متعال در آیه یک صد و چهل و نهم سوره بقره فرموده است «پس یاد کنید مرا تا یاد کنم شما را و شکر کنید مرا و ناسپاسی مکنید مرا.» و در آیه چهل و دوم سوره احزاب فرموده است «ای گروهی که ایمان آورده اید، یاد کنید خدا را یاد کردنی بسیار.» و در آیه سی و ششم همان سوره فرموده است «مردان و زنانی که خدا را بسیار یادکننده اند.» و در آیه بیست و دوم سوره غاشیه فرموده است «پس پند بده که تو پند دهنده یی و برایشان چیره نیستی.» مفسران گفته اند: خداوند فرموده است، با ایمان مرا یاد کنید تا من هم از صمیم جان شما را یاد کنم. با حالت تسلیم و مسلمانی مرا یاد کنید تا شما را با گرامی داشتن یاد کنم. با توبه مرا یاد کنید تا با آمرزش گناهانتان شما را یاد کنم. با پوزش خواهی مرا یاد کنید تا با آمرزش شما را یاد کنم. با خواهش و سؤال مرا یاد کنید تا با بخشش و دهش شما را یاد کنم. شما با دعا مرا یاد کنید تا با عطا شما را یاد کنم. شما با آمرزش خواهی مرا یاد کنید تا من با غفران شما را یاد کنم. بدون غفلت مرا یاد کنید تا بدون درنگ شما را یاد کنم. پیامبر (ص) فرموده اند: ای علی! بهترین اعمال سه خصلت است، انصاف دادن از خویشتن و همراهی انسان با برادر دینی خود در راه خدا و در همه حال به یاد خدا بودن. از امام باقر (ع) یا امام صادق (ع) نقل شده که فرموده است، ذکر و یاد کردن خداوند متعال به هفت چیز آدمی بخش شده است که عبارت است از: زبان، روح، نفس، عقل، معرفت، سر، قلب، و هر یک نیاز به استقامت و پایداری دارد. استقامت و راستی یاد با زبان، اقرار از روی راستی و درستی است. استقامت روح، راستی در استغفار است. استقامت نفس، پوزش خواهی است. استقامت قلب، براستی یقین داشتن است. استقامت عقل، براستی پند گرفتن است. استقامت معرفت، براستی سرفراز بودن است و استقامت عقل، براستی پند گرفتن است. استقامت معرفت، براستی سرفراز بودن است و استقامت سر (نهانی) سرشار بودن از عالم اسرار و خشنود بودن به آن است. ذکر زبان، حمد و ثنای خداوند است و ذکر نفس، تلاش و کوشش است و ذکر روح، خوف و رجا (امید و بیم) است. ذکر دل، صدق و صفاست و ذکر عقل، تعظیم و حیاست و ذکر معرفت، تسلیم و رضاست و ذکر نهان، مقام شهود حق جل و علی است. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، تمام خیر در سه خصلت جمع شده است، نگریستن و خاموشی و سخن گفتن. هر نگاهی که در آن اعتبار نیست، سهو و بی ارزش است. هر خاموشی که در آن اندیشه نیست، غفلت است و هر سخنی که در آن یاد خدا نیست، غفلت است. خوشا به حال آن کس که نگاهش عبرت و سکوتش اندیشه و کلامش ذکر خداوند است و بر گناه خود می گرید و مردم از گزندش در امانند. موسی (ع) گفت: پروردگارا! پاداش آن کس که با زبان و دل خویش تو را یاد می کند چیست؟ فرمود: ای موسی! روز قیامت او را در سایه عرش و حمایت خویش قرار می دهم. پیامبر (ص) فرموده اند: در خواب یکی از امت خویش را دیدم که شیطانها او را احاطه کرده بودند. یاد کردن او از خداوند متعال آمد و او را از میان ایشان نجات داد. جابر می گوید، به امام باقر (ع) گفتم: برخی از مردم چنانند که چون چیزی از از قرآن به یاد می آورند یا برای ایشان چیزی از قرآن خوانده می شود، چنان فریادی بر می آورند و مدهوش می شوند تا آنجا که اگر دستها و پاهای کسی از ایشان بریده شود احساس نمی کند. فرمود: سبحان اللَّه! این از کارهای شیطانی است. به این کار فرمان داده نشده اند. همانا هدف، نرم شدن و دل سوختن و اشک ریختن و از خدا بیم کردن است. پیامبر (ص) فرموده اند: هر مسلمان که پس از نماز صبح در مصلای خود بنشیند و ذکر خدا بگوید تا آفتاب بدمد، برای او پاداشی همچون پاداش حاجیان است و گناهانش آمرزیده می شود، و فرموده اند: هر گاه باغهای بهشت را می یابید، در آن به گردش پردازید. گفتند: باغهای بهشت چیست؟ فرمودند: مجالس ذکر. و پیامبر (ص) فرموده اند: هیچ قومی برای ذکر خدا نمی نشینند و جلسه تشکیل نمی دهند، مگر اینکه سروشی از آسمان به آنان ندا می دهد که برخیزید، سیئات شما به حسنات تبدیل شد و همه تان آمرزیده شدید و هیچ گروهی از مردم زمین برای ذکر خداوند به زمین نمی نشینند، مگر اینکه گروهی از فرشتگان هم همراه ایشان به زمین می نشینند. و همان حضرت فرموده اند: هیچ قومی برای ذکر خدا به زمین نمی نشینند، مگر اینکه فرشتگان آنان را احاطه می کنند و رحمت آنان را فرا می گیرد و آرامش بر آنان فرو می آید. من هم آنان را یاد می کنم.
شاعر چنین سروده است:
به آن برادرت که نسبت به من نیکی می کند ابلاغ کن که من هر چند به ظاهر او را نمی بینم، همواره می بینمش. هر چند جایگاه او از جایگاه من دور است ولی نگاه من پیوسته به دیدار اوست. خدای می داند که من هیچ گاه به یاد او نمی افتم، زیرا کسی را که هیچ گاه فراموش نمی کنم، چگونه لازم است که به یادش باشم. چگونه ممکن است هرگز مونسی جز او را آرزومند بود و چگونه بنده یی که او مولای اوست، اندوهگین باشد.»