فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

مجلس پنجاه و نهم در نکویی فروتنی (تواضع) و نکوهش تکبر

خداوند متعال در آیه سی و نهم سوره بنی اسرائیل (الاسراء) فرموده است «و بر زمین از روی ناز و تکبر راه مرو، همانا که تو زمین را رخنه نخواهی کرد و به بلندی کوهها نخواهی رسید.» و در آیه هشتاد و سوم سوره قصص فرموده است: «این است سرای آخرت که قرار می دهیم آن را برای آنان که برتری و تباهی در زمین را نمی خواهند.» و در آیه هیجدهم سوره لقمان فرموده است: «و مگردان به تکبر رویت را برای مردمان و راه مرو بر زمین با ناز و تکبر. بدرستی که خداوند دوست نمی دارد هر متکبر خرامنده را.» امام صادق (ص) فرموده است، سه چیز اصول کفر است: حرص، استکبار و حسد. همان حضرت فرموده است، ابلیس که نفرین خدا بر او باد به یاران خود گفت، اگر بتوانید سه خصلت را در آدمی بوجود آورید، به اعمال دیگر او اهمیتی نمی دهم، که هر چه کند پذیرفته نیست، و آن سه خصلت این است که: کارهای خوب خود را بسیار پندارد و گناه خود را فراموش کند و خودبین شود. امام باقر (ع) فرموده است، سه چیز، شکننده پشت آدمی است، بسیار پنداشتن کار نیک، فراموش کردن گناه و شیفتگی به اندیشه خود. پیامبر (ص) فرموده اند: بدبخت ترین مردم پادشاهانند و منفورترین و زبون ترین اشخاص کسی است که مردم را خوار و زبون بشمرد. حسن بن جهم از حضرت رضا (ع) پرسید حد تواضع چیست؟ فرمود: به مردم همان گونه احترام بگذاری که انتظار داری با تو همان گونه رفتار کنند. حسن می گوید، به ایشان گفتم: فدایت گردم، دوست دارم بدانم من در نظر شما چگونه ام؟ فرمود: بنگر که من در نظرت چگونه ام. پیامبر فرموده اند: خداوند به داود (ع) وحی فرمود که ای داود! همان گونه که آفتاب از هر کس که در آن بنشیند کم نمی آید، رحمت من هم آنچنان است که گنجایش هر کس بخل(زفتی) را که در آن درآید دارد و همچنان که سستی و سبکی به کسی که مرتکب آن نشود زیانی نمی رساند، سستی کنندگان و سرکشان باید بدانند از فتنه محفوظ نیستند و همانا نزدیک ترین مردم در روز قیامت به من، متواضعان هستند و دورترین ایشان متکبرانند. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، هیچ بزرگی و حسبی چون فروتنی نیست و هیچ تنهایی وحشتناکتر از خودپسندی و به خود شیفتگی نیست و در شگفتم از متکبر که دیروز نطفه بوده و فردا مرداری بوی ناک است. امام صادق (ع) فرموده است، متکبران به صورت و شکل مورچه مبعوث و محشور می شوند و مردم تا هنگام فراغت از حساب آنان را لگد مال می کنند. پیامبر (ص) فرموده اند: در آسمان دو فرشته اند که بر بندگان گماشته اند. هر کس سرکشی کند، مقامش را فرو می آورند و او را پست می کنند. امام باقر (ع) فرموده است، در جهنم کوهی است بنام صعود و در آن کوه دره یی است بنام سقر (سعر) و در آن چاهی است بنام هیهب (هیمب، برهوت)، هر گاه روپوش آن چاه بر کنار می رود، دوزخیان از شدت گرمای آن فریاد برمی آورند، جایگاه سرکشان در آن چاه است. هم ایشان فرموده است، پیامبر (ص) مردی از بنی تمیم را نصیحت فرمودند و به او گفتند: از اینکه دامن ازار و پیراهنت بر زمین کشیده شود (بسیار بلند باشد) پرهیز کن که از بالیدن است و خداوند متعال به خود بالیدن را دوست نمی دارد.
بشیر نبال می گوید: در مسجد حضور امام باقر بودیم، مرد سیاه پوستی عبور کرد که با تبختر راه می رفت. امام باقر فرمودند: این مرد سرکشی است. گفتم: نه، گدا و مستمند است. فرمود: نه، که سرکش است. امام صادق (ع) فرموده است، امام سجاد (ع) چنان آرام و با وقار حرکت می کرد که گویی بر سرش مرغی نشسته است و به طرف چپ و راست منحرف نمی شد.
پیامبر فرموده اند: هیچ بنده یی نیست مگر آنکه فرشته یی بر او گماشته است که چون برای خداوند تواضع کند، او را بر می کشد و چون تکبر کند، خداوندش او را پست می کند. همان حضرت فرموده اند: هر کس در دلش به اندازه قسمتی از دانه خردل کبر باشد، به بهشت وارد نمی شود. و فرموده اند: آن کسی که جامه خود را از تکبر به زمین کشد، خداوند روز قیامت به او نظر نمی فرماید. و فرموده اند: اساس تواضع، این است که هر کس را ببینی، تقدم بر سلام کنی و پاسخ آن کس را که بر تو سلام می دهد، بدهی و اینکه هر جای مجلس که جای بود، بنشینی و خوش نداشته باشی که ستایش شوی و پاک دانستن و نیکو دانستن خود را دوست نداشته باشی. شاعر چنین سروده است:
«ای متکبر که به کبر خود برتری می جویی، تو که سرانجام در خاک خواهی بود، کبر چیست؟ ای قوم! این خانه غرور با باطل خود شما را مفریبد. کوشش کنید، که همگان مسافرید و آیا آدمی که نمی داند چه هنگام مرگ فرا می رسد و از مرگ در امان نیست، غفلت می ورزد؟» دیگری سروده است «فرض کن که همه زمین را مالک شوی و بندگان برای تو فروتنی کنند تازه چه خواهد بود؟ مگر سرانجام به گور نمی روی و این یکی و آن یکی بر تو خاک نمی ریزد؟» و گفته شده است «به خدا توکل کردم و غیر از خدا به کس امید نبستم و روزی از مردم نیست بلکه روزی از جانب خداوند است.» و دیگری گفته است: «به آن کسی که به خود شیفته بود و می گفت کسی مثل من روی به تراجع نمی نهد، گفتم: ای کسی که به بیرون شدن از دنیا هر لحظه یی نزدیک هستی، چرا تواضع نمی کنی؟»

مجلس شصتم در پسندیدگی سخا و بخشش و نکوهش بخل (زفتی)

خداوند متعال در آیه دویست و هفتاد و پنجم سوره دوم (بقره) فرموده است «کسانی که اموال خود را شب و روز و پوشیده و آشکار انفاق می کنند، پاداش آنان برای ایشان نزد پروردگارشان است و بیمی بر ایشان نیست و آنان اندوهگین نمی شوند.» این آیه، در شأن علی بن ابی طالب (ع) نازل شده است، که چهار درهم داشت، درهمی در شب و درهمی در روز و درهمی پوشیده و درهمی را آشکارا صدقه داد. و خداوند در آیه هفدهم سوره شصت و چهارم (تغابن) فرموده است «و هر کس از بخل نفس خویش خودداری کند، همانا که آنان رستگارانند.» پیامبر (ص) فرموده اند: دو خصلت در قلب مؤمن فراهم نمی شود، بخل (زفتی) و بد خلقی. و فرموده است، هرگز در دل بنده یی ایمان و بخل با یک دیگر جمع نمی شوند. به امام صادق (ع) گفته شد، چه خصلتی برای مرد از همه چیزی نکوتر است؟ فرمود: وقاری که آمیخته با هیبت و بیم نباشد و بخشندگی، بدون اینکه در مقابل آن جبران بخواهد و سرگرمی به غیر از کالای دنیایی. همان حضرت فرموده است، گزیدگان و نیکان شما، بخشندگان شمایند و بدان شما، بخیلان شمایند و از کارهای پسندیده، نیکی کردن به برادران است و کوشش و قدم برداشتن برای رفع نیازهای آنان و این کار موجب به خاک مالیده شدن بینی شیطان و رهایی از دوزخ و وارد شدن به بهشت است. آنگاه به جمیل فرمود: ای جمیل! این خبر را به اصحاب گزیده و رو سپید خود بگو. جمیل می گوید، گفتم: قربانت گردم یاران گزینه من چه کسانند؟ فرمود: کسانی که نسبت به برادران دینی خود در سختی و راحتی نکوکارند. جمیل سپس خود در این مورد توضیح داده و گفته است: این کار برای توانگران آسان است و خداوند آنانی را که نیازمندند و در عین حال، دیگران را بر خود برمی گزینند، ستوده و فرموده است، هر کس بخل نفس خویش را نگهداری کند، رستگار است. امام باقر (ع) فرموده است، با چهار کس نزدیک مشو و برادری مکن، احمق و بخیل و جبان و دروغگو. که احمق هر چند می خواهد به تو سود رساند، ولی زیان می زند. بخیل از تو می گیرد و چیزی به تو نمی دهد. جبان از تو و از پدر و مادر خود می گریزد. دروغگو هم بر فرض که گاهی راست بگوید، او را نمی توان تصدیق کرد. همان حضرت فرموده است، چند اسیر را به حضور پیامبر آوردند، دستور فرمودند همه آنان جز یک تن را اعدام کنند. آن مرد گفت: ای رسول خدا! چگونه مرا از میان ایشان آزاد فرمودید؟ فرمودند: جبریل از سوی خداوند به من خبر داد که در تو پنج خصلت است که خدا و رسول خدا آن را دوست دارند، غیرت نسبت به همسر و سخا و خوش خلقی و شجاعت و راست گفتاری. آن مرد چون این سخن را شنید، مسلمان و دارای اسلام پسندیده شد و در جنگی همراه پیامبر (ص) چنان جنگ و پایداری کرد که شهید شد. پیامبر (ص) فرموده اند: سخاوتمندتر مردم کسی است که زکات مالش را بپردازد و پر ارزش ترین مردم در این جهان، آن کس است که برای این جهان ارزشی قائل نباشد. (دنیا در نظرش مهم و ارزشمند نباشد.) و از همه مردم کم آسایش تر، بخیل است و بخیل تر مردم آن کس است که از پرداخت آنچه خدا بر او واجب فرموده است، بخل بورزد. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، سروران این جهان، سخاوتمندان و سروران آن جهان پرهیزگارانند. امام صادق (ع) فرموده است، شگفت می کنم از کسی که دنیا به او روی آورد و بخل بورزد و از کسی که دنیا به او پشت کرده باشد و بخل بورزد. زیرا انفاق با اقبال دنیا زیانی نمی رساند و امساک با ادبار دنیا نفعی برای او ندارد. و فرموده است، خداوند متعال، آیین اسلام را برای شما برگزیده است. با سخا و خوش خلقی نسبت به آن ادای وظیفه کنید. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، زفتی و تنگ چشمی و ننگ و ترس، کاستی است. بخشنده باش ولی مسرف مباش. میانه رو باش و سختگیر مباش. از بخشیدن اندک آزرم مکن، زیرا محروم کردن از آن کمتر است. و فرموده است، شگفت می کنم از بخیل که نسبت به فقر که از آن گریزان است، شتاب می کند و توانگری یی را که جستجو می کند، از دست می دهد. در دنیا چون مستمندان زندگی می کند و در آخرت چون توانگران با او محاسبه می شود. بخل، گرد آورنده همه بدی هاست و لگامی است که با آن به سوی هر بدی کشیده می شود. روایت شده است که امیر المؤمنین (ع) دو اسیر را به حضور پیامبر (ص) آورد.
دستور فرمودند اعدام شوند. گردن یکی از ایشان زده شد و چون خواستند گردن دومی را بزنند، جبریل (ع) فرود آمد و گفت: ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید او را مکش که میان قوم خود خوش خلق و سخاوتمند است. مرد یهودی همچنان که منتظر اعدام شدن نشسته بود، از پیامبر پرسید، این فرستاده خدای تو است که برای تو خبر می آورد؟ فرمود: آری، گفت: سوگند به خدا که هرگز درهمی اندوخته نکردم و به برادران خود دادم و هرگز از جنگ روی گردان نشدم و چهره ترش نکردم. اکنون هم گواهی می دهم که خدایی جز پروردگار یگانه نیست و تو که محمدی، رسول خدایی، پیامبر فرمودند: این از کسانی است که حسن خلق و سخاوتش او را به بهشت کشاند.
پیامبر (ص) فرموده اند: شخص سخاوتمند به خدا و بهشت و مردم نزدیک و از دوزخ دور است و بخیل از خدا و بهشت و مردم دور و به دوزخ نزدیک است. همان حضرت فرموده اند: بخشش، درختی است در بهشت که شاخه های آن در دنیاست. هر کس به شاخه یی از شاخه های آن چنگ زند، همان شاخه او را به بهشت می کشاند و بخل هم درختی است در دوزخ که شاخه های آن در دنیاست، هر کس به شاخه یی از آن بیاویزد، همان شاخه او را به دوزخ می برد. امام سجاد (ع) فرموده است، سروران این جهان سخاوتمندان، و سروران آن جهان، پرهیزگارانند. پیامبر (ص) فرموده اند: ای علی! بخشنده باش که خداوند هر بخشنده را دوست دارد و هر کس برای حاجتی پیش تو می آید آن را برآور که بر فرض او شایسته نباشد، تو شایسته برآوردن حاجت اویی. شاعر چنین سروده است، «ای نگاه دارنده مال! چه اندازه بخل می ورزی و از خداوند طمع آن را داری که جاودانه با مال خود باشی، آیا هیچ مرده یی با خود مالی برده است؟ آیا نمی بینی که آن را برای دیگری جمع می کند.» دیگری گفته است «بخل آدمی، عیب او را میان مردم آشکار می کند و سخای او همه عیبهایش را از مردم می پوشاند. بر خود جامه بخشش بپوش که من می بینم سخاوت، پوشش همه عیبهاست.» دیگری گفته است: «می بینم که آرزو می کنی تو را ستایش کنند و خداوند این را به شخص بخیل روزی نمی فرماید. چگونه ممکن است شخص شکمباره که بسیار منت می نهد و اندک می بخشد، سروری کند؟». و سروده شده است «هنگامی که دنیا به تو روی آورده است، هرگز بخل مورز که در آن حال، بخشش و زیاده روی در آن، چیزی از آن نمی کاهد و اگر دنیا پشت کند، در آن صورت شایسته تر است که آن را ببخشی، زیرا دنیا پایدار نیست و شکر و سپاس بخشش، باز می ماند.». و نیز سروده شده است:
«چون عیبها و آفت ها جمع شود، بخل، بدترین آنهاست و بدتر از بخل، وعده دادن های نادرست و طول دادن در برآوردن آن است.
در وعده یی که دروغ باشد، خیری نیست و نیز در گفتاری که کردار مخالف آن باشد، خیری وجود ندارد.»

مجلس شصت و یکم در حقوق برادران و نزدیکان و همسایه

خداوند متعال در آیه نخست سوره چهارم (نساء) فرموده است «و بترسید از خدایی که درخواست کرده می شوید به آن و رحم ها، بدرستی که خداوند بر شما نگهبان است.» یعنی بترسید از اینکه پیوندهای خویشاوندی را بگسلید. و در آیه چهلم همان سوره فرموده است: «و همسایه صاحب قرابت و همسایه دور و همسایه دیوار به دیوار و در راه مانده نیازمند.» و در آیه بیست و پنجم سوره چهل و هفتم (محمد) فرموده است «شاید که شما هم چون والی شوید، در زمین تباهی کنید و پیوند خویشاوندی هایتان را بگسلید.» و سپس فرموده است «آن گروه، آنانند که خدا لعن کرد ایشان را و آنان را کر و چشمهایشان را کور کرد.» از امام صادق (ع) پرسیده شده است، کمترین حق مؤمن بر برادر مؤمن چیست؟ فرمود: باید در چیزی که خود نیازمندتر به آن است، خود را بر برادر خویش ترجیح ندهد. و فرموده است، با مواسات میان برادران خویش، به خداوند تقرب جویید. و فرموده است، حرمت مؤمن، از کعبه بزرگتر است. گفته شده است در محضر امام صادق (ع) از شومی سخن رفت. فرمود: در سه چیز شومی هست، در زن و خانه و مرکب. شومی زن در آن است که مهریه اش سنگین و همسرش از او ناخشنود باشد. شومی مرکب در چموشی و سرکشی آن است. شومی خانه در کمی مساحت و بدی همسایگان و بسیاری عیب آن است. پیامبر (ص) فرموده اند: بر مسلمان روا نیست که از برادر دینی خود بیش از سه روز دوری کند. همان حضرت فرموده اند: چهار چیز شکننده پشت است، پیشوایی که نافرمانی خدا کند و در عین حال فرمانش مطاع باشد. زنی که مردش او را نگهداری کند و او بر آن مرد خیانت ورزد و فقری که برای آن علاجی پیدا نشود و همسایه بد در محل سکونت. امام صادق (ع) فرموده است، دوستی را حد و مرز و شروطی است و هر کس این شروط در آن نباشد، او را به کمال دوستی نسبت مدهید. نخست آنکه، آشکار و نهان او برای تو یکسان باشد. دوم آنکه، زینت تو را زینت خود و ناپسند تو را، ناپسند خود بداند. سوم اینکه، مال و ولایت، دوستی او را تغییر ندهد و دگرگون نسازد. چهارم آنکه، چیزهایی را که در توانایی اوست، از تو باز ندارد. پنجم آنکه، در گرفتاری ها و بدبختی ها، تو را رها نکند. امام صادق (ع) فرموده است: ابلیس که خدایش نفرین کناد، گفته است، مرا بر پنج گروه چاره یی نیست و دیگر مردم در مشت منند، نخست، هر کس با نیت راست به خدا پناه برد و در همه کار خویش بر او توکل کند. دوم، آن کس که در شب و روز، تسبیح و ستایش او از خداوند فراوان باشد. سوم، هر کس که برای برادران مؤمن خود به همان چیز خشنود باشد که برای خود خشنود است. چهارم، آن کس که در مصیبت بیتابی نکند. پنجم، هر کس که به آنچه خداوند قسمت او فرموده است، راضی باشد و تنها همت او روزی اش نباشد. امام باقر (ع) فرموده است، برادر مسلمانت را دوست بدار و آنچه را برای خود دوست می داری برای او دوست بدار و آنچه را برای خود ناخوش می داری، برای او ناخوش بدار. چون نیازمند شدی از او بخواه و چون او از تو چیزی خواست به او بده و هیچ خیری را از او اندوخته مدار که او از تو خیری را اندوخته نمی دارد. پشت او باش که او هم برای تو پشت و پشتیبان است. چون به سفر رفت، در غیبت او نگهدارش باش و چون باز آمد به دیدارش برو. او را گرامی و محترم بدار که او از تو و تو از اویی. و اگر بر تو عتاب کرد از او جدا مشو تا عتاب و دلتنگی او از میان برود، چون خیری به او برسد، خدا را حمد و ستایش کن و اگر گرفتار شد، او را یاری بده و اندوهی بر او میفزای. امام صادق (ع) فرموده است، هر مؤمنی که بتواند برادر دینی خود را یاری دهد و او را یاری ندهد، خداوند در دنیا و آخرت او را یاری نمی دهد. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس همسایه خود را آزار دهد، خداوند بوی بهشت را بر او حرام می فرماید و جایگاه او دوزخ است، که چه بد جایگاهی است و هر کس حقوق همسایه اش را تباه کند، از ما نیست و جبریل (ع) چندان در باره همسایه سفارش کرد که پنداشتم بزودی از او ارث خواهد برد. امام صادق (ع) فرموده است، هر کس موضوعی برای برادر مؤمن خود بسازد و بگوید و بخواهد به آن وسیله، مروت او را نابود کند و او را از چشم مردم بیفکند، خدای تعالی او را از ولایت خویش بیرون می فرماید و به ولایت شیطان در می آورد. و همان حضرت فرموده است، هر کس آزار خویش را از همسایه خود باز دارد، خداوند لغزشهای او را روز قیامت می بخشد و هر کس عفت بطن و فرج داشته باشد، (شکمباره و زن باره و غلام باره نباشد.) در بهشت چون فرشته محبوبی خواهد بود و هر کس برده مؤمنی یا کنیزک مؤمنی را آزاد کند، برایش در بهشت خانه یی ساخته می شود.
و به یکی از یاران خود فرموده است، هر کس از برادران دینی که سه بار بر تو خشم گرفت و در عین حال در باره تو چیز بدی نگفت، او را دوست خود قرار بده و فرموده است، به برادرت کمال اعتماد را مکن و از شتاب و سرعت درگذشت، هرگز طلب آمرزش نمی شود و مبادا که تو را بر زمین افکند. و به یکی از یاران خود فرموده است، دوست خود را از آن رازهای خویش آگاه کن که اگر دشمنت بر آن آگاه شود، زیانی به تو نرسد. زیرا دوست ممکن است روزی دشمن شود. و همان حضرت از قول امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است که چگونه می توانی تمام حقوق برادری را ادا کنی و کدامیک از مردان کاملا مهذب است؟ امام باقر (ع) فرموده است، هر مؤمنی که درمانده و گرفتاری به او پناه آورد و نیازش را برآورده کند خداوند در قبال آن هفتاد و سه نیازش را برمی آورد که هفتاد و دو نیاز آن از امور آن جهانی و یکی از حوائج این جهانی است. کمترین عنایت خداوند در این جهان، این است که از آن شخص و زن و فرزند و اموالش دفاع می فرماید و رفع بلا می کند و کمترین عنایت در آخرت این است که برای آن شخص، درهای بهشت گشوده می شود و به او می گویند از هر دری که می خواهی وارد شو و او پیش ما می آید. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، بهترین کارهای پسندیده، عیادت بیماران است و رسول خدا ما را به این کار فرمان داده است. امام صادق (ع) فرموده است، از بیماران عیادت کنید و بخواهید برای شما دعا کنند، که دعای ایشان همچون دعای فرشتگان است. امام باقر (ع) فرموده است، از جمله مناجات های موسی (ع) با خداوند متعال این بود که پرسید، پروردگارا! برای کسی که از بیماری عیادت کند چه مزدی است؟ فرمود: فرشته یی گماشته می شود که تا روز حشر در گورش به عیادت و دیدارش برود.
پیامبر (ص) فرموده اند: خداوند در عقوبت گناهان برای گنهکاران در دنیا در هیچ مورد چنان شتابی ندارد که در مورد ستم و بریدن پیوند خویشاوندی، و این همراه با عقوبتی است که برای آخرت او اندوخته می شود. و همان حضرت فرموده اند: هر کس دوست می دارد که خداوند در روزی او گشایش دهد و مرگش را به تأخیر اندازد، حتما رعایت پیوند خویشاوندی کند. و نیز فرموده اند: هر کس برای من یک چیز را عهده دار شود، من برای او چهار چیز را ضمانت می کنم، او رعایت پیوند خویشاوندی کند، تا خاندانش او را دوست بدارند و روزی اش فراخ شود و بر عمرش افزوده گردد و خدایش او را به بهشتی که وعده فرموده است، درآورد. و فرموده است، آیا می دانید حق همسایه چیست؟ شما از حق همسایه جز اندکی را نمی دانید، همانا کسی که همسایه اش از آزارش در امان نباشد به خدا و روز رستاخیز ایمان نیاورده است. چون همسایه وام بخواهد، باید به او وام داد و چون خیری به او رسد، باید شادباش بگویدش و چون اندوه و مصیبتی به او رسد، باید او را تسلیت دهد و نباید ساختمان خانه خود را از خانه همسایه چندان بلندتر بسازد که مانع از وزش نسیم گردد، مگر به اجازه او و چون میوه نوبر بخرد، باید برای همسایه بفرستد و اگر به او هدیه نمی کند باید آن میوه را پوشیده به خانه خود برد و نباید اجازه دهد کودکانش آن میوه را آشکارا مصرف کنند که اشتهای کودکان همسایه تحریک، و ناراحت شوند و سپس رسول خدا فرمودند: همسایگان سه نوعند: برخی از آنان سه حق دارند، حق اسلام و حق همسایگی و حق نزدیک بودن. برخی از آنان دو حق دارند، حق اسلام و حق همسایگی. (در مورد همسایگان دورتر) و برخی یک حق دارند و آن همسایه کافر است که فقط حق همسایگی برای او محفوظ است. و فرموده است، آن کس که سیر باشد و همسایه اش کنار او گرسنه بماند از مؤمنان نیست.
شاعر چنین سروده است:
«دوستان هنگام آسایش و راحت بسیارند، ولی در سختی ها، آنان اندکند.
بنا بر این، ادعای دوستی کسانی که با آنان برادری و دوستی می کنی تو را مفریبد که برای تو در سختی دوستی نیست. هر کسی می گوید من وفا دارم، ولی چنان نیست که به گفتار خود عمل کند، مگر مرد نژاده و دین دار که چون سخنی گوید به آن عمل می کند.» دیگری گفته است «از دوستان کسانی را با صفا می بینم که یک دل و به هنگام بروز سختی ها شکیبا و پایدار باشند.» دیگری گفته است «هر دوستی که دوستی او برای خدا نباشد من به دوستی و صمیمیت او اعتماد ندارم.» دیگری گفته است «با دشمن من دوستی می ورزی و می پنداری که من دوست تو هستم. این گفتار تو مایه شگفتی است، برادر من کسی نیست که فقط با زبان مرا دوست داشته باشد، بلکه دوست من کسی است که در غیاب هم، دوست من باشد.»