فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

فصل: در فرو خوردن خشم

خداوند متعال در آیه یک صد و سی سوره آل عمران فرموده است: «و فروخورندگان خشم و عفوکنندگان از مردم» و در آیه شصت و چهارم سوره فرقان فرموده است: «و بندگان خدای بخشنده، آنان که بر زمین آرام راه می روند و چون نادانان ایشان را مورد خطاب قرار دهند، گویند سلام.»، و در آیه سی و ششم سوره شوری فرموده است: «و هر گاه که خشم گیرند، خود عفو می کنند.» امام صادق (ع) فرموده است: خشم کلید هر بدی و شری است. همان حضرت فرموده است، حواریون به عیسی (ع) گفتند: ای معلم خیر! به ما بیاموز که چه چیزی از همه شدیدتر است؟ فرمود: خشم خداوند. گفتند: با چه چیزی از خشم خدا پرهیز کنیم و از آن در امان بمانیم؟ فرمود: به اینکه خشم مگیرید. پرسیدند: سرچشمه خشم از کجاست؟ فرمود: از کبر و جبروت و کوچک شمردن مردم. پیامبر (ص) فرموده اند: ای علی! بر هر کس تنگ خلقی چیره شود، آسایش از او رخت می بندد. امام صادق فرموده است: پیامبر (ص) از کنار قومی گذشتند که مشغول بلند کردن سنگی بودند. پرسیدند: این کار برای چیست؟ گفتند: برای اینکه نیرومندتر خود را بشناسیم، فرمودند: آیا به شما بگویم نیرومندترین شما کیست؟ گفتند: آری، فرمودند: نیرومندترین شما کسی است که چون خشنود شد، خشنودی او، او را به گناه نکشاند و کار یاوه انجام ندهد و چون خشم گیرد، خشمش او را از حق بیرون نبرد. و چون قدرت یافت، مرتکب کاری که بر حق نیست نشود. و همان حضرت فرموده است، عاقل ترین مردم، آن کسی است که با مردم بیشتر مدارا کند و دور اندیش ترین مردم، کسی است که بیشتر خشم خود را فرو خورد. روایت شده است که کنیزکی از امام سجاد (ع) در حال ریختن آب بر دست ایشان بود و امام برای وضو گرفتن آماده می شد. آفتابه از دست کنیزک افتاد و بر چهره آن حضرت برخورد کرد و آن را درید. امام سجاد (ع) سر خود را به طرف کنیزک بلند کرد. کنیز گفت: خداوند عز و جل می فرماید: «فروخورندگان خشم»، فرمود: خشم خود را فرو خوردم. گفت: «و عفوکنندگان از مردم»، فرمود: خدایت عفو فرماید. گفت:
«و خدای احسان کنندگان را دوست می دارد.» فرمود: برو که تو آزادی. امام صادق (ع) فرموده است، مردی از یاران امیر المؤمنین علی (ع) از زنان خود شکایت کرد. امام (ع) از جا برخاست و چنین فرمود: ای مردم! در هر حال از زنان اطاعت مکنید و آنان را بر اموال امین قرار مدهید و نگذارید عهده دار کارهای عیال باشند، که اگر آنها آزاد گذاشته شوند، آزادند و ممکن است به مهلکه ها درافتند و کار را شتابان به تباهی کشند. ما آنان را چنان یافته ایم که به هنگام میل به چیزی شکیبایی ندارند. غرور و به خود شیفتگی همیشه با آنان است، هر چند سالخورده و ناتوان شوند. هر گاه از چیزی اندک منع شوند، نسبت به چیز بسیار هم سپاسگزاری نمی کنند. خیر را فراموش می کنند و شر را به خاطر می دارند. سخن یاوه و بهتان می گویند و در سرکشی پافشاری دارند و شکار شیطان می شوند، ولی در هر حال با آنان مدارا کنید و نیکو سخن بگویید، شاید کارها را پسندیده انجام دهند. امام صادق فرموده است، هر کس به هنگام رغبت به چیزی و روی گرداندن از چیزی (یا هنگام بیم و امید) و به هنگام شهوت و غضب، خویشتندار باشد، خداوند پیکرش را بر آتش دوزخ حرام می فرماید. روایت شده است که در حضور امام باقر (ع) سخن از خشم رفت، فرمود:
ممکن است گاهی مرد چنان خشم بگیرد که هرگز خشنود نگردد و به همین سبب به دوزخ درافتد. هر مردی چون خشمگین می شود بنشیند که این نشستن پلیدی شیطان (خشم) را از او دور می کند و اگر نشسته است برخیزد و هر مردی که بر رحم و خویشاوند خود خشم می گیرد، برخیزد و به او نزدیک شود و دست به بدن او بکشد که چون رحم دست بر رحم کشد، آرام می گیرد. امام صادق فرموده است، سه گروه نزدیک ترین خلق به خدا در روز قیامتند تا آنکه از حساب آسوده شوند، نخست کسی که در حال خشم، قدرتش او را وادار به ستم نسبت به زیر دستان نکند، و کسی که میان دو کس حرکت کند (قضاوت کند) و به اندازه دانه جوی یکی را بر دیگری ترجیح ندهد و کسی که در مورد سود و زیان خود حق را بگوید. پیامبر فرموده اند: هر کس در حالی که قدرت بر اجرای خشم دارد، خشم خود را فرو خورد، خداوند متعال او را روز قیامت در حضور همگان فرا می خواند تا هر حوری را که می خواهد برای خود برگزیند. و فرموده اند هر کس در حال مدارای با مردم درگذرد، شهید درگذشته است.
و فرموده اند: مدارای با مردم، صدقه است. و فرموده اند: نیرومندی به کشتی گرفتن و بر زمین زدن پهلوان نیست. نیرومند کسی است که به هنگام خشم خویشتندار باشد. مردی به ابو ذر گفت: تو همانی که فلان تو را از این شهر تبعید کرده است.
اگر خیری در تو می بود او تو را تبعید نمی کرد. ابو ذر فرمود: ای برادر! پیش روی من گردنه یی سخت است، اگر از آن گردنه نجات یابم، این سخن تو برای من زیانی ندارد و اگر از آن نجات پیدا نکنم، بدتر از آنم که می گویی. پیامبر (ص) فرموده اند: همانا خداوند متعال، شخص با آزرم بردبار با عفت بی نیاز را دوست می دارد و از شخص بد زبان فحش دهنده که با اصرار از مردم چیزی می خواهد، نفرت دارد. و چنین سروده شده است «از سخنان خشم برانگیز خودداری و مدارا کن و بردباری کن که بردباری به من شبیه تر است. من پاسخ گویی را رها می کنم تا به آنچه دوست ندارم پاسخم ندهند.» و سروده شده است «هیچ چیز برای فرومایه، بهتر از پاسخ دادن و بگو مگو کردن نیست. سکوت و پاسخ ندادن به فرومایه، بر او دشوارتر از دشنام دادن است.»

مجلس پنجاه و نهم در نکویی فروتنی (تواضع) و نکوهش تکبر

خداوند متعال در آیه سی و نهم سوره بنی اسرائیل (الاسراء) فرموده است «و بر زمین از روی ناز و تکبر راه مرو، همانا که تو زمین را رخنه نخواهی کرد و به بلندی کوهها نخواهی رسید.» و در آیه هشتاد و سوم سوره قصص فرموده است: «این است سرای آخرت که قرار می دهیم آن را برای آنان که برتری و تباهی در زمین را نمی خواهند.» و در آیه هیجدهم سوره لقمان فرموده است: «و مگردان به تکبر رویت را برای مردمان و راه مرو بر زمین با ناز و تکبر. بدرستی که خداوند دوست نمی دارد هر متکبر خرامنده را.» امام صادق (ص) فرموده است، سه چیز اصول کفر است: حرص، استکبار و حسد. همان حضرت فرموده است، ابلیس که نفرین خدا بر او باد به یاران خود گفت، اگر بتوانید سه خصلت را در آدمی بوجود آورید، به اعمال دیگر او اهمیتی نمی دهم، که هر چه کند پذیرفته نیست، و آن سه خصلت این است که: کارهای خوب خود را بسیار پندارد و گناه خود را فراموش کند و خودبین شود. امام باقر (ع) فرموده است، سه چیز، شکننده پشت آدمی است، بسیار پنداشتن کار نیک، فراموش کردن گناه و شیفتگی به اندیشه خود. پیامبر (ص) فرموده اند: بدبخت ترین مردم پادشاهانند و منفورترین و زبون ترین اشخاص کسی است که مردم را خوار و زبون بشمرد. حسن بن جهم از حضرت رضا (ع) پرسید حد تواضع چیست؟ فرمود: به مردم همان گونه احترام بگذاری که انتظار داری با تو همان گونه رفتار کنند. حسن می گوید، به ایشان گفتم: فدایت گردم، دوست دارم بدانم من در نظر شما چگونه ام؟ فرمود: بنگر که من در نظرت چگونه ام. پیامبر فرموده اند: خداوند به داود (ع) وحی فرمود که ای داود! همان گونه که آفتاب از هر کس که در آن بنشیند کم نمی آید، رحمت من هم آنچنان است که گنجایش هر کس بخل(زفتی) را که در آن درآید دارد و همچنان که سستی و سبکی به کسی که مرتکب آن نشود زیانی نمی رساند، سستی کنندگان و سرکشان باید بدانند از فتنه محفوظ نیستند و همانا نزدیک ترین مردم در روز قیامت به من، متواضعان هستند و دورترین ایشان متکبرانند. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، هیچ بزرگی و حسبی چون فروتنی نیست و هیچ تنهایی وحشتناکتر از خودپسندی و به خود شیفتگی نیست و در شگفتم از متکبر که دیروز نطفه بوده و فردا مرداری بوی ناک است. امام صادق (ع) فرموده است، متکبران به صورت و شکل مورچه مبعوث و محشور می شوند و مردم تا هنگام فراغت از حساب آنان را لگد مال می کنند. پیامبر (ص) فرموده اند: در آسمان دو فرشته اند که بر بندگان گماشته اند. هر کس سرکشی کند، مقامش را فرو می آورند و او را پست می کنند. امام باقر (ع) فرموده است، در جهنم کوهی است بنام صعود و در آن کوه دره یی است بنام سقر (سعر) و در آن چاهی است بنام هیهب (هیمب، برهوت)، هر گاه روپوش آن چاه بر کنار می رود، دوزخیان از شدت گرمای آن فریاد برمی آورند، جایگاه سرکشان در آن چاه است. هم ایشان فرموده است، پیامبر (ص) مردی از بنی تمیم را نصیحت فرمودند و به او گفتند: از اینکه دامن ازار و پیراهنت بر زمین کشیده شود (بسیار بلند باشد) پرهیز کن که از بالیدن است و خداوند متعال به خود بالیدن را دوست نمی دارد.
بشیر نبال می گوید: در مسجد حضور امام باقر بودیم، مرد سیاه پوستی عبور کرد که با تبختر راه می رفت. امام باقر فرمودند: این مرد سرکشی است. گفتم: نه، گدا و مستمند است. فرمود: نه، که سرکش است. امام صادق (ع) فرموده است، امام سجاد (ع) چنان آرام و با وقار حرکت می کرد که گویی بر سرش مرغی نشسته است و به طرف چپ و راست منحرف نمی شد.
پیامبر فرموده اند: هیچ بنده یی نیست مگر آنکه فرشته یی بر او گماشته است که چون برای خداوند تواضع کند، او را بر می کشد و چون تکبر کند، خداوندش او را پست می کند. همان حضرت فرموده اند: هر کس در دلش به اندازه قسمتی از دانه خردل کبر باشد، به بهشت وارد نمی شود. و فرموده اند: آن کسی که جامه خود را از تکبر به زمین کشد، خداوند روز قیامت به او نظر نمی فرماید. و فرموده اند: اساس تواضع، این است که هر کس را ببینی، تقدم بر سلام کنی و پاسخ آن کس را که بر تو سلام می دهد، بدهی و اینکه هر جای مجلس که جای بود، بنشینی و خوش نداشته باشی که ستایش شوی و پاک دانستن و نیکو دانستن خود را دوست نداشته باشی. شاعر چنین سروده است:
«ای متکبر که به کبر خود برتری می جویی، تو که سرانجام در خاک خواهی بود، کبر چیست؟ ای قوم! این خانه غرور با باطل خود شما را مفریبد. کوشش کنید، که همگان مسافرید و آیا آدمی که نمی داند چه هنگام مرگ فرا می رسد و از مرگ در امان نیست، غفلت می ورزد؟» دیگری سروده است «فرض کن که همه زمین را مالک شوی و بندگان برای تو فروتنی کنند تازه چه خواهد بود؟ مگر سرانجام به گور نمی روی و این یکی و آن یکی بر تو خاک نمی ریزد؟» و گفته شده است «به خدا توکل کردم و غیر از خدا به کس امید نبستم و روزی از مردم نیست بلکه روزی از جانب خداوند است.» و دیگری گفته است: «به آن کسی که به خود شیفته بود و می گفت کسی مثل من روی به تراجع نمی نهد، گفتم: ای کسی که به بیرون شدن از دنیا هر لحظه یی نزدیک هستی، چرا تواضع نمی کنی؟»

مجلس شصتم در پسندیدگی سخا و بخشش و نکوهش بخل (زفتی)

خداوند متعال در آیه دویست و هفتاد و پنجم سوره دوم (بقره) فرموده است «کسانی که اموال خود را شب و روز و پوشیده و آشکار انفاق می کنند، پاداش آنان برای ایشان نزد پروردگارشان است و بیمی بر ایشان نیست و آنان اندوهگین نمی شوند.» این آیه، در شأن علی بن ابی طالب (ع) نازل شده است، که چهار درهم داشت، درهمی در شب و درهمی در روز و درهمی پوشیده و درهمی را آشکارا صدقه داد. و خداوند در آیه هفدهم سوره شصت و چهارم (تغابن) فرموده است «و هر کس از بخل نفس خویش خودداری کند، همانا که آنان رستگارانند.» پیامبر (ص) فرموده اند: دو خصلت در قلب مؤمن فراهم نمی شود، بخل (زفتی) و بد خلقی. و فرموده است، هرگز در دل بنده یی ایمان و بخل با یک دیگر جمع نمی شوند. به امام صادق (ع) گفته شد، چه خصلتی برای مرد از همه چیزی نکوتر است؟ فرمود: وقاری که آمیخته با هیبت و بیم نباشد و بخشندگی، بدون اینکه در مقابل آن جبران بخواهد و سرگرمی به غیر از کالای دنیایی. همان حضرت فرموده است، گزیدگان و نیکان شما، بخشندگان شمایند و بدان شما، بخیلان شمایند و از کارهای پسندیده، نیکی کردن به برادران است و کوشش و قدم برداشتن برای رفع نیازهای آنان و این کار موجب به خاک مالیده شدن بینی شیطان و رهایی از دوزخ و وارد شدن به بهشت است. آنگاه به جمیل فرمود: ای جمیل! این خبر را به اصحاب گزیده و رو سپید خود بگو. جمیل می گوید، گفتم: قربانت گردم یاران گزینه من چه کسانند؟ فرمود: کسانی که نسبت به برادران دینی خود در سختی و راحتی نکوکارند. جمیل سپس خود در این مورد توضیح داده و گفته است: این کار برای توانگران آسان است و خداوند آنانی را که نیازمندند و در عین حال، دیگران را بر خود برمی گزینند، ستوده و فرموده است، هر کس بخل نفس خویش را نگهداری کند، رستگار است. امام باقر (ع) فرموده است، با چهار کس نزدیک مشو و برادری مکن، احمق و بخیل و جبان و دروغگو. که احمق هر چند می خواهد به تو سود رساند، ولی زیان می زند. بخیل از تو می گیرد و چیزی به تو نمی دهد. جبان از تو و از پدر و مادر خود می گریزد. دروغگو هم بر فرض که گاهی راست بگوید، او را نمی توان تصدیق کرد. همان حضرت فرموده است، چند اسیر را به حضور پیامبر آوردند، دستور فرمودند همه آنان جز یک تن را اعدام کنند. آن مرد گفت: ای رسول خدا! چگونه مرا از میان ایشان آزاد فرمودید؟ فرمودند: جبریل از سوی خداوند به من خبر داد که در تو پنج خصلت است که خدا و رسول خدا آن را دوست دارند، غیرت نسبت به همسر و سخا و خوش خلقی و شجاعت و راست گفتاری. آن مرد چون این سخن را شنید، مسلمان و دارای اسلام پسندیده شد و در جنگی همراه پیامبر (ص) چنان جنگ و پایداری کرد که شهید شد. پیامبر (ص) فرموده اند: سخاوتمندتر مردم کسی است که زکات مالش را بپردازد و پر ارزش ترین مردم در این جهان، آن کس است که برای این جهان ارزشی قائل نباشد. (دنیا در نظرش مهم و ارزشمند نباشد.) و از همه مردم کم آسایش تر، بخیل است و بخیل تر مردم آن کس است که از پرداخت آنچه خدا بر او واجب فرموده است، بخل بورزد. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، سروران این جهان، سخاوتمندان و سروران آن جهان پرهیزگارانند. امام صادق (ع) فرموده است، شگفت می کنم از کسی که دنیا به او روی آورد و بخل بورزد و از کسی که دنیا به او پشت کرده باشد و بخل بورزد. زیرا انفاق با اقبال دنیا زیانی نمی رساند و امساک با ادبار دنیا نفعی برای او ندارد. و فرموده است، خداوند متعال، آیین اسلام را برای شما برگزیده است. با سخا و خوش خلقی نسبت به آن ادای وظیفه کنید. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، زفتی و تنگ چشمی و ننگ و ترس، کاستی است. بخشنده باش ولی مسرف مباش. میانه رو باش و سختگیر مباش. از بخشیدن اندک آزرم مکن، زیرا محروم کردن از آن کمتر است. و فرموده است، شگفت می کنم از بخیل که نسبت به فقر که از آن گریزان است، شتاب می کند و توانگری یی را که جستجو می کند، از دست می دهد. در دنیا چون مستمندان زندگی می کند و در آخرت چون توانگران با او محاسبه می شود. بخل، گرد آورنده همه بدی هاست و لگامی است که با آن به سوی هر بدی کشیده می شود. روایت شده است که امیر المؤمنین (ع) دو اسیر را به حضور پیامبر (ص) آورد.
دستور فرمودند اعدام شوند. گردن یکی از ایشان زده شد و چون خواستند گردن دومی را بزنند، جبریل (ع) فرود آمد و گفت: ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید او را مکش که میان قوم خود خوش خلق و سخاوتمند است. مرد یهودی همچنان که منتظر اعدام شدن نشسته بود، از پیامبر پرسید، این فرستاده خدای تو است که برای تو خبر می آورد؟ فرمود: آری، گفت: سوگند به خدا که هرگز درهمی اندوخته نکردم و به برادران خود دادم و هرگز از جنگ روی گردان نشدم و چهره ترش نکردم. اکنون هم گواهی می دهم که خدایی جز پروردگار یگانه نیست و تو که محمدی، رسول خدایی، پیامبر فرمودند: این از کسانی است که حسن خلق و سخاوتش او را به بهشت کشاند.
پیامبر (ص) فرموده اند: شخص سخاوتمند به خدا و بهشت و مردم نزدیک و از دوزخ دور است و بخیل از خدا و بهشت و مردم دور و به دوزخ نزدیک است. همان حضرت فرموده اند: بخشش، درختی است در بهشت که شاخه های آن در دنیاست. هر کس به شاخه یی از شاخه های آن چنگ زند، همان شاخه او را به بهشت می کشاند و بخل هم درختی است در دوزخ که شاخه های آن در دنیاست، هر کس به شاخه یی از آن بیاویزد، همان شاخه او را به دوزخ می برد. امام سجاد (ع) فرموده است، سروران این جهان سخاوتمندان، و سروران آن جهان، پرهیزگارانند. پیامبر (ص) فرموده اند: ای علی! بخشنده باش که خداوند هر بخشنده را دوست دارد و هر کس برای حاجتی پیش تو می آید آن را برآور که بر فرض او شایسته نباشد، تو شایسته برآوردن حاجت اویی. شاعر چنین سروده است، «ای نگاه دارنده مال! چه اندازه بخل می ورزی و از خداوند طمع آن را داری که جاودانه با مال خود باشی، آیا هیچ مرده یی با خود مالی برده است؟ آیا نمی بینی که آن را برای دیگری جمع می کند.» دیگری گفته است «بخل آدمی، عیب او را میان مردم آشکار می کند و سخای او همه عیبهایش را از مردم می پوشاند. بر خود جامه بخشش بپوش که من می بینم سخاوت، پوشش همه عیبهاست.» دیگری گفته است: «می بینم که آرزو می کنی تو را ستایش کنند و خداوند این را به شخص بخیل روزی نمی فرماید. چگونه ممکن است شخص شکمباره که بسیار منت می نهد و اندک می بخشد، سروری کند؟». و سروده شده است «هنگامی که دنیا به تو روی آورده است، هرگز بخل مورز که در آن حال، بخشش و زیاده روی در آن، چیزی از آن نمی کاهد و اگر دنیا پشت کند، در آن صورت شایسته تر است که آن را ببخشی، زیرا دنیا پایدار نیست و شکر و سپاس بخشش، باز می ماند.». و نیز سروده شده است:
«چون عیبها و آفت ها جمع شود، بخل، بدترین آنهاست و بدتر از بخل، وعده دادن های نادرست و طول دادن در برآوردن آن است.
در وعده یی که دروغ باشد، خیری نیست و نیز در گفتاری که کردار مخالف آن باشد، خیری وجود ندارد.»