فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

فصل: در ذکر واجب بودن ادای امانت

خداوند متعال در آیه شصت و یکم سوره نساء می فرماید «بدرستی که خدا امر می کند شما را که امانات را به صاحبان و اهل آن برسانید.» امام صادق (ع) فرموده است، امانتها را به صاحبانش رد کنید هر چند قاتل حسین بن علی (ع) باشد و همان حضرت فرموده است: از خدا بترسید و بر شما باد که امانات را بر کسانی که شما را امین دانسته و آن را به شما سپرده اند برگردانید. امام زین العابدین (ع) به شیعیان خودش فرموده است، بر شما باد به رد کردن امانات و سوگند به کسی که محمد (ص) را به حق به پیامبری گسیل فرموده است، اگر قاتل پدرم حسین بن علی (ع) همان شمشیری را که با آن پدرم را کشته است به من امانت دهد، آن را به او پس خواهم داد. امام صادق (ع) فرموده است، دوست ترین بندگان در پیشگاه خدای عز و جل، مردی است که در گفتارش راستگو باشد و مواظب نمازهایش، و انجام آنچه را که خدا بر او واجب کرده است همراه با رعایت و ادای امانت و سپس فرمود: به هر کس امانتی سپرده شود، چون آن را به صاحبش برساند هزار گره از گره های دوزخ از گردنش گشوده می شود. در مورد برگرداندن امانت به صاحبش عجله کنید که چون امانتی به کسی می سپرند، شیطان، صد شیطان سرکش از یاران خود را بر او می گمارد که او را گمراه کنند و وسوسه می کنند که او را هلاک و تباه گردانند، مگر آن کس که خدای عز و جل او را در پرده عصمت بدارد. پیامبر (ص) فرموده اند: به بسیاری روزه و نماز مردم منگرید و نیز به بسیار حج گزاردن و کارهای نیک و هیاهوی نماز شب ایشان منگرید، بلکه به راست گفتاری و ادای امانت بنگرید.

مجلس پنجاه و هفتم در تشویق بر ازدواج و فضیلت آن

خداوند متعال در آیه سی و سوم سوره نور فرموده است «زنان و مردان بدون همسر را همسر دهید و نیکوکاران از بندگان و کنیزانتان. اگر فقیر باشند خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز می سازد و خداوند فراخ رحمت و داناست.» و خداوند در آیه سی و هشتم سوره نساء می فرماید «مردان، کارگزاران و فرمانروایانند بر زنان به آنچه خداوند افزونی داده است بعضی از ایشان را بر بعضی.» و در آیه پنجم همان سوره می فرماید «مهریه و کابین زنان را با خوشرویی بدهید.» امام باقر (ع) فرموده است، سرگرمی مؤمن سه چیز است: بهره یابی از زنان و خنده و گفتگو با برادران و نماز گزاردن در شب. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس خوردن خشم می خواهد در حالی که پاک و پاکیزه باشد با خدا دیدار کند، خدا را در حالی که همسری برای خود گرفته باشد، دیدار کند. و همان حضرت فرموده اند: از این جهان شما زنان و بوی خوش را دوست می دارم و روشنی چشم من در نماز قرار داده شده است. و فرموده اند: یک رکعت نمازی که ازدواج کرده می گزارد، بهتر از هفتاد رکعتی است که عزب می گزارد. و به یاران خود فرمودند: بدترین مردگان شما، آنانند که عزب (بدون آنکه ازدواج کرده باشند) می میرند. و فرموده اند: مرد مسلمان پس از اسلام هیچ بهره یی برتر از زن نبرده است که چون به او بنگرد، شادش کند و چون فرمانی دهد، اطاعت کند و چون به سفر رود و غایب باشد، آن زن مال مرد و نفس خویش را حفظ کند. و فرموده اند: ای جوانان! هر کس از شما که می تواند ازدواج کند و هر کس نمی تواند ازدواج کند، بسیار روزه بگیرد که روزه، آرام بخش نیروی جنسی است. به این گونه به جوانانی که امکان داشته باشند امر به ازدواج داده اند و به کسانی که امکان نداشته باشند، فرمان داده اند که با روزه گرفتن که موجب ضعف و آرام کردن نیروی جنسی است و از انگیزه های آن جلوگیری می کند، عفت و پارسایی کنند. امام صادق (ع) فرموده است، دو رکعت نماز که شخص دارای همسر بگزارد، برتر از هفتاد رکعت است که شخص بدون همسر بگزارد و پیامبر فرموده اند: پست ترین مردگان شما آنانند که عزب مرده باشند. امام صادق فرموده است، مردی به حضور پدرم آمد. پدرم از او پرسید آیا زن داری؟ گفت: نه، فرمود: دوست ندارم که دنیا و هر چه در آن است از من باشد و شبی را بدون همسر به صبح بیاورم و سپس فرمود دو رکعت نمازی که مرد دارای زن بگزارد برتر از آن است که شخص بدون همسر تمام شب را نماز بگزارد و روز را روزه بگیرد. سپس پدرم هفت دینار به او بخشید و فرمود با این پول ازدواج کن و فرموده اند: همسر بگیرید که مایه افزونی روزی شماست. امام صادق فرموده است: خداوند متعال هیچ چیزی را که مورد نیاز باشد، رها نکرده مگر آنکه به پیامبر خود آموخته است و از جمله آموزش های خداوند این بود که روزی پیامبر به منبر رفت و پس از نیایش و ستایش خداوند چنین فرمود «ای مردم! جبریل از سوی خداوند مهربان و آگاه پیش من آمد و گفت دوشیزگان مانند میوه های درختند که چون هنگام چیدن آن فرا رسد و چیده نشوند، خورشید آن را فرو می ریزند. دوشیزگان هم همان گونه اند که چون به حد بلوغ رسند، دارویی بهتر از شوهر کردن برای آنان نیست و گر نه از فساد و تباهی ایشان نمی توان در امان بود که به هر حال بشرند.
مردی برخاست و گفت: ای رسول خدا! با چه کسانی ازدواج کنیم؟ فرمودند:
با کسانی که شایسته و کفو شما باشند. پرسید: آنان کیستند؟ فرمودند: مؤمنان، شایسته و کفو یک دیگرند. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس زنی را برای زیبایی او بگیرد، چیزی که دوست داشته باشد در او نخواهد دید و هر کس با زنی برای مال او ازدواج کند، در واقع با مال او ازدواج کرده است و خدایش با آن وامی گذارد. بر شما باد که با زنان متدین ازدواج کنید. جابر بن عبد اللَّه انصاری می گوید: در محضر رسول خدا نشسته بودیم، سخن از زنان و برتری برخی از ایشان بر برخی دیگر به میان آمد. پیامبر فرمودند: آیا در این باره برای شما سخنی بگویم؟ گفتیم: آری، ای رسول خدا! فرمودند: از بهترین زنان شما زنانی هستند که بسیار فرزند آورند و سخت مهربان باشند. در اهل خود عزیز و پوشیده و نسبت به شوهر متواضع و بی پرده باشد و از غیر شوهر خود را سخت پوشیده دارد، و زنی که سخن شوهر را بشنود و فرمانش را اطاعت کند و در خلوت آنچه را که شوهر می خواهد به او ارزانی دارد همراه با لطافت زنانه. سپس فرمود: آیا بگویم بدترین زنان شما کیست؟ گفتند: آری! فرمودند: آن زنی که با اهل خود متواضع و فروتن است و نسبت به همسر سرکش، نازا و کینه توز است، از زشتی پارسایی نمی کند و چون شوهرش نیست بی پروا، و در خلوت از شوهر خویشتن- داری می کند، همچون مرکب چموش، و عذری از شوهر نمی پذیرد و گناه او را نمی بخشد. و فرموده است: با دوشیزگان ازدواج کنید که دهانشان خوشبوتر است و فرزندان بیشتر می آورند و نکوخوی ترند و بهتر و نرم ترند و رحم های ایشان استوارتر است. امام صادق فرموده است: پیامبر ضمن آنکه برای مردم خطبه می خواندند فرمودند: ای مردم! از خضراء الدمن (سبزهای رسته بر کنار گلخن و مزبله) پرهیز کنید.
گفتند: منظور چیست؟ فرمودند: زن زیبایی که در محیط بد پرورش یافته است. امام صادق (ع) فرموده است، برای زن نیکوکار و پسندیده نمی توان قدر و منزلتی تعیین کرد که چون سیم و زر نیست، بلکه از آن بهتر است و زن بد را ارزشی به اندازه خاک نیست که خاک از آن گران قدرتر است.
امام صادق (ع) فرموده است، از اخلاق پیامبران، دوست داشتن زنان است و پیامبر (ص) فرموده اند: برترین زنان امت من، زیباروی ترین ایشان است که کابین او کمتر باشد. زید بن ثابت گفته است، پیامبر (ص) از من پرسیدند: آیا ازدواج کرده ای؟
گفتم: نه، فرمودند: ازدواج کن تا عفت و پاکدامنی بر عفت خود بیفزایی و با پنج گروه از زنان ازدواج مکن. گفتم: ای رسول خدا! آنان چه گروههایی هستند؟ فرمودند:
شهبرة، لهبرة، نهبرة، هیدرة، و لفوت. گفتم: ای رسول خدا! از این لغات که فرمودی چیزی نفهمیدم فرمود: مگر شما عرب نیستید؟ شهبرة، زن کبود چشم بد زبان است.
لهبرة، زن بلند قامت لاغر است، نهبرة، کوتاه بسیار کوچک است، هیدرة، پیر زن است و لفوت یعنی زنی که از شوهر دیگر دارای فرزند است. پیامبر فرموده اند: هر کس ازدواج کند نیمی از عبادت به او داده شده است و نیز فرموده اند: پر برکت ترین زنان، کم هزینه ترین ایشان است. پیامبر (ص) فرموده اند: برای زن جایز نیست که هیچ شبی بدون اینکه خود را بر شوهرش عرضه کند بخوابد. پرسیدند: ای رسول خدا! چگونه خود را عرضه دارد؟ فرمودند: چون جامه از تن خویش بیرون آورد و وارد بستر شد، پوست بدن خود را به بدن شوهرش بمالد. و فرموده اند: هر گاه مرد، زن خویش را به بستر خود فرا خواند و زن سرپیچی کند و نپذیرد، فرشتگان آن زن را تا صبح نفرین می کنند. پیامبر (ص) فرموده اند: هر زنی که بدون دلیل از شوهرش تقاضای طلاق کند، بوی بهشت بر او حرام است. و روایت شده است که زنان به پیامبر (ص) گفتند: ای رسول خدا! مردان، ثواب و فضیلت جهاد در راه خدا را در ربودند. ما چه کاری انجام دهیم که به آن وسیله بتوانیم پاداش مجاهدان در راه خدا را دریابیم؟ فرمودند: کار خانه و اشتغال هر یک از شما برابر کار مجاهدان در راه خداوند است.

مجلس پنجاه و هشتم در حسن خلق و بردباری و فرو خوردن خشم

خداوند متعال در آیه یک صد و پنجاه و چهارم سوره آل عمران فرموده است «پس به رحمتی از خدا نرمی می کنی بر ایشان و اگر بدخوی و سخت دل می بودی از گرد تو پراکنده می شدند.» و در آیه چهارم سوره قلم فرموده است «و بدرستی که همانا تو بر خلق عظیمی.» پیامبر (ص) فرموده اند: خوش خلقی نیمی از دین است و به آن حضرت گفته شد، بهترین چیزی که به انسان مسلمان عطا شده است چیست؟ فرمودند: خلق نیکو. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، نیکوترین نیکویی ها خلق خوش است. ام سلمه به پیامبر گفت: پدر و مادرم فدایت باد! زنی که دو شوهر داشته و هر دو مرده اند و به بهشت رفته اند، او کدامیک را برگزیند؟ فرمودند: ای ام سلمه! خوش خلق تر آن دو را انتخاب کن و آن را که برای خانواده خود بهتر بوده است. ای ام سلمه! خوش خلقی، خیر دنیا و آخرت را در ربوده است. امیر المؤمنین علی (ع) به پسران خود فرمود: از ستیزه جویی با مردان پرهیز کنید که آنان بر دو گروهند، یا زیرکی که برای شما مکر و چاره اندیشی می کند یا نادانی که شتابان در صدد مقابله برمی آید. سخن چون نر و پاسخ چون ماده است و و چون دو زوج با یک دیگر درآمیزند چاره یی از نتیجه و فرزند نیست. پیامبر (ص) فرموده اند: شما هرگز با اموال خود نمی توانید به همه مردم عطا کنید، آنان را با اخلاق پسندیده خود فرا گیرید. و فرموده اند: برترین مردم از لحاظ ایمان، نیک خلق ترین ایشانند و نکوکارترین مردم، خیرخواه ترین ایشان نسبت به مردمند و گزینه تر مردم آن کسی است که مردم از او سود برند.
امام صادق فرموده است، خداوند متعال به داود (ع) وحی فرمود که با مردم معاشرت کن و اخلاق آنان را مراعات و از کردارهای زشت ایشان دوری کن تا روز قیامت به آنچه از من می خواهی برسی. همان حضرت فرموده است، هر کس بدخوی باشد، خویش را شکنجه داده است. پیامبر (ص) فرموده اند: مردی را در خواب دیدم که به زانو درآمده و میان او و رحمت خدا پرده قرار گرفته است. حسن خلق او آمد و دستش را گرفت و به رحمت خدا درآورد. همان حضرت فرموده اند: جبریل روح الامین، از سوی پروردگار جهانیان پیش من آمد و گفت، ای محمد! بر تو باد به نیک خلقی که خیر دنیا و آخرت را در ربوده است. و همانا شبیه ترین شما به من، خوش خوی ترین شماست. امام صادق فرموده است: چند اسیر را پیش پیامبر آوردند. دستور فرمودند گردن همه شان جز یکی را بزنند. آن مرد گفت: پدر و مادرم فدای تو باد! چگونه فقط مرا از میان ایشان آزاد کردی؟ فرمودند: جبریل به من خبر داد که در تو پنج خصلت است که خداوند و پیامبرش آن را دوست دارند، نسبت به همسرت غیرتمندی، با سخاوت و خوش خویی و راست گفتاری و شجاعت داری. چون آن مرد این سخنان را شنید، مسلمان شد و اسلامی پسندیده داشت و در یکی از جنگها، همراه رسول خدا به سختی جنگ کرد و به شهادت رسید. مردی به امام صادق (ع) گفت: از مکارم اخلاق به من خبر بده. فرمود: عفو و گذشت از هر کس که به تو ستم کرده است و پیوستن به کسی که از تو بریده است و بخشیدن به کسی که تو را محروم کرده است و گفتن حق هر چند به زیان تو باشد. و نیز فرموده است، بر شما باد به رعایت مکارم اخلاقی که خداوند آن را دوست می دارد و بر شما باد به حسن خلق که صاحب خود را به درجه کسی که نمازگزار و روزه گیر بوده است، می رساند. و همان حضرت فرموده است، هر کس می خواهد خداوند او را به رحمت خویش درآورد و در بهشت خود مسکن دهد، خلق خویش را نیکو کند و انصاف دهد و بر یتیم رحمت آورد و ضعیف را یاری دهد و برای خداوند که او را آفریده است تواضع کند. پیامبر (ص) فرموده اند: نزدیک ترین شما در فردای قیامت به من و سزاوارترین شما به شفاعت، راستگوتر و امانت دارتر و خوش خوی تر و نزدیک تر شما به مردم است. امیر المؤمنین فرموده است، گشاده رویی، دام و سبب صید دوستی است و بردباری گور عیب هاست و صلح دوستی و مسالمت، پوشش معایب است و هیچ چیزی برای تقرب، چون خوش خویی نیست. امام صادق (ع) فرموده است، چون به حضور پیامبر (ص) آمدند و گفتند سعد بن- معاذ درگذشت، از جای برخاستند و یاران ایشان هم از جای برخاستند، و دستور فرمودند جنازه سعد بن معاذ را غسل دادند و خود کنار چهار چوب در خانه ایستادند و چون غسل و کفن و حنوط او تمام شد و سریر تکبر نهادند، رسول خدا بدون ردا و پای برهنه از پی تابوتش راه افتادند. گاه سمت راست و گاه سمت چپ آن را می گرفتند تا کنار قبر آوردند و آنگاه خود وارد گور شدند و جنازه را در لحد نهادند و خشت چیدند و مرتب می فرمودند به من سنگ و گل بدهید تا میان خشت ها را پر کنم و چون از آن کار فارغ شدند و روی خشت ها خاک ریختند و با زمین هموار فرمودند، خطاب به مردم گفتند: من می دانم که این گور هم کهنه می شود و ویران می گردد، ولی خداوند دوست دارد که هر کس کاری می کند آن را محکم و استوار انجام دهد، همین که خاک بر روی گور هموار شد، مادر سعد گفت: درخت طوبی برای تو است. (خوشا به حالت باد!) پیامبر فرمودند: ای مادر سعد! چنین تکلیفی بطور قطع بر پروردگار خود تعیین مکن که همانا سعد را، فشار گور، فشاری سخت داد. گوید، پیامبر (ص) همراه مردم بازگشتند و ایشان گفتند: ای رسول خدا! چنان دیدیم که نسبت به سعد به آن گونه رفتار کردید که نسبت به هیچ کس رفتار نمی فرمودید. در پی جنازه اش بدون ردا و کفش حرکت کردید. فرمودند: فرشتگان بدون ردا و کفش بودند، من هم از آنان پیروی کردم. پرسیدند: چرا گاهی سمت راست و گاهی سمت چپ سریر را بر دوش می گرفتید؟ فرمودند: دست من در دست جبریل بود، هر کجا را که او می گرفت، من هم می گرفتم. گفتند: چرا شخصا در غسل او نظارت فرمودید و بر جنازه اش نماز گزاردید و او را زیر لحد پنهان کردید و سپس فرمودید، همانا سعد را فشاری رسید؟ فرمودند: آری، این به آن جهت بود که سعد با همسر خویش بدخوی بود. پیامبر (ص) فرموده اند: هیچ چیزی را در ترازوی عمل سنگین تر از خوش خویی نیست و فرموده اند بر شما باد به خوش خویی که خوش خوی در هر صورت به بهشت است و از ترش خویی بر حذر باشید که به هر حال در جهنم است و آن حضرت همواره می فرمود: پروردگارا آفرینش مرا نیکو آفریدی، خدایا اخلاق مرا هم پسندیده و خوش فرمای. پیامبر (ص) فرموده اند: دو مرد که با هم ایمان آورده و هجرت کرده اند، وارد بهشت می شوند ولی درجه یکی بر دیگری به بلندی ثریاست. دیگری می گوید:
پروردگارا! چرا او را بر من برتری دادی؟ می فرماید: زیرا از تو خوش خوی تر بود. امیر المؤمنین علی (ع) چنین سروده است:
«کسی که از پاسخ فرو مایگان پرهیز کند، آبرویش مصون است و هر کس با مردان مدارا کند، راه صواب رفته است. هر کس مردان بزرگ را هیبت بدارد، هیبتش را می دارند و هر کس آنان را خوار و زبون کند، بزرگ نخواهد شد.» و این ابیات را هم مکرر می خواند:
«اگر به دانش نیازمند باشم، گاهی به نادانی نیازمندترم. مرا برای بردباری اسبی است که به بردباری لگام زده شده است. هر کس راستی مرا بخواهد، من راست و با صداقتم و کسی که کژی مرا بخواهد من کژ خواهم بود و اگر بعضی از مردم بگویند در او سماجت (زشتی) است، همانا که راست گفته اند، ولی زبونی از نادانی بدتر است.» و سروده شده است «پروردگارا! امروز بر بردباری من بیفزای که من بردباری را چنان می بینم که هیچ کس از آن پشیمان نیست و بردبار هرگز بر آن پشیمانی نمی خورد.» و هم گفته شده است «هیچ چیزی را چون بردباری برای دوست خود شایسته نمی بینم و هیچ خویی برای مرد بدتر از نادانی نیست.» دیگری چنین سروده است «اگر احوال شخص کریم دگرگون شود، خلق او همواره شریف خواهد بود. از همنشینی فرومایه پرهیز کن که زشتی را آشکار می کند و خوبی را پوشیده می دارد.»