فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

مجلس پنجاه و سوم در فضیلت جهاد و تشویق بر آن

خداوند متعال در آیه هفتاد و دوم سوره انفال فرموده است «همانا کسانی که ایمان آورده و هجرت کرده اند و در راه خدا با اموال و جانهای خویش جهاد می کنند ...» و در آیه بیست و یکم سوره توبه فرموده است «آنان که ایمان آورده و هجرت کرده اند و در راه خدا با اموال و جانهای خویش جهاد می کنند در پیشگاه خدا درجه بزرگتری دارند و آنان کامیابانند. پروردگارشان آنان را مژده می دهد به رحمتی از خود ...» در آیه سی همان سوره فرموده است «جنگ کنید با آنان که به خدا و روز قیامت ایمان نیاورده اند و حرام نمی شمرند آنچه را که خدا و رسولش حرام شمرده اند و دین حق را نمی پذیرند. از آنانی که اهل کتابند تا آنکه جزیه بدست خویش بپردازند و آنان خوار و کوچک باشند.» در آیه چهل و دوم همان سوره فرموده است «بیرون روید سبک و سنگین و با اموال و جانهای خویش در راه خدا جهاد کنید.» که مقصود از سبک و سنگین این است که چه مجرد باشید و چه متاهل و سپس در مورد ترک آن بیم و وعید داده است. باز در آیه های سی و نه و چهلم همان سوره فرموده است «ای کسانی که ایمان آورده اید شما را چیست که چون به شما گفته می شود بیرون روید در راه خدا سنگین می شوید بر زمین؟ (خود را به زمین می چسبانید) آیا راضی شدید به زندگی دنیا از آخرت و حال آنکه مایه زندگی دنیا در قبال آخرت جز اندکی نیست، اگر بیرون نروید عذاب می کند شما را عذابی دردناک .....» و در آیه یک صد و دوازدهم از همان سوره می فرماید «بدرستی که خداوند از مؤمنان جانها و اموال ایشان را خرید تا آنکه برای ایشان بهشت باشد، کارزار می کنند در راه خدا، می کشند و کشته می شوند. وعده دادنی بر حق در تورات و انجیل و قرآن، و چه کسی از خداوند وفاکننده تر بر عهد خویش است، پس بر شما مژده باد بر این فروختن که مبایعت کردید به آن و آن کامیابی بزرگ است.» در این آیه، خداوند معامله را بر تو قرار داده است که طمع شیطان، دشمن تو، از تو بریده شود و نفس تو را که محل هر محنت و بلاست و مال تو را که موجب همه گناهان و سرپیچی هاست از تو خریده است با اطلاع از معایبی که در تو هست و هر کس با اطلاع از عیب، کالایی را بخرد، آن را فسخ نمی کند. وانگهی بهترین پاداش را که بهشت است برای تو وعده داده است و با کرم و فضل خویش بر خود گواه گرفته و فرموده است، این وعده حقی است که در تورات و انجیل و قرآن آمده است و سپس در این مورد به تو شاد باش گفته است، همان گونه که به هنگام خرید چیزی گران به بهایی ارزان، به خریدار مژده و بشارت می دهند. پیامبر (ص) فرموده اند: جبریل (ع) چیزی را به من خبر داد که چشم من از آن روشن و دلم شاد شد، گفت: ای محمد! هر کس از امت تو به جنگی در راه خدا برود، هر قطره باران که بر او بریزد و هر دردسری که گرفتار آن شود، روز قیامت گواه او خواهد بود. و همان حضرت فرموده اند: بهشت را دری است بنام در جهادکنندگان که ایشان به سوی آن می روند، در حالی که سلاح بر دوش دارند و مردم همه در محشر ایستاده اند. فرشتگان به آنان خوشامد می گویند. هر کس جهاد را ترک کند، خداوند جامه زبونی و فقر بر او می پوشاند که در زندگی زبون و بینوا خواهد بود و دین او از میان می رود. همانا که خداوند متعال، امت من را با تاخت و تاز اسبهایش و پیکانهای نیزه هایش عزت و شوکت بخشیده است.
و همان حضرت فرموده اند: هر کس پیام یا نامه جنگجویی را برساند پاداشی همچون پاداش آزاد کردن برده یی دارد و شریک در پاداش جهاد آن جهادکننده هم هست و نیز فرموده اند: اسبهای جهادکنندگان، اسبهای آنان در بهشت است. و همان حضرت فرموده اند: تمام خیر در شمشیر و زیر سایه شمشیر است و مردم جز با شمشیر راست نمی شوند و شمشیرها، کلیدهای بهشت و دوزخند. امام صادق (ع) فرموده است: جهاد برترین چیزها پس از فرایض است. پیامبر (ص) فرموده اند: برای شهید، از سوی خداوند متعال هفت خصلت است:
نخست اینکه با ریخته شدن نخستین قطره خونش، همه گناهانش آمرزیده می شود. دوم اینکه چون سر بلند کند، از دامن دو همسر خود از حوریان بهشت سر بر می دارد و آن دو از چهره اش غبار می زدایند و می گویند خوش آمدی، آفرین بر تو، او هم به آن دو، همان گونه می گوید. سوم این است که از جامه های بهشت بر او پوشیده می شود. چهارم این است که گنجوران بهشت بهترین عطر و بوهای خوش بهشتی را برای شهید می برند و از آن بهره مند می شود. پنجم منزلت او را به او نشان می دهند و آن را می بیند. ششم، به روانش گفته می شود، بشتاب و هر کجای بهشت که می خواهی برو. هفتم این است که به چهره خدا نظر می افکند و این نظر افکندن برای هر پیامبر و شهیدی واجب است. پیامبر (ص) فرموده اند: از هر نیکوکار، نیکوکارتری هست تا آنکه شخص نیکوکار در راه خدا کشته شود و چون در راه خدا کشته شد، نیکوکاری برتر از او نیست. و بالاتر از هر تبهکاری، تبهکاری است، مگر اینکه کسی، یکی از پدر یا مادرش را بکشد، که در آن صورت برتر از آن تبهکاری نیست. امام صادق (ع) فرموده است، دعای سه تن پذیرفته است و برآورده می شود.
یکی از ایشان جنگجوی در راه خداوند است. بنگرید که در غیابش چگونه مواظب کارهای او باشید. از امام رضا (ع) در باره معنی این گفتار امیر المؤمنین علی (ع) که فرموده است، هزار ضربه شمشیر برای من، آسان تر از مردن در بستر است پرسیده شد، فرمود:
یعنی ضربه شمشیری که در راه خدا باشد. از امیر المؤمنین علی (ع) روایت شده که چنین فرموده است، همانا جهاد دری است که خداوند آن را برای ویژگان از اولیای خویش گشوده است و آن را برای ایشان کرامت و نعمت اندوخته، قرار داده است. جهاد جامه پرهیزکاری و دژ استوار و سپر مورد اعتماد خداوند است و هر کس آن را ترک کند و از آن روی گرداند، خداوند جامه خواری و روپوش زبونی بر او می پوشاند و از آسودگی جدا و دور می شود و دلش را پرده و پوشش فرا می گیرد. و با زبونی خوار و کوچک می شود و به درماندگی گرفتار و از انصاف باز داشته می شود و آن کس که جهاد را ضایع و تباه کند، خداوند از اینکه او یاری دادن را ترک کرده است بر او خشم می گیرد و خداوند متعال در کتاب استوار خویش فرموده است «اگر خدا را یاری کنید، شما را یاری می دهد و پاهای شما را استوار می دارد.»

مجلس پنجاه و چهارم در امر به معروف و نهی از منکر

بدان که خداوند بر امت محمد (ص) نعمت بخشیده و آنان را گرامی داشته است به اینکه امرکنندگان به معروف و نهی کنندگان از منکرند و خداوند ایشان را با این صفت در کتاب خود وصف کرده و ایشان را ستوده و در آیه یک صد و یازدهم سوره آل عمران چنین فرموده است «شما بهترین امتی هستید که برای مردم بیرون آورده شده است که امر به معروف و نهی از منکر می کنید و به خداوند ایمان آورده اید.» در این آیه، خداوند امر به معروف و نهی از منکر را با ایمان قرین فرموده است و آنان را حافظ حدود خداوند دانسته و به مؤمنان مژده داده است. و خداوند قومی دیگر را سرزنش کرده و عمل ایشان را زشت شمرده و به آنان سخت ترین عذاب را وعده داده است، به این سبب که امر به معروف و نهی از منکر نکرده اند و دست ستمگر را از ستم باز نداشته اند و در آیه هفتاد و نهم سوره مائده فرموده است، «کسانی از بنی اسرائیل که کافر شدند، لعنت شدند به زبان داود و عیسی بن مریم به سبب آنکه نافرمانی کردند و سرکشی کردند، آنان از کار زشتی که می کردند، نهی نمی کردند و چه بد بود آنچه می کردند.» و در آیه شصت و هشتم همان سوره فرموده است «و بسیاری از ایشان را می بینی که به گناه و دشمنی شتاب می کنند و خوردن ایشان حرام را، هر آینه بد است آنچه می کنند. چرا باز نمی دارند ایشان را خدا پرستان و دانایان از گفتار گناه و خوردن حرام؟ هر آینه بد است آنچه ایشان انجام می دهند.» خداوند در این آیه، آنان را که گناه می کنند و آنان که ایشان را نهی نمی کنند و باز نمی دارند، یکسان دانسته و کار هر دو گروه را زشت شمرده و به هر دو گروه وعید داده است. و خداوند متعال در چند مورد دیگر از کتاب خود ما را به معروف فرمان داده و از منکر نهی فرموده است و بر انجام امر به معروف و نهی از منکر، پاداش بزرگ وعده داده است و بر ترک آن وعده عذاب دردناک داده است. همچنین پیامبر (ص) در گفتار خود مکرر این موضوع را گوشزد فرموده است. خداوند متعال در آیه یک صد و یکم سوره آل عمران می فرماید «و باید باشند از شما گروهی که فرا خوانند به سوی خوبی و فرمان دهند به خوبی و نهی کنند از بدی و آن گروه همانان رستگارانند.» و خداوند متعال در آیات یک صد و شصت و پنج و یک صد و شصت و شش سوره اعراف چنین می فرماید: «و چون گفتند جمعی از ایشان چرا پند می دهید گروهی را که خداوند هلاک کننده ایشان است و آنان را عذابی سخت می دهد، گفتند معذرت و پوزشی به سوی پروردگار شما و باشد که ایشان بپرهیزند، پس چون فراموش کردند آنچه پند داده شدند به آن، آنانی را که از بدی نهی می کردند، نجات دادیم و آنان را که ستم می کردند به سبب کار ناپسندیده که انجام می دادند به عذابی دردناک گرفتیم.» امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، ای مؤمنان! هر کس ببیند ظلم و ستمی می شود و ناپسندیده یی ببیند که مردم را به انجام آن فرا می خوانند و حد اقل با دل خود آن را انکار کند، همانا خودش سلامت یافته و از عذاب رهایی می یابد و هر کس آن را با زبان انکار کند و بگوید پاداش می یابد- و او از شخص اول برتر است- و آن کس که با شمشیر آن را انکار کند تا کلمه خداوند برتر و گفتار ستمگران پست شود، او کسی است که به راه رستگاری رسیده و به راه راست ایستاده و نور یقین در دلش تابان شده است. امام باقر (ع) فرموده است، امر به معروف و نهی از منکر، دو آفریده از آفریده های خداوند است. هر کس آن دو را یاری دهد، خدایش عزت می بخشد و هر کس آن دو را رها کند و خوار بشمرد، خدایش زبون می فرماید. امام صادق (ع) فرموده است، کسی امر به معروف و نهی از منکر می کند که در او سه خصلت باشد: به آنچه فرمان می دهد، دانا باشد و عمل کند. از آنچه نهی می کند، خود انجام ندهد. در هر دو مورد رعایت عدل و مهربانی را بکند. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس امر به معروف کند و نهی از منکر نماید یا به کار خیری اشاره و راهنمایی کند، در پاداش آن شریک است. و همان حضرت فرموده اند: کسی از امت خود را در خواب دیدم که شراره های آتش از هر سو او را فرا گرفته بود. امر به معروف و نهی از منکر او آمدند و او را از میان شراره ها نجات دادند و همراه فرشتگانش قرار دادند.
امام صادق (ع) فرموده است، وای بر گروهی که فرمان خدا را در مورد امر به معروف و نهی از منکر نپذیرند. همان حضرت فرموده است، مردی از قبیله خثعم به حضور رسول خدا آمد و گفت: ای رسول خدا! به من خبر بده بهترین کار مسلمانی چیست؟ فرمودند: ایمان آوردن به خدا، پرسید: پس از آن؟ فرمودند: رعایت پیوند خویشاوندی، پرسید: پس از آن؟ فرمودند: امر به معروف و نهی از منکر. آن مرد پرسید: کدام کار از همه نزد خدا ناخوش تر است؟ فرمودند: شرک به خدا، پرسید: پس از آن؟ فرمودند: بریدن پیوند خویشاوندی، پرسید: پس از آن؟ فرمودند: امر کردن به کار ناپسند و باز داشتن از کار پسندیده. پیامبر (ص) فرموده اند: چگونه خواهید بود هنگامی که زنان شما تبهکار و جوانان شما بد کاره شوند و امر به معروف و نهی از منکر نشود؟ گفتند: ای رسول خدا! چنین خواهد شد؟ فرمودند: آری و بدتر از این وقتی است که امر به منکر کنید و نهی از معروف. گفتند: ای رسول خدا! آیا چنین خواهد شد؟ فرمودند: آری و بدتر از این وقتی است که کار پسندیده را ناپسند و کار ناپسند را پسندیده ببینید. امام صادق (ع) فرموده است، چون آیه هفتم سوره تحریم نازل شد که خداوند در آن می فرماید «ای کسانی که ایمان آورده اید، خودتان و کسان خود را حفظ کنید از آتشی که هیمه و آتش گیره آن مرد مانند و ....» نازل شد مردی از مسلمانان نشست و شروع به ادای امانت گریستن کرد و گفت من از خودم عاجز و ناتوانم و اینک تکلیف خویشاوندانم بر عهده ام نهاده شد. پیامبر (ص) فرمودند: برای تو همین اندازه بس است که آنان را به هر چه خود را فرمان می دهی، فرمان دهی و از آنچه خود را باز می داری، باز داری.

مجلس پنجاه و پنجم در واجب بودن نیکی کردن نسبت به پدر و مادر و حقوق واجب آنان بر فرزند

خداوند متعال در آیه هفتاد و هشتم سوره بقره چنین فرموده است «و هنگامی که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که پرستش مکنید جز خدا را و به پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و مستمندان نیکی کردن را و بگویید برای مردم سخن پسندیده ....» و در آیه چهلم سوره نساء فرموده است «و بپرستید خدا را و شریک مسازید با او چیزی را و نیکی کردن به پدر و مادر ...» و خداوند متعال در آیه یک صد و پنجاه و دوم سوره انعام چنین فرموده است «بگو بیایید تا بخوانم آنچه را خداوند شما بر شما حرام کرده است که شریک مسازید با او چیزی را و به پدر و مادر نیکی کردن.» و در آیه بیست و پنجم سوره بنی اسرائیل فرموده است «و حکم کرد پروردگارت که نپرستید مگر او را و به پدر و مادر نیکی کردن، اگر یکی از ایشان یا هر دوشان به پیری برسند نزد تو به آن دو اف مگوی و آن دو را زجر مکن (سخن درشت مگو) و به آن دو گفتار پسندیده بگوی و بگستران برای آن دو بال تواضع از رحمت و بگو پروردگار من! بر آن دو رحمت فرمای، همچنان که مرا در کودکی پرورش دادند.» و خداوند متعال در آیه هشتم سوره عنکبوت فرموده است «وصیت کردیم انسان را به نیکی کردن به پدر و مادرش و اگر با تو ستیز کنند که به من شرک آوری در آنچه نیست تو را به آن علمی، پس اطاعت مکن آن دو را، به سوی من است بازگشت شما و خبر می دهم شما را به آنچه می کردید.» و در آیه چهاردهم سوره لقمان چنین فرموده است «سفارش کردیم انسان را در باره خوبی کردن به پدر و مادر، برداشت مادرش او را سست شدنی بر سست شدن و از شیر باز گرفتن او در دو سال که شکر کن مرا و پدر و مادرت را، به سوی من است بازگشت.» و در آیه پانزدهم سوره احقاف فرموده است «به آدمی در باره نیکی کردن به پدر و مادرش سفارش کردیم، برداشت مادرش او را به دشواری.» پیامبر (ص) فرموده اند: برتر از هر کار پسندیده و نیکی، کاری بهتر است تا آنکه مرد در راه خدا کشته شود و چون در راه خداوند متعال کشته شود، عملی برتر و پسندیده تر از آن نیست و بدتر از هر کار بدی، بدی یی هست تا آنکه کسی یکی از پدر و مادرش را بکشد که چون یکی از آن دو را کشت، از آن کار بدتری نیست.
امام باقر (ع) روایت کرده که پیامبر (ص) فرموده اند: بوی بهشت از فاصله پانصد سال راه احساس می شود ولی عاق پدر و مادر و دیوث آن را نخواهد بویید.
پرسیدند: ای رسول خدا! دیوث کیست؟ فرمودند: کسی که زنش زنا می دهد و او آگاه است. امام صادق فرموده است، به پدر و مادرتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند و نسبت به زنان مردم با عفت و پاکدامن باشید تا نسبت به زنان شما با عفت و پاکدامن باشند. پیامبر فرموده اند: برای پدر و مادر هم رعایت حق فرزند واجب است هر گاه که فرزند مؤمن و نیکوکار باشد. همان طور که بر فرزند رعایت حقوق ایشان واجب است. امام صادق (ع) فرموده اند: پدران نخستین سه گروهند: آدمی، که از او فرزند مؤمن متولد می شود. جن، که از او کافر و مؤمن زاییده می شود. ابلیس، که از او کافر بوجود می آید و میان آنان زایمان نیست، بلکه تخم گذاری و جوجه آوردن است و جوجه های ابلیس، همگی نر هستند و میان ایشان ماده نیست. امام زین العابدین (ع) فرموده است، حق مادرت بر تو این است که بدانی او تو را در جایی که هیچ کس کسی را حمل نمی کند، حمل کرده و از ثمره دلش (مهر) به تو چندان عطا کرده است که هیچ کس به کسی چنان عطا نمی کند و با همه وجود خویش ترا نگهداری کرده است و اهمیت نمی داده که خود گرسنه و تشنه بماند، ولی تو را سیر و سیراب کند و خود برهنه بماند و تو را بپوشاند و خود در آفتاب باشد ولی بر تو سایه افکند و برای تو خواب نوشین را رها کرده و تو را از گرما و سرما حفظ کرده است تا تو برای او باقی بمانی و تو نمی توانی از عهده شکرش بیرون آیی مگر به یاری و توفیق خداوند. و حق پدرت بر تو این است که بدانی اصل تو از اوست و اگر او نبود تو نبودی و هر گاه در خودت چیزی می بینی که از آن به خود می بالی بدان که پدرت اصل آن نعمت در او بوده است. خدای را سپاس و ستایش کن بر این نعمت و پدر را سپاسگزار باش و هیچ نیرویی جز به لطف خداوند نیست. امام صادق فرموده است، در حالی که موسی بن عمران (ع) با خداوند متعال مناجات می کرد، مردی را در سایه عرش خدا دید. عرضه داشت: پروردگارا! این کیست که عرش تو بر او سایه افکنده است؟ فرمود: این نسبت به پدر و مادرش مهربان و نکوکار بود و سخن چینی نمی کرد. پیامبر (ص) فرموده اند: در خواب کسی را دیدم که فرشته مرگ برای گرفتن جانش آمد و نیکی کردن و مهربانی به پدر و مادر آمدند و او را از آن شخص باز داشتند. و همان حضرت فرموده اند: خدای رحمت فرماید هر کس که پدرش را بر نیکی کردن یاری دهد، خدای رحمت فرماید هر کس که فرزندش را بر نیکی کردنش یاری دهد، خداوند رحمت فرماید همسایه و دوستی را که همسایه و دوست و معاشر خود را بر کار نیک یاری دهد و خدای رحمت فرماید هر کس که پادشاه خود را بر نیکی کردن یاری دهد. امام صادق (ع) فرموده است، هر کس دوست می دارد که خداوند دشواری های مرگ را بر او تخفیف دهد، نسبت به خویشاوندان نزدیک خود بسیار رعایت پیوند خویشاوندی کند و نسبت به پدر و مادرش مهربان و نیک رفتار باشد و اگر چنین بود، خداوند متعال سکرات مرگ را بر او آسان می فرماید و هرگز در زندگی فقیر نمی شود. از امام صادق (ع) روایت شده است که مردی به حضور رسول خدا آمد و گفت: ای رسول خدا من در مورد جهاد بسیار با نشاط و راغبم. فرمودند: در این صورت در راه خدا جهاد کن که اگر کشته شوی زنده خواهی بود و در پیشگاه خداوند روزی داده می شوی و اگر در آن راه بمیری، پاداش تو بر عهده پروردگار است و چون از جهاد برگردی چنان از گناهان پاک شوی، مانند روزی که زاییده شده ای.
گفت: ای رسول خدا مرا پدر و مادری فرتوت است که می پندارند به من انس دارند و بیرون رفتن مرا به جهاد خوش نمی دارند. پیامبر فرمودند: در این صورت با پدر و مادرت باش و سوگند بدان کس که جان من در دست اوست، یک شبانروز انس داشتن آن دو با تو بهتر از یک سال جهاد است. از امام باقر (ع) روایت است که موسی بن عمران (ع) عرضه داشت: پروردگارا! به من سفارشی فرمای. سه بار فرمود: تو را در مورد خودم سفارش می کنم. موسی گفت: سفارش دیگر فرمای. دو بار فرمود: تو را در مورد مادرت سفارش می کنم.
موسی (ع) باز گفت: پروردگارا! مرا سفارشی دیگر فرمای. یک بار فرمود: تو را به پدرت سفارشی می کنم و به این جهت گفته شده است دو سوم نیکی و مهربانی کردن برای مادر است و یک سوم آن برای پدر. پیامبر فرموده اند: خشنودی و رضای خداوند همراه با خشنودی پدر و مادر است و سخط و خشم خداوند همراه با سخط و خشم پدر و مادر است. و همان حضرت فرموده اند: هیچ فرزند نیکوکاری نیست مگر اینکه چون یک نظر رحمت به پدر و مادر افکند برای او پاداش حجی پذیرفته است. گفتند: ای رسول خدا! و اگر در هر روز صد بار بنگرد؟ فرمودند: آری و خداوند بزرگتر و مهربان تر است. پیامبر (ص) فرموده اند: به کسی که عاق پدر و مادر است گفته می شود هر کار می خواهی بکن که من تو را نمی بخشم و بکسی که به پدر و مادر نیکوکار است گفته می شود، هر کار می خواهی بکن که من بزودی تو را می آمرزم و همان حضرت فرموده اند: هر کس به پدر و مادرش نیکی کند خداوند بر عمرش می افزاید. شاعر چنین سروده است:
«سوگند به جان تو که نیکی کردن به پدر و مادر از بهترین پرهیزگاری هاست و همانا که ناخشنودی پدر و مادر گناهی بزرگ است.» «هیچ کس از مردم نسبت به پدر خویش بدکارتر از آنکه پدر را دشنام دهد نیست.» دیگری سروده است «پدر را گرامی بدار و برای او خیر خواه باش که خداوند از دیر باز سفارش فرموده است که نسبت به پدر بد رفتاری نشود».