فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

مجلس پنجاه و یکم در ذکر زکات

خداوند متعال در آیه 245 سوره بقره فرموده است «کیست که خدا را وام دهد، وامی نیکو، تا خداوند برای او چندین برابر بیفزاید.»، در آیه 261 همان سوره می فرماید «مثل آنان که اموالشان را در راه خدا انفاق می کنند، به مانند دانه یی است که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه، صد دانه باشد.» و هم در آیه 274 همان سوره می فرماید «کسانی که اموال خود را شب و روز پوشیده و آشکار انفاق می- کنند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداش ایشان خواهد بود.» و در آیه 103 سوره توبه می فرماید «از ایشان زکات اموالشان را بگیر تا آنان را پاک و پاکیزه سازی و برای آنان دعا کن که دعای تو مایه آرامش است و خدا شنوای داناست. آیا نمی دانند که این خداوند است که توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقه ها را قبول می فرماید و بدرستی که خداوند بسیار توبه پذیر و مهربان است.»، و در آیه 34 همان سوره می فرماید «و کسانی که اندوخته می کنند سیم و زر را و آن را در راه خدا انفاق نمی کنند، آنان را به عذابی دردناک مژده بده. روزی که (آن سیم و زر) در آتش دوزخ گداخته شود و پیشانی و پشت و پهلوی آنها را به آن داغ کنند. این است آنچه برای خود اندوخته کردید.» و خداوند در آیه 55 سوره نور فرموده است «نماز را بپا دارید و زکات را به فقیران بدهید.» و در آیه 4 سوره لقمان فرموده است «آنان که نماز را بر پا می دارند و زکات را می پردازند.» و در آیه 39 سوره سبا فرموده است «هر چه در راه خدا انفاق کنید، خودش عوض می بخشد و او بهترین روزی دهندگان است.» و در آیه پنجم سوره بینه فرموده است «و امر نشدند مگر اینکه خدا را با اخلاص کامل در دین پرستش و عبادت کنند و نماز را بر پا دارند و زکات را بپردازند و این است دین درست.» امام صادق (ع) فرموده است، دزدان سه گروهند: کسی که زکات نپردازد. کسی که مهریه و کابین زنان را نپردازد و خوردن آن را حلال بشمرد. و کسی که وام بگیرد و قصد پرداخت آن را نداشته باشد. و فرموده است خدای را خشکسالهایی است که نامش منتقمه (انتقام گیرنده) است و هر گاه خداوند به بنده یی مالی دهد که حق خدا را از آن نپردازد، خدای از همان خشکسالی ها بر او چیره می فرماید که مال از میان می رود و صاحبش می میرد و آن را بر جای می گذارد. و باز همان حضرت فرموده است، هیچ سیم و زر دارنده یی که زکات مالش را نپردازد نیست، مگر اینکه روز قیامت، خداوند او را در بیابانی دور افتاده و خالی باز می دارد و ماری خشمگین را که از شدت زهر فلس های سرش ریخته باشد بر او چیره می گرداند و آن مار او را دنبال می کند و او از آن می گریزد. سرانجام که چاره نمی یابد تسلیم می شود و مار او را به سختی می گزد و سپس چون گردنبندی بر گردنش می پیچد و این است معنی این گفتار خداوند که در آیه یک صد و هشتادم سوره آل عمران می فرماید «بزودی روز قیامت آنچه را که بخل می ورزند بر گردنشان گردنبند می شود، بر گردنهای ایشان طوق زده می شود.»، و هر کس دارای شتر و گاو و گوسپند باشد و زکات آن را ندهد، خدای روز قیامت او را در صحرای خالی و خشکی باز می دارد و همه جانوران با سم های خود او را لگدکوب می کنند یا همه جانوران گزنده او را با زهر و نیش خود می گزند و هر کس دارای نخلستان و تاکستان و مزرعه گندم و جو باشد و زکات آن را نپردازد، خداوند روز رستاخیز زمین او را تا ژرفای هفت زمین بر گردنش می نهد. یکی از راویان به نام عبد الله می گوید: کسی مرا به حضور امام صادق (ع) فرستاد که به ایشان بگویم آن شخص می پندارد که شبها در خواب زنی به سراغ او می آید و او را می ترساند و می گفت من از ترس چنان فریاد برمی آورم که همسایگانم می شنوند. امام صادق (ع) فرمودند: پیش او برو و بگو تو زکات نمی پردازی. به او گفتم. گفت: نه، به خدا سوگند که می پردازم. امام صادق فرمودند: به او بگو اگر زکات می پردازی به مستحق آن نمی پردازی. در روایت دیگری از امام صادق (ع) روایت شده است که فرموده است، هر کس زکات خود را نپردازد به هنگام مرگ (پس از مرگ) مسألت می کند به دنیا باز گردد و این است معنی گفتار خداوند که در آیه نود و نهم سوره مؤمنون می فرماید «تا آنگاه که مرگ هر یک فرا رسد، گوید پروردگارا مرا باز گردان، شاید به جبران عملی صالح انجام دهم.» و فرموده است در مورد ریختن خون دو کس تا هنگام ظهور قائم ما کسی به حکم خدا قضاوت نمی کند، سنگسار کردن کسی که زنای محصنه کرده باشد و زدن گردن کسی که زکات نپردازد. و فرموده است هر کس قیراطی (واحد وزن معادل یک بیست و یکم مثقال) از زکات را نپردازد، باید به آیین یهودی یا مسیحی بمیرد. و نیز فرموده است هر کس در زندگی خود زکات نپردازد، پس از مرگ تقاضای بازگشت می کند و فرموده است، هرگز مالی در دریا و خشکی تباه نمی شود، مگر به سبب نپرداختن زکات و چون قائم قیام فرماید، کسی را که زکات نپردازد می گیرد و گردنش را می زند. امیر المؤمنین (ع) فرموده است، پیامبر (ص) در خطبه وداع خود چنین فرمودند: ای مردم! زکات اموال خویش را بپردازید. همانا هر کس که زکات پرداخت نکند، او را نه نماز است و نه دین و نه روزه و نه حج و جهاد. روایت شده است که از امام حسن مجتبی (ع) در مورد آغاز زکات پرسیدند، فرمود: خداوند عز و جل به آدم (ع) وحی فرمود که زکات خود را بپرداز. گفت:
پروردگارا زکات چیست؟ فرمود: ده رکعت نماز برای من بگزار. ده رکعت نماز گزارد و گفت: پروردگارا آیا این زکات بر من و بر همه خلق واجب است؟ فرمود:
این زکات که نماز بگزاری بر عهده تو است و بر عهده فرزندانت که مال داشته باشند، پرداخت مال خواهد بود. و گفته است صدقه چهار حرف است: حرف صاد آن کسی را که صدقه می پردازد از مکاره دنیا و آخرت مصون می دارد. حرف دال آن دلیل و راهنمای او به سوی بهشت است. حرف قاف، موجب قرب بنده به پیشگاه خداوند متعال است و حرف هاء، هادی صدقه دهنده برای انجام اعمال نیکو است که بدان وسیله شایسته و سزاوار به رضوان اکبر می شود. موسی (ع) عرضه داشت: پروردگارا! پاداش کسی که برای تو مستمندی را خوراک دهد چیست؟ فرمود: ای موسی! به سروشی فرمان می دهم که روز قیامت به همگان ندا دهد که فلان پسر فلان از آزادشدگان از دوزخ است. رسول خدا (ص) فرمودند: در خواب چنین دیدم که کسی از امت من، شراره های آتش را با دست خود از چهره خویش دور می کند و صورت خود را با دست خود می پوشاند. صدقاتی که داده بود، آمد و بر سرش سایه افکند و چهره اش را پوشاند. امام صادق (ع) فرموده است، صدقه دادن در روز، خطاها را ذوب می کند همچنان که آب نمک را در خود حل می کند و صدقه دادن در شب، آتش خشم خدا را خاموش می کند. پیامبر فرموده اند: هر کس صدقه یی دهد، برای او در قبال هر درهم، همسنگ کوه احد، از نعمتهای بهشت خواهد بود. و روایت شده است که مردی به حضور امیر المؤمنین علی (ع) آمد و گفت:
ای امیر المؤمنین مرا به تو نیازی است. فرمود: آن را روی زمین بنویس که درماندگی را در تو آشکار می بینم. او بر روی زمین نوشت، من بینوایی نیازمندم. آن حضرت به قنبر فرمودند: دو حله بر او بپوشان و آن مرد این ابیات را سرود. «بر من جامه یی پوشاندی که کهنه خواهد شد و من بزودی از ستایش بر تو جامه ها می پوشانم. هر چند تو، در جستجوی پاداشی به آنچه که من رسیدم نیستی ولی با نیایش و ستایش من به مکرمت می رسی. همانا ستایش موجب زنده شدن یاد و نام کسی است که ستایش می شود، همچون باران که کوه و دشت را زنده می کند. در روزگار نسبت به کارهای نیکی که آغاز کرده ای کوتاهی مکن که هر بنده بزودی به آنچه انجام داده، پاداش داده می شود.» امیر المؤمنین فرمود: صد دینار به او بدهید. گفتند: او را براستی بی نیاز فرمودی.
گفت: آری، که شنیدم پیامبر می فرمود، از مردم به اندازه منزلت ایشان قدردانی کنید و سپس فرمود من در شگفتم از مردمی که بندگان را با اموال خود می خرند و آزادگان را با بخشش و نیکی خویش نمی خرند. از پیامبر (ص) پرسیده شد: کدام صدقه از همه برتر است؟ فرمود: بر خویشاوندی که در باطن خشمگین است. امام صادق (ع) فرموده است، آیا تصور می کنید که در مورد مال فقط باید زکات را پرداخت؟ آنچه خداوند در مورد مال، غیر از زکات، مقرر فرموده، بیشتر از زکات است که از جمله باید به خویشاوندان و کسانی که نیاز خود را به تو عرضه می دارند پرداخت شود. و همان حضرت فرموده اند: برای رضای خدا و در راه حق هر کس را که نمی شناسی با دوستی و محبت به او چیزی بده نه با دشمنی و کینه که خداوند می فرماید «به مردم سخن پسندیده بگویید.» و البته به کسی که با حق ستیز و دشمنی می کند و به باطل و ناحق دعوت می کند چیزی مده، و فرموده است به کسانی که در در دل خود نسبت به ایشان احساس ترحم می کنی چیزی بده و به کسی که او را نمی شناسی چیزی میان یک درهم و چهار دانگ بده. و همان حضرت فرموده است، کامل و تمام شدن روزه با پرداخت زکات فطریه است، همان گونه که کامل و تمام شدن نماز با درود فرستادن بر پیامبر (ص) است و هر کس روزه بگیرد و زکات فطر خود را عمدا نپردازد، روزه یی برای او نیست و هر کس نماز بگزارد و بر پیامبر (ص) عمدا درود نفرستد، او را نمازی نیست، و خداوند متعال زکات فطریه را مقدم بر نماز آورده و در آیه چهاردهم سوره اعلی فرموده است «همانا رستگار شد آنکه پاک شد، زکات فطر را پرداخت کرد، و یاد کرد نام پروردگارش را و نماز گزارد.» امام صادق (ع) فرموده است، عیسی (ع) از کنار مردمی گذشت که خود را آراسته و زیور کرده بودند. فرمود: چه خبر است؟ گفتند: ای روح اللَّه! فلان دوشیزه را که دختر فلانی است، امشب به خانه شوهرش که فلان پسر فلانی است می برند، فرمود: امروز خود را آراسته و هیاهوی شاد دارند و حال آنکه فردا گریه خواهند کرد:
یکی از ایشان پرسید: ای پیامبر خدا! برای چه فردا گریه خواهند کرد؟ فرمود: برای اینکه عروس آنها امشب خواهد مرد. کسانی که معتقد به گفتار آن حضرت بودند، گفتند:
خدا و رسول او راست می گویند و منافقان گفتند: فردا نزدیک است. قضا را، فردا صبح، چون آمدند عروس را خوش و سلامت دیدند و چیزی برای او پیش نیامده بود.
یکی از ایشان گفت: ای روح خدا! کسی که دیروز پیام دادی و گفتی دیشب خواهد مرد، نمرده است، عیسی (ع) فرمود: خداوند هر چه بخواهد انجام می دهد. بیایید با هم پیش او برویم. آنان، در حالی که از یک دیگر پیشی می گرفتند حرکت کردند و بر در خانه او که رسیدند، در زدند. همسرش آمد. عیسی (ع) به او فرمود: از همسرت برای من اجازه بگیر که من پیش او آیم. او به درون خانه رفت و به زن خویش گفت: عیسی که روح و کلمه خداوند است همراه تنی چند بر در خانه است. زن، چادر بر سر افکند و عیسی (ع) پیش او آمد و از او پرسید: دیشب چه کار نیکی انجام داده ای؟ گفت: کار تازه یی نکردم جز همان که در گذشته هم انجام می دادم، هر شب جمعه مستمندی می آمد و ما به اندازه یی که تا جمعه آینده برای او کافی باشد، چیزی به او می دادیم. دیشب هم، همان فقیر آمد و من به کارهای خود سرگرم بودم و خویشاوندان من هم به کارهای خویش سرگرم بودند. او چند بار صدای خود را بلند کرد، ولی هیچ کس به او پاسخ نداد. آخرین بار که صدای او را شنیدم، خودم برخاستم و بطور ناشناس، همان مقداری را که همیشه به او می دادیم، دادم. عیسی (ع) فرمود: از جای خود برخیز و کنار برو. ناگهان، زیر جامه های او افعی یی دیدند که بر دم خود سر نهاده است. عیسی (ع) فرمود: به سبب آن کار نیک، این بلا از تو دفع شد.

مجلس پنجاه و دوم در فضیلت حج و احکام کسی که آن را ترک کند

خداوند متعال در آیه نود و نهم سوره آل عمران فرموده است «بر عهده مردم، گزاردن حج خانه برای رضای خداوند، بر هر کس که استطاعت داشته باشد لازم است و هر کس کفر ورزد، همانا خداوند بی نیاز از جهانیان است.» امام صادق (ع) فرموده است، هر کس سه حج بگزارد، هرگز فقیر نمی شود.
حریز می گوید: هر کس سه سال پیاپی حج بگزارد، پس از آن چه حج بگزارد و چه نگزارد به منزله کسانی خواهد بود که پیوسته حج می گزارند. امام صادق (ع) فرموده است، هر کس چهار بار حج بگزارد، هرگز فشار قبر به او نمی رسد و چون می میرد، خداوند حج او را به صورت زیباترین آدمیان در می آورد که میان گور او تا هنگامی که برانگیخته شود نماز می گزارد و پاداش نمازهای او برای آن شخص خواهد بود و بدان که هر رکعت از نماز آن فرشته، برابر هزار رکعت آدمیان است. و همان حضرت فرموده اند: هر کس ده بار حج بگزارد، خداوند هرگز از او محاسبه یی نخواهد فرمود. پیامبر (ص) فرموده اند: خداوند بر امت من وقوف و تضرع و دعا کردن در بهترین جاها در نظر خود را واجب فرموده و در قبال آن بهشت را تکفل کرده است.
ساعتی که مردم از عرفات بازمی گردند، همان ساعتی است که آدم کلماتی را از خداوند فرا گرفت و خداوند که بسیار توبه پذیر و مهربان است، توبه او را پذیرفت. و سپس چنین فرمودند: سوگند به خدایی که مرا بحق، مژده دهنده و بیم دهنده مبعوث فرموده است، خدا را در آسمان زمین (در نزدیک ترین آسمانها) دری است که به آن در رحمت و توبه و نیاز و تفضل و احسان و بخشش و کرم و عفو می گویند. هیچ کس در عرفات وقوف نمی کند مگر اینکه سزاوار دریافت این خصال می شود. و خدا را صد هزار فرشته گماشته بر عرفات است که همراه هر یک از ایشان یک صد و بیست هزار فرشته است و خدا را رحمت ویژه یی بر اهل عرفات است که آن را بر ایشان نازل می فرماید.
و چون آنان از عرفات بازمی گردند، خداوند، فرشتگان را گواه می گیرد به اینکه اهل عرفات را بخشیده است و بهشت را بر آنان واجب فرموده است و سروشی ندا می دهد باز گردید در حالی که آمرزیده اید، که شما مرا خشنود کردید و من از شما راضی شدم.
پیامبر (ص) فرموده اند: در خواب کسی از امت خود را دیدم که از پیش رو و پشت سر و چپ و راست تاریکی او را احاطه کرده است. در این هنگام حج و عمره او آمدند و او را از تاریکی بیرون کشیدند و وارد روشنایی کردند. مشمعل اسدی» می گوید: سالی حج رفتم و سپس برای دیدار امام صادق به مدینه رفتم. پرسیدند: ای مشمعل! از کجا می آیی؟ گفتم: فدایت گردم، به حج مشرف بودم. فرمود: آیا می دانی برای حاجیان چه پاداشی است؟ گفتم: فدایت گردم، تا شما به من نیاموزی، نمی دانم. فرمود: چون بنده به این خانه (کعبه) هفت دور طواف کند و دو رکعت نماز طواف بگزارد و سعی میان صفا و مروه را انجام دهد، خدای برای او شش هزار خطا را از او محو می فرماید و شش هزار نیاز او را که مربوط به امور دنیایی او باشد برمی آورد و برای آخرت او هم همین گونه اندوخته می فرماید. امام صادق فرموده است: هر کس به دیدار کسی که از حج برگشته است برود و با او دست دهد، همچون کسی است که به حجر الاسود دست کشیده است. پیامبر (ص) فرموده اند: هر گاه که آهنگ گزاردن حج کنی و بر مرکب خود سوار شوی چون مرکب تو حرکت کند به هر گامی که برمی دارد و می نهد خدای برای تو حسنه یی می نویسد و خطایی را نابود می کند و چون لبیک گویی و جامه احرام بپوشی و محرم شوی، در قبال هر لبیک گفتن تو، ده حسنه برایت می نویسد و ده خطای تو را محو می فرماید و چون هفت دور بر کعبه طواف کنی، برای تو در پیشگاه خداوند عهدی خواهد بود که پس از آن خدایت از عذاب تو شرم می فرماید و چون کنار مقام دو رکعت نماز بگزاری، خداوند در قبال آن برای تو دو هزار رکعت نماز پذیرفته می نویسد و چون هفت بار سعی میان صفا و مروه را انجام دهی، در پیشگاه خداوند برای تو پاداش چون کسی که از سرزمین خود پیاده به حج آمده باشد، منظور می شود و پاداشی همچون پاداش کسی که هفتاد برده مؤمن آزاد کند.
و چون تا غروب آفتاب در عرفات وقوف کنی، هر چند خطای تو به شمار ریگهای شنزارها و موج های کف آلوده دریاها باشد، آمرزیده می شود و چون رمی جمره کنی (ریگ بزنی)، خدای در قبال هر یک از ریگها برای تو در تمام مدت آینده عمرت ده حسنه می نویسد و چون قربانی خود را بکشی در برابر هر قطره از خون آن همچنان برای تو ده حسنه نوشته می شود و چون هفت بار طواف دیگرت را انجام دهی و کنار مقام دو رکعت نماز بگزاری، فرشته یی گرامی دست بر شانه ات می نهد و می گوید: گذشته تو آمرزیده شد، در اعمال خود تا یک صد و بیست روز دقت و تأمل کن. روایت شده است پس از اینکه پیامبر (ص) مناسک خود را انجام داده بودند، مردی به حضور ایشان رسید و گفت: ای رسول خدا! پدرم و مادرم فدای شما باد، من از خانه خود بیرون آمدم به قصد اینکه همراه شما حج بگزارم و فرصت از دست رفت و نتوانستم چنان کنم و من مردی ثروتمندم مرا به کاری راهنمایی فرمایید که چون آن را انجام دهم، برای من پاداشی چون پاداش حج گزاران باشد. پیامبر فرمودند:
به این کوه ابو قبیس بنگر، اگر هموزن آن در راه خدا انفاق کنی، فضیلت و پاداش حج گزاران را درک نخواهی کرد. امام زین العابدین (ع) فرموده است، چون شامگاه عرفه فرا می رسد، خداوند گروهی از فرشتگان خود را به آسمان زمین فرو می فرستد و به آنان می فرماید: به این بندگان من بنگرید که خاک آلوده و ژولیده پیش من آمده اند. پیامبری به سوی ایشان فرستادم که او را تصدیق کردند، سپس آهنگ خانه من کردند و دعا کردند و مرا فرا خواندند و نیاز خواستند. گواه باشید که سزاوار است امروز پاسخ ایشان را بدهم.
همانا نیکوکاران آنان را شفیع بدکارانشان قرار دادم، و از نیکوکاران شفاعت ایشان را پذیرفتم و از عرفات کوچ می کنند در حالی که خطاهای ایشان آمرزیده است. سپس به دو فرشته فرمان می دهد بر دو سوی گردنه بایستند، هر یک از ایشان یک طرف می ایستد و می گویند: پروردگارا! به سلامت دار و به این جهت است که هیچ به زمین افتاده و دست و پا شکسته یی نمی بینی. از امام کاظم (ع) روایت شده که فرموده است، هر کس به قصد حج بیاید و هفت دور بر کعبه طواف کند و دو رکعت نماز طواف بگزارد، خداوند برای او هفتاد هزار حسنه می نویسد و هفتاد هزار خطای او را محو می فرماید و پاداش آزاد کردن هفتاد برده که بهای هر یک ده هزار درهم باشد، برای او می نویسد. از امام صادق (ع) روایت شده است که مردی از ایشان پرسید: آیا آزاد کردن یک برده بهتر است یا گزاردن حج مستحبی؟ فرمود: حج، پرسید: دو برده؟ فرمود:
حج، و او همچنان بر شمار بردگان می افزود و آن حضرت می فرمود: حج، تا آنجا که پرسید: آزاد کردن سی برده بهتر است یا گزاردن حج مستحب؟ و همچنان فرمود حج بهتر است. همچنین از امام صادق (ع) روایت شده که فرموده است، هر کس بدون آنکه گرفتاری یا بیماری یی داشته باشد که مانع از گزاردن حج واجب او باشد یا پادشاهی (حکومتی) او را از آن منع کرده باشد، حج نگزارد به هر یک از دو آیین مسیحی یا یهودی که بخواهد باید بمیرد. و همان حضرت فرموده است، در وصیت امیر المؤمنین علی (ع) چنین آمده است که: حج خانه خدای خود را ترک مکنید که هلاک خواهید شد. و فرموده است رسول خدا (ص) بارها و جهاز خویش را بر مرکب خود نهادند و فرمودند: این حجی است که در آن ریایی و برای اینکه مردم بشنوند نیست و افزودند هر کس که برای حج آماده شود و در جهاز او یک تار حرام باشد، خداوند حج او را از وی نخواهد پذیرفت. امام صادق (ع) فرموده است، از پیامبر (ص) پرسیده شد: فردای قیامت رستگاری در چیست؟ فرمودند: رستگاری در این است که با خداوند خدعه مکنید که خداوند با شما خدعه فرماید. زیرا هر کس با خداوند خدعه کند، خدای با او خدعه
می کند و ایمان را از چنان کس خلع می فرماید. و اگر آن شخص شعور داشته باشد، باید بداند که به خود خدعه کرده است. پرسیدند: خدعه با خداوند چگونه است؟
فرمودند: اینکه فرمان خدا را اجرا کند و قصد او غیر از خدا باشد. از خدا بترسید و از ریا پرهیز کنید که ریا شریک گرفتن با خداوند است و شخص ریا کار را در رستاخیز به این چهار نام فرا می خوانند: «کافر، فاجر، غادر، خاسر» و به او گفته می شود کار و پاداش تو باطل شده است و امروز تو را بهره یی از آن نیست.

مجلس پنجاه و سوم در فضیلت جهاد و تشویق بر آن

خداوند متعال در آیه هفتاد و دوم سوره انفال فرموده است «همانا کسانی که ایمان آورده و هجرت کرده اند و در راه خدا با اموال و جانهای خویش جهاد می کنند ...» و در آیه بیست و یکم سوره توبه فرموده است «آنان که ایمان آورده و هجرت کرده اند و در راه خدا با اموال و جانهای خویش جهاد می کنند در پیشگاه خدا درجه بزرگتری دارند و آنان کامیابانند. پروردگارشان آنان را مژده می دهد به رحمتی از خود ...» در آیه سی همان سوره فرموده است «جنگ کنید با آنان که به خدا و روز قیامت ایمان نیاورده اند و حرام نمی شمرند آنچه را که خدا و رسولش حرام شمرده اند و دین حق را نمی پذیرند. از آنانی که اهل کتابند تا آنکه جزیه بدست خویش بپردازند و آنان خوار و کوچک باشند.» در آیه چهل و دوم همان سوره فرموده است «بیرون روید سبک و سنگین و با اموال و جانهای خویش در راه خدا جهاد کنید.» که مقصود از سبک و سنگین این است که چه مجرد باشید و چه متاهل و سپس در مورد ترک آن بیم و وعید داده است. باز در آیه های سی و نه و چهلم همان سوره فرموده است «ای کسانی که ایمان آورده اید شما را چیست که چون به شما گفته می شود بیرون روید در راه خدا سنگین می شوید بر زمین؟ (خود را به زمین می چسبانید) آیا راضی شدید به زندگی دنیا از آخرت و حال آنکه مایه زندگی دنیا در قبال آخرت جز اندکی نیست، اگر بیرون نروید عذاب می کند شما را عذابی دردناک .....» و در آیه یک صد و دوازدهم از همان سوره می فرماید «بدرستی که خداوند از مؤمنان جانها و اموال ایشان را خرید تا آنکه برای ایشان بهشت باشد، کارزار می کنند در راه خدا، می کشند و کشته می شوند. وعده دادنی بر حق در تورات و انجیل و قرآن، و چه کسی از خداوند وفاکننده تر بر عهد خویش است، پس بر شما مژده باد بر این فروختن که مبایعت کردید به آن و آن کامیابی بزرگ است.» در این آیه، خداوند معامله را بر تو قرار داده است که طمع شیطان، دشمن تو، از تو بریده شود و نفس تو را که محل هر محنت و بلاست و مال تو را که موجب همه گناهان و سرپیچی هاست از تو خریده است با اطلاع از معایبی که در تو هست و هر کس با اطلاع از عیب، کالایی را بخرد، آن را فسخ نمی کند. وانگهی بهترین پاداش را که بهشت است برای تو وعده داده است و با کرم و فضل خویش بر خود گواه گرفته و فرموده است، این وعده حقی است که در تورات و انجیل و قرآن آمده است و سپس در این مورد به تو شاد باش گفته است، همان گونه که به هنگام خرید چیزی گران به بهایی ارزان، به خریدار مژده و بشارت می دهند. پیامبر (ص) فرموده اند: جبریل (ع) چیزی را به من خبر داد که چشم من از آن روشن و دلم شاد شد، گفت: ای محمد! هر کس از امت تو به جنگی در راه خدا برود، هر قطره باران که بر او بریزد و هر دردسری که گرفتار آن شود، روز قیامت گواه او خواهد بود. و همان حضرت فرموده اند: بهشت را دری است بنام در جهادکنندگان که ایشان به سوی آن می روند، در حالی که سلاح بر دوش دارند و مردم همه در محشر ایستاده اند. فرشتگان به آنان خوشامد می گویند. هر کس جهاد را ترک کند، خداوند جامه زبونی و فقر بر او می پوشاند که در زندگی زبون و بینوا خواهد بود و دین او از میان می رود. همانا که خداوند متعال، امت من را با تاخت و تاز اسبهایش و پیکانهای نیزه هایش عزت و شوکت بخشیده است.
و همان حضرت فرموده اند: هر کس پیام یا نامه جنگجویی را برساند پاداشی همچون پاداش آزاد کردن برده یی دارد و شریک در پاداش جهاد آن جهادکننده هم هست و نیز فرموده اند: اسبهای جهادکنندگان، اسبهای آنان در بهشت است. و همان حضرت فرموده اند: تمام خیر در شمشیر و زیر سایه شمشیر است و مردم جز با شمشیر راست نمی شوند و شمشیرها، کلیدهای بهشت و دوزخند. امام صادق (ع) فرموده است: جهاد برترین چیزها پس از فرایض است. پیامبر (ص) فرموده اند: برای شهید، از سوی خداوند متعال هفت خصلت است:
نخست اینکه با ریخته شدن نخستین قطره خونش، همه گناهانش آمرزیده می شود. دوم اینکه چون سر بلند کند، از دامن دو همسر خود از حوریان بهشت سر بر می دارد و آن دو از چهره اش غبار می زدایند و می گویند خوش آمدی، آفرین بر تو، او هم به آن دو، همان گونه می گوید. سوم این است که از جامه های بهشت بر او پوشیده می شود. چهارم این است که گنجوران بهشت بهترین عطر و بوهای خوش بهشتی را برای شهید می برند و از آن بهره مند می شود. پنجم منزلت او را به او نشان می دهند و آن را می بیند. ششم، به روانش گفته می شود، بشتاب و هر کجای بهشت که می خواهی برو. هفتم این است که به چهره خدا نظر می افکند و این نظر افکندن برای هر پیامبر و شهیدی واجب است. پیامبر (ص) فرموده اند: از هر نیکوکار، نیکوکارتری هست تا آنکه شخص نیکوکار در راه خدا کشته شود و چون در راه خدا کشته شد، نیکوکاری برتر از او نیست. و بالاتر از هر تبهکاری، تبهکاری است، مگر اینکه کسی، یکی از پدر یا مادرش را بکشد، که در آن صورت برتر از آن تبهکاری نیست. امام صادق (ع) فرموده است، دعای سه تن پذیرفته است و برآورده می شود.
یکی از ایشان جنگجوی در راه خداوند است. بنگرید که در غیابش چگونه مواظب کارهای او باشید. از امام رضا (ع) در باره معنی این گفتار امیر المؤمنین علی (ع) که فرموده است، هزار ضربه شمشیر برای من، آسان تر از مردن در بستر است پرسیده شد، فرمود:
یعنی ضربه شمشیری که در راه خدا باشد. از امیر المؤمنین علی (ع) روایت شده که چنین فرموده است، همانا جهاد دری است که خداوند آن را برای ویژگان از اولیای خویش گشوده است و آن را برای ایشان کرامت و نعمت اندوخته، قرار داده است. جهاد جامه پرهیزکاری و دژ استوار و سپر مورد اعتماد خداوند است و هر کس آن را ترک کند و از آن روی گرداند، خداوند جامه خواری و روپوش زبونی بر او می پوشاند و از آسودگی جدا و دور می شود و دلش را پرده و پوشش فرا می گیرد. و با زبونی خوار و کوچک می شود و به درماندگی گرفتار و از انصاف باز داشته می شود و آن کس که جهاد را ضایع و تباه کند، خداوند از اینکه او یاری دادن را ترک کرده است بر او خشم می گیرد و خداوند متعال در کتاب استوار خویش فرموده است «اگر خدا را یاری کنید، شما را یاری می دهد و پاهای شما را استوار می دارد.»