فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

مجلس چهل و نهم در ده روز ذی حجه

خداوند متعال در آیه یک صد و چهل و چهارم از سوره اعراف فرموده است، «و با موسی، سی شب وعده نهادیم. چون پایان یافت ده شب دیگر بر آن افزودیم و میقات پروردگارش به چهل شب تکمیل شد.» که منظور از ده شب، از ماه ذی حجه است.» و خداوند متعال در سوره حج (آیه 28) می فرماید، «تا در آنجا منافع بسیار برای خود ببینند و نام خدا را در ایامی معین یاد کنند.» که منظور دهه یی از ذی حجه است. و خداوند در آغاز سوره و الفجر می فرماید، «سوگند به سپیده دم و سوگند به ده شب اول ذی حجه و سوگند به جفت و طاق و سوگند به شب تار، هنگامی که به روز روشن مبدل می شود.» ابن عباس در این باره گفته است: منظور از کلمه فجر، روز است و منظور از شبهای دهگانه، دهه اول ذی حجه است و گفته شده است، منظور از وتر (طاق) روز عرفه است که روز نهم ذی حجه است و منظور از شفع (جفت)، روز عید قربان است که روز دهم است. امام رضا (ع) فرموده است، خداوند متعال محمد (ص) را که رحمت برای همه جهانیان است، در بیست و هفتم رجب به پیامبری مبعوث فرمود. هر کس این روز را روزه بگیرد، خداوند برایش پاداش روزه شصت ماه می نویسد. و در بیست و پنجم ذی قعده، خداوند خانه کعبه را بر زمین نهاد و آن نخستین رحمتی بود که بر روی زمین نهاده و جایگاه امن و کسب ثواب برای مردم شد. هر کس این روز را روزه بگیرد، خداوند برایش پاداش شصت ماه روزه می نویسد و روز اول ذی حجه، ابراهیم خلیل الرحمن متولد شده است و هر کس آن روز را روزه بگیرد، خداوند پاداش شصت ماه روزه برای او می نویسد. عبد الرحمن بن سبابه می گوید: از امام صادق (ع) در باره غسل کردن روز عرفه در سرزمینهای دیگر غیر از عرفات پرسیدم. فرمود: هر کجا بودی غسل کن. و مستحب است کنار مشاهد ائمه، اجتماع و دعا کنیم و آن روز را به روزه و نماز و تضرع بگذرانیم.

مجلس پنجاهم در ذکر دو عید (فطر، قربان)

بدان که نامهای عید چهار است: در فارسی به عید جشن می گویند و گفته شده است عید هر روزی است که در آن اجتماع باشد و مشتق از عود به معنی برگشتن است و مثل این است که بگوییم آنان به آن برگشته اند. و گفته شده است، عید از آن جهت عید نامیده شده است که در آن از اندوه به شادی بازمی گردند و آن روز برای همه مردم، روز شادی است. مگر نمی بینید که در روز عید، زندانیان را هم مؤاخذه و تعقیب نمی کنند و پرندگان را شکار نمی کنند و جانوران وحشی را هم نمی گیرند و کودکان را به مکتب نمی فرستند. و هم گفته اند از این جهت به آن نام عید داده اند که هر انسانی به آنچه که خداوند به او وعده داده است در این روز می رسد. و گفته اند از این جهت عید می گویند که انسانها در آن روز به توبه و دعا کردن به پیشگاه خداوند برمی گردند و خداوند هم به عطا و بخشش نسبت به ایشان برمی گردد. و هم گفته اند، از این سبب به آن عید می گویند که خداوند به بندگان مؤمن خود فواید پسندیده و عواید بزرگ و بخشش فراوان ارزانی می دارد. در قرآن، در آیه 60 سوره طه که فرموده است «یوم الزینه» یعنی روز عید ایشان که در آن روز، از همه جا آنجا جمع می شدند. همان طور که «یوم الدین» به معنی روز جزاست. پیامبر (ص) فرموده است، چون روز عید (فطر) فرا می رسد خداوند به فرشتگانش می گوید مزد مزدور و کارگر، چون کار خویش را انجام دهد چگونه است؟ و آنان می گویند پروردگارا باید مزدش به طور کامل پرداخت شود و خداوند می فرماید:
ای فرشتگان! گواه باشید که من آنان را بخشیدم. خداوند متعال در آیه پنجاهم سوره اعراف فرموده است «کسانی که دین خود را فسوس و بازیچه گرفته اند.» مقصود از کلمه دین، یعنی عید خود را فسوس و بازیچه می گرفته و به بتهای خود در آن روز توجه می کردند و به انواع زیور آنان را می آراستند و خداوند ایشان را به همین سبب سرزنش فرموده است. در قرآن چهار عید بیان شده است: نخست، عیدی برای عیسی (ع) و قوم او و آن گفتار خداوند در آیه یک صد و چهاردهم سوره مائده است که می فرماید «عیسی بن مریم گفت، پروردگارا بر ما از آسمان مائده یی فرست تا این روز برای ما و کسانی که پس از ما می آیند عید و نشانی از سوی تو باشد». دوم، اعیاد کافران که خداوند متعال در آیه هفتاد و دوم سوره فرقان فرموده است «کسانی که گواهی دروغ نمی دهند» که برخی گفته اند کلمه «زور» در آن آیه، به معنی جشنهای ایشان است. سوم، عید فطر است که خداوند متعال در آیه چهاردهم و پانزدهم سوره اعلی فرموده است «براستی که رستگاری یافت آن کس که خود را تزکیه کرد و با ذکر نام خدا به نماز ایستاد» که منظور از تزکیه، پرداخت زکات فطر و منظور از ذکر نام خدا تکبیر و منظور از نماز، نماز عید فطر است. چهارم، عید قربان است که خداوند متعال در سوره کوثر می فرماید «ما به تو کوثر عطا کردیم، نماز بگزار برای خدایت و قربانی کن» که منظور از نماز در این آیه، نماز عید قربان است و مقصود از قربانی کردن هم، قربانی در روز عید قربان است. برای مؤمن سزاوار است که چون در مراسم عید شرکت می کند به قصد عبرت باشد نه به قصد تماشا، تا حال او مانند آنانی که عید خود را لهو و لعب گرفته اند نباشد و گفته شده است یکی از هدفها و حکمت این دو عید بیاد آوردن قیامت و بیمهای آن است که برخی از احوال عید موافق و مانند قیامت است. چون شب عید فرا می رسد، شبی را بیاد آر که فردای آن صبح رستاخیز است و چون صدای طبل و کوس و بوق را می شنوی از نفخ صور بیاد آور. خداوند متعال در این باره در سوره کهف می فرماید «و نفخه صور دمیده شود و همه خلق را جمع می کنیم جمع کردنی.» و چون از خانه خود، روز عید به مصلی می روی، روز بیرون رفتن خود را از دنیا بیاد آور و روزی را که از گور به محشر برده می شوی. خداوند متعال در سوره قاف، آیه چهل و یکم چنین می فرماید «به ندای روزی که منادی حق (اسرافیل) از مکان نزدیک ندا کند گوش فرا دار.»، و چون مردم را دیدی که در حالات مختلف به نمازگاه می روند، برخی در جامه های بسیار گرانبها و برخی در جامه های نو و برخی در جامه های کهنه، از اختلاف احوال ایشان، اختلاف احوال خلق خدا را در قیامت بیاد آور که برخی از ایشان جامه های آراسته و با زیور بر تن دارند و برخی از ایشان را در راه پیمودن می بینی که گروهی پیاده و برخی سواره اند، از چگونگی عبور خود از پل صراط یاد آور. پیامبر (ص) فرموده اند: مردم کنار پل صراط می رسند و سپس به کمک اعمال خود از آن می گذرند. گروهی به سرعت برق، گروهی دیگر به سرعت باد و گروهی دیگر همچون اسبی که در حال تاخت و تاز است و گروهی همچون حرکت ستاره در مدار خود و گروهی چون مردی که در حال دویدن باشد و گروهی همچون راه رفتن معمولی. همچنین روزی را بیاد آور که خداوند در باره آن در آیه هشتاد و پنج سوره مریم چنین فرموده است «روزی که پرهیزگاران را به سوی خدای مهربان به اجتماع محشور گردانیم و بدکاران را به آتش دوزخ در افکنیم.» که لغت «ورد» را در آیه مذکور به معنی تشنه دانسته اند. و پیامبر فرموده اند: مردم سه دسته حشر می شوند: یک دسته ایشان سوار بر مرکبهایند و یک دسته را پیاده می کشند و می برند و یک دسته بر چهره های خویش کشیده می شوند. و چون در مصلای خود نشستی و مردم را دیدی که منتظر آمدن سلطانند و گروهی در آفتاب و گروهی در سایه و گروهی ایستاده اند، از ایستادن خود در عرصات قیامت یاد کن که منتظر حساب و قضاوت در باره خود خواهی بود. خداوند در آیه چهل و سوم سوره ابراهیم فرموده است «کیفر ستمکاران را به تأخیر می اندازد تا روزی که چشمهایشان در آن خیره و حیران است. ستمکاران همه شتابان سر به بالا کرده و چشمها واله مانده و دلهاشان در اضطراب است.» گروهی عرق ریزان زیر تابش خورشیدند و گروهی در سایه عرش، و چون رایات و پرچمها را دیدی از رایات و پرچمهای قیامت یاد کن که برای هر قوم رایتی است. و چون برای نماز برخاستی و صف ها مرتب شد از روزی که به پیشگاه خدا عرضه باید شد یاد کن و خداوند در آیه چهل و هشتم سوره کهف می فرماید «و خلایق را در صفی بر خدا عرضه کنند.» و چون امام جماعت به منبر رود و شروع به خواندن خطبه کند و مردم آرام و ساکت و خاموش باشند، آن روز را یاد آور که محمد (ص) برای شفاعت پیش می آید و مردم خاموش و سرگردانند، و چون در خطبه نماز شروع به وعد و وعید کرد و بیم و امید داد، از آن روز یاد کن که سروشی ندا می دهد فلان بدبخت شد. و چون دیدی که پس از نماز پراکنده شدند و به راههای مختلف و خوراکها و سفره های مختلف می روند، این گفتار خداوند را که در آیات 13 تا 16 سوره روم فرموده است، به یاد آور «روزی که رستاخیز بر پا شود در آن روز مردم فرقه فرقه می شوند. آنان که ایمان آوردند و کارهای نیکو انجام دادند به باغ بهشت منزل گیرند.» و از آیه ششم سوره زلزال یاد کن که فرموده است «مردم از گورها پراکنده بیرون آیند تا نتیجه کارهای خویش را ببینند.»، و چون مستمندان و بینوایان را در راه ببینی که دست نیاز دراز کرده اند و بر چهره شان گرد نشسته است از آیه دوازدهم سوره روم یاد کن که فرموده است «روزی که رستاخیز بر پا شود بدکاران شرمنده و اندوهگین شوند.»، این نموداری از مقابله احوال عید با احوال قیامت است و مایه عبرت کسی است که عبرت گیرد و موجب پند برای پندپذیران است. امام صادق (ع) فرموده است، امیر المؤمنین علی (ع) روز عید فطر خطبه یی ایراد کرد و چنین فرمود:
«ای مردم! امروز شما روزی است که در آن به نیکوکاران پاداش داده می شود و بدکاران در آن زیان می کنند. امروز، شبیه ترین روزها به قیامت شماست. با بیرون آمدن خود از خانه هایتان به مصلای خود، از بیرون آمدن از گورها و رفتن به پیشگاه خداوند یاد کنید. و از توقف و ایستادن خود در مصلی، وقوف خود در برابر خدا را یاد کنید و از بازگشت خود به خانه هایتان بازگشت خود را به جهنم و بهشت فرا یاد آرید. و ای بندگان خدا! بدانید نزدیک ترین و کمترین چیز که برای مردان و زنان روزه گیر فراهم است، این است که فرشته یی در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا می دهد که ای بندگان خدا! بر شما مژده باد که گناهان گذشته شما آمرزیده شد و بنگرید که در آینده چگونه خواهید بود.» در یکی از عیدهای فطر هم چنین فرمود «همانا امروز برای هر کس که خداوند روزه اش را پذیرفته و نمازش را سپاس داشته، عید است و هر روزی که در آن خدا معصیت نشود، آن روز عید است.» امام محمد بن علی (ع) فرموده است، در روز عید قربان هیچ کاری بهتر از قربانی (خونی که در راه خدا ریخته شود) یا قدم برداشتن برای نیکی به پدر و مادر یا خویشاوندی که از او گسیخته باشد و نسبت به او نیکی و بخشش و تقدم بر سلام دادن کند و مردی که خود از گوشت قربانی خویش اطعام کند و همسایگان یتیم و مستمند و بردگان را برای خوردن آن دعوت کند و بررسی احوال اسیران، نیست. امام صادق (ع) فرموده است، هر کس روزه رمضان خود را به گفتاری نیکو و کرداری نیکو تمام کند، خداوند روزه اش را می پذیرد. گفته شد: ای پسر رسول خدا! گفتار نیکو چیست؟ فرمود: گواهی دادن به اینکه، خدایی جز خدای یگانه نیست و کردار نیکو، بیرون کردن فطریه از مال است. امام صادق (ع) به یکی از اصحاب خود فرمود: چون شب عید فطر رسید، سه رکعت نماز مغرب را بگزار و سپس به سجده برو و بگو «یا ذا الطول یا ذا الحول یا مصطفی محمد و ناصره صل علی محمد فاغفر لی کل ذنب اذنبته و نسیته و هو عندک فی کتاب مبین.» «ای صاحب قدرت و نیرو! ای برگزیننده و یاری کننده محمد! بر محمد و آل او درود فرست و هر گناهی را که انجام داده ام و آن را فراموش کرده ام و آن در محضر تو، در کتابی آشکار ثبت است بر من ببخشای و بیامرز.» و پس از آن صد بار بگو «اتوب الی الله» و پس از نماز مغرب و عشاء و نماز صبح، همان تکبیرهایی را که در ایام تشریق (یازدهم تا سیزدهم ذی حجه) می گویند، بگو، «اللَّه اکبر، اللَّه اکبر. لا اله الا اللَّه و اللَّه اکبر، اللَّه اکبر و لله الحمد، اللَّه اکبر علی ما هدینا و الحمد لله علی ما ابلانا.» و عبارت «و رزقنا من بهیمة الانعام» را مگو که این عبارت مخصوص ایام تشریق است.

مجلس پنجاه و یکم در ذکر زکات

خداوند متعال در آیه 245 سوره بقره فرموده است «کیست که خدا را وام دهد، وامی نیکو، تا خداوند برای او چندین برابر بیفزاید.»، در آیه 261 همان سوره می فرماید «مثل آنان که اموالشان را در راه خدا انفاق می کنند، به مانند دانه یی است که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه، صد دانه باشد.» و هم در آیه 274 همان سوره می فرماید «کسانی که اموال خود را شب و روز پوشیده و آشکار انفاق می- کنند، برای آنان نزد پروردگارشان پاداش ایشان خواهد بود.» و در آیه 103 سوره توبه می فرماید «از ایشان زکات اموالشان را بگیر تا آنان را پاک و پاکیزه سازی و برای آنان دعا کن که دعای تو مایه آرامش است و خدا شنوای داناست. آیا نمی دانند که این خداوند است که توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقه ها را قبول می فرماید و بدرستی که خداوند بسیار توبه پذیر و مهربان است.»، و در آیه 34 همان سوره می فرماید «و کسانی که اندوخته می کنند سیم و زر را و آن را در راه خدا انفاق نمی کنند، آنان را به عذابی دردناک مژده بده. روزی که (آن سیم و زر) در آتش دوزخ گداخته شود و پیشانی و پشت و پهلوی آنها را به آن داغ کنند. این است آنچه برای خود اندوخته کردید.» و خداوند در آیه 55 سوره نور فرموده است «نماز را بپا دارید و زکات را به فقیران بدهید.» و در آیه 4 سوره لقمان فرموده است «آنان که نماز را بر پا می دارند و زکات را می پردازند.» و در آیه 39 سوره سبا فرموده است «هر چه در راه خدا انفاق کنید، خودش عوض می بخشد و او بهترین روزی دهندگان است.» و در آیه پنجم سوره بینه فرموده است «و امر نشدند مگر اینکه خدا را با اخلاص کامل در دین پرستش و عبادت کنند و نماز را بر پا دارند و زکات را بپردازند و این است دین درست.» امام صادق (ع) فرموده است، دزدان سه گروهند: کسی که زکات نپردازد. کسی که مهریه و کابین زنان را نپردازد و خوردن آن را حلال بشمرد. و کسی که وام بگیرد و قصد پرداخت آن را نداشته باشد. و فرموده است خدای را خشکسالهایی است که نامش منتقمه (انتقام گیرنده) است و هر گاه خداوند به بنده یی مالی دهد که حق خدا را از آن نپردازد، خدای از همان خشکسالی ها بر او چیره می فرماید که مال از میان می رود و صاحبش می میرد و آن را بر جای می گذارد. و باز همان حضرت فرموده است، هیچ سیم و زر دارنده یی که زکات مالش را نپردازد نیست، مگر اینکه روز قیامت، خداوند او را در بیابانی دور افتاده و خالی باز می دارد و ماری خشمگین را که از شدت زهر فلس های سرش ریخته باشد بر او چیره می گرداند و آن مار او را دنبال می کند و او از آن می گریزد. سرانجام که چاره نمی یابد تسلیم می شود و مار او را به سختی می گزد و سپس چون گردنبندی بر گردنش می پیچد و این است معنی این گفتار خداوند که در آیه یک صد و هشتادم سوره آل عمران می فرماید «بزودی روز قیامت آنچه را که بخل می ورزند بر گردنشان گردنبند می شود، بر گردنهای ایشان طوق زده می شود.»، و هر کس دارای شتر و گاو و گوسپند باشد و زکات آن را ندهد، خدای روز قیامت او را در صحرای خالی و خشکی باز می دارد و همه جانوران با سم های خود او را لگدکوب می کنند یا همه جانوران گزنده او را با زهر و نیش خود می گزند و هر کس دارای نخلستان و تاکستان و مزرعه گندم و جو باشد و زکات آن را نپردازد، خداوند روز رستاخیز زمین او را تا ژرفای هفت زمین بر گردنش می نهد. یکی از راویان به نام عبد الله می گوید: کسی مرا به حضور امام صادق (ع) فرستاد که به ایشان بگویم آن شخص می پندارد که شبها در خواب زنی به سراغ او می آید و او را می ترساند و می گفت من از ترس چنان فریاد برمی آورم که همسایگانم می شنوند. امام صادق (ع) فرمودند: پیش او برو و بگو تو زکات نمی پردازی. به او گفتم. گفت: نه، به خدا سوگند که می پردازم. امام صادق فرمودند: به او بگو اگر زکات می پردازی به مستحق آن نمی پردازی. در روایت دیگری از امام صادق (ع) روایت شده است که فرموده است، هر کس زکات خود را نپردازد به هنگام مرگ (پس از مرگ) مسألت می کند به دنیا باز گردد و این است معنی گفتار خداوند که در آیه نود و نهم سوره مؤمنون می فرماید «تا آنگاه که مرگ هر یک فرا رسد، گوید پروردگارا مرا باز گردان، شاید به جبران عملی صالح انجام دهم.» و فرموده است در مورد ریختن خون دو کس تا هنگام ظهور قائم ما کسی به حکم خدا قضاوت نمی کند، سنگسار کردن کسی که زنای محصنه کرده باشد و زدن گردن کسی که زکات نپردازد. و فرموده است هر کس قیراطی (واحد وزن معادل یک بیست و یکم مثقال) از زکات را نپردازد، باید به آیین یهودی یا مسیحی بمیرد. و نیز فرموده است هر کس در زندگی خود زکات نپردازد، پس از مرگ تقاضای بازگشت می کند و فرموده است، هرگز مالی در دریا و خشکی تباه نمی شود، مگر به سبب نپرداختن زکات و چون قائم قیام فرماید، کسی را که زکات نپردازد می گیرد و گردنش را می زند. امیر المؤمنین (ع) فرموده است، پیامبر (ص) در خطبه وداع خود چنین فرمودند: ای مردم! زکات اموال خویش را بپردازید. همانا هر کس که زکات پرداخت نکند، او را نه نماز است و نه دین و نه روزه و نه حج و جهاد. روایت شده است که از امام حسن مجتبی (ع) در مورد آغاز زکات پرسیدند، فرمود: خداوند عز و جل به آدم (ع) وحی فرمود که زکات خود را بپرداز. گفت:
پروردگارا زکات چیست؟ فرمود: ده رکعت نماز برای من بگزار. ده رکعت نماز گزارد و گفت: پروردگارا آیا این زکات بر من و بر همه خلق واجب است؟ فرمود:
این زکات که نماز بگزاری بر عهده تو است و بر عهده فرزندانت که مال داشته باشند، پرداخت مال خواهد بود. و گفته است صدقه چهار حرف است: حرف صاد آن کسی را که صدقه می پردازد از مکاره دنیا و آخرت مصون می دارد. حرف دال آن دلیل و راهنمای او به سوی بهشت است. حرف قاف، موجب قرب بنده به پیشگاه خداوند متعال است و حرف هاء، هادی صدقه دهنده برای انجام اعمال نیکو است که بدان وسیله شایسته و سزاوار به رضوان اکبر می شود. موسی (ع) عرضه داشت: پروردگارا! پاداش کسی که برای تو مستمندی را خوراک دهد چیست؟ فرمود: ای موسی! به سروشی فرمان می دهم که روز قیامت به همگان ندا دهد که فلان پسر فلان از آزادشدگان از دوزخ است. رسول خدا (ص) فرمودند: در خواب چنین دیدم که کسی از امت من، شراره های آتش را با دست خود از چهره خویش دور می کند و صورت خود را با دست خود می پوشاند. صدقاتی که داده بود، آمد و بر سرش سایه افکند و چهره اش را پوشاند. امام صادق (ع) فرموده است، صدقه دادن در روز، خطاها را ذوب می کند همچنان که آب نمک را در خود حل می کند و صدقه دادن در شب، آتش خشم خدا را خاموش می کند. پیامبر فرموده اند: هر کس صدقه یی دهد، برای او در قبال هر درهم، همسنگ کوه احد، از نعمتهای بهشت خواهد بود. و روایت شده است که مردی به حضور امیر المؤمنین علی (ع) آمد و گفت:
ای امیر المؤمنین مرا به تو نیازی است. فرمود: آن را روی زمین بنویس که درماندگی را در تو آشکار می بینم. او بر روی زمین نوشت، من بینوایی نیازمندم. آن حضرت به قنبر فرمودند: دو حله بر او بپوشان و آن مرد این ابیات را سرود. «بر من جامه یی پوشاندی که کهنه خواهد شد و من بزودی از ستایش بر تو جامه ها می پوشانم. هر چند تو، در جستجوی پاداشی به آنچه که من رسیدم نیستی ولی با نیایش و ستایش من به مکرمت می رسی. همانا ستایش موجب زنده شدن یاد و نام کسی است که ستایش می شود، همچون باران که کوه و دشت را زنده می کند. در روزگار نسبت به کارهای نیکی که آغاز کرده ای کوتاهی مکن که هر بنده بزودی به آنچه انجام داده، پاداش داده می شود.» امیر المؤمنین فرمود: صد دینار به او بدهید. گفتند: او را براستی بی نیاز فرمودی.
گفت: آری، که شنیدم پیامبر می فرمود، از مردم به اندازه منزلت ایشان قدردانی کنید و سپس فرمود من در شگفتم از مردمی که بندگان را با اموال خود می خرند و آزادگان را با بخشش و نیکی خویش نمی خرند. از پیامبر (ص) پرسیده شد: کدام صدقه از همه برتر است؟ فرمود: بر خویشاوندی که در باطن خشمگین است. امام صادق (ع) فرموده است، آیا تصور می کنید که در مورد مال فقط باید زکات را پرداخت؟ آنچه خداوند در مورد مال، غیر از زکات، مقرر فرموده، بیشتر از زکات است که از جمله باید به خویشاوندان و کسانی که نیاز خود را به تو عرضه می دارند پرداخت شود. و همان حضرت فرموده اند: برای رضای خدا و در راه حق هر کس را که نمی شناسی با دوستی و محبت به او چیزی بده نه با دشمنی و کینه که خداوند می فرماید «به مردم سخن پسندیده بگویید.» و البته به کسی که با حق ستیز و دشمنی می کند و به باطل و ناحق دعوت می کند چیزی مده، و فرموده است به کسانی که در در دل خود نسبت به ایشان احساس ترحم می کنی چیزی بده و به کسی که او را نمی شناسی چیزی میان یک درهم و چهار دانگ بده. و همان حضرت فرموده است، کامل و تمام شدن روزه با پرداخت زکات فطریه است، همان گونه که کامل و تمام شدن نماز با درود فرستادن بر پیامبر (ص) است و هر کس روزه بگیرد و زکات فطر خود را عمدا نپردازد، روزه یی برای او نیست و هر کس نماز بگزارد و بر پیامبر (ص) عمدا درود نفرستد، او را نمازی نیست، و خداوند متعال زکات فطریه را مقدم بر نماز آورده و در آیه چهاردهم سوره اعلی فرموده است «همانا رستگار شد آنکه پاک شد، زکات فطر را پرداخت کرد، و یاد کرد نام پروردگارش را و نماز گزارد.» امام صادق (ع) فرموده است، عیسی (ع) از کنار مردمی گذشت که خود را آراسته و زیور کرده بودند. فرمود: چه خبر است؟ گفتند: ای روح اللَّه! فلان دوشیزه را که دختر فلانی است، امشب به خانه شوهرش که فلان پسر فلانی است می برند، فرمود: امروز خود را آراسته و هیاهوی شاد دارند و حال آنکه فردا گریه خواهند کرد:
یکی از ایشان پرسید: ای پیامبر خدا! برای چه فردا گریه خواهند کرد؟ فرمود: برای اینکه عروس آنها امشب خواهد مرد. کسانی که معتقد به گفتار آن حضرت بودند، گفتند:
خدا و رسول او راست می گویند و منافقان گفتند: فردا نزدیک است. قضا را، فردا صبح، چون آمدند عروس را خوش و سلامت دیدند و چیزی برای او پیش نیامده بود.
یکی از ایشان گفت: ای روح خدا! کسی که دیروز پیام دادی و گفتی دیشب خواهد مرد، نمرده است، عیسی (ع) فرمود: خداوند هر چه بخواهد انجام می دهد. بیایید با هم پیش او برویم. آنان، در حالی که از یک دیگر پیشی می گرفتند حرکت کردند و بر در خانه او که رسیدند، در زدند. همسرش آمد. عیسی (ع) به او فرمود: از همسرت برای من اجازه بگیر که من پیش او آیم. او به درون خانه رفت و به زن خویش گفت: عیسی که روح و کلمه خداوند است همراه تنی چند بر در خانه است. زن، چادر بر سر افکند و عیسی (ع) پیش او آمد و از او پرسید: دیشب چه کار نیکی انجام داده ای؟ گفت: کار تازه یی نکردم جز همان که در گذشته هم انجام می دادم، هر شب جمعه مستمندی می آمد و ما به اندازه یی که تا جمعه آینده برای او کافی باشد، چیزی به او می دادیم. دیشب هم، همان فقیر آمد و من به کارهای خود سرگرم بودم و خویشاوندان من هم به کارهای خویش سرگرم بودند. او چند بار صدای خود را بلند کرد، ولی هیچ کس به او پاسخ نداد. آخرین بار که صدای او را شنیدم، خودم برخاستم و بطور ناشناس، همان مقداری را که همیشه به او می دادیم، دادم. عیسی (ع) فرمود: از جای خود برخیز و کنار برو. ناگهان، زیر جامه های او افعی یی دیدند که بر دم خود سر نهاده است. عیسی (ع) فرمود: به سبب آن کار نیک، این بلا از تو دفع شد.