فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

مجلس چهل و چهارم در ذکر دعا کردن برای حاجتهای مؤمنان

خداوند متعال در سوره بقره فرموده است «و چون بندگان من از تو در باره دوری و نزدیکی من می پرسند، همانا که من نزدیکم و دعای دعاکننده را هر گاه مرا بخواند برمی آورم ... تا آخر آیه.» و در آیه شصت سوره مؤمن (غافر) فرموده است «خدای شما فرمود که مرا (با خلوص) دل بخوانید تا دعای شما را مستجاب کنم و آنان که از دعا و عبادت من سرکشی کنند به زودی در حال زبونی به دوزخ خواهند افتاد.» امام صادق (ع) فرموده است به هر کس سه چیز داده شود، از سه چیز دیگر هم محروم نیست: به هر کس توفیق دعا داده شود، قبول آن هم داده می شود و به هر کس توفیق سپاسگزاری داده شود، فزونی هم داده می شود و به هر کس توکل داده شود، کفایت روزی می شود که خدای عز و جل در کتاب خود فرموده است «هر کس به خدا توکل کند خدایش بس است» و «اگر سپاسگزاری کنید برای شما بیفزایم» و «دعا کنید و مرا بخوانید تا برای شما برآورم» پیامبر (ص) در وصیت خود به امیر المؤمنین علی (ع) فرموده اند: ای علی چهار کس دعایشان رد نمی شود (قطعا پذیرفته است)، پیشوای عادل، پدر برای فرزندانش، کسی که برای برادر دینی خود غایبانه دعا کند و دعای مظلوم که خدای عز و جل می گوید سوگند به عزت و جلال خودم که انتقام ترا هر گاه باشد خواهم گرفت. و پیامبر فرموده اند: دعای پنج کس پذیرفته نمی شود، مردی که طلاق زنش در اختیار اوست و زن آزارش می دهد و امکان پرداخت مهریه او را دارد و طلاقش نمی دهد و مردی که برده اش سه بار بگریزد و او را نفروشد و مردی که از زیر دیوار کژ شده که در حال فرو ریختن است بدون شتاب نگریزد تا دیوار بر او فرو ریزد، و مردی که به کسی وام داده و گواه نگرفته است و مردی که در خانه اش نشسته و بدون اینکه در جستجوی روزی برآید از خداوند طلب روزی کند.» امام صادق (ع) فرموده است، مردم به روزگار سلیمان (ع) گرفتار قحطی و خشکسال شدند. برای طلب باران بیرون آمدند. ناگاه به مورچه یی برخوردند که بر روی پاهای خویش ایستاده و دستها را بر آسمان برافراشته و می گوید پروردگارا همانا ما خلقی از آفریده های تو هستیم، ما را از فضل و احسان تو بی نیازی نیست، از پیشگاه خود به ما روزی برسان و ما را به گناههای آدمیان سفله و فرو مایه فرو مگیر . امام صادق (ع) فرموده است هر کس در دعا کردن چهل تن از برادران دینی خود را مقدم بر خویش بدارد و دعا کند و سپس برای خود دعا کند دعایش در مورد آنان و خودش برآورده می شود. همان حضرت فرموده است هر مؤمنی که در شبانروز چهل گناه مرتکب شود و در حالی که براستی از گناه پشیمان باشد بگوید استغفار می کنم از پروردگاری که خدایی جز او نیست، زنده پاینده است و پدید آورنده آسمانها و زمین صاحب جلال و کرامت و از خداوند مسألت می کنم که توبه مرا بپذیرد خداوند آن گناهانش را می آمرزد. سپس فرمود: کسی که در شبانروز مرتکب چهل گناه شود در او خیری نیست. همان حضرت فرموده است، هر بنده یی که در هر روز هفت مرتبه بگوید از خداوند بهشت را مسألت می کنم و به خداوند از آتش پناه می برم، آتش می گوید پروردگارا او را از من در پناه خود بگیر. امیر المؤمنین (ع) فرموده است، در پنج مورد دعا کردن را غنیمت بشمرید، هنگام خواندن و تلاوت قرآن و هنگام اذان و هنگام آمدن باران و هنگام رویاروی شدن صفهای جنگ برای شهادت و هنگام دعا کردن مظلوم که برای آن حاجبی جز عرش نیست. امام صادق (ع) فرموده است، خداوند روزی بندگان را از جایی که تصور و حساب نمی کنند قرار داده است و این به آن سبب است که بنده چون راه روزی را درست نداند دعا کردنش بیشتر می شود. همان حضرت فرموده است هر بنده یی که دعا کند و دعایش را به کلمات «ما شاء الله و لا قوة الا بالله» ختم کند حاجتش برآورده می شود، و فرموده است هر گاه بنده نیمه شب در پیشگاه خدایش بپاخیزد و چهار رکعت نماز بگزارد و در آن دل تاریک شب سجده شکر بجا آورد و سپس صد بار ما شاء الله بگوید خداوند متعال او را ندا می دهد که ای بنده من چه مقدار این کلمه را تکرار می کنی و حال آنکه خواستن و مشیت از من است و من برآوردن نیاز ترا مقدر کردم و خواستم، اکنون هر چه می خواهی بپرس. اصبغ بن نباته می گوید: امیر المؤمنین علی (ع) در سجده خود می گفت «ای سرور من با تو چنان مناجات می کنم که بنده زبون با سرور خود مناجات می کند و از تو طلب می کنم، طلب کسی را که می داند تو عطا می کنی و چیزی از آنچه در نزد تو است کاسته نمی شود و از تو آمرزش می خواهم، آمرزش خواهی کسی که می داند گناهان را کسی جز تو نمی آمرزد و بر تو توکل می کنم، توکل کسی که می داند تو بر همه کاری توانایی.» امام صادق (ع) فرموده است، هر کس پس از نماز عصر هفتاد بار استغفار کند خداوند هفتصد خطای او را می آمرزد و اگر او خطایی نداشته باشد از خطاهای پدرش می آمرزد و اگر او نداشته باشد از خطاهای مادرش می بخشد و اگر او نداشته باشد از خطاهای خواهر و برادرش می بخشد و اگر آنها خطا نداشته باشند از خطاهای نزدیکان او به ترتیب قرابت ایشان می بخشد. امیر المؤمنین فرموده است هر کس که گرفتار باشد و هر چند گرفتاری او بزرگ باشد شایسته و سزاوارتر برای دعا از شخص آسوده نیست. زیرا هیچ آسوده یی از بلا در امان نیست. و فرموده است رسول خدا (ص)، هر گاه میوه تازه و نوباوه یی می دیدند آن را می بوسیدند و بر لبها و چشمهای خود می نهادند و می فرمودند پروردگارا همچنان که آغاز آمدن این میوه را در سلامت بما نشان دادی، آخر آن را هم در سلامت و عافیت به ما نشان بده. مالک جهنی می گوید: گلی به امام صادق (ع) دادم. گرفت و بویید و بر چشمانش نهاد و فرمود هر کس گلی بدستش رسد آن را ببوید و بر چشم نهد و صلوات بر محمد و آل محمد فرستد، هنوز آن را بر زمین ننهاده خدایش می آمرزد. امام صادق فرموده است هر کس در هر روز بیست و پنج مرتبه بگوید «پروردگارا زنان و مردان مؤمن و زنان و مردان مسلمان را بیامرز» خداوند به شمار همه مؤمنان گذشته و آنانی که تا روز قیامت می آیند برای او حسنه می نویسد و از خطاهایش محو می کند و بر درجه اش می افزاید. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است از وامی که داشتم به پیامبر (ص) شکایت کردم. فرمودند: ای علی بگو «پروردگارا مرا به حلال خود از حرامت بی نیاز فرمای و به فضل خود از هر کس جز خودت مرا بی نیاز فرمای. که اگر به اندازه کوه صبیر وام داشته باشی خداوند آن را اداء خواهد فرمود.» (صبیر نام کوهی است در یمن و هیچ کوهی بزرگتر و پرشکوه تر از آن در یمن نیست.) پیامبر فرموده اند: هیچ مرد و زن مؤمنی از آغاز روزگار تا روز قیامت نیست مگر آنکه شفیع کسی خواهند بود که در دعای خود بگوید پروردگارا مردان و زنان مؤمن را بیامرز و چه بسا که در روز قیامت برای بنده یی فرمان داده می شود که به دوزخ درافکنده شود و به سوی دوزخ برده می شود و در آن هنگام مردان و زنان مؤمن می گویند پروردگارا این همان کسی است که برای ما دعا می کرد، شفاعت ما را در باره اش بپذیر و خداوند شفاعت ایشان را می پذیرد و آن بنده رستگار می شود و رهایی می یابد. امام باقر (ع) فرموده است خداوند مردی صحرانشین را برای دو کلمه دعایی که کرد آمرزید، خدایا اگر مرا عذاب کنی این منم که شایسته و سزاوار آنم و اگر مرا بیامرزی این تویی که شایسته و سزاوار آنی و خدایش به همین دو کلمه آمرزید. ابو بصیر می گوید: به امام صادق (ع) گفتم دعای یوسف (ع) در چاه چه بوده است؟ زیرا ما در آن اختلاف نظر داریم. فرمود: همین که یوسف در چاه افکنده و از زندگی خویش ناامید شد گفت خدایا بر فرض که گناهان چهره مرا در پیشگاه تو تباه کرده و ندای دعای من به سوی تو نمی رسد و برآورده نمی شود، من از تو به حق آن پیرمرد (یعقوب) مسألت می کنم که بر ناتوانی او رحمت آوری و من و او را به یک دیگر برسانی که تو بی تابی او برای من و شوق من برای او را می دانی. ابو بصیر می گوید: آنگاه امام صادق (ع) گریست و فرمود من عرضه می دارم پروردگارا اگر گناهان و خطاها چهره مرا در پیشگاه تو تباه کرده است و ندای دعای من به سوی تو نمی رسد و برآورده نمی شود من به حق خودت که هیچ چیز چون تو نیست مسألت می کنم و به محمد (ص) که پیامبر تو و پیامبر رحمت است مسألت می کنم بار خدایا، بار خدایا، بار خدایا. و سپس امام صادق (ع) فرمود این دعا را بگویید و فراوان بخوانید که چه بسیار در گرفتاریهای بزرگ، من این دعا را می خوانم. و همان حضرت فرموده است هر گاه بنده یی در حال سجده سه بار بگوید «یا الله، یا رباه، یا سیداه» خدایش پاسخ می دهد و می فرماید بنده من حاجت خود را بخواه. همچنین فرموده است دعا کردن مرد برای برادر مؤمن خود در غیاب او روزی را جلب و مکروه را دفع می کند. ابراهیم بن هاشم می گوید: عبد الله بن جندب را در عرفات دیدم که با حال خوبی وقوف کرده بود دستهایش به سوی آسمان برافراشته و اشکهایش جاری بود و به زمین می ریخت و چون مردم از عرفات حرکت کردند گفتم، ای ابو محمد چه حال خوبی در وقوف داشتی که بهتر از آن ندیدم. گفت: به خدا سوگند من دعا نکردم مگر برای برادران دینی خودم زیرا از امام موسی بن جعفر (ع) شنیدم که می فرمود «هر کس برای برادر دینی خود در غیاب او دعا کند از عرش به او ندا می دهند برای تو صد هزار برابر آن است.» به این سبب خوش نداشتم یک صد هزار برابر مضمون شده را برای یک دعا که برای خود بکنم و ندانم که مستجاب می شود یا نه رها کنم. امام صادق (ع) فرموده است، عیسی بن مریم (ع) از کنار قومی گذشت که می- گریستند، پرسید: چرا گریه می کنند؟ گفتند: بر گناهان خود می گریند، فرمود: هم اکنون دعا کنند و توبه نمایند، گناهانشان آمرزیده می شود. پیامبر (ص) فرموده اند: کسانی که در دنیا قنوت خود را طولانی تر می خوانند از همه شما در موقف روز قیامت دارای راحت بیشتر و طولانی ترند. و پیامبر (ص) فرموده اند: آدم (ع) به پیشگاه خداوند از خود خوری و اندوه شکایت کرد. جبریل فرود آمد و گفت: ای آدم «لا حول و لا قوة الا بالله» بگو. آدم (ع) آن را گفت و وسوسه و اندوه از او برطرف شد. و رسول خدا فرموده اند: چون نیم روز می شود و خورشید روی به زوال می- نهد، درهای آسمان گشاده می شود و دعا پذیرفته و درهای بهشت باز می گردد. خوشا به حال کسی که برای او در آن هنگام عملی پسندیده به آسمان بر شود. امام صادق (ع) فرموده است، هنگامی که یوسف (ع) در زندان بود، جبریل آمد و گفت در تعقیب هر یک از نمازهای واجب سه بار بگو: «پروردگارا برای من گشایش و راهی برای بیرون شدن قرار بده و مرا از جایی که حساب نمی کنم روزی عنایت فرمای.» امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است هر کس همین که روز را به شب رساند سه بار این دو آیه را بخواند «هنگام شام و صبحگاه (در نماز مغرب و صبح) تسبیح و ستایش گویید و سپاس در آسمانها و زمین مخصوص اوست و شما نیز در تاریکی شب و نیم روز به ستایش او مشغول شوید» (آیات هفدهم و هیجدهم سوره روم) هیچ چیزی از خیرهای آن شب را از دست نخواهد داد و همه شرهای آن شب از او دفع می شود و هر کس همین کار را در صبح انجام دهد هیچ خیری از خیرهای آن روز را از دست نخواهد داد و همه شرهای آن روز از او دفع می شود. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس هنگامی که از خانه خود بیرون می آید بسم اللَّه بگوید، دو فرشته گماشته بر او می گویند هدایت شدی و اگر «لا حول و لا قوة الا باللَّه» بگوید، می گویند در پناه قرار گرفتی و محفوظ شدی و اگر «توکلت علی اللّه» بگوید، می گویند کارهای تو کفایت شد و شیطان می گوید چگونه ممکن است به بنده یی که هدایت و حفظ و کفایت شده است دسترسی یابم. همان حضرت فرموده اند هیچ بامدادی نیست مگر آنکه دو فرشته ندا می دهند که ای جوینده خیر و نیکی شتاب کن و ای جوینده شر و بدی بس کن. آیا دعاکننده یی هست که دعایش برآورده شود، آیا آمرزش خواهی هست که گناهش آمرزیده شود، آیا توبه کننده یی هست که توبه اش پذیرفته شود، آیا غمگینی هست که دعا کند تا اندوهش برطرف شود. و تا هنگام غروب خورشید همچنان این سخنان را می گویند. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، هر دعایی تا دعاکننده بر محمد و آل محمد درود نفرستد از رفتن به آسمان در پرده است (به آسمان برنمی شود). روایت شده است که فاطمه زهرا (ع) هر گاه دعا می فرمود، برای مردان و زنان مؤمن دعا می کرد و برای خود دعا نمی کرد. به ایشان گفته شد: ای دختر رسول خدا چگونه برای مردم دعا می فرمایی و برای خود دعا نمی فرمایی؟ فرمود: نخست همسایه، سپس خانه. امام صادق (ع) فرموده است، از جمله سخنانی که خداوند متعال به موسی بن عمران (ع) فرموده این است: ای پسر عمران هر کس بگوید مرا دوست می دارد و چون شب فرا رسد چشمش را خواب در رباید، در دوستی و محبت من صادق نیست.
مگر چنین نیست که هر دوستی، خلوت کردن با دوست را دوست می دارد؟ ای پسر عمران! من بر دوستان خود آگاهم. آنان چنانند که چون شب آنان را در برمی گیرد چشمها و دلهای ایشان سرگردان است و عقوبت من مقابل چشمهای آنان مجسم می شود. آنان با من چنان گفتگو می کنند که گویی مرا می بینند و چنان با من سخن می گویند که گویی در حضور منند. ای پسر عمران! با دل خود نسبت به من خاشع و با تن خود برای من فروتن باش و در تاریکی های شب از چشم خود اشک بیفشان و مرا فرا خوان که تو مرا نزدیک و اجابت کننده خواهی یافت. امام صادق (ع) می گفته است، پروردگارا من که نسبت به تو گناه و سرکشی کرده ام چگونه تو را فراخوانم و با آنکه تو را می شناسم چگونه تو را فرا نخوانم، هر چند گنهکارم ولی دوستی تو در دل من است، دستهای آکنده از گناه را به سوی تو برکشیده ام و چشمان آکنده از امید را به سوی تو دوخته ام. ای مولای من! تو بزرگترین بزرگانی و من اسیرتر اسیران. من اسیر گناه و در گرو جرم خویشتنم، اگر تو با گناه من مرا بازخواست فرمایی، من با توجه به کرم تو از تو درخواست می کنم و اگر به ستم من مرا باز خواست فرمایی، من با توجه به عفو تو از تو درخواست می کنم. پروردگارا! اگر فرمان دهی که مرا در آتش افکنند، به دوزخیان خبر خواهم داد که من لا اله الا اللَّه و محمد رسول اللَّه می گفته ام. پروردگارا! طاعت و فرمانبرداری بنده تو را شاد می کند و معصیت بنده تو را زیانی نمی رساند، خدایا آنچه تو را شاد می کند به من ارزانی دار و آنچه را که برای تو زیان ندارد بر من ببخشای که تو مهربان ترین مهربانانی. امام صادق (ع) فرموده است روزی در حالی که ابراهیم خلیل (ع) در کوهی که کنار بیت المقدس است به جستجوی چراگاهی برای گوسپندانش بود، آوایی شنید و متوجه مردی بلند قامت شد که دوازده وجب طول قامتش بود و نماز می گزارد، خلیل (ع) به او گفت: ای بنده خدا برای چه کسی نماز می گزاری؟ گفت: برای خدای آسمان. پرسید: آیا کسی از قوم تو باقی مانده است؟ گفت: نه، گفت: از کجا و چه چیز می خوری؟ گفت: در تابستان از میوه های این درخت می چینم و در زمستان از آن می خورم. پرسید: خانه ات کجاست؟ با دست به کوهی اشاره کرد، ابراهیم (ع) فرمود: آیا ممکن است مرا با خود به خانه ات ببری که امشب را پیش تو باشم؟ گفت: بین راه آبی است که از آن نمی توان گذشت. پرسید: تو خود چه می کنی؟ گفت:
من بر روی آب راه می روم. فرمود: مرا با خود ببر، شاید خداوند آنچه به تو ارزانی داشته است به من هم ارزانی فرماید. آن مرد عابد دست ابراهیم (ع) را گرفت و راه افتادند و چون به آب رسیدند، هر دو بر روی آن حرکت کردند و به خانه او رسیدند.
ابراهیم (ع) از او پرسید: کدام روز بزرگتر و سخت تر روزهاست؟ گفت: روز دین، روزی که مردم از یک دیگر می گریزند. ابراهیم فرمود: آیا موافقی که تو و من دست بر آسمان برداریم و به پیشگاه خدای عز و جل دعا کنیم که از شر آن روز مرا در امان بدارد؟ گفت: دعای من برای تو چه سودی دارد که سه سال است دعایی می کنم و برآورده نشده است. فرمود: آیا به تو بگویم که چرا دعایت برآورده نشده است؟
گفت: آری، فرمود: چون خداوند بنده یی را دوست بدارد دعای او را دیر برآورده می فرماید. تا آنکه بنده بیشتر با او مناجات و از او استدعا و مسألت کند و هر گاه بنده یی را دوست نداشته باشد دعای او را سریع برمی آورد یا آنکه نومیدی در دل او می اندازد. سپس به عابد فرمود: دعای تو چیست؟ گفت: روزی گله گوسفندی همراه جوانی که دارای زلف بود از کنار من گذشت. گفتم: ای جوان این گله از کیست؟ گفت: از ابراهیم خلیل الرحمن است. گفتم: پروردگارا اگر تو را در زمین خلیلی است او را به من نشان بده. ابراهیم (ع) فرمود: دعایت برآورده شد که من ابراهیم خلیلم.
آن دو یک دیگر را در آغوش کشیدند و دست دادند و چون خداوند پیامبر خود محمد (ص) را مبعوث فرمود، سنت مصافحه (دست دادن) را مقرر فرمود. روایت شده است که علی بن حسین سجاد (ع) سرور عابدان این دعا را می خواند:
پروردگارا! سوگند به جلال و عزت تو که اگر از آن هنگام و آغاز روزگار که سرشت مرا آفریدی تا جاودانگی ابدی تو در خدایی، تو را با تمام وجودم و در هر چشم بر هم زدنی به اندازه حمد و ستایش همه بندگان عبادت کنم، در ادای شکر پوشیده ترین نعمتی که بر من ارزانی فرموده ای ناتوانم و اگر همه معادن آهن جهان را با دندانهای خویش ریز ریز بیرون آورم و با پلکهای چشم خویش همه زمین را شخم زنم با وجود آن مرا به اندازه عذاب همه مردم معذب کنی و جسم و جان مرا در دوزخ افکنی و جهنم را از من انباشته کنی تا آنجا که در آتش، کسی جز من معذب نباشد و جز من کس دیگری آتش گیره دوزخ نباشد، در قبال عقوبتی که مستوجب آن هستم بسیار اندک است. شاعر چنین سروده است:
پروردگارا تو خود فرموده ای مرا بخوانید تا دعای شما را برآورم و وعده تو راست است و در آن هیچ تردید نیست، و اکنون من تو را فرا می خوانم، بر من عفو عنایت کن که مرا آرزویی جز عفو پسندیده تو نیست. و گفته شده است:
پروردگارا تو جبار آسمان و شایسته به ستایش ها و سپاس هایی، من به نادانی گناه کردم، از من درگذر که عفو تو از بندگانت از تو دور نیست. و گفته شده است:
پروردگارا چه بسیار گناهان را بر من پوشیده داشتی که قبح آن گناهان از همه گناهان افزون بوده است. شگفت نیست که تو از دیر باز بخشنده بزرگوار و پوشاننده
عیبهایی.

مجلس چهل و پنجم در شب و روز جمعه و فضل جماعت

خداوند متعال در آیه نهم سوره جمعه فرموده است: «ای کسانی که ایمان آورده اید، هر گاه برای نماز روز جمعه ندا داده می شود همان دم به سوی خدا بشتابید و خرید و فروش را رها کنید که برای شما بهتر است، اگر بدانید.» و خداوند متعال در آیه سوم سوره بروج فرموده است «و سوگند به شاهد و مشهود.» امام باقر (ع) فرموده است، روز جمعه را از این جهت جمعه نام نهاده اند که خداوند متعال در آن روز خلق خود را جمع فرمود که میثاق دوستی با محمد (ص) و وصی او ببندند و چون خلق را در آن روز جمع کرد نامش را جمعه نهاد .
پیامبر (ص) فرموده اند: گزیده تر روزها روز جمعه است و مقصود از کلمه شاهد (در آیه سوم سوره بروج) آن است و روز عرفه مشهود است. امام باقر فرموده است، هر مسافری که با رغبت و محبت نسبت به جمعه نماز بگزارد، خدای عز و جل به او پاداش صد نماز جمعه شخص مقیم را ارزانی می فرماید. امام صادق (ع) فرموده است، هر کس در فاصله ظهر پنجشنبه تا ظهر جمعه از مؤمنان بمیرد خدایش او را از فشار قبر در پناه می گیرد. همان حضرت فرموده است، هیچ گامی به سوی نماز جمعه برداشته نمی شود، مگر اینکه خداوند پیکر آن شخص را بر آتش حرام می کند و هر کس همراه ایشان در صف اول نماز بگزارد، چنان است که همراه رسول خدا در صف اول نماز گزارده باشد.
امیر المؤمنین (ع) فرموده است، مردم در نماز جمعه سه دسته اند: گروهی که با سکوت و آرامش پیش از آنکه امام حاضر شده باشد، حاضر می شوند و همین کار، کفاره گناهان ده روز است. یعنی از جمعه تا جمعه بعد و سه روز افزون بر آن و این به مناسبت گفتار خداوند است که فرموده است هر کس یک کار نیک انجام دهد برای او ده برابر آن خواهد بود. دسته دوم گروهی که فقط به ظاهر و برای ریا و تملق به نماز حاضر می شوند و پاداش آنان هم فقط همین حضور ایشان است و بس. دسته دیگر آنان هستند که در هنگامی که امام مشغول سخنرانی است می رسند یا هنگامی که امام به نماز ایستاده است می رسند و نماز می گزارند، این گروه بر خلاف سنت عمل کرده اند، و آنان از خداوند مسألت می کنند، ولی بدست خداوند است که اگر بخواهد به آنان عطا می فرماید و اگر بخواهد ایشان را محروم می کند. امام باقر (ع) فرموده است، چون خداوند بندگان را در قیامت مبعوث می کند، روزها هم در صحنه قیامت آشکار می شود، آنچنان که مردم نام و خواص آنها را می شناسند. روز جمعه پیشاپیش روزها حرکت می کند و پرتویی رخشان دارد و دیگر روزها از پی آن روان است. گویی عروسی گرامی و با وقار است که به مردی آرزومند و توانگر هدیه می شود. و روز جمعه شاهد و گواه کسانی است که در نماز جمعه شرکت کرده اند. مؤمنان به اندازه شرکت و پیشی گرفتن در گزاردن نماز جمعه وارد بهشت می شوند. امام باقر (ع) فرموده است، نماز جمعه واجب است و جمع شدن برای آن هم همراه امام عادل واجب است. اگر کسی بدون علت سه نماز جمعه را ترک کند، سه فریضه را ترک کرده است و هیچ کس جز منافق سه فریضه را ترک نمی کند. و همان حضرت فرموده است، هر کس بدون عذر سه جمعه پیاپی نماز جمعه را ترک کند، خداوند بر دلش زنگار می زند. پیامبر (ص) فرموده اند: روز جمعه برترین روزهاست. پاداش حسنات در آن دو چندان می شود و درجات در آن برتر و دعاها پذیرفته و برآورده می شود و اندوهها در آن مرتفع و حوائج بزرگ برآورده می شود و آن روزی است که شمار رهاشدگان از آتش جهنم افزوده می گردد. هر کس حرمت و حق آن روز را بشناسد و دعا کند، خداوند او را از آزادشدگان از جهنم قرار می دهد و اگر در شب و روز جمعه بمیرد، همچون شهید مرده است و در قیامت ایمن مبعوث می شود. و هر کس حرمت آن را کوچک بشمارد و حق آن را تباه کند، خداوند متعال او را به آتش جهنم می اندازد، مگر آنکه توبه کند. از امیر المؤمنین (ع) روایت شده که فرموده است، شب جمعه شبی رخشان و سپید و روز آن بسیار درخشنده و تابناک است. هر کس شب جمعه درگذرد خداوند برای او رهایی از فشار قبر را می نویسد و هر کس روز جمعه بمیرد، خداوند برای او رهایی از آتش را مرقوم می فرماید. از امام صادق (ع) روایت شده است که خداوند متعال از همه چیز، چیزی را برگزیده است و از روزها، روز جمعه را انتخاب فرموده است. امام باقر (ع) فرموده است، خداوند در هر شب جمعه از اول تا آخر شب ندا می دهد: «آیا بنده مؤمنی هست که پیش از طلوع سپیده برای نیازهای دنیا و آخرت خود مرا فرا خواند و حاجتش را برآورم؟ آیا بنده مؤمنی هست که پیش از سپیده توبه کند و توبه اش را بپذیرم؟ آیا بنده مؤمنی هست که روزی او بر او سخت و دشوار شده باشد و پیش از سپیده از من طلب افزونی کند تا بر روزیش بیفزایم و گشایش دهم؟
آیا بنده مؤمن بیمار و دردمندی هست که پیش از سپیده دم مرا فرا خواند و شفایش دهم؟ آیا بنده مؤمن زندانی و گرفتاری هست که پیش از سپیده دم، خلاص خود را مسألت کند و او را رهایی بخشم؟ آیا بنده مؤمن ستم دیده یی هست که پیش از سپیده دم از من دادخواهی کند و او را یاری دهم و انتقامش را بگیرم؟» و این ندا دادن همچنان تا طلوع سپیده ادامه دارد.
امام صادق (ع) فرموده است، بنده مؤمن چون حاجتی از خداوند متعال مسألت می کند، برآوردن آن را تا روز جمعه به تأخیر می اندازد تا او را به فضل روز جمعه مخصوص فرماید. همان حضرت فرموده اند: خداوند را برای بندگان خویش کرامتهایی است که در هر شب و روز جمعه به ایشان ارزانی می فرماید. بنا بر این در شب و روز جمعه فراوان تسبیح و تهلیل کنید و خدا را بسیار ستایش کنید و بر پیامبر (ص) فراوان درود فرستید.» و هم از ایشان روایت شده است که هر یک از شما که به جمعه می رسد، به چیزی سرگرم نشود که از عبادت باز ماند که در آن روز خداوند بندگان را می آمرزد و بر ایشان رحمت فرو می فرستد. و هم ایشان فرموده است، صدقه دادن روز و شب جمعه هزار برابر است و درود فرستادن بر پیامبر و آل او موجب هزار حسنه و زدودن هزار سیئه و رسیدن به هزار درجه است. آن کس که در شب جمعه بر پیامبر درود می فرستد تا روز قیامت پرتوش در آسمانها رخشان است و همانا که فرشتگان آسمانها برای او طلب آمرزش می کنند و فرشته گماشته بر مرقد پیامبر (ص) تا روز قیامت برای او آمرزش خواهی می کند. باز از همان حضرت روایت است که از شامگاه پنجشنبه تا غروب روز جمعه فرشتگانی از آسمان فرو می آیند که با ایشان قلمهای زرین و صفحات سیمین است و در آن چیزی از اعمال جز درود فرستادن بر پیامبر (ص) را نمی نویسند. زراره می گوید: امام صادق (ع) چندان بر نماز جمعه ما را تشویق می فرمود که پنداشتیم مایل است برای آن به حضورش برسیم. پرسیدم: آیا فردا صبح به حضور شما بیاییم. فرمود: نه، منظورم این بود که هر کجا هستید مواظب باشید.
غسل جمعه سنت و مستحب مؤکد است و ترک آن شایسته نیست و امیر المؤمنین (ع) هر گاه می خواست کسی را توبیخ کند، می فرمود: تو از کسی که غسل جمعه را ترک می کند ناتوان تری و فرموده است هر کس غسل جمعه کند، از آن جمعه تا جمعه بعد در طهارت معنوی است. امام باقر (ع) فرموده است، هر کس موی سبیل خود را روز جمعه کوتاه کند و ناخن بگیرد و هنگامی که آن کار را انجام می دهد بگوید «بنام خدا و برای خدا و بر سنت محمد و آل محمد» هیچ خراشه ناخنی و هیچ تار مویی فرو نمی ریزد مگر اینکه خداوند پاداش آزاد کردن یک برده برای او می نویسد و بیمار نمی شود مگر به بیماری مرگ (پیش از مرگ گرفتار بیماری های مکرر و ممتد نمی شود.) پیامبر (ص) فرموده اند: نماز جماعت بیست و پنج درجه از نماز فرد برتر است. امام باقر فرموده است، سه چیز موجب کفاره گناهان است: وضو گرفتن در سحرهای سرد، رفتن شب و روز به نماز جماعت و مواظبت بر نماز جماعت. پیامبر (ص) به عثمان بن مظعون چنین فرمودند: ای عثمان! هر کس نماز صبح را با جماعت بگزارد و سپس بنشیند و تا هنگام طلوع خورشید به ذکر و یاد خدا مشغول شود، برای او در بهشت هفتاد درجه است و فاصله میان هر دو درجه به اندازه مسافتی است که اسب گزیده با شتاب و تاخت در هفتاد سال بپیماید. و هر کس ظهر را با جماعت بگزارد برای او در بهشت عدن پنجاه درجه است که فاصله میان هر درجه به اندازه مسافتی است که اسب گزیده تیز رو در پنجاه سال طی کند و هر کس نماز عصر را با جماعت بگزارد، برای او پاداشی معادل آزاد کردن هشت تن از فرزندان اسماعیل (ع) است که دارای زن و فرزند و سرپرست خانواده باشند. و هر کس نماز مغرب را در جماعت بگزارد برای او پاداشی معادل حج و عمره پذیرفته شده است و هر کس نماز عشا را با جماعت بگزارد، برای او پاداشی همچون شب زنده داری شب قدر است.
و نیز پیامبر فرموده اند: آیا شما را به چیزی راهنمایی کنم که خطاها را بیامرزد و بر حسنات بیفزاید؟ گفته شد: آری، فرمودند: با وجود سختی ها، وضو گرفتن و فراوان به سوی مسجد گام برداشتن و منتظر نشستن پس از نماز برای نماز دیگر و هیچ کس از شما نیست که در خانه خود تطهیر کند و همراه مسلمانان نماز جمعه بگزارد و برای نماز دیگر منتظر بنشیند، مگر اینکه فرشتگان عرضه می دارند: خدایا، او را بیامرز، خدایا او را رحمت فرمای. و چون برای نماز بپا می خیزید، صفهای خود را راست و استوار بدارید و فاصله ها را پر کنید و چون امام شما تکبیر گفت، شما هم تکبیر بگویید. برای مردها صفهای جلو بهتر است و صفهای آخر کم ارزش تر. همان حضرت فرموده اند: هر کس از جماعت و گروه مسلمانان جدا شود، قید اسلام را از گردن برداشته است. گفته شد: ای رسول خدا! منظور از جماعت مسلمانان چیست؟ فرمود: یعنی جماعتی که بر حق هستند، هر چند شمارشان اندک باشد. امام صادق (ع) فرموده است، پیامبر (ص) با همسایگان مسجد شرط فرمودند که برای نمازها در مسجد حاضر شوند و فرمودند: آیا این کسانی که برای نماز در مسجد حاضر نمی شوند بس می کنند یا آنکه بگویم کسی اذان و اقامه بگوید و اگر حاضر نشدند به مردی از اهل بیت خودم یعنی علی (ع) دستور دهم خانه آنان را که به نماز نمی آیند با هیزم و هیمه آتش بزند. و نیز فرموده اند: روزی پیامبر (ص) نماز صبح گزاردند و چون نماز تمام شد روی به اصحاب خود فرمودند و سؤال کردند: آیا فلان و فلان در نماز حاضر شده اند؟ گفتند: نه، پرسیدند: آیا آنان در سفرند؟ گفتند: نه، فرمودند: همانا حضور در هیچ نمازی بر منافقان سخت تر از حضور در نماز صبح و عشاء نیست و اگر آنان فضیلت این دو نماز را بدانند، اگر با سختی هم باشد حاضر می شوند. و پیامبر فرموده اند: همانا صفهای نماز جماعت امت من همچون صفهای فرشتگان آسمان است و گزاردن یک رکعت با جماعت معادل بیست و چهار رکعت است که هر رکعت آن در نظر خداوند محبوب تر از عبادت چهل سال است. هر مؤمنی که به نماز جماعت می رود، خداوند ترس های روز قیامت را بر او تخفیف می دهد و سبک می فرماید و سپس فرمان می دهد او را به بهشت برند، و بلند خواندن قرائت نماز چنان است که لهیب و شراره آتش را به همان اندازه که صدای شخص می رسد از او دور می کند و براحتی از پل صراط می گذرد و با وارد شدن به بهشت شادمانی بسیار به او دست می دهد. همچنین پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس نماز عشاء و نماز صبح را با جماعت بگزارد، در پناه خدای عز و جل قرار می گیرد. امام باقر (ع) فرموده است، از همسایگان مسجد که نماز خود را در مسجد نگزارند، نمازشان پذیرفته نیست، مگر آنکه بیمار و گرفتار باشند.

مجلس چهل و ششم در فضیلت مساجد

خداوند متعال در آیه یک صد و بیست و هفت سوره بقره فرموده است «هنگامی که ابراهیم و اسماعیل دیوارهای کعبه را برافراشتند و عرضه داشتند پروردگارا از ما بپذیر که تو شنوا و دانایی.» و در آیه هیجدهم سوره توبه فرموده است «همانا فقط کسانی که به خدا و روز قیامت ایمان آورده، نماز را بر پا می دارند و زکات را می- پردازند و از کسی جز خدا نمی ترسند و مساجد را آباد می کنند و شاید که ایشان از هدایت یافتگان باشند.» بدان که این آیه را شأن نزول و داستانی است: یکی از سران قریش اسیر مسلمانان شد. گروهی از مسلمانان او را سرزنش کردند که کافر است و قطع پیوند خویشاوندی کرده است و مشرکان را در جنگ با پیامبر (ص) و مسلمانان یاری داده است. آن مرد گفت: چرا فقط معایب ما را برمی شمرید و کارهای پسندیده ما را نمی- گویید؟ گفتند: کارهای پسنده شما چیست؟ گفت: ما مسجد الحرام را آباد می داریم، پرده دار کعبه ایم، اسیران را آزاد می کنیم، اشخاص خائف و ترسان را امان می دهیم و عهده دار سقایت حاجیانیم و خداوند متعال، آیه هفدهم سوره توبه را نازل فرمود که در آن می فرماید «مشرکان را که خود گواهی بر کفر خویش می دهند نرسد که مساجد را آباد دارند. اعمال آنان تباه است.» و سپس فرموده است «همانا فقط آباد کردن مساجد بر عهده کسانی است که به خدا و روز قیامت ایمان دارند. مشرکان می پنداشته اند که آبادی مسجد یعنی ساختمان آن و رفت و روب و و آراستن و گچکاری و امثال آن است و خداوند بیان فرموده است که آبادی مساجد نخست به ایمان آوردن به خداوند و سپس به فراوانی رکوع و سجود و اطاعت و عبادت است. و خداوند در سوره نور فرموده است «در خانه هایی که خداوند اجازه فرموده برافراشته شود و نام خداوند در آن برده شود.» و منظور مساجد است که بدین گونه آباد و مرمت می شود و آیه یک صد و بیست و هفتم سوره بقره هم ناظر به همین معنی است. و خداوند متعال در سوره جن فرموده است «همانا مساجد مخصوص خداست پس نباید با خداوند هیچ کس غیر از او را پرستش کنید.» و بدین گونه مساجد را به خود اضافه تخصیصی فرموده، همچنان که کعبه را بر خود اضافه فرموده و گفته است «پس پروردگار این خانه را عبادت کنند.» (آیه سوم سوره ایلاف.) امام صادق فرموده است، خداوند به چیزی برتر از سکوت و رفتن به مسجد پرستش نشده است. و فرموده است سه چیز به پیشگاه خداوند عز و جل شکایت می- برند: مسجدی که خراب شده و مردم در آن نماز نمی گزارند. دانایی که میان نادانان گرفتار باشد. قرآن بسته ای که بر آن گرد و خاک نشسته و کسی آن را نمی خواند. امام باقر فرموده است در کوفه مساجدی فرخنده و مساجدی لعنت شده است.
اما مساجد فرخنده و مبارک، از جمله آنها مسجد غنی است و به خدا سوگند که قبله آن مستقیم و سرشت آن پاکیزه است و همانا آن را مرد مؤمنی ساخته است و دنیا از میان نخواهد رفت مگر اینکه کنار آن مسجد دو چشمه خواهد جوشید و کنار آن دو بوستان بوجود خواهد آمد. ولی اهل آن مسجد نفرین شده اند و سعادت حضور در آن از ایشان سلب شده است. دیگر مسجد بنی ظفر و مسجد سهله و مسجد حمراء و مسجد جعفی است که امروز دیگر مسجد ایشان نیست و به آن درس هم می گویند.
اما مساجد نفرین شده عبارت است از: مسجد ثقیف، مسجد اشعث، مسجد جریر بجلی و مسجد سماک و مسجدی در ناحیه حمراء که بر روی گور فرعونی از فرعون های روزگار ساخته شده است. امام صادق (ع) فرموده است، امیر المؤمنین علی (ع) از نماز گزاردن در پنج مسجد کوفه نهی فرموده است، مسجد اشعث بن قیس، مسجد جریر بن عبد الله بجلی، مسجد سماک بن مخرمة، مسجد شبث بن ربعی و مسجد تیم. گوید: امیر المؤمنین علی (ع) هر گاه به مسجد آنان می نگریست می فرمود: این همچون بیعت تیم است و معنای آن این بود که آنان از روی بغض و کینه، همراه علی (ع) نماز نمی گزاردند. نفرین خدا بر آنان باد. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است، حریم مسجد از هر سو چهل ذراع است و همسایگی مسجد از هر سو تا چهل خانه است. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس مسجدی را رفت و روب کند، خداوند برایش پاداش آزاد کردن برده یی می نویسد و هر کس هر چیزی را از آن که چشمی را ناخوش آید بیرون برد (غبارروبی کند) خدایش دو بهره از رحمت خویش برایش می- نویسد. و همان حضرت فرموده اند: هر کس روز پنجشنبه و شب جمعه مسجد را جاروب کند و همان اندازه خاکی که در چشم می نشیند، بیرون ببرد خدایش او را می آمرزد. اصبغ بن نباته می گوید: روزی در مسجد کوفه حضور امیر المؤمنین (ع) بودیم.
فرمود: ای مردم کوفه! خداوند نسبت به شما محبتهایی فرموده که نسبت به کس دیگری چنان نکرده است. نخست اینکه جایگاه نماز و مسجد شما را برتری داده است.
آنجا (مسجد کوفه) خانه آدم و نوح و ادریس علیهم السلام است و محلی است که ابراهیم خلیل (ع) و برادرم خضر (ع) و خودم در آن نماز می گزاریم و مسجد شما یکی از چهار مسجدی است که خداوند آن را برگزیده است. گویی روز قیامت آن را شبیه اشخاصی که محرم هستند در دو جامه سپید می بینم که برای نمازگزاران در خود و اهل خویش شفاعت می کند و شفاعتش پذیرفته می شود و روزگار سپری نخواهد شد تا اینکه حجر الاسود در آن نصب شود و زمانی خواهد آمد که جایگاه نماز گزاردن مهدی (ع)- که از فرزندزادگان من است- می شود و جایگاه نماز گزاردن همه مؤمنان و دل هر مؤمنی به سوی آن است. این مسجد خود را خلوت مگذارید و با نماز گزاردن در آن به خداوند متعال تقرب جویید و برای برآمدن حوائج خود در آن مسجد دعا کنید و اگر مردم برکاتی را که در این مسجد است بدانند، از دورترین نقاط زمین هر چند با کشیدن خودشان بر زمین و برف باشد به زیارت آن می آیند. امام صادق (ع) فرموده است، بر شما باد به رفتن به مساجد که آنها خانه های خدا در زمین است. هر کس در حالی که خود را پاکیزه کرده باشد به مسجد برود، خدایش او را از گناهان پاک می کند و او را از زائران خود می نویسد. در مساجد بسیار نماز بگزارید و دعا کنید و در مساجد مختلف نماز بگزارید که هر سرزمین و بقعه، روز رستاخیز برای کسی که در آن نماز گزارده است گواهی می دهد. همان حضرت فرموده است، هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسل و بنده صالحی وارد کوفه نشده مگر اینکه در مسجد آن نماز گزارده است و رسول خدا (ص) هم شب معراج چون از فراز مسجد کوفه عبور فرمود، فرشته از خداوند کسب اجازه کرد و پیامبر (ص) دو رکعت نماز در آن گزاردند. نماز واجب در آن مسجد پاداش هزار نماز دارد و نماز مستحب پاداش پانصد نماز دارد و نشستن در آن مسجد بدون قرآن خواندن هم عبادت است. و به این مسجد برو هر چند با زحمت و سختی باشد. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس به مسجدی برود که در آن نماز جماعت باشد، به هر گامی که برمی دارد برای او هفتاد هزار حسنه نوشته می شود و همان اندازه بر درجه اش افزوده می شود و اگر در آن حال بمیرد، خداوند هفتاد هزار فرشته بر او می گمارد که در گورش او را دیدار کنند و در وحدت و تنهایی انیس او باشند و تا هنگامی که مبعوث شود برای او استغفار می کنند. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس صدای اذان را در مسجد بشنود و بدون عذر و علتی از آن بیرون رود، منافق است. مگر اینکه بخواهد به مسجد برگردد. و همان حضرت فرموده اند: هر کس مسجدی بسازد که خدای در آن یاد کرده شود، خداوند برای او خانه یی در بهشت می سازد و هر کس یک برده مسلمان را آزاد کند، مایه آزادی او از دوزخ است و هر کس موی خود را در اسلام و راه خدا سپید کرده باشد، آن سپیدی در قیامت برای او نور خواهد بود. و همان حضرت فرموده اند: هر کس سخن و حدیث او قرآن، و خانه اش مسجد باشد، خدایش برای او خانه یی در بهشت می سازد. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است نماز در بیت المقدس معادل هزار نماز و نماز در مسجد بزرگ شهر معادل صد نماز و نماز در مسجد قبیله معادل دوازده نماز است. و نمازی که مرد به تنهایی در خانه خود می خواند فقط یک نماز است. و همان حضرت فرموده است، هر کس به مسجد آمد و شد کند به یکی از این خصال هشتگانه می رسد، دست یافتن به برادری دینی که در راه خدا از یک دیگر بهره مند می شوند، یا دانش تازه یی، یا آیه محکمی یا شنیدن کلمه یی که او را به هدایت رهنمون کند یا رحمتی که منتظر آن است، یا کلمه یی که او را از کار زشتی باز دارد، یا ترک کردن گناهی از روی حیا یا بیم از خداوند. امام صادق (ع) فرموده است، بهترین مساجد زنان شما، خانه های شماست.
پیامبر (ص) فرموده اند: هر گاه دیدید قرآنها آراسته و مساجد زیور شده و مناره ها بلند و طولانی شده و قرآن را فقط برای نشان دادن آواز خوش می خوانند و مساجد راه عبور و مرور است، در آن زمان، مؤمن از کبریت احمر هم کمیاب تر و گرانبهاتر است. همانا مساجد چنان مردمی آراسته و ظاهر بدنهایشان پاکیزه است، ولی دلهای ایشان پلیدتر از لاشه مردار است.