فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

مجلس چهلم در آداب و امور پراکنده دیگر

خداوند متعال فرموده است: «ای فرزندان آدم زیورهای خود را در مقام عبادت به خود برگیرید.» امام صادق (ع) فرموده است: چون به گرمابه می روی به هنگام بیرون آوردن لباسهایت بگو پروردگارا! حلقه نفاق را از من بیرون آر و مرا بر ایمان استوار بدار، و چون به گرمخانه نخست درآمدی بگو، پروردگارا! من از شر نفس خود به تو پناه می برم و از آزار آن به تو پناه می جویم و چون به گرمخانه دوم برآمدی بگو پروردگارا! از من پلیدی ناپاک را بزدای و پیکر و دل مرا پاک گردان و اندکی آب گرم بردار و بر فرق سر خویش بریز و هم بر دو پای خود از آن بریز و اگر مناسب بود جرعه یی از آن بیاشام که مثانه را پاک و زه کشی می کند. در گرمخانه دوم اندکی درنگ کن و چون به گرمخانه سوم درآمدی بگو از آتش به خدا پناه می بریم و از او بهشت را مسألت می کنیم و این سخن را تا هنگامی که از آن گرمخانه بیرون می- آیی تکرار کن و بر تو باد که آب سرد و افشره خنک نیاشامی که آشامیدن آن در گرمابه معده را تباه می کند و بر خود آب سرد مریز که بدن را ناتوان می کند و چون بیرون آمدی، آب سرد بر هر دو پای خود (پشت پا) بریز که این کار بیماری را از تنت بیرون می کشد و چون جامه خویش بر تن کردی بگو پروردگارا! جامه تقوی بر من بپوشان و مرا از پستی دور دار که چون این چنین کنی از هر درد در امان باشی. امام صادق (ع) فرموده است: سه چیز فربه می کند و سه چیز نزار و لاغر. آن سه، که فربه می کند، پیوسته به گرمابه رفتن و استشمام بوی خوش و جامه نرم پوشیدن است و آن سه، که لاغر می کند، پیوسته خوردن تخم مرغ و ماهی و پرخوری است. و منظور از پیوسته به گرمابه رفتن، روز در میان است. زیرا اگر همه روز گرمابه برود، از گوشت بدنش کاسته می شود. رسول خدا (ص) فرموده اند: هر کس به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده است بدون بستن لنگ به گرمابه نمی رود. رسول خدا (ص) فرموده اند: با حنا خضاب کنید که نور چشم را می افزاید و موی را می رویاند و زوجه را آرامش می بخشد. امام صادق فرموده است: سزاوار نیست که زن خود را زینت نکند و هر چند به آویختن گلوبندی به گردن و سزاوار نیست که زن دست خود را خضاب نبندد هر چند فقط به حنا دست بزند و اگر چه سالخورده باشد، و فرموده است شستن سر در هر جمعه با گل خطمی، زینهاری از پیسی و دیوانگی است. و فرموده است سر خود را با برگ سدر بشویید که آن را همه فرشتگان مقرب و پیامبران مرسل تقدیس کرده اند و هر کس سر خود را با برگ سدر بشوید خداوند هفتاد روز وسوسه شیطان را از او دور می فرماید و هر کس خداوند نسبت به او چنین فرماید گناه نمی کند و هر آن کس گناه نکند به بهشت می رود. و فرموده است: گرفتن ناخن و موی سبیل از جمعه تا جمعه (هر هفته روز جمعه) امان از بیماری خوره است. و فرموده است: سه چیز از سنتها و آیین پیامبران است: استعمال عطر و تراشیدن موی سر و شارب و بسیاری بهره گیری از زنان. پیامبر (ص) فرموده اند: چهار چیز از آیینهای پیامبران است، استعمال عطر و مسواک و حنا بستن و بهره گیری از زنان. امیر المؤمنین فرموده است: پیامبر (ص) به ما فرمان دادند چهار چیز را زیر خاک پنهان کنیم: موی، دندان، ناخن و خون. امام صادق (ع) در تفسیر آیه «زینت خود را به هنگام عبادت (در هر مسجد) به خود بگیرید.» فرموده است، یعنی موهای خود را شانه کند که شانه کردن روزی را جلب می کند و موی را نیکو می کند و حاجت را برمی آورد و موجب افزونی نیروی جنسی می گردد و بلغم را قطع می کند. پیامبر (ص) معمولا چهل بار ریش خود را از زیر و هفت بار از بالا شانه می- زدند و می فرمودند این کار موجب افزایش ذهن و قطع بلغم می شود و پیامبر (ص) فرموده اند در مسواک زدن دوازده خصلت است، پاکی دهان، خشنودی پروردگار، سپید شدن دندان، جلوگیری از فساد دندان، کاستن بلغم، افزایش اشتها، افزایش حسنات و کارهای پسندیده، رسیدن به روش و سنت پیامبر، گواهی دادن فرشتگان بر آن، محکم کردن لثه، شستن راه قرائت قرآن، و دو رکعت نماز در حالی که مسواک زده باشند در نزد خداوند متعال بهتر و محبوبتر از هفتاد رکعت بدون مسواک است. امام صادق فرموده است: سرمه موجب رویش موی مژه و کاسته شدن آبریزی چشم و گوارایی آب دهان و روشنی دید می گردد. امام موسی بن جعفر فرموده است: سه چیز موجب روشنی چشم است نگاه کردن به سبزه و نگریستن به آب جاری و نظر انداختن به چهره زیبا. پیامبر (ص) فرموده اند: پنج چیز موجب پیسی است. نوره کشیدن در چهار شنبه و جمعه و وضو ساختن و غسل کردن با آبی که در آفتاب گرم شده است و غذا خوردن در حال جنابت و نزدیکی با زن در عادت ماهانه و خوردن در حال سیر بودن. امام صادق (ع) فرموده است: سنت در نوره کشیدن، آن است که در هر پانزده روز یک بار انجام شود و اگر بیست روز بگذرد حتما نوره بکشد و هر کس چهل روز بگذرد و نوره نکشد مؤمن و مسلمان نیست و کرامتی ندارد. رسول خدا فرموده اند: هر کس به خدا و روز رستاخیز مؤمن است، زدودن موی زهار خویش را هر چهل روز یک بار ترک نکند و اگر چهل روز گذشت، هیچ تأخیر در آن روا ندارد. امام صادق (ع) فرموده است: امیر المؤمنین علی (ع) روزی اندوهگین بود فرمود، نمی دانم چرا اندوهگینم در حالی که بر کریاس و چهارچوب در خانه ننشسته ام و از میان گله گوسپند عبور نکرده ام و شلوار خود را ایستاده نپوشیده ام و دست و چهره خویش را با دامن جامه خود پاک نکرده ام.
پیامبر فرموده اند: هر کس چون جامه نوی بپوشد بگوید سپاس پروردگاری را که به من جامه پوشاند تا میان مردم آراسته باشم و بگوید پروردگارا این جامه را جامه برکت قرار ده که در آن در راه خشنودی تو گام بردارم و مساجد تو را آباد دارم هنوز آن جامه را نپوشیده خدایش می آمرزد. امام صادق (ع) فرموده است: هر کس جامه نو ببرد و بخواهد بپوشد، سی و شش مرتبه سوره قدر را بخواند و چون به «تنزل الملائکة» برسد، اندکی آب بر آن جامه بپاشد و سپس آن را بپوشد و قبل از هر کار در آن دو رکعت نماز بگزارد و دعا کند و ضمن دعای خود بگوید سپاس خداوندی را که به من چیزی عنایت کرد که میان مردم آراسته باشم و برهنگی خویش را به آن بپوشم و در آن برای خدای خود نماز بگزارم و سپس خدای را ستایش کند، همواره تا آن جامه کهنه شود فراخ روزی و در گشایش خواهد بود. و روایت شده است که علی بن موسی الرضا (ع) جامه خود را از سمت راست می پوشید (یعنی نخست دست راست خود را در پیراهن یا پای راست خود را در شلوار می کرد) و چون جامه نو می پوشید نخست قدح آبی می خواست و بر آن هر یک از سوره های «قدر» و «قل هو اللّه» و «کافرون» را ده مرتبه تلاوت می فرمود و آن آب را بر جامه خود می پاشاند و می فرمود هر کس نسبت به جامه نو خویش پیش از آنکه آن را بپوشد چنین کند تا هنگامی که نخی از آن موجود باشد در فراخی و گشایش زندگی خواهد کرد. ابن عباس می گوید: جبریل به حضور پیامبر آمد و گفت خدایت سلام می رساند و به تو فرمان می دهد انگشتر خویش را در دست راست کن و نگین آن را عقیق قرار بده و به پسر عمویت هم بگو انگشترش را در دست راست کند و عقیق نگین آن باشد، علی (ع) پرسید: ای رسول خدا عقیق چیست؟ فرمود: کوهی در یمن است که به یگانگی خداوند و پیامبری من و وصایت تو اقرار کرده است و برای آن عده از فرزندان تو که امامند اقرار به امامت و برای شیعیان تو اقرار به بهشت کرده است و در خبر دیگری آمده است که «و برای دشمنان تو به دوزخ اقرار کرده است.» انس بن مالک می گوید رسول خدا (ص) انگشتر خویش را در دست راست می کرد. انس بن مالک می گوید: پیامبر (ص) در دست مردی انگشتری زرین دید. با چوبدستی که در دست داشتند به انگشت آن مرد زدند و او انگشتر را بیرون آورد.
امام صادق (ع) فرموده است: شستن ظرفها و رفت و روب حیاط و خانه روزی را جلب می کند. همان حضرت فرموده است سعد بیخ دندانهای خود بنهید که موجب خوشبویی دهان و افزونی نیروی جنسی است. پیامبر فرموده اند: چهار چیز را ناخوش نداشته باشید که برای چهار چیز سودمند است: از زکام مترسید که امان از جذام است و دملها را ناخوش نداشته باشید که مایه زینهاری از پیسی است و درد چشم را ناخوش مدارید که امان از کوری است و سرفه را ناخوش مدارید که زینهاری از فلج است. پیامبر فرموده اند آفتاب را چهار خصلت است: رنگ را دگرگون می کند، بو را گندیده می کند، جامه را کهنه و فرسوده می کند و موجب درد و بیماری می شود. از موسی بن جعفر (ع) نقل است که فرموده است: فشار خون (حالت دموی) را چهار نشانه است، خارش تن و دانه های ریز آبله مانند بر پوست و خواب آلودگی و گیجی و دوار سر. و روایت شده است که پیامبر مردانی را که خود را شبیه زنان و زنانی را که خود را شبیه مردان بسازند لعن فرموده اند. حنان بن سدیر می گوید: همراه امام صادق (ع) کنار سفره بودم، تربچه یی به من دادند و فرمودند: ای حنان! تربچه بخور که در آن سه خصلت است: برگ آن باد بر و مغز آن مدر و ریشه اش قطع کننده بلغم است. رسول خدا فرموده اند: گلابی (به) بخورید که در آن سه خصلت است:
پرسیدند آنها چیست؟ فرمود: دل را گرم و بخیل را بخشنده و ترسو را بیباک و شجاع می کند. امام صادق (ع) فرموده است: پیاز بخورید که در آن سه خصلت است: دهان را خوشبو، لثه را استوار و نیروی جنسی و نطفه را می افزاید. همان حضرت فرموده است چهار چیز طبیعت آدمی را معتدل می کند: انار منطقه شام (یا عراق)، غوره پخته شده، بنفشه، کاسنی و فرموده است، تره را چهار خصلت است: دهان را خوشبو می کند، بادها را می برد، بواسیر را بر طرف می کند (خون ریزی آن را قطع می کند) و برای هر کس که پیوسته آن را بخورد امان از جذام است. پیامبر فرموده اند: کشمش (مویز) بخورید که صفرا و بلغم را از میان می برد پی ها (اعصاب) را استوار می سازد، بیماریها را از میان می برد، خلق را نیکو و دهان را خوشبو می کند و اندوه را می زداید. امام صادق فرموده است: پنج میوه بهشتی در دنیاست: انار ترش و شیرین، به (گلابی)، انگور، و خرمای رطب مشان (مشان نوع بسیار خوبی از رطب است). ضمن وصیت و سفارشهای پیامبر (ص) به علی (ع) آمده است که نه چیز موجب فراموشی است: خوردن سیب ترش، گشنیز، پنیر، آبی که موش به آن دهان زده باشد، خواندن سنگ نبشته گورها، راه رفتن میان دو زن، این سو و آن سو افکندن شپش، خون گرفتن از گودی پشت سر، ادرار کردن در آب راکد. امام صادق فرموده است خربزه بخورید که در آن ده خصلت فراهم است: پیه زمین است، دردی و زیانی نمی آورد، هم خوراکی است و هم آشامیدنی، هم میوه است و هم گل، دندان شوی است و خورش نان است، نیروی جنسی را می افزاید، مثانه را می شوید و مدر است. در حدیث دیگری آمده است، سنگ را در مثانه آب می کند، و پیامبر (ص) گاه خربزه را با خرما می خوردند و گاه با شکر و نیز فرموده است، خوردن خربزه و خرمای رطب ناشتا، موجب فلج است. امام حسن مجتبی (ع) فرموده است: در سفره دوازده سنت است که بر هر مسلمانی دانستن آن لازم است. چهار سنت از آن واجب و عبارت است از: شناختن روزی دهنده اصلی (خداوند) و خشنودی به آنچه روزی شده است و نام خدا را بر زبان آوردن و شکر کردن. چهار از آن مستحب است که شستن دست پیش از غذا و نشستن بر سمت چپ و خوردن غذا با سه انگشت و لیسیدن انگشتان است. چهار از آن ادب و فرهنگ است و عبارت است از خوردن از آنچه جلو است و کوچک برداشتن لقمه و خوب جویدن و کم نگاه کردن به چهره مردم. پیامبر فرموده اند: هر کس قطعه نانی یا خرمایی بیابد و آن را بخورد تا هنگامی که در درون آن شخص باشد مورد غفران خداوند است و از بدنش دفع نمی شود تا خدایش بیامرزد. امام صادق (ع) فرموده است با چوب ریحان و انار خلال مکنید که موجب تحریک برای گرفتاری به جذام (خوره) می شود. همان حضرت فرموده است هر کس در بازار بگوید «اشهد ان لا اله الا اللَّه وحده لا شریک له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله» خدای برای او هزار هزار حسنه می نویسد و پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس هنگامی که به بستر می رود، سوره «قل هو اللّه احد» را بخواند، خداوند گناه پنجاه ساله اش را می بخشد.

فصلی در فضائل اذان

خداوند متعال در آیه پنجاه و هشتم سوره «مائده» فرموده است «و چون شما ندای نماز بلند کنید آن را مسخره و بازیچه می گیرند و این بدان سبب است که ایشان مردمی هستند که نمی اندیشند و عقل ندارند.» مفسران در این مورد گفته اند، معمولا کافران به هنگام نماز مؤمنان جمع می شدند و با استهزاء می گفتند نماز بگزارید، نماز مگذارید. رکوع بکنید، رکوع مکنید. سجده بکنید، سجده مکنید، و خداوند این آیه را نازل فرمود . بدان که ندا دادن بر پنج گونه است: ندای خداوند و ندای پیامبر (ص) و ندای اسرافیل و ندای ابراهیم (ع) و ندای مؤمنان. ندای خداوند آن است که در آیه هفتم سوره «تحریم» فرموده است «هان! ای مؤمنان به درگاه خداوند توبه نصوح (با خلوص و دوام) کنید.» ندا و اذان گفتن رسول خدا (ص) آن است که در آیه سی و یکم سوره «احقاف» از قول ایشان آمده است که «ای قوم ما! شما هم دعوت خدا را بپذیرید و به او ایمان آورید.» ندای ابراهیم (ع) آن است که در آیه بیست و هفتم سوره «حج» آمده است «و مردم را برای ادای مناسک حج فرا خوان! پیاده و سواره از هر راه دور به سوی تو آیند.» ندای اسرافیل آن است که در آیه چهل و یکم سوره «ق» آمده است «و به ندای روزی که منادی حق (اسرافیل) از مکان نزدیک ندا کند گوش فرا دار.» ندای مؤمنان در آیه پنجاه و هشتم سوره «مائده» است که می فرماید «و چون ندا دهید (اذان گویید) برای نماز.» و خداوند در آیه سی و سوم سوره «فصلت» چنین فرموده است «چه کسی نیکو گفتارتر از آن کس است که به سوی خدا فرا خواند و نیکوکار باشد و بگوید همانا من از تسلیم شدگان به فرمان خدایم.» امام باقر (ع) فرموده است: هر کس برای رضای خداوند ده سال اذان بگوید، خداوند به همان مقدار که چشم او می بیند و صدایش در آسمان پخش می شود، از خطاهایش می بخشد و هر خشک و تری که صدای اذان او را بشنود او را تصدیق می کند و برای او، به شمار کسانی که در مسجدی که او در آن اذان گفته است سهمی است و برای او به شمار همه کسانی که با صدای او نماز گزارند حسنه یی نوشته می شود. پیامبر (ص) فرموده اند: مؤذن با پیامبران و صدیقان و صالحان محشور می شود.
امام صادق (ع) فرموده است: هر کس بشنود که مؤذن شهادتین را می گوید، او هم با خلوص و در حالی که تصدیق کننده باشد بگوید من هم چنین گواهی می دهم و از همه کسانی که منکر هستند و سرکشی می کنند به همین دو گواهی کفایت می کنم و همه کسانی را که به این دو شهادت معترفند یاری می دهم، به شمار همه منکران و همه مقران از خطاهایش آمرزیده می شود. امام صادق (ع) فرموده است هر کس به هنگام شنیدن اذان صبح بگوید پروردگارا من از تو مسألت می کنم، در این هنگام که روز تو روی آورده و شب تو گذشته و هنگام نماز گزاردن برای تو و صداهای دعا برخاستن فرا رسیده است، توبه مرا بپذیری که تو بسیار توبه پذیرنده و مهربانی و همین کلمات را به هنگام نماز و اذان مغرب هم بگوید، اگر در آن شبانه روز بمیرد از توبه کنندگان است. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس برای رضای خداوند متعال اذان بگوید خدایش پاداش چهل هزار شهید و چهل هزار صدیق ارزانی می دارد و چهل هزار تن از گنهکاران امت مرا با شفاعت او به بهشت می برد، همانا چون مؤذن « اشهد ان لا اله الا اللَّه » می گوید، هفتاد هزار فرشته بر او درود می فرستند و برای او طلب آمرزش می کنند و او روز رستاخیز در سایه عرش است تا رسیدگی به حساب مردم تمام شود و پاداش «اشهد ان محمدا رسول اللَّه» را چهل هزار فرشته برای او می نویسد. و روایت شده است هر کس اذان و اقامه برای نماز بگوید پشت سرش دو صف از فرشتگان به او اقتدا می کنند و هر کس فقط اقامه بگوید پشت سرش یک صف از فرشتگان نماز می گزارند. امام صادق (ع) فرموده است: چون جبریل (ع)، اذان را به پیامبر (ص) وحی می کرد، سر آن حضرت بر دامن علی (ع) بود و چون تمام شد و رسول خدا از آن حال به خود آمدند، به علی (ع) فرمودند: شنیدی، گفت: آری، پرسیدند: حفظ کردی؟ گفت:
آری، فرمودند: اکنون بلال را فرا خوان و به او بیاموز، علی (ع) بلال را فرا خواند و به او آموخت. هشام بن ابراهیم به امام علی بن موسی الرضا (ع) از رنجوری و بی فرزندی خود شکایت کرد، به او دستور فرمود در خانه اش با صدای بلند اذان بگوید. هشام می گوید:
چنین کردم و خداوند رنجوری مرا از میان برد و فرزندان من بسیار شدند. پیامبر (ص) فرموده اند: برای مؤذن در فاصله میان اذان و اقامه، پاداش شهیدی است که در راه خدا به خون خود طپیده باشد . عبد اللَّه بن علی می گوید: کالایی از بصره به مصر بردم و چون به مصر رسیدم همچنان که در یکی از خیابانها می رفتم، پیرمردی بلند قامت و سخت سیاه چرده را دیدم که سرش اصلع و دارای موهای سپید بود و موهای ریش او هم همگی سپید بود.
دو قطیفه بر تن داشت، یکی سپید و دیگری سیاه. پرسیدم: این کیست؟ گفتند: بلال مؤذن و آزاد کرده رسول خداست، کاغذهای خود را برداشتم و پیش او رفتم و سلام دادم و گفتم: ای شیخ سلام بر تو باد، گفت: سلام و رحمت و برکات خداوند بر تو باد گفتم: خدایت رحمت کناد، از آنچه از رسول خدا شنیده ای برای من بگو، گفت:
مگر می دانی که من کیستم؟ گفتم: تو بلال مؤذن رسول خدایی، بلال گریست و من هم گریستم آنچنان که مردم کنار ما جمع شدند و ما همچنان می گریستیم، سپس به من گفت: ای پسر تو از کجایی؟ گفتم: اهل عراقم، به به گفت و اندکی درنگ و سکوت کرد و پس از آن گفت: ای برادر عراقی بنویس: (بسم الله الرحمن الرحیم. از رسول خدا شنیدم که می فرمود: مؤذنان امنای مردم بر نماز و روزه و گوشت و خون ایشانند، چیزی از خداوند مسألت نمی کنند مگر اینکه به ایشان عطا می فرماید و در هیچ موردی شفاعت نمی کنند مگر آنکه پذیرفته می شود.» گفتم: خدایت رحمت کناد، بیشتر بگو و بر دانش من بیفزای، گفت بنویس:
«بسم الله الرحمن الرحیم، شنیدم رسول خدا می فرمود هر کس چهل سال برای رضای خدا اذان بگوید خدایش روز رستاخیز او را برمی انگیزد در حالی که برای او عمل چهل صدیق که شایسته و پذیرفته باشد منظور می فرماید.» گفتم: خدایت رحمت کناد، بر من بیفزای، گفت. بنویس: (بسم الله الرحمن الرحیم، شنیدم رسول خدا می فرمود هر کس بیست سال اذان بگوید خدایش او را در قیامت بر می انگیزاند در حالی که برای او پرتوی چون پرتو آسمان دنیاست.» گفتم: خدایت رحمت کناد، بیشتر بگو، گفت بنویس: (بسم الله الرحمن الرحیم. از پیامبر شنیدم می فرمود هر کس ده سال اذان بگوید خدای عز و جل او را با ابراهیم (ع) در خیمه یا درجه او مسکن می دهد.» گفتم: خدایت رحمت کناد بر من بیفزای، گفت بنویس: (بسم الله الرحمن الرحیم. شنیدم رسول خدا می فرمود هر کس یک سال اذان بگوید خدایش در روز قیامت او را مبعوث می فرماید در حالی که گناهانش را هر چه باشد، هر چند همسنگ کوه احد، می بخشد.» گفتم: خدایت رحمت کناد، بر من بیفزای، گفت: آری به شرط آنکه، این را حفظ و برای رضای خداوند به آن عمل کنی. (از پیامبر (ص) شنیدم می فرمود هر کس در راه خدا و برای رضای او و اظهار ایمان و تقرب به خداوند فقط برای یک نماز اذان بگوید، خداوند متعال گناهان گذشته اش را می بخشد و بر او منت می نهد و در بازمانده عمرش او را از گناه باز می دارد و در بهشت او را با شهیدان قرار می دهد.» گفتم: خدایت رحمت کناد، بهترین حدیثی را که در این باره شنیده ای برای من بگو، گفت: ای پسر! چه خبر است، بس کن که رشته های دلم را از یک دیگر گسیختی و گریست و من هم گریستم و بر او رحمت آوردم، سپس گفت بنویس: (بسم الله الرحمن الرحیم. شنیدم رسول خدا (ص) می فرمود چون روز قیامت فرا رسید و خدای عز و جل مردم را در صحرای قیامت جمع فرماید، خداوند متعال گروهی از فرشتگان نوری خود را به سوی مؤذنان می فرستد و همراه آنان پرچمهایی و رایاتی از نور است و اسبهایی (شتران) که لگام آنان زبرجد سبز و زین و تنگ آنان از مشک تازه است و مؤذنان بر آنها سوار می شوند و بر آنها می ایستند و در حالی که فرشتگان آنان را رهبری می کنند با صدای بلند اذان می گویند.» در این هنگام بلال با صدای بلند گریست آنچنان که من هم سخت گریستم، چون گریه بلال آرام گرفت، گفتم: برای چه این چنین می گریی؟ گفت: دریغ که چه چیزهایی بیاد من آوردی. شنیدم که حبیب من و برگزیده خدا که درود خدا بر او و بر خاندانش باد می فرمود سوگند به کسی که مرا براستی و حق بر پیامبری مبعوث فرموده است، آنان همچنان که بر اسبها ایستاده اند از کنار مردم می گذرند و بانگ تکبیر برمی دارند و چون تکبیر بگویند از امت خود صدای ناله می شنوم. اسامة بن زید پرسید: ای رسول خدا! آن ناله چیست؟ فرمود: ناله تسبیح و ستایش است و چون مؤذنان «اشهد ان لا اله الا الله» بگویند، امت من می گویند ما در دنیا فقط او را می- پرستیدیم. سروشی می گوید. راست گفتید و چون «اشهد ان محمدا رسول الله» بگویند امت من می گویند این آن کسی است که پیام خدا را آورد و ما بدون اینکه او را دیده باشیم به او ایمان آوردیم. سروش می گوید راست می گویید، او کسی است که پیام خدا را به شما رساند و شما به او گرویدید. اکنون سزاوار است که خداوند شما را با پیامبرتان در یک جا قرار دهد و آنان را به منازل ایشان می برند و آنجا چیزهایی از نعمت است که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه بر اندیشه یی گذشته است.
آنگاه بلال به من نگریست و گفت اگر بتوانی- هر چند که نیرو و توانی جز به عنایت خدا نیست- که مؤذن بمیری، چنین کن.

مجلس چهل و یکم در بیان فضایل نماز

خداوند متعال در آیه دوم سوره «بقره» فرموده است «کسانی که به غیب ایمان می آورند و نماز را بر پا می دارند.» و در آیه هفتاد و یکم سوره «انعام» فرموده است «بگو هدایت خدا به حقیقت هدایت است و ما مأموریم که تسلیم فرمان خدای جهانیان باشیم و اینکه نماز را بپا دارید.» و در آیه بیست و نهم سوره «اعراف» فرموده است «بگو پروردگار من به عدل و درستی فرمان داده است و اینکه در هر عبادت روی به او آورید.» و در آیات دوم و سوم سوره «انفال» فرموده است «همانا مؤمنان کسانی هستند که چون ذکری از خدا شود دلهاشان ترسان شود ... و نماز را بپا می دارند.» و در آیات نخستین سوره «مؤمنون» فرموده است «همانا اهل ایمان رستگار شدند آنان که در نمازشان فروتن و خاشع هستند.» پیامبر فرموده اند: خدا را فرشته یی به نام سخائیل است که در هر نمازی برای نمازگزاران براتهایی از پروردگار جهانیان می گیرد، هنگام سحر چون مؤمنان برمی خیزند وضو می گیرند و نماز صبح را می گزارند، براتی از خداوند برای ایشان می- گیرد که در آن چنین نوشته شده است «من پروردگار جاودانم، ای بندگان و کنیزکان من! شما را در پناه خود در آوردم و در حفظ و تحت حمایت خویش قرار دادم و سوگند به عزت خودم که شما را زبون نمی کنم و گناهان شما تا نیم روز برای شما آمرزیده و بخشیده است.»، و چون وقت ظهر فرا می رسد و آنان برمی خیزند وضو می سازند و نماز می گزارند از خدای عز و جل براتی برای ایشان می گیرد که برات دوم است و در آن چنین نوشته شده است «من پروردگار توانایم، ای بندگان و کنیزکان من! خطاها و اعمال ناپسند شما را به اعمال پسندیده مبدل کردم و از خطاهای شما درگذشتم و به سبب خشنودی خود از شما، شما را به بهشت در می آورم»، و چون وقت نماز عصر فرا می رسد و برمی خیزند و وضو می سازند و نماز می گزارند برای آنان از خداوند برات سوم را می گیرد که در آن نوشته شده است «من خداوند جلیلم و یاد من جلیل و پر شکوه است و قدرت من بزرگ است. ای بندگان و کنیزان من بدنهای شما را بر آتش حرام کردم و شما را در مساکن نیکوکاران مسکن دادم و به رحمت خود شر اشرار را از شما دور کردم.»، و چون وقت نماز مغرب فرا می- رسد و برمی خیزند و وضو می سازند و نماز می گزارند، برای آنان برات چهارم را می گیرد که در آن نوشته شده است «من خداوند متعال جبار متکبرم. ای بندگان و کنیزکان من! فرشتگان من با خشنودی از پیش شما به آسمان برآمدند و اکنون سزاوار است که از شما خشنود باشم و آرزوی شما را در قیامت برآورم.»، و چون وقت نماز عشاء فرا می رسد و برمی خیزند و وضو و نماز می گزارند، برات پنجم را برای آنان می گیرد که در آن چنین نوشته است «من خدایم که خدایی جز من نیست و پروردگاری غیر از من وجود ندارد. ای بندگان و کنیزکان من! در خانه های خود طهارت ساختید و به سوی خانه های من رفتید و به یاد من افتادید و حق مرا شناختید و فرایض مرا بجا آوردید، اکنون ای سخائیل! تو و دیگر فرشتگانم گواه باشید که از ایشان خشنود شدم.» و سخائیل همه شب پس از نماز عشاء سه بار ندا می دهد که ای فرشتگان خدا گواه باشید که خداوند برای یکتاپرستان نمازگزار، آمرزش خویش را مقرر فرمود و هیچ فرشته یی در آسمانها باقی نمی ماند مگر آنکه برای نمازگزاران آمرزش خواهی و تقاضای مداومت بر این کار را می کند و هر مرد و زنی که سعادت نماز شب به او ارزانی شود و با خلوص برای خدای عز و جل از جای برخیزد و وضو بگیرد و با نیت صادق و دل پاک و بدن خاشع و چشم گریان نماز گزارد، خداوند نه صف از فرشتگان را پشت سرش قرار می دهد که همراه او نماز گزارند و شمار فرشتگان هر صف را کسی جز خدا نمی داند. یک سر هر صف در خاور و دیگری در باختر است و چون بنده از نماز شب فارغ می شود، خداوند به شمار آن فرشتگان برای او حسنه می نویسد. منصور که یکی از راویان این روایت است می گوید: ربیع بن بدر هر گاه این روایت را نقل می کرد، می گفت ای غافل از این کرامت که نماز شب است و از پاداش بزرگ آن و گرامیداشتی که بهره ات می شود غافل مباش. پیامبر فرموده اند: چون هنگام نیم روز می رسد برای خورشید دایره یی است که در آن درمی آید و چون خورشید وارد آن دایره می شود نیم روز (ظهر) است و همه چیز که فروتر از عرش است برای خدای من تسبیح و ستایش می کند و آن ساعت یکی از ساعتهایی است که برای خدا نماز گزارده می شود و خداوند در آن ساعت بر امت من هم نماز را واجب فرموده است. و خداوند متعال در آیه هفتاد و هشتم سوره هفدهم «بنی اسرائیل» فرموده است «از هنگام زوال آفتاب تا تاریکی شب نماز را بپا دار و نماز صبح را بجای آر که آن به حقیقت مشهود نظر فرشتگان شب و فرشتگان روز است.» گوید: این ساعت، ساعتی است که روز قیامت، جهنم در آن ساعت آشکار می شود و هر مؤمنی که موفق شده باشد در آن ساعت سجده و رکوع و قیام انجام داده باشد خداوند جسدش را بر آتش حرام می فرماید. نماز عصر هنگامی است که آدم در آن ساعت از درخت ممنوع خورد و خدایش او را از بهشت بیرون راند. ابن فارسی می گوید: این خطای آدم بر سبیل مصلحت بود و بیرون کردن او از بهشت نیز بر سبیل مصلحت بوده نه برای خوار و زبون کردن او و خداوند به ذریه آدم مقرر فرموده است که تا روز قیامت در آن ساعت نماز بگزارند. پیامبر می فرموده اند: برای امت من هم نماز گزاردن در آن ساعت مقرر شده است و نماز عصر از محبوب تر نمازها در نظر خداوند است و خداوند در باره مواظبت از آن به من سفارش فرموده است. و نماز مغرب هنگامی است که خداوند توبه آدم (ع) را پذیرفت و فاصله میان خوردن آدم از درخت ممنوع تا پذیرفته شدن توبه اش بر حسب زمان این دنیا سیصد سال بوده و بر طبق زمان در آخرت که هر روزش هزار سال است، در فاصله میان نماز عصر تا نماز عشاء بوده است و آدم سه رکعت نماز گزارد، رکعتی برای پوزش از خطای خود و رکعتی برای پوزش از خطای حواء و رکعتی برای پذیرش توبه اش. ابن فارسی توضیح می دهد که مقصود از خطا، ترک کردن کار مستحبی است که از آن، گاه به معصیت هم تعبیر می شود و آدم (ع) هم سه رکعت نمازی که گزارده است برای این بوده که پاداش آن کار مستحب را که انجام نداده است دریابد و توبه او به پیشگاه خداوند برای این بوده که مقرب شود نه از باب اینکه گناهانش آمرزیده شود. که او از مقام عصمت بهره مند بوده است. خداوند هم این سه رکعت را بر امت من فرض فرموده است و این ساعتی است که دعا در آن پذیرفته می شود و خدای به من وعده فرموده است هر کس در آن ساعت او را عبادت کند و فرا خواند، دعایش را مستجاب فرماید. و این نماز را خداوند به من مقرر داشته و فرموده است «خدا را هنگام شب (نماز مغرب) و هنگام صبح (نماز صبح) ستایش کنید.» (آیه هفدهم از سوره روم)، اما نماز عشا برای این است که گور و روز رستاخیز را ظلمتی است و خداوند به من و امت من فرمان داده است این نماز را در این وقت بگزاریم تا گورهای ایشان و مسیرشان برای گذشتن از پل صراط روشن شود و هیچ قدمی برای نماز عشاء برداشته نمی شود مگر اینکه خداوند بدن آن شخص را بر آتش دوزخ حرام می فرماید و این نماز را خداوند برای پیامبرانی که پیش از من بوده اند نیز مقرر فرموده است. اما نماز صبح چنین است که چون آفتاب طلوع می کند بر دو شاخ شیطان می تابد و خدای عز و جل به من فرمان داده است پیش از طلوع خورشید و پیش از آنکه کافران خورشید پرست به آن سجده کنند من و امتم برای خدا سجده کنیم و شتاب در گزاردن این نماز برای خدا خوشتر است و این نمازی است که فرشتگان گماشته بر شب و روز به گزاردن آن گواهی می دهند.
موسی (ع) گفته است: پروردگارا پاداش کسی که برای نماز در پیشگاه تو می ایستد چیست؟ حق تعالی فرموده است: ای موسی! من بر آن قیام و رکوع و سجودش بر فرشتگان خود مباهات می کنم و هر کس را که به او نزد فرشتگانم مباهات کنم، عذاب نخواهم کرد. پیامبر (ص) فرموده اند: در خواب دیدم مردی از امت مرا فرشتگان عذاب احاطه کرده اند و نمازش آمد و او را از آنان بازداشت و نجات داد. امام صادق (ع) فرموده است: زمستان، بهار مؤمن است. شب آن طولانی است و کمک برای نماز خواندن اوست و روزش کوتاه و مناسب روزه گرفتن اوست. و فرموده است چون نماز واجب می گزاری آن را در اول وقت انجام بده آنچنان که گویی آخرین نماز تو است و بیم آن داری که دیگر هرگز موفق به آن نشوی و چشم به موضع سجده خود داشته باش. و اگر بدانی چه کسی سمت راست و چپ تو ایستاده است (فرشتگان) نمازت را بهتر خواهی گزارد و بدان که در آن حال در پیشگاه خدایی هستی که تو را می بیند و تو او را می بینی. پیامبر (ص) فرموده اند: در ساعات غفلت نماز نافله بگزارید هر چند دو رکعت سبک باشد که موجب بهشت است. پرسیدند ای رسول خدا ساعت غفلت چه هنگام است؟ فرمود میان نماز مغرب و عشاء (شاید منظور همان نماز است که به غفیله مشهور است. م.) امام صادق (ع) فرموده اند هر کس نماز مغرب بگزارد و تعقیب بخواند و سخن نگوید تا آنکه دو رکعت نماز بگزارد، برای او در علیین (نامه عمل) آن دو رکعت نوشته می شود و اگر چهار رکعت بگزارد برای او پاداش حج پذیرفته شده ای نوشته می شود. همان حضرت فرموده است گزاردن نماز واجب بهتر از بیست حج است و هر حجی بهتر از خانه یی انباشته از طلاست که صدقه داده شود تا تمام گردد.
پیامبر (ص) فرموده اند: چون آفتاب به زوال می رسد (ظهر و نیم روز فرا می رسد) درهای آسمان گشوده می شود و درهای بهشت باز می گردد و دعا پذیرفته می شود.
خوشا به حال کسی که در آن هنگام برای او کار پسندیده یی به آسمان بر شود (ظاهرا مقصود نماز اول وقت ظهر است. م.) امام باقر (ع) فرموده است: چون نمازگزار به نماز می ایستد برای او سه خصلت است: فرشتگان او را از جای پاهایش تا آسمان احاطه می کنند، و از آسمان بر فرق سرش رحمت و نیکی فرو می ریزد و فرشته یی بر او گماشته می شود و ندا می دهد اگر نمازگزار بداند با چه کسی مشغول مناجات است خسته و تافته نمی شود. امام صادق (ع) فرموده است: هر کس نمازهای واجب را در اول وقت بگزارد و حدود آن را حفظ کند، فرشته آن نماز را در حالی که پاک و رخشان است به آسمان می برد و آن نماز به نمازگزار ندا می دهد که خدایت حفظ کند آنچنان که مرا حفظ کردی و من تو را به خدای می سپارم همچنان که تو مرا به این فرشته گرامی سپردی. و هر کس بدون سبب و عذر نماز را پس از وقت آن بگزارد و حدودش را رعایت نکند، فرشته آن را به صورتی آلوده و سیاه می برد و آن نماز به او ندا می دهد مرا تباه کردی، خدایت تباه کند و مرا رعایت نکردی، خدایت رعایت نکند. سپس فرمود: نخستین چیزها که از بنده چون در پیشگاه خدا بایستد پرسیده می شود، نمازهای واجب و زکات و روزه و حج واجب او و دوستی و ولایت ما خاندان است. اگر به ولایت ما اقرار آورده و بر آن مرده باشد نماز و زکات و روزه و حجش پذیرفته می شود و اگر اقرار به ولایت ما نداشته باشد هیچ یک از اعمال او پذیرفته نخواهد شد. امام باقر (ع) فرموده است: مردی وارد مسجدی شد که رسول خدا (ص) حاضر بودند. نماز گزارد و سجده اش را چنان که شاید انجام نداد. پیامبر فرمودند «نوک بر زمین زد آنچنان که کلاغ نوک بر زمین می زند و اگر با همین حال بمیرد بر آیین دیگری غیر از آیین محمد (ص) مرده است.» و پیامبر (ص) فرموده اند: تا وقتی که آدمی نمازهای پنجگانه خویش را به وقت خود بگزارد شیطان از او ترسان و گریزان است و چون نمازها را تباه کند شیطان بر بر او دست می یابد و او را در گناهان بزرگ می کشاند. ابو بصیر می گوید: پیش ام حمیده رفتم که به او رحلت امام صادق (ع) را تسلیت بگویم، گریست و از گریه او من هم گریستم. سپس گفت: «ای ابو محمد اگر امام صادق (ع) را هنگام رحلت ایشان دیده بودی چیز عجیبی می دیدی، چشمهایش را گشود و فرمود همه کسانی را که نزدیکان منند و میان من و ایشان خویشاوندی است جمع کنید و ما همگان را جمع کردیم، امام (ع) به آنان نگریست و فرمود: همانا شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمرد نخواهد رسید.» پیامبر (ص) فرموده اند: وقت هیچ نمازی فرا نمی رسد مگر آنکه فرشته یی میان مردم ندا می دهد که برخیزید، آتشهایی را که برای خود و پشت خود برافروخته اید با نمازتان تخفیف دهید و فرو نشانید. و پیامبر فرموده اند: شفاعت من به کسی که نماز خود را سبک بشمرد نمی رسد و سوگند به خدا که کنار حوض کوثر بر من وارد نمی شود. امام صادق (ع) فرموده اند: امیر المؤمنین علی (ع) مردی را دیدند که شتابان و بدون رعایت طمأنینه نماز می گزارد، از او پرسیدند چند وقت است که چنین نماز می گزاری. گفت: مدتی است، فرمودند: مثل تو در پیشگاه خداوند مثل کلاغ است که نوک به زمین می زند، اگر با این حال بمیری به آیین ابو القاسم (ص) نخواهی مرد، سپس امیر المؤمنین فرمود: همانا دزدتر دزدان کسی است که از نماز خود می دزدد. امام صادق (ع) در باره مردی که عمدا نماز خود را به تأخیر می انداخت فرمود:
این شخص روز قیامت در حالی برانگیخته می شود که هیچ کس و هیچ مالی همراه ندارد. یعنی در بهشت برای او چیزی نیست. در روایت دیگری از امام باقر (ع) نقل شده که فرموده است: فرشته یی گماشته شده که ندا می دهد هر کس نماز عشاء نگزارده، بخوابد تا نیمه شب فرا رسد، خداوند چشمش را هرگز نخواباند. روایت شده است که پیامبر (ص) وارد مسجد شدند و گروهی از اصحاب آنجا بودند، فرمودند: آیا می دانید پروردگار شما چه فرموده است؟ گفتند: خدا و رسولش داناتر است. فرمودند: پروردگارتان می فرماید هر کس این پنج نماز واجب را به هنگام بگزارد و بر آن مواظبت کند، روز قیامت مرا دیدار خواهد کرد در حالی که برای او پیش من عهدی است که او را وارد بهشت کنم و هر کس آن را در وقت خود نگزارد و بر آن مواظب نکند کار او بر دست من است. اگر بخواهم عذابش می کنم و اگر بخواهم او را می آمرزم. شاعر چنین سروده است:
پروردگارا! همانا که من تبهکارتر تبهکارانم، طاعتم اندک و تباهی هایم بسیار است. روز رستاخیز چه چیزی را می توانم برای روزه و نماز و زکات خویش آرزو کنم.