فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

مجلس سی و هفتم در بیان فضایل شیعه

امام صادق (ع) فرموده است: شیعه سه گروهند، دوست صمیمی که او از ماست و کسی که خود را با محبت ما آراسته است و ما موجب آرایش اوییم و کسی که به نام ما می خواهد از مردم نان بخورد و هر کس چنین کند فقیر و نیازمند می شود. هم از ایشان روایت شده است: شیعیان ما را در سه مورد بیازمایید: به هنگام فرا رسیدن وقت نمازها ببینید مراقبت ایشان چگونه است و در باره رازها بنگرید چگونه راز داری می کنند و راز ما را از دشمنان پوشیده می دارند و در باره اموال خود چگونه با برادران دینی خود در آن مواسات می کنند. پیامبر (ص) فرموده اند: ای علی! شیعیان و یاران خود را به ده خصلت مژده بده: حلال زادگی، نیکو اعتقادی ایشان به خدا، دوست داشتن خداوند ایشان را، گشادگی گورهای ایشان، در عبور از صراط، نور میان چشمهای ایشان است، فقر از پیش چشمان و دلهایشان برداشته می شود، دشمنی خداوند با دشمنان ایشان، امان از خوره و پیسی و دیوانگی، فرو ریختن گناهان و بدیهای ایشان، بودن آنان در بهشت با من و بودن من با ایشان.
امام باقر (ع) فرموده است: همانا شیعیان علی (ع) دارای رنگ پریده و نزار و لبهای خشکیده اند. شکمهای ایشان تهی و رنگهایشان متغیر و چهره هایشان زرد است.
چون شب فرا می رسد و آنان را فرو می گیرد زمین را بستر خود قرار می دهند و چهره و پیشانی بر خاک می نهند. سجده و اشک و دعا و گریستن آنان بسیار است.
مردم شادند و ایشان اندوهگین. امام باقر (ع) فرموده است: آیا تصور می شود شیعه بودن فقط به دوست داشتن ما خاندان کفایت می شود؟ سوگند به خدا کسی شیعه ما نیست مگر آنکه از خدای بترسد و پرهیزگار باشد. ای جابر! شیعیان فقط با فروتنی و خشوع بسیار و فراوانی یاد کردن خدا و افزونی روزه و نماز و رسیدگی به همسایگان فقیر و بینوایان و وام داران و یتیمان و راست گفتاری و تلاوت قرآن و باز داشتن زبان از مردم، جز به نیکی شناخته نمی شوند و آنان باید امنای عشایر و خاندان خود باشند. جابر گفت: ای پسر رسول خدا! من کسی را به این صفت نمی شناسم. فرمود: ای جابر! از راه بیرون مشو و کج فهمی مکن. آیا به نظر تو همین کافی است که کسی فقط بگوید من علی را دوست می دارم و ولایت او را در دل دارم؟ اگر کسی بگوید من رسول خدا را دوست دارم- در حالی که پیامبر (ص) از علی (ع) بهتر است- ولی به عمل و سنت پیامبر عمل نکند، آیا این دوستی پیامبر (ص) برای او نتیجه یی دارد؟ از خدای بترسید و برای آنچه در پیشگاه خداوند است عمل کنید و بدانید که میان خداوند و هیچ کس خویشاوندی و قرابت نیست. دوست داشتنی و گرامی ترین بندگان خدا در نظرش پرهیزکارتر و عمل کننده تر به فرمان اوست. به خدا سوگند که نمی توان به او نزدیک و مقرب بارگاهش شد جز به فرمانبرداری. همراه ما حواله آزادی از دوزخ نیست و هیچ کس را بر خدا حجت و بهانه یی نیست. هر کس فرمانبردار خدا باشد دوست ماست و هر کس نسبت به خداوند سرکش باشد دشمن ماست. دوستی ما حاصل نمی شود جز با پارسایی و عمل. امام صادق (ع) فرموده است: من و پدرم بیرون آمدیم و چون به فاصله میان مرقد مطهر پیامبر و منبر آن رسیدیم، پدرم به گروهی از شیعیان رسید و بر ایشان سلام داد و سپس فرمود: به خدا سوگند که من رائحه شما و جانهایتان را دوست می دارم. شما در این مورد مرا با کوشش و پارسایی یاری دهید و بدانید که دوستی ما به دست نمی آید مگر با کار و کوشش. هر کس از شما هر کس را امام خویش می داند باید به چگونگی عمل او اقتداء کند. شما شیعیان و یاران خدایید و پیشی گیرندگان در این جهان و آن جهانید. در دنیا به دوستی ما پیشی گرفته اید و در آخرت در ورود به بهشت پیشی می گیرید. ما برای شما بهشت را به ضمانت خدا و رسول خدا ضمانت می کنیم که به درجات مختلف آن برسید. اکنون برای رسیدن به درجات بهشت با یک دیگر هم چشمی کنید. شما و زنان شما، مردان و زنان پاکید. هر زن مؤمن حوریه یی است و هر مرد مؤمن دوست شما است و از صدیقان است. امیر المؤمنین علی (ع) به قنبر فرمود:
مژده باد بر شما و مژده دهید که به خدا سوگند رسول خدا از این جهان رحلت فرمود در حالی که بر امت خویش غیر از شیعیان خشمگین بود. همانا هر چیز را شرفی است و شرف دین، شیعه است و هر چیز را سروری است و سرور و گزینه تر انجمنها، انجمنهای شیعه است. هر آینه هر چیز را پیشوایی است و پیشوای زمینها، زمینی است که شیعیان در آن سکونت دارند. به خدا سوگند اگر کسی از شما در زمین نبود خداوند بر مخالفان شما هیچ نعمتی ارزانی نمی داشت و چیزی از پاکیها بهره ایشان نمی شد و برای آنان در دنیا و آخرت بهره یی نیست. هر کس ناصبی باشد، اگر چه در عبادت کوشا باشد مصداق این آیه است: «همه کارشان رنج و مشقت است و در آتش فروزان معذبند». هر ناصبی هر چند کوشش کند، کار و کوشش او پراکنده و بی ارزش است. شیعیان ما با پرتو خداوند نظر می کنند و می نگرند و هر کس با ایشان مخالفت کند کارش باژگونه می شود. به خدا سوگند هیچ بنده یی از شیعیان ما نمی خوابد مگر اینکه خداوند روحش را به آسمان می برد و اگر در حال خواب مرگ او فرا رسد روانش را در گنجینه های رحمت و باغهای بهشت خویش و در سایه عرش خود قرار می دهد و اگر مرگ و اجل او هنوز فرا نرسیده باشد، روانش را همراه یکی از فرشتگان امین خود به جسدش گسیل می فرماید تا در آن جای گزیند. سوگند به خداوند که حاجیان و عمره گزاران شما، ویژگان خدایند و همانا فقیران شما اهل غنا و بی نیازی و توانگران شما اهل قناعتند و همه شما اهل دعوت خدایید و شایسته آنید که دعاهای شما را بپذیرد، یا دعوت او را شما پذیرا باشید و پاسخ دهید. امام باقر (ع) فرموده است: از پیامبر (ص) در مورد بندگان برگزیده پرسیده شد. فرمودند: کسانی هستند که چون کار نیکو و پسندیده کنند شاد می شوند و چون کاری ناستوده انجام دهند، طلب آمرزش می کنند و چون توانگر شوند سپاسگزاری می کنند و چون گرفتار شوند شکیبایی می کنند و چون خشمگین شوند، گذشت می کنند. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است: اگر بر بینی مؤمن با شمشیر خود ضربه زنم که مرا دشمن بدارد دشمن نخواهد داشت و اگر تمام نعمت دنیا را بر منافق بریزم که مرا دوست بدارد دوست نخواهد داشت و این، بدان جهت است که بر زبان پیامبر (ص) جاری شده و فرموده اند که تو را مؤمنی دشمن نخواهد داشت و منافقی دوست نخواهد داشت. امام سجاد (ع) فرموده است: چون قائم ما قیام کند خداوند بیماری و اندوه را از شیعیان ما برمی دارد و دلهای آنان را همچون آهن استوار می فرماید و نیروی هر مرد از ایشان را برابر چهل مرد قرار می دهد و آنان حکام و گزیدگان زمین خواهند بود. پیامبر (ص) به علی (ع) فرموده اند: ای علی! شیعیان تو روز قیامت رستگارانند.
و هر کس به یکی از ایشان اهانت کند به تو اهانت کرده است و هر کس به تو اهانت کند، به من اهانت کرده است و هر کس به من اهانت کند، خدایش به آتش دوزخ می افکند و چه بد فرجامی است. ای علی! تو از منی و من از تو. و سرشت تو از روح و سرشت من است. شیعیان تو از بازمانده سرشت ما آفریده شده اند. هر کس آنان را دوست بدارد ما را دوست می دارد و هر کس آنان را دشمن بدارد ما را دشمن داشته است و هر کس به آنان مهر ورزد به ما مهر ورزیده است. ای علی! شیعیان تو با آنکه عیوب و گناهانی داشته باشند مغفور و آمرزیده می شوند. ای علی چون فردای قیامت در مقام محمود (شفاعت) بپا خیزم، خود، شفیع شیعیان تو خواهم بود و آنان را به این موضوع مژده بده. ای علی! شیعیان تو شیعیان خدایند و یاران تو یاران خدایند و دوستان تو دوستان خدا و حزب تو حزب خداست. ای علی! هر کس با تو دوستی کند نیکبخت است و هر کس با تو دشمنی کند بدبخت است. ای علی! برای تو گنجی در بهشت است که تو ذو القرنین (گنجور) آنی. و روایت شده است که امیر المؤمنین پس از روزگار درازی یکی از شیعیان خود را دید که شکسته شده بود، در عین حال در راه رفتن چالاکی می کرد. به او فرمود: ای مرد سالخورده شده ای! گفت: آری در فرمانبرداری از تو. فرمود: چرا چالاکی می کنی؟ گفت: این برای دشمنان تو است. فرمود: هنوز در تو نیروی باقی مانده ای می بینم. گفت: ای امیر المؤمنین! برای تو است. پیامبر فرموده اند: خداوند متعال مردمی را در قیامت برمی انگیزد که چهره های ایشان از نور است، بر کرسیهایی از نور نشسته اند و بر ایشان جامه هایی از نور است و در سایه عرش قرار دارند. منزلت ایشان چون پیامبران و شهیدان است، در عین آنکه نه پیامبرند و نه شهید. مردی گفت: ای رسول خدا! آیا من از ایشانم؟ فرمود:
نه. دیگری گفت: ای رسول خدا! آیا من از ایشانم؟ فرمود: نه. پرسیدند: ای رسول خدا! آنان کیستند؟ دست بر سر علی نهاد و فرمود: این مرد و شیعیان اویند. و پیامبر (ص) فرموده اند: پس از من نسبت به فقرای شیعیان و عترت علی سبکی مکنید، که مردی از ایشان شفاعتش برای مردم به اندازه قبیله های مضر و ربیعه پذیرفته می شود. و پیامبر فرموده اند: شیعیان علی روز رستاخیز رستگارانند. و فرموده اند: چه بسا افراد ژولیده خاک آلوده که جز دو جامه کهنه ندارد و نیازمند و زبون به نظر می رسد که اگر خداوند را سوگند دهد خواسته اش را بر می آورد. جابر بن عبد الله انصاری گفته است: شیعیان علی و دیگر امامان که از نسل اویند، روز قیامت ایمن و رستگارند. اگر مردی خروج کند و مردم را به گمراهی فرا خواند چه کسی به او از همگان نزدیک تر است؟ گفتند: شیعیان و یارانش. گفت:
اگر کسی خروج کند و مردم را به هدایت فرا خواند چه کسی نزدیک تر به اوست؟ گفتند: شیعیان و انصارش. گفت: علی بن ابی طالب این چنین است. لوای حمد در رستاخیز به دست اوست و نزدیک تر افراد به او شیعیان و یاران اویند. امام باقر (ع) فرموده است: هیچ بنده یی که از شیعیان ما باشد برای نماز بر نمی خیزد مگر اینکه به شمار افرادی که مخالف اویند از فرشتگان پشت سرش نماز می گزارند و برای او تا هنگامی که از نماز خویش فارغ می شود دعا می کنند. پیامبر فرموده اند: هفتاد هزار تن از امت من بدون آنکه بر ایشان حسابی باشد وارد بهشت می شوند، و سپس روی به علی (ع) کرده و فرموده اند: آنان شیعیان تو هستند و تو امام ایشانی. جابر می گوید: روزی حضور پیامبر (ص) بودم که چهره خود را به سوی علی (ع) برگرداندند و فرمودند: ای ابو الحسن! ترا مژده دهم؟ گفت: آری، ای رسول خدا.
فرمودند: این جبریل است که از قول خداوند به من خبر می دهد که خداوند به شیعیان و دوستان تو هفت خصلت ارزانی فرموده است: آسانی هنگام مردن، آرامش و انس در هنگام وحشت، نور در تاریکی، ایمنی در هنگام بیم بزرگ، برابری در ترازوی عمل، جواز عبور از پل صراط و وارد شدن به بهشت پیش از دیگر مردم و پرتو ایشان پیشاپیش و در سمت راست ایشان می تابد. امام صادق (ع) فرموده است: چون مؤمن می میرد هفتاد هزار فرشته او را تا کنار گورش تشییع می کنند و چون او را در گور می نهند، نکیر و منکر می آیند و او را می نشانند و می گویند پروردگار تو کیست؟ می گوید: خداوند، پروردگار من و محمد (ص)، پیامبر من و اسلام، آیین من است. آنان گور او را گشاد می کنند و تا آنجا که چشمش کار می کند گورش گشاده می شود و برای او خوراک از بهشت می آورند و روح و ریحان بر او می رسد و این است معنی گفتار خداوند که می فرماید: «اگر از مقربان باشد روح و ریحان و نعمت بهشت است»، یعنی روح و ریحان در گور و نعمت بهشت در قیامت. سپس فرمود: و چون کافر بمیرد هفتاد هزار تن از فرشتگان عذاب او را تا کنار گورش تشییع می کنند و او را با صدایی که آن را همه چیز غیر از آدم و جن می شنود می گوید: «ای کاش بار دیگر به جهان برمی گشتم و از نیکوکاران بودم» و می گوید: «پروردگارا مرا برگردان شاید که من به جبران گذشته کار پسندیده انجام دهم.» فرشتگان عذاب به او می گویند: «هرگز، این سخنی است که فقط خودش با حسرت می گوید» و فرشته یی می گوید: «و اگر به دنیا هم برگردانده شوند به همان کارها که از آن منع شده بودند بازمی گردند.» و چون او را در گورش نهند و مردم از او جدا شوند، نکیر و منکر به بدترین حال همراه ترس و بیم او را می نشانند و از او می پرسند: خدا و پیامبر و آیین تو چیست؟ و زبانش بند می آید و توانا به دادن پاسخ نیست. آنان ضربتی به او می زنند که سراپایش را عذاب می کند و همه چیز از آن به لرزه می آید و باز می گویند: خدا و آیین تو چیست؟ می گوید: نمی دانم. می گویند:
آری، نه دانستی و نه هدایت شدی و نه رستگاری یافتی. آنگاه برای او دری از آتش می گشایند و برای او حمیم دوزخ می آورند و این است معنی گفتار خداوند که می فرماید: «و اما اگر از دروغگویان و گمراهان است، بهره اش حمیم جهنم است و جایگاهش دوزخ.» شاعر چنین سروده است:
«برای مردم همان چیزی را دوست بدار که برای خویش و آنچه را که برای خویش ناخوش می داری برای آنان مخواه. اگر خواهان پرهیزگاری هستی، این اصل آن است و گر نه تو از آن دوری.» و این دو بیت هم گفته شده است:
«ای کوشش کننده! شاید که به رستاخیز با مژده و ایمنی برخورد کنی و از آن بیمی نداشته باشی. این سخن استوار پیامبر است که همچون مروارید آن را به حق و راستی میان شما فرموده و انشاء کرده است.» «آیین ما دوستی آل محمد است و هر کس آنان را دوست بدارد، دوست داشته می شود. از ما دوستی و ولایت است و هر کس جز آل محمد بدلی برای خود بگیرد مستوجب عذاب است و هر گاه بمیرد وارد دوزخ می شود و کنار حوض پیامبر راه نمی یابد و اگر کنار آن برود رانده می شود.»

مجلس سی و هشتم در ذکر فضائل امت محمد (ص)

خداوند در سوره آل عمران فرموده است: «شما بهترین امتی هستید که برای مردم بیرون آورده شده اید، امر به معروف و نهی از منکر می کنید.» معنی آن این است که ای امت محمد (ص)! شما بهترین امتید و گفته شده است که این آیه، ستایش امت محمدی است و خداوند هیچ قومی را پس از اینکه ستوده است عذاب نمی- فرماید. و خداوند متعال در سوره اعراف می فرماید: «رحمت من، همه موجودات را فرا گرفته است.» ، و در سوره فاطر می فرماید: «سپس ما آنانی از بندگان خود را که برگزیدیم، وارث علم قرآن گردانیدیم. باز هم برخی از آنان نسبت به خود ستم کردند و برخی راه عدل پیمودند و برخی به فرمان خدا بر کارهای نیک پیشی گرفتند.
این رتبه یی است که همان فضل بزرگ (عطای بی پایان خداوند) است. در این آیه، خداوند نخست از ظالم نام برده است که از رحمت خداوند نومید نگردد و پیشی گیرنده به انجام نیکیها را در پایان آورده است که شیفته نگردد و سپس همه آنان را در ورود به بهشت مژده داده و فرموده است: «بهشت جاودانی که همه وارد آن می شوند». در مورد این آیه از پیامبر (ص) روایت شده است که فرموده اند: همه مسلمانان اهل بهشتند، و نیز از آن حضرت نقل شده است که فرموده اند: پیشی گیرندگان ما به بهشت پیشی می گیرند و میانه رو ما نجات می یابد و ستمگران ما آمرزیده می شوند، و گفته شده است، همین آیه، سبب مسلمان شدن کعب الاحبار بوده است. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است: پیشی گیرنده (سابق) کسی است که همه امور واجب و مستحب و فضایل اخلاقی را انجام می دهد و میانه رو (مقتصد) کسی است که همه امور واجب را انجام می دهد ولی در مورد مستحبات و فضایل کوتاهی می کند.
و گفته شده است، خداوند به این امت، مرتبه ابراهیم خلیل و موسی کلیم و حبیب خود (محمد) را ارزانی فرموده است.
در مورد مراتب ابراهیم خلیل (ع) چنین است که خلیل از خدای خود پنج حاجت و نیاز را خواست و خداوند پس از اینکه ابراهیم (ع) آنها را مسألت کرد به او ارزانی فرمود و حال آنکه همان پنج حاجت را به این امت، بدون اینکه مسألت کنند، عنایت فرموده است. خلیل (ع) نخست از خداوند آمرزش را مسألت کرد و در سوره شعرا از قول او نقل شده است که چنین عرضه داشته است: «آن کسی که طمع دارم خطای مرا در روز رستاخیز بیامرزد.» و همین مرتبه را به این امت بدون آنکه مسألت کنند عنایت کرده، و در سوره زمر فرموده است: «ای بندگان من که نسبت به خود اسراف ورزیده اید! از رحمت خداوند نومید مشوید که خداوند همه گناهان را می آمرزد.» خواسته دوم خلیل (ع) این است که در همان سوره شعراء از قول او آمده است که «پروردگارا! در روزی که بندگان برانگیخته می شوند، مرا خوار و زبون مفرمای.» و خداوند در سوره تحریم در باره این امت فرموده است: «روزی که خداوند پیامبر و کسانی را که همراه او گرویده اند خوار و زبون نمی فرماید.» خواسته سوم ابراهیم (ع) این است که وراثت بهشت را برای خود مسألت فرموده است و در سوره شعرا آمده است: «پروردگارا و مرا از وارثان بهشت قرار بده.» و در باره این امت در سوره مؤمنون فرموده است: «آنان خود وارثانند، کسانی که فردوس را ارث می برند و ایشان جاودانه در آنند.» چهارم مسألت خلیل (ع) در مورد پذیرش اعمال عبادی است و در سوره بقره آمده است که «پروردگار ما! از ما بپذیر.» و در باره این امت در سوره شوری فرموده است: «و او، آن است که توبه را از بندگان خویش می پذیرد.» پنجم خواسته ابراهیم خلیل در داشتن و عنایت کردن فرزندان نیکوکار و اعقاب صالح است و خداوند از قول او در سوره صافات می فرماید: «پروردگارا! مرا از فرزندان شایسته عطا فرمای.» و در سوره انعام در مورد این امت فرموده است: «و خدا همان خدایی است که شما را جانشین گذشتگان اهل زمین قرار داده است.» سپس خداوند متعال، شش خصلت و نعمت به ابراهیم (ع) بدون اینکه مسألت کند ارزانی فرموده است و به این امت هم آن شش خصلت را بدون اینکه مسألت کنند، ارزانی فرموده است. نخست آنکه، در باره ابراهیم فرموده است: «ابراهیم، یهودی و نصرانی نبود بلکه حنیف و مسلم بود.» (آیه 67 سوره آل عمران) و برای این امت هم فرموده است: «خداوند شما را از پیش مسلمان نامیده است.» (بخشی از آیه 78 سوره حج.) دوم آنکه، خداوند برای ابراهیم چنین فرموده است: «ای آتش! بر ابراهیم سرد و سلامت باش.» (آیه 69 از سوره 21) و برای این امت فرموده است: «و شما بر لبه پرتگاه آتش بودید و از آن شما را رهایی بخشید.» (بخشی از آیه 103 سوره آل عمران.) سوم، در باره ابراهیم فرموده است: «و او را مژده دادیم به پسری بردبار.» (بخشی از آیه 110 سوره 37) و برای این امت فرموده است: «و مؤمنان را مژده بده که برای آنان از سوی خداوند فضل بزرگی است.» (بخشی از آیه 47 سوره احزاب.) چهارم آنکه، در باره ابراهیم (ع) فرموده است: «سلام بر ابراهیم» (آیه 109 سوره صافات.)، و در مورد این امت فرموده است: «بگو حمد خدا راست و سلام بر بندگانی که او برگزیده است.» (آیه 59 سوره نمل.) پنجم آنکه، خداوند در مورد ابراهیم (ع) فرموده است: «به یاد بیاور بندگان ما ابراهیم و اسحاق را» (بخشی از آیه 45 سوره 38، ص) و از امت محمد (ص) تعبیر به «بندگان خداوند رحمان» (بخشی از آیه 63 سوره فرقان) کرده است. ششم آنکه، خداوند در مورد ابراهیم خلیل (ع) فرموده است: «سپاسگزار نعمتهای خدا بود و خدایش برگزید.» (بخشی از آیه 121 سوره نحل.) و در مورد این امت هم فرموده است: «او شما را برگزید» (بخشی از آیه 78 سوره حج.) اما در مورد مراتب موسی (ع) چنین است که خداوند به کلیم ده رتبه ارزانی فرموده است و به امت محمد (ص) نیز همان را ارزانی داشته است. نخست آنکه، برای موسی (ع) فرموده است: «و ما موسی را نجات دادیم» (بخشی از آیه 65 سوره شعراء) و در باره امت محمد (ص) فرموده است: «این چنین بر ما حق است که مؤمنان را نجات دهیم.» (بخشی از آیه 103 سوره دهم.) دوم آنکه، کلیم (ع) را با همراهی خود نصرت بخشیده و فرموده است: «من همراه شما دو تن هستم، می شنوم و می بینم» (بخشی از آیه 46 سوره طه) و در باره این امت فرموده است: «همانا که خداوند همراه آنانی است که پرهیزگارند» (بخشی از آخرین آیه سوره نحل.) سوم، مقرب ساختن کلیم (ع) است و خداوند فرموده است: «و او را در حال رستگاری برای مقام قرب خود برگزیدیم.» (بخشی از آیه 52 سوره مریم.) و برای این امت فرموده است: «و ما به او نزدیک تر از شماییم.» (بخشی از آیه 85 سوره واقعه.) چهارم، منتی است که خداوند بر او گزارده است و فرموده است: «و همانا منت گزارده ایم بر موسی و هارون.» (آیه 114 سوره صافات) و در باره این امت فرموده است: «بلکه خداوند بر شما منت می گذارد.» (بخشی از آیه 17 سوره حجرات.) پنجم، ایمنی و بلندی مرتبت است و خداوند متعال خطاب به موسی فرموده است: «بیم مکن که همانا تو بر آنان برتری» (آیه 68 سوره طه.) و برای این امت فرموده است: «در کار دین سستی مکنید و اندوهگین مباشید، زیرا شما برترید.» (بخشی از آیه 139 سوره آل عمران.) ششم تقاضای شناخت و سعه صدر از طرف موسی (ع) در آنجا که آمده است:
«پروردگارا! سینه ام را گشاده فرمای.» و این تقاضای او پذیرفته شد که خداوند فرموده است: «ای موسی! آنچه خواستی به تو عطا گردید.» (آیه های 25 و 26 سوره طه.) و در مورد این امت فرموده است: «آیا آن کس که خدای سینه اش را برای اسلام گشاده داشته است.» (بخشی از آیه 22 سوره زمر.) هفتم، تقاضای موسی (ع) برای آسان شدن کار که در قرآن از قول او آمده است:
«و کار مرا برای من آسان گردان.» (آیه 26 سوره طه.) و در باره این امت فرموده است:
«خداوند برای شما آسانی را اراده فرموده و سختی را بر شما اراده نفرموده است.» (بخشی از آیه 185 سوره بقره.) هشتم، پذیرفتن و برآوردن خواسته است و خداوند متعال در این مورد خطاب به موسی و هارون (ع) فرموده است: «همانا دعای شما دو تن برآورده شد.» (بخشی از آیه 89 سوره یونس.)، و برای این امت چنین فرموده است: «دعای آنان را که گرویده اند و کارهای نیکو انجام داده اند برمی آورد و از فضل خود برایشان فراوان ارزانی می دارد.» (آیه 26 سوره شوری.) نهم آنکه، خداوند آمرزش خود را به کلیم (ع) عنایت فرموده و در قرآن چنین آمده است: «پروردگارا من بر خود ستم کردم، مرا بیامرز و خدایش آمرزید.» (بخشی از آیه 16 سوره قصص.) و خداوند برای امت محمد (ص) چنین فرموده است:
«خدایتان شما را فرا می خواند تا گناهان شما را بیامرزد.» (بخشی از آیه 10 سوره ابراهیم.) دهم آنکه، خداوند خواسته موسی (ع) را برآورده و خطاب به او فرموده است:
«ای موسی! آنچه خواستی به تو عطا گردید.» (آیه 36 سوره طه.)، و خطاب به این امت فرموده است: «و همه چیزی که از او خواستید به شما عطا گردید.» (بخشی از آیه 34 سوره ابراهیم.) و در ضمن این را هم فرموده است که و آنچه نخواسته اید به شما عطا شده است و فرموده است: «یکسان برای سئوال کنندگان» (بخشی از آیه دهم سوره فصلت.)، یعنی برای کسی که سؤال بکند یا نکند. اما در مورد مراتب حبیب خدا، همانا که خداوند سبحان به حبیب خود محمد (ص) نه مرتبه عنایت فرموده است و نظیر آن را به امت آن حضرت هم ارزانی فرموده است. نخست پذیرش توبه، که نسبت به حبیب خود فرموده است: «همانا خداوند توبه پیامبر را پذیرفت.» (بخشی از آیه 117 سوره توبه)، و در باره امتش فرموده است: «و خدای می خواهد بر شما بازگشت به رحمت و مغفرت فرماید.» (بخشی از آیه 27 سوره نساء.) و نیز فرموده است: «به آنها باز لطف کرد تا توبه کنند.» (بخشی از آیه 118 سوره توبه.) دوم آمرزش، که خطاب به حبیب خود می فرماید: «تا از گناه گذشته و آینده تو درگذرد» (بخشی از آیه دوم سوره فتح.)، و خطاب به امت او فرموده است: (به درستی که خداوند همه گناهان را می آمرزد.» (بخشی از آیه 53 سوره زمر.) سوم نعمت عنایت کردن، که خطاب به آن حضرت فرموده است: «و نعمت خود را بر تو تمام کند.» (بخشی از آیه دوم سوره فتح.)، و خطاب به امت او فرموده است:
«و نعمت خویش را بر شما تمام کردم.» (بخشی از آیه 3 سوره مائده.) چهارم نصرت کردن، که خطاب به آن حضرت فرموده است: «و خدای تو را به نصرتی با عزت یاری خواهد کرد.» (بخشی از آیه 3 سوره فتح)، و در همین مورد برای امت او فرموده است: «بر ما نصرت اهل ایمان حق است.» (بخشی از آیه 47 سوره روم.) پنجم درود فرستادن بر آن حضرت است، که خداوند فرموده است: «همانا خدا و فرشتگان بر پیامبر درود می فرستند.» (بخشی از آیه 56 سوره احزاب.)، و برای امت ایشان در آیه 43 همان سوره فرموده است: «اوست که بر شما درود می- فرستد و فرشتگان او.» ششم برگزیدن است، که خداوند فرموده است: «خداوند از میان فرشتگان رسولانی برمی گزیند و از میان مردم.» (بخشی از آیه 75 سوره حج.)، که منظور محمد (ص) است، و برای امت آن حضرت فرموده است: «سپس آن کتاب را به ارث کسانی از بندگان خود که برگزیده ایم دادیم.» (بخشی از آیه 32 سوره فاطر.) هفتم هدایت است، به حبیب خود فرموده است: «و تو را به راه راست هدایت فرماید.» (بخشی از آیه دوم سوره فتح.)، و برای امتش فرموده است: «و همانا که خداوند هدایت کننده کسانی که ایمان آورده اند به راه راست است.» (بخشی از آیه 54 سوره حج.) هشتم سلام دادن است که خداوند متعال به حبیب خود در شب معراج فرموده است: سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد ای پیامبر! و برای امتش فرموده است:
«چون آنان که به آیات ما ایمان می آورند پیش تو می آیند، به آنان بگو: سلام بر شما باد! خدای شما بر نفس خویش رحمت نوشته است.» (بخشی از آیه 54 سوره انعام.) نهم مرتبه رضا و خشنود ساختن است، که خداوند به حبیب خود فرموده است: «و به زودی خدایت چندان عطا فرماید که خشنود شوی.» (آیه پنجم سوره و الضحی.)، و برای امتش فرموده است: «و هر آینه آنان را به جایی درآورد که بسیار به آن خشنود باشند.» (بخشی از آیه 59 سوره حج.) از رحمتهای دیگر خداوند بر این امت و ویژگیهایی که به آنان ارزانی داشته است بدون اینکه به امتهای دیگر ارزانی فرماید آسانی و سبکی احکام این آیین است و فرموده است: «خداوند اراده نفرموده است که بر شما دشواری قرار دهد.» و هم فرموده است: «خداوند می خواهد که بار شما را سبک فرماید.» (آیات نهم مائده و هشتم نساء)، و نیز فرموده است: «برای شما در دین دشواری قرار نداده است.» (بخشی از آیه 78 سوره حج.)، و نیز فرموده است «خداوند برای شما آسانی را اراده کرده و نسبت به شما سختی را اراده نفرموده است.» (بخشی از آیه 185 سوره دوم.)، و نیز خداوند فرموده است: «احکام پر رنج را که چون زنجیر بر گردنشان است همه را برمی دارد.» (بخشی از آیه 157 سوره اعراف.) دیگر از نعمتهایی که خداوند به این امت ارزانی داشته این است که اگر بول یا مدفوع و نجاست دیگری به جامه های امتهای دیگر سرایت می کرد تکلیف آنان چنان دشوار بود که می باید آن را برای همیشه از خود دور دارند یا اگر ممکن است آن قسمت جامه را ببرند و حال آنکه برای این امت تخفیف داده و آب را پاک کننده قرار داده است که بوسیله آن جامه ها و بدن خویش را پاک می کنند و می شویند و خداوند فرموده است: «و از آسمان آبی پاک و پاک کننده بر شما فروفرستادیم.» (بخشی از آیه 48 سوره فرقان.) و فرموده است: «و فرو می فرستد از آسمان آبی بر شما که شما را با آن پاک فرماید.» (بخشی از آیه 11 سوره انفال.) از نعمتهای دیگر این است که امتهای گذشته مجبور بودند در حال عادت ماهیانه زنان از آنان به طور کلی کناره گیری کنند و با آن هم خوراک و همنشین نشوند و هر جامه و بستری که زن حائض از آن استفاده کرده و ظرفهایی که به آنها دست زده بود نجس بود و استفاده از آن جایز نبود و حال آنکه برای ما این امور همه جایز است و فقط همبستر شدن با زنان در آن حال حرام است. دیگر آنکه میزان نماز آنان پنجاه رکعت بود و حال آنکه نماز ما فقط پنج نوبت است و در همین پنج، ثواب و پاداش پنجاه داده می شود و زکات آنان یک چهارم اموال بود و حال آنکه زکات ما یک دهم است و در پاداش معادل همان یک چهارم. دیگر آنکه در امتهای گذشته چون از خوراک افطار روزه خود فارغ می شدند در شب هم خوردن و آشامیدن و همبستر شدن برای آنان حرام بود و حال آنکه خداوند خوردن و آشامیدن و همبستر شدن را در شبهای رمضان برای ما حلال کرده و فرموده است: «بخورید و بیاشامید تا برای شما خط سپید روز از خط سیاه شب در سپیده دم آشکار شود.» و در همان آیه فرموده است: «برای شما در شبهای ماه رمضان همبستر شدن با زنان رواست.» (بخشهای از آیه 187 سوره بقره). دیگر این است که امتهای گذشته قربانیهای خود را بر دوش تا بیت المقدس می بردند. از هر کس پذیرفته می شد آتشی می آمد و آن قربانی را می سوزاند و از میان می برد و از هر کس پذیرفته نمی شد شرمسار و افسرده برمی گشت و حال آنکه خداوند متعال قربانی امت پیامبر خود، محمد (ص) را در شکم بینوایان و فقیران قرار داده است. از هر کس پذیرفته نشود، عقوبتهای دنیایی از او برداشته می شود. دیگر این است که خداوند متعال برای آنان در کتاب تورات حکم قصاص را در باره قتل و جرح مقرر فرموده است و به آنان اجازه عفو کردن و گرفتن خونبها داده نشده است و میان قتل و جرح عمد و خطا در قصاص تفاوتی نیست و خداوند چنین فرموده است: «در تورات بر بنی اسرائیل حکم کردیم که نفس را در مقابل نفس قصاص کنند ...» (آیه 45 سوره مائده.)، و حال آنکه در مورد ما این موضوع تخفیف داده شده است و مختاریم که قصاص و دیه و عفو را انجام دهیم و میان قتل خطا و عمد فرق نهاده شده و خداوند متعال چنین فرموده است: (ای اهل ایمان! برای شما در مورد کشتگان چنین قصاص نوشته شد.» تا آنجا که می فرماید: «و چون صاحب خون بخواهد از برادر (دینی) خود گذشت کند ... این تخفیفی برای شما از پروردگار شما و رحمتی است.» (آیه 178 سوره بقره.) دیگر این است که خداوند در موضوع توبه و بازگشت به خدا برای این امت تخفیف داده است. در این مورد خداوند چنین فرموده است: «و یاد آورید وقتی را که موسی (ع) به قوم خود گفت: ای قوم! شما با گوساله پرستی بر خود ستم کردید.
اکنون به سوی خدای خود باز گردید و خویشتن را بکشید.» (آیه 54 سوره بقره.)، و توبه آنان چنان بود که می باید برخی، برخی دیگر را بکشند. گاه لازم بود پدر، پسر را یا پسر، پدر را و برادر، برادر و مادر، فرزندش را بکشد و هر کس از این کار سرپیچی می کرد یا شمشیر از دست می افکند و بر خویشاوند خویش رحمت می آورد توبه اش پذیرفته نبود و پس از اینکه در یک جا، هفتاد هزار تن کشته شدند، خداوند فرمان داد از کشتار دست بدارند و این توبه آنان بود و حال آنکه توبه ما عبارت از طلب آمرزش با زبان و پشیمانی راستی و تعهد به باز نگشتن به انجام آن کار است و خداوند متعال چنین فرموده است: (و کسانی که چون کار زشت و بر خود ستم کنند خدای را یاد کنند و برای گناهان خود طلب آمرزش کنند و چه کسی گناهان را جز خداوند می آمرزد؟» (آیه 135 سوره آل عمران.) و نیز می فرماید: «آیا آنان به سوی خداوند باز نمی گردند؟» (آیه 74 سوره مائده.) و نیز می فرماید: «آیا برای کسانی که ایمان آورده اند هنوز هنگامی فرا نرسیده که دلهای ایشان برای یاد خدا خشوع کند؟» (آیه 16 سوره حدید.) همچنین میان امتهای گذشته اگر کسی با نظر آلوده به زنی می نگریست، دستور داده می شد چشم خود را بیرون آورد تا توبه اش پذیرفته شود و حال آنکه توبه ما در این مورد عبارت است از نگهداشتن چشم از گناه و توبه با قلب و تصمیم به دوباره انجام ندادن آن. همچنین اگر عضوی از اعضای ایشان به بدن زن نامحرم برخورد می کرد، می بایست آن عضو را از بدن خود جدا کند و حال آنکه توبه ما در آن مورد پشیمانی و دوباره انجام ندادن آن است. برخی از ایشان پوشیده و در خلوت اگر گناهی انجام می داد، گناه او بر در خانه اش نوشته می شد که فلان، پسر فلان، دوش، مرتکب این گناه شده است و سروشی از آسمان بر او این ندا را می داد و رسوا می شد و رازش آشکار می گردید و حال آنکه هر کس از ما گناهی کند و آن را از چشمها پوشیده بدارد خدای به فرشتگان خود می گوید: این بنده من گناه خود را از همنوعان خویش پوشیده داشت، زیرا اعتقادش به آنان اندک است و حال آنکه به من پناه آورد که شاید رحمت من او را فرا گیرد.
گواهی می دهم که به سبب اعتقاد او به رحمت من آن گناهش را بر او بخشیدم. و چون روز رستاخیز این بنده برای حساب نگهداشته شود، پروردگار به او می فرماید: ای بنده من! این من بودم که این گناه را در دنیا بر تو پوشیده داشتم و امروز هم آن را بر تو پوشیده می دارم. از جمله فضیلتهای دیگر این امت، این است که گروهی از فرشتگان گرامی برای آنان به آمرزش خواهی و طلب رحمت از خداوند متعال گماشته شده اند. خداوند متعال در این مورد فرموده است: «فرشتگانی که عرش خدا را بر دوش می کشند و آنان که بر گرد عرشند به ستایش خدای خود تسبیح می گویند و به او ایمان دارند و برای اهل ایمان از خدا آمرزش می طلبند.» (آیه هفتم سوره غافر.) دیگر آن است که خداوند متعال این امت را در این جهان به منزله گواهانی بر خلق گماشته است و در آخرت هم آنان را گواه و شفیع قرار داده است و پیامبر (ص) فرموده اند: مؤمنان در دنیا گواهانند، آنچه را نیکو ببینند و نیکو بدانند همان در نزد خداوند هم پسندیده و نیکوست و آنچه را زشت ببینند، آن در پیشگاه خدا هم زشت است. پیامبر (ص) فرموده اند: ای کاش برادران خود را می دیدم. گفتند: ای رسول خدا! آیا ما که به شما ایمان آورده ایم برادران شما نیستیم و حال آنکه همراه شما هجرت و شما را یاری کردیم؟ فرمود: آری، ولی برادران من آنانند که پس از شما می آیند.
همچون شما به من ایمان می آورند و مرا همچون شما دوست می دارند و همان گونه که شما یاری دادید، یاری می دهند و همان گونه که شما مرا تصدیق کردید، آنها هم مرا تصدیق می کنند. ای کاش برادران خود را می دیدم.

مجلس سی و نهم در طهارت و ثواب آن

خداوند متعال در سوره مائده فرموده است «ای کسانی که گرویده اید، چون برای نماز برخیزید، صورت و دستهای خود را تا آرنج بشویید ... تا آنجا که می فرماید باشد که شکر او بجا آورید.» امام باقر (ع) فرموده است، پیامبر (ص) روزی همراه یاران خویش نماز صبح گزاردند و سپس همراه اصحاب خود نشستند و با ایشان به گفتگو پرداختند، چون آفتاب طلوع کرد، یاران یکی پس از دیگری رفتند تا آنکه دو تن باقی ماندند که یکی از ایشان از انصار مدینه و دیگری از قبیله ثقیف بود، پیامبر به آن دو فرمودند می دانم شما را مسأله یی است که می خواهید بپرسید، اگر می خواهید پیش از آنکه از من بپرسید مسأله شما را خودم بازگو کنم و اگر می خواهید خودتان طرح کنید، گفتند:
ای رسول خدا! شما به ما از سؤال ما خبر بده که موجب رفع بیشتر شبهه و کوردلی است و دورتر از هر شک و تردید و ثابت کننده تر ایمان است، پیامبر (ص) فرمودند:
ای برادر انصاری تو از قومی هستی که همواره ایثار می کنند، وانگهی تو شهرنشینی و این مرد ثقفی، صحرانشین است. آیا اجازه می دهی نخست پرسش او را طرح کنم؟ گفت: آری و پیامبر (ص) به آن مرد ثقفی فرمودند: ای برادر! تو آمده ای تا در باره وضوی نماز خود و میزان ثواب آن بپرسی، اکنون بدان که چون دست در آب بری و بسم الله الرحمن الرحیم بگویی، گناهانی که دستهایت انجام داده است فرو می ریزد و چون چهره خویش را بشویی، گناهانی که چشمهایت با نگریستن ناروا فراهم آورده است فرو می ریزد و همچنین گناهانی که زبان و دهانت از راه گفتار ناصواب به دست آورده است فرو می ریزد و چون دو دست خود را بشویی، گناهان دست راست و چپ تو فرو می ریزد و چون بر سر و پشت پاهای خود مسح کشی، گناهانی که به سوی آن قدمهایت گام برداشته اند فرو می ریزد، و این پاداش وضوی تو است.
دنباله این خبر به خواست خداوند متعال در فصل نماز بیان خواهد شد. امام صادق (ع) فرموده است، روزی امیر المؤمنین علی (ع) همراه پسرش محمد بن حنفیه نشسته بود و فرمود: محمد برایم ظرف آبی بیاور تا برای نماز وضو بگیرم محمد آب آورد، امیر المؤمنین با دست راست آب بر دست چپ خویش ریخت و فرمود «به نام خدا و سپاس خدا را که آب را پاک کننده قرار داد و آن را پلید قرار نداد.» سپس بر موضع بول خویش آب ریخت و گفت «پروردگارا! آلت جنسی مرا در پارسایی و عفت بدار و عورتم را بپوشان و بدنم را بر دوزخ حرام فرمای»، آنگاه مضمضه کرد (آب در دهان گرفت و بیرون ریخت) و گفت «پروردگارا! در آن روز که ترا دیدار می کنم برهان مرا به من تلقین فرمای و زبانم را به یاد و نام خودت گشاده دار.» سپس استنشاق کرد و آب به بینی خود کشید و گفت «پروردگارا! بوی بهشت را بر من حرام مگردان و مرا از آن محروم مدار و مرا از آنان قرار بده که بوی و رایحه و عطر بهشت را استشمام می کنند.» آنگاه صورت خویش را شست و گفت «پروردگارا! چهره مرا در آن روز که چهره ها سیاه می شود سپید بدار و در آن روز که برخی از چهره ها سپید است چهره ام را سیاه مفرمای.» آنگاه دست راست خویش را شست و گفت «پروردگارا! نامه عمل مرا به دست راستم عنایت فرمای و جاودانگی در بهشت را به دست چپم ارزانی فرمای و با من محاسبه آسانی انجام بده.» سپس دست چپ خویش را شست و گفت «پروردگارا! کارنامه مرا به دست چپم عنایت مفرمای و آن را بسته با غل بر گردنم قرار مده، و از پاره های آتش به تو پناه می برم.» سپس بر سر خود مسح کشید و گفت «پروردگارا! مرا با رحمت و عفو و برکتهای خود بپوشان.» سپس بر هر دو پای خویش مسح کشید و گفت «پروردگارا! پاهای مرا در آن روز که پاها می لغزد بر صراط استوار بدار و راه رفتن و کوشش مرا در چیزی قرار بده که ترا از من خشنود دارد.» سپس سر خود را بلند فرمود و به پسرش محمد نگریست و فرمود: ای محمد! هر کس مانند این وضوی من وضو بگیرد و همین ادعیه را که خواندم، بخواند، خدای عز و جل از هر قطره آب وضویش فرشته یی می آفریند که خدای را تسبیح و تقدیس و تکبیر می گوید و پاداش آن را تا روز قیامت برای او می نویسد. پیامبر (ص) فرموده اند: کسی که وضو می گیرد همین که به آب دست می زند شیطان از او دور می شود و چون مضمضه کند، دل و زبانش را با حکمت روشن می شود و چون آب به بینی خود کشید، خدایش از آتش در امان دارد و بوی خوش بهشت را روزی او فرماید و چون چهره خویش را بشوید، خداوند در آن روز که چهره ها سپید و سیاه می شود چهره اش را سپید می دارد و چون دو دستش را می شوید، خداوند غلهای آتشین را بر او حرام می فرماید و چون بر سر خویش مسح می کشد، خداوند گناهانش را می زداید و چون بر پاهای خویش مسح می کشد، خدایش در آن روز که پاها می لغزد او را از صراط می گذراند و مؤمن چون با همسر خود همبستر می شود هفتاد هزار فرشته بال رحمت بر او می گشایند و چون غسل کند، به هر قطره آب خانه یی در بهشت برایش ساخته می شود. موسی (ع) گفته است: پروردگارا! پاداش کسی که از بیم تو وضوی کامل می- گیرد چیست؟ فرمود روز رستاخیز او را برمی انگیزم در حالی که پرتویی میان چشمانش برای او نورافشانی می کند. پیامبر (ص) فرموده اند: در خواب مردی از امت خویش را دیدم که مقدمات عذاب گور و فشار قبر برایش فراهم شده بود، وضوی او پیش او آمد و او را از آن حفظ کرد. امام صادق (ع) فرموده است: هر کس یک تار موی خویش را عمدا از جنابت غسل ندهد در آتش است. امیر المؤمنین فرموده است: هر کس از اینکه خیر و برکت خانه اش فراوان شود خوشحال می شود، هنگام نشستن بر سر غذا وضو بگیرد یعنی هر دو دستش را بشوید. و روایت شده است، هر کس وضو بگیرد و نام خدا را بر زبان آورد (بسم الله الرحمن الرحیم بگوید) تمام بدنش پاک می شود و این وضو، خود کفاره گناهان میان دو وضو است و هر کس بسم الله نگوید، فقط همان اندامهایی که آب به آن رسیده است پاک می شود. امام موسی بن جعفر فرموده است: هر کس برای نماز مغرب وضو بگیرد وضوی او کفاره گناهان صغیره او در روز خواهد بود و هر کس برای نماز صبح وضو بگیرد وضوی او کفاره گناهان صغیره اش در شب خواهد بود. امام صادق (ع) فرموده است: هر کس وضو بگیرد و با دستمال خشک کند برای او حسنه نوشته می شود و هر کس وضو بگیرد و با دستمال خشک نکند تا خود خشک شود خدای برایش سی حسنه می نویسد. پیامبر فرموده اند: هنگام وضو گرفتن چشمهای خود را بگشاید شاید آتش جهنم را نبینید.