فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

مجلس چهاردهم در ازدواج فاطمه (ع)

امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است: مدتی بود که قصد ازدواج و خواستگاری از فاطمه دختر محمد را که درود خداوند بر آن دو باد داشتم، ولی این گستاخی را در خود نمی دیدم که به پیامبر (ص) بگویم. شب و روز این اندیشه در دل من بود، تا آنکه یک بار که به حضور پیامبر رسیدم، فرمودند: ای علی! آیا با ازدواج موافقی؟
گفتم: رسول خدا خود داناترند. پیامبر قبلا می خواستند یکی دیگر از زنان قرشی را برای من بگیرند و من هم بیم آن را داشتم که فاطمه را از دست بدهم. مدتی گذشت و چیزی هم نمی دانستم که ناگاه فرستاده رسول خدا آمد و مرا احضار کرد و گفت:
با شتاب بیا، و پیامبر را هیچ گاه به شادی و خرمی امروز ندیده ایم. علی (ع) می- گوید: من شتابان به حضور آن حضرت رفتم و ایشان در حجره ام سلمه بودند و چون چشم ایشان به من افتاد، چهره شان شاد شد و چنان لبخند زدند که من درخشش و سپیدی دندانهای ایشان را دیدم، و فرمودند: ای علی! مژده بده که خداوند آنچه را در باره ازدواج تو در نظر داشتم کفایت فرمود. گفتم: ای رسول خدا! این موضوع چگونه است؟ فرمود: جبریل (ع) پیش من آمد و از سنبل و نیلوفر بهشت همراهش بود که به من داد. گرفتم و بوییدم و گفتم: مناسبت این سنبل و نیلوفر چیست؟ گفت:
خداوند به ساکنان و فرشتگان بهشت فرمان داده است تمام بهشت و درختان آن را بیارایند و کاخهای آن را آرایش و زیور دهند و به نسیم بهشتی فرمان داده است که انواع عطر و بوی خوش برافشاند و به حوران فرمان داده است سوره های طه و طسم و یس و حمعسق را بخوانند و سروشی از عرش ندا داد که امروز روز جشن علی بن ابی طالب است و شما را گواه می گیرم که فاطمه دختر محمد (ص) را به ازدواج علی درآوردم و آن دو را برای یک دیگر پسندیدم. آنگاه خداوند ابری را برانگیخت که سپید بود و از مروارید و زبرجد و یاقوتهای بهشت نثار کرد و فرشتگان برخاستند و گل افشاندند و سنبل و نیلوفر بهشتی نثار کردند و این سنبل و نیلوفر از همان گلهاست. سپس خداوند متعال به یکی از فرشتگان بهشت که نامش راحیل و از همه فرشتگان سخنورتر است فرمان داد خطبه بخواند و او خطبه یی خواند که مردم زمین و ساکنان آسمان چنان خطبه یی نشنیده بودند. سپس سروشی بانگ برداشت که ای فرشتگان و ساکنان بهشت من! به علی بن ابی طالب محبوب محمد (ص) و به فاطمه دختر محمد (ص) شادباش بگویید که من بر آن دو برکت دادم. همانا من محبوب ترین زن و مرد را پس از پیامبران و رسولان به ازدواج یک دیگر درآوردم.
راحیل عرض کرد: پروردگارا! چه برکتی بیش از این برکت که در بهشت خود برای آنان قرار داده ای و می بینیم به آنان عنایت فرموده ای؟ حق تعالی فرمود: یکی از برکتهای من بر آن دو این است که در محبت من هماهنگ و یک دلند و آن دو را بر خلق خود حجت قرار دادم و سوگند به عزت و جلال خودم از آن دو خلقی را برآورم و فرزندانی به وجود آورم که گنجورهای دانش و فرا خوانندگان به سوی دین و آیین من خواهند بود و پس از پیامبران و رسولان، آنان را حجت قرار داده ام و به آنان با خلق خویش احتجاج می کنم. آنگاه پیامبر فرمودند: ای علی! مژده باد بر تو که خدایت چنین کرامتی ارزانی داشته که به هیچ کس مانند آن را عرضه نفرموده است. من دختر خود را به ازدواج تو درمی آورم به همان گونه که خدای رحمان او را به ازدواج تو درآورده است و من هم همان چیزی را که خداوند پسندیده است می پسندم. اکنون مواظب همسر خویش باش که تو نسبت به او از من سزاوارتری. جبریل به من خبر داد که بهشت مشتاق شما دو تن است و اگر چنین نبود که خداوند مقدر فرموده است که حجتهای خود را از شما بوجود آورد، هر آینه تقاضای بهشت و ساکنان آن را بر می- آورد و شما را به بهشت منتقل می کرد. ای علی! تو چه نیکو برادری و چه نیکو دامادی و چه نیکو دوستی هستی و همین افتخار برای تو بس است که خدای از تو راضی و خشنود است. علی (ع) می گوید من گفتم: ای رسول خدا! آیا قدر من بدان جا رسیده است که نام من در بهشت برده شود و خداوند نزد فرشتگان ازدواج مرا طرح فرماید؟ پیامبر فرمودند: خداوند متعال چون بخواهد دوست خود را گرامی دارد، او را چنان گرامی می دارد که هیچ چشمی چنان ندیده و هیچ گوشی چنان نشنیده است و خداوند برای تو چنین برگزیده است. علی (ع) این آیه را تلاوت فرمود: «خدایا به من بیاموز که سپاسگزار نعمتی که به من و پدر و مادرم ارزانی داشته ای باشم.» و پیامبر (ص) آمین فرمودند. حسین بن علی (ع) فرموده است: چون کابین و مهریه فاطمه (ع) را که چهار صد و هشتاد درهم بود علی (ع) آورد، پیامبر فرمان دادند دو سوم آن به مصرف خرید بوی خوش و عطر برسد و یک سوم آن را جامه بخرند و هنگامی که عروسی کردند، بستر و فراش آنان پوست گوسپندان قربانی رسول خدا (ص) بود و بالشی از چرم که آن را از لیف خرما آکنده بودند. از موسی بن جعفر (ع) نقل شده است که روزی رسول خدا (ص) نشسته بودند.
ناگاه فرشته یی پیش ایشان آمد که بیست و چهار چهره داشت. پیامبر فرمودند: ای محبوب من جبریل! من ترا به این صورت ندیده بودم. فرشته گفت: من جبریل نیستم.
نام من محمود است و خداوند مرا گسیل فرموده است تا نور را به همسری نور درآورم. پیامبر پرسیدند: چه کسی را به ازدواج چه کسی؟ گفت: فاطمه را به همسری علی. و چون آن فرشته خواست برود و پشت کرد، میان شانه هایش نوشته شده بود:
محمد رسول خداست و علی وصی اوست. پیامبر فرمودند: این نوشته از چه زمانی میان شانه های تو نوشته شده است؟ گفت: بیست و دو هزار سال پیش از آنکه خداوند آدم را بیافریند. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است: روزی ام ایمن به حضور پیامبر (ص) رسید و در چادر خود چیزی داشت. پیامبر (ص) پرسیدند: ای ام ایمن! چه چیزی همراه داری؟ گفت: فلان دختر را عروس می کردند چیزی بر او نثار کردند و من از آنچه بر او نثار کردند برداشتم. سپس ام ایمن گریست و گفت: ای رسول خدا! شما فاطمه را عروس کردی و چیزی بر او نثار نفرمودی. پیامبر فرمودند: ای ام ایمن! چرا سخن بیهوده می گویی؟ همانا خداوند متعال چون فاطمه را به همسری علی درآورد، به درختان بهشت فرمان داد بر ساکنان بهشت از زیورها و یاقوت و زمرد و مروارید و استبرق نثار کنند و آنان آنچه خارج از شمار است برای خود برگرفتند و خداوند درخت طوبی را کابین فاطمه (ع) قرار داد و آن را در خانه علی (ع) در بهشت مستقر فرمود. پیامبر (ص) فرمودند: فرشته یی پیش من آمد و گفت: ای محمد! خدایت بر تو سلام می رساند و می فرماید من فاطمه را به همسری علی درآوردم، او را به ازدواج علی درآر. به درخت طوبی فرمان داده شد که در و یاقوت و مرجان برافشاند و ساکنان آسمانها از این موضوع شاد مانند و به زودی دو پسر از فاطمه متولد می- شوند که دو سرور جوانان بهشت خواهند بود و مردم بهشت به آنان آراسته می شوند.
ای محمد! بر تو بشارت و مژده باد که گزینه تر پیشینیان و آیندگانی.
و رسول خدا فرموده است: اگر خداوند علی بن ابی طالب را نیافریده بود، هرگز برای فاطمه همسر شایسته یی پیدا نمی شد. و روایت شده است که پیامبر (ص) از جمله چیزها که به فاطمه جهاز داده بود، ریسمانی و مشکی و تشکی بود که از اذخر (گیاهی خوشبو، کندر و سپنج) انباشته بود. به رسول خدا (ص) گفته شده: از میزان مهریه و کابین زهرا در زمین آگاه شدیم. مهریه او در آسمانها چیست؟ فرمودند: آنچه را که برای شما مهم است و به کار می آید بپرسید و آنچه را که به کار شما نمی آید رها کنید. گفته شد: این از مواردی است که ما را به کار می آید. فرمود: در آسمان یک پنجم زمین مهریه و کابین فاطمه قرار داده شده است. هر کس نسبت به او و فرزندانش خشمگین و دشمن باشد تا روز قیامت راه رفتن بر زمین بر او حرام است. ابن عباس می گوید: شب زفاف و عروسی فاطمه (ع) پیامبر (ص) پیشاپیش آن بزرگوار و جبریل از سمت راست و میکال از سمت چپ و هفتاد هزار فرشته از پشت سرش حرکت می کردند و تسبیح و تقدیس می کردند تا سپیده دمید. شعر: «سلام بر آن پاک پاکیزه شده فاطمه و سلام بر فرزندانش که ستارگان تابانند.»

خطبه پیامبر (ص) هنگام ازدواج فاطمه و علی (ع)

سپاس و ستایش خداوندی را که همه صفاتش ستوده است. او را در قبال قدرتش می پرستند و فرمانش مطاع است و از عذابش باید بیم داشت و به پاداشهایی که پیش اوست همگان راغب هستند. فرمانش در آسمان و زمین که از آن اوست روان است. پروردگاری که خلق را با قدرت خویش آفریده است و احکام خود را مخصوص ایشان قرار داده و آنان را با پیامبر خویش عزت بخشیده است و با دین خود گرامی داشته است.
و سپس همانا که خداوند زناشویی را موجب پیوستگی نسبها و آن را امری لازم قرار داده است و ارحام را به آن وسیله پیوسته به یک دیگر فرموده و بر همگان آن را واجب فرموده است. و خداوند متعال چنین می فرماید: «و او خداوندی است که آدمی را از آب آفریده و میان آنان خویشی و بستگی ازدواج را قرار داد و خدای تو بر هر کاری تواناست.» فرمان خداوند به قضای او و قضای او به قدر او می پیوندد و هر قضا را قدری و هر قدری را مدتی معین است. «خداوند آنچه را می خواهد محو و آنچه را می خواهد پایدار می فرماید و اصل کتاب پیش اوست.» و سپس همانا پروردگار من به من فرمان داده است که فاطمه را به ازدواج علی بن ابی طالب در آورم و همانا که من فاطمه را به مهریه چهار صد مثقال نقره، در صورتی که علی هم به این مهریه راضی باشد، به ازدواج علی درآوردم. در آن هنگام پیامبر علی را برای انجام کاری فرستاده بود. آنگاه رسول خدا (ص) دستور فرمود طبقی خرما آوردند و پیش ما نهادند و فرمود: بردارید و بخورید و در همان حال که ما از آن خرما برمی داشتیم، علی (ع) آمد. پیامبر (ص) به روی او لبخند زد و فرمود: ای علی! پروردگارم به من دستور فرمود فاطمه را به همسری تو درآوردم و او را در قبال چهار صد مثقال نقره در صورتی که تو راضی باشی، به همسری تو درآوردم. گفت: ای رسول خدا! راضی و خشنودم و برای سپاس به درگاه خداوند متعال پیشانی بر خاک نهاد و سجده کرد و چون سر از خاک برداشت، پیامبر (ص) فرمودند: خداوند بر شما دو نفر فرخنده و مبارک گرداند و شما را کامیاب و سعادتمند قرار دهد و از شما فرزندان پاکیزه بسیار پدید آورد. و روایت شده است که مهریه فاطمه (ع) پانصد درهم بوده است و این از همه روایاتی که نقل کردیم صحیح تر است.
«گفت: چه کسی در بستر و به جای پیامبر خفته است که فدای او گردم؟ گفتم:
آن کسی که در دشواریها پایدارترین خلق خداوند است. گفت: فاطمه زهرا را به همسری چه کسی دادند؟ گفتم: به بهترین خلق خدا. چه آنان که پابرهنه اند و چه آنان که کفش بر پا دارند.»

مجلس پانزدهم در مناقب فاطمه (ع)

امام صادق (ع) در تفسیر این آیه «اوست که دو دریا را بهم درآمیخت، و میان آن دو برزخ و فاصله یی است که تجاوز به حدود یک دیگر نمی کنند.» فرموده است: علی و فاطمه دو دریای ژرف هستند که هیچ کدام بر دیگری ستم نمی کند و از میان آنان لؤلؤ و مرجان یعنی حسن و حسین (ع) به دست می آید. رسول خدا فرموده اند: چون خداوند بهشت را آفرید، آن را از نور عرش خویش آفرید. سپس بخشی از آن نور را گرفت که یک سوم آن به من و یک سوم آن به فاطمه و یک سوم آن به علی و دوستداران او اختصاص یافت. هر کس چیزی از آن نور به او رسیده باشد به دوستی خاندان محمد (ص) راهنمایی می شود و به هر کس از آن نور نرسیده باشد از محبت و دوستی ایشان باز می ماند و گمراه می شود. امام صادق (ع) فرموده است: برای فاطمه (ع) در پیشگاه خدای عز و جل نه نام است، فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.
سپس فرمود: آیا می دانی معنی فاطمه چیست؟ و فرمود: یعنی از شر و بدی باز داشته شده است. و فرمود: اگر امیر المؤمنین با او ازدواج نمی کرد تا روز قیامت بر روی زمین برای او همسری شایسته یافت نمی شد، از آدم (ع) گرفته تا دیگران. و پیامبر (ص) فرموده اند: چون روز قیامت فرا رسد، دخترم فاطمه در حالی که سوار بر ناقه یی از ناقه های بهشتی است- که دو پهلوی آن آراسته است و لگام آن از مروارید تازه و پاهای آن از زمرد سبز و دم آن از مشک تازه و دو چشمش از یاقوت سرخ است- می آید. بر او قبه یی از نور است که از درون، بیرونش مشاهده می شود و از بیرون آن درونش دیده می شود. درون آن قبه از عفو خدا و برون آن آکنده از رحمت خداوند است. بر سرش تاجی از نور است که هفتاد پایه دارد و هر پایه اش آراسته به مروارید و یاقوت است و همچون ستاره درخشانی در افق آسمان می درخشد. هفتاد هزار فرشته از جانب راست و هفتاد هزار فرشته از جانب چپ او حرکت می کنند و جبریل لگام ناقه اش را در دست دارد و با صدای بلند ندا می دهد که چشمهای خود را فرو بندید تا فاطمه دختر محمد (ص) بگذرد و در این هنگام همگان، حتی پیامبران و رسولان و شهیدان چشم فرو می بندند تا فاطمه بگذرد و چون مقابل عرش خدا می رسد، خویش را از ناقه اش فرو می اندازد و می گوید:
پروردگارا! میان من و کسانی که به من ستم کرده اند، حکم فرمای. خدایا! میان من و کسانی که فرزندان مرا کشتند، حکم فرمای. در این هنگام از سوی خداوند جل جلاله ندا می رسد که ای محبوب من و ای دختر محبوب من! هر چه می خواهی بخواه تا برآورده شود و شفاعت کن تا شفاعت تو پذیرفته شود و سوگند به عزت و جلال خودم ستم هر ستمگری را جزا می دهم. فاطمه (ع) عرض می کند: پروردگارا! در باره فرزندان و ذریه خودم و شیعیان خودم و شیعیان ذریه ام و در مورد دوستداران خودم و دوستداران ذریه ام تقاضای شفاعت دارم. از جانب حق تعالی ندا می رسد: ذریه فاطمه و شیعیان و دوستداران او و دوستداران ذریه او حاضر شوند. آنان در حالی که فرشتگان رحمت ایشان را احاطه کرده اند پیش می آیند و
فاطمه (ع) پیشاپیش آنان حرکت می کند و ایشان را به بهشت می برد. به امام صادق (ع) گفته شد: اینکه پیامبر فرموده اند فاطمه بانوی بانوان بهشت است، آیا منظور نسبت به زنان روزگار خودش هست؟ فرمود: این معنی در مورد مریم (ع) است و فاطمه بانوی بانوان بهشت است، از اول تا آخر. پیامبر (ص) فرموده اند: ای فاطمه! همانا که خداوند برای خشم تو خشم می- گیرد و برای خشنودی تو خشنود و راضی می شود. و روایت شده است مردی به نام سندل به حضور امام صادق (ع) آمد و گفت:
این جوانان از قول شما احادیث عجیب نقل می کنند. امام صادق پرسیدند: مثلا چه چیزی؟ گفت: از قول شما نقل می کنند که برای آنان گفته ای، خداوند از خشم فاطمه خشم می گیرد و از رضا و خشنودی او خشنود می شود. حضرت صادق فرمود:
ای سندل! مگر شما ضمن روایات خودتان روایت نمی کنید که خداوند به سبب خشم بنده مؤمن خود، خشم می گیرد و به سبب خشنودی او خشنود می شود؟ گفت:
آری چنین روایت می کنیم. امام صادق (ع) فرمود: اگر فاطمه مؤمن باشد کجای این روایت عجیب است که خداوند برای غضب فاطمه (ع) به غضب آید و برای خشنودی او خشنود شود؟ سندل تصدیق کرد و گفت: آری «خداوند می داند پیامبری خویش را کجا قرار دهد.» روایت است که از پیامبر (ص) پرسیده شد: بتول یعنی چه؟ که می شنویم می فرمایید مریم (ع) بتول است و فاطمه (ع) بتول است. فرمودند: یعنی زنی که حیض نبیند، زیرا این موضوع در دختران پیامبران ناخوشایند است. پیامبر فرموده اند: چون به آسمان برده شدم جبریل دستم را گرفت و وارد بهشت کرد و از رطب بهشتی به من داد خوردم و مبدل به نطفه شد و چون به زمین برگشتم، با خدیجه همبستر شدم و او به فاطمه باردار شد. فاطمه انسیه حوراست و من هر گاه السلام مشتاق بوی بهشت می شوم، دخترم را می بویم. و پیامبر (ص) فرموده اند: فاطمه بانوی بانوان تمام جهان است، از پیشینیان و آیندگان، و هر گاه در محراب عبادت خویش به عبادت می پردازد هفتاد هزار فرشته مقرب به او درود می فرستند و با او همان گونه که با مریم سخن گفته اند سخن می- گویند که ای فاطمه! همانا خدایت ترا برگزیده و پاک کرده است و بر همه زنان جهانیان برتری داده است. آنگاه پیامبر (ص) به علی (ع) رو کردند و فرمودند: ای علی! همانا فاطمه پاره تن من و نور چشم و میوه دل من است. هر چه او را اندوهگین کند مرا اندوهگین می سازد و آنچه او را شاد کند مرا شاد می کند و او نخستین کس از افراد خاندان من است که به من ملحق خواهد شد. پس از من نسبت به او نیکویی کن. شاعر چنین سروده است: «پس از آنکه به فرمان فاطمه زهرا شوهر گرامیش او را همراه دو فرزندش غسل داد، جسدش را کنار بقیع آورد و بر آن نماز گزارد و دفن کرد. هیچ کس از آن گروه بر او نماز نگزاردند و از آن کار، علی (ع) جلوگیری کرد و او را به خاک سپرد. فردا صبح آن قوم به حضور علی رسیدند و نمی دانستند کجا دفن شده است. گفتند: ای پدر دو نوه رسول خدا! فاطمه چه شد که او را نمی بینیم؟ فرمود: به مصطفی (ع) ملحق شد و آنان از پوشیده داشتن این موضوع نسبت به علی آکنده از خشم و کین شدند.»