فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

سخن در فساد و تباهی تقلید

بدان که حد تقلید ناپسند، پذیرفتن سخن دیگری بدون هیچ گونه دلیل و برهان است که در این صورت باطل است، زیرا اگر باطل نباشد تقلید از محق سزاوارتر از تقلید از مبطل نیست و قبل از دقت نظر و تأمل نمی توان مبطل را از محق تشخیص داد. و خداوند قدیم متعال در سوره بقره این گفتار ما را نصرت داده است و می- فرماید: (و اگر پیروی کنی هواهای ایشان را پس از آنکه آمد ترا از علم، نباشد ترا از خدای یاری و نه یاوری.» و در همان سوره، در دنباله آیه دیگری که بخش اول آن همین آیه است، می فرماید: «در آن صورت همانا که تو از ستمکاران باشی.» و در سوره آل عمران می فرماید: «پس چرا حجت می گویید در آنچه شما را به آن علم نیست و خدا می داند و شما نمی دانید.» و در سوره انعام می فرماید: «به تحقیق آمد شما را بینشها از پروردگارتان. پس هر که بینا شد برای خود اوست و هر که کور باشد بر اوست.» و خداوند متعال در سوره یونس چنین می فرماید: «و پیروی نمی کنند بیشتر ایشان مگر گمان فاسدی را. همانا که گمان فاسد بی نیاز نگرداند از حق چیزی را.»
و در سوره بنی اسرائیل می فرماید: «به دنبال آنچه که ترا به آن علم نیست مرو.
به تحقیق گوش و چشم و دل، همه شان پرسیده می شوند.» و در سوره حج می فرماید: «و از مردم کسی است که در باره خداوند، بدون علم سرکشی و از هر شیطان سرکشی پیروی می کند.» و هم در این سوره می فرماید:
«و از مردمان کسی است که در راه خدا بدون علم و هدایت و کتاب روشنی ستیزه می کند.» و خداوند متعال در سوره زخرف می فرماید: «و گفتند: اگر خداوند می خواست ما آنها را نمی پرستیدیم. آنان را به این هیچ دانشی نیست. آنان فقط دروغ می گویند.
یا برای آنان پیش از آن کتابی دادیم که آنها به آن تمسک جویند، بلکه گفتند: به تحقیق ما یافتیم پدران خود را بر آیینی و به تحقیق ما بر اثرهای ایشان راه یافتگانیم. همچنین نفرستادیم ما پیش از تو در هیچ قریه یی از بیم دهنده، مگر آنکه متنعمان آن گفتند:
به تحقیق ما یافتیم پدران خود را بر آیینی و ما بر اثر ایشان راه یافتگانیم. گفت: آیا اگر شما را راهنماتر از آنچه یافتید پدرانتان را بیاید؟ گفتند: به تحقیق ما به آنچه فرستاده شدید کافرانیم. پس انتقام کشیدیم از آنها. پس بنگر چگونه باشد سرانجام تکذیب کنندگان.» و خداوند متعال در سوره انبیاء فرموده است: «و به تحقیق دادیم ابراهیم را رشد او از پیش و بودیم به آن دانایان. چون گفت به پدر و قومش: چیست این صورتها که شما برای آنها ثابت قدمید؟ گفتند: پدران خود را یافتیم که برای آنها پرستندگان بودند. گفت: به تحقیق شما و پدرانتان در گمراهی آشکار بودید.» در سوره توبه خداوند فرموده است: «گرفتند یهودیان دانشمندان و زاهدانشان را خدایان غیر از خدا.» از پیامبر روایت است که در این باره فرموده اند: آنان در حقیقت خدای خود قرار ندادند ولی به اطاعت ایشان در آمدند و بمنزله کسی شدند که آنها را خدای خود قرار داده باشد. نظیر همین هم از امام صادق (ع) نقل شده که فرموده است: به خدا سوگند برای آنان نماز نگزاردند و روزه نگرفتند، ولی آنان برای ایشان حلالی را حرام و حرامی را حلال کردند و بدون اینکه بدانند آنان را پرستیدند.» از امام صادق (ع) روایت شده که امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است: هر کس دین خود را از دهان مردم فرا گرفته باشد، همان مردم (مردان) آن را زایل می کنند و هر کس دین خود را از کتاب و سنت فرا گرفته باشد، کوهها زایل می شود و ایمان او زایل نمی شود. و روایت شده است که ابو شاکر دیصانی به حضور امام صادق (ع) آمد و به ایشان گفت: شما یکی از ستارگان درخشانی و پدر و نیاکانت ماههای تابان بودند و مادر و جده های مادریت خردمندان نامور بودند و عنصر تو از گرامی تر عناصر است. چون نام دانشمندان برده شود، همه انگشتها به سوی تو اشاره می کند. اکنون ای دریای ژرف بیکران! به من بگو که دلیل بر حادث بودن جهان چیست؟ امام صادق (ع) فرمودند: به نزدیکترین اشیاء به آن استدلال می شود. ابو شاکر گفت: چگونه؟ امام صادق (ع) تخم- مرغی خواستند و آن را بر کف دست نهادند و فرمودند: این حصاری سر بسته است که درون آن پرده یی لطیف است و سپس پرنده یی به زیبایی طاوس از آن بیرون می آید.
آیا چیزی داخل آن شده است؟ دیصانی گفت: نه. امام صادق فرمود: این دلیل بر حدوث عالم است. دیصانی گفت: نیکو و مختصر خبر دادی و گفتی و پسندیده گفتی و به خوبی می دانی که ما نمی پذیریم مگر چیزهایی را که با چشم و گوش و بینی و زبان و دست خود احساس کنیم، یا آنکه بیان آن در دلها مصور و از طریق روایات به یقین استنباط شود. امام صادق (ع) فرمودند: حواس پنجگانه را ذکر کردی و حال آنکه آنها بدون دلیل سودی نخواهد داشت، همچنان که تاریکی بدون چراغ از میان نمی رود.

سخن در باره صفات خداوند متعال

بدان که خداوند متعال قادر است، به این دلیل که صدور فعل از او صحیح است و حال آنکه برای دیگران انجام افعال او ناممکن است، و صحت و درستی کردار دلیل بر قدرت فاعل آن کار است. و خداوند متعال در سوره حج می فرماید: «ای مردم! مثلی زده شد. گوش به آن فرا دهید. به تحقیق کسانی را که غیر از خداوند فرا می خوانید (می پرستید) هرگز نمی- توانند بیافرینند مگسی (پشه یی) را و اگر چه اجتماع کنند برای آن کار و اگر از ایشان آن مگس چیزی را برباید نمی توانند از آن رها کنند، ناتوان آمد عابد و معبود.
نشناختند خدا را حق شناختن او، به درستی که خداوند هر آینه توانای غالب است.» و منظور این است که امکان باز داشتن خداوند از کاری فراهم نیست. و خداوند متعال در سوره فرقان می فرماید: «و اوست آنکه آفرید از آب انسانی را و برای او نژاد و پیوندی قرار داد و پروردگار تو تواناست.» و خداوند در سوره روم می فرماید: «پس بنگر به سوی آثار رحمت خدا.
چگونه زنده می کند زمین را پس از مرگش. به درستی که هر آینه زنده کننده مردگان است و او بر هر چیزی تواناست.» و در سوره زمر می فرماید: «همانا او عزیز و بسیار آمرزنده است.» قبلا بیان کردیم که عزیز یعنی توانایی که او را نمی توان از کار باز داشت. آیات دیگر قرآنی که در باب حدوث عالم و اجسام گذشت دلیل بر قدرت و توانایی خداوند متعال است و واجب است که خداوند متعال عالم باشد که افعال او استوار و درست است و تفاوتی در آن نیست و سزاوار است که خداوند عالم باشد. خداوند متعال در سوره بقره می فرماید: «و او به همه چیز عالم است.» و باز در همان سوره است که «به درستی که من می دانم آنچه را شما نمی دانید.» و «خداوند از آنچه می کنید غافل نیست.» و در سوره آل عمران می فرماید: «به درستی که بر خداوند چیزی در آسمان و زمین پوشیده نیست. اوست که شما را در رحمها به هر گونه که خواهد تصویر می کند.» و در سوره مائده می فرماید: «این برای آن است که بدانید خداوند آنچه را که در آسمانها و زمین است می داند و اینکه خداوند به همه چیز داناست.» و در سوره انعام می فرماید: «و او خداست در آسمانها و زمین. به درستی که خداوند می داند پوشیده و آشکار شما را و می داند آنچه را کسب می کنید.» و در همان سوره می فرماید: «و نزد او کلیدهای غیب است که نمی داند آنها را جز او، و می داند آنچه را در دریا و خشکی است و فرو نمی افتد برگی مگر اینکه او می داند و نه هیچ دانه یی در تاریکیهای زمین و نه خشکی و تری مگر در کتابی آشکار.» و به این ترتیب واجب است که خداوند متعال زنده باشد، که خداوند قادر و توانا محال است مرده باشد. و خداوند در سوره بقره می فرماید: «خداوند که خدایی جز او نیست زنده پاینده است.» و در سوره آل عمران نیز چنین فرموده است. در سوره مؤمن می فرماید: «اوست زنده که نیست خدایی مگر او. پس بخوانید او را (پرستش کنید) که خالص سازید برای او دین را. سپاس مر خدای را که خدای جهانیان است.» و در همین سوره می فرماید: «اوست که زنده می کند و می میراند.» و زنده کردن و میراندن درست نیست مگر از کسی که خود زنده باشد.
خداوند در سوره حدید چنین می فرماید: «تسبیح می کند خدا را آنچه در آسمانها و زمین است و اوست عزیز درستکار. مر او راست پادشاهی آسمانها و زمین. زنده می کند و می میراند و او بر هر چیزی تواناست. او اول است و آخر و ظاهر و پوشیده و او به هر چیزی داناست.» و به این ترتیب لازم است که موجود باشد زیرا معدوم چنین توصیف نمی شود که اول و آخر است. وانگهی توانای دانای زنده، ممکن نیست معدوم باشد و بر طبق این آیات لازم است که خداوند متعال قدیم باشد و اگر خود حادث باشد نیازمند به محدث است چون نوشته یی که نیازمند به نویسنده است و بافته شده یی که نیازمند به بافنده است و ساختمانی که نیازمند به سازنده است. در صورتی که خداوند محدثی داشته باشد، این محدث یا قدیم است یا حادث، اگر قدیم باشد همان چیزی است که ما می خواهیم و اگر حادث باشد، باز به محدث دیگر نیازمند است که نهایتی نخواهد داشت و تسلسل باطل است و چون خداوند زنده است لازم است شنوا و بینا باشد و برای او هیچ گونه آفت و مانعی تصور نمی شود و لازمه این صفات شنوا و بینا بودن است. خداوند متعال می فرماید: «به درستی که خداوند شنید سخن آن زن را که با تو در باره شوهرش مجادله می کرد و شکایت می کرد به سوی خدا و خداوند می شنود گفتگوی شما را. به درستی که خداوند شنوا و بیناست.» در سوره ملک هم می فرماید: «آیا نمی نگرند به سوی مرغان که بر فراز ایشان صف زدگانند و می گیرند؟ باز ندارد آنها را مگر خداوند. به درستی که او به هر چیزی بیناست.» و جایز نیست که خداوند جسم و متشکل از جوهر و عرض باشد، یا آنکه صفات و اعراض اجسام برای او تصور شود، زیرا این امور همگی حادث است و حال آنکه ثابت شد که خداوند قدیم است. خداوند در سوره بقره می فرماید: «همانا خداوند همراه صابران است.» و اگر خداوند جسم باشد، می باید فقط در مکان مخصوصی باشد و درست نیست که بگوییم همه جا همراه صابران است و نیز خداوند می فرماید: «و چون بندگان من در باره من از تو می پرسند، همانا که من نزدیکم.» و اگر جسم باشد، درست نیست که به همه پرسندگان نزدیک باشد و خداوند متعال در سوره نساء می فرماید: «پنهان می دارند از مردم و پنهان نمی دارند از خدا و او با ایشان است چون شب تدبیر می کنند به آنچه نپسندد از گفتار و خدا به آنچه می کنند داناست.» و نیز خداوند می فرماید: «من همراه شمایم» و اگر جسم باشد صحیح نیست که گفته شود با همگان است. و در سوره مریم می فرماید: «آیا برای او همنامی می- دانی؟» یعنی مثلی و مانندی، و در سوره شوری می فرماید: «همچون او چیزی نیست.» همان طور که گفته می شود: هیچ سرور و مهتری چون فلان نیست. در سوره ق می فرماید: «و ما به او نزدیکتریم از رشته گردن.» یعنی به انسان، و جایز نیست که خداوند در جهتی باشد، زیرا بودن در جهت از خواص اجسام است.
همچنین نیازمندی و حاجت بر او جایز نیست، زیرا نیازمندی از لوازم اجسام و اعراض است و حال آنکه خداوند متعال جسم و عرض نیست و خود در سوره آل- عمران می فرماید: «و هر کس کافر شود، همانا که خدای از همه جهانیان بی نیاز است.» و این گفتار خداوند که می فرماید: «همانا خداوند گفتار آنانی را که می گفتند خداوند نیازمند و ما بی نیازیم شنید. به زودی آنچه را گفتند می نویسیم.» و در سوره انعام می فرماید: «و خدای تو غنی و دارای رحمت است. اگر بخواهد شما را می برد و پس از شما هر که را بخواهد جانشین می کند، همان گونه که شما را از ذریه قوم دیگری پدید آورد.» و در سوره ابراهیم می فرماید: «به درستی که خداوند غنی ستوده است.» و خداوند متعال در سوره عنکبوت می فرماید: «هر آن کس کوشش کند، برای خود می کوشد که خدای از همه جهانیان غنی است.» و در سوره لقمان می فرماید: «و هر کس کافر شود، همانا که خداوند غنی ستوده است.» و در سوره فاطر می فرماید: «ای مردمان! شما نیازمندان به خدایید و خداوند غنی ستوده است.» و در سوره تغابن می فرماید: «و بی نیاز است خدا و خدا بی نیاز ستوده است.» و جایز نیست که تصور شود قدرت خداوند و علم او اکتسابی باشد و همین گونه، همه صفات او، زیرا در آن صورت از دو حال بیرون نیست، یا قدرت خود را از قدرت حادثی کسب کرده است یا از قدرت قدیمی. نمی توان آن را حادث پنداشت زیرا اگر قدرت حادث باشد از فعل خود او حادث شده است و نباید خداوند پیش از پدید آمدن آن قدرت حادث، قادر بوده باشد و از سوی دیگر قدرت پدید نمی آید مگر آنکه محدث آن یعنی خداوند قادر بوده باشد و هر یک به دیگری وابسته است و این باطل است و اگر تصور شود قدرت خود را از قدرت قدیمی کسب کرده است باطل است، زیرا در آن صورت آن قدرت در همه صفات الهی با آن مشترک است. و خداوند متعال فرموده است: «و برتر از هر دانشمندی دانایی است.» و اگر خداوند علم خود را از طریق اکتساب داشته باشد، باید برتر از او عالمی باشد و این باطل است و خداوند قدیم متعال یگانه است که اگر دو و سه یا بیشتر باشد، راه ستیز و منازعه میان آنان موجود است، و خداوند متعال در سوره بقره می فرماید: «و برای خداوند مانندهایی قرار مدهید و شما می دانید.» و در همان سوره می فرماید: «و خدای شما خدای یگانه است، خدایی نیست جز او بخشنده مهربان.» و در سوره آل عمران می فرماید: «خداوند که خدایی جز او نیست زنده پاینده است.» و در همان سوره می فرماید: «گواهی می دهد خدای که هیچ خدایی نیست مگر او و فرشتگان و صاحبان علم ایستاده به عدل. نیست خدایی مگر او که غالب و محکم کار است.» و در همان سوره می فرماید: «و نیست خدایی جز خداوند و همانا خداوند غالب و محکم کار است.» در سوره نساء می فرماید: «همانا جز این نیست که خداوند یکتاست و منزه است از اینکه برای او فرزندی باشد.» و در سوره انعام می فرماید: «بگو همانا که او خدای یگانه است و همانا من از آنچه شرک می ورزید بیزارم.» و در سوره نحل می- فرماید: «و خدای گفت: دو خدای دوگانه مگیرید هر آینه و جز این نیست که او خدای یگانه است.» و در سوره بنی اسرائیل می فرماید: «بگو اگر با او بود خدایانی چنان که می گویند، این هنگام بجویند به سوی خداوند عرش راهی را.» و در آخر همین سوره می فرماید: «و بگو سپاس مر خدا را، آنکه نگرفت فرزندی را و نمی باشد او را شریکی در پادشاهی و نمی باشد او را دوستداری از مذلت و بزرگ شمار او را بزرگ داشتنی.» و خداوند متعال در سوره فرقان می فرماید: «آن کس که پادشاهی آسمانها و زمین از اوست و فرزندی نمی گیرد و برای او شریکی در پادشاهی نیست.» و در سوره و الصافات می فرماید: «همانا که خدای شما یگانه است، پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست و پروردگار مشرقها.» و در سوره ص می فرماید: «بگو همانا که من بیم دهنده ام و خدایی نیست جز خدای یکتای قهار.» و روا نیست که خداوند قدیم متعال قابل دیدن باشد، زیرا اگر قابل رویت باشد باید رو در رو یا در جهت خاصی قرار گیرد و این دو حالت بر او روا نیست و خداوند متعال در سوره بقره می فرماید: «و چون گفتید ای موسی به تو نمی گرویم تا آنکه خدا را آشکار ببینیم و صاعقه شما را فرو گرفت و خود می نگریستید.» در سوره نساء می فرماید: «اهل کتاب از تو می خواهند کتابی از آسمان بر ایشان فرو آری و به تحقیق که از موسی چیزی بزرگتر از این خواستند و گفتند: خدا را آشکارا به ما نشان بده.» در سوره انعام می فرماید: «در نیابد او را چشمها و او دریابد چشمها را و اوست مهربان آگاه.» در سوره اعراف می فرماید: «پروردگارا خود را به من نشان بده تا به سوی تو بنگرم. گفت: مرا هرگز نمی بینی ولی به کوه بنگر و اگر کوه بر جای ماند، شاید به زودی مرا ببینی و چون پروردگارش برای کوه تجلی فرمود، آن را پاره پاره قرار داد و موسی مدهوش در افتاد.»
در سوره فرقان می فرماید: «کسانی که امید ندارند ملاقات ما را گفتند: فرشتگان بر ما نازل شوند یا ببینیم پروردگار خود را. به تحقیق تکبر کردند در نفسهایشان و سرکشی کردند سرکشی بزرگ.» همچنین جایز نیست که خداوند فاعل کارهای زشت باشد زیرا خود دانای بر کارهای ناپسند و بی نیاز از آن است و کسی که به زشتی کار ناپسند دانا و از انجام آن بی نیاز است آن را بر نمی گزیند. و چون خداوند حکیم است، حکیم کارهای ناپسند را انتخاب نمی کند. خداوند متعال در سوره بقره می فرماید: «گفتند: پاک و منزهی. ما را دانشی نیست جز آنچه خود به ما آموختی. به درستی که تو خود دانا و محکم کاری.» در سوره نساء هم می فرماید: «به درستی که خداوند دانای محکم کار است.» و در سوره انعام می- فرماید: «دانای غیب و شهود و او محکم کار آگاه است.» و در همین سوره می فرماید:
«همانا که پروردگارت محکم کار داناست.» و در سوره ممتحنه می فرماید: «پروردگارا مگردان ما را آزمایش برای آنان که کافر شدند و بیامرز برای ما. پروردگارا به درستی که تو هستی غالب درست کردار.» و در همین سوره است: «همانا خداوند دانای درست کردار است.» در سوره و التین می فرماید: «آیا خدا حکم کننده ترین حکم کنندگان نیست؟» و چون این ثابت شد، جایز نیست که اراده کننده به کارهای ناستوده باشد، زیرا صفت نقص است و اراده قبیح هم زشت است و جایز نیست که به خداوند متعال نسبت داده شود. خدای از این موضوع برتر است، برتری بزرگ. خداوند متعال در سوره بقره می فرماید: «خداوند به شما آسانی را اراده فرموده است و برای شما سختی را اراده نکرده است.» و می فرماید: «همانا خداوند دوست ندارد از حد درگذرندگان را» «و خدای دوست نمی دارد تباهی را» و «همانا خداوند بسیار توبه کنندگان را دوست می دارد و دوست می دارد پاک شوندگان را.» و در سوره آل عمران می فرماید: «و خداوند برای جهانیان اراده نمی کند ستمی را» و در سوره نساء می فرماید: «می خواهد خدای تا بیان کند برای شما و نشان دهد شما را راههای آنان را که پیش از شما بوده اند و توبه پذیرد بر شما و خدای دانا و درستکار است و خدای خواهد که توبه پذیرد بر شما و می خواهند آنان که از شهوتها پیروی می کنند که میل کنید از دین، میل بزرگ. می خواهد خدای که سبک کند از شما و آفریدند آدمی را سست.» و این دلیل بر آن است که خداوند آنچه را از باب طاعت و فرمانبرداری است اراده می کند و می خواهد، و آنچه را از باب معصیت است اراده نمی کند. خداوند متعال در سوره انعام می فرماید: «کسانی که شرک آورده اند، زود باشد که بگویند: اگر خواسته بود خدا شرک نمی آوردیم، نه ما و نه پدران ما، و نه حرام می کردیم هیچ چیز را. همچنین تکذیب کردند کسانی که پیش از ایشان بودند تا چشیدند عقوبت ما را. بگو آیا نزد شما علمی هست که بیرون آورید آن را برای ما؟ پیروی نمی کنید مگر گمان را و نیستید شما مگر گزاف گویان.» در سوره نحل می فرماید: «و کسانی که شرک آوردند گفتند: اگر خدا می- خواست چیزی جز او را نمی پرستیدیم، نه ما و نه پدرانمان، و هیچ چیز را بدون حکم او حرام نمی کردیم. کسانی که پیش از ایشان بودند هم چنین کردند و آیا بر عهده رسولان چیزی بجز رسانیدن آشکار است؟» در سوره بنی اسرائیل پس از آنکه چند گناه و کار ناپسندیده را نام می برد چنین می فرماید: «همه آن باشد لغزش آن نزد پروردگار تو ناپسندیده.» در سوره زمر می فرماید: «برای بندگانش کفر را نمی پسندد.» و این گفتار خداوند که می فرماید: «و نیافریده ایم جن و انس را مگر برای اینکه بپرستند ما را.» و چون این موضوع ثابت شد، پس هر چه که خداوند انجام می دهد و آلام و تکالیف و آفرینش جانوران موذی و حشرات و درندگان، همه اش پسندیده است و ثابت شد که خداوند کار ناستوده انجام نمی دهد، هر چند به ظاهر و به تفصیل، ما پسندیدگی و حسن آن را درک نکنیم. ضمنا کلام خداوند متعال (قرآن مجید) نیز حادث است. زیرا اگر قدیم باشد، لازم است که با وجود خداوند وجود قدیم دیگری همراه باشد و اگر قدیم باشد، برای آن نسخ و زوال جایز نیست و خداوند متعال در سوره بقره می فرماید:
«هیچ آیتی را نسخ و رها نمی کنیم مگر آنکه بهتر از آن یا مانندش را می آوریم.» و فرموده است: «و اگر در آنچه بر بنده خود فرو فرستادیم در شک هستید، سوره یی مثل آن بیاورید.» که نشان دهنده آن است که نمی توانند مثل آن را بیاورند. در سوره نساء هم می فرماید: «فرمان خداوند انجام شده است.» و فرمان و امر از جمله کلام و سخن است، و خداوند متعال در سوره انعام می فرماید: «بگو خداوند تواناست که آیتی فرو فرستد.» و این آیه خود دلالت بر حادث بودن قرآن دارد، زیرا چیزی که تحت قدرت در آید نمی تواند جز حادث باشد. در سوره هود می فرماید:
«کتابی که آیات آن محکم گردانیده شده و سپس تفصیل داده شده است از نزد درست کردار آگاه.» و این گفتار الهی که می فرماید: «و پیش از آن کتاب موسی پیشوا و رحمت بوده است»، دلیل بر این است که پیش از قرآن کلام دیگری از خداوند بر آن تقدم داشته است. در سوره یوسف می فرماید: «به درستی که ما آن را فرو فرستادیم، قرآنی به لغت تازی. باشد که شما دریابید.» و در سوره حجر می فرماید: «و به تحقیق دادیم ترا هفت آیه از سوره یی که دو بار نازل شده و قرآن عظیم.» و در سوره انبیاء می فرماید: «نمی آید ایشان را هیچ پندی تازه آورده شده از پروردگارشان مگر که شنیدند آن را و ایشان بازی می کردند.» و در همان سوره می فرماید: «و این سخنی (پندی) فرخنده است که آن را فرو فرستادیم. آیا شما منکر آن هستید؟» و خداوند متعال در سوره لقمان می فرماید: «و اگر آنچه از درختان که در زمین است قلمها باشد و دریا را پس از آن هفت دریا مدد می داد، به آخر نمی رسید کلمات خدا.» و در سوره حشر می فرماید: «اگر این قرآن را بر کوه نازل می کردیم، آن را فروتن و شکاف خورده از بیم خداوند دیده بودی.» و از پیامبر (ص) روایت شده که فرموده اند: فقط خدا بود و هیچ چیز وجود نداشت. سپس خداوند سخن و ذکر را آفرید و همانا از چیزهایی که خداوند آفریده است هیچ چیز بزرگتر از مفهوم این آیه سوره بقره نیست: «خدای که خدایی جز او نیست، زنده پاینده، که او را نه چرت می گیرد و نه خواب.»

سخن در باره خلق افعال و قضاء و قدر

بدان که هر یک از ما کارهایی را که انجام می دهد خود پدید آورنده آن است.
به این دلیل که کارها را طبق انگیزه ها و حالات مختلف که خواهان انجام کاری است انجام می دهد و در صورتی که چیزی را ناخوش بدارد یا موانع دیگری را در نظر داشته باشد، انجام نمی دهد. این گونه کارها که انجام آن بستگی به علاقه و انگیزه شخص دارد و انجام ندادن آن به ناخواستن اوست، از خود اوست، بر خلاف امور دیگری چون بلندی و کوتاهی و رنگ پوست و نظایر آن. ستایش و نکوهش هم در مورد کارهای اختیاری است. یعنی کارهایی که انجام آن به دست خود شخص است. خداوند متعال در سوره بقره چنین می فرماید: «شاید شما سپاسگزاری کنید، و برای اینکه شاید هدایت شوید، و برای اینکه شاید پرهیزگاری کنید.» و در همین سوره می فرماید: «وای بر آنان که با دستهای خود کتابی را می نویسند و سپس می- گویند: این از نزد خداست، تا به آن وسیله بهای اندکی به دست آورند. ای وای بر ایشان به آنچه دستهایشان کسب کرده است. و ای وای بر آنان از آنچه به دست می- آورند.» باز در همین سوره می فرماید: «همانا که خداوند از نیکوکاران می پذیرد.» «و خداوند مزد نیکوکاران را تباه نمی کند.» و خداوند در سوره آل عمران می فرماید: «و به درستی که گروهی از ایشان می- پیچانند زبانهای خود را به کتاب تا آن را از کتاب پندارید و آن از کتاب نیست و می گویند آن از نزد خداست و حال آنکه از نزد خدا نیست و بر خدای دروغ می- گویند و ایشان می دانند.» و در سوره نساء می فرماید: «هر نیکی که به تو می رسد از خداوند است و هر بدی که به تو می رسد از نفس تو است.» در سوره مائده می فرماید: «جز این نیست که شراب و قمار و بتها و تیرهای قرعه کشی پلید و از کردار شیطان است. پس اجتناب کنید از آنها، باشد که شما رستگار شوید.» در سوره انعام می فرماید: «به درستی هر کس از شما بدی را به نادانی انجام دهد و پس از آن توبه کند و صالح شود، به درستی که خداوند آمرزنده مهربان است.» و در همین سوره می فرماید: «و بر نمی دارد بردارنده یی بار گناه دیگری را.» در سوره توبه می فرماید: «و دیگرانی که به گناهان خود اعتراف کردند، کردار پسندیده را با کردار ناپسند در آمیختند.» در سوره یونس می فرماید: «همانا خداوند ستم نمی کند به چیزی مردمان را، ولی مردم به خودشان ستم می کنند.» در سوره بنی اسرائیل می فرماید: «اگر نیکی کنید برای خود نیکی کرده اید و اگر بدی کنید بر خود کرده اید.» در سوره یس می فرماید: «امروز بر کسی چیزی ستم نمی شود و جزا داده نمی شوید مگر آنچه را که عمل کرده اید.» در سوره زمر می فرماید: «روز قیامت بر چهره های کسانی که دروغ گفتند سیاهی خواهید دید.» از حسن بصری نقل است که این آیه در مورد کسانی نازل شده است که کفر و انجام گناهان را به سبب خواست خداوند متعال دانسته اند. در سوره جاثیه می فرماید: «امروز جزا داده می شوید آنچه را عمل کرده اید.» در سوره و النجم می فرماید: «که بر ندارد بر دارنده یی بار گناه دیگری را و آنکه نیست برای انسان جز آنچه کوشش کرد و آنکه کوشش او به زودی دیده خواهد شد و جزا داده خواهد شد جزای تمامتر.» و در سوره تغابن می فرماید: «اوست آنکه شما را آفرید برخی از شما کافر و برخی مؤمنند.» و بدان که قضاء از لحاظ لغوی دارای چهار معنی است: اول به معنی آفرینش و پدید آوردن، نظیر این گفتار خداوند که می فرماید: «آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز پدید آورد.» یعنی آفرید. دوم به معنی حکم کردن است، مانند این گفتار الهی که «و خداوند به حق حکم می کند» و کلمه قاضی هم از این مشتق است. سوم به معنی فرمان دادن و ملزم کردن است، نظیر این گفتار خداوند که می- فرماید: «و پروردگار تو فرمان می دهد که عبادت مکنید مگر او را.» چهارم به معنی خبر دادن و اعلام کردن است، نظیر این گفتار خداوند متعال که می فرماید: «و اعلام کردیم به بنی اسرائیل در کتاب.» جایز نیست بگوییم کارهای ما به قضای خداوند، یعنی آفریده اوست، زیرا کاری است که خود ما انجام می دهیم و برای کار واحد دو فاعل وجود ندارد. در این مورد قضای به معنی الزام کردن هم به اجماع امت جایز نیست. اما اگر قضا را به معنی اخبار و اعلام بدانیم، در صورتی که آن را مقید کنیم درست است. یعنی خداوند خبر داده است و اعلام فرموده است که برای ما در اطاعت و فرمانبرداری چه پاداشی است و در معصیت و سرپیچی چه عذابی. از پیامبر (ص) روایت شده که گفته اند: خداوند چنین فرموده است: «هر کس به قضای من خشنود نباشد و بر نعمتهای من سپاسگزار و بر بلای من شکیبا نباشد، پروردگاری غیر از من برای خود برگزیند.» و اگر گناهان به خواست خداوند متعال و آفرینش او باشد واجب است خداوند به آن راضی باشد و این خلاف اجماع است.
اعتقاد به قدر هم همین گونه است، چون این کلمه هم به معنی احداث و آفرینش است، آنچنان که خداوند می فرماید: «و پدید آورد در آن (زمین) خوردنیهای آن را در چهار روز مساوی برای خواهندگان.» گاهی هم به معنی تقدیر است و در آن معنی جایز است گفته شود که خداوند میزان پاداش و عقاب اعمال ما را مقدر فرموده است و باید آن را مقید با همین قید بکار برد، نه به صورت مطلق.