فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

مجلس دوم در شناختن خداوند و آنچه به آن وابسته است

بدان که خداوند متعال با بیان دلایلی از حادث بودن جهان خبر و آگاهی داده است. از جمله در سوره بقره چنین می فرماید: (همانا در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و شد شب و روز و کشتی که در دریا حرکت می کند و آنچه به مردم سود می رساند و آنچه خداوند از آسمان آب نازل می کند و به یاری آن زمین را پس از مرگش دوباره زنده می کند و در زمین جانوران پراکنده می شوند و گردانیدن بادها و ابرهای فرمانبردار میان آسمان و زمین، آیاتی است برای قومی که اندیشه می کنند.» و در همین سوره می فرماید:
«ای مردمان بپرستید خدایتان را، آنکه شما و کسانی را که پیش از شما بودند بیافرید، شاید پرهیزگار شوید. آنکه برای شما زمین را گسترده و آسمان را برافراشته قرار داده است و فرو می فرستد از آسمان آبی که به آن برای روزی شما میوه ها را بیرون می آورد. پس برای خداوند مانندهایی قرار ندهید و شما می دانید.» که دلیل بر حادث بودن جهان و آسمان و زمین است، و خداوند در همین سوره می فرماید: (یا مانند آن که گذشت بر دهی فرو ریخته (ویرانه). گفت: خداوند چگونه اهل این دهکده را پس از مرگ زنده می فرماید؟ پس خداوند او را صد سال بمیراند و سپس او را برانگیخت. خدای به او فرمود: چند مدت درنگ کردی؟ گفت یک روز، شاید هم بخشی از یک روز. فرمود: چنین نیست که صد سال درنگ کردی.
بنگر بسوی خوراکی و آشامیدنی خودت که دگرگون نشده است و بنگر به خر خودت، تا ترا دلیلی برای مردمان قرار دهیم و به استخوانها بنگر که چگونه آنها را ترکیب می کنیم و سپس بر آن گوشت می پوشانیم. همین که برای او روشن شد، گفت: اکنون می دانم خداوند بر هر چیزی تواناست.» و باز در همین سوره می فرماید:
«و چون ابراهیم گفت: ای پروردگار من به من بنمای چگونه مردگان را زنده می گردانی، گفت: باور نمی داری؟ گفت: چرا باور می دارم و لکن تا آرمیده شود دل من. فرمود: فرا گیر چهار عدد از پرندگان و آنها را پاره پاره کن و سپس بر هر کوهی جزئی از آن بگذار و سپس بخوان آنها را تا بیایند سوی تو به شتاب و بدان به درستی که خداوند توانای داناست.» امام صادق (ع) فرموده است: کسی که از کنار آن دهکده ویران گذشت عزیز بوده است و امام باقر (ع) فرموده، ارمیا بوده است و هم گفته شده که آن شخص خضر بوده است و مقصود از دهکده بیت المقدس است که بخت النصر آن را خراب کرده بود و گفته شده است همان دهکده یی است که هزاران تن از آن به منظور گریز از مرگ بیرون رفته بودند و منظور از فرو ریخته یعنی خالی از سکنه است و هم گفته اند پایه های آن دهکده پا بر جا بود ولی سقف آن فرو ریخته بود، و گفته شده است که خداوند متعال آن شخص را در آغاز روز میراند و پس از صد سال در پایان روز برانگیخت و چون دید هنوز اندکی از آفتاب باقی است، گفت: بخشی از روز یا یک روز را درنگ کرده ام. خوراک و آشامیدنی او که دگرگون نشده بود، شیره انگور و انجیر و انگور بود که شیره همچنان شیرین و انگور و انجیر هم تازه و مانند از شاخ چیده شده باقی مانده بود، و گفته شده است خداوند او را جوان برانگیخت و در آن هنگام نواده گان او پیر بودند. و روایت شده است که امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است: هنگامی که عزیر از خانه خود بیرون رفت پنجاه ساله بود و همسرش باردار بود و خداوند او را صد سال میراند و سپس برانگیخت و در حالی که پنجاه ساله بود به خانه اش برگشت و پسرش از او سالخورده تر بود و این موضوع از آیات خداست. لغت نشز به معنی نشر هم آمده است. از امام صادق (ع) روایت شده است که ابراهیم (ع) لاشه جانوری دید که درندگان آن را از هم دریده بودند و درندگان خشکی و دریا و لاشخورهای پرنده از آن می خوردند و از خداوند خواست به او نشان دهد که چگونه آن را زنده می فرماید و گفته شده است سبب این خواهش آن بود که نمرود در مورد زنده ساختن با او ستیزه کرده بود و گفته بود اگر خداوند مرده یی را به آن گونه که او ببیند زنده نکند ابراهیم (ع) را خواهد کشت و به همین منظور ابراهیم (ع) عرض کرد: برای این که قلبم مطمئن شود که نمرود ستمگر مرا نخواهد کشت. گروهی گفته اند ابراهیم (ع) این تقاضا را برای قوم خود فرمود، همچنان که موسی (ع) رؤیت را برای قوم خود مسألت فرمود. برخی هم گفته اند ابراهیم (ع) از این جهت تقاضا کرد که این موضوع را آشکارا و با علم عیان ببیند و به طریق استدلالی به آن دانا و آگاه بود. این گفتار الهی که می فرماید: مگر ایمان نیاورده ای، معنی تقریر دارد نه انکار، زیرا ابراهیم (ع) پاسخ می دهد: آری ایمان دارم ولی برای این است که دل من مطمئن شود یعنی یقین بر یقین او افزوده شود و گفته شده است آن پرندگان خروس و طاوس و کلاغ و کبوتر بودند. از حضرت باقر و حضرت صادق (ع) روایت شده است که شمار آن کوهها ده کوه بود و در روایت دیگری از آن دو نقل شده که هفت کوه بوده است و هم گفته شده است چهار کوه بوده است و معنی کلمه دعا در فعل (ادعهن) اشاره کردن است، و این موضوع که در این آیه آمده است از شگفت ترین دلایل خداوند متعال است. و خداوند در سوره آل عمران چنین فرموده است:
«همانا در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و شد شب و روز نشانه هایی برای خردمندان است، آنانی که یاد می کنند خدای را ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان و اندیشه می کنند در آفرینش آسمانها و زمین، پروردگار ما نیافریدی این را باطل، پاک و منزهی و ما را از عذاب آتش نگاه دار.» این آیه دلیل بر خوبی تفکر و اندیشه است. و خداوند متعال در سوره انعام می فرماید: «بگو آیا جز خدا دوستی فرا گیرم پدید آورنده آسمانها و زمین و او می خوراند و خورانیده نمی شود.» و در همین سوره می فرماید: «و کیست ستمکارتر از آنکه به خدا دروغ بست یا آیات او را تکذیب کرد؟ به درستی که رستگار نمی شوند ستمکاران.» و در همین سوره می فرماید: «و اگر هر معجزه یی را ببینند به آن ایمان نمی آورند و چون پیش تو می آیند با تو مجادله می کنند و کسانی که کافر شدند می گویند: همانا چیزی نیست جز افسانه های پیشینیان.» و این گفتار خداوند متعال که می فرماید: «به درستی که خداوند شکافنده دانه و هسته است. بیرون می آورد زنده را از مرده و بیرون آورنده مرده است از زنده. آن خدای شماست پس کجا رو گردان می شوید ...» تا آنجا که می فرماید: «... همانا در آن نشانه هایی است از برای گروهی که می گروند.» و خداوند متعال در سوره اعراف چنین می فرماید: «به درستی که پروردگار شما خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفریده است، پس قصد کرد بر آفرینش عرش. پوشانید به پرده شب روز را که می جوید آن را شتابان و خورشید و ماه و ستارگان رام کرده شده اند به فرمان او. آگاه باشید مر او راست آفریدن و فرمان، با برکت خدا که پروردگار جهانیان است.» و خداوند متعال در سوره یونس چنین می فرماید: «اوست آن خدایی که گردانید آفتاب را روشنی و ماه را صاحب نور و تقدیر کرد آن را منزلها تا بدانید شمار سالها و حساب ماهها. نیافرید خدا این را مگر به راستی روشن می کند نشانه ها را برای گروهی که می دانند.» و خداوند متعال در سوره ابراهیم چنین می فرماید: «خداست که آفرید آسمانها و زمین را و فرو فرستاد از آسمان آب را، پس بیرون آورد به آن میوه ها را برای روزی شما و رام کرد برای شما کشتی را تا در دریا به فرمان او روان شود و رام کرد برای شما رودخانه ها را و رام کرد برای شما آفتاب و ماه را دو کوشنده دائمی و رام کرد برای شما شب و روز را و دادتان از هر چه خواستید آن را و اگر نعمتهای خدا را بشمرید، نمی توانید آن را شمار کنید. همانا که انسان سخت ستمکار ناسپاس است.» و این گفتار خداوند متعال در سوره نحل که می فرماید: «آفرید انسان را از نطفه و اکنون او جدال کننده آشکار است.» و در همین سوره می فرماید:
«به درستی که برای شما در چهار پایان (دامها) عبرت است. به شما می آشامانیم از آنچه در شکمهای آنهاست، از میان سرگین و خون، شیر خالصی که برای آشامندگان گواراست.» «و از میوه های درختان خرما و انگورها که می گیرید از آن شکری و روزی پسندیده را، همانا که در آن نشانه هایی است برای قومی که می اندیشند.» که منظور این است که این آشامیدنی با الهام خداوند فراهم می شود. همچنین انواع حریر (ابریشم) هم با الهام خداوند فراهم می آید. و خداوند متعال در سوره طه می فرماید: «آنکه زمین را برای شما بستر (گهواره) قرار داد و در آن برای شما راهها پدید آورد و فرو فرستاد از آسمان آب را، پس بیرون آوردیم به آن جفتهایی را از روییدنیهای جداگانه. بخورید و بچرانید چهارپایتان را. به تحقیق در این، آیتهاست برای صاحبان خرد.» و خداوند متعال در سوره انبیاء می فرماید: «و نیافریدیم آسمانها و زمین را و
آنچه میان آنهاست به بازیچه.» و در همین سوره می فرماید: «و آیا ندیدند کسانی که کافر شدند که آسمانها و زمین بسته بودند، پس گشودیم آنها را و گردانیدیم هر چیز زنده یی را از آب، آیا پس نمی گروند؟» و در سوره حج چنین می فرماید: «آیا ندیدی که برای خداوند هر که در آسمانها و هر که در زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوهها و جنبندگان و بسیاری از مردم و بسیاری که سزاوار شده است برای او شکنجه، سجده می کنند؟»، و در همین سوره می فرماید: «ای گروه مردم! مثلی زده شد، پس به آن گوش فرا دهید.
همانا کسانی را که غیر از خدا فرا می خوانید (پرستش می کنید) هرگز پشه یی (مگسی) را نیافریده اند، هر چند برای آن کار جمع شده باشند و اگر پشه (مگس) چیزی را از ایشان برباید نمی توانند آن را خلاص کنند. سست باشد خواستار و خواسته شده. حق شناسایی خدا را نشناختند و به تحقیق خداوند توانای غالب است.» و در سوره نور چنین می فرماید: «و خداوند هر جنبنده یی را از آب بیافرید.
برخی از آنها بر شکم خود راه می رود (می خزد)، برخی از آنها بر دو پای راه می رود و برخی از آنها بر چهار پای راه می رود. می آفریند خداوند آنچه می خواهد.» و در سوره نمل چنین می فرماید: «آیا کیست که آسمانها و زمین را آفرید و برای شما از آسمان آب فرو فرستاد؟ پس رویانیدیم به آن بوستانهای دارای خرمی را.
نرسد شما را که برویانید درختش را، آیا خدایی است با خدای یگانه؟ بلکه آنها گروهی هستند که از حق می گذرند.» تا آنجا که می فرماید: «آیا خدایی هست با خدا؟ بگو: بیاورید حجت خود را اگر راستگویید.» و خداوند در سوره روم چنین می فرماید: «و از آیات قدرت او این است که آفرید شما را از خاک و پس از آن شما آدمیانید که پراکنده می شوید.» و در همین سوره می فرماید: «خداست که می فرستد بادها را، پس برمی انگیزاند
ابر را، پس می گستراند آن را در آسمان چنانچه می خواهد و آن را پاره پاره می گرداند و می بینی باران را که بیرون می آید از میان آن، پس چون خدا برساند باران را به هر که از بندگانش که خواهد، آنگاه ایشان شادمان می شوند و به درستی که پیش از آنکه باران برایشان فرستاده شود ناامیدان بودند. پس نگاه کن به سوی آثار رحمت خدا، چگونه زنده می کند زمین را پس از مردن آن، به درستی که خداوند زنده کننده مردگان است و او بر هر چیزی تواناست. و اگر بفرستیم باد را و زراعت را زرد شده ببینند، هر آینه به نعمت گذشته کافر می شوند. پس همانا که نتوانی، شنوانی مردگان را و نشنوانی فرا خواندن را به کران، چون برگردند پشت کنندگان.» و در سوره لقمان می فرماید: «آیا نمی بینید که خداوند رام کرد برای شما آنچه را در آسمانهاست و آنچه را در زمین است؟» و خداوند در سوره فاطر می فرماید: «آیا نبینی که خدا فرو فرستاده از آسمان آب را پس بیرون آوردیم به آن میوه هایی که گوناگون است رنگهایش و از کوهها راههای سپید و سرخ که گوناگون است رنگهای آن و سیاههای به غایت سیاه، و از مردم و جنبندگان و چهار پایان که مختلف است رنگهای آن.» و خدای متعال در سوره یس چنین می فرماید: «و نشانه یی است برای ایشان زمین مرده که زنده کردیم آن را و بیرون آوردیم از آن دانه را، پس از آن می خورند.
و قرار دادیم در آن بوستانها از درخت خرما و انگور و روان کردیم در آن از چشمه های آب تا بخورند از میوه آن و از آنچه دستهایشان آن را فراهم کرده است. آیا پس شکر نمی کنند؟» و خداوند متعال در سوره زمر می گوید: «آفرید آسمانها و زمین را به راستی. در می آورد شب را به روز و در می آورد روز را بر شب و رام گردانید خورشید و ماه را.
همه می روند در فلک خود تا مدت نامبرده شده. دانسته باش اوست غالب آمرزنده.
آفرید شما را از نفسی تنها، پس گردانید از او زن او را.» و خداوند در سوره غافر (مؤمن) چنین می فرماید: «خداست آنکه آفرید برای شما چهارپایان را تا سوار شوید بعضی را و از آنها بخورید و برای شما در آن بهره هاست و تا بر آنها برسید بر حاجتی که در سینه های شماست و بر آن و بر کشتی سوار شوید.» و در آخر این سوره می فرماید: «و به شما نشان می دهد آیتهای خود را، پس کدام آیات خدا را انکار می کنید؟» در سوره حم سجده (فصلت) می فرماید: «بگو آیا شما هر آینه کافر می شوید، به آنکه آفرید زمین را در دو روز و قرار می دهید برای او مانندها؟ این است پروردگار جهانیان.» تا چند آیه بعد. در سوره شوری می فرماید: «خدای راست، پادشاهی آسمانها و زمین. می آفریند آنچه را می خواهد. می بخشد هر که را می خواهد دختر و می بخشد هر که را می خواهد پسر یا جفت کند آنها را پسران و دختران و قرار می دهد هر که را می خواهد نازا.» در سوره جاثیه می فرماید: «به تحقیق در آسمانها و زمین هر آینه آیتهاست مر گروندگان را و در آفرینش شما و آنچه پراکنده می شود از جنبنده ها نشانه هاست برای گروهی که یقین می کنند و آمد و شد شب و روز و آنچه خدا از آسمان روزی می فرستد و به آن زنده می کند زمین را پس از مرگش و گردش بادها آیتهاست برای گروهی که می اندیشند.» در سوره و النجم می فرماید: «و آنکه او می خنداند و می گریاند و آنکه او می میراند و زنده می کند و آنکه او آفرید جفتهای نر و ماده را از نطفه چون ریخته شود و آنکه بر اوست نشأة دیگری و آنکه او بی نیاز کند و سرمایه دهد، و آنکه اوست پروردگار (ستاره شعری) و آنکه او هلاک کرد عاد نخستین را و ثمود را و باقی نگذاشت گروه نوح را از پیش.» تا آخر مطالبی که بیان فرموده است و همه اینها از قویترین دلایل بر وجود خداوند است. و در سوره الرحمن چنین فرموده است: «خداوند بخشاینده، آموخت قرآن را.
آفرید انسان را. آموخت او را روشنی ضمیر. خورشید و ماه به حسابی مقدر می روند و ستاره و درخت سجده می کنند ...» و خداوند متعال در سوره ملک می فرماید: «آیا نمی نگرند به سوی مرغان، بالای آنها صف زنندگان و می گیرند. باز ندارد آنها را مگر خداوند، به درستی که او به هر چیزی داناست.» و خدای متعال در سوره نوح فرموده است: «آیا نمی بینید که خداوند چگونه آفرید آسمانها را طبقه بالای طبقه و ماه را در آسمانها روشنی و خورشید را چراغ قرار داد و خداوند برویاند شما را از زمین رویاندنی پس باز می گرداند شما را در آن و بیرون می آورد بیرون آوردنی و خداوند زمین را برای شما گسترده قرار داد تا در راههای گشاده آن بروید.» و در سوره عم چنین می فرماید: «آیا زمین را گسترده و کوهها را میخها قرار ندادیم؟ و ما شما را آفریدیم جفت جفت و قرار دادیم خواب شما را سبب آسایش ...» تا آنجا که می فرماید: «و بوستانهای بهم پیچیده درختان.» و خداوند متعال می فرماید: «بگو اوست خدای یگانه. خدای بی نیاز است.
نه زاید و نه زاده شد و هیچ کس همتای او نیست.» گویند مشرکان به رسول خدا (ص) گفتند: نسب و صفات خدای خود را برای ما بیان کن و بگو و خداوند این سوره را نازل فرمود و به همین جهت به سوره اخلاص نامگذاری شد و به سوره نسبة الرب (بیان نسب خداوند) و سوره ولایت هم نامگذاری شده است. از امیر المؤمنین علی (ع) نقل شده که فرموده است: خدای یگانه است بدون آنکه عدد را در موردش تأویل کنیم و مقصود از صمد این است که هیچ گونه تبعیض و جزء و کل در او مطرح نیست و نمی زاید که در نتیجه چیزی با او مشارک باشد و نه زاییده شده که موروث و نابودشونده باشد و او را هیچ همتایی نیست. و بدان که خداوند در قرآن دلایل بسیاری در مورد حادث بودن جهان و اثبات وجود خویش و صفات خود و چیزهایی که نسبتش به آن جایز است و چیزهایی که نسبتش به آن جایز نیست بیان فرموده است که بیش از مقداری است که ما نقل کردیم و ما همه آن را از بیم طولانی شدن کلام نیاوردیم و به خواست خداوند متعال در همین اندازه کفایت است و سزاوار است که خردمند در این آیات تفکر و دقت کند تا برای او علم به وجود خداوند متعال حاصل شود و بداند آنچه متکلمان گفته اند بیرون از قرآن و اخبار صحیح نیست، زیرا متکلمان می گویند دقت و نگریستن در باره شناخت خداوند متعال واجب است و راهی برای شناخت خداوند جز همین دقت نیست و خداوند یا به ضرورت معلوم است یا به استدلال. اگر به ضرورت معلوم باشد لازم است همه خردمندان در این موضوع یکسان بیندیشند، همان گونه که هر خردمند و عاقلی می داند ذراع بزرگتر از وجب است و ده بیشتر از یک است و اگر به استدلال معلوم شود همان گونه است که بیان کردیم و خداوند متعال در سوره اعراف می فرماید: «آیا نمی نگرند در پادشاهی (اقطار و اکناف) آسمانها و زمین و به آنچه خداوند آفریده است و اینکه شاید نزدیک شده باشد مدت (اجل) ایشان؟ پس به کدام سخن بعد از آن می گروند؟» با این آیه خداوند مکلفان را بر حذر می دارد که هیچ گاه از تفکر و اندیشیدن غفلت نورزند، زیرا از اینکه مرگ ایشان فرا رسد در امان نیستند و باید همواره آماده شناخت به اندازه لازم باشند. و باز خداوند در سوره فرقان می فرماید: «آیا به سوی پروردگار خود نمی بینی که چگونه کشید سایه را و اگر می خواست هر آینه آن را ساکن قرار می داد. سپس گردانیدیم آفتاب را بر آن دلالت کننده. پس فرا گرفتیم آن را به سوی خود فرا گرفتن آسان.» و خداوند متعال در سوره روم می فرماید: «آیا نمی اندیشند در خودشان و نه در اینکه خداوند آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست به راستی آفریده است ....»
و خداوند متعال در سوره ق می فرماید: «آیا نظر و اندیشه نمی کنند به سوی آسمان که بر فرازشان است که چگونه بنا نهادیم آن را و آراسته کردیم آن را و برای آن شکافی نیست و زمین را کشیدیم و افکندیم در آن کوهها و رویانیدیم در آن از هر جفتی خوش آینده، بینشی و پندی است برای هر بنده بازگشت کننده و فرو فرستادیم از آسمان آبی با برکت، پس رویانیدیم به آن باغها و دانه درویده و درخت خرمای بر افراشته که آن را شکوفه های بر هم نشسته است، روزی است برای بندگان ...» که منظور آن است که در مورد درخت خرما و چگونگی شکوفه بستن آن و در باره انار و چگونگی چیده شدن دانه های آن بیندیشند. در سوره و الذاریات چنین می فرماید:
«و در زمین نشانه هاست برای یقین کنندگان و در نفس خودتان آیا نمی نگرید و در آسمان است روزی شما و آنچه وعده کرده می شوید و سوگند به پروردگار آسمان و زمین که آن حق است.» و خداوند متعال در سوره عبس چنین می فرماید: «پس باید بنگرد آدمی در خوردنی خود. همانا ما ریختیم از ابر آب را ریختنی. سپس شکافتیم زمین را شکافتنی. پس رویانیدیم در زمین دانه و انگور و سبزی ها و درخت زیتون و خرما و باغهای مشتمل بر درختان و میوه های تر و چراگاه.» و در سوره طارق می فرماید:
«پس آدمی بنگرد که از چه چیز آفریده شده، آفریده شده است از آبی جهنده که بیرون می آید از پشت مرد و استخوانهای سینه زن.» و خداوند متعال در سوره غاشیه می فرماید: «آیا نمی نگرند در شتر که چگونه آفریده شده است، و در آسمان که چگونه بر افراشته شده است و به کوهها که چگونه بر کشیده شده است و به زمین که چگونه گسترانیده شده است؟ پس پند ده که همانا تو پند دهنده ای.» و مقصود این است که از این امور استدلال به شناخت خداوند و قدرت او شود و همه این نشانه ها دلیل بر واجب بودن تفکر و اندیشه کردن در باره خداشناسی و شناختن صفات حق تعالی است. هر کس در این امور تأمل و دقت کند و بیندیشد، آنچه را ما گفتیم خواهد دانست. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کدام شما به نفس خود آشناتر باشد به خدای خود آشناتر است. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است: با صنع و آفرینش خداوند به او استدلال می شود و با عقلها شناختن او ثابت می شود و با اندیشه و فکر، حجت او ثابت می شود. شناخته شده از نشانه هاست و با چیزهای روشن مشهور است، تا آخر خطبه . از امام رضا (ع) پرسیده شد: چه دلیلی برای حدوث عالم است؟ فرمود: تو نبوده ای و سپس موجودشده ای و این را هم می دانی که خودت خود را بوجود نیاورده ای و کسی هم که مثل تو بوده باشد ترا بوجود نیاورده است. و چون واجب بودن تفکر و دقت معلوم و ثابت شد، سزاوار است که در اجسام، بدون اعراض آنها دقت شود که این آسان تر و به شناخت خداوند متعال نزدیک تر است. اما دلیل اینکه اجسام حادثند این است که اگر قدیم می بودند لازم بود که از ازل در بخشی از جهان باقی بمانند زیرا حجم و جثه اشیاء در صورتی که قدیم باشد اقتضای این موضوع را دارد که باقی بماند و باید آن را در جهات نفس یا به صورت قدیم یا به صورت حادث که با فاعل دیگری پدید آمده است، پذیرفت. این موضوع را نمی توان جهت نفسی دانست که در آن صورت انتقال آن محال است و صفات نفس دگرگونی و انتقال نمی پذیرد و حال آنکه ضرورت انتقال آن صحیح و معلوم است.
از سوی دیگر نمی تواند قدیم باشد، زیرا بر فرض که قدیم باشد باز هم انتقال جسم قطعی است و نمی تواند چیزی هم قدیم باشد و هم حادث و هر دو حال را داشته باشد. انتقال در مورد اعراض هم که از صفات جسم است جایز نیست و عرض حادث موجب صفت ازلی نیست. اگر فاعل هم که مقدم بر فعل است همچنین باشد حادث خواهد بود. بنا بر این چون قدیم و ازلی نیست حادث خواهد بود و جهان و عالم از اعراض و جواهر تشکیل یافته است. آیات قرآنی و دلایل بیان شده قبلی هم حاکی از حدوث عالم است. متکلمان در این مورد فراوان سخن گفته اند که اینجا جای آن نیست.

سخن در فساد و تباهی تقلید

بدان که حد تقلید ناپسند، پذیرفتن سخن دیگری بدون هیچ گونه دلیل و برهان است که در این صورت باطل است، زیرا اگر باطل نباشد تقلید از محق سزاوارتر از تقلید از مبطل نیست و قبل از دقت نظر و تأمل نمی توان مبطل را از محق تشخیص داد. و خداوند قدیم متعال در سوره بقره این گفتار ما را نصرت داده است و می- فرماید: (و اگر پیروی کنی هواهای ایشان را پس از آنکه آمد ترا از علم، نباشد ترا از خدای یاری و نه یاوری.» و در همان سوره، در دنباله آیه دیگری که بخش اول آن همین آیه است، می فرماید: «در آن صورت همانا که تو از ستمکاران باشی.» و در سوره آل عمران می فرماید: «پس چرا حجت می گویید در آنچه شما را به آن علم نیست و خدا می داند و شما نمی دانید.» و در سوره انعام می فرماید: «به تحقیق آمد شما را بینشها از پروردگارتان. پس هر که بینا شد برای خود اوست و هر که کور باشد بر اوست.» و خداوند متعال در سوره یونس چنین می فرماید: «و پیروی نمی کنند بیشتر ایشان مگر گمان فاسدی را. همانا که گمان فاسد بی نیاز نگرداند از حق چیزی را.»
و در سوره بنی اسرائیل می فرماید: «به دنبال آنچه که ترا به آن علم نیست مرو.
به تحقیق گوش و چشم و دل، همه شان پرسیده می شوند.» و در سوره حج می فرماید: «و از مردم کسی است که در باره خداوند، بدون علم سرکشی و از هر شیطان سرکشی پیروی می کند.» و هم در این سوره می فرماید:
«و از مردمان کسی است که در راه خدا بدون علم و هدایت و کتاب روشنی ستیزه می کند.» و خداوند متعال در سوره زخرف می فرماید: «و گفتند: اگر خداوند می خواست ما آنها را نمی پرستیدیم. آنان را به این هیچ دانشی نیست. آنان فقط دروغ می گویند.
یا برای آنان پیش از آن کتابی دادیم که آنها به آن تمسک جویند، بلکه گفتند: به تحقیق ما یافتیم پدران خود را بر آیینی و به تحقیق ما بر اثرهای ایشان راه یافتگانیم. همچنین نفرستادیم ما پیش از تو در هیچ قریه یی از بیم دهنده، مگر آنکه متنعمان آن گفتند:
به تحقیق ما یافتیم پدران خود را بر آیینی و ما بر اثر ایشان راه یافتگانیم. گفت: آیا اگر شما را راهنماتر از آنچه یافتید پدرانتان را بیاید؟ گفتند: به تحقیق ما به آنچه فرستاده شدید کافرانیم. پس انتقام کشیدیم از آنها. پس بنگر چگونه باشد سرانجام تکذیب کنندگان.» و خداوند متعال در سوره انبیاء فرموده است: «و به تحقیق دادیم ابراهیم را رشد او از پیش و بودیم به آن دانایان. چون گفت به پدر و قومش: چیست این صورتها که شما برای آنها ثابت قدمید؟ گفتند: پدران خود را یافتیم که برای آنها پرستندگان بودند. گفت: به تحقیق شما و پدرانتان در گمراهی آشکار بودید.» در سوره توبه خداوند فرموده است: «گرفتند یهودیان دانشمندان و زاهدانشان را خدایان غیر از خدا.» از پیامبر روایت است که در این باره فرموده اند: آنان در حقیقت خدای خود قرار ندادند ولی به اطاعت ایشان در آمدند و بمنزله کسی شدند که آنها را خدای خود قرار داده باشد. نظیر همین هم از امام صادق (ع) نقل شده که فرموده است: به خدا سوگند برای آنان نماز نگزاردند و روزه نگرفتند، ولی آنان برای ایشان حلالی را حرام و حرامی را حلال کردند و بدون اینکه بدانند آنان را پرستیدند.» از امام صادق (ع) روایت شده که امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است: هر کس دین خود را از دهان مردم فرا گرفته باشد، همان مردم (مردان) آن را زایل می کنند و هر کس دین خود را از کتاب و سنت فرا گرفته باشد، کوهها زایل می شود و ایمان او زایل نمی شود. و روایت شده است که ابو شاکر دیصانی به حضور امام صادق (ع) آمد و به ایشان گفت: شما یکی از ستارگان درخشانی و پدر و نیاکانت ماههای تابان بودند و مادر و جده های مادریت خردمندان نامور بودند و عنصر تو از گرامی تر عناصر است. چون نام دانشمندان برده شود، همه انگشتها به سوی تو اشاره می کند. اکنون ای دریای ژرف بیکران! به من بگو که دلیل بر حادث بودن جهان چیست؟ امام صادق (ع) فرمودند: به نزدیکترین اشیاء به آن استدلال می شود. ابو شاکر گفت: چگونه؟ امام صادق (ع) تخم- مرغی خواستند و آن را بر کف دست نهادند و فرمودند: این حصاری سر بسته است که درون آن پرده یی لطیف است و سپس پرنده یی به زیبایی طاوس از آن بیرون می آید.
آیا چیزی داخل آن شده است؟ دیصانی گفت: نه. امام صادق فرمود: این دلیل بر حدوث عالم است. دیصانی گفت: نیکو و مختصر خبر دادی و گفتی و پسندیده گفتی و به خوبی می دانی که ما نمی پذیریم مگر چیزهایی را که با چشم و گوش و بینی و زبان و دست خود احساس کنیم، یا آنکه بیان آن در دلها مصور و از طریق روایات به یقین استنباط شود. امام صادق (ع) فرمودند: حواس پنجگانه را ذکر کردی و حال آنکه آنها بدون دلیل سودی نخواهد داشت، همچنان که تاریکی بدون چراغ از میان نمی رود.

سخن در باره صفات خداوند متعال

بدان که خداوند متعال قادر است، به این دلیل که صدور فعل از او صحیح است و حال آنکه برای دیگران انجام افعال او ناممکن است، و صحت و درستی کردار دلیل بر قدرت فاعل آن کار است. و خداوند متعال در سوره حج می فرماید: «ای مردم! مثلی زده شد. گوش به آن فرا دهید. به تحقیق کسانی را که غیر از خداوند فرا می خوانید (می پرستید) هرگز نمی- توانند بیافرینند مگسی (پشه یی) را و اگر چه اجتماع کنند برای آن کار و اگر از ایشان آن مگس چیزی را برباید نمی توانند از آن رها کنند، ناتوان آمد عابد و معبود.
نشناختند خدا را حق شناختن او، به درستی که خداوند هر آینه توانای غالب است.» و منظور این است که امکان باز داشتن خداوند از کاری فراهم نیست. و خداوند متعال در سوره فرقان می فرماید: «و اوست آنکه آفرید از آب انسانی را و برای او نژاد و پیوندی قرار داد و پروردگار تو تواناست.» و خداوند در سوره روم می فرماید: «پس بنگر به سوی آثار رحمت خدا.
چگونه زنده می کند زمین را پس از مرگش. به درستی که هر آینه زنده کننده مردگان است و او بر هر چیزی تواناست.» و در سوره زمر می فرماید: «همانا او عزیز و بسیار آمرزنده است.» قبلا بیان کردیم که عزیز یعنی توانایی که او را نمی توان از کار باز داشت. آیات دیگر قرآنی که در باب حدوث عالم و اجسام گذشت دلیل بر قدرت و توانایی خداوند متعال است و واجب است که خداوند متعال عالم باشد که افعال او استوار و درست است و تفاوتی در آن نیست و سزاوار است که خداوند عالم باشد. خداوند متعال در سوره بقره می فرماید: «و او به همه چیز عالم است.» و باز در همان سوره است که «به درستی که من می دانم آنچه را شما نمی دانید.» و «خداوند از آنچه می کنید غافل نیست.» و در سوره آل عمران می فرماید: «به درستی که بر خداوند چیزی در آسمان و زمین پوشیده نیست. اوست که شما را در رحمها به هر گونه که خواهد تصویر می کند.» و در سوره مائده می فرماید: «این برای آن است که بدانید خداوند آنچه را که در آسمانها و زمین است می داند و اینکه خداوند به همه چیز داناست.» و در سوره انعام می فرماید: «و او خداست در آسمانها و زمین. به درستی که خداوند می داند پوشیده و آشکار شما را و می داند آنچه را کسب می کنید.» و در همان سوره می فرماید: «و نزد او کلیدهای غیب است که نمی داند آنها را جز او، و می داند آنچه را در دریا و خشکی است و فرو نمی افتد برگی مگر اینکه او می داند و نه هیچ دانه یی در تاریکیهای زمین و نه خشکی و تری مگر در کتابی آشکار.» و به این ترتیب واجب است که خداوند متعال زنده باشد، که خداوند قادر و توانا محال است مرده باشد. و خداوند در سوره بقره می فرماید: «خداوند که خدایی جز او نیست زنده پاینده است.» و در سوره آل عمران نیز چنین فرموده است. در سوره مؤمن می فرماید: «اوست زنده که نیست خدایی مگر او. پس بخوانید او را (پرستش کنید) که خالص سازید برای او دین را. سپاس مر خدای را که خدای جهانیان است.» و در همین سوره می فرماید: «اوست که زنده می کند و می میراند.» و زنده کردن و میراندن درست نیست مگر از کسی که خود زنده باشد.
خداوند در سوره حدید چنین می فرماید: «تسبیح می کند خدا را آنچه در آسمانها و زمین است و اوست عزیز درستکار. مر او راست پادشاهی آسمانها و زمین. زنده می کند و می میراند و او بر هر چیزی تواناست. او اول است و آخر و ظاهر و پوشیده و او به هر چیزی داناست.» و به این ترتیب لازم است که موجود باشد زیرا معدوم چنین توصیف نمی شود که اول و آخر است. وانگهی توانای دانای زنده، ممکن نیست معدوم باشد و بر طبق این آیات لازم است که خداوند متعال قدیم باشد و اگر خود حادث باشد نیازمند به محدث است چون نوشته یی که نیازمند به نویسنده است و بافته شده یی که نیازمند به بافنده است و ساختمانی که نیازمند به سازنده است. در صورتی که خداوند محدثی داشته باشد، این محدث یا قدیم است یا حادث، اگر قدیم باشد همان چیزی است که ما می خواهیم و اگر حادث باشد، باز به محدث دیگر نیازمند است که نهایتی نخواهد داشت و تسلسل باطل است و چون خداوند زنده است لازم است شنوا و بینا باشد و برای او هیچ گونه آفت و مانعی تصور نمی شود و لازمه این صفات شنوا و بینا بودن است. خداوند متعال می فرماید: «به درستی که خداوند شنید سخن آن زن را که با تو در باره شوهرش مجادله می کرد و شکایت می کرد به سوی خدا و خداوند می شنود گفتگوی شما را. به درستی که خداوند شنوا و بیناست.» در سوره ملک هم می فرماید: «آیا نمی نگرند به سوی مرغان که بر فراز ایشان صف زدگانند و می گیرند؟ باز ندارد آنها را مگر خداوند. به درستی که او به هر چیزی بیناست.» و جایز نیست که خداوند جسم و متشکل از جوهر و عرض باشد، یا آنکه صفات و اعراض اجسام برای او تصور شود، زیرا این امور همگی حادث است و حال آنکه ثابت شد که خداوند قدیم است. خداوند در سوره بقره می فرماید: «همانا خداوند همراه صابران است.» و اگر خداوند جسم باشد، می باید فقط در مکان مخصوصی باشد و درست نیست که بگوییم همه جا همراه صابران است و نیز خداوند می فرماید: «و چون بندگان من در باره من از تو می پرسند، همانا که من نزدیکم.» و اگر جسم باشد، درست نیست که به همه پرسندگان نزدیک باشد و خداوند متعال در سوره نساء می فرماید: «پنهان می دارند از مردم و پنهان نمی دارند از خدا و او با ایشان است چون شب تدبیر می کنند به آنچه نپسندد از گفتار و خدا به آنچه می کنند داناست.» و نیز خداوند می فرماید: «من همراه شمایم» و اگر جسم باشد صحیح نیست که گفته شود با همگان است. و در سوره مریم می فرماید: «آیا برای او همنامی می- دانی؟» یعنی مثلی و مانندی، و در سوره شوری می فرماید: «همچون او چیزی نیست.» همان طور که گفته می شود: هیچ سرور و مهتری چون فلان نیست. در سوره ق می فرماید: «و ما به او نزدیکتریم از رشته گردن.» یعنی به انسان، و جایز نیست که خداوند در جهتی باشد، زیرا بودن در جهت از خواص اجسام است.
همچنین نیازمندی و حاجت بر او جایز نیست، زیرا نیازمندی از لوازم اجسام و اعراض است و حال آنکه خداوند متعال جسم و عرض نیست و خود در سوره آل- عمران می فرماید: «و هر کس کافر شود، همانا که خدای از همه جهانیان بی نیاز است.» و این گفتار خداوند که می فرماید: «همانا خداوند گفتار آنانی را که می گفتند خداوند نیازمند و ما بی نیازیم شنید. به زودی آنچه را گفتند می نویسیم.» و در سوره انعام می فرماید: «و خدای تو غنی و دارای رحمت است. اگر بخواهد شما را می برد و پس از شما هر که را بخواهد جانشین می کند، همان گونه که شما را از ذریه قوم دیگری پدید آورد.» و در سوره ابراهیم می فرماید: «به درستی که خداوند غنی ستوده است.» و خداوند متعال در سوره عنکبوت می فرماید: «هر آن کس کوشش کند، برای خود می کوشد که خدای از همه جهانیان غنی است.» و در سوره لقمان می فرماید: «و هر کس کافر شود، همانا که خداوند غنی ستوده است.» و در سوره فاطر می فرماید: «ای مردمان! شما نیازمندان به خدایید و خداوند غنی ستوده است.» و در سوره تغابن می فرماید: «و بی نیاز است خدا و خدا بی نیاز ستوده است.» و جایز نیست که تصور شود قدرت خداوند و علم او اکتسابی باشد و همین گونه، همه صفات او، زیرا در آن صورت از دو حال بیرون نیست، یا قدرت خود را از قدرت حادثی کسب کرده است یا از قدرت قدیمی. نمی توان آن را حادث پنداشت زیرا اگر قدرت حادث باشد از فعل خود او حادث شده است و نباید خداوند پیش از پدید آمدن آن قدرت حادث، قادر بوده باشد و از سوی دیگر قدرت پدید نمی آید مگر آنکه محدث آن یعنی خداوند قادر بوده باشد و هر یک به دیگری وابسته است و این باطل است و اگر تصور شود قدرت خود را از قدرت قدیمی کسب کرده است باطل است، زیرا در آن صورت آن قدرت در همه صفات الهی با آن مشترک است. و خداوند متعال فرموده است: «و برتر از هر دانشمندی دانایی است.» و اگر خداوند علم خود را از طریق اکتساب داشته باشد، باید برتر از او عالمی باشد و این باطل است و خداوند قدیم متعال یگانه است که اگر دو و سه یا بیشتر باشد، راه ستیز و منازعه میان آنان موجود است، و خداوند متعال در سوره بقره می فرماید: «و برای خداوند مانندهایی قرار مدهید و شما می دانید.» و در همان سوره می فرماید: «و خدای شما خدای یگانه است، خدایی نیست جز او بخشنده مهربان.» و در سوره آل عمران می فرماید: «خداوند که خدایی جز او نیست زنده پاینده است.» و در همان سوره می فرماید: «گواهی می دهد خدای که هیچ خدایی نیست مگر او و فرشتگان و صاحبان علم ایستاده به عدل. نیست خدایی مگر او که غالب و محکم کار است.» و در همان سوره می فرماید: «و نیست خدایی جز خداوند و همانا خداوند غالب و محکم کار است.» در سوره نساء می فرماید: «همانا جز این نیست که خداوند یکتاست و منزه است از اینکه برای او فرزندی باشد.» و در سوره انعام می فرماید: «بگو همانا که او خدای یگانه است و همانا من از آنچه شرک می ورزید بیزارم.» و در سوره نحل می- فرماید: «و خدای گفت: دو خدای دوگانه مگیرید هر آینه و جز این نیست که او خدای یگانه است.» و در سوره بنی اسرائیل می فرماید: «بگو اگر با او بود خدایانی چنان که می گویند، این هنگام بجویند به سوی خداوند عرش راهی را.» و در آخر همین سوره می فرماید: «و بگو سپاس مر خدا را، آنکه نگرفت فرزندی را و نمی باشد او را شریکی در پادشاهی و نمی باشد او را دوستداری از مذلت و بزرگ شمار او را بزرگ داشتنی.» و خداوند متعال در سوره فرقان می فرماید: «آن کس که پادشاهی آسمانها و زمین از اوست و فرزندی نمی گیرد و برای او شریکی در پادشاهی نیست.» و در سوره و الصافات می فرماید: «همانا که خدای شما یگانه است، پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست و پروردگار مشرقها.» و در سوره ص می فرماید: «بگو همانا که من بیم دهنده ام و خدایی نیست جز خدای یکتای قهار.» و روا نیست که خداوند قدیم متعال قابل دیدن باشد، زیرا اگر قابل رویت باشد باید رو در رو یا در جهت خاصی قرار گیرد و این دو حالت بر او روا نیست و خداوند متعال در سوره بقره می فرماید: «و چون گفتید ای موسی به تو نمی گرویم تا آنکه خدا را آشکار ببینیم و صاعقه شما را فرو گرفت و خود می نگریستید.» در سوره نساء می فرماید: «اهل کتاب از تو می خواهند کتابی از آسمان بر ایشان فرو آری و به تحقیق که از موسی چیزی بزرگتر از این خواستند و گفتند: خدا را آشکارا به ما نشان بده.» در سوره انعام می فرماید: «در نیابد او را چشمها و او دریابد چشمها را و اوست مهربان آگاه.» در سوره اعراف می فرماید: «پروردگارا خود را به من نشان بده تا به سوی تو بنگرم. گفت: مرا هرگز نمی بینی ولی به کوه بنگر و اگر کوه بر جای ماند، شاید به زودی مرا ببینی و چون پروردگارش برای کوه تجلی فرمود، آن را پاره پاره قرار داد و موسی مدهوش در افتاد.»
در سوره فرقان می فرماید: «کسانی که امید ندارند ملاقات ما را گفتند: فرشتگان بر ما نازل شوند یا ببینیم پروردگار خود را. به تحقیق تکبر کردند در نفسهایشان و سرکشی کردند سرکشی بزرگ.» همچنین جایز نیست که خداوند فاعل کارهای زشت باشد زیرا خود دانای بر کارهای ناپسند و بی نیاز از آن است و کسی که به زشتی کار ناپسند دانا و از انجام آن بی نیاز است آن را بر نمی گزیند. و چون خداوند حکیم است، حکیم کارهای ناپسند را انتخاب نمی کند. خداوند متعال در سوره بقره می فرماید: «گفتند: پاک و منزهی. ما را دانشی نیست جز آنچه خود به ما آموختی. به درستی که تو خود دانا و محکم کاری.» در سوره نساء هم می فرماید: «به درستی که خداوند دانای محکم کار است.» و در سوره انعام می- فرماید: «دانای غیب و شهود و او محکم کار آگاه است.» و در همین سوره می فرماید:
«همانا که پروردگارت محکم کار داناست.» و در سوره ممتحنه می فرماید: «پروردگارا مگردان ما را آزمایش برای آنان که کافر شدند و بیامرز برای ما. پروردگارا به درستی که تو هستی غالب درست کردار.» و در همین سوره است: «همانا خداوند دانای درست کردار است.» در سوره و التین می فرماید: «آیا خدا حکم کننده ترین حکم کنندگان نیست؟» و چون این ثابت شد، جایز نیست که اراده کننده به کارهای ناستوده باشد، زیرا صفت نقص است و اراده قبیح هم زشت است و جایز نیست که به خداوند متعال نسبت داده شود. خدای از این موضوع برتر است، برتری بزرگ. خداوند متعال در سوره بقره می فرماید: «خداوند به شما آسانی را اراده فرموده است و برای شما سختی را اراده نکرده است.» و می فرماید: «همانا خداوند دوست ندارد از حد درگذرندگان را» «و خدای دوست نمی دارد تباهی را» و «همانا خداوند بسیار توبه کنندگان را دوست می دارد و دوست می دارد پاک شوندگان را.» و در سوره آل عمران می فرماید: «و خداوند برای جهانیان اراده نمی کند ستمی را» و در سوره نساء می فرماید: «می خواهد خدای تا بیان کند برای شما و نشان دهد شما را راههای آنان را که پیش از شما بوده اند و توبه پذیرد بر شما و خدای دانا و درستکار است و خدای خواهد که توبه پذیرد بر شما و می خواهند آنان که از شهوتها پیروی می کنند که میل کنید از دین، میل بزرگ. می خواهد خدای که سبک کند از شما و آفریدند آدمی را سست.» و این دلیل بر آن است که خداوند آنچه را از باب طاعت و فرمانبرداری است اراده می کند و می خواهد، و آنچه را از باب معصیت است اراده نمی کند. خداوند متعال در سوره انعام می فرماید: «کسانی که شرک آورده اند، زود باشد که بگویند: اگر خواسته بود خدا شرک نمی آوردیم، نه ما و نه پدران ما، و نه حرام می کردیم هیچ چیز را. همچنین تکذیب کردند کسانی که پیش از ایشان بودند تا چشیدند عقوبت ما را. بگو آیا نزد شما علمی هست که بیرون آورید آن را برای ما؟ پیروی نمی کنید مگر گمان را و نیستید شما مگر گزاف گویان.» در سوره نحل می فرماید: «و کسانی که شرک آوردند گفتند: اگر خدا می- خواست چیزی جز او را نمی پرستیدیم، نه ما و نه پدرانمان، و هیچ چیز را بدون حکم او حرام نمی کردیم. کسانی که پیش از ایشان بودند هم چنین کردند و آیا بر عهده رسولان چیزی بجز رسانیدن آشکار است؟» در سوره بنی اسرائیل پس از آنکه چند گناه و کار ناپسندیده را نام می برد چنین می فرماید: «همه آن باشد لغزش آن نزد پروردگار تو ناپسندیده.» در سوره زمر می فرماید: «برای بندگانش کفر را نمی پسندد.» و این گفتار خداوند که می فرماید: «و نیافریده ایم جن و انس را مگر برای اینکه بپرستند ما را.» و چون این موضوع ثابت شد، پس هر چه که خداوند انجام می دهد و آلام و تکالیف و آفرینش جانوران موذی و حشرات و درندگان، همه اش پسندیده است و ثابت شد که خداوند کار ناستوده انجام نمی دهد، هر چند به ظاهر و به تفصیل، ما پسندیدگی و حسن آن را درک نکنیم. ضمنا کلام خداوند متعال (قرآن مجید) نیز حادث است. زیرا اگر قدیم باشد، لازم است که با وجود خداوند وجود قدیم دیگری همراه باشد و اگر قدیم باشد، برای آن نسخ و زوال جایز نیست و خداوند متعال در سوره بقره می فرماید:
«هیچ آیتی را نسخ و رها نمی کنیم مگر آنکه بهتر از آن یا مانندش را می آوریم.» و فرموده است: «و اگر در آنچه بر بنده خود فرو فرستادیم در شک هستید، سوره یی مثل آن بیاورید.» که نشان دهنده آن است که نمی توانند مثل آن را بیاورند. در سوره نساء هم می فرماید: «فرمان خداوند انجام شده است.» و فرمان و امر از جمله کلام و سخن است، و خداوند متعال در سوره انعام می فرماید: «بگو خداوند تواناست که آیتی فرو فرستد.» و این آیه خود دلالت بر حادث بودن قرآن دارد، زیرا چیزی که تحت قدرت در آید نمی تواند جز حادث باشد. در سوره هود می فرماید:
«کتابی که آیات آن محکم گردانیده شده و سپس تفصیل داده شده است از نزد درست کردار آگاه.» و این گفتار الهی که می فرماید: «و پیش از آن کتاب موسی پیشوا و رحمت بوده است»، دلیل بر این است که پیش از قرآن کلام دیگری از خداوند بر آن تقدم داشته است. در سوره یوسف می فرماید: «به درستی که ما آن را فرو فرستادیم، قرآنی به لغت تازی. باشد که شما دریابید.» و در سوره حجر می فرماید: «و به تحقیق دادیم ترا هفت آیه از سوره یی که دو بار نازل شده و قرآن عظیم.» و در سوره انبیاء می فرماید: «نمی آید ایشان را هیچ پندی تازه آورده شده از پروردگارشان مگر که شنیدند آن را و ایشان بازی می کردند.» و در همان سوره می فرماید: «و این سخنی (پندی) فرخنده است که آن را فرو فرستادیم. آیا شما منکر آن هستید؟» و خداوند متعال در سوره لقمان می فرماید: «و اگر آنچه از درختان که در زمین است قلمها باشد و دریا را پس از آن هفت دریا مدد می داد، به آخر نمی رسید کلمات خدا.» و در سوره حشر می فرماید: «اگر این قرآن را بر کوه نازل می کردیم، آن را فروتن و شکاف خورده از بیم خداوند دیده بودی.» و از پیامبر (ص) روایت شده که فرموده اند: فقط خدا بود و هیچ چیز وجود نداشت. سپس خداوند سخن و ذکر را آفرید و همانا از چیزهایی که خداوند آفریده است هیچ چیز بزرگتر از مفهوم این آیه سوره بقره نیست: «خدای که خدایی جز او نیست، زنده پاینده، که او را نه چرت می گیرد و نه خواب.»