فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

سخن در ماهیت علوم و فضیلت آن

خداوند متعال در سوره مجادله چنین می فرماید:
«خداوند بلند مرتبه می فرماید آنانی را از شما که گرویده اند و آنانی را که دانش داده شده اند به مرتبه ها و خداوند به آنچه می کنید آگاه است.» دانش چیزی است که مایه سکون و آرامش نفس است به آنچه که به آن دست می یابد و عبارت است از اعتقاد به چیزی آنچنان که هست همراه با سکون و آرامش نفس و بر دو نوع است علم ضروری و علم مکتسب. علم ضروری عبارت از علومی است که از ناحیه دیگری غیر از خودمان در ما حاصل می شود و امکان آن را نداریم که از خویشتن دفع کنیم و مکتسب عبارت از علمی است که به سبب انگیزه ها و حالات مختلف در اثر کار و تلاش خودمان به دست می آید و با علم ضروری این تفاوت را دارد که آن سرشت و نتیجه کار خداوند در ماست و این حدی است که متکلمان میان این دو قائل شده اند. از امام صادق (ع) روایت شده است که از قول پیامبر (ص) نقل می کرده که می فرموده اند: سوگند به کسی که جان من در دست اوست، هیچ چیز با چیزی جمع نشده است که برتر از جمع شدن بردباری با دانش باشد. و از همان حضرت نقل شده که پیامبر (ص) فرموده اند: همنشینی با اهل دین شرف این جهانی و آن جهانی است. و نیز از ایشان نقل شده است که از امیر المؤمنین (ع) پرسیدند دانشمندترین مردم کیست؟ فرمودند: آن کس که علم مردم را با علم خود جمع کند. از امام صادق در باره این حدیث که از پیامبر (ص) نقل شده است که فرموده اند برترین جهادها گفتار عدلی در حضور امام ستمگر است، پرسیدند. فرمود: مقصود آن است که او را به اندازه معرفتش پند و اندرز دهد به شرط آنکه بپذیرد و در غیر آن صورت چیزی بر عهده او نیست. پیامبر (ص) فرموده اند: اشراف امت من کسانی هستند که قرآن می دانند و شب زنده داران. همچنین پیامبر (ص) فرموده اند: کسانی که قرآن می دانند سرشناسان مردم بهشتند، و نیز فرموده اند: بهترین عبادت آموختن علم دین است، و هم فرموده اند: دو کلمه را تحمل کنید، کلامی حکمت آمیز از شخص نادان و کلامی نابخردانه از شخص حکیم و از آن درگذرید. پیامبر (ص) فرموده اند: دو گروه از امت من اگر صالح باشند همه امت صالحند و چون فاسد باشند همه امت فاسدند. گفته شد ای رسول خدا آن دو گروه کدامند؟ فرمود: فقیهان و امیران. و همان حضرت فرموده اند: در زندگی خیری نیست مگر برای دو تن، عالمی که فرمان او را ببرند و مستمعی که گوش دهد. امام صادق (ع) فرموده است: ترا از دو خصلت نهی می کنم که در آن دو مردان هلاک شده اند. نخست اینکه خدا را به باطل اطاعت کنی (آیین باطلی را دین خدا پنداری)، دو دیگر آنکه چیزی را که نمی دانی برای مردم فتوی دهی. امیر المؤمنین (ع) فرموده است: دو گروه از مردم دنیا پشت مرا شکسته اند، گروهی که به زبان دانا و در نهان فاسقند و گروهی که نادان و پارسایند. آن یکی با زبان خود فسق خویش را پوشیده می دارد و این یکی با زهد خویش نادانی خود را، بنا بر این از عالم تبهکار و پارسای نادان پرهیز کنید که اینان مایه فتنه هر فریب- خورده اند و من شنیدم رسول خدا (ص) می فرمود: ای علی! هلاک امت من به دست منافقان داناست.
پیامبر (ص) فرموده اند: بیداری و شب زنده داری روا نیست مگر در سه مورد، کسی که برای فرا گرفتن قرآن تلاش کند یا در طلب و جستجوی دانش باشد یا عروسی که او را به خانه شوهر برند. امام صادق (ع) فرموده است: مردم سه نوعند، عالم و متعلم و خس و خاشاک، ما عالمان و شیعیان ما متعلم و دیگر مردم خس و خاشاکند. امیر المؤمنین (ع) فرموده است: پایداری دین به چهار گروه است، به عالمی که دانش خود را بازگو کند و به آن عمل کند، و به توانگری که بخل نورزد و بر متدینان انفاق کند، و به مستمندی که آخرت خویش را به دنیا نفروشد، و به نادانی که در طلب دانش تکبر نفروشد. و هر گاه دانا دانش خود را پوشیده دارد و توانگر به مال خود بخل ورزد و مستمند آخرت خود را به دنیا بفروشد و نادان در طلب دانش تکبر کند جهان در پی آن به قهقری بر خواهد گشت. بسیاری مسجدها شما را فریب ندهد و حال آنکه اهواء قوم متفاوت است. گفته شد ای امیر مؤمنان زندگی در آن زمان چگونه است؟ فرمود: به ظاهر با آنان معاشرت کنید و در باطن با آنان مخالفت کنید، و به هر حال برای آدمی آنچه به دست آورد خواهد بود و با کسی که دوست می دارد محشور خواهد شد، با وجود آن منتظر فرج و گشایش از خداوند متعال باشید. امام صادق (ع) فرموده است: دانش گنجینه هایی است که پرسیدن، کلیدهای آن است. بپرسید، خدایتان رحمت کناد که در این کار به چهار تن پاداش داده می شود: پرسنده، پاسخ دهنده، شنونده و هر کس ایشان را دوست بدارد. همان حضرت فرموده است: برخی از علما دوست می دارند دانش خود را فقط اندوخته کنند و کسی از آن بهره یی نبرد، این گروه در طبقه نخست آتش خواهند بود. برخی از علما چنانند که اگر پند داده شوند از آن ننگ می دارند و چون پند بدهند تندی می کنند، این گروه در طبقه دوم آتش خواهند بود. برخی از علما چنانند که دانش خود را به توانگران ارزانی می دارند و چیزی از آن را برای مستمندان ارزانی نمی دارند، اینان در طبقه سوم آتشند. برخی از علما نسبت به دانش خود همچون ستمگران و پادشاهان رفتار می کنند و اگر چیزی از سخن او را رد کنند یا نسبت به کاری از کارهای او کوتاهی شود خشمگین می شوند، اینان در طبقه چهارم دوزخند. برخی از علما احادیث یهودیان و مسیحیان را فرا می گیرند که به آن وسیله دانش و حدیث ایشان مایه گیرد و افزون شود، اینان در طبقه پنجم دوزخند.
برخی از علما خود را در معرض فتوی دادن قرار می دهند و می گویند از ما بپرسید و حال آنکه ممکن است یک کلام هم درست نگویند و خداوند کسانی را که کاری را بخود می بندند دوست ندارد، اینان در طبقه ششم دوزخند. برخی از علما دانش خود را سنگ فلاخن و تیر قرار می دهند، اینان در طبقه هفتم دوزخند. امام باقر (ع) فرموده اند، که پیامبر (ص) فرموده اند: خداوند به چیزی برتر از عقل پرستش نشده است و مؤمن عاقل نخواهد بود مگر آنکه ده خصلت در او از علم وجود داشته باشد: خیر از او مورد آرزو باشد و از شر او ایمن باشند. نیکی و خیر اندک را از غیر خود بسیار بشمرد، و نیکی و خیر بسیار را از خود اندک شمرد.
در همه عمر خویش از جستجوی دانش خسته نشود. خود را در جستجوی نیازمندی ها دیگر نسازد. فروتنی نزد او دوست تر از عزت و توانگری باشد و فقر دوست تر از ثروت. بهره او از دنیا قوت روزانه اوست و خصلت دهم که بسیار مهم و ارزشمند است این است که هیچ کس را نبیند مگر اینکه بگوید او از من بهتر است و به هر حال مردم دو گروهند، برخی از او بهتر و پرهیزگارترند و برخی از او بدتر و فرومایه تر، هر گاه کسی را ببیند که از او بهتر و پرهیزگارتر باشد، برای او فروتنی و تواضع کند تا به او ملحق شود و هر گاه کسی را ببیند که از او بدتر و فرومایه تر است بگوید این ظاهر اوست، شاید باطن او خیر باشد و فرجامش به نیکی باشد، و اگر چنین کند همانا برتری یافته و بر مردم روزگار خود سروری خواهد داشت. و پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس از امت من چهل حدیث از سنت من حفظ کند، من روز رستاخیز شفیع او خواهم بود.
و همان حضرت فرموده اند: هر کس از امت من چهل حدیث از من در امر دین خود بیاموزد و قصد او رضای خداوند و برای قیامت باشد، خداوند روز رستاخیز او را فقیه و عالم مبعوث می فرماید. امام صادق (ع) فرموده است: هر کس چهل حدیث از احادیث ما را در مورد حلال و حرام حفظ کند، خداوند او را در رستاخیز فقیه و عالم برمی انگیزد و او را عذاب نمی کند. امام سجاد فرموده اند: حق آن کس که به تو علم می آموزد بر تو این است که در بزرگداشت او و احترام به مجلس او کوشا باشی و به او روی آوری و سخن او را نیکو بشنوی و با صدای بلند با او سخن نگویی و به هیچ کس که از او چیزی می پرسد پاسخ ندهی تا خود او پاسخ دهد و در مجلس او با کسی سخن نگویی و از هیچ کس در حضور او غیبت نکنی و چون از او در حضور تو نام برده شود باید از او دفاع کنی و عیبهای او را پوشیده داری و خصلتهای پسندیده اش را بازگو و آشکار کنی و با هیچ یک از دوستانش ستیز نکنی و اگر چنین کنی فرشتگان خداوند به سود تو گواهی خواهند داد که تو انصاف داده ای و علم او را برای خداوند متعال فرا گرفته ای نه برای مردم. امیر المؤمنین (ع) فرموده است: هر کس با رغبت مسلمان شود و قرآن را آشکارا بخواند (بتواند ظاهر قرآن را بخواند) برای او هر سال در خزانه مسلمانان دویست دینار کامل است، و اگر در این جهان از آن محروم شود، روز رستاخیز آن را به تمام و کمال دریافت خواهد کرد و در آن روز چه نیازمند به آن خواهد بود. امام صادق (ع) فرموده است: همانا که من به سه تن مهرورزی می کنم و سزاوار آنند که به ایشان مهرورزی شود، عزیزی که پس از عزت خوار شده باشد و توانگری که پس از دولتمندی نیازمند شده باشد و دانشمندی که خویشاوندانش و نادانان نسبت به او بی حرمتی روا دارند. پیامبر (ص) فرموده اند: داناترین مردم کسی است که دانش مردم را با دانش خود جمع کند و گرانسنگ تر مردم آن است که بیشتر علم داشته باشد و سبک بها- ترین آنان آن است که کمتر علم داشته باشد. سزاوارتر مردم به حق آن است که از همگان به حق بیشتر عمل کند و استوارترین مردم آن است که از جاهلان بگریزد.
پیامبر (ص) فرموده اند: هر گاه مؤمن بمیرد و از او یک برگ باقی بماند که بر آن علمی باشد، همان برگ روز رستاخیز پرده میان او و آتش خواهد بود و خداوند در قبال هر حرفی که بر آن برگ نوشته شده است، شهری به او می بخشد که هفت بار گسترده تر از جهان است و هر مؤمنی که ساعتی کنار عالمی بنشیند خدایش او را ندا می دهد که کنار محبوب من نشستی و سوگند به عزت و جلال خودم که ترا در بهشت مسکن می دهم و در نظرم مهم نیست. و همان حضرت (ص) فرموده اند: هر کس راهی را به قصد طلب علم بپیماید، خداوند برای او راهی به بهشت می گشاید و همانا فرشتگان برای طالب علم و خشنودی او بال رحمت می گسترند و همانا برای طالب علم هر چه در آسمان و زمین است آمرزش خواهی می کند حتی ماهیان دریا و برتری عالم بر عابد چون برتری ماه شب چهاردهم بر دیگر ستارگان است و همانا عالمان وارثان پیامبرانند و همانا اگر چه پیامبران درهم و دیناری به ارث نمی گذارند ولی علم و دانش را به ارث می گذارند. هر کس از علم چیزی فرا گیرد بهترین بهره را برده است. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است: علم بیاموزید که آموختن آن حسنه است و گفتگوی علم تسبیح است و جستجوی آن جهاد است و آموزش آن به کسی که نمی داند صدقه است و علم برای عالمان موجب قربت به خداوند است که مایه دانستن حلال و حرام است. طالب علم را خود علم به سوی بهشت می برد و انیس وحشت و دوست هنگام تنهایی و سلاح در مقابل دشمن و زیور دوستان است.
خداوند با علم گروهی را بلند مرتبه می فرماید و آنان را پیشوایان خیر و نیکی قرار می دهد که به آنان اقتداء می شود، به کارهای ایشان نگریسته می شود و آثارشان مورد اقتباس قرار می گیرد و فرشتگان به دوستی با ایشان رغبت می کنند و با بالهای خود در نماز آنان را مسح می کنند که علم مایه زندگی دلها و فروغ چشمها از تاریکی و مایه نیروی بدنها از ناتوانی است. خداوند عالمان را در منازل ابدال فرو می آورد و همنشینی با برگزیدگان را در این جهان و آن جهان به آنان ارزانی می دارد. به وسیله علم است که خداوند اطاعت و پرستش می شود و با علم خداوند شناخته و یکتاپرستی می شود. پیوند خویشاوندی با علم پیوند می یابد و به یاری آن حلال و حرام شناخته می شود. علم پیشرو عقل است و عقل تابع اوست. خداوند علم را به خوشبختان الهام می فرماید و بدبختان را از آن محروم می سازد. همچنین امیر المؤمنین (ع) فرموده است: جویندگان این علم سه گروهند، بر شماست که صفات و حالات ایشان را بشناسید. گروهی از ایشان علم را برای ستیزه و بدون آنکه به آنان معتقد باشند فرا می گیرند. گروهی دیگر برای بلند مرتبه شدن و فریب فرا می گیرند و گروهی برای فقه و عقل. گروه نخست را می بینی که آزار دهنده اند و ضمن گفتگو با مردم ستیزه گرند، به ظاهر جامه خشوع پوشیده و حال آنکه از پارسایی خالی هستند و خدای سینه آنان را فرو می کوبد و بینی آنان را می برد. گروه دوم بر همگنان خود تکبر می کنند و حال آنکه برای توانگران فروتنی می کنند، حلوای توانگران را هضم می کند و دین خود را در هم می شکند. خداوند بینش چنین کسی را کور می کند و نشان او را از آثار دانشمندان از میان می برد.
گروه سوم را در حال غم و اندوه می بینی که شب را در کاشانه خود برپاست، یا در روپوش خود خمیده است. از همگان ترس و بیم دارد مگر از برادران مورد اعتمادش، خداوند ارکان او را استوار می دارد و روز رستاخیز امانش می دهد. امام صادق (ع) فرموده است: روز رستاخیز خدای عز و جل همه خلق را در زمین همواری گرد می آورد و ترازوها نهاده می شود. خون شهیدان با مرکب عالمان سنجیده می شود و مرکب عالمان بر خون شهیدان برتری می یابد. امام باقر (ع) فرموده است: قاریان قرآن سه گونه اند، مردی که قرآن می خواند و آن را برای خود کالایی فرض می کند که به آن وسیله پادشاهان را جلب کند و بر مردم برتری جوید و مردی که قرآن می خواند، حروف آن را حفظ می کند و حدود آن را تباه می سازد و مردی که قرآن می خواند، داروی قرآن را بر درد دل خویش می نهد، شب را با آن شب زنده دار است و روز را با آن تشنه است (کنایه از قیام شب و صیام روز) و در مساجد و جایگاههای نماز احکام آن را بر پا می دارد و به خاطر آن از بستر دوری می گیرد. خداوند به پاس ایشان بلا را برطرف می سازد و به حرمت ایشان از دشمنان دولت را بر می گرداند و به پاس ایشان از آسمان باران می بارد و به خدا سوگند که میان قرآن خوانان، این گروه از کبریت احمر کمیاب ترند. امام صادق (ع) فرموده است: دانش را بجویید و همراه آن با بردباری و وقار خود را بیارایید و برای کسی که دانش به او می آموزید فروتن باشید و هم برای کسی که از او دانش فرا می گیرید، و عالم ستمگر نباشید که باطل حق شما را هم از میان ببرد. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس به قیاسها عمل کند، همانا خود هلاک شده است و دیگران را به هلاک انداخته است و هر کس برای مردم فتوی دهد و حال آنکه ناسخ را از منسوخ و محکم را از متشابه نشناسد، خود هلاک شده است و دیگران را به هلاک انداخته است. و نیز فرموده اند: کسی که بدون بصیرت کار کند، همچون راهروی است که در غیر راه حرکت کند و شتاب حرکت، او را از راه درست بیشتر دور می کند. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است: کسی که در طلب علم می رود، همچون کسی است که در راه خدا جهاد می کند. همانا طلب علم بر هر مسلمان واجب است و چه بسیار مؤمنی که در طلب علم از خانه خود بیرون می رود و باز نمی گردد، مگر اینکه گناهانش آمرزیده است. و فرموده است: دانش میراثی گرامی است و فرهنگها زیورهای نو است و اندیشه، آینه صاف و پاک است. قیمت هر کس چیزی است که آن را نیکو بداند.
هیچ علمی چون نظر نیست و هیچ شرفی چون دانش نیست.
کمیل بن زیاد می گوید: امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع) دست مرا گرفت و با خود به جبانه (صحرا) برد» و چون به صحرا رسید، آهی کشید و سپس فرمود:
ای کمیل! همانا این دلها ظرفهایی است که بهترین آن دلی است که گنجایش بیشتر داشته باشد. اکنون آنچه را به تو می گویم به خوبی حفظ کن: مردم سه دسته اند؛ عالم خداشناس و طالب علمی که بر راه رهایی یافتن است و مگسان کوچک و ناتوان پیروان هر آواز دهنده و به هر سو که باد بوزد می روند. اینان از پرتو دانش فروغی نگرفته اند و به پایه استواری پناه نبرده اند. ای کمیل! دانش بهتر از مال است، که دانش ترا پاسداری می کند و تو باید از مال پاسداری کنی و مال را بخشش و هزینه می کاهد، در حالی که دانش بر اثر بخشش فزونی می یابد و پرورده به مال با از میان رفتن آن از میان می رود. ای کمیل! شناخت علم آیین واجب (همچون دین) است، در زندگی آدمی موجب اطاعت او (از خداوند) است و پس از مرگش موجب نیکنامی است. علم حاکم است و مال محکوم (با تشخیص علم مال را اندوخته یا هزینه می کنی). گنجینه داران مال در حالی که زنده اند نابود شده اند (گرفتار سرکشی و هلاک معنوی می شوند) و دانشمندان تا روزگار باقی باشد باقی هستند، گر چه کالبدهای ایشان از دست رفته ولی ارواح آنان در دلها موجود است. پیامبر (ص) فرموده اند: روز رستاخیز سخت ترین عذاب مردم در باره کسانی است که پیامبری یا یکی از پدر و مادر خود را کشته باشند، یا دانشمندی که از علم او بهره یی برده نشود.
و نیز فرموده اند: عالمان این امت دو گروهند، گروهی که خداوند به آنان دانش ارزانی فرموده است و آنان با دانش رضای خداوند و سعادت جهان دیگر را طلب می کنند و آن را برای مردم بذل می کنند و طمع و آزی ندارند و دانش خود را به بهای اندک نمی فروشند. برای اینان همه جانداران دریا و خشگی و پرندگان آسمان آمرزش خواهی می کنند و به پیشگاه الهی وارد می شوند در حالی که سرور و شریفند. گروه دیگر، خداوند به آنان دانش ارزانی فرموده است ولی آنان در آن باره بر بندگان خدا بخل می ورزند و آزمند می شوند و آن را به بهای اندک می فروشند.
اینان روز قیامت به لگام های آتشین لگام زده می شوند و فرشته یی از فرشتگان، در حضور همگان، ندا می دهد که این فلان پسر فلان است، خدایش در جهان دانش ارزانی داشت ولی او بر بندگان از بخشش آن بخل ورزید، و همچنان تا از حساب فارغ شود، آن فرشته ندا می دهد. از علی بن ابی طالب (ع) روایت است که پیامبر (ص) چنین فرموده اند: هر کس علم را برای خدا طلب کند، به هر مرحله از آن که برسد، در نفس خود نرمی بیشتر احساس می کند و نسبت به مردم فروتن تر می شود و بر بیم او از خدا و کوشش او در دین افزوده می شود، و این کسی است که از علم بهره مند می شود و باید آن را آموزش دهد. و هر کس علم را برای امور دنیا و منزلت پیش مردم و بهره وری در پیشگاه پادشاه بیاموزد، هر چه از آن به او برسد، موجب خود بزرگ بینی و فخر فروشی بیشتر او به مردم می شود و مایه فریب خوردن بیشتر او در قبال خداوند و ستم به دین می شود. چنین کسی از دانش بهره مند نمی شود و از دلیل و برهان نسبت به خود عاجز می ماند و روز رستاخیز مایه زبونی و پشیمانی بیشتر او خواهد بود. پیامبر (ص) فرموده اند: چون آدمی می میرد عمل او قطع می شود مگر در سه مورد، دانشی که از آن بهره برده شود یا صدقه یی که برای او جاری باشد یا فرزند شایسته یی که برای او دعا کند. و نیز فرموده است: روز رستاخیز نخست شفاعت پیامبران پذیرفته می شود و سپس شفاعت عالمان و پس از آن شفاعت شهیدان.
ابن عباس گفته است: سلیمان نبی میان گزینش دانش و پادشاهی و مال مخیر شد. دانش را برگزید، همراه آن پادشاهی و مال هم به او داده شد. لقمان به پسرش فرمود: پسرکم! با دانشمندان همنشینی کن و زانو به زانوی ایشان بنشین که خدای عز و جل دلها را به پرتو حکمت زنده می کند، همچنان که زمین را با باران آسمان زنده می فرماید. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است: ای مؤمن! این دانش و فرهنگ ارزش جان تو است. در فرا گرفتن آن بکوش که هر چه علم و فرهنگ تو افزوده شود بر ارج و منزلت تو افزوده می شود و همانا به یاری دانش است که به خداوندت رهنمون می شوی و به یاری فرهنگ و ادب می توانی خدمت خدایت را پسندیده انجام دهی و در اثر آن بنده سزاوار دوستی و قرب به خدا می شود. پند و اندرز را بپذیر تا از عذاب رهایی یابی. پیامبر (ص) فرموده اند: دانش را بجویید هر چند در چین باشد که طلب دانش بر هر مسلمانی واجب است. و فرموده اند: یک ساعت عالم که بر بستر خویش تکیه زند و در عمل خویش بنگرد، بهتر از عبادت هفتاد سال عابد است. و نیز فرموده اند: عالم هفتاد درجه بر عابد برتری دارد که میان هر دو درجه فاصله هفتاد سال دویدن اسب است و این به آن سبب است که شیطان برای مردم بدعت می نهد، عالم آن را می بیند و از آن نهی می کند ولی عابد به عبادت خود روی آورده است و به آن توجه نمی کند و آن را نمی شناسد. و فرموده اند: هر کس یک مسأله بیاموزد، روز رستاخیز هزار گردن بند نور بر گردنش آویخته می شود و هزار گناهش آمرزیده می شود و برای او شهری زرین ساخته می شود و به شمار موهای بدنش برای او پاداش حج و عمره منظور می شود.
یکی از صحابه روایت می کند که مردی از انصار به حضور پیامبر (ص) آمد و گفت: ای رسول خدا! اگر حضور در تشییع جنازه و حضور در محضر عالم باشد، شما کدامیک را بیشتر دوست دارید که حاضر شوم؟ فرمودند: اگر کسانی هستند که جنازه را جمع و دفن کنند، همانا حضور در مجلس عالم برتر از هزار تشییع جنازه و هزار عیادت بیمار و شب زنده داری هزار شب و روزه گرفتن هزار روز و صدقه دادن هزار درهم به مستمندان و هزار حج مستحب و هزار جهاد مستحب است که به مال و جان خود در راه خدا جهاد کنی و همه اینها کجا قابل مقایسه با محضر عالم است، مگر نمی دانی که خداوند به کمک عالم پرستش و اطاعت می شود و خیر دنیا و آخرت همراه علم است و شر دنیا و آخرت همراه نادانی. و پیامبر (ص) فرموده اند: آیا به شما خبر دهم از گروههایی که پیامبران و شهیدان نیستند و روز رستاخیز پیامبران و شهیدان به جایگاههای ایشان در پیشگاه الهی که بر منابر نور است غبطه می خورند؟ گفته شد: ای رسول خدا ایشان کیستند؟
فرمودند: آنانی هستند که محبت خدا را در دلهای بندگانش می افکنند و بندگان را هم محبوب خداوند قرار می دهند. گفتیم: محبت خدا را بر دل بندگان افکندن فهمیدیم ولی بندگان را چگونه محبوب خداوند قرار می دهند؟ فرمودند: بندگان را به آنچه خداوند دوست دارد فرمان می دهند و از آنچه ناخوش می دارد باز می دارند و هر گاه اطاعت کنند خداوند ایشان را دوست می دارد. و پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس یک باب از علم فرا گیرد که برای رضای خداوند به مردم بیاموزد، خداوندش پاداش هفتاد پیامبر ارزانی می دارد. و نیز فرموده اند: هر کس یک باب از علم بیاموزد، چه به آن عمل کند و چه عمل نکند، برتر از آن است که هزار رکعت نماز مستحب گزارد. شاعر چنین سروده است:
«بهره گرفتن از دانش را هرگز رها مکن که بهره گیری از دانش بهترین غنیمت است. برای آنچه که فرا نگرفته ای آموزنده باش و آنچه را فرا گرفته ای بیاموز.» (هر گاه مشک مشام مردم را عطر آگین می سازد، برای من فقط رایحه خوش مرکب کافی است. هیچ چیز نیکوتر از قلم نیست با آنکه بر کرانه های آن اثر سیاهی است.»
(هر کس دانشمند باشد برتر قوم می شود، هر چند میان قوم خود والاگهر نباشد، و اگر به سرزمینی برود در آنجا به یاری دانش خود زندگی می کند و دانشمند در هیچ شهر غریب نیست. دانش را نور می بینیم و فرهنگ را زیور. از آن دو با رغبت بهره بگیر. آن دو جمع نمی شود مگر برای کسی که عقل او صحیح باشد و چه بسیار دانا که عاقل نیست.» (در دانش شکوه و مهابت است و دانش سودبخش تر از گنجینه های گوهر است. گنجینه ها در طول زمان و با هزینه کردن نابود می شود و حال آنکه دانش تا روزگاران باقی است پایدار می ماند.» (در هر سرزمین دانشمندان و فرزندان دانا و گرامی ایشان، چراغهای همگانند که اگر دانش ایشان در هر رشته همچون نور ماه بدون آنکه ابر باشد نتابد، همانا پس از مدتی دین کهنه و فرسوده می شود همچنان که نشانه های ریسمانهای پوسیده از میان می رود.» (دانش بهترین خواسته و چیزی است که به دست می آید، زیرا دانش ناپسند موجود نیست و حال آنکه همه چیزهای دیگر به دو نوع پسندیده و نکوهیده تقسیم شده است.»

مجلس دوم در شناختن خداوند و آنچه به آن وابسته است

بدان که خداوند متعال با بیان دلایلی از حادث بودن جهان خبر و آگاهی داده است. از جمله در سوره بقره چنین می فرماید: (همانا در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و شد شب و روز و کشتی که در دریا حرکت می کند و آنچه به مردم سود می رساند و آنچه خداوند از آسمان آب نازل می کند و به یاری آن زمین را پس از مرگش دوباره زنده می کند و در زمین جانوران پراکنده می شوند و گردانیدن بادها و ابرهای فرمانبردار میان آسمان و زمین، آیاتی است برای قومی که اندیشه می کنند.» و در همین سوره می فرماید:
«ای مردمان بپرستید خدایتان را، آنکه شما و کسانی را که پیش از شما بودند بیافرید، شاید پرهیزگار شوید. آنکه برای شما زمین را گسترده و آسمان را برافراشته قرار داده است و فرو می فرستد از آسمان آبی که به آن برای روزی شما میوه ها را بیرون می آورد. پس برای خداوند مانندهایی قرار ندهید و شما می دانید.» که دلیل بر حادث بودن جهان و آسمان و زمین است، و خداوند در همین سوره می فرماید: (یا مانند آن که گذشت بر دهی فرو ریخته (ویرانه). گفت: خداوند چگونه اهل این دهکده را پس از مرگ زنده می فرماید؟ پس خداوند او را صد سال بمیراند و سپس او را برانگیخت. خدای به او فرمود: چند مدت درنگ کردی؟ گفت یک روز، شاید هم بخشی از یک روز. فرمود: چنین نیست که صد سال درنگ کردی.
بنگر بسوی خوراکی و آشامیدنی خودت که دگرگون نشده است و بنگر به خر خودت، تا ترا دلیلی برای مردمان قرار دهیم و به استخوانها بنگر که چگونه آنها را ترکیب می کنیم و سپس بر آن گوشت می پوشانیم. همین که برای او روشن شد، گفت: اکنون می دانم خداوند بر هر چیزی تواناست.» و باز در همین سوره می فرماید:
«و چون ابراهیم گفت: ای پروردگار من به من بنمای چگونه مردگان را زنده می گردانی، گفت: باور نمی داری؟ گفت: چرا باور می دارم و لکن تا آرمیده شود دل من. فرمود: فرا گیر چهار عدد از پرندگان و آنها را پاره پاره کن و سپس بر هر کوهی جزئی از آن بگذار و سپس بخوان آنها را تا بیایند سوی تو به شتاب و بدان به درستی که خداوند توانای داناست.» امام صادق (ع) فرموده است: کسی که از کنار آن دهکده ویران گذشت عزیز بوده است و امام باقر (ع) فرموده، ارمیا بوده است و هم گفته شده که آن شخص خضر بوده است و مقصود از دهکده بیت المقدس است که بخت النصر آن را خراب کرده بود و گفته شده است همان دهکده یی است که هزاران تن از آن به منظور گریز از مرگ بیرون رفته بودند و منظور از فرو ریخته یعنی خالی از سکنه است و هم گفته اند پایه های آن دهکده پا بر جا بود ولی سقف آن فرو ریخته بود، و گفته شده است که خداوند متعال آن شخص را در آغاز روز میراند و پس از صد سال در پایان روز برانگیخت و چون دید هنوز اندکی از آفتاب باقی است، گفت: بخشی از روز یا یک روز را درنگ کرده ام. خوراک و آشامیدنی او که دگرگون نشده بود، شیره انگور و انجیر و انگور بود که شیره همچنان شیرین و انگور و انجیر هم تازه و مانند از شاخ چیده شده باقی مانده بود، و گفته شده است خداوند او را جوان برانگیخت و در آن هنگام نواده گان او پیر بودند. و روایت شده است که امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است: هنگامی که عزیر از خانه خود بیرون رفت پنجاه ساله بود و همسرش باردار بود و خداوند او را صد سال میراند و سپس برانگیخت و در حالی که پنجاه ساله بود به خانه اش برگشت و پسرش از او سالخورده تر بود و این موضوع از آیات خداست. لغت نشز به معنی نشر هم آمده است. از امام صادق (ع) روایت شده است که ابراهیم (ع) لاشه جانوری دید که درندگان آن را از هم دریده بودند و درندگان خشکی و دریا و لاشخورهای پرنده از آن می خوردند و از خداوند خواست به او نشان دهد که چگونه آن را زنده می فرماید و گفته شده است سبب این خواهش آن بود که نمرود در مورد زنده ساختن با او ستیزه کرده بود و گفته بود اگر خداوند مرده یی را به آن گونه که او ببیند زنده نکند ابراهیم (ع) را خواهد کشت و به همین منظور ابراهیم (ع) عرض کرد: برای این که قلبم مطمئن شود که نمرود ستمگر مرا نخواهد کشت. گروهی گفته اند ابراهیم (ع) این تقاضا را برای قوم خود فرمود، همچنان که موسی (ع) رؤیت را برای قوم خود مسألت فرمود. برخی هم گفته اند ابراهیم (ع) از این جهت تقاضا کرد که این موضوع را آشکارا و با علم عیان ببیند و به طریق استدلالی به آن دانا و آگاه بود. این گفتار الهی که می فرماید: مگر ایمان نیاورده ای، معنی تقریر دارد نه انکار، زیرا ابراهیم (ع) پاسخ می دهد: آری ایمان دارم ولی برای این است که دل من مطمئن شود یعنی یقین بر یقین او افزوده شود و گفته شده است آن پرندگان خروس و طاوس و کلاغ و کبوتر بودند. از حضرت باقر و حضرت صادق (ع) روایت شده است که شمار آن کوهها ده کوه بود و در روایت دیگری از آن دو نقل شده که هفت کوه بوده است و هم گفته شده است چهار کوه بوده است و معنی کلمه دعا در فعل (ادعهن) اشاره کردن است، و این موضوع که در این آیه آمده است از شگفت ترین دلایل خداوند متعال است. و خداوند در سوره آل عمران چنین فرموده است:
«همانا در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و شد شب و روز نشانه هایی برای خردمندان است، آنانی که یاد می کنند خدای را ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان و اندیشه می کنند در آفرینش آسمانها و زمین، پروردگار ما نیافریدی این را باطل، پاک و منزهی و ما را از عذاب آتش نگاه دار.» این آیه دلیل بر خوبی تفکر و اندیشه است. و خداوند متعال در سوره انعام می فرماید: «بگو آیا جز خدا دوستی فرا گیرم پدید آورنده آسمانها و زمین و او می خوراند و خورانیده نمی شود.» و در همین سوره می فرماید: «و کیست ستمکارتر از آنکه به خدا دروغ بست یا آیات او را تکذیب کرد؟ به درستی که رستگار نمی شوند ستمکاران.» و در همین سوره می فرماید: «و اگر هر معجزه یی را ببینند به آن ایمان نمی آورند و چون پیش تو می آیند با تو مجادله می کنند و کسانی که کافر شدند می گویند: همانا چیزی نیست جز افسانه های پیشینیان.» و این گفتار خداوند متعال که می فرماید: «به درستی که خداوند شکافنده دانه و هسته است. بیرون می آورد زنده را از مرده و بیرون آورنده مرده است از زنده. آن خدای شماست پس کجا رو گردان می شوید ...» تا آنجا که می فرماید: «... همانا در آن نشانه هایی است از برای گروهی که می گروند.» و خداوند متعال در سوره اعراف چنین می فرماید: «به درستی که پروردگار شما خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفریده است، پس قصد کرد بر آفرینش عرش. پوشانید به پرده شب روز را که می جوید آن را شتابان و خورشید و ماه و ستارگان رام کرده شده اند به فرمان او. آگاه باشید مر او راست آفریدن و فرمان، با برکت خدا که پروردگار جهانیان است.» و خداوند متعال در سوره یونس چنین می فرماید: «اوست آن خدایی که گردانید آفتاب را روشنی و ماه را صاحب نور و تقدیر کرد آن را منزلها تا بدانید شمار سالها و حساب ماهها. نیافرید خدا این را مگر به راستی روشن می کند نشانه ها را برای گروهی که می دانند.» و خداوند متعال در سوره ابراهیم چنین می فرماید: «خداست که آفرید آسمانها و زمین را و فرو فرستاد از آسمان آب را، پس بیرون آورد به آن میوه ها را برای روزی شما و رام کرد برای شما کشتی را تا در دریا به فرمان او روان شود و رام کرد برای شما رودخانه ها را و رام کرد برای شما آفتاب و ماه را دو کوشنده دائمی و رام کرد برای شما شب و روز را و دادتان از هر چه خواستید آن را و اگر نعمتهای خدا را بشمرید، نمی توانید آن را شمار کنید. همانا که انسان سخت ستمکار ناسپاس است.» و این گفتار خداوند متعال در سوره نحل که می فرماید: «آفرید انسان را از نطفه و اکنون او جدال کننده آشکار است.» و در همین سوره می فرماید:
«به درستی که برای شما در چهار پایان (دامها) عبرت است. به شما می آشامانیم از آنچه در شکمهای آنهاست، از میان سرگین و خون، شیر خالصی که برای آشامندگان گواراست.» «و از میوه های درختان خرما و انگورها که می گیرید از آن شکری و روزی پسندیده را، همانا که در آن نشانه هایی است برای قومی که می اندیشند.» که منظور این است که این آشامیدنی با الهام خداوند فراهم می شود. همچنین انواع حریر (ابریشم) هم با الهام خداوند فراهم می آید. و خداوند متعال در سوره طه می فرماید: «آنکه زمین را برای شما بستر (گهواره) قرار داد و در آن برای شما راهها پدید آورد و فرو فرستاد از آسمان آب را، پس بیرون آوردیم به آن جفتهایی را از روییدنیهای جداگانه. بخورید و بچرانید چهارپایتان را. به تحقیق در این، آیتهاست برای صاحبان خرد.» و خداوند متعال در سوره انبیاء می فرماید: «و نیافریدیم آسمانها و زمین را و
آنچه میان آنهاست به بازیچه.» و در همین سوره می فرماید: «و آیا ندیدند کسانی که کافر شدند که آسمانها و زمین بسته بودند، پس گشودیم آنها را و گردانیدیم هر چیز زنده یی را از آب، آیا پس نمی گروند؟» و در سوره حج چنین می فرماید: «آیا ندیدی که برای خداوند هر که در آسمانها و هر که در زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوهها و جنبندگان و بسیاری از مردم و بسیاری که سزاوار شده است برای او شکنجه، سجده می کنند؟»، و در همین سوره می فرماید: «ای گروه مردم! مثلی زده شد، پس به آن گوش فرا دهید.
همانا کسانی را که غیر از خدا فرا می خوانید (پرستش می کنید) هرگز پشه یی (مگسی) را نیافریده اند، هر چند برای آن کار جمع شده باشند و اگر پشه (مگس) چیزی را از ایشان برباید نمی توانند آن را خلاص کنند. سست باشد خواستار و خواسته شده. حق شناسایی خدا را نشناختند و به تحقیق خداوند توانای غالب است.» و در سوره نور چنین می فرماید: «و خداوند هر جنبنده یی را از آب بیافرید.
برخی از آنها بر شکم خود راه می رود (می خزد)، برخی از آنها بر دو پای راه می رود و برخی از آنها بر چهار پای راه می رود. می آفریند خداوند آنچه می خواهد.» و در سوره نمل چنین می فرماید: «آیا کیست که آسمانها و زمین را آفرید و برای شما از آسمان آب فرو فرستاد؟ پس رویانیدیم به آن بوستانهای دارای خرمی را.
نرسد شما را که برویانید درختش را، آیا خدایی است با خدای یگانه؟ بلکه آنها گروهی هستند که از حق می گذرند.» تا آنجا که می فرماید: «آیا خدایی هست با خدا؟ بگو: بیاورید حجت خود را اگر راستگویید.» و خداوند در سوره روم چنین می فرماید: «و از آیات قدرت او این است که آفرید شما را از خاک و پس از آن شما آدمیانید که پراکنده می شوید.» و در همین سوره می فرماید: «خداست که می فرستد بادها را، پس برمی انگیزاند
ابر را، پس می گستراند آن را در آسمان چنانچه می خواهد و آن را پاره پاره می گرداند و می بینی باران را که بیرون می آید از میان آن، پس چون خدا برساند باران را به هر که از بندگانش که خواهد، آنگاه ایشان شادمان می شوند و به درستی که پیش از آنکه باران برایشان فرستاده شود ناامیدان بودند. پس نگاه کن به سوی آثار رحمت خدا، چگونه زنده می کند زمین را پس از مردن آن، به درستی که خداوند زنده کننده مردگان است و او بر هر چیزی تواناست. و اگر بفرستیم باد را و زراعت را زرد شده ببینند، هر آینه به نعمت گذشته کافر می شوند. پس همانا که نتوانی، شنوانی مردگان را و نشنوانی فرا خواندن را به کران، چون برگردند پشت کنندگان.» و در سوره لقمان می فرماید: «آیا نمی بینید که خداوند رام کرد برای شما آنچه را در آسمانهاست و آنچه را در زمین است؟» و خداوند در سوره فاطر می فرماید: «آیا نبینی که خدا فرو فرستاده از آسمان آب را پس بیرون آوردیم به آن میوه هایی که گوناگون است رنگهایش و از کوهها راههای سپید و سرخ که گوناگون است رنگهای آن و سیاههای به غایت سیاه، و از مردم و جنبندگان و چهار پایان که مختلف است رنگهای آن.» و خدای متعال در سوره یس چنین می فرماید: «و نشانه یی است برای ایشان زمین مرده که زنده کردیم آن را و بیرون آوردیم از آن دانه را، پس از آن می خورند.
و قرار دادیم در آن بوستانها از درخت خرما و انگور و روان کردیم در آن از چشمه های آب تا بخورند از میوه آن و از آنچه دستهایشان آن را فراهم کرده است. آیا پس شکر نمی کنند؟» و خداوند متعال در سوره زمر می گوید: «آفرید آسمانها و زمین را به راستی. در می آورد شب را به روز و در می آورد روز را بر شب و رام گردانید خورشید و ماه را.
همه می روند در فلک خود تا مدت نامبرده شده. دانسته باش اوست غالب آمرزنده.
آفرید شما را از نفسی تنها، پس گردانید از او زن او را.» و خداوند در سوره غافر (مؤمن) چنین می فرماید: «خداست آنکه آفرید برای شما چهارپایان را تا سوار شوید بعضی را و از آنها بخورید و برای شما در آن بهره هاست و تا بر آنها برسید بر حاجتی که در سینه های شماست و بر آن و بر کشتی سوار شوید.» و در آخر این سوره می فرماید: «و به شما نشان می دهد آیتهای خود را، پس کدام آیات خدا را انکار می کنید؟» در سوره حم سجده (فصلت) می فرماید: «بگو آیا شما هر آینه کافر می شوید، به آنکه آفرید زمین را در دو روز و قرار می دهید برای او مانندها؟ این است پروردگار جهانیان.» تا چند آیه بعد. در سوره شوری می فرماید: «خدای راست، پادشاهی آسمانها و زمین. می آفریند آنچه را می خواهد. می بخشد هر که را می خواهد دختر و می بخشد هر که را می خواهد پسر یا جفت کند آنها را پسران و دختران و قرار می دهد هر که را می خواهد نازا.» در سوره جاثیه می فرماید: «به تحقیق در آسمانها و زمین هر آینه آیتهاست مر گروندگان را و در آفرینش شما و آنچه پراکنده می شود از جنبنده ها نشانه هاست برای گروهی که یقین می کنند و آمد و شد شب و روز و آنچه خدا از آسمان روزی می فرستد و به آن زنده می کند زمین را پس از مرگش و گردش بادها آیتهاست برای گروهی که می اندیشند.» در سوره و النجم می فرماید: «و آنکه او می خنداند و می گریاند و آنکه او می میراند و زنده می کند و آنکه او آفرید جفتهای نر و ماده را از نطفه چون ریخته شود و آنکه بر اوست نشأة دیگری و آنکه او بی نیاز کند و سرمایه دهد، و آنکه اوست پروردگار (ستاره شعری) و آنکه او هلاک کرد عاد نخستین را و ثمود را و باقی نگذاشت گروه نوح را از پیش.» تا آخر مطالبی که بیان فرموده است و همه اینها از قویترین دلایل بر وجود خداوند است. و در سوره الرحمن چنین فرموده است: «خداوند بخشاینده، آموخت قرآن را.
آفرید انسان را. آموخت او را روشنی ضمیر. خورشید و ماه به حسابی مقدر می روند و ستاره و درخت سجده می کنند ...» و خداوند متعال در سوره ملک می فرماید: «آیا نمی نگرند به سوی مرغان، بالای آنها صف زنندگان و می گیرند. باز ندارد آنها را مگر خداوند، به درستی که او به هر چیزی داناست.» و خدای متعال در سوره نوح فرموده است: «آیا نمی بینید که خداوند چگونه آفرید آسمانها را طبقه بالای طبقه و ماه را در آسمانها روشنی و خورشید را چراغ قرار داد و خداوند برویاند شما را از زمین رویاندنی پس باز می گرداند شما را در آن و بیرون می آورد بیرون آوردنی و خداوند زمین را برای شما گسترده قرار داد تا در راههای گشاده آن بروید.» و در سوره عم چنین می فرماید: «آیا زمین را گسترده و کوهها را میخها قرار ندادیم؟ و ما شما را آفریدیم جفت جفت و قرار دادیم خواب شما را سبب آسایش ...» تا آنجا که می فرماید: «و بوستانهای بهم پیچیده درختان.» و خداوند متعال می فرماید: «بگو اوست خدای یگانه. خدای بی نیاز است.
نه زاید و نه زاده شد و هیچ کس همتای او نیست.» گویند مشرکان به رسول خدا (ص) گفتند: نسب و صفات خدای خود را برای ما بیان کن و بگو و خداوند این سوره را نازل فرمود و به همین جهت به سوره اخلاص نامگذاری شد و به سوره نسبة الرب (بیان نسب خداوند) و سوره ولایت هم نامگذاری شده است. از امیر المؤمنین علی (ع) نقل شده که فرموده است: خدای یگانه است بدون آنکه عدد را در موردش تأویل کنیم و مقصود از صمد این است که هیچ گونه تبعیض و جزء و کل در او مطرح نیست و نمی زاید که در نتیجه چیزی با او مشارک باشد و نه زاییده شده که موروث و نابودشونده باشد و او را هیچ همتایی نیست. و بدان که خداوند در قرآن دلایل بسیاری در مورد حادث بودن جهان و اثبات وجود خویش و صفات خود و چیزهایی که نسبتش به آن جایز است و چیزهایی که نسبتش به آن جایز نیست بیان فرموده است که بیش از مقداری است که ما نقل کردیم و ما همه آن را از بیم طولانی شدن کلام نیاوردیم و به خواست خداوند متعال در همین اندازه کفایت است و سزاوار است که خردمند در این آیات تفکر و دقت کند تا برای او علم به وجود خداوند متعال حاصل شود و بداند آنچه متکلمان گفته اند بیرون از قرآن و اخبار صحیح نیست، زیرا متکلمان می گویند دقت و نگریستن در باره شناخت خداوند متعال واجب است و راهی برای شناخت خداوند جز همین دقت نیست و خداوند یا به ضرورت معلوم است یا به استدلال. اگر به ضرورت معلوم باشد لازم است همه خردمندان در این موضوع یکسان بیندیشند، همان گونه که هر خردمند و عاقلی می داند ذراع بزرگتر از وجب است و ده بیشتر از یک است و اگر به استدلال معلوم شود همان گونه است که بیان کردیم و خداوند متعال در سوره اعراف می فرماید: «آیا نمی نگرند در پادشاهی (اقطار و اکناف) آسمانها و زمین و به آنچه خداوند آفریده است و اینکه شاید نزدیک شده باشد مدت (اجل) ایشان؟ پس به کدام سخن بعد از آن می گروند؟» با این آیه خداوند مکلفان را بر حذر می دارد که هیچ گاه از تفکر و اندیشیدن غفلت نورزند، زیرا از اینکه مرگ ایشان فرا رسد در امان نیستند و باید همواره آماده شناخت به اندازه لازم باشند. و باز خداوند در سوره فرقان می فرماید: «آیا به سوی پروردگار خود نمی بینی که چگونه کشید سایه را و اگر می خواست هر آینه آن را ساکن قرار می داد. سپس گردانیدیم آفتاب را بر آن دلالت کننده. پس فرا گرفتیم آن را به سوی خود فرا گرفتن آسان.» و خداوند متعال در سوره روم می فرماید: «آیا نمی اندیشند در خودشان و نه در اینکه خداوند آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست به راستی آفریده است ....»
و خداوند متعال در سوره ق می فرماید: «آیا نظر و اندیشه نمی کنند به سوی آسمان که بر فرازشان است که چگونه بنا نهادیم آن را و آراسته کردیم آن را و برای آن شکافی نیست و زمین را کشیدیم و افکندیم در آن کوهها و رویانیدیم در آن از هر جفتی خوش آینده، بینشی و پندی است برای هر بنده بازگشت کننده و فرو فرستادیم از آسمان آبی با برکت، پس رویانیدیم به آن باغها و دانه درویده و درخت خرمای بر افراشته که آن را شکوفه های بر هم نشسته است، روزی است برای بندگان ...» که منظور آن است که در مورد درخت خرما و چگونگی شکوفه بستن آن و در باره انار و چگونگی چیده شدن دانه های آن بیندیشند. در سوره و الذاریات چنین می فرماید:
«و در زمین نشانه هاست برای یقین کنندگان و در نفس خودتان آیا نمی نگرید و در آسمان است روزی شما و آنچه وعده کرده می شوید و سوگند به پروردگار آسمان و زمین که آن حق است.» و خداوند متعال در سوره عبس چنین می فرماید: «پس باید بنگرد آدمی در خوردنی خود. همانا ما ریختیم از ابر آب را ریختنی. سپس شکافتیم زمین را شکافتنی. پس رویانیدیم در زمین دانه و انگور و سبزی ها و درخت زیتون و خرما و باغهای مشتمل بر درختان و میوه های تر و چراگاه.» و در سوره طارق می فرماید:
«پس آدمی بنگرد که از چه چیز آفریده شده، آفریده شده است از آبی جهنده که بیرون می آید از پشت مرد و استخوانهای سینه زن.» و خداوند متعال در سوره غاشیه می فرماید: «آیا نمی نگرند در شتر که چگونه آفریده شده است، و در آسمان که چگونه بر افراشته شده است و به کوهها که چگونه بر کشیده شده است و به زمین که چگونه گسترانیده شده است؟ پس پند ده که همانا تو پند دهنده ای.» و مقصود این است که از این امور استدلال به شناخت خداوند و قدرت او شود و همه این نشانه ها دلیل بر واجب بودن تفکر و اندیشه کردن در باره خداشناسی و شناختن صفات حق تعالی است. هر کس در این امور تأمل و دقت کند و بیندیشد، آنچه را ما گفتیم خواهد دانست. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کدام شما به نفس خود آشناتر باشد به خدای خود آشناتر است. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است: با صنع و آفرینش خداوند به او استدلال می شود و با عقلها شناختن او ثابت می شود و با اندیشه و فکر، حجت او ثابت می شود. شناخته شده از نشانه هاست و با چیزهای روشن مشهور است، تا آخر خطبه . از امام رضا (ع) پرسیده شد: چه دلیلی برای حدوث عالم است؟ فرمود: تو نبوده ای و سپس موجودشده ای و این را هم می دانی که خودت خود را بوجود نیاورده ای و کسی هم که مثل تو بوده باشد ترا بوجود نیاورده است. و چون واجب بودن تفکر و دقت معلوم و ثابت شد، سزاوار است که در اجسام، بدون اعراض آنها دقت شود که این آسان تر و به شناخت خداوند متعال نزدیک تر است. اما دلیل اینکه اجسام حادثند این است که اگر قدیم می بودند لازم بود که از ازل در بخشی از جهان باقی بمانند زیرا حجم و جثه اشیاء در صورتی که قدیم باشد اقتضای این موضوع را دارد که باقی بماند و باید آن را در جهات نفس یا به صورت قدیم یا به صورت حادث که با فاعل دیگری پدید آمده است، پذیرفت. این موضوع را نمی توان جهت نفسی دانست که در آن صورت انتقال آن محال است و صفات نفس دگرگونی و انتقال نمی پذیرد و حال آنکه ضرورت انتقال آن صحیح و معلوم است.
از سوی دیگر نمی تواند قدیم باشد، زیرا بر فرض که قدیم باشد باز هم انتقال جسم قطعی است و نمی تواند چیزی هم قدیم باشد و هم حادث و هر دو حال را داشته باشد. انتقال در مورد اعراض هم که از صفات جسم است جایز نیست و عرض حادث موجب صفت ازلی نیست. اگر فاعل هم که مقدم بر فعل است همچنین باشد حادث خواهد بود. بنا بر این چون قدیم و ازلی نیست حادث خواهد بود و جهان و عالم از اعراض و جواهر تشکیل یافته است. آیات قرآنی و دلایل بیان شده قبلی هم حاکی از حدوث عالم است. متکلمان در این مورد فراوان سخن گفته اند که اینجا جای آن نیست.

سخن در فساد و تباهی تقلید

بدان که حد تقلید ناپسند، پذیرفتن سخن دیگری بدون هیچ گونه دلیل و برهان است که در این صورت باطل است، زیرا اگر باطل نباشد تقلید از محق سزاوارتر از تقلید از مبطل نیست و قبل از دقت نظر و تأمل نمی توان مبطل را از محق تشخیص داد. و خداوند قدیم متعال در سوره بقره این گفتار ما را نصرت داده است و می- فرماید: (و اگر پیروی کنی هواهای ایشان را پس از آنکه آمد ترا از علم، نباشد ترا از خدای یاری و نه یاوری.» و در همان سوره، در دنباله آیه دیگری که بخش اول آن همین آیه است، می فرماید: «در آن صورت همانا که تو از ستمکاران باشی.» و در سوره آل عمران می فرماید: «پس چرا حجت می گویید در آنچه شما را به آن علم نیست و خدا می داند و شما نمی دانید.» و در سوره انعام می فرماید: «به تحقیق آمد شما را بینشها از پروردگارتان. پس هر که بینا شد برای خود اوست و هر که کور باشد بر اوست.» و خداوند متعال در سوره یونس چنین می فرماید: «و پیروی نمی کنند بیشتر ایشان مگر گمان فاسدی را. همانا که گمان فاسد بی نیاز نگرداند از حق چیزی را.»
و در سوره بنی اسرائیل می فرماید: «به دنبال آنچه که ترا به آن علم نیست مرو.
به تحقیق گوش و چشم و دل، همه شان پرسیده می شوند.» و در سوره حج می فرماید: «و از مردم کسی است که در باره خداوند، بدون علم سرکشی و از هر شیطان سرکشی پیروی می کند.» و هم در این سوره می فرماید:
«و از مردمان کسی است که در راه خدا بدون علم و هدایت و کتاب روشنی ستیزه می کند.» و خداوند متعال در سوره زخرف می فرماید: «و گفتند: اگر خداوند می خواست ما آنها را نمی پرستیدیم. آنان را به این هیچ دانشی نیست. آنان فقط دروغ می گویند.
یا برای آنان پیش از آن کتابی دادیم که آنها به آن تمسک جویند، بلکه گفتند: به تحقیق ما یافتیم پدران خود را بر آیینی و به تحقیق ما بر اثرهای ایشان راه یافتگانیم. همچنین نفرستادیم ما پیش از تو در هیچ قریه یی از بیم دهنده، مگر آنکه متنعمان آن گفتند:
به تحقیق ما یافتیم پدران خود را بر آیینی و ما بر اثر ایشان راه یافتگانیم. گفت: آیا اگر شما را راهنماتر از آنچه یافتید پدرانتان را بیاید؟ گفتند: به تحقیق ما به آنچه فرستاده شدید کافرانیم. پس انتقام کشیدیم از آنها. پس بنگر چگونه باشد سرانجام تکذیب کنندگان.» و خداوند متعال در سوره انبیاء فرموده است: «و به تحقیق دادیم ابراهیم را رشد او از پیش و بودیم به آن دانایان. چون گفت به پدر و قومش: چیست این صورتها که شما برای آنها ثابت قدمید؟ گفتند: پدران خود را یافتیم که برای آنها پرستندگان بودند. گفت: به تحقیق شما و پدرانتان در گمراهی آشکار بودید.» در سوره توبه خداوند فرموده است: «گرفتند یهودیان دانشمندان و زاهدانشان را خدایان غیر از خدا.» از پیامبر روایت است که در این باره فرموده اند: آنان در حقیقت خدای خود قرار ندادند ولی به اطاعت ایشان در آمدند و بمنزله کسی شدند که آنها را خدای خود قرار داده باشد. نظیر همین هم از امام صادق (ع) نقل شده که فرموده است: به خدا سوگند برای آنان نماز نگزاردند و روزه نگرفتند، ولی آنان برای ایشان حلالی را حرام و حرامی را حلال کردند و بدون اینکه بدانند آنان را پرستیدند.» از امام صادق (ع) روایت شده که امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است: هر کس دین خود را از دهان مردم فرا گرفته باشد، همان مردم (مردان) آن را زایل می کنند و هر کس دین خود را از کتاب و سنت فرا گرفته باشد، کوهها زایل می شود و ایمان او زایل نمی شود. و روایت شده است که ابو شاکر دیصانی به حضور امام صادق (ع) آمد و به ایشان گفت: شما یکی از ستارگان درخشانی و پدر و نیاکانت ماههای تابان بودند و مادر و جده های مادریت خردمندان نامور بودند و عنصر تو از گرامی تر عناصر است. چون نام دانشمندان برده شود، همه انگشتها به سوی تو اشاره می کند. اکنون ای دریای ژرف بیکران! به من بگو که دلیل بر حادث بودن جهان چیست؟ امام صادق (ع) فرمودند: به نزدیکترین اشیاء به آن استدلال می شود. ابو شاکر گفت: چگونه؟ امام صادق (ع) تخم- مرغی خواستند و آن را بر کف دست نهادند و فرمودند: این حصاری سر بسته است که درون آن پرده یی لطیف است و سپس پرنده یی به زیبایی طاوس از آن بیرون می آید.
آیا چیزی داخل آن شده است؟ دیصانی گفت: نه. امام صادق فرمود: این دلیل بر حدوث عالم است. دیصانی گفت: نیکو و مختصر خبر دادی و گفتی و پسندیده گفتی و به خوبی می دانی که ما نمی پذیریم مگر چیزهایی را که با چشم و گوش و بینی و زبان و دست خود احساس کنیم، یا آنکه بیان آن در دلها مصور و از طریق روایات به یقین استنباط شود. امام صادق (ع) فرمودند: حواس پنجگانه را ذکر کردی و حال آنکه آنها بدون دلیل سودی نخواهد داشت، همچنان که تاریکی بدون چراغ از میان نمی رود.