فهرست کتاب


ترجمه روضة الواعظین

محمد بن حسن فتال نیشابوری‏ مهدوی دامغانی‏

مقدمه مؤلف

بسم اللّه الرحمن الرحیم
سپاس خدای متعال را با درخواست آنکه نعمت خویش را به کمال ارزانی فرماید و تسلیم خدایی او باشیم و از گناه و سرپیچی از فرمان او در پرده عصمت قرار گیریم، و درود خداوند بر محمد (ص) گزینه او از همه آفریدگان و بر پاکان و پاکیزگان از خاندان آن حضرت درود و سلام بسیار. در آغاز جوانی برای من مجالس و محافلی بود که مردم از اصول دین و بیان احکام و فروع می پرسیدند و به آنان پاسخ کافی و توضیح بسنده وافی می دادم و سپس از من خواستند تا در زهد و پارسایی و پند و اندرز بازدارنده از گناه و حکمت و آداب برای ایشان سخن گویم. به کتابهای اصحاب خود مراجعه کردم و میان آثار ایشان کتابی ندیدم که شامل همه این موارد باشد و محور اصلی آن بر این امور باشد، بلکه این امور را در کتابهای مختلف ایشان پراکنده یافتم. به این سبب همت گماشتم تا کتابی فراهم آورم که برخی از گفتار الهی را در بر داشته باشد و بخشی از اخبار گزینه پیامبر (ص) و جواهر گفتار ائمه علیهم السلام را در بر گیرد و آن را به ابواب و مجالس مختلف تقسیم کردم و هر موضوع را در جای خود آوردم. پیش از من هیچ یک از اصحاب ما (علمای بزرگوار شیعه) کتابی مانند این کتاب تألیف نکرده اند، زحمت تهیه چنین کتابی بیشتر است و من به خواست خداوند متعال در هر مجلس نخست گفتار الهی را نقل می کنم و سپس اخبار نقل شده از پیامبر و ائمه را بیان می کنم و اسناد آن را حذف کردم زیرا برای اخبار معروف و رایج بیان اسناد ضروری نیست و آن را «روضة الواعظین و بصیرة المتعظین» نام نهادم. اگر خبری در این کتاب آمده است که ظاهر آن به مذهب حشو و اختلاط شبیه باشد لازم است خواننده در آن تأمل و دقت کند و بیندیشد. اگر تأویل آن را بفهمد معنی آن را خواهد دانست و اگر معنای آن برایش روشن نشد باید به کسی مراجعه کند که معنای آن را بداند تا منظور آن برایش روشن شود که گفتار پیامبر و ائمه علیهم السلام همچون گفتار خداوند متعال خالی از متشابه نیست و باید به کسی که عالم و دانا و ورزیده و آگاه به اصول و فروع دین و لغت و اعراب است مراجعه کرد تا مراد از آن سخن آشکار شود، و باید دانست که میان گفتار خداوند و گفتار پیامبر و ائمه تناقضی نیست و فقط مردم حشوی و کم مایه در علم چنین تصور می کنند.
من در مقدمه این کتاب پس از ذکر عقل و علم و فضیلت آن، بخشی از اصول اعتقادی را بیان می کنم که مرجع عمده است و خداوند به لطف و منت خود موفق دارنده به صواب است.

مجلس اول در باره ماهیت عقلها و فضیلت آن

خداوند متعال در سوره آل عمران چنین فرموده است:
«همانا در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و شد شب و روز نشانه ها و دلایلی است برای دارندگان عقل.» و خداوند متعال در سوره طه چنین فرموده است:
«بخورید و بچرانید چهار پایانتان را، همانا که در این نشانه هایی است برای خردمندان.» و در سوره و الفجر فرموده است:
«آیا در آنچه ذکر شد جای قسم است خداوندان عقل را؟» عقل در اصطلاح متکلمان عبارت از مجموعه علومی است که بر سه بخش است: نخست علم به اصول ادله، دوم چیزی که علم به این اصول بدون آن کامل و تمام نخواهد بود، سوم چیزی که بدون آن هدف و خواسته تمام نخواهد بود. علم نخست عبارت است از علم به احوال اجسامی که از حرکت و سکون دگرگون می شود و علم به اینکه ممکن نیست ذاتی در حال واحد دارای نفی و اثبات باشد و علم به احوال انجام دهندگان کارها، و علم به این موضوع از کسی درست خواهد بود که مدرکات را درست درک کند و به آن دانا باشد و مرتکب اشتباهی در آن مورد نشود و کسی که ممارست و پیوستگی با صنایع داشته باشد بداند و بفهمد. از جمله علوم که از نوع دوم است، علم به اصول ادله شرعیه و عادات و عرف آن است و از آن چاره نیست. نوع سوم علم به امور مختلف پسندیده و نکوهیده و بیم و شناخت راههای زیان آور است تا آنکه با دقت و اعمال نظر بیم آن از چیزی درست باشد و نگریستن و پیوستن به علم و دانش بر او واجب خواهد بود. از جمله چیزهایی که دلیل بر این است که مجموعه همین علوم عقل است نه چیز دیگر، این است که هر گاه این علوم در کسی باشد عاقل است و عاقل هم این علوم برای او فراهم است، و اگر عقل را معنی دیگری باشد جایز است که این علوم در کسی فراهم شود در حالی که عاقل نباشد یا آنکه بدون این علوم او را عاقل بدانند و حال آنکه بر خلاف قاعده است. پیامبر (ص) فرموده است: «سر عقل پس از ایمان به خداوند دوستی کردن با مردم است».»
همچنین فرموده است: عقل را خداوند به سه جزء بخش فرموده است.
هر کس این سه جزء در او باشد عقلش کامل است و هر کس چیزی از آن در او نباشد او را عقل نیست، نیکو شناختن خداوند و نیکو فرمان برداری برای او و نیکو شکیبایی کردن برای او. امام صادق (ع) ضمن خبری طویل می فرماید: آدمی با عقل کامل می شود و همان عقل دلیل و مایه بینش و کلید کار اوست.
امیر المؤمنین علی (ع) می فرماید: جبریل پیش آدم (ع) آمد و گفت: به من فرمان داده شده است ترا مختار قرار دهم که از این سه چیزی که عرضه می کنم یکی را برگزینی و دو تای دیگر را رها کنی. آدم پرسید آن سه چیز چیست؟ گفت: عقل، حیا، دین. آدم گفت من عقل را برگزیدم. جبریل به حیا و دین گفت شما برگردید. گفتند ای جبریل به ما فرمان داده شده است هر جا عقل باشد با او همراه باشیم. جبریل گفت خود دانید و به آسمان بر شد. امام صادق (ع) فرموده است: میان بندگان چیزی کمتر از این پنج چیز بخش نشده است، یقین و خرسندی و شکیبایی و سپاسگزاری و چیزی که این امور با آن تکمیل می شود عقل است. پیامبر (ص) فرموده اند: خداوند متعال عقل را از پرتو اندوخته یی که در علم ازلی خود بوده و هیچ پیامبر مرسل و فرشته مقربی بر آن آگاه نبوده آفریده است.
علم را روح و نفس عقل قرار داده است و فهم را چهره آن و پارسایی را سر آن و حیا را به منزله دو چشم آن و حکمت را به جای زبان آن و مهربانی را همت آن و مهر و رحمت را دل آن قرار داده است. سپس بر آن پرده کشانده و با ده چیز آن را توانا ساخته است، با یقین و ایمان و راستی و آرامش و اخلاص و مدارا و دهش و خرسندی و تسلیم و سپاسگزاری. سپس خدای عز و جل به عقل فرمود پشت گردان و پشت گرداند و فرمود روی آور و روی آورد. آنگاه به عقل فرمود سخن بگو. گفت سپاس و ستایش خداوندی راست که او را ضد و مانند و همتا و همسر و شبیه و نظیر نیست، پروردگاری که همه چیز در قبال بزرگی و عظمت او خوار و فروتن است. پروردگار متعال به او گفت سوگند به عزت و جلال خویش که آفریده یی بهتر از تو و فرمانبردارتر از تو برای خود و شریف تر و بلند مرتبه تر از تو نیافریده ام و نه گرانقدرتر از تو. به وسیله تو است که یکتایی مرا می پذیرند و پرستش می شوم و فرا خوانده می شوم، و با تو است که به من امید می بندند و به جستجوی من برمی آیند و از من می ترسند و خود را بر حذر می دارند. ثواب و عقاب هم به تو بستگی دارد.
در این هنگام عقل سر به سجده نهاد و هزار سال در سجده بود. خداوند تبارک و تعالی فرمود سر بردار و چیزی بخواه که داده خواهی شد و شفاعت کن تا شفاعت تو پذیرفته شود. عقل سر برآورد و عرضه داشت پروردگارا از تو می خواهم که مرا در هر کس می آفرینی شفیع او قرار دهی. خدای متعال به فرشتگان فرمود گواه باشید که او را در هر کس که بیافرینم شفیع قرار خواهم داد. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است: عقلهای زنان در زیبایی آنان و زیبایی مردان در عقلهای ایشان است. همچنین فرموده است: اصل آدمی خرد اوست و عقلش دین اوست و مروت و مردانگی او از پایداریش در گردش ایام معلوم می شود و مردم از لحاظ رسیدن نسب ایشان تا آدم یکسانند. از امام رضا (ع) پرسیده شد عقل چیست؟ فرمود: فرو خوردن اندوه و غصه و پوشیده داشتن کار از دشمنان و مدارای با دوستان. از امام حسن بن علی (ع) نظیر این گفتار غیر از مدارای با دوستان نقل شده است. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است: سینه عاقل گنجینه راز اوست. هیچ ثروتی چون عقل نیست و هیچ فقری چون جهل نیست و هیچ میراثی چون ادب نیست. هر خبری را که می شنوید آن را با عقل و اندیشه دریابید نه از روی لفظ آن که راویان علم بسیارند و اندیشه کنندگان در آن اندکند. هیچ مالی سودآورتر از عقل نیست و هیچ عقلی چون تدبیر نیست و برای خردمند روا نیست تلاش کند مگر در سه مورد، اصلاح معاش یا گام برداشتن برای آخرت یا بهره گرفتن از کاری که حرام و ناروا نباشد. خداوند در هیچ مردی عقل را به ودیعه نمی گذارد مگر اینکه روزی او را به وسیله آن نجات می دهد و رهایی می بخشد. روایت است که به پیامبر (ص) گفته شد عقل چیست؟ فرمودند: عمل به فرمان خداوند، و کسانی که به فرمان خدا کار می کنند هم آنان عاقلانند. روایت است که پیامبر (ص) از کنار دیوانه یی گذشتند و پرسیدند او را چه می شود؟ گفتند او دیوانه است. فرمودند: نه که مغز او بیمار است. دیوانه کسی است که دنیا را بر آخرت برگزیند. از امیر المؤمنین علی (ع) از پیامبر (ص) روایت است که فرموده اند: برای عاقل در صورتی که عاقل باشد شایسته است اوقات خود را هر روز (شبانروز) به چهار بخش کند، بخشی را به مناجات با خدای خود بگذراند و در بخشی کار خویشتن را محاسبه کند و بخشی را در حضور اهل علم بگذراند که او را در کار دین بصیر گردانند و اندرز دهند و بخشی را هم برای خود و لذتهای روا و پسندیده دنیایی اختصاص دهد. پیامبر (ص) فرموده اند: هر چیز را معدنی است و معدن تقوی دلهای عاقلان است. از ابن عباس روایت شده که گفته است: پایه دین بر عقل نهاده شده است، و فرایض در صورت داشتن عقل واجب شده است. پروردگارمان با عقل شناخته می شود و به وسیله عقل به او توسل می جویند، و عاقل به پروردگار خود از همه کوششگران بی عقل نزدیکتر است و همانا ذره یی از کار پسندیده عاقل برتر از کوشش هزار ساله نادان است. پیامبر (ص) فرموده اند: ملاک ارزش مرد عقل اوست و هر کس را که عقل نباشد دین نیست. شاعر گفته است:
«قلب اگر عقل نباشد شکاری است که همچون دیگر اندام ها مورد مشورت قرار نمی گیرد. عقل هم اگر رهنمود و توفیق از جانب خداوند نباشد همچون دیگر هواهای نفس است.» همچنین گفته شده است:
«سخت ترین عیبهای آدمی ندانستن عیبهای خویشتن است و هیچ چیزی بر اقوام دشوارتر از جهل نیست. کسی که در او خیر باشد سهم خود از عقل را از دست نمی دهد و اگر محروم هم باشد با عقل رستگار می شود.» و نیز شاعر گفته است:
«نگهدارنده عقل حفاظت شده است و به تحقیق هر کس آن را تباه سازد خود تباه است. کسی که عقل را می افروزد خود رخشنده است، همچنان که بر افروزنده نور خود روشن است. دژ خردمند دژ استواری است که پایگاهش در کمال رفعت است، او در پیشگاه خداوند به شفاعت عقل به درخت طوبی می رسد. خداوند به عقل فرخندگی داده و هر کس از آن فرمان برداری کند رستگار است.»

سخن در ماهیت علوم و فضیلت آن

خداوند متعال در سوره مجادله چنین می فرماید:
«خداوند بلند مرتبه می فرماید آنانی را از شما که گرویده اند و آنانی را که دانش داده شده اند به مرتبه ها و خداوند به آنچه می کنید آگاه است.» دانش چیزی است که مایه سکون و آرامش نفس است به آنچه که به آن دست می یابد و عبارت است از اعتقاد به چیزی آنچنان که هست همراه با سکون و آرامش نفس و بر دو نوع است علم ضروری و علم مکتسب. علم ضروری عبارت از علومی است که از ناحیه دیگری غیر از خودمان در ما حاصل می شود و امکان آن را نداریم که از خویشتن دفع کنیم و مکتسب عبارت از علمی است که به سبب انگیزه ها و حالات مختلف در اثر کار و تلاش خودمان به دست می آید و با علم ضروری این تفاوت را دارد که آن سرشت و نتیجه کار خداوند در ماست و این حدی است که متکلمان میان این دو قائل شده اند. از امام صادق (ع) روایت شده است که از قول پیامبر (ص) نقل می کرده که می فرموده اند: سوگند به کسی که جان من در دست اوست، هیچ چیز با چیزی جمع نشده است که برتر از جمع شدن بردباری با دانش باشد. و از همان حضرت نقل شده که پیامبر (ص) فرموده اند: همنشینی با اهل دین شرف این جهانی و آن جهانی است. و نیز از ایشان نقل شده است که از امیر المؤمنین (ع) پرسیدند دانشمندترین مردم کیست؟ فرمودند: آن کس که علم مردم را با علم خود جمع کند. از امام صادق در باره این حدیث که از پیامبر (ص) نقل شده است که فرموده اند برترین جهادها گفتار عدلی در حضور امام ستمگر است، پرسیدند. فرمود: مقصود آن است که او را به اندازه معرفتش پند و اندرز دهد به شرط آنکه بپذیرد و در غیر آن صورت چیزی بر عهده او نیست. پیامبر (ص) فرموده اند: اشراف امت من کسانی هستند که قرآن می دانند و شب زنده داران. همچنین پیامبر (ص) فرموده اند: کسانی که قرآن می دانند سرشناسان مردم بهشتند، و نیز فرموده اند: بهترین عبادت آموختن علم دین است، و هم فرموده اند: دو کلمه را تحمل کنید، کلامی حکمت آمیز از شخص نادان و کلامی نابخردانه از شخص حکیم و از آن درگذرید. پیامبر (ص) فرموده اند: دو گروه از امت من اگر صالح باشند همه امت صالحند و چون فاسد باشند همه امت فاسدند. گفته شد ای رسول خدا آن دو گروه کدامند؟ فرمود: فقیهان و امیران. و همان حضرت فرموده اند: در زندگی خیری نیست مگر برای دو تن، عالمی که فرمان او را ببرند و مستمعی که گوش دهد. امام صادق (ع) فرموده است: ترا از دو خصلت نهی می کنم که در آن دو مردان هلاک شده اند. نخست اینکه خدا را به باطل اطاعت کنی (آیین باطلی را دین خدا پنداری)، دو دیگر آنکه چیزی را که نمی دانی برای مردم فتوی دهی. امیر المؤمنین (ع) فرموده است: دو گروه از مردم دنیا پشت مرا شکسته اند، گروهی که به زبان دانا و در نهان فاسقند و گروهی که نادان و پارسایند. آن یکی با زبان خود فسق خویش را پوشیده می دارد و این یکی با زهد خویش نادانی خود را، بنا بر این از عالم تبهکار و پارسای نادان پرهیز کنید که اینان مایه فتنه هر فریب- خورده اند و من شنیدم رسول خدا (ص) می فرمود: ای علی! هلاک امت من به دست منافقان داناست.
پیامبر (ص) فرموده اند: بیداری و شب زنده داری روا نیست مگر در سه مورد، کسی که برای فرا گرفتن قرآن تلاش کند یا در طلب و جستجوی دانش باشد یا عروسی که او را به خانه شوهر برند. امام صادق (ع) فرموده است: مردم سه نوعند، عالم و متعلم و خس و خاشاک، ما عالمان و شیعیان ما متعلم و دیگر مردم خس و خاشاکند. امیر المؤمنین (ع) فرموده است: پایداری دین به چهار گروه است، به عالمی که دانش خود را بازگو کند و به آن عمل کند، و به توانگری که بخل نورزد و بر متدینان انفاق کند، و به مستمندی که آخرت خویش را به دنیا نفروشد، و به نادانی که در طلب دانش تکبر نفروشد. و هر گاه دانا دانش خود را پوشیده دارد و توانگر به مال خود بخل ورزد و مستمند آخرت خود را به دنیا بفروشد و نادان در طلب دانش تکبر کند جهان در پی آن به قهقری بر خواهد گشت. بسیاری مسجدها شما را فریب ندهد و حال آنکه اهواء قوم متفاوت است. گفته شد ای امیر مؤمنان زندگی در آن زمان چگونه است؟ فرمود: به ظاهر با آنان معاشرت کنید و در باطن با آنان مخالفت کنید، و به هر حال برای آدمی آنچه به دست آورد خواهد بود و با کسی که دوست می دارد محشور خواهد شد، با وجود آن منتظر فرج و گشایش از خداوند متعال باشید. امام صادق (ع) فرموده است: دانش گنجینه هایی است که پرسیدن، کلیدهای آن است. بپرسید، خدایتان رحمت کناد که در این کار به چهار تن پاداش داده می شود: پرسنده، پاسخ دهنده، شنونده و هر کس ایشان را دوست بدارد. همان حضرت فرموده است: برخی از علما دوست می دارند دانش خود را فقط اندوخته کنند و کسی از آن بهره یی نبرد، این گروه در طبقه نخست آتش خواهند بود. برخی از علما چنانند که اگر پند داده شوند از آن ننگ می دارند و چون پند بدهند تندی می کنند، این گروه در طبقه دوم آتش خواهند بود. برخی از علما چنانند که دانش خود را به توانگران ارزانی می دارند و چیزی از آن را برای مستمندان ارزانی نمی دارند، اینان در طبقه سوم آتشند. برخی از علما نسبت به دانش خود همچون ستمگران و پادشاهان رفتار می کنند و اگر چیزی از سخن او را رد کنند یا نسبت به کاری از کارهای او کوتاهی شود خشمگین می شوند، اینان در طبقه چهارم دوزخند. برخی از علما احادیث یهودیان و مسیحیان را فرا می گیرند که به آن وسیله دانش و حدیث ایشان مایه گیرد و افزون شود، اینان در طبقه پنجم دوزخند.
برخی از علما خود را در معرض فتوی دادن قرار می دهند و می گویند از ما بپرسید و حال آنکه ممکن است یک کلام هم درست نگویند و خداوند کسانی را که کاری را بخود می بندند دوست ندارد، اینان در طبقه ششم دوزخند. برخی از علما دانش خود را سنگ فلاخن و تیر قرار می دهند، اینان در طبقه هفتم دوزخند. امام باقر (ع) فرموده اند، که پیامبر (ص) فرموده اند: خداوند به چیزی برتر از عقل پرستش نشده است و مؤمن عاقل نخواهد بود مگر آنکه ده خصلت در او از علم وجود داشته باشد: خیر از او مورد آرزو باشد و از شر او ایمن باشند. نیکی و خیر اندک را از غیر خود بسیار بشمرد، و نیکی و خیر بسیار را از خود اندک شمرد.
در همه عمر خویش از جستجوی دانش خسته نشود. خود را در جستجوی نیازمندی ها دیگر نسازد. فروتنی نزد او دوست تر از عزت و توانگری باشد و فقر دوست تر از ثروت. بهره او از دنیا قوت روزانه اوست و خصلت دهم که بسیار مهم و ارزشمند است این است که هیچ کس را نبیند مگر اینکه بگوید او از من بهتر است و به هر حال مردم دو گروهند، برخی از او بهتر و پرهیزگارترند و برخی از او بدتر و فرومایه تر، هر گاه کسی را ببیند که از او بهتر و پرهیزگارتر باشد، برای او فروتنی و تواضع کند تا به او ملحق شود و هر گاه کسی را ببیند که از او بدتر و فرومایه تر است بگوید این ظاهر اوست، شاید باطن او خیر باشد و فرجامش به نیکی باشد، و اگر چنین کند همانا برتری یافته و بر مردم روزگار خود سروری خواهد داشت. و پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس از امت من چهل حدیث از سنت من حفظ کند، من روز رستاخیز شفیع او خواهم بود.
و همان حضرت فرموده اند: هر کس از امت من چهل حدیث از من در امر دین خود بیاموزد و قصد او رضای خداوند و برای قیامت باشد، خداوند روز رستاخیز او را فقیه و عالم مبعوث می فرماید. امام صادق (ع) فرموده است: هر کس چهل حدیث از احادیث ما را در مورد حلال و حرام حفظ کند، خداوند او را در رستاخیز فقیه و عالم برمی انگیزد و او را عذاب نمی کند. امام سجاد فرموده اند: حق آن کس که به تو علم می آموزد بر تو این است که در بزرگداشت او و احترام به مجلس او کوشا باشی و به او روی آوری و سخن او را نیکو بشنوی و با صدای بلند با او سخن نگویی و به هیچ کس که از او چیزی می پرسد پاسخ ندهی تا خود او پاسخ دهد و در مجلس او با کسی سخن نگویی و از هیچ کس در حضور او غیبت نکنی و چون از او در حضور تو نام برده شود باید از او دفاع کنی و عیبهای او را پوشیده داری و خصلتهای پسندیده اش را بازگو و آشکار کنی و با هیچ یک از دوستانش ستیز نکنی و اگر چنین کنی فرشتگان خداوند به سود تو گواهی خواهند داد که تو انصاف داده ای و علم او را برای خداوند متعال فرا گرفته ای نه برای مردم. امیر المؤمنین (ع) فرموده است: هر کس با رغبت مسلمان شود و قرآن را آشکارا بخواند (بتواند ظاهر قرآن را بخواند) برای او هر سال در خزانه مسلمانان دویست دینار کامل است، و اگر در این جهان از آن محروم شود، روز رستاخیز آن را به تمام و کمال دریافت خواهد کرد و در آن روز چه نیازمند به آن خواهد بود. امام صادق (ع) فرموده است: همانا که من به سه تن مهرورزی می کنم و سزاوار آنند که به ایشان مهرورزی شود، عزیزی که پس از عزت خوار شده باشد و توانگری که پس از دولتمندی نیازمند شده باشد و دانشمندی که خویشاوندانش و نادانان نسبت به او بی حرمتی روا دارند. پیامبر (ص) فرموده اند: داناترین مردم کسی است که دانش مردم را با دانش خود جمع کند و گرانسنگ تر مردم آن است که بیشتر علم داشته باشد و سبک بها- ترین آنان آن است که کمتر علم داشته باشد. سزاوارتر مردم به حق آن است که از همگان به حق بیشتر عمل کند و استوارترین مردم آن است که از جاهلان بگریزد.
پیامبر (ص) فرموده اند: هر گاه مؤمن بمیرد و از او یک برگ باقی بماند که بر آن علمی باشد، همان برگ روز رستاخیز پرده میان او و آتش خواهد بود و خداوند در قبال هر حرفی که بر آن برگ نوشته شده است، شهری به او می بخشد که هفت بار گسترده تر از جهان است و هر مؤمنی که ساعتی کنار عالمی بنشیند خدایش او را ندا می دهد که کنار محبوب من نشستی و سوگند به عزت و جلال خودم که ترا در بهشت مسکن می دهم و در نظرم مهم نیست. و همان حضرت (ص) فرموده اند: هر کس راهی را به قصد طلب علم بپیماید، خداوند برای او راهی به بهشت می گشاید و همانا فرشتگان برای طالب علم و خشنودی او بال رحمت می گسترند و همانا برای طالب علم هر چه در آسمان و زمین است آمرزش خواهی می کند حتی ماهیان دریا و برتری عالم بر عابد چون برتری ماه شب چهاردهم بر دیگر ستارگان است و همانا عالمان وارثان پیامبرانند و همانا اگر چه پیامبران درهم و دیناری به ارث نمی گذارند ولی علم و دانش را به ارث می گذارند. هر کس از علم چیزی فرا گیرد بهترین بهره را برده است. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است: علم بیاموزید که آموختن آن حسنه است و گفتگوی علم تسبیح است و جستجوی آن جهاد است و آموزش آن به کسی که نمی داند صدقه است و علم برای عالمان موجب قربت به خداوند است که مایه دانستن حلال و حرام است. طالب علم را خود علم به سوی بهشت می برد و انیس وحشت و دوست هنگام تنهایی و سلاح در مقابل دشمن و زیور دوستان است.
خداوند با علم گروهی را بلند مرتبه می فرماید و آنان را پیشوایان خیر و نیکی قرار می دهد که به آنان اقتداء می شود، به کارهای ایشان نگریسته می شود و آثارشان مورد اقتباس قرار می گیرد و فرشتگان به دوستی با ایشان رغبت می کنند و با بالهای خود در نماز آنان را مسح می کنند که علم مایه زندگی دلها و فروغ چشمها از تاریکی و مایه نیروی بدنها از ناتوانی است. خداوند عالمان را در منازل ابدال فرو می آورد و همنشینی با برگزیدگان را در این جهان و آن جهان به آنان ارزانی می دارد. به وسیله علم است که خداوند اطاعت و پرستش می شود و با علم خداوند شناخته و یکتاپرستی می شود. پیوند خویشاوندی با علم پیوند می یابد و به یاری آن حلال و حرام شناخته می شود. علم پیشرو عقل است و عقل تابع اوست. خداوند علم را به خوشبختان الهام می فرماید و بدبختان را از آن محروم می سازد. همچنین امیر المؤمنین (ع) فرموده است: جویندگان این علم سه گروهند، بر شماست که صفات و حالات ایشان را بشناسید. گروهی از ایشان علم را برای ستیزه و بدون آنکه به آنان معتقد باشند فرا می گیرند. گروهی دیگر برای بلند مرتبه شدن و فریب فرا می گیرند و گروهی برای فقه و عقل. گروه نخست را می بینی که آزار دهنده اند و ضمن گفتگو با مردم ستیزه گرند، به ظاهر جامه خشوع پوشیده و حال آنکه از پارسایی خالی هستند و خدای سینه آنان را فرو می کوبد و بینی آنان را می برد. گروه دوم بر همگنان خود تکبر می کنند و حال آنکه برای توانگران فروتنی می کنند، حلوای توانگران را هضم می کند و دین خود را در هم می شکند. خداوند بینش چنین کسی را کور می کند و نشان او را از آثار دانشمندان از میان می برد.
گروه سوم را در حال غم و اندوه می بینی که شب را در کاشانه خود برپاست، یا در روپوش خود خمیده است. از همگان ترس و بیم دارد مگر از برادران مورد اعتمادش، خداوند ارکان او را استوار می دارد و روز رستاخیز امانش می دهد. امام صادق (ع) فرموده است: روز رستاخیز خدای عز و جل همه خلق را در زمین همواری گرد می آورد و ترازوها نهاده می شود. خون شهیدان با مرکب عالمان سنجیده می شود و مرکب عالمان بر خون شهیدان برتری می یابد. امام باقر (ع) فرموده است: قاریان قرآن سه گونه اند، مردی که قرآن می خواند و آن را برای خود کالایی فرض می کند که به آن وسیله پادشاهان را جلب کند و بر مردم برتری جوید و مردی که قرآن می خواند، حروف آن را حفظ می کند و حدود آن را تباه می سازد و مردی که قرآن می خواند، داروی قرآن را بر درد دل خویش می نهد، شب را با آن شب زنده دار است و روز را با آن تشنه است (کنایه از قیام شب و صیام روز) و در مساجد و جایگاههای نماز احکام آن را بر پا می دارد و به خاطر آن از بستر دوری می گیرد. خداوند به پاس ایشان بلا را برطرف می سازد و به حرمت ایشان از دشمنان دولت را بر می گرداند و به پاس ایشان از آسمان باران می بارد و به خدا سوگند که میان قرآن خوانان، این گروه از کبریت احمر کمیاب ترند. امام صادق (ع) فرموده است: دانش را بجویید و همراه آن با بردباری و وقار خود را بیارایید و برای کسی که دانش به او می آموزید فروتن باشید و هم برای کسی که از او دانش فرا می گیرید، و عالم ستمگر نباشید که باطل حق شما را هم از میان ببرد. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس به قیاسها عمل کند، همانا خود هلاک شده است و دیگران را به هلاک انداخته است و هر کس برای مردم فتوی دهد و حال آنکه ناسخ را از منسوخ و محکم را از متشابه نشناسد، خود هلاک شده است و دیگران را به هلاک انداخته است. و نیز فرموده اند: کسی که بدون بصیرت کار کند، همچون راهروی است که در غیر راه حرکت کند و شتاب حرکت، او را از راه درست بیشتر دور می کند. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است: کسی که در طلب علم می رود، همچون کسی است که در راه خدا جهاد می کند. همانا طلب علم بر هر مسلمان واجب است و چه بسیار مؤمنی که در طلب علم از خانه خود بیرون می رود و باز نمی گردد، مگر اینکه گناهانش آمرزیده است. و فرموده است: دانش میراثی گرامی است و فرهنگها زیورهای نو است و اندیشه، آینه صاف و پاک است. قیمت هر کس چیزی است که آن را نیکو بداند.
هیچ علمی چون نظر نیست و هیچ شرفی چون دانش نیست.
کمیل بن زیاد می گوید: امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع) دست مرا گرفت و با خود به جبانه (صحرا) برد» و چون به صحرا رسید، آهی کشید و سپس فرمود:
ای کمیل! همانا این دلها ظرفهایی است که بهترین آن دلی است که گنجایش بیشتر داشته باشد. اکنون آنچه را به تو می گویم به خوبی حفظ کن: مردم سه دسته اند؛ عالم خداشناس و طالب علمی که بر راه رهایی یافتن است و مگسان کوچک و ناتوان پیروان هر آواز دهنده و به هر سو که باد بوزد می روند. اینان از پرتو دانش فروغی نگرفته اند و به پایه استواری پناه نبرده اند. ای کمیل! دانش بهتر از مال است، که دانش ترا پاسداری می کند و تو باید از مال پاسداری کنی و مال را بخشش و هزینه می کاهد، در حالی که دانش بر اثر بخشش فزونی می یابد و پرورده به مال با از میان رفتن آن از میان می رود. ای کمیل! شناخت علم آیین واجب (همچون دین) است، در زندگی آدمی موجب اطاعت او (از خداوند) است و پس از مرگش موجب نیکنامی است. علم حاکم است و مال محکوم (با تشخیص علم مال را اندوخته یا هزینه می کنی). گنجینه داران مال در حالی که زنده اند نابود شده اند (گرفتار سرکشی و هلاک معنوی می شوند) و دانشمندان تا روزگار باقی باشد باقی هستند، گر چه کالبدهای ایشان از دست رفته ولی ارواح آنان در دلها موجود است. پیامبر (ص) فرموده اند: روز رستاخیز سخت ترین عذاب مردم در باره کسانی است که پیامبری یا یکی از پدر و مادر خود را کشته باشند، یا دانشمندی که از علم او بهره یی برده نشود.
و نیز فرموده اند: عالمان این امت دو گروهند، گروهی که خداوند به آنان دانش ارزانی فرموده است و آنان با دانش رضای خداوند و سعادت جهان دیگر را طلب می کنند و آن را برای مردم بذل می کنند و طمع و آزی ندارند و دانش خود را به بهای اندک نمی فروشند. برای اینان همه جانداران دریا و خشگی و پرندگان آسمان آمرزش خواهی می کنند و به پیشگاه الهی وارد می شوند در حالی که سرور و شریفند. گروه دیگر، خداوند به آنان دانش ارزانی فرموده است ولی آنان در آن باره بر بندگان خدا بخل می ورزند و آزمند می شوند و آن را به بهای اندک می فروشند.
اینان روز قیامت به لگام های آتشین لگام زده می شوند و فرشته یی از فرشتگان، در حضور همگان، ندا می دهد که این فلان پسر فلان است، خدایش در جهان دانش ارزانی داشت ولی او بر بندگان از بخشش آن بخل ورزید، و همچنان تا از حساب فارغ شود، آن فرشته ندا می دهد. از علی بن ابی طالب (ع) روایت است که پیامبر (ص) چنین فرموده اند: هر کس علم را برای خدا طلب کند، به هر مرحله از آن که برسد، در نفس خود نرمی بیشتر احساس می کند و نسبت به مردم فروتن تر می شود و بر بیم او از خدا و کوشش او در دین افزوده می شود، و این کسی است که از علم بهره مند می شود و باید آن را آموزش دهد. و هر کس علم را برای امور دنیا و منزلت پیش مردم و بهره وری در پیشگاه پادشاه بیاموزد، هر چه از آن به او برسد، موجب خود بزرگ بینی و فخر فروشی بیشتر او به مردم می شود و مایه فریب خوردن بیشتر او در قبال خداوند و ستم به دین می شود. چنین کسی از دانش بهره مند نمی شود و از دلیل و برهان نسبت به خود عاجز می ماند و روز رستاخیز مایه زبونی و پشیمانی بیشتر او خواهد بود. پیامبر (ص) فرموده اند: چون آدمی می میرد عمل او قطع می شود مگر در سه مورد، دانشی که از آن بهره برده شود یا صدقه یی که برای او جاری باشد یا فرزند شایسته یی که برای او دعا کند. و نیز فرموده است: روز رستاخیز نخست شفاعت پیامبران پذیرفته می شود و سپس شفاعت عالمان و پس از آن شفاعت شهیدان.
ابن عباس گفته است: سلیمان نبی میان گزینش دانش و پادشاهی و مال مخیر شد. دانش را برگزید، همراه آن پادشاهی و مال هم به او داده شد. لقمان به پسرش فرمود: پسرکم! با دانشمندان همنشینی کن و زانو به زانوی ایشان بنشین که خدای عز و جل دلها را به پرتو حکمت زنده می کند، همچنان که زمین را با باران آسمان زنده می فرماید. امیر المؤمنین علی (ع) فرموده است: ای مؤمن! این دانش و فرهنگ ارزش جان تو است. در فرا گرفتن آن بکوش که هر چه علم و فرهنگ تو افزوده شود بر ارج و منزلت تو افزوده می شود و همانا به یاری دانش است که به خداوندت رهنمون می شوی و به یاری فرهنگ و ادب می توانی خدمت خدایت را پسندیده انجام دهی و در اثر آن بنده سزاوار دوستی و قرب به خدا می شود. پند و اندرز را بپذیر تا از عذاب رهایی یابی. پیامبر (ص) فرموده اند: دانش را بجویید هر چند در چین باشد که طلب دانش بر هر مسلمانی واجب است. و فرموده اند: یک ساعت عالم که بر بستر خویش تکیه زند و در عمل خویش بنگرد، بهتر از عبادت هفتاد سال عابد است. و نیز فرموده اند: عالم هفتاد درجه بر عابد برتری دارد که میان هر دو درجه فاصله هفتاد سال دویدن اسب است و این به آن سبب است که شیطان برای مردم بدعت می نهد، عالم آن را می بیند و از آن نهی می کند ولی عابد به عبادت خود روی آورده است و به آن توجه نمی کند و آن را نمی شناسد. و فرموده اند: هر کس یک مسأله بیاموزد، روز رستاخیز هزار گردن بند نور بر گردنش آویخته می شود و هزار گناهش آمرزیده می شود و برای او شهری زرین ساخته می شود و به شمار موهای بدنش برای او پاداش حج و عمره منظور می شود.
یکی از صحابه روایت می کند که مردی از انصار به حضور پیامبر (ص) آمد و گفت: ای رسول خدا! اگر حضور در تشییع جنازه و حضور در محضر عالم باشد، شما کدامیک را بیشتر دوست دارید که حاضر شوم؟ فرمودند: اگر کسانی هستند که جنازه را جمع و دفن کنند، همانا حضور در مجلس عالم برتر از هزار تشییع جنازه و هزار عیادت بیمار و شب زنده داری هزار شب و روزه گرفتن هزار روز و صدقه دادن هزار درهم به مستمندان و هزار حج مستحب و هزار جهاد مستحب است که به مال و جان خود در راه خدا جهاد کنی و همه اینها کجا قابل مقایسه با محضر عالم است، مگر نمی دانی که خداوند به کمک عالم پرستش و اطاعت می شود و خیر دنیا و آخرت همراه علم است و شر دنیا و آخرت همراه نادانی. و پیامبر (ص) فرموده اند: آیا به شما خبر دهم از گروههایی که پیامبران و شهیدان نیستند و روز رستاخیز پیامبران و شهیدان به جایگاههای ایشان در پیشگاه الهی که بر منابر نور است غبطه می خورند؟ گفته شد: ای رسول خدا ایشان کیستند؟
فرمودند: آنانی هستند که محبت خدا را در دلهای بندگانش می افکنند و بندگان را هم محبوب خداوند قرار می دهند. گفتیم: محبت خدا را بر دل بندگان افکندن فهمیدیم ولی بندگان را چگونه محبوب خداوند قرار می دهند؟ فرمودند: بندگان را به آنچه خداوند دوست دارد فرمان می دهند و از آنچه ناخوش می دارد باز می دارند و هر گاه اطاعت کنند خداوند ایشان را دوست می دارد. و پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس یک باب از علم فرا گیرد که برای رضای خداوند به مردم بیاموزد، خداوندش پاداش هفتاد پیامبر ارزانی می دارد. و نیز فرموده اند: هر کس یک باب از علم بیاموزد، چه به آن عمل کند و چه عمل نکند، برتر از آن است که هزار رکعت نماز مستحب گزارد. شاعر چنین سروده است:
«بهره گرفتن از دانش را هرگز رها مکن که بهره گیری از دانش بهترین غنیمت است. برای آنچه که فرا نگرفته ای آموزنده باش و آنچه را فرا گرفته ای بیاموز.» (هر گاه مشک مشام مردم را عطر آگین می سازد، برای من فقط رایحه خوش مرکب کافی است. هیچ چیز نیکوتر از قلم نیست با آنکه بر کرانه های آن اثر سیاهی است.»
(هر کس دانشمند باشد برتر قوم می شود، هر چند میان قوم خود والاگهر نباشد، و اگر به سرزمینی برود در آنجا به یاری دانش خود زندگی می کند و دانشمند در هیچ شهر غریب نیست. دانش را نور می بینیم و فرهنگ را زیور. از آن دو با رغبت بهره بگیر. آن دو جمع نمی شود مگر برای کسی که عقل او صحیح باشد و چه بسیار دانا که عاقل نیست.» (در دانش شکوه و مهابت است و دانش سودبخش تر از گنجینه های گوهر است. گنجینه ها در طول زمان و با هزینه کردن نابود می شود و حال آنکه دانش تا روزگاران باقی است پایدار می ماند.» (در هر سرزمین دانشمندان و فرزندان دانا و گرامی ایشان، چراغهای همگانند که اگر دانش ایشان در هر رشته همچون نور ماه بدون آنکه ابر باشد نتابد، همانا پس از مدتی دین کهنه و فرسوده می شود همچنان که نشانه های ریسمانهای پوسیده از میان می رود.» (دانش بهترین خواسته و چیزی است که به دست می آید، زیرا دانش ناپسند موجود نیست و حال آنکه همه چیزهای دیگر به دو نوع پسندیده و نکوهیده تقسیم شده است.»