آموزش دین

نویسنده : علامه سید محمد حسین طباطبائی

سخنی با خواننده عزیز

در آن روزگاری که تعلیمات دینی در مدارس بصورت جالبی ارئه نشده بود یکی از مدارس مذهبی تهران از حضور علامه تقاضا کرده بود که برای دانش آموزان مطالبی پیرامون تعالیم اسلام بصورت ساده و فشرده بنویسند معظم له مطالبی را نوشتند که در پنج مجلد کوچک چاپ گردید و سپس مدتها فراموش شده بود بنده که بر سبیل تصادف توفیق مطالعه آن را پیدا نمودم مشاهده کردم مطالبی جالب و ارزنده ولی بصورت پراکنده می باشد.
از این رو تصمیم گرفتم که با کسب اجازه از حضورا ستاد بزرگ علامه سید محمد حسین طباطبائی مطالب آنها را جمع آوری نموده و با هم تلفیق دهم از این رو در خرداد ماه پنجاه و شش با کسب اجازه از ایشان مشغول شدم و با زحمت فراوان توانستم بخش عقائد و بخش اخلاق و احکام آن در 3 جلد تلفیق دهم سپس بعد از تنظیم بنظر معظم له رسانم تا پس از بررسی مختصر چاپ گردد و حال خدا را شکر گذاردم که این توفیق حاصل شد و برای استفاده آماده گردید.
قم - سید مهدی آیت اللهی (دادور)

تعریف دین

بسم الله الرحمن الرحیم
دین از الفاظی است که بسیار بر زبانها جاری می باشد و معمولاً به کسی دیندار گفته می شود که خدائی برای جهان اثبات کند و برای خشنودی او اعمال مخصوصی را انجام دهد.
ممکن است در هر اجتماعی و ملتی بموجب قانون، وظائف هر فرد اجتماع معین شده و بآن عمل می کند تصور شود که دیگر احتیاجی به دین نخواهد بود. ولی با دقت و تأمل در احکام و مقررات اسلامی خلاف این معنی ثابت می شود، زیرا دین اسلام تنها به نیایش و ستایش خدا نپرداخته بلکه برای کلیه شئون فردی و اجتماعی انسان دستورهای جامع و مقررات مخصوصی وضع فرموده است و جهان پهناور بشریت را بنحو حیرت آوری بررسی نموده نسبت بهر حرکت و سکون فردی و اجتماعی انسان، مقررات مناسبی وضع کرده است و البته چنین دینی را جنبه تشریفاتی نمی شود داد.
خدای متعال در قرآن کریم دین اسلام را بکیفیتی که بیان شد توصیف می فرماید و نیز یهودیت و نصرانیت را که تورات و انجیل کتابهای آسمانی آنها است و دارای احکام و مقررات اجتماهی می باشد بهمین نحو معرفی می فرماید چنانکه فرموده:
و کیف یحکمونک و عندهم التوراه فیها حکم الله... انا انزلنا التوراه قیها هدی و نور یحکم بها النبیون الذین اسلموا للذین هادوا و الربانیون و الاحبار. و قفینا علی آثارهم بعیسی بن مریم... و آتینا الانجیل فیه هدی و نور و مصدقاً لما بین یدیه و من التوراه و هدی و موعظه للمتقین و لیحکم اهل الانجیل بما انزل الله فیه... و انزلنا الیک الکتاب بالحق مصدقاً لما بین یدیه من الکتاب و مؤمنا علیه فاحکم بینهم بما انزل الله(1).
تورات و انجیل هم که فعلاً در دست یهود و نصاری است همین مطلب را تأیید می کند، زیرا در تورات مقررات حقوقی و جزائی بسیار موجود است وظاهر انجیل نیز شریعت تورات را تأیید و تصدیق می نماید.
نتیجه
از بیان گذشته روشن می شود که دین در اصطلاح قرآن همان روش زندگی است که انسان گریزی از آن ندارد و فرقی که میان دین و یک قانون اجتماعی می توان یافت اینست که دین از ناحیه خدای متعال است و قانون اجتماعی مولود افکار مردم. و بعبارت دیگر دین میان زندگی اجتماعی مردم و پرستش خدای متعال و فرمانبرداری از وی پیوند می دهد، ولی در قانون اجتماعی اهتمامی باین پیوستگی نیست.

اثر نیک ارتباط قانون به خدا

دین در نتیجه پیوندی که میان زندگی اجتماعی انسان و پرستش خدای متعال داده است و در همه اعمال فردی و اجتماعی برای انسان مسئولیت خدائی ایجاد کرده انسان را در همه حرکات و سکنات خود مسئول خدای متعال می داند.
چون خدای متعال با قدرت و علم بی پایان خویش از هر جهت بانسان احاطه دارد و بهر گونه فکری که در سر بپروراند و رازی که در دل داشته باشد کاملا آگاه است و چیزی بر وی پوشیده نیست، بهمین سبب در عین اینکه دین مانند قانون بشری برای حفظ انتظامات پاسبان گمارده و مقرراتی برای مجازات متخلفان و سرکشان وضع کرده، امتیاز دیگری نسبت به قانون بشری پیدا می کند و آن اینست که: دین زمام مراقبت و نگهداری انسان را بدست یک پاسبان درونی می سپارد که در کار خود هرگز عفلت و اشتباه نمی کند و از پاداش و کیفر آن نمی توان جان بدر برد.
خدای متعال در کلام خود می فرماید:
و هو معکم اینما کنتم(2).
و می فرماید:
والله بمت یعملون محیط(3).
و می فرماید:
و ان کلا لما لیوفینهم ربک اعمالهم(4).
اگر حال کسی را که در محیط قانون زندگی می کند با کسی که در محیط دین بسر می برد مقایسه نمائیم مزیت و برتری دین برای ما کاملاً واضح و آشکار خواهد شد.
زیرا جامعه ای که همه افراد آن متدین باشند و وظائف دینی خویش را انجام دهند، چون در همه حال خدا را ناظر کارهای خویش می دانند؛ از هر گونه بداندیشی نسبت بیکدیگر در امان هستند.
بنابراین عموم افرادی که در چنین محیطی بسر می برند از دست و زبان یکدیگر آسوده بوده عمری را در نهایت خوشی و راحتی بسر خواهند برد، و بسعادت جاویدان نائل خواهند شد.
اما در محیطی که فقط قانون بشری حکمفرما باشد موقعی که پاسبان را ناظر کار خود می بیند از کار خلاف خودداری می کند و در غیر اینصورت ممکن است بهر عمل خلافی دست بزند.
آری در جامعه های اخلاقی تا اندازه ای آرامش قلبی فراهم است ولی همین اخلاق خود موادی است دینی نه قانونی.
بعبارت دیگر:
دین عقائد و دستورهای علمی و اخلاقی است که پیمبران از طرف خدا برای راهنمائی و هدایت بشر آورده اند.
دانستن این عقائد و انجام این دستورها سبب خوشبختی انسان در دو جهان است.
اگر ما دیندار باشیم و از دستورهای خدا و پیغمبر اطاعت کنیم در این دنیای گذران خوشبخت، و در زندگی جاوید و بی پایان جهان دیگر هم سعادتمند خواهیم بود.
توضیح: ما می دانیم سعادتمند کسی است که زندگی خود را در اشتباه و گمراهی بسر نبرد و دارای اخلاق پسندیده باشد و کارهای نیکو انجام دهد. دین خدا ما را بهمین سعادت و خوشبختی هدایت می کند و دستور می دهد که:
اولا عقاید درستی را که با عقل و وجدان خود درک کرده ایم محترم و مقدس بشماریم.
و ثانیاً دارای اخلاق پسندیده باشیم و تا می توانیم کارهای خوب و شایسته انجام دهیم.