نثر الآللی«سخنان درربار امام علی علیه السلام»

ابو علی فضل بن حسن بن فضل طبرسی محقق:محمد حسن زبری قاینی‏

«حرف القاف»

«حرف قاف»
912: قاتل الحریص حرصه.
ترجمه :
219 : آزمندی قاتل جان آزمند است.
022: قارن اهل الخیر تکن منهم.
ترجمه :
220 : با نیکان نشین تا از آنان شوی.
122: قبول الحقّ من الدّین.
ترجمه :
221 : پذیرش حقّ از دینداری است.
222: قدر المرء ما یهمّه.
ترجمه :
222 : ارزش آدمی به قدر همّت اوست.
322: قدّر فی العمل تنج من الزّلل.
ترجمه :
223 : سنجیده عمل کن تا از لغزشها در امان باشی.
422: قربة الأشرار مضرّة.
ترجمه :
224 : نزدیک شدن به نابکاران زیانبار است.
522: قرین المرء دلیل دینه.
ترجمه :
225 : همنشین آدمی نشانه دین اوست.
622: قسوة القلب من الشّبع.
ترجمه :
226 : سیری، موجب سنگدلی است.
722: قلب الأحمق فی فیه، و لسان العاقل وراء قلبه.
ترجمه :
227 : بی خرد، ناسنجیده سخن می گوید و خردمند، سنجیده.
822: قوّة القلب من صحّة الإیمان.
ترجمه :
228 : قوّت دل از درستی ایمان است.
922: قول المرء یخبر عمّا فی قلبه.
ترجمه :
229 : گفتار آدمی از آنچه در دل اوست خبر می دهد.
032: قیمة المرء ما یحسنه.
ترجمه :
230 : ارزش انسان به کاری است که می کند.

«حرف الکاف»

«حرف کاف»
132: کافر سخیّ أرجی إلی الجنّة من مسلم شحیح.
ترجمه :
231 : کافر بخشنده از مسلمان بخیل به بهشت امیدوارتر است.
232: کفاک من عیوب الدّنیا أن لا تبقی.
ترجمه :
232 : در عیب دنیا، همین بس که پایدار نیست.
332: کفاک همّا علمک بالموت.
ترجمه :
233 : همین که می دانی می میری، خود غم بزرگی است.
432: کفران النّعمة مزیلها.
ترجمه :
234 : کفران نعمت، نعمت را از کف می برد.
532: کفی بالشّیب داء.
ترجمه :
235 : پیری، بدترین درد است.
632: کفی بالشّیب ناعیا.
ترجمه :
236 : پیری، پیک مرگ است.
732: کفی بالموت واعظا.
ترجمه :
237 : مرگ بهترین واعظ است.
832: کفی للحسود حسده.
ترجمه :
238 : حسادت برای حسود کافی است.
932: کلام اللّه دواء القلوب.
ترجمه :
239 : کلام خدا داوری دلهاست.
042: کما ترحم ترحم.
ترجمه :
240 : مهربانی کن تا با تو مهربانی کنند.
142: کما تزرع تحصد.
ترجمه :
241 : هر چه بکاری، می دروی.
242: کمال الجود الاعتذار معه.
ترجمه :
242 : کمال دانش در بردباری است.
342: کمال العلم فی الحلم.
ترجمه :
243 : کمال بخشندگی همراه شدن آن با پوزش خواهی است.

«حرف اللّام»

«حرف لام»
442: لا إیمان لمن لا امانة له.
ترجمه :
244 : کسی که امانتدار نیست، ایمان ندارد.
542: لا حرمة للفاسق.
ترجمه :
245 : نابکار مورد احترام نیست.
642: لا دین لمن لا مروءة له.
ترجمه :
246 : کسی که مردانگی ندارد، دین ندارد.
742: لا راحة للحسود.
ترجمه :
247 : حسود آسایش ندارد.
842: لا راحة للملوک.
ترجمه :
248 : پادشاهان آسایش ندارند.
942: لا غمّ للقانع.
ترجمه :
249 : قانع، غم و اندوه نمی خورد.
052: لا غنی لمن لا فضل له.
ترجمه :
250 : کسی که بخشندگی ندارد، توانگر نیست.
152: لا فقر للعاقل.
ترجمه :
251 : خردمند فقیر نیست.
252: لا قذف للفاحش.
ترجمه :
252 : نسبت دادن بدکاری به کسی که آشکارا فحشاء می کند، حد ندارد.
352: لا کرامة للکاذب.
ترجمه :
253 : دروغگو ارج و احترام ندارد.
452: لا وفاء للمرأة.
ترجمه :
254 : زن وفا ندارد.
552: لبس الشّهرة من الرّعونة.
ترجمه :
255 : شهرت طلبی، دلیل نادانی است.
652: لکلّ عداوة مصلحة الّا عداوة الحسود.
ترجمه :
256 : هر عداوتی دلیل دارد مگر عداوت حسود.
752: لکلّ غمّ فرح، و لکلّ داء دواء.
ترجمه :
257 : برای هر غمی، شادیی و برای هر دردی دوایی است.
852: لو رأی العبد الأجل و مروره، یقصّر الأمل و غروره.
ترجمه :
258 : اگر آدمی، گذر عمر را درک کند، از آرزوهای فریبنده دست می کشد.
952: لیس الشّیب من العمر.
ترجمه :
259 : ایّام پیری، در شمار عمر نیست.
062: لیس لسلطان العلم زوال.
ترجمه :
260 : دولت علم را زوال نیست.
162: لیس للحسود راحة.
ترجمه :
261 : حسود آسایش ندارد.
262: لین الکلام قید القلوب.
ترجمه :
262 : سخن نرم کند دلهاست.
362: لیّن قولک تحبب.
ترجمه :
263 : سخن نرم گوی تا دوستت بدارند.