نثر الآللی«سخنان درربار امام علی علیه السلام»

ابو علی فضل بن حسن بن فضل طبرسی محقق:محمد حسن زبری قاینی‏

«حرف الفاء»

«حرف فاء»
602: فاز من سلم عن شرّ نفسه.
ترجمه :
206 : رستگار شد آن که از شرّ نفس خود را در امان ماند.
702: فاز من ظفر بالدّین.
ترجمه :
207 : رستگار شد آن که به دین دست یافت.
802: فخر المؤمن بفضله أولی من فخره بأصله.
ترجمه :
208 : نازش مؤمن به فضل خود سزاوارتر از نازش او به اصل و نسبت خویش است.
902: فرع الشّی ء یخبر عن أصله.
ترجمه :
209 : فرع هر چیز خبر از اصل آن می دهد.
012: فرقة الإخوان محرقة الجنان.
ترجمه :
210 : فراق دوستان و برادران جگر سوز است.
112: فسدت نعمة من کفرها.
ترجمه :
211 : کسی که کفران نعمت کند نعمتش تباه شود.
212: فضل العاقل علی الجاهل کفضل البدر علی السّهی.
ترجمه :
212 : برتری دانا بر نادان همچون برتری ماه شب چهارده است بر ستاره سهی.
312: فطنة المرء تدلّ علی أصله.
ترجمه :
213 : هوش و ذکاوت آدمی نشانگر اصل و نسب اوست.
412: فعل المرء یدلّ علی أصله.
ترجمه :
214 : کردار آدمی نشان از اصل و ریشه او دارد.
512: فکاک المرء دلیل عقله.
ترجمه :
215 : رهایی مرد (از بند هوسها) نشانه خردمندی اوست.
612: فکاک المرء فی الصّدق.
ترجمه :
216 : رستگاری در راستی است.
712: فلحک علی خصمک بالاحتمال.
ترجمه :
217 : با تحمّل و بردباری بر دشمن چیره می شوی.
812: فی کلّ قلب شغل.
ترجمه :
218 : در هر سری، سودایی است.

«حرف القاف»

«حرف قاف»
912: قاتل الحریص حرصه.
ترجمه :
219 : آزمندی قاتل جان آزمند است.
022: قارن اهل الخیر تکن منهم.
ترجمه :
220 : با نیکان نشین تا از آنان شوی.
122: قبول الحقّ من الدّین.
ترجمه :
221 : پذیرش حقّ از دینداری است.
222: قدر المرء ما یهمّه.
ترجمه :
222 : ارزش آدمی به قدر همّت اوست.
322: قدّر فی العمل تنج من الزّلل.
ترجمه :
223 : سنجیده عمل کن تا از لغزشها در امان باشی.
422: قربة الأشرار مضرّة.
ترجمه :
224 : نزدیک شدن به نابکاران زیانبار است.
522: قرین المرء دلیل دینه.
ترجمه :
225 : همنشین آدمی نشانه دین اوست.
622: قسوة القلب من الشّبع.
ترجمه :
226 : سیری، موجب سنگدلی است.
722: قلب الأحمق فی فیه، و لسان العاقل وراء قلبه.
ترجمه :
227 : بی خرد، ناسنجیده سخن می گوید و خردمند، سنجیده.
822: قوّة القلب من صحّة الإیمان.
ترجمه :
228 : قوّت دل از درستی ایمان است.
922: قول المرء یخبر عمّا فی قلبه.
ترجمه :
229 : گفتار آدمی از آنچه در دل اوست خبر می دهد.
032: قیمة المرء ما یحسنه.
ترجمه :
230 : ارزش انسان به کاری است که می کند.

«حرف الکاف»

«حرف کاف»
132: کافر سخیّ أرجی إلی الجنّة من مسلم شحیح.
ترجمه :
231 : کافر بخشنده از مسلمان بخیل به بهشت امیدوارتر است.
232: کفاک من عیوب الدّنیا أن لا تبقی.
ترجمه :
232 : در عیب دنیا، همین بس که پایدار نیست.
332: کفاک همّا علمک بالموت.
ترجمه :
233 : همین که می دانی می میری، خود غم بزرگی است.
432: کفران النّعمة مزیلها.
ترجمه :
234 : کفران نعمت، نعمت را از کف می برد.
532: کفی بالشّیب داء.
ترجمه :
235 : پیری، بدترین درد است.
632: کفی بالشّیب ناعیا.
ترجمه :
236 : پیری، پیک مرگ است.
732: کفی بالموت واعظا.
ترجمه :
237 : مرگ بهترین واعظ است.
832: کفی للحسود حسده.
ترجمه :
238 : حسادت برای حسود کافی است.
932: کلام اللّه دواء القلوب.
ترجمه :
239 : کلام خدا داوری دلهاست.
042: کما ترحم ترحم.
ترجمه :
240 : مهربانی کن تا با تو مهربانی کنند.
142: کما تزرع تحصد.
ترجمه :
241 : هر چه بکاری، می دروی.
242: کمال الجود الاعتذار معه.
ترجمه :
242 : کمال دانش در بردباری است.
342: کمال العلم فی الحلم.
ترجمه :
243 : کمال بخشندگی همراه شدن آن با پوزش خواهی است.