نثر الآللی«سخنان درربار امام علی علیه السلام»

ابو علی فضل بن حسن بن فضل طبرسی محقق:محمد حسن زبری قاینی‏

«حرف العین»

«حرف عین»
481: عاقبة الظّلم وخیمة.
ترجمه :
184 : سرانجام ستم، و خیم و خطرناک است.
581: عدوّ عاقل خیر من صدیق جاهل.
ترجمه :
185 : دشمن دانا به از دوست نادان است.
681: عزّ المؤمن فی القناعة.
ترجمه :
186 : ارجمندی مؤمن در قناعت است.
781: عسر الأمر مقدّمة الیسر.
ترجمه :
187 : سختی و دشواری کار، مقدّمه آسانی و گشایش است.
881: عش قنعا تکن ملکا.
ترجمه :
188 : قانع باش و پادشاهی کن.
981: عقوبة الظّالم سرعة الموت.
ترجمه :
189 : کیفر ستمگر، مرگ زودرس است.
091: عقیب کلّ یوم لیل.
ترجمه :
190 : در پی هر روزی، شبی است.
191: علوّ الهمّة من الإیمان.
ترجمه :
191 : همّت بلند نشانه ایمان است.
291: علی قدر المتّقین.
ترجمه :
192 : پرهیزگاران ارجمندند.
391: علیک بالحفظ دون الجمع للکتب.
ترجمه :
193 : سعی کن دانشها را بیاموزی، نه آن که کتابها را گردآوری.
491: عیب الکلام تطویله.
ترجمه :
194 : عیب سخن، به درازا کشاندن آن است.

«حرف الغین»

«حرف غین»
591: غاب حظّ من غابت نفسه.
ترجمه :
195 : آن که، خود، غایت است، سهمی ندارد.
691: غدر بک من دلّک علی الإساءة.
ترجمه :
196 : کسی که تو را به بدی رهنمون شود به تو خیانت کرده است.
791: غمرة الموت أهون من مجالسة من لا یهواه قلبک.
ترجمه :
197 : سختی جان کندن از همنشینی با کسی که او را دوست نداری آسانتر است.
891: غشّک من أسخطک بالباطل.
ترجمه :
198 : کسی که به ناحق خشمگینت سازد با تو صداقت ندارد.
991: غضبک عن الحقّ مقبحة.
ترجمه :
199 : خشمگینی از حقّ زشت است.
002: غلا قدر المتّقین.
ترجمه :
200 : تقوا پیشگان گران مایه اند.
102: غلا قدر المتوکّلین.
ترجمه :
201 : توکّل کنندگان گران قدرند.
202: غلام عاقل خیر من شیخ جاهل.
ترجمه :
202 : جوان خردمند از پیر نادان بهتر است.
302: غنم من سلم.
ترجمه :
203 : سود برد آن که به سلامت رست.
402: غنیمة المؤمن وجدان الحکمة.
ترجمه :
204 : غنیمت مؤمن دست یافتن به دانش و حکمت است.
502: غیر کثیر ما عاقبته الفناء، و غیر قلیل ما عاقبته البقاء.
ترجمه :
205 : زیاد نیست آنچه که عاقبتش فناست و کم نیست آنچه که عاقبتش بقاست.

«حرف الفاء»

«حرف فاء»
602: فاز من سلم عن شرّ نفسه.
ترجمه :
206 : رستگار شد آن که از شرّ نفس خود را در امان ماند.
702: فاز من ظفر بالدّین.
ترجمه :
207 : رستگار شد آن که به دین دست یافت.
802: فخر المؤمن بفضله أولی من فخره بأصله.
ترجمه :
208 : نازش مؤمن به فضل خود سزاوارتر از نازش او به اصل و نسبت خویش است.
902: فرع الشّی ء یخبر عن أصله.
ترجمه :
209 : فرع هر چیز خبر از اصل آن می دهد.
012: فرقة الإخوان محرقة الجنان.
ترجمه :
210 : فراق دوستان و برادران جگر سوز است.
112: فسدت نعمة من کفرها.
ترجمه :
211 : کسی که کفران نعمت کند نعمتش تباه شود.
212: فضل العاقل علی الجاهل کفضل البدر علی السّهی.
ترجمه :
212 : برتری دانا بر نادان همچون برتری ماه شب چهارده است بر ستاره سهی.
312: فطنة المرء تدلّ علی أصله.
ترجمه :
213 : هوش و ذکاوت آدمی نشانگر اصل و نسب اوست.
412: فعل المرء یدلّ علی أصله.
ترجمه :
214 : کردار آدمی نشان از اصل و ریشه او دارد.
512: فکاک المرء دلیل عقله.
ترجمه :
215 : رهایی مرد (از بند هوسها) نشانه خردمندی اوست.
612: فکاک المرء فی الصّدق.
ترجمه :
216 : رستگاری در راستی است.
712: فلحک علی خصمک بالاحتمال.
ترجمه :
217 : با تحمّل و بردباری بر دشمن چیره می شوی.
812: فی کلّ قلب شغل.
ترجمه :
218 : در هر سری، سودایی است.