نثر الآللی«سخنان درربار امام علی علیه السلام»

ابو علی فضل بن حسن بن فضل طبرسی محقق:محمد حسن زبری قاینی‏

«حرف الدّال»

«حرف دال»
77: داء النّفس الحرص.
ترجمه :
77 : آزمندی، بیماری جان است.
87: داو من جفاک تخجیلا.
ترجمه :
78 : کسی را که به تو جفا کرده است، شرمنده نیکی خود کن تا ترک جفا کند.
97: دلیل عقل المرء قوله، و دلیل أصله فعله.
ترجمه :
79 : گفتار آدمی نشانه خرد اوست، و کردار او نشانه اصالتش.
08: دم علی کظم الغیظ تحمد عواقبک.
ترجمه :
80 : همواره خشمت را فرو خور تا سرانجامی نیک یابی.
18: دواء الأحزان رؤیة الإخوان.
ترجمه :
81 : دوای اندوههای آدمی دیدن دوستان است.
28: دواء القلب الرّضاء بالقضاء.
ترجمه :
82 : دوای دل، خرسندی به قضای الهی است.
38: دواء النّفس دفع الحرص.
ترجمه :
83 : داروی نفس دور کردن آزمندی (از آن) است.
48: دوام السّرور رؤیة الإخوان.
ترجمه :
84 : دیدار دوستان مایه دوام شادی است.
58: دولة الأرذال آفة الرّجال.
ترجمه :
85 : دوست فرومایگان؛ آفت مردان است.
68: دولة الملوک فی العدل.
ترجمه :
86 : دوست پادشاهان در دادگری است.
78: دین الرّجل خدینه.
ترجمه :
87 : دین مرد، دوست دمساز اوست.
88: دینار الشّحیح حجر.
ترجمه :
88 : دینار بخیل آزمند، سنگ است.

«حرف الذّال»

«حرف ذال»
98: .ذر الطّاغی فی طغیانه
ترجمه :
89 : سرکش را در سرکشی اش رها کن.
09: ذکر الأولیاء ینزل الرّحمة.
ترجمه :
90 : یاد اولیاء، باعث نزول رحمت است.
19: ذکر الشّباب حسرة.
ترجمه :
91 : یاد جوانی حسرت آور است.
29: ذکر الموت جلاء القلوب.
ترجمه :
92 : یاد مرگ، دلها را صفا می دهد.
39: ذلّ المرء فی الطّمع.
ترجمه :
93 : طمع؛ آدمی را خوار می سازد.
49: ذلاقة اللّسان رأس المال.
ترجمه :
94 : زبان آوری، خود، سرمایه است.
59: ذلیل الفقر عزیز عند اللّه.
ترجمه :
95 : خوار شده فقر نزد خدا عزیز است.
69: ذمّ الشّی ء من الاشتغال به.
ترجمه :
96 : نکوهش چیزها از اشتغال به آنهاست.
79: ذنب واحد کثیر، و ألف طاعة قلیل.
ترجمه :
97 : یک گناه بسیار است و هزار طاعت کم.
89: ذواقة السّلاطین محرقة الشّفتین.
ترجمه :
98 : مزه پادشاهان لب سوز است.

«حرف الرّاء»

«حرف راء»
99: راع أباک یراعک ابنک.
ترجمه :
99 : پدرت را پاس بدار تا فرزندت پاس تو را بدارد.
001: راع الحقّ عند غلیان النّفس.
ترجمه :
100 : به هنگام غلیان نفس، حق را رعایت کن.
101: رتبة العلم أعلی الرّتب.
ترجمه :
101 : رتبه علم بالاترین رتبه هاست.
201: رزقک یطلبک فاسترح.
ترجمه :
102 : روزی تو، خود، به سراغت می آید، پس آسوده باش.
301: رسول الموت الولادة.
ترجمه :
103 : زاده شدن، خود، پیک مرگ است.
401: رعونات النّفس تتعبها.
ترجمه :
104 : حماقتهای نفس او را به زحمت می افکند.
501: رفاهیة العیش فی الأمن.
ترجمه :
105 : آسایش زندگی در امنیت است.
601: رفق المرء دلیل عقله.
ترجمه :
106 : نرمش و ملایمت انسان، نشانه خردمندی اوست.
701: روایة الحدیث انتساب إلی رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله.
ترجمه :
107 : روایت کردن حدیث انتساب به رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله و سلم است.
801: رؤیة الحبیب جلاء العین.
ترجمه :
108 : دیدار دوست، روشنی بخش دیده است.