خلاصه ای از اصول کافی

نویسنده : ابی جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی مترجم : علی اصغر خسروی شبستری

بخش سوم : اقسام کفر - نفاق و منافقین - شرک - شرک و مسائل دیگر

در اقسام کفر

امام صادق (علیه السلام) در جواب سائلی بنام ابی عمرو که از اقسام کفر در کتاب آسمانی قرآن سئوال نموده بود فرمودند: اقسام کفر پنج است:
1- کفر انکاری که آن بر دو قسم است.
قسم اول انکار ربوبیت است و آن گفتار کسی است که می گوید: پروردگاری نیست، بهشتی نیست، دوزخی نیست. و این، گفتار دو دسته از زنادقه است که به آنها دهری مذهب می گویند و اینانند که می گویند:
و مایهلکنا الا الدهر - الجاثیه - 23.
و نابود نکند ما را مگر زمان.
- و این، دینی است از روی پسند و خوش آیند خویش بدون تحقیق و کاوش برای خویش وضع نمودند. خدای متعال درباره این گروه می فرماید:
ان هم الا یظنون.
یعنی این اعتقاد آنها پایه و اساسی ندارد بلکه گمان می کنند که بر پایه ای استوار است. و می فرماید:
ان الذین کفروا سواء علیهم ءانذرتهم أم لم تنذرهم لا یؤمنون - البقره - 6.
آنان که ربوبیت حق تعالی را منکرند، چه بترسانیشان چه نترسانی برای آنان یکسانست، ایمان نمی آورند.
قسم دوم - انکار با معرفت است. و آن اینست که انکار نماید با اینکه می داند حق است و مطلب در ضمیر و وجدان او ثابت است. خدای متعال در این مورد فرموده است:
و جحد و ابها و استیقنتها انفسهم ظلماً و علواً - النحل - 14.
و آنرا انکار نمودند با اینکه بدان یقین دارند - از روی ظلم و بلند پروازی.
و در سوره بقره آیه 89 می فرماید:
و کانوا من قبل یستفتحون علی الذین کفروا فلما جائهم ما عرفوا کفروا به فلعنه الله علی الکافرین.
یهود مدینه قبل از هجرت پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بمدینه در آرزوی پیروزی بر کفار بسر می بردند، و چون آنچه را که شناخته بودند (یعنی وجود پیغمبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که مطابق نشانه ها و دلایلی که در دست داشتند شناخته بودند) نزد آنها آمد، بدان کافر شدند و انکار نمودند، پس لعنت خداوند بر منکرین باد.
قسم سوم از اقسام کفر، کفر نعمتهای خدا است که در اصطلاح مشهور کفران نعمت می گویند و شاهد مثال بر اینگونه کفر، گفتار خدای تعالی در حکایت حضرت سلیمان در سوره نمل که است فرمود:
هذا من فضل ربی لیبلونی ءاشکر أم اکفرو من شکر فانما یشکر لنفسه و من کفر فان ربی غنی کریم.
(این از فضل پروردگار من است تا مرا بیازماید که آیا شکر گزارم یا کفر ورز، و هر کس شکرگزار باشد همانا برای خود شکرگزاری کرده و هر که ناسپاسی کند، پس پروردگارم بی نیاز و کریم است.
و فرمود:
لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید - ابراهیم - 7
اگر شکر نعمت های مرا بجا آرید برایتان افزون می کنم و اگر ناسپاسی کنید حقاً که عذاب من سخت است.
و در سوره بقره فرمود:
فاذکرونی أذکرکم و اشکرو الی و لاتکفرون:
مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و شکر مرا بجا آرید و ناسپاسی به من نکنید:
قسم چهارم از اقسام کفر، ترک ما امرالله است یعنی آنچه را که خداوند فرموده انجام دهند. ترک کنند شاهد مثال از کلام خدای متعال آیه 84 و 85 از سوره بقره را بیان فرموده که خدا در مقام عتاب بر یهودیان خطاب می فرماید که:
وقتی که از شما پیمان گرفتیم که خونهای یکدیگر را نریزید و نزدیکان و خویشان خود را از خانه های خود بیرون نکنید، سپس شما اقرار کردید و بر این اقرار بودید - یعنی یقین داشتید که این پیمان را از هم گرفته ایم سپس همنوعان و کسان خود را کشتید و گروهی از آنها را از خانه هایشان بیرون کردید، از روی نافرمانی و کینه ورزی با آنها متفق شدید... تا اینکه فرمود:
أفتؤمنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض فما جزاء من یفعل ذلک منکم الا خزی فی الحیوه الدنیا و یوم القیامه یردون الی أشد العذاب و ماالله بغافل عما تعملون.
آیا به بعضی از دستورات کتاب ایمان آورده و به بعضی دیگر که مطابق امیال نفسانی شما نیست کفر می ورزید، پس سزای آنکه ایده اش چنین باشد چیست بجز رسوائی در زندگانی دنیا و روز واپسین نیز سوق دهند آنان را بسوی سخت ترین شکنجه ها و عذاب ها و خداوند از کردار شما بی خبر نیست.
پس ملاحظه می شود که خداوند آنان را به ایمان آوردن نسبت داده ولی از آنها نپذیرفته بجهت ترک پاره ای از دستورات الهی، و ایمان ظاهری به آنها سود نمی بخشد.
قسم پنجم از اقسام کفر، کفر برائت است یعنی بیزاری جستن از عمل قومی یا شخصی، چنانکه خداوند در حکایت حضرت ابراهیم (علیه السلام) می فرماید:
کفرنابکم و بدا بیننا و بینکم العداوه و البغضاء ابداً حتی تؤمنوا بالله وحده ممتحنه - 4.
ما بشما کافریم یعنی از کردار و اعمال شما بیزاریم - و میان ما و شما دشمنی و بغض همیشه برقرار است تا اینکه ایمان بخدای یکتا بیاورید.
در آیه 22 از سوره ابراهیم حکایت بیزاری جستن شیطان را از دوستداران خود شاهد می آورد که شیطان می گوید:
انی کفرت بما اشرکتمونی من قبل:
یعنی من بیزارم بدانچه پیش از این - یعنی در دنیا - مرا شریک باری - تعالی قرار دادید و بخاطر اینکه باری تعالی را اطاعت می کردید، مرا اطاعت کردید و از اطاعت حق تعالی سرپیچی کردید...
و امام معنی لغوی کفر راغب در مفردات می گوید: کفر در لغت پوشیدن چیزی است. شب را کافر گویند که اعیان اشخاص را می پوشد و زارع را کافر خوانند که دانه را در خاک نهان سازد. کفر و کفران نعمت، نهان کردن آنست در برابر شکر که اظهار آنست - تا آنکه گوید: کافر یعنی ساتر و نهان کننده حق و از این رو کافر فاسق باشد و کفر مطلق بزرگترین فسق است و مقصود از آن کسی است که انکار حق خدا کرده و از فرمان او رو برتافته باشد. و هر کار خوبی از ایمان و هر کار بدی از کفر باشد...

کفر از شرک پیشتر و پلیدتر و بزرگتر است

زراره از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که آن حضرت فرمود:
بخدا سوگند که کفر از شکر پیشتر و پلیدتر و بزرگتر است.
سپس کفر ابلیس را که خداوند امر کرد بر آدم سجده کند و او ابا کرد بیان نمود و فرمود: پس کفر اعظم از شرک است، و هر که دیگری را بر خدا گزیند و از اطاعت او سر باز زند و مرتکب گناهان کبیره شود او کافر است و کسی که دینی بجز دین مؤمنان علم کند پس او مشرک است مجلسی (ره) در شرح این حدیث گفته است آنچه از اخبار بدست می آید غرض بیان کفر کسی است که امامت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را انکار نموده و بر او پیشی گرفته و با او جنگیده و چنین کسی از مشرک پلیدتر است و شرک آنست که برای خدا از خلق او شریکی بتراشد در عبادت یا طاعت اعم از اینکه از راه عناد باشد یا از نادانی و گمراهی، و فرموده ترک طاعت خدا دانسته و فهمیده از روی عناد و تکبر از شرک پلیدتر است زیرا همان گناه ابلیس است که نخستین گناه و خلاف است که ظاهر شد.
زراره گوید از امام صادق (علیه السلام) از معنی قول خدای متعال که می فرماید:
و من یکفر بالایمان فقد حبط عمله - مائده - 5.
(هر کس به ایمان کفر ورزد بتحقیق عملش محو و باطل گردد)، پرسیدم، فرمود: یعنی عملی که بدان اعتراف و اقرار کرده است ترک کند، از این قبیل است کسی که نماز را بدون عذر و بیماری و گرفتاریی ترک کند.