خلاصه ای از اصول کافی

نویسنده : ابی جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی مترجم : علی اصغر خسروی شبستری

در اصول کفر و ارکان آن

حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود: اصول کفر سه چیز است: الحرص. و الاستکبار و الحسد. حرص یعنی آز و طمع و تکبر ورزی و بخل و حسد. اما حرص، بجهت اینکه آدم (علیه السلام) وقتی که از خوردن شجره منهیه منع شد، حرص و آز باو غلبه کرد و او را واداشت از آن بخورد. و اما استکبار، بجهت اینکه ابلیس وقتیکه مأمور بسجده آدم شد. ابا کرد و تکبر ورزید. و اما حسد نتیجه اش چنان است که دو فرزند آدم یکی دیگری را از روی حسد بقتل رسانید یعنی قابیل هابیل را کشت.
در خبر دیگر بنقل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ارکان الکفر اربعه: الرغبه، و الرهبه و السخط، و الغضب.
ارکان کفر چهار تا است اول رغبت بدنیا و پیروی شهوات - دوم ترس از فوت منافع و اعتبارات دنیوی یا بیم از کشته شدن در راه خدا و یا بیم از فقر در صورت ادای حقوق واجبه مثل زکوة و خمس - سوم سخط یعنی راضی نبودن بقضای الهی و دلتنگی از احکام الهی - چهارم غضب یعنی انتقام جوئی برای امور دنیوی.
در خبر دیگر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: علت العلل نافرمانی خدا شش چیز است: 1- حب دنیا 2- حب مقام و ریاست 3- حب طعام 4- حب خوابیدن 5- حب راحتی و آسایش 6- حب زنان.
در خبر دیگر فرمود مردی از قبیله خثعم نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: یا رسول الله، کدام عمل نزد خدا مبغوض تر است؟
فرمود: شرک بخدا.
عرض کرد: پس از آن کدام عمل؟ فرمود: قطع رحم.
عرض کرد: سپس چه کاری؟ فرمود: امر به منکر و نهی از معروف.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در یک سخنرانی بمردم فرمود: آیا خبر ندهم شما را به بدترین مردم؟
عرض کردند: چرا یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم).
فرمود:
الذی یمنع رفده و یضرب عبده و یتزود وحده فظنوا ان الله لم یخلق خلقاً هو شراً من هذا.
(بدترین مردم کسی است که از دستگیری حاجتمندان دریغ ورزد، بنده و نوکر خود را بزند، توشه خود را به تنهائی بخورد و مردم گمان کنند که خداوند مخلوقی بدتر از آن نیافریده است).
سپس فرمود: آیا خبر ندهم شما را به بدتر از آن کس؟
گفتند: چرا، یا رسول الله
فرمود:
المتفحش اللعان الذی اذا ذکر عنده المؤمنون لعنهم و اذا ذکروه لعنوه:
(زشتکار پر لعنتی، که چون نام مؤمنان نزد او ذکر شود آنان را لعن فرستد و چون مؤمنان نام او را ببرند لعنتش کنند.
امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ثلاث من کن فیه کان منافقاً و ان صام و صلی و زعم انه مسلم: من اذا ائتمن خان، و اذا حدث کذب، و اذا وعدا خلف:
(سه علامت در هر که باشد منافق است اگرچه روزه بگیرد و نماز بخواند و گمان کند که مسلمان است؛ و آن کسی است که چون مورد اعتماد مردم قرار گیرد و امانتی باو بسپارند خیانت در امانت کند. و چون سخن گوید، دروغ بگوید، و چون وعده ای بکسی دهد خلف وعده کند.) در تأیید این روایت از کتاب خدا آیات ذیل است که فرموده:
ان الله لایحب الخائنین:
خدا خیانتکاران را دوست ندارد - 58 انفال - و فرموده:
ان لعنه الله علیه ان کان من الکاذبین:
(و اینکه لعنت خدا بر دروغگویان باد).
و در آیه 54 مریم فرموده:
و اذکر فی الکتاب اسمعیل انه کان صادق الوعد و کان رسولاً نبیاً.
(و یاد کن در کتاب، اسمعیل را، زیرا که صادق الوعد یعنی وعده هایش راست و رسول و پیامبر بود)
در خبر دیگری رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
آیا خبر ندهم شما را بدورترین شما از جهت شباهت به من؟
گفتند: چرا یا رسول الله.
فرمود: زشتکار هرزه گوی بی شرم، بخیل متکبر کینه توز حسود قسی القلب، و دور از هر چیزی که امیدواری بدان باشد، و غیر مأمون از جانب او از هر شری که از آن پرهیز می شود.
در خبری که سندش به سلمان (رض) می رسد چنین آمده: وقتی که خدا بخواهد بنده ای را هلاک سازد شرم و حیا را از او ببرد، و چون شرم و حیای او رفت نیابی او را جز خیانتکار و خیانت پیشه و کسی که خیانت پیشه گردید، امانت از او رخت بربندد و چون امانت از او رخت بربست باو برنخوری مگر آنکه او را بدخلق و سخت دل یابی و چون بدخلق و سخت دل گشت رشته ایمان از او کنده شود و چون رشته ایمان از او کنده شد بر نخوری باو مگر آنکه او را شیطانی ملعون بینی.
از امام صادق (علیه السلام) رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: سه کس در اثر اعمال بدشان ملعونند: 1- کسی که در سایبان هائیکه کار و آنها استراحت می کنند، تغوط کند 2- کسی که جلو استفاده مردم را از آبهای عمومی بگیرد. 3- کسی که راه عبور و مرور مردم را ببندد.
از امام باقر (علیه السلام) رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
خمسه لعنتهم و کل نبی مجاب: الزائد فی کتاب الله، و التارک لسنتی، و المکذب بقدر الله، و المستحل من عترتی ما حرم الله و المستاثر بالفی [و ]المستحل له:
پنج کس را لعنت کردم و هر پیامبر مستجاب الدعوه ای هم لعنت کرده است: یکی آنکه در کتاب خدا چیزی بیفزاید - دوم آنکه سنت مرا ترک کند - سوم آنکه قدر الهی را تکذیب کند (مقصود یا مفوضه اند که می گویند خدا در کار بنده ها هیچ قدرتی ندارد و یا کسانی هستند که منکر قضا و قدر هستند) - چهارم آنکه حرمت عترت مرا که خدا لازم شمرده نگه ندارد - پنجم آنکه غنیمت را مخصوص خود سازد و آنرا بر خودش حلال داند.

چند خبر در ریا و خودنمائی

ریا و یا خودنمائی آنست که کسی عملی را برای نشان دادن بمردم و خوش آیند مردم انجام دهد. این قبیل اعمال در نظر اسلام بسیار مذموم و بی ارزش است و هیجده خبر از ناحیه معصومین (علیهم السلام) وارد شده که بچند خبر جامع آن اکتفا می گردد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
کل ریاء شرک، انه من عمل للناس کان ثوابه علی الناس و من عمل لله کان ثوابه علی الله:
هر ریائی شرک است، مسلم است که هر کس برای مردم کار کند پاداشش بر مردم است و هر کس برای خدا کار کند پاداشش بر خدا است.
در خبر دیگر از امام صادق (علیه السلام) در آثار عمل ریائی و عمل خالص می فرماید: ... هیچ بنده ای نیست که عمل خیری کند و آنرا از انظار مردم پنهان بدارد و روزگاری بر آن بگذرد مگر اینکه خداوند نتیجه عمل خیر او را آشکار سازد. و هیچ بنده ای نیست که عمل بدی مرتکب شود و آنرا نهان دارد و روزگاری بگذرد مگر آنکه خداوند اثر کار بد او را بر او بنمایاند.
امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت نموده که آن حضرت فرمود: فرشته ای با خرسندی اعمال بنده ای را که بگمانش همه حسناتند بالا می برد و چون بالا رسید خدای متعال خطاب می فرماید که آن عمل ها را در دفتر بدکاران قرار دهید زیرا آن بنده در انجام این کارها غیر مرا قصد کرده بود و بخاطر دیگران انجام داده است.
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرموده: آدم ریاکار خودنما دارای سه نشانه است، اول - در اجتماع مردم که می رسد نسبت بعبادت و عمل خیر، از خود نشاط نشان می دهد. دوم در خلوت و تنهائی با حال کسالت رو بعبادت می کند. سوم اینکه دوست دارد در تمام کارهایش او را ستایش کنند.
از امام صادق (علیه السلام) - رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
سیأتی علی الناس زمان تخبث فیه سرآئرهم و تحسن فیه علانیتهم طمعاً فی الدنیا، لایریدون به ما عند ربهم یکون دینهم ریاء لایخالطهم خوف یعمهم الله بعقاب فیدعونه دعاء الغریق فلا یستجیب لهم:
(بزودی زمانی بر مردم بیاید که در آنزمان باطنشان پلید و ظاهرشان نیکو جلوه کند بجهت طمع دنیوی. در آن زمان مردم هر کاری کنند برای رضای خدا نباشد، دینداری شان برای خودنمائی است، ترس از خدا در اعمالشان نباشد. آنوقت است که خدای متعال آن مردم را بکیفر کردارشان عقوبت نماید پس آنها دعای غریق بخوانند و خدا دعایشان را مستجاب نفرماید.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: حفظ و نگهداری عمل خیر مشکل تر از انجام آن عمل است. یکی از اصحاب پرسید: یابن رسول الله، نگهداری عمل خیر چگونه است؟ حضرت فرمود: مثلاً مردی صله ای بجا می آورد و یا در راه خدا انفاقی می کند، آن کار خیر در دفتر اعمال نهانی ثبت می گردد. سپس آن را برای کسی تعریف می کند در نتیجه آن کار از دفتر اعمال نهانی محو گشته و در دفتر اعمال آشکار نوشته می شود بار دیگر بکسی دیگر بازگو می کند، از آن دفتر هم محو شده و یک عمل ریائی برایش نوشته می شود.

ریاست طلبی و حب جاه

ریاست طلبی بمعنی تسلط بر دلها و اعمال قدرت و حکومت بر آنهاست، و آن بر دو قسم است. یک قسم آن، ریاستی است که خدای تعالی بخواص خلقش از انبیاء و اوصیاء (علیهم السلام) برای هدایت و ارشاد مردم و رفع فساد از آنها افاضه فرموده است. قسم دیگر ریاست مردم است، و این قسم ریاست نیز چند نوع است. یکنوع آن ریاست حق است و آن اگر در حضور امام معصوم باشد و امام معصوم او را تکلیف بدان ریاست کند بر او واجب می شود، و در زمان غیبت امام مشهور است که بر فقیه جامع الشرایط واجب است یا خاصه بطور کفایت - نوع دیگر ریاستی است که نه در زمان حضور امام و بامر امام است و نه شخص رئیس، فقیه جامع الشرایط، بلکه غیر این دو نوع ریاست است و مقصود شخص رئیس اطاعت امام و مهربانی بمردم و احقاق حق آنها و حفظ ناموس و مال و آبروی آنها از تلف باشد و مقصودش سرفرازی بر مردم و تسلط بر آنها و جلب قلوب و کسب ستایش نباشد. این نوع ریاست نیز مستحسن است.
و امام ریاستی که بر باطل است، آنست که منظور شخص از ریاست، کسب مال حرام و تسلط بر قلوب خاص و عام باشد بهر وسیله ای که میسر گردد و مقصودش اجرای عدالت نباشد. در ذم این نوع ریاست هشت روایت از ائمه اطهار (علیهم السلام) وارد شده است که به چند روایت آن اکتفا می شود.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
من طلب الرئاسه هلک.
(هر کس ریاست طلبد هلاک شود.)
در حدیث دیگر به ابی حمزه ثمالی فرمود:
ایاک و الرئاسه و ایاک ان تطا اعقاب الرجال.
(بپرهیز از ریاست و بپرهیز از اینکه دنبال مردم بروی) ابی حمزه عرض کرد: قربان معنی ریاست را فهمیدم اما معنی اینکه دنبال مردم نروم یعنی چه؟ من دو سوم آنچه دارم از دنبال مردم رفتن بدست آورده ام. امام صادق (علیه السلام) فرمود: آنطور نیست که فهمیدی بلکه مقصود اینست که بپرهیز از اینکه بی دلیل مردی را به پیشوائی و ریاست خود منصوب کنی و هرچه بگوید تصدیقش نمائی.