خلاصه ای از اصول کافی

نویسنده : ابی جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی مترجم : علی اصغر خسروی شبستری

در فضیلت مصافحه (دست بهم دادن)

امام باقر (علیه السلام) فرمود: هر گاه دو مؤمن که بهم می رسند مصافحه کنند خداوند دست مرحمت خود را میان دو دست آنها در آورد و با هر کدام که محبتش نسبت به برادر مؤمن دیگر زیادتر باشد مصافحه می فرماید.
در روایت دیگر فرمود: رو بسوی آنها کند و گناهان از آنها بریزد چنانچه برگ از درخت می ریزد.
فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده: هر گاه بهمدیگر می رسید سلام و مصافحه نمائید و چون خواستید از هم جدا شوید بهمدیگر طلب آمرزش کنید.
در خبر دیگر فرمود: وقتی که مؤمن با رفیقش دست می دهد آنکه دست خود را بیش از آن دیگری در دست رفیقش نگهدارد اجرش زیادتر از آنست که دست خود از زود رها کند و در آن موقع گناهانشان فرو می ریزد تا آنکه گناهی برای آنان نماند.
و فرمود: هرگاه دو مؤمن بهم رسند و با هم مصافحه کنند خداوند متعال رو بسوی آنها کند و گناهشان بریزد چنانکه برگ از درخت می ریزد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: راستی که کسی یارای آنرا ندارد که قدر خدا را بشناسد و همچنین یارای آنرا ندارد که قدر پیامبر خدا را بشناسد و نیز قدرت ندارد ارزش مؤمن را دریابد. همانا وقتی که مردی به برادر مؤمنش می رسد و با او دست می دهد، خداوند با نظر رحمت بآنها می نگرد و گناهانشان می ریزد تا از هم جدا شوند چنانکه تندباد برگ را از درخت می ریزد و می فرمود مصافحه مؤمن افضل از مصافحه فرشتگان است.
پس از باب مصافحه، دو باب بنام معانقه و تقبیل (یعنی هم آغوش شدن و پیشانی همدیگر را بوسیدن) از مستحبات ملاقات مؤمنین است که هشت خبر در این باره از ناحیه معصومین (علیه السلام) صادر شده است و مضمون آنها اینکه: برادران مسلمان هر وقت به همدیگر می رسند مستحب است با هم معانقه و پیشانی هم را ببوسند و این کار ثواب و فضیلت زیاد دارد و ما از لحاظ اختصار از نقل آن روایات صرف نظر نمودیم.

مذاکره برادران

علی بن ابی حمزه گوید از امام صادق (علیه السلام) شنیدم می فرمود: شیعیان ما در میان خود بهمدیگر مهربانند: آنان کسانید که چون خلوت کنند یاد خدا کنند - براستی که یاد ما هم یاد خداست - چون ما یاد شویم خدا یاد شود و چون دشمن ما یاد شود شیطان یاد شود.
در حدیث دیگر فرمود: بزیارت یکدیگر بروید زیرا که در زیارت شما همدیگر را زنده کردن دلهای شماست و یاد آوری احادیث ما، و یاد آوری احادیث ما شما را بهمدیگر مهربان می سازد. و اگر بدان عمل کنید راه راست را بیابید نجات یابید و اگر واگذارید گمراه گردید و هلاک شوید، پس بگیرید و عمل کنید که من ضامن نجات شما هستم.
در حدیث دیگر فرمود: جمع نمی شوند سه نفر با بیشتر از مؤمنین در یک مجلس مگر آنکه بتعداد آنها از فرشتگان در آنجا حاضر شوند، پس اگر دعای خیری کنند فرشتگان آمین گویند و اگر پناه از بدی جویند از خدا می خواهند آن بدی را بر طرف کند، و اگر حاجتی خواهند، فرشتگان بدرگاه خدا شفاعت کنند و بر آوردن حاجت آنان را از خدا بخواهند؛ و در مجلسی جمع نمی گردند سه تن از منکران مگر آنکه ده مقابل آنها از شیاطین در مجلس شان حاضر می گردند، اگر صحبتی کنند شیاطین نیز بمانند سخن ایشان صحبت کنند، و اگر بخندند شیاطین نیز بخندند، و اگر عیب دوستان خدا نمایند، شیاطین هم با آنان عیب جوئی نمایند. پس هرگاه یکی از مؤمنین گرفتار مجلس آنان شود و یاوه سرائی آنها را بشنود باید برخیزد و شریک و همنشین شیاطین نگردد. زیرا خشم خدا را چیزی جلوگیر نشود و لعنت خدا را بازنگرداند. سپس فرمود: اگر نتواند بر خیزد لازم است در دل خود اعمال ایشان را انکار نماید...(19)

ادخال سرور بر دل مؤمنین (شاد کردن آنها)

در این مورد شانزده حدیث نقل شده که جامعترین آنها بنظر خواننده گرامی می رسد:
از امام باقر (علیه السلام)، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من سر مؤمنا فقد سرنی و من سرنی فقد سرالله
هر کس مؤمنی را شاد کند مرا شاد کرده، و هر کی مرا شاد کند خدا را از خود خشنود کرده است.
امام باقر (علیه السلام) در خبر دیگر فرمود: لبخند زدن مرد در چهره برادر مؤمنش حسنه است و دور نمودن خاشاک از وی نیز حسنه است؛ و عبادت نشده خدای تعالی بهیچ عملی محبوبتر باشد از ادخال سرور بر دل مؤمن.
در خبر دیگر فرمود: خداوند در مناجاتی که موسی بن عمران (علیه السلام) خطاب فرمود: ای موسی، من بندگانی دارم که بهشتم را بر آنان مباح می نمایم و آنان را در آنجا حکمروا می گردانم. موسی (علیه السلام) عرض کرد: پروردگارا، کیانند ایشان؟ خدای تعالی فرمود: آنانکه شادی بر دل مؤمنان وارد نمایند. سپس فرمود: مؤمنی در کشور سلطان ستمکار زندگی می کرد. سلطان ستمکار پس از چندی تصمیم به آزار و اذیت آن مؤمن گرفت. مرد مؤمن فرار کرد و بکشوری دیگر که مردم آنجا همه مشرک بودند پناه برد و مشرکی او را پناه داد و زیر سایه خود گرفت و با وی با کمال مهر و عطوفت رفتار نمود و پذیرائی کامل کرد. چون عمر آن مشرک بسر آمد و مرگ او فرا رسید، خدای متعال باو وحی نمود که بعزت و جلالم سوگند، اگر در بهشتم جائی برای تو می بود ترا در آن جای می دادم؛ و چون بهشت برای آنانکه مشرک بمیرند حرام است بآتش امر کردم که ای آتش او را بترسان ولی میازار و فرمود: هر بامداد و شامگاه روزی او می رسد.
راوی گفت: عرض کردم آیا روزی او از بهشت می آید؟ آن حضرت فرمود: از آنجا که خدا بخواهد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر کس مؤمنی را شاد نماید، خدای تعالی از آن شادی مخلوقی بیافریند که هنگام مرگش او را ببیند و بگوید: مژده باد ترا ای دوست خدا، بکرامتی از جانب خدا و خشنودی او، و پیوسته با او باشد تا داخل قبرش کنند، و در قبر نیز همین مژده را باو می دهد، و بار دیگر هنگام برانگیختن از قبر مژده می دهد و و پس از آن هم پیوسته در هرهول و هراسی همراه او باشد و او را مژده دهد و مانند آن جملات را با می گوید. آن شخص می پرسد: تو کیستی خدا رحمت کند ترا؟ پاسخ دهد: من همان شادی و سروری می باشم که تو بر دل فلان مؤمن وارد کرده بودی.
در خبر دیگری امام صادق (علیه السلام) فرمود: از محبوبترین کارها نزد خدای متعال، ادخال سرور بر دل مؤمن - سیر کردن او از گرسنگی - بر طرف کردن گرفتاری او و یا ادای قرض او می باشد.