خلاصه ای از اصول کافی

نویسنده : ابی جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی مترجم : علی اصغر خسروی شبستری

مؤمنین با یکدیگر برادرند

از امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) یازده حدیث در این مورد صادر شده که چند تای آنها که جامع معانی کلی است ذکر می شود.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
انما المؤمنین اخوه بنواب وام و اذا ضرب علی رجل منهم عرق سهرله اخرون
همانا مؤمنان برادرند، فرزندان یک پدر و مادرند و هرگاه رگی از ایشان زده شود دیگران برایش از شدت ناراحتی بی خواب می گردند.
جابر جعفی گوید: روزی در محضر امام باقر (علیه السلام) اندوهی بر من عارض شد. بحضرتش عرض کردم، قربانت، گهگاهی اندوه بر من عارض می شود بدون اینکه مصیبتی تو یا گرفتاری ناگواری به من برسد تا جائیکه خاندان و احبابم آثار اندوه را در رخساره ام نظاره می کنند. فرمود: ای جابر، آری، خدای متعال مؤمنان را از گل بهشت آفریده و از نسیم روحش در آنان دمیده، از اینرو مؤمن برادر مؤمن است، برادر پدری و مادری، و چون یکی از این ارواح را آزاری رسد و اندوهگین شود تمام آن ارواح اندوهگین شوند زیرا که تمام ارواح مؤمنین وابسته بهمدیگرند.
حضرت صادق (علیه السلام) فرمود:
المؤمن اخو المؤمن عینه و دلیله لا یخونه و لایظلمه و لایغشه و لایعده عده فیخلفه
یعنی مؤمن برادر مؤمن است، چشم و راهنمای اوست، باو خیانت نکند، ستم روا ندارد، فریبش ندهد، و عده ای که باو بدهد، خلف وعده نکند.
چند حدیث دیگر نیز بهمین مضامین است.
از حدیث دهم این باب بر می آید که مؤمنین اجنه نیز بر این معنی مؤمن و معترفند. چنانکه فضیل بن یسار گفت از امام باقر (علیه السلام) شنیدیم فرمود: چند تن از مسلمانان بسفری بیرون شدند در حین سفر راه را گم کردند و تشنگی شدید عارضشان شد، پس کفن پوشیدند و به تنه درخت چسبیدند. پیری سفیدپوش نزد آنان آمد و گفت برخیزید، بر شما باکی نیست، این هم آب. آن عده برخاستند و آب نوشیدند و سیراب شدند، و از وی پرسیدند: تو کیستی، خدایت رحمت کند، گفت من از جمله اجنه ای هستم که با رسول خدا بیعت کردند، من از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که می فرمود:
المؤمن اخوا المؤمن عینه و دلیله فلم تکونوا تضیعوا بحضرتی:
مؤمن برادر مؤمن است، چشم و راهنمای اوست، و شما نباید پیش من خود را ضایع نمائید.

حقوق برادران مؤمن بر یکدیگر و ادای حق آنها

در این مورد شانزده حدیث از امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) صادر شده که جامعترین آنها را بعرض خواننده محترم می رساند.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: از حقوقی که مؤمن بر برادر مؤمن خود دارد اینست که اگر گرسنه باشد سیرش کند، اگر عریان باشد بپوشاند،
گرفتاریش بر طرف نماید، قرضش را ادا نماید، چون بمیرد، بجای او از خاندان و فرزندانش سرپرستی کند.
معلی بن خنیس از امام صادق (علیه السلام) پرسید حق مسلمان بر مسلمان چیست؟ حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: هفت حق برای او واجب است؟ اگر یکی از آنها را ضایع کنی از ولایت و طاعت خدا بیرون شده ای...
اول - دست بداری برای او آنچه را که برای خود دوست داری، و بد داری آنچه را که برای خود بد داری.
دوم - از بخشم آوردن او خود داری کنی و موجبات خشنودی او را فراهم نمائی و فرمان او را اطاعت کنی.
سوم اینکه کمک او باشی با جان و مالت و زبان و دست و پایت.
چهارم اینکه چشم او، و راهنمای او؛ آئینه او باشی.
پنجم اینکه تو سیر نباشی و او گرسنه و تو سیراب نباشی و او تشنه، و تو پوشیده باشی و او برهنه.
ششم اینکه اگر تو خدمتکاری داری و او ندارد واجب است خدمتکار خود را بفرستی تا لباسهای او را بشوید و غذای او را بپزد و رختخواب او را بگستراند.
هفتم اینکه بسوگند او وفاداری کنی و دعوت او را بپذیری، اگر بیمار شدی عیادتش نمائی، بجنازه او حاضر شوی و هرگاه بدانی که حاجتی دارد برای بر آوردن حاجتش پیشدستی کنی و نگذاری مجبور شود از تو بر آوردن حاجتش را بخواهد، بلکه قبل از اظهار حاجت برای بر آوردن حاجتش بشتابی. چون چنین کنی دوستی خود را بدوستی او و دوستی او را بدوستی خدا پیوسته ای.
امام صادق (علیه السلام) در پاسخ سئوال یکی از اصحاب در مورد وظایف بندگان فرمود:
از مهمترین وظایفی که خدای متعال بر بندگانش واجب نموده سه چیز است:
اول - اینکه مرد در نفس خود نسبت به برادران دینی خود انصاف ورزد، چندانکه برای برادرش از جانب خویش راضی نشود مگر بآنچه راضی شود برای خویش از جانب او. بعبارت دیگر آنچه را که بر خود نمی پسندد به برادر دینی خود نپسندد.
دوم - مواساة و برابری با برادر دینی بمال و دارائی خود.
سوم - ذکر خدا در همه حال. و ذکر خدا سبحان الله و الحمدلله گفتن نیست، بلکه ذکر خدا آنست که در برخورد با هر آنچه خداوند حرام نموده خدا را بیاد آورد و آن حرام را وانهد.
امام صادق (علیه السلام) در حدیثی دیگر به ابراهیم بن عمریمانی فرمود: حق مسلمان بر مسلمان اینست که: او سیر نباشد و برادرش گرسنه، او سیراب نباشد و برادرش تشنه، او پوشیده نباشد و برادرش برهنه، وه! چقدر بزرگ است حق مسلمان بر برادر مسلمانش
و فرمود: باید دوست داشته باشی برای برادر مسلمانت آنچه را که برای خود دوست می داری، هرگاه نیازمند شدی از او بخواهی، و اگر او روی نیاز بتو آورد حاجت او را بر آوری. انجام هیچ کار خیری درباره او تو را دلتنگ ننماید و همچنین انجام کار خیر او را درباره تو دلتنگ نسازد. همیشه پشتیبان او باشی و همچنان او باید پشتیبان تو باشد. چون از پیش تو دور شود در غیابش نگهبان او باشی و چون حاضر شود از او دیدن کنی و او را بزرگ شماری و گرامی ش بداری؛ زیرا که او را از تست و تو از او، و چون در موردی گله مند شود از او جدا نشوی تا رضایت او را فراهم نمائی، و اگر نعمتی باو رسد خدا را بر آن نعمت سپاس گزاری و اگر برای او گرفتاری رخ دهد در رفع گرفتاریش بکوشی و اگر دامی برایش گستردند برای نجاتش قیام کنی.
و فرمود: اگر مسلمانی ببرادر مسلمانش بگوید: اف بر تو دوستی میانشان بریده شود، و اگر بگوید تو دشمن منی، یکی از آندو کافر شوند(18) و اگر او را متهم سازد یا افتراء ببندد ایمان در دلش منحل شود چنانکه نمک در آب حل می شود.
و فرمود: راستی که مؤمن نور ایمانش برای اهل آسمانها می درخشد چنانکه ستارگان آسمان برای اهل زمین می درخشند.
و فرمود: راستی که مؤمن دوست خداست، خدا او را یاری می کند و برای او وسیله خیر فراهم می سازد. مؤمن برای خدا سخنی بجز حق نمی گوید و غیر از خدا از احدی نمی ترسد.
دیگر از حقوق مسلمان بر برادر مسلمانش، بطوریکه از سایر روایات استفاده شده اینست که چون همدیگر را ملاقات نمایند سلام کنند و چون یکی بیمار شد دیگری بعیادتش برود و چون یکی بمیرد دیگری در تشییع جنازه اش حاضر شود. اگر برادر مؤمنش فقیر و او ثروتمند است قسمتی از ثروت خود را باو ببخشد، بلکه در مواردی ایثار نماید.
در حدیث یازدهم این باب، شخصی بنام ابی اسماعیل به امام صادق (علیه السلام) عرض می کند قربانت، نزد ما شیعه زیاد است. آن حضرت فرمود: آیا توانگران بر مستمندان توجه و مهر می ورزند؟ و آیا نیکوکار از بدکار گذشت و اغماض می کند؟ و با یکدیگر مواسات دارند؟ ابی اسماعیل عرض کرد، نه؛ فرمود: پس اینان شیعه نیستند، شیعه کسی است که دارای این صفات باشد.

دیدار برادران دینی

شانزده حدیث در این مورد وارد شده که اهم آنها بشرح زیر در معرض استفاده خوانندگان قرار می گیرد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: کسی که برادر دینی خود را برای خدا دیدن کند - نه برای غیر خدا - بخاطر وعده های خدا و بدست آوردن آنچه نزد خداست، خداوند هفتاد هزار فرشته مأمور کند که ندا کنند: بدان که تو پاک شدی از گناه و گوارایت باد بهشت.
خیثمه گفت نزد امام باقر (علیه السلام) رفتم که با آن حضرت وداع کنم، فرمود: ای خیثمه از دوستان ما هر که را دیدی سلام برسان و آنان را به پرهیزکاری خدای بزرگ سفارش کن و به اینکه توانگرانشان بر فقیرانشان و نیرومندشان بر ضعیفشان سرکشی کنند و زنده شان بر جنازه مرده شان حاضر شوند و در خانه هایشان بملاقات یکدیگر روند، زیرا که ملاقات آنان موجب زنده شدن امر ما است، خدا رحمت کند بنده ای را ما را زنده بدارد.
ای خیثمه، بدوستان ما این پیغام ما را برسان که ما نمی توانم در پیشگاه خدا کاری بنفع آنها انجام دهیم مگر بکردار نیکوی آنها و اینکه آنها بمقام ولایت و دوستی ما نائل نشوند مگر به ورع و پرهیزکاری؛ و براستی که پر حسرت ترین مردم در روز قیامت کسی است که عدل و داد را برای دیگران توصیف کند و خودش درباره دیگران بر خلاف عدالت رفتار نماید.
حدیث از امام باقر (علیه السلام) است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: جبرئیل به من گفت که: خدای متعال فرشته ای را بزمین فرستاد و آن فرشته در زمین راه می رفت تا گذرش بر در خانه ای افتاد که مردی در خانه ایستاده و منتظر اجازه صاحب خانه بود. فرشته از وی پرسید: با صاحب این خانه چکار داری؟ گفت: برادر دینی من است و می خواهم در راه خدا با او دیدن کنم. فرشته گفت فقط برای همین آمدی؟! در پاسخ گفت جز برای اینکار نیامدم. فرشته گفت من فرستاده خدایم بسوی تو و خدای تعالی سلامت می رساند و می فرماید: بهشت برای تو واجب است آنگاه گفت: خدای متعال می فرماید:
هر مسلمانی که مسلمانی را زیارت کند، او را زیارت نکرده بلکه مرا زیارت کرده و ثواب او بر من است که بهشت را باو دهم.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: زیارت برادر مؤمن برای رضای خدا بهتر است از آزاد کردن ده بنده مؤمن. و هر کس یک بنده مؤمن را آزاد کند هر عضوی از او یک عضو آزاد کننده اش را از آتش دوزخ باز می دارد.