خلاصه ای از اصول کافی

نویسنده : ابی جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی مترجم : علی اصغر خسروی شبستری

کظم غیظ (فرو خوردن خشم)

در این مورد سیزده حدیث وارد شده که اهم آنها مفهوماً در زیر از نظر خوانندگان می گذرد. امام صادق (علیه السلام) فرمود: فرو خوردن خشم از دشمن هنگام تسلط آنها تقیه ایست از روی دور اندیشی و کناره گیری از اینکه در دنیا خود را در معرض بلاء بیاندازی، و عنادورزی و سختگیری با دشمنان بهنگام تسلط آنان بی مراعات تقیه، ترک دستور خدا است. پس با مردم سازش کنید که اینکار برای شما نزد آنان پیروزی آرد و با آنان ستیزه نکنید تا برگردنهای شما سوار گردند و شما خوار شوید.
در حدیث دیگر فرمود:
ما من عبدکظم غیظا الازاده الله عزوجل عزا فی الدنیا و الاخره
بنده ای نیست که خشم خود را فرو خورد جز اینکه خدای متعال عزت او را در دنیا و آخرت بیفزاید و خدای تعالی فرموده است:والکاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین آن کسانیکه خشم خود را فرو خورند و از مردم درگذرند و خدا نیکو کاران را دوست دارد....
از امام باقر (علیه السلام)؛ فرمود:
من کظم غیظا و هو یقدر علی امضائه حشاالله قلبه امنا و ایمانا یوم القیمه
کسی که خشم خود را فرو خورد در حالی که بر انجام آن قادر باشد خداوند در روز قیامت دلش را پر از ایمنی و ایمان کند.
در حدیث دیگر امام صادق (علیه السلام) فرمود:
مامن جرعه یتجر عها العبد احب الی الله عزوجل من جرعه غیظ یتجرعها عند ترددها فی قلبها، اما بصبر و اما بحلم:
جرعه ای نیست که بنده ای بنوشد آنرا دوست تر باشد نزد خدای عزوجل از جرعه خشمی که می نوشد آنرا بنده ای موقع شعله ور شدن خشم در دل او، یا بجهت شکیبائی و یا وسیله بردباری؛ یعنی هنگامی که نسبت به کسی خشم عارض او گشته، اگر طرف قوی و تواناست و نمی تواند مجازات کند، از روی صبر و شکیبائی خشم خود را فرو خورد؛ و یا اگر توانائی مجازات و تشفی دل از وی دارد، روی حلم و بردباری خشم خود را فرو خورد و در مقام مجازات بر نیاید و این افضل صفات مقربان است.

حلم و بردباری

حضرت رضا (علیه السلام) می فرمود: مرد را عابد نگویند تا آنکه بردبار باشد و در بنی اسرائیل هر گاه مردی خود را بعبادت وا می داشت، او را عابد نمی گفتند تا آنکه ده سال پیش از آن خاموشی گزیند. حلیم کسی را گویند که در برابر ناملایمات از جا در نرود و کار ناهنجار نکند و یا گفتار ناپسندی از او سر نزد.
امام باقر (علیه السلام) فرموده: خدای متعال با حیای بردبار را دوست می دارد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده: خدا هرگز کسی را بنادانی عزیز نکرده و بجهت بردباری کسی را ذلیل نکرده است.
امام صادق (علیه السلام) روزی غلام خود را دنبال کاری فرستاد و او دیر کرد، امام (علیه السلام) خود بدنبال غلامش رفت غلام را دید که خوابیده بود. بالای سرش نشست و او را باد می زد تا بیدار شد. چون بیدار شد، باو فرمود، ای فلانی، بخدا حق نداری هم شب را بخوابی هم روز را، شب برای تست و روز تو از آن ما است.

خاموشی و نگهداشتن زبان

امام رضا (علیه السلام) فرمود:
من علامات الفقه الحم و العلم و الصمت، ان الصمت باب من ابواب الحکمه
از نشانه های فهم (در دین) بردباری و دانش و خاموشی است. خاموشی دری است از درهای حکمت. خاموشی جلب محبت می کند و این صفت دلیل است بر هر خوبی.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: انما شیعتنا الخرس؛ شیعیان ما بی زبانند. ابوعلی جوانی گفت: دیدم امام صادق (علیه السلام) در حالی که دست مبارکش را بر دو لب سالم - یکی از موالیان خود - نهاده بود فرمود:
یا سالم، احفظ لسانک تسلم و لا تحمل الناس علی رقابنا
ای سالم: زبانت را حفظ کن تا سلامت بمانی و مردم را بر دوش مامکشان. در حدیث دیگر به مردی که گفت مرا پندی بیاموز فرمود:
احفظ لسانک تعز، و لا تمکن الناس من قیادک فتذل رقبتک
زبانت را نگهدار تا عزیز گردی و مهار خود را بدست مردم مده که خوار شوی.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به مردی که نزدش آمده بود فرمود: می خواهی تو را بر امری راهنمائی کنم که داخل بهشت گردی؟ گفت بلی یا رسول الله. فرمود: از آنچه خدا بتو داده چیزی در راه خدا به نیازمندی بده. عرض کرد: اگر خودم نیازمندتر از او باشم چطور؟ فرمود: ستمدیده ای را یاری کن. عرض کرد: اگر خودم از آنکه می خواهم یاریش نمایم ناتوان تر باشم چه کنم؟ فرمود: کاری برای بدبخت بیخردی کن - یعنی راهنمائی کن - گفت اگر بی خردتر از آن باشم چکنم؟ فرمود: زبانت را بجز از خوبی نگهدار. آیا خوشحال نمی شوی که یکی از این خصلتها در تو باشد و تو را به بهشت بکشاند؟
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
نجات المؤمن فی حفظ لسانه
رستگاری مؤمن در حفظ و نگهداری زبانش می باشد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: حضرت مسیح (علیه السلام) همیشه می فرمود: بجز در ذکر خدا سخن بسیار نگوئید، زیرا کسانی که در غیر ذکر خدا زیاد سخن می گویند دلهایشان سخت است، ولی نمی دانند.
از حضرت علی بن الحسین (علیهما السلام) روایت شده که فرمود: زبان آدمی زاد هر بامداد بر همه اعضایش خطاب نموده می گوید چگونه صبح کردید؟ گویند اگر تو ما را رها کنی بخیر و سلامتی، می گویند؛ خدا را، خدا را درباره ما، و او را بخدا قسم می دهند و می گویند ما اگر به ثواب هم برسیم بوسیله تو است و عذاب هم شویم بوسیله تو است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیث دیگر فرمود: کسی که سخن خود را از کردارش نشمارد خطایش بسیار و عذابش فراهم شود.
حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمود:
یعذب الله اللسان بعذاب لا یعذب به شیئا من الجوارح
خداوند زبان را به عذابی معذب فرماید که چیزی از جوارح را بمانند آن عذاب نفرماید، زبان گوید، ای پروردگار من مرا عذابی کردی که چیزی را بمانند من عذاب نکردی. پاسخ داده شود که از تو سخنی بیرون شد که به مشرق و مغرب زمین رسید و بواسطه آن سخن، خون حرامی ریخته شد و مال حرامی بغارت رفت و عصمت محترمی هتک شد، بعزت و جلال خودم، تو را عذابی کنم که چیزی از جوارح ترا بآن، عذاب نکرده ام
فرمود: در حکمت آل داوود مرقوم است:
علی العاقل ان یکون عارفاً بزمانه مقبلا علی شأنه، حافظا للسانه
شخص عاقل باید زمان خود را بشناسد، بکار خود سرگرم باشد و زبان خود را نگهدار.