خلاصه ای از اصول کافی

نویسنده : ابی جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی مترجم : علی اصغر خسروی شبستری

در شرم و حیا

درباره حیا هفت حدیث آمده که بچند حدیث آن که جامعتر است اکتفا می گردد.
حضرت صادق (علیه السلام) در حدیث اول فرموده:
الحیاء من الایمان، و الایمان فی الجنه
حیا از ایمانست و ایمان هم جایگاهش بهشت است. در حدیث دیگر فرمود: حیا و عفت و کم حرفی از ایمانست. در حدیث دیگر فرمود:
با ایمان لمن لاحیاء له
ایمان نیست برای کسی که حیا ندارد.
در حدیث دیگر بنقل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) که آنحضرت فرمود: حیا بر دو قسم است: یکی حیاء عقلانی و یکی حیاء احمقانه؛ حیاء عقلانی علم و دانش است و حیاء احمقانه جهل و نادانی است - و از این قسم است آنچه در حدیث سوم این باب فرموده:
من رق وجهه رق علمه
هر کس کم رواست: کم دانش است. مجلسی علیه الرحمه در شرح این حدیث گفته مقصود از رقت وجه در اینجا شرم از پرسش و طلب علم است و این بداست زیرا در طلب علم و اظهار حق شرم و حیا بی مورد است و شرم باید از کار زشت نمود و خدا هم فرموده است:
ان الله لایستحیی من الحق
خدا از اظهار حق شرم ندارد.

عفو (گذشت)

از حضرت صادق (علیه السلام) - رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روزی در ضمن سخنرانیش فرمود:
الا اخبرکم بخیر خلائق الدنیا و الاخره، العفو عمن ظلمک، و تصل من قطعک، و الاحسان الی من اساء الیک، و اعطاء من حرمک
آیا خبر ندهم شما را به بهترین صفات پسندیده دنیا و آخرت؟ و آن اینست که عفو کنی از کسی که بر تو ستم کرده - بپیوندی با کسی که از تو بریده نیکی کنی با کسی که بتو بدی کرده، و عطا کنی بر کسی که از تو دریغ داشته است.
و در حدیث دیگر از آنحضرت رسیده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
علیکم بالعفو، فان العفو لا یزید العبد الا عزا فتعا فوا یعزکم الله:
بر شما باد به گذشت، زیرا گذشت، نیفراید برای بنده ای مگر عزت. از هم بگذرید تا خدا بشما عزت دهد. حضرت رضا (علیه السلام) نیز فرموده: از دو گروهی که باهم درافتند هر کدام باگذشت ترند، پیروز می شوند.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: هنگامی که آن زن یهودیه را که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را با گوسفند زهر آلود مسموم نموده بود خدمت پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آوردند، حضرت باو فرمود چه چیز تو را واداشت بر این کاری که کردی؟ در پاسخ گفت: پیش خود گفتم، اگر این شخص پیغمبر باشد زهر او را آسیب نرساند و اگر پادشاه باشد مردم را از شر او آسوده کرده ام. فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از او در گذشت.
مجلسی علیه الرحمه در ذیل این حدیث گفته که این حدیث دلالت دارد بر حسن عفو حتی از کافری که قصد قتل ترا داشته باشد. ظاهر بسیاری از روایات اینست که آنحضرت از آن گوسفند مسموم خورد و از راه معجزه باو آسیبی نرسانید و در بعضی روایات است که اثر زهر در تن آنحضرت ماند و پس از سالها بر اثر آن سم رحلت فرمود و شهید از دنیا رفت و فضل نبوت را با فیض شهادت جمع نمود.

کظم غیظ (فرو خوردن خشم)

در این مورد سیزده حدیث وارد شده که اهم آنها مفهوماً در زیر از نظر خوانندگان می گذرد. امام صادق (علیه السلام) فرمود: فرو خوردن خشم از دشمن هنگام تسلط آنها تقیه ایست از روی دور اندیشی و کناره گیری از اینکه در دنیا خود را در معرض بلاء بیاندازی، و عنادورزی و سختگیری با دشمنان بهنگام تسلط آنان بی مراعات تقیه، ترک دستور خدا است. پس با مردم سازش کنید که اینکار برای شما نزد آنان پیروزی آرد و با آنان ستیزه نکنید تا برگردنهای شما سوار گردند و شما خوار شوید.
در حدیث دیگر فرمود:
ما من عبدکظم غیظا الازاده الله عزوجل عزا فی الدنیا و الاخره
بنده ای نیست که خشم خود را فرو خورد جز اینکه خدای متعال عزت او را در دنیا و آخرت بیفزاید و خدای تعالی فرموده است:والکاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین آن کسانیکه خشم خود را فرو خورند و از مردم درگذرند و خدا نیکو کاران را دوست دارد....
از امام باقر (علیه السلام)؛ فرمود:
من کظم غیظا و هو یقدر علی امضائه حشاالله قلبه امنا و ایمانا یوم القیمه
کسی که خشم خود را فرو خورد در حالی که بر انجام آن قادر باشد خداوند در روز قیامت دلش را پر از ایمنی و ایمان کند.
در حدیث دیگر امام صادق (علیه السلام) فرمود:
مامن جرعه یتجر عها العبد احب الی الله عزوجل من جرعه غیظ یتجرعها عند ترددها فی قلبها، اما بصبر و اما بحلم:
جرعه ای نیست که بنده ای بنوشد آنرا دوست تر باشد نزد خدای عزوجل از جرعه خشمی که می نوشد آنرا بنده ای موقع شعله ور شدن خشم در دل او، یا بجهت شکیبائی و یا وسیله بردباری؛ یعنی هنگامی که نسبت به کسی خشم عارض او گشته، اگر طرف قوی و تواناست و نمی تواند مجازات کند، از روی صبر و شکیبائی خشم خود را فرو خورد؛ و یا اگر توانائی مجازات و تشفی دل از وی دارد، روی حلم و بردباری خشم خود را فرو خورد و در مقام مجازات بر نیاید و این افضل صفات مقربان است.