خلاصه ای از اصول کافی

ابی‏جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی علی اصغر خسروی شبستری

راست گوئی و امانت پردازی

درباره راستگوئی و امانت پردازی حضرت صادق (علیه السلام) در حدیثی فرموده: خدای عزوجل پیغمبری را مبعوث نکرد مگر به راستگوئی و امانت پردازی نسبت به نیکو کار و بدکار
در حدیث دیگر فرمود: فریب مردم را به نماز خواندن و روزه گرفتنشان نخورید، زیرا بسیار می شود مردی به نماز و روزه انس می گیرد تا آنجا که اگر آنها را ترک نماید بهراس افتد، ولیکن آنان را بیازمائید به راستگوئی و امانت پردازی شان.
در حدیث دیگر فرمود: من صدق لسانه زکی عمله: کسی که زبانش راستگو است کردارش پاک است.
امام باقر (علیه السلام) به ابی المقدام که اول بار بود برای اخذ حدیث بخدمتش مشرف شد فرمود: راستگوئی را قبل از حدیث یاد بگیرید.
حضرت صادق (علیه السلام) به فضیل بن یسار فرمود: ای فضیل: نخستین گواهی دهنده بر راستگوئی آدم راستگو خدای تعالی است که می داند او راستگو است، خودش نیز خود را تصدیق می کند که راستگو است.
فرمود: اسماعیل را بدان جهت صادق الوعد گفتند که با مردی قرار گذاشت در مکانی ملاقات کند و تا یکسال در آنجا بانتظار آن مرد بود تا اینکه خداوند او را صادق الوعد نامید و پس از آمدن آن مرد اسماعیل باو گفت من از آنوقت تاکنون بانتظار تو بودم. مفسران در اسماعیل اختلاف دارند. مرحوم طبرسی گفته اسماعیل پسر حضرت ابراهیم بود زیرا هر وعده ای بهر کس می داد وفا می نمود و بعضی ها اسماعیل ابن حزقیل می دانند
در حدیثی دیگر فرمود:
کونوا دعاه للناس بالخیر بغیر السنتکم لیروا منکم الاجتهاد و الصدق و الورع
دعوت کننده مردم باشید به اسلام بوسیله کارهای خیر غیر از زبانتان، تا از شما کوشش و راستی و ورع و پرهیزکاری به بینند.

در شرم و حیا

درباره حیا هفت حدیث آمده که بچند حدیث آن که جامعتر است اکتفا می گردد.
حضرت صادق (علیه السلام) در حدیث اول فرموده:
الحیاء من الایمان، و الایمان فی الجنه
حیا از ایمانست و ایمان هم جایگاهش بهشت است. در حدیث دیگر فرمود: حیا و عفت و کم حرفی از ایمانست. در حدیث دیگر فرمود:
با ایمان لمن لاحیاء له
ایمان نیست برای کسی که حیا ندارد.
در حدیث دیگر بنقل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) که آنحضرت فرمود: حیا بر دو قسم است: یکی حیاء عقلانی و یکی حیاء احمقانه؛ حیاء عقلانی علم و دانش است و حیاء احمقانه جهل و نادانی است - و از این قسم است آنچه در حدیث سوم این باب فرموده:
من رق وجهه رق علمه
هر کس کم رواست: کم دانش است. مجلسی علیه الرحمه در شرح این حدیث گفته مقصود از رقت وجه در اینجا شرم از پرسش و طلب علم است و این بداست زیرا در طلب علم و اظهار حق شرم و حیا بی مورد است و شرم باید از کار زشت نمود و خدا هم فرموده است:
ان الله لایستحیی من الحق
خدا از اظهار حق شرم ندارد.

عفو (گذشت)

از حضرت صادق (علیه السلام) - رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روزی در ضمن سخنرانیش فرمود:
الا اخبرکم بخیر خلائق الدنیا و الاخره، العفو عمن ظلمک، و تصل من قطعک، و الاحسان الی من اساء الیک، و اعطاء من حرمک
آیا خبر ندهم شما را به بهترین صفات پسندیده دنیا و آخرت؟ و آن اینست که عفو کنی از کسی که بر تو ستم کرده - بپیوندی با کسی که از تو بریده نیکی کنی با کسی که بتو بدی کرده، و عطا کنی بر کسی که از تو دریغ داشته است.
و در حدیث دیگر از آنحضرت رسیده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
علیکم بالعفو، فان العفو لا یزید العبد الا عزا فتعا فوا یعزکم الله:
بر شما باد به گذشت، زیرا گذشت، نیفراید برای بنده ای مگر عزت. از هم بگذرید تا خدا بشما عزت دهد. حضرت رضا (علیه السلام) نیز فرموده: از دو گروهی که باهم درافتند هر کدام باگذشت ترند، پیروز می شوند.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: هنگامی که آن زن یهودیه را که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را با گوسفند زهر آلود مسموم نموده بود خدمت پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آوردند، حضرت باو فرمود چه چیز تو را واداشت بر این کاری که کردی؟ در پاسخ گفت: پیش خود گفتم، اگر این شخص پیغمبر باشد زهر او را آسیب نرساند و اگر پادشاه باشد مردم را از شر او آسوده کرده ام. فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از او در گذشت.
مجلسی علیه الرحمه در ذیل این حدیث گفته که این حدیث دلالت دارد بر حسن عفو حتی از کافری که قصد قتل ترا داشته باشد. ظاهر بسیاری از روایات اینست که آنحضرت از آن گوسفند مسموم خورد و از راه معجزه باو آسیبی نرسانید و در بعضی روایات است که اثر زهر در تن آنحضرت ماند و پس از سالها بر اثر آن سم رحلت فرمود و شهید از دنیا رفت و فضل نبوت را با فیض شهادت جمع نمود.