خلاصه ای از اصول کافی

نویسنده : ابی جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی مترجم : علی اصغر خسروی شبستری

میانه روی در عبادات

از امام صادق (علیه السلام) - رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده: برای هر عبادتی شور و حرارتی است، بعد به سستی می گراید و هر کس شور عبادتش بروش و سنت من باشد، او در طریق هدایت است و کسی که مخالفت سنت من نماید، گمراه است و علمش بی فایده است آگاه باشید که من نماز می خوانم - می خوابم - روزه می گیرم - افطار می کنم - می خندم - گریه هم می کنم. پس هر کس از روش و سنت من رو بگرداند از من نیست. و فرمود:
کفی بالموت موعظه، و کفی بایقین غنی، و کفی بالعباده شغلا
(برای پند گرفتن یادآوری مرگ، و برای غنی و توانگری یقین بوجود خدا و عالم آخرت، و برای سرگرمی، عبادت و بندگی خدا کافی است.)
امام باقر (علیه السلام) نیز از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده که آنحضرت فرمود: این دین، بسیار متین و محکم است، بآرامی در آن درآئید و عبادت خدا را به بنده های او بزور تحمیل ننمائید - تا مانند شتر سوار پاکش، هلاک کن باشید که نه سفر طی کند و نه مرکب را بجا گذارد.
امام صادق (علیه السلام) نیز فرموده: عبادت را بر خود بتعب نبندید (یعنی تا شوق و رغبت بعبادت دارید انجام دهید و چون خسته کسل شدید از آن دست بدارید تا رانده و مانده از آن نگردید)
فرمود: روزی در طواف خانه کعبه بودم که پدرم بر من بگذشت. من در آن زمان جوانی نورس بودم و در عبادت سعی وافر داشتم. پدرم مرا دید که عرق از سر و صورتم می ریزد. فرمود: ای جعفر، فرزندم، چون خدا بنده ای را دوست بدارد او را به بهشت می برد و از او با اندک عبادتی (که با نیت خالص انجام دهد) خشنود می گردد.

صبر و اقسام آن

امام صادق (علیه السلام) فرمود: صبر از ایمان بمنزله سر است از تن، چون سر از تن جدا شود، تن هم مرده و نابود شود، همینطور چون صبر از ایمان جدا شود، ایمان هم منتفی شود.
در روایت دیگر به حفص بن غیاث فرمود: بر تو باد بر شکیبائی در جمیع کارهایت. خداوند پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را بر انگیخت و او را امر بصبر نمود و فرمود:
واصبر علی مایقولون و اهجرهم هجرا جمیلا مزمل - 10
شکیبا باش بر آنچه می گویند و به نرمی از ایشان کناره گیر. و فرمود:
ادفع بالتی هی احسن السیئه، فاذالذی بینک و بینه عدواه کانه ولی حمیم
(فصلت - 35): بدیهای نادانان را با رفق و مدار او گذشت برطرف نما، و چون چنین کنی، آنکه بین تو و او دشمنی بوده چنان شود که گویا دوست صمیمی تو می باشد؛ و باین مقام نائل نگردند مگر آنانکه بهره وافر از ایمان دارند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز چندان صبر کرد تا نسبت های ناپسندی باو دادند، مانند نسبت سحر و جنون و دروغگوئی؛ و آنحضرت از آن نسبتها سینه مبارکش تنگ شد و خدای متعال این آیه را نازل فرمود:
ولقد نعلم انک یضیق صدرک بما یقولون فسبح بحمد ربک و کن من الساجدین - الحجر - 97
و هر آینه می دانیم که تو از گفته های یاوه گویان دلتنگ می شوی، پس پروردگارت را تسبیح و سپاس گو و از سجده کنان باش....
ابی بصیر از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که آنحضرت فرمود: آزاد مرد در همه احوال آزاده است، اگر برای او گرفتاری رخ دهد صبر کند، و اگر مصائب بر او هجوم آورند او را نشکنند اگر چه اسیر و مقهور شود و عیش و راحتی وی به سختی و دلتنگی گراید همچنانکه یوسف صدیق امین را به بندگی گرفتند و اسیر و مقهور گردید ولی آزادیش را خدشه دار نساخت و تاریکی چاه و هراس آن باو زیانی نرسانید تا آنکه خدای متعال بر او منت نهاد و آن جبار سرکش را که مالک او شده بود، بنده او ساخت و او را مقام نبوت داد و بوسیله او بر امتی رحمت فرمود. اینست فایده صبر که خیر بدنبال دارد پس شما هم صبر کنید و صبر را شعار خود سازید تا از فواید آن بهره مند گردید.
فرمود، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: زمانی بر مردم بیاید که بملک و سلطنت نرسند جز با کشتار و دیکتاتوری، و بتوانگری نرسند جز با غصب اموال مردم و بخل، و بدوستی یکدیگر نرسند جز بوسیله بیرون رفتن از دین و پیروی از هوای نفس، پس هر که آنزمان را دریابد و با قدرت بر توانگری از راه حرام، بر فقر صبر کند، و بر دشمنی با دشمنان من صبر کند با قدرت بر دوستی آنان. و برخواری و ذلت در راه دین شکیبا باشد با اینکه می تواند عزیز باشد، خدا ثواب پنجاه صدیق که مورد تصدیق من باشند باو عطا فرماید،
و اما اقسام صبر:
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
الصبر صبران: صبر علی البلاء حسن جمیل، و افضل الصبرین، الورع عن المحارم
صبر دو قسم است یکی صبر در گرفتاریها که نیکو و پسندیده است و بهترین دو قسم صبر، پرهیز از محرمات است.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
الصبر ثلاثه، صبر عند المصیبه، و صبر علی الطاعه، و صبر عن المعصیه
صبر بر سه قسم است: اول صبر در هنگام رسیدن مصیبتها. دوم صبر بر طاعت و عبادت. سوم صبر بر ترک گناه. هر کسی در مصیبتی صبر کند تا آنرا به تسلی خوبی پاسخ دهد خداوند برای او سیصد درجه ثبت نماید که فاصله هر درجه ای تا درجه دیگر بمانند مسافت آسمان است تا زمین و هر که بر طاعت صبر کند، خدا برای او ششصد درجه منظور فرماید که فاصله درجه ای تا درجه دیگر از عمق زمین است تا عرش. و هر که بر ترک معصیتی صبر کند خدا برایش نهصد درجه نویسد که میان درجه ای تا درجه دیگر از عمق زمین است تا انتهای عرش.
در حدیث دیگر امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر مؤمن ببلائی گرفتار شود و صبر کند برای اوست اجر هزار شهید.
در حدیث دیگر ذیل روایتی که از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره صبر به یکی از شیعیان بیان می نمود آیه مبارکه:
الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انا لله و انا الیه راجعون اولئک علیهم صلوات من ربهم و اولئک هم المهتدون - 175 - بقره
را تلاوت فرمود: یعنی آن کسانیکه مصیبتی بر ایشان برسد گویند انالله و انا الیه راجعون (ما برای خدائیم و بسوی او باز می گردیم) آنانند که رحمتها بر آنها نازل شود از پروردگارشان و آنانند که هدایت یافتگانند. سپس فرمود این رحمتها و درجات مخصوص کسی است که خداوند ناگهان چیزی از وی گرفته باشد.
جابر بن عبدالله انصاری از امام باقر (علیه السلام) ضمن حدیثی پرسید: صبر جمیل چیست؟ فرمود: صبری است که در آن نزد مردم گله نباشد.

شکر و فواید آن

شکر، شناختن نعمت و اظهار آنست در برابر کفران که فراموش نمودن نعمت و پرده پوشی آنست. شکر نعمت افضل اعمال است و آن قدردانی از نعمت است.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده: روزه خور شکر گزار اجر روزه دار خدا جو دارد(12) و تندرست شکر گزار اجر گرفتار دردمند صابر دارد؛ و عطابخش شکرگزار اجر محروم قانع دارد.
در حدیث دیگر فرمود، در تورات مکتوب است:
سپاس گزاری کن هر که را که بتو نعمت داده و نعمت بخش بهر که تو را سپاس گزارد. زیرا با شکر گزاری، نعمت زوال نیابد و با کفران، نعمتی نپاید. سپاسگزاری موجب افزایش نعمت و امان از دگرگونی آنست(13)
در حدیث دیگر فرمود: شکر نعمت، کناره گیری از محرمات است و تمام شکر آنست که بگوید الحمدلله رب العالمین.
و نیز فرمود: شکر هر نعمت - اگر چه بسیار بزرگ باشد - آنست که سپاس خدای را بر آن نعمت بجای آوری (و بگوئی الحمد الله رب العالمین).
در حدیثی دیگر فرمود: بکسیکه خداوند نعمتی بخشد و او پیش خود بداند که آن نعمت بخشش خدا است شکر آن نعمت را بجای آورده است.
در حدیث است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را هرگاه امری پیش می آمد که شادمان می شد، می فرمود الحمدلله علی هذه النعمه یعنی خدا را بر این نعمت سپاسگزارم و چون پیش آمد غمناکی عارض می شد می فرمود الحمدلله علی کل حال یعنی خدا را در همه احوال سپاسگزارم.
مضمون چند روایت از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و امام صادق (علیه السلام) دلالت دارد بر اینکه هر گاه شخص گرفتاری را دیدید که به بلیه ای گرفتار شده حمد خدا را بجای آرید که خدا شمارا مانند او گرفتار نکرده اما بطوریکه آن شخص متوجه حمد شما نگردد.
فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در سفری سوار شتر می رفتند. ناگاه از شتر پیاده شده و بسجده افتادند و پنج بار سجده بجا آورند چون برخاستند و سوار شدند یارانش گفتند یا رسول الله امروز کاری از شما دیدیم که تاکنون چنین کاری نکرده بودید؟ فرمود بلی، جبرئیل بر من نازل شد و مرا از جانب خدا بشارتهائی داد و من بهر بشارتی یکبار سجده شکر بجای آوردم.
در تأیید این حدیث فرمود: هرگاه یکی از شما نعمتهای خدا را یاد آور شود باید صورت خود را بشکرانه آن نعمت بر خاک نهد و اگر سواره باشد فرود آید و سجده کند و اگر بواسطه مانعی فرود آمدن میسر نباشد سواره صورت خود را روی پوشش زین بگذارد و اگر نتواند، صورت را بر کف دست نهد و خدا را بر آن نعمتی که عطا فرموده حمد و سپاس گوید.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: خدای تعالی در آنچه بموسی بن عمران (علیه السلام) وحی نمود فرمود. ای موسی، حق سپاس مرا بجای آر. عرض کرد پروردگارا چگونه حق سپاس ترا بجای آورم با اینکه شکری بجای نمی آورم جز آنکه آن شکر هم نعمتی است که تو بمن عنایت کردی. فرمود ای موسی، اکنون حق سپاس مرا بجای آوردی زیرا دانستی که ادای شکر نعمتی است از جانب من.
در حدیثی دیگر فرمود: در هر بامداد و شامگاه ده مرتبه بگو:
اللهم ما اصبحت بی من نعمته او عافیه من دین او دنیا فمنک وحدک لا شریک لک، لک الحمد و لک الشکر لها علی یا رب حتی ترضی و بعد الرضا
یعنی: (بار خدایا، هر آنچه بهمراه من بامداد نموده از نعمتی و یا سلامتی در دین و یا دنیای من از جانب تو است، یگانه ای شریک نداری، حمد از آن تست و شکر بدان نعمتها بر من واجب است ای خدا تا آنکه خشنود گردی و بعد از خشنودی تو هم شکر گذار تو باشم) و چون چنین گوئی، شکر آن نعمتهائی را که خداوند در آنروز و آن شب بتو عطا فرموده بجای آورده ای.
همچنانکه شکر آن نعمتهای خدای متعال واجب است، سپاسگزاری در برابر احسان دیگران نیز لازم است. چنانکه در حدیثی از امام زین العابدین (علیه السلام) روایت شده که خداوند متعال در روز قیامت بیکی از بندگانش خطاب می کند که آیا سپاس خوبی فلانی را بجای آوردی؟ در پاسخ گوید: نه پروردگارا، بلکه سپاس تو را بجای آوردم. خطاب رسد چون سپاس او را نگزاردی سپاس مرا نیز بجای نیاوردی سپس فرمود: اشکر کم لله اشکر کم للناس: سپاسگزارترین شما نزد خدا، سپاسگزارترین شما است در برابر احسان مردم.