خلاصه ای از اصول کافی

نویسنده : ابی جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی مترجم : علی اصغر خسروی شبستری

وجه تمایز ایمان بر اسلام

مفضل از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که آنحضرت فرمود:
الاسلام یحقن به الدم، و تؤدی به الامانه و تستحل به الفروج، و الثواب علی الایمان
به اسلام (یعنی با اقرار به شهادتین) خون شخص محترم و محفوظ و امانت باورد می شود، و امر ازدواج بدان حلال می گردد؛ اما ثواب آخرت بر ایمان مترتب گردد.
در روایت دیگر ایمان و اسلام را چنین معرفی می کند:
الایمان اقرار و عمل، و الاسلام اقرار بلاعمل
ایمان، اقرار است توام با عمل؛ و اسلام اقرار است بدون عمل.
در روایت دیگر، آن حضرت در جواب سائلی از فرق میان اسلام و ایمان می فرماید: اسلام همان ظاهر وضعی است که مردم مسلمان برآنند یعنی شهادت بر وحدانیت خدای تعالی و نبوت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلم و اقامه نماز و ایتاء زکوة و حج خانه خدا و گرفتن روزه ماه مبارک رمضان است، ولیکن ایمان شناختن امر ولایت است با شرایط نامبرده؛ به این معنی که علاوه بر اقرار و انقیاد بر اینها اعتقاد قبلی به امر ولایت معتبر است و لذا در آخرت روایت می فرماید: چنانکه شخصی به شش امر نامبرده اقرار نماید ولی امر امامت را نشناسد و اعتقاد پیدا نکند مسلمان گمراهی است.

ایمان آنست که بر دل نشیند و بنده را بسوی خدا کشاند... ولی اسلام گفتار و کردار ظاهری است

روایت دیگری حمران بن اعین از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده که آن حضرت می فرمود: ایمان آنست که بر دل نشیند و شخص را بسوی خدا کشاند و عمل به طاعت و تسلیم به امر خدا نیز مصدق او باشد. اما اسلام گفتار و کردار ظاهری است که اجتماع مردم بر آنند از همه دستجات مسلمین. و نیز در سایه اسلام جانها محفوظ و مواریث اجراء می گردد و زناشوئی تجویز می شود و بدین جهت از کفر بیرونند و به ایمان نسبت دارند. اسلام شریک و ملازم ایمان نیست ولی ایمان شریک و ملازم اسلام است. اسلام و ایمان در گفتار و کردار با هم جمع شوند همچنانکه کعبه در مسجدالحرام است ولی همه مسجدالحرام در خانه کعبه نیست... و لذا خدای متعال فرمود:
و قالت الاعراب امنا قل لم تومنوا ولکن قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم،
اعراب گفتند ایمان آوردیم، بایشان بگو که ایمان نیاورده اید بلکه بگوئید مسلمان شده ایم و ایمان هنوز در دلهایتان قرار نگرفته است (آیه 14 حجرات).
حمران راوی حدیث از امام (علیه السلام) می پرسد: آیا برای مؤمن نسبت به مسلم فضیلتی در احکام و حدود و غیر اینها هست؟ آن حضرت می فرماید: نه، هر دو در این باره یکسانند، ولی مؤمن بر مسلم در کردار و تقربی که بخدای تعالی می جوید برتری دارد. راوی می گوید: مگر نه اینست که خدای تعالی فرموده است:
من جاء بالحسنه فله عشر امثالها
هر کسی یک کار نیک کند برای اوست ده برابر آن از پاداش؟ (آیه 160سوره انعام) و شما معتقدید که مسلمان با مؤمن متفقند بر نماز و زکوة و روزه و حج؟
امام باقر (علیه السلام) در پاسخ می فرماید: مگر نه اینست که خدای عزوجل فرموده است: یضاعفه له اضعافاً کثیره خدا بیفزاید برایش چندین برابر؟ (آیه 245 سوره بقره) پس آنها مؤمنانند که خداوند حسنات شان را چندین برابر پاداش دهد، برای هر کار نیکی تا هفتاد برابر، اینست برتری مؤمن بر مسلم، و بقدر نیروی ایمانش به اضعاف کثیره در حسناتش می افزاید، و خداوند آنچه بخواهد از خیرات درباره مؤمن عطا می فرماید...

در تعریف ایمان و اسلام بعبارت دیگر

امام صادق (علیه السلام) در پاسخ نامه عبدالملک بن اعین که از معنی ایمان سئوال کرده بود نوشت:
ایمان، همانا اقرار بزبان، و عقیده قلبی، و عمل به ارکان است؛ ایمان، اجزاء بهم پیوسته ای دارد بمانند خانه ای که اجزائش بهم پیوسته است. اسلام نیز بمانند خانه ای، کفر نیز بمانند خانه ای. چه بسا بنده ای مسلمان باشد پیش از آنکه مؤمن باشد، ولی مؤمن حساب نمی شود تا اینکه مسلمان باشد. پس اسلام قبل از ایمان است و مقدمه ایمان است و شریک با ایمان است. چون بنده ای گناه کبیره و یا صغیره ای که خدا از آن نهی فرموده است مرتکب شود، از ایمان بیرون رود و نام ایمان از او برداشته شود ولی نام اسلام بر او ثابت باشد؛ اگر توبه کند و آمرزش خواهد دوباره بمرتبه ایمان بازگردد، و او را بد یار کفر نبرد مگر انکار و استحلال یعنی حکم حلال را حرام و حرام را حلال شمارد و بدان معتقد شود، که در این حال از اسلام و ایمان خارج و داخل در کفر است، و چنین کسی بدان ماند که بحرم در آید، سپس داخل خانه کعبه شود و در خانه کعبه حدثی صادر کند و از خانه کعبه و حرم خارجش کنند و گردنش بزنند و بدوزخ رود.