خلاصه ای از اصول کافی

نویسنده : ابی جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی مترجم : علی اصغر خسروی شبستری

در سرشت مؤمن و کافر

از امام صادق علیه السلام: خدای متعال چون اراده فرمود آدم (علیه السلام) را بیافریند جبرئیل (علیه السلام) را در ساعت اول روز جمعه مأمور نمود که با دست راست از آسمان هفتم تا آسمان دنیا از هر آسمانی مشتی خاک بر گرفت و مشتی دیگر از هفتمین طبقه بالای زمین تا هفتمین طبقه پائین آن برگرفت. سپس دستور داد مشت اول را بدست راستش و مشت دیگر را بدست چپش نگاه داشت، پس آنچه در مشتان خود داشت دوبار بشکافت پس یکبار خاکی را که از زمین برداشته بود بپاشید بار دیگر خاکی را که از آسمانها برداشته بود پاشید به مشت خاک دست راستش گفت: از تو است پیامبران و فرستادگان و اوصیاء آنها و صدیقان و مؤمنان و سعادتمندان و کسانیکه بخواهم گرامیشان گردانم پس فرض شد بر آنها آنچنان که فرمود و به مشت خاک دست چپ نیز گفت: از تو است جباران و مشرکان و کافران و سرکشان و آنانکه خواریشان را بخواهم. بر آنها نیز آنچه گفته بود واجب آمد.
سپس هر دو سرشت باهم در آمیختند، و اینست تفسیر گفته خدای متعال:
ان الله فالق الحب و النوی
(براستی که خدا شکافنده دانه و هسته است) دانه سرشت مؤمن است که خداوند دوستی خود را در آن قرار داده، و هسته، سرشت کافر است که از هر خیری بدور است. و خدای متعال فرموده است:
یخرج الحی من المیت و مخرج المیت من الحی
(بر آرد زنده را از مرده و بر آرنده مرده از زنده)
زنده آن مؤمنی است که سرشتش از سرشت کافری برآید، و مرده آن کافری است که از سرشت مؤمن برآید مقصود از زنده مؤمن است و مقصود از مرده، کافر؛ و اینست معنی گفتار خدای عزوجل:
اومن کان میتا فاحییناه
(و آیا کسیکه مرده بود و ما زنده اش کردیم، مرگ او، آمیزش سرشت او با سرشت کافر است، زنده شدنش آنگاه است که خدای متعال بفرمان خود آنها از هم جدا سازد ...
اخبار دیگری نیز در این مورد بیان گردیده که علامه مجلسی (ره) این خبرها را از اخبار متشابهه و بسیار مشکل دانسته و ما از لحاظ اختصار بهمین چند روایت اکتفا نمودیم.

در بیان شمه ای از حکمت آفرینش

حبیب سجستانی گوید از امام باقر (علیه السلام) شنیدم می فرمود: چون خدای متعال ذریه آدم (علیه السلام) را از پشتش برآورد تا به پروردگاری خود و نبوت پیامبران از آنان پیمان گیرد، نخستین پیامبری که به پیامبری او از ایشان پیمان گرفت، محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلم بود سپس خداوند به آدم (علیه السلام) فرمود: بنگر که چه می بینی؟ آدم (علیه السلام) به ذراریش نگریست، دید بمانند مورچگان فضای آسمان را پر کرده اند پس عرض کرد: پروردگارا، چه بسیاراند ذراری من؟! برای چه آنها را خلق کرده ای و برای چه منظوری از آنان پیمان می گیری؟!
خدای متعال فرمود: برای آنکه مرا بپرستند و برای من شریکی قرار ندهند و به پیامبرانم ایمان آورند و از آنان پیروی نمایند. آدم (علیه السلام) عرض کرد: پروردگارا، سبب چیست که بعضی از ذره ها بزرگتر از بعضی دیگر و برخی از آنها دارای نوری زیاد و برخی دارای نوری کم و برخی دیگر اصلاً فاقد نور و روشنی است؟!
خداوند فرمود: اینطور آفریدم آنان را تا بیازمایم در تمام حالاتشان.
آدم (علیه السلام) عرض کرد: پروردگارا، اجازه می دهی تا سخن گویم؟ خطاب رسید: سخن بگو که جانت از من است و طبیعتت برخلاف هستی من است.
آدم (علیه السلام) عرض کرد: پروردگارا، کاش همه را یکسان خلق می کردی: در شرایط واحد بیک اندازه و بیک طبع و یک خوی و یکرنگ و عمرهای مساوی و روزیهای برابر که بر یکدیگر ستم روا ندارند و بهم دیگر حسد نبرند و باهم دشمنی نکنند و در هیچ مورد باهم اختلاف پیدا ننمایند.
خدای متعال خطاب فرمود: ای آدم، به نیروی روحی که من بتو افاضه کرده ام گویا شدی و با طبع ناتوانت آنچه را ندانی بر زبان آوری. منم آفریدگار جهان. بعلم خود خلقت جهانیان را مختلف قرار دادم، و بخواست خود فرمانم را در میان آنان اجرا کنم، و بتدبیر و تقدیر من بگردند. در آفرینشم تغییر و تبدیلی نباشد. جن و انس را آفریدم تا مرا بپرستند و بهشت را برای کسانی آفریدم که مرا اطاعت و عبادت کنند و از پیامبرانم پیروی نمانید بدون هیچ ملاحظه ای و دوزخ را آفریدم برای کسانیکه بمن کافر شوند و نافرمانی کنند و پیامبران مرا پیروی نکنند بدون هیچ ملاحظه ای؛ و تو و ذریه ات را بیافریدم بی آنکه نیازی بتو و ذریه ات داشته باشم بلکه تو و ایشان را آفریدم تا بیازمایم که کدام یک از شما در دنیا و آخرت را طاعت و گناه را بهشت و دوزخ را و همچنین اراده کرده ام در تقدیر و تدبیرم، و بعلم نافذم اختلاف انداختم بین چهره ها و هیکلها و رنگها و عمرهایشان و رزقها و فرمان بری و نافرمانیشان. از آنها قرار دادم بدبخت و خوشبخت - بینا و نابینا - کوتاه و بلند - زیبا و زشت - دانا و نادان - توانگر و فقیر - فرمان بر و نافرمان - تندرست و بیمار - زمینگیر و بی عیب - تا تندرست به بیمار بنگرد و مرا برای سلامتی خود سپاس گزارد و شکر نماید، و آنکه بیمار است به تندرست نظر کند و بدرگاه من دعا و التجا نماید تا سلامتش بدارم و بر بلایم شکیبا باشد تا عطای شایانم را باو رسانم - توانگر به تهیدست نگرد و مرا شکر و سپاس گزارد - و تهیدست به توانگر نگرد و مرا بخواند و زوال تنگدستیش را از من بخواهد - مؤمن بکافر نگرد و مرا بر اینکه هدایتش نمودم سپاس گزارد.
برای این آفریدمشان که در خوشی و ناخوشی و در عافیت و گرفتاریشان بیازمایم، و منم خدای مقتدر توانا، و حق من است آنچه مقدر کرده ام اجرا نمایم و حق من است آنچه از مقدرات خودم را بخواهم تغییر دهم بعضی را مقدم و یا مؤخر بر بعضی دیگر نمایم - و منم خدای فعال مایشاء، از آنچه کنم بازپرسی نشوم و خلق خود را از آنچه کنند بازپرسی کنم.

پیامبر اسلام نخستین کسی بود که بربوبیت حق تعالی اقرار کرده

از حضرت امام صادق (علیه السلام) روایت شده که عده ای از قریش از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلم پرسیدند: بچه چیز بر تمام فرزندان آدم پیشی گرفتی؟ آنحضرت فرمود: من نخستین کسی بودم که به ربوبیت پروردگارم اقرار کردم، همانا خدای تعالی از پیامبران پیمان گرفت و آنها را بر خودشان گواه گرفت و فرمود الست بر بکم؟ فالوابلی: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند، بلی، و من نخستین کسی بودم که بلی گفتم.