خلاصه ای از اصول کافی

نویسنده : ابی جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی مترجم : علی اصغر خسروی شبستری

خلافت امام حسن مجتبی (علیه السلام)

فتنه های جنگ آمیز و شورش ها و قتل امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نشان می داد که معاویه و همکارانش هرگز نخواهند گذاشت امام حسن مجتبی (علیه السلام) خلافت و حکومت نماید لذا بتدابیر حیل و سیاست و زر و زور و فریب و مکر افسران ارشد و یاران ناپایدار امام حسن مجتبی (علیه السلام) کار بصلح انجامید صلحی که اثرش کمتر از جنگ سید الشهدا (علیه السلام) نبوده بشرحی که در زندگانی امام حسن (علیه السلام) نگاشته ایم و اهمیت آینده صلح امام حسن (علیه السلام) در پیشگوئی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آشکار بود.
صلحنامه بهانه ای برای معاویه بود تا امام حسن مجتبی (علیه السلام) بکنار برود و معاویه بعهد شکنی و ناپایداری بکرسی مراد بنشیند و جنایاتی که معاویه و آل ابوسفیان و آل مروان مرتکب شدند بنابر آنچه مقریزی در کتاب خصومت بین بنی هاشم بنی امیه نوشته و نویسنده در کتاب زندگانی امام حسین (علیه السلام) قسمتی را شرح داده ام و در تاریخ مفصل اسلام نگاشتیم بی شمار است.
دوران اموی هزار ماه طول کشید و 14 خلیفه حکومت نمودند که بشجره ملعونه در قرآن یاد شد. و در قدر می فرماید لیله القدر خیر من الف شهر شب قدر بهتر از هزار ماه است قدری که علی سرنوشت مسلمین را نگاشت و بدست آنها داد بهتر از هزار ماهی است که خلفای اموی مست و لایعقل در محراب و منبر چون میمون و انتر بنابر خواب پیغمبر بالا می رفتند بنی امیه اسلام را فقط برای حکومت و سلطه و سلطنت بر جان و مال و خون مردم می خواستند و حتی قرآن هر کجا مخالف میل آنها بود مکتوم می داشتند چنانچه معاویه بابن عباس نوشت از تفسیر قرآن جز بنظر ما خودداری کن (برای اطلاعات بیشتر بکتاب عاشورا چه روزیست مراجعه فرمائید).
دوران معاویه گذشت و یزید جوان مست مغرور مخموری که در روی زینهای اسبها در بیابانهای سرسبز شامات با مادرش و سگها و میمون ها و تازیهای شکاری رقاصه ها و ساقیها می گذرانید بر اریکه سلطنت نشست و سه خیانت غیر قابل جبران نمود: اول امام حسین (علیه السلام) را با یارانش در روز عاشورا کشت دوم فرمان قتل عام مردم مدینه را داد بطوری که خون در کوچه ها راه افتاد و به 12 هزار دختر تعدی نمودند سوم منجنیق بست تا خانه کعبه را خراب کنند که اثری از اسلام باقی نماند ولی خداوند طومار عمرش را درهم پیچید و در سی سالگی هلاک شد در این دوران هزار ماهه هم نامی از قرآن و دین و احکام و شریعت نبود مگر بنفع آنها تمام شود و رجال بزرگ را تبعید و متواری و قتل عام نمودند و درب خانه آنها را گچ گرفتند و خاندان آنها را نابود ساختند تا دوران بنی مروان هم بپایان رسید و بدست ابومسلم اصفهانی از خراسان ایرانیان قیام نمودند تا حق از دست رفته ائمه معصومین را بگیرند ولی در خلال عمل زمام از بنی امیه گرفته شد اما بدست بنی عباس سپرده شد (بشرحی که در تاریخ مفصل اسلام جلد اول نگاشته ام).

قابل توجه خوانندگان

در این فترت و دوران تحول فرصتی پیش آمد که امام سجاد (علیه السلام) بصورت دعا حقایق را حفظ فرمود و امام محمد باقر (علیه السلام) هزار نفر از جوانان صحابه را برگزید و بآنها درس علم و فضیلت آموخت و آماده مستعد کرد تا دوران مکتب کامل اسلام را فرا گیرند در نیمه قرن دوم مکتب امام جعفر صادق (علیه السلام) گشوده شد.
یکی از شاگردانش جابر بن حیان بود که بیش از 310 جلد کتاب در فنون مختلف نوشت و 110 کتاب او بزبانهای زنده دنیا ترجمه شد و چندین اختراع شیمیائی نمود که هنوز مورد استفاده می باشد اکسیر اعظم را او اختراع نمود که پس از 12 قرن بدان فرمول در سویس طلا ساختند و در جراید دنیا منتشر نمودند که فرمول جابربن حیان شاگرد امام جعفر صادق (علیه السلام) است.
(جلد سوم زندگانی امام صادق ص 178 156)
در فترت سیاست اموی و عباسی موقع مقتضی بدست آمد تا امام صادق (علیه السلام) در طول نیم قرن مکتب جعفری را تأسیس نموده تشکیل داد و در این مدرسه قریب 20 هزار دانشمند بزرگ که هر یک از آنها برای یک کشوری زمامداری نمودند تربیت فرمود از این بیست هزار نفر چهار هزار مدرس فحل و فقیه نیرومند و صاحب نظر تربیت کرد از این چهار هزار نفر چهارصد نفر مصنف و مؤلف بوجود آورد و بآنها تعلیم فرمود که اصول علمی اسلام را بنویسند و آنها بنام اصول اربعمائه چهارصد اصل کتب خود را نوشتند و بامضاء امام (علیه السلام) رسانیدند و از میان این اصول تا عصر امام زمان (عج) بحث اصولی بود امام صادق (علیه السلام) بنابر شرحی که در سه جلد زندگانی آن حضرت داده شد بتنهائی 220 رشته علم تدریس می فرموده احتجاجات حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) بدنباله مکتب جعفری و احتجاجات عمیق و ریشه دار امام رضا (علیه السلام) در کاخ امپراطوری مامون عباسی و احتجاجات امام هادی (علیه السلام) و عسکری (علیه السلام) دنباله آن بود تا در نیمه قرن سوم عصر حضرت عسکری علمائی بزرگ در اندیشه تجمع اصول اربعمائه بر آمدند و شیخ کلینی کتاب نفیس کافی را نوشت که امام فرمود کافی لشیعتنا و ابن بابویه صدوق کتاب من لایحضره الفقیه را و شیخ طوسی تهذیب و استبصار را نوشتند این چهار کتاب خلاصه فشرده اصول اربعمائه می باشد.
و پس از این چهار کتاب چهار کتاب دیگر از چهار شخصیت دیگر تتمیم و تکمیل گردید.
و سائل شیخ حر عاملی وافی فیض کاشانی بحارالانوار علامه مجلسی مستدرک الوسایل شیخ نوری.
مؤلف کافی حضرت ثقه الاسلام کلینی (کلین بفتح کاف نام قریه ای از قراء ورامین است و اینک از توابع تهران بشمار می رود).
محمد بن یعقوب بن اسحق کلینی رازی متولد 329 از محدثین عالی مقام بود که در مدت بیست سال و این کتاب را تألیف نمود. کافی مشتمل بر 34 کتاب است.
اصول کافی مشتمل بر عقل جهل توحید حجت ایمان و کفر و دعا و فضل قرآن و کتاب عشره است.
فروع کافی مشتمل بر 26 کتاب است: طهارت حیض جنایز صلوة زکوةصیام - حج جهاد معیشت تجارت نکاح عقیقه طلاق تدبیر کتابه صید ذبایح اطعمه اشربه و غیره که تمام کتب فقه را تشکیل می دهد.
روضه کافی فقط اخبار راجع به خمس است.
شیخ طوسی کتب دیگری را هم نسبت بکلینی داده که در این و جیزه نمی گنجد.
اما سخن ما درباره کتاب ایمان و کفر اولین کتاب کافی کلینی است که درباره ایمان و کفر است.

کتاب کافی و شرح و ترجمه های آن

قدیمترین کتاب جامع فقه و حدیث فرقه امامیه که مدار عمل اصحاب اثنی عشریه است کتاب کافی است که اکثر آن عین عبارات اهل بیت عصمت و طهارت است. این کتاب در 4 جلد شامل اصول فروع روضه است و دارای 16199 حدیث می باشد که 5072 حدیث صحیح و 144 حدیث حسن و 1118 حدیث موثق و 302 حدیث قوی و 9085 حدیث ضعیف دارد بسیاری بر این کتاب نفیس شرح و حاشیه نوشته اند که مشهورترین شروح کافی از این قرار است: