قرآن و کتاب های دیگر آسمانی

نویسنده : سید عبد الکریم هاشمی نژاد

اختلاف یا سند غیر آسمانی بودن

تردید نیست که شرایط زندگی و محیط زیست هر انسان عادی در طرز تفکر و مسیر فکری وی بطور آشکار مؤثر است، طرز تفکر یک فرد روزیکه دارای قدرت و توانائی باشد با زمانی که در ضعف و ناتوانی بسر می برد قطعاً یک گونه نخواهد بود، یک ثروتمند به همه چیز از دریچه ای می نگرد که در روز فقر و تهیدستی بدون شک آن دید برای او دیگر وجود نخواهد داشت.
در کتاب مقدس خود یعنی قرآن می خوانیم که خداوند برای اثبات آسمانی بودن آن برای مخالفین سرسخت و کینه توز اسلام می گوید:
«افلا یتدبرون القرآن و لو کان من عند غیرالله لو جدوا فیه اختلافاً کثیراً
یعنی آیا پس تدبر نمی کنند قرآن را ؟! و اگر بود از نزد غیر خداوند هر آینه یافته بودند در آن اختلاف بسیاری را.»
این بیان در قرآن اشاره به همین اصلی است که اکنون آنرا یادآور گردیدیم یعنی اگر گویندة قرآن و طبعاً در این کتاب اختلاف فراوان و تناقضات روشن بچشم می خورد زیرا آنحضرت در مدت بیست و سه سال دوران نبوت خویش کورانها و بحرانهای سختی را پشت سر گذارد و فراز و نشیب های زیادی را دیدار کرد. تاریخ زندگی آن بزرگوار پس از بعثت تاریخ پرتحولی است، روزی آن شخصیت بزرگ در نهایت ضعف و ناتوانی در سرزمین مکه آنگونه بسر می بردند که هر آن در معرض خطر مرگ و قتل قرار داشتند، در آنروزها گاهی برای فرار از انبوه دشمنی که مانند حلقة انگشتر در اطراف وی گرد آمده بودند بکوههای مکه پناهنده می گشت زمانی هم برای آنحضرت پیش آمد که نه تنها پایگاه قدرت جزیره العرب یعنی همان مکه در برابر وی سقوط کرده بود بلکه بزرگترین شخصیت نیرومند در سراسر جزیره العرب بوده است در اینصورت اگر قرآن زائیدة مغز آنحضرت و تراوشات فکری او می بود قطعاً دارای اختلاف فراوان و تناقضات بیشماری بود زیرا امکان ناپذیر است بیست و سه سال زندگی آنهم با آنهمه فراز و نشیبی بیسابقه که در تاریخ حیات آن بزرگوار وجود داشت طرز تفکر یک انسان را عوض ننماید و افکار او را دگرگون نسازد، اینکه روش و مسیر مطالب و مسائل قرآن از روز اول بعثت آنحضرت (که در کمال ضعف و ناتوانی بودند) با آخرین روزهای حیات آن بزرگوار (که در اوج پیروزمندی و قدرت قرار داشتند) یکسان است خود دلیلی است قاطع و اطمینان بخش بر اینکه اینکتاب از مبدئی سرچشمه گرفته است که حوادث و تحولات و تغییرات جهان هیچگونه اثری در آن بجای نمی گذارد و آن مبدأ خدا است

تناقضات انجیل و عهد جدید

اکنون با در نظر گرفتن این اصل طبیعی و عمومی که شرح دادیم به انجیل و کتابهای عهد جدید برگردیم، در آنجا با کمال تأسف می بینیم که چگونه در مواردی بسیار مطالب آن با یکدیگر متناقض است و اختلاف دارد.
آیا این اختلافات خود دلیلی آشکار نست که ساختگی بودن و غیر آسمانی بودن این کتابها را اثبات نماید؟!
آیا این تناقضات اطمینان بخش نیست که روشن سازد انجیلهای کنونی آن کتابی نیست که از جانب خداوند بر حضرت مسیح علیه السلام نازل گردیده؟!
اینک برای آشکار شدن بیشتر این حقیقت به قسمتی از این اختلافات و تناقضات اشاره می نمائیم.
یک انجیل در یک جا می نویسد که عیسی خود تورات را صحیح و آسمانی می داند و دربارة آن می گوید:
«گمان مبرید که آمده ام تا تورات یا صحف انبیاءرا باطل سازم نیامده آم تا باطل نمایم بلکه تا تمام کنم زیرا هر آینه بشما می گویم تا آسمان و زمین زایل نشود همزه یا نقطه ای از توارت هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع شود پس هر که یک از این احکام کوچکترین را بشکند و بمردم چنین تعلیم دهد در ملکوت آسمان کمترین شمرده شود اما هر که بعمل آورد و تعلیم نماید او در ملکوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد.»
و از سوی دیگر عیسی خود احکام تورات را اجرا نمی سازد و دستور تورات رادرباره زن زانیه نادیده می گیرد.
دو در موردی از انجیل عیسی می گوید: «اگر من بر خود شهادت دهم شهادت من راست نیست.»
ولی در جای دیگر می گوید: «آنگاه فریسیان بدو گفتند تو بر خود شهادت می دهی پس شهادت تو راست نیست عیسی در جواب ایشان گفت هر چند من بر خود شهادت می دهم شهادت من راست است.»
در این دو آیه یک بار عیسی می گوید شهادت من دربارة خودم راست نیست بار دیگر می گوید درباره خود شهادت بدهم راست است
سه عیسی (طبق نقل انجیل) در یک مورد فقط خدای را نیکو می داند ولی در مورد دیگر از غیر خدا هم به «نیکو» یاد می کند.
عهد جدید می نویسد: «چون براه می رفت شخصی دوان دوان آمده پیش او زانو زده سؤال نمود که ای استاد نیکو چه کنم تا وارث حیات جاودانی شوم عیسی بدو گفت چرا مرا نیکو گفتی و حال آنکه کسی نیکو نیست جز خدا فقط.»
و در جای دیگر خلاف آنرا چنین نقل می کند: «مرد نیکو از خزانة نیکوی دل خود چیزهای خوب برمی آورد و مرد بد از خزانة بد چیزهای بد بیرون می آورد.»
اینها نمونه های کوچکی از اختلاف و تناقض گوئی انجیل ها است و از این قبیل تناقضات در مورد بدار زدن عیسی، خروج وی از قبیر و حوادث روی صلیب، و درباره آنکسی که بیرون آمدن عیسی را از قبر (البته بعقیده مسیحیان) به مادرش مریم خبر داد و موارد دیگر فراوان است (و ما در گذشته بقسمتی از آنها اشاره نمودیم.)
خوانندگان عزیز! آیا وجود این اختلافات در موارد گوناگون خود دلیل روشنی نیست برای اثبات این حقیقت که انجیلهای کنونی ساخته و پرداختة دست انسانها است و هیچگونه ارتباطی با آنچه که بر مسیح علیه السلام از جانب خداوند نازل گردیده ندارد؟! در پایان این فصل تذکر این مطلب لازم است که اگر فرضاً انجیلهای کنونی شامل هیچیک از این مطالب خرافی و سخنان شاخدار هم نبودند و بر فرض آنکه مطالب آن با یکدیگر متناقض و دارای اختلاف نبود باز هم شایستگی نداشتند تا انسانیت را در عصر علم و دانش رهبری کنند زیرا این کتابها بطور کلی فاقد قوانینی هستند که جوابگوی احتیاجات بشر باشند.
اجتماع بقوانین قضائی محتاج است مقررات مالی می خواهد، طرحهای اقتصادی لازم دارد، برنامه های صحیح و منطقی برای اداره کشور و امور سیاسی می خواهد بمسائل فرهنگی و نظامی احتیاج دارد ولی متأسفانه کتابهای عهد عتیق و جدید فاقد همة این مسائل است، مگر می توان تنها «با درس محبت» دادن و چند جمله درباره مباحث معنوی سخن گفتن دنیای انسانیت را در عصر حاضر رهبری نمود؟!
آیا میتوان احتیاجات مادی و زندی این جهان را نادیده گرفت و درباره آن هیچگونه طرح و برنامه ای نداشت.
آری عهد عتیق و جدید فاقد این ضروریات است و این تنها مکتب آسمانی اسلام است که می تواند بهمه خواسته های طبیعی و منطقی بشر در شؤون مادی و معنوی پاسخ مثبت بدهد زیرا اسلام (با مقایسه با مترقی ترین کشورها و مکتب های زندةروز) در تمام قسمتها دارای عالیترین طرحها و برنامه های علمی و قابل اجرا است.
و این یک حقیقتی است آشکار و غیر قابل انکار که بخواست خداوند اثبات آن بسیار سهل و آسان است.
و لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.

اعترافات مهم دانشمندان دربارة قرآن

در پایان مباحث این کتاب بی تناسب نیست که اعترافات جمعی از دانشمندان بزرگ مسیحی را دربارة عظمت قرآن برای نمونه در این جا نقل کنیم.
«نولدکه» جذابیت قرآن را می ستاید
«نولدکه» دانشمند و خاورشناس مشهور آلمانی و نویسنده کتاب «تاریخ قرآن » درباره این کتاب آسمانی می نویسد:
«قرآن با منطق علمی و روش اطمینان بخش و قانع کننده ای که دارد دلهای شنوندگان خود را بسوی خویش توجه داده و آنها را طرف خطاب قرار می دهد، همواره بر دلهای کسانیکه از دور با آن مخالفت می ورزند تسلط یافته و آنها را بخود می پیوندد، فضیلت قرآن با داشتن سادگی و بلاغت خاص خود باوج کمال رسیده است، این کتاب توانست از مردمی وحشی و بی تربیت، ملتی متمدن ایجاد کند که تعلیم و تربیت دنیای خویش را بر عهده گرفتند.»
«گوته» می گوید قرآن جهان مدار می شود.
«گوته» ریاضیدان و شاعر معروف آلمانی دربارة قرآن می گوید:
«ما در ابتدا (بعلت وسوسة کشیشان و مخالفت آنها) از قرآن رو گردان بودیم اما طولی نکشید که این کتاب توجه ما را بخود جلب نموده و ما را دچار حیرت ساخت تا آنجا که در برابر اصول و قوانین علمی و بزرگ آن سر تسلیم فرود آوریم و در مطابقة الفاظ با معانی آن و عظمت امتیازاتش آشکار می گردد، شأن و علو و برتری آن بیشتر جلوه گر می شود، من معتقدم که این کتاب بزودی اثر نجات بخش و علمی خود را در سراسر گیتی بجای گذارده و بالاخره جهان مدار خواهد شد.»
«ژول لابوم» می گوید تعلیمات قرآن جهانی است
«ژول لابوم» خاور شناس پراطلاع فرانسوی می نویسد:
«تعلیمات و مواعظ قرآن تنها برای سران قوم نبود بلکه جهانی است.»
نامبرده در مقدمة «فهرست قرآن» می نویسد:
«مردم از هر نژاد و ملتی که هستند منصفانه باید موقعیت بشریت را از نظر علمی قبل از اسلام مورد مطالعه قرار دهند تا اعتراف کنند که علم و دانش بمعنای وسیع آن بوسیلة مسلمین برای جهانیان آورده شده، مسلمانان علوم و دانش خود را از قرآن که مانند دریای دانش بود گرفته و از آن نهرهائی ساختند، قرآن برای همیشه زنده است و هر کس از مردم جهان بقدر درک و استعداد خود از آن بهره برمی دارند.»
ستایش دکتر گوستاولوبون از قرآن
دکتر گوستاولوبون مستشرق فرانسوی و وزیر فرهنگ اسبق آن کشور در «تمدن اسلام و عرب» خود می نویسد: «مکتب اخلاق قرآن عالیترین روش فضائل اخلاقی است، قرآن مردم را بصدقه و احسان و عفت و بزرگواری، اعتدال و میانه وری تشوق نموده و آنها را به اهمیت وفای بعهد و پیمان خوانده و بدوستی با همسایگان و پیوست با خویشاوندان و دادن حقوق مستحقان و مراعات بیوه زنان و درماندگان و اهتمام در امر یتیمان و و بی پدران دستور داده است، اینها است آن آداب و تربیت عالیه ای که قرآن مردم را بسوی آنها دعوت کرده و این تربیت و آداب بمراتب بالاتر از انجیل و آداب آنست.»
سدیو دربارةقرآن سخن می گوید:
سدیو مستشرق و نویسندة مشهور فرانسوی می نویسد:
«در قرآن چیزی از مقررات اخلاقی و اجتماعی فروگذار نشده و قوانین آن بر پایة علم و اساس آن بر عدل و احسان استوار شده و هدف آن نشان داده راه حق و جلوگیری از باطل و دفع گمراهی و ضلالت و بیرون راندن بشر از تاریکی های ذلت و خواری بسوی نور و فضائل و کمالات انسانیت است، در این کتاب چیزی از اصول پاکیزگی و نظافت و موجب رهائی از هر گونه نقص و عیب فروگذار نشده و می تواند مردم جهانرا بزیور کمال آراسته سازد، قرآن توانست مردم عرب را از انواع فجایع و رسوائیها و ارتکاب گناه باز دارد و آنها را براه راست هدایت فرماید، این کتاب مشتمل بر حقایقی است که چشمهای عیب جویان از اسلام را از دیدن و گوشهای آنها را از شنیدن کور و کر کرده است.»
قرآن از نظر «تولستوی»
تولستوی دانشمند و نویسندة مشهور شوروی در کتابی که بنام «حکم محمد» نگاشته چنین می نویسد: «هر کس که بخواهد سادگی و بی پیرایه بودن اسلام را دریابد باید قرآن مجید را مورد مطالعه قرار دهد، در آنجا قوانین و تعلیماتی بر مبنای حقایق روشن وآشکار صادر و احکام آسان و ساده برای عموم بیان شده است، در این کتاب آیات فراوانی است که بخوبی بر مقام عالی دین اسلام و پاکی روحی آورندة آن گواهی می دهد.»
اعتراف «کارلایل» دربارة قرآن
توماس کارلایل دانشمند و نویسنده معروف انگلیسی می نویسد:
«هنگامیکه ما قرآن مجید را مطالعه می کنیم می بینیم این کتاب علاوه بر آنکه وحی آسمانی است از نظر کلمات و ترکیب بلیغ ترین کتاب است هیچکس قرآن را با دقت نمی خواند مگر آنکه می بینید حقایقی اصیل در برابر وی آشکار است و در می یابد که این کتاب وابسته باصلی حقیقی و به مبدئی عالی و مقدس پیوسته است و تردیدی نیست که گفتار حقیقی و درست نفوذ خاصی بر دلها دارد و حق آنست که تمام کتابها در برابر قرآن ناچیز و کوچکند و این کتاب از هر گونه عیب و نقص و اصول ناپسندیده پاکیزه و مبرا است.»
گواهی «دوزی» دانشمند هلندی:
دوزی دانشمند هلندی درباره قرآن می گوید: «قرآن کریم همواره مردم را به نیکوکاری امر فرموده و انسانهای سرکش و نافرمان را بیم و انذار می نماید، اعراب پس از آنکه مسلمان شدند و بقرآن ایمان آوردند با لباس نو تازه ای در برابر جهانیان عرض اندام نمودند که آن عبارت از صلح طلبی و آرامش خواهی و آزادی افکار در معاملات و رفتار بوده است.»
اعتراف «ادموند بورگ» انگلیسی
«ادموند بورگ» شخصیت سیاسی انگلستان می گوید:
«قرآن یا قانون محمدی قانونی است که شامل تمام طبقات اجتماع گردیده و آنها را بیکدیگر پیوند می دهد، قانونی است که به عالیترین نظام قضائی و بهترین روش علمی و بزرگترین رسم قانون گذاری ترتیب و تنظیم یافته است.
گواهی «پرلامس» کشیش
پرلامس کشیش نامی مسیحی می نویسد:
«قرآن نه تنها توانست اعراب را بسوی اسلام جذب نماید بلکه ملتهای مختلف و گوناگونی را مسلمان کرده است و شعاع آن هر روز پهن تر شده بر آسیا و آفریقا پرتو می افکند و مبشرین مسیحی ناظر این وضع هستند اما برای جلوگیری از آن کاری از دست آنها ساخته نیست.
سخنان «کاز یمرسگی» دربارة قرآن
«کازیمرسگی» می گوید:
«قرآن مجموعه ای است دل نشین زیرا در آن اخلاق و تمدن علم و سیاست، وعد و وعید در کنار یکدیگر قرار دارد.»
یک گواهی از «بلر»
«بلر» خاورشناس معروف می نویسد:
«لغت قرآن فصیح ترین لغات عرب و و اسلوب بلاغت آن طوری است که افکار را بسوی خود جذب می کند، قرآن دارای مواعظی آشکار است و بزودی برای همیشه بی معارض خواهد بود، هر کس که از این کتاب بخوبی پیروی کند زندگی آرام و گوارائی خواهد داشت.
«پایان»