قرآن و کتاب های دیگر آسمانی

نویسنده : سید عبد الکریم هاشمی نژاد

قرآن یا معجزة دائمی اسلام

نوع دوم از معجزات و خوارق عاداتی که با دست سفیر بزرگ خداوند یعنی پیامبر عالیقدر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم انجام گردید معجزة باقیة آن حضرت است، پیغمبری که جهانی است و بر تمام انسانها مبعوث گردیده و آئین مقدس او برای همیشه باید در عالم باقی بماند قطعاً باید این برگزیدة حق برای اثبات نبوت و مأموریت آسمانی خویش بر معجزه ای تکیه کند که برای همیشه باقی بوده و جنبة فصلی نداشته باشد.
آری پیغمبر جهانی معجزة جهانی می خواهد، معجزه ای که جنبة اعجاز آن برای همة مردم و ملتها در تمام شرایط قابل درک باشد، این معجزة جاویدان چیزی جز قرآن نیست.
قرآن سندی است آسمانی و استوار نامه ای است ملکوتی که پیامبر اسلام آنرا برای اثبات رسالت خویش در برابر دنیای بشریت از هر نژاد و ملت گشوده است.
معجزه بودن قرآن برای همیشه و همة ملتها خود یک نوع اعجاز است چون این کتاب باید از ابتدای نبوت آن بزرگوار تا پایان جهان همچنان بصورت سند زنده و دلیل غیر قابل انکار برای صدق مدعای وی و سفارت آسمانی او باشد در حالیکه بشریت از آنروز تا عصر ما دورانهای مختلفی را پست سر گذارده است.
در چهارده قرن قبل فرزندان آدم بخصوص در جزیره العرب در جهل و نادانی غوطه ور بودند و از نظر علمی و رشد فکری در مرحلة پائینی قرار داشتند. در آن عصر تاریک و شرایط نامساعد قرآن معجزة بزرگ و دلیلی قاطع بر نوبت پیغمبر اسلام بوده است.
در دنیای ما و عصر حاضر که بشر به بسیاری از اسرار و رموز جهان آفرینش پی برده و از حقایق علمی فراوانی برخوردار است باز هم قرآن همچنان بصورت یک سند زنده برای اثبات رسالت آسمانی آن بزرگوار است و جنبه اعجاز آن همچنان باستحکام و صلابت اصلی خود باقی است.
قرآن به لغت عرب (که اصولی ترین و جامع ترین لغات زندة جهان است) نازل گردیده و جنبة فصاحت و بلاغت آن نژاد سرسخت عرب را بزانو درآورده بود ولی همین کتاب در عصر حاضر برای نژادهای مختلف و ملتهای دیگر هم جنبة اعجاز خود را حفظ کرده است.
اینکه جنبه های اعجاز قرآن برای همیشه باقی بماند و گذشت زمان و تکامل فکری ابناء آدم هیچگونه ضربه ای بر این سند آسمانی وارد نیاورد خود یک معجزه و خارق عادت است.
بسیار دیده شد که دانشمندی بزرگ کتابی در رشته های تخصصی خویش با دقت و توجه هر چه بیشتر می نویسد و انتشار آن در همان عصر موجبی از تحسین و تشویق مردم را نثار وی می سازد، اما با گذشت زمان و تکاملی که از نظر علمی و فکری بوجود می آید آهسته آهسته ارکان علمی آن کتاب درهم فروریخته و ارزش و اعتبار آن نوشته یکباره سقوط کرده و یا تزلزل می یابد.
اما یکی از جنبه های زندة عظمت قرآن در این است که با سپری شدن قرنها و تحولات گوناگونی که برای افکار و عقاید انسانها بوجود آمده و پیشرفتهای علمی بهت آوری که برای انسانیت پیش آمده با اینحال همچنان طراوت و شادابی آن باقی است و در قسمت اعجاز آن نه تنها هیچگونه تزلزل و رخنه ای وارد نیامده بلکه هر چند بر حجم معلومات بشر افزوده می گردد عظمت و صلابت آن آشکارتر می شود.
اعجاز قرآن از جنبه های گوناگون
بحث و بررسی دربارة چگونگی اعجاز قرآن در همة عصرها و برای همه نژادها و ملتها خود موضوعی است بسیار جالب و پرارزش اما چون از شعاع گفتار ما بیرون است از این نظر از طرح آن بطور تفصیل در اینجا خودداری می شود و تنها باشاره ای در این باره قناعت می ورزیم.
قرآن برای مردم عرب از نظر فصاحت و بلاغت معجزه بود زیرا این کتاب در عصری نازل گردیده بود که ادبیات عرب در اوج عظمت و شکوفائی خود بوده است.
شعرای نامی و خطبای بزرگ آنان اشعاری میسرودند و خطابه هائی ایراد می کردند که گاهی تا آن حد گیرا و دل نشین بود که آنها را بر پرده ای می نوشتند و بر دیوار کعبه آویزان می نمودند.
در آن روز افکار آن مردم تنها متوجه «ادبیات» بود و فصحاء و بلغاء در بین آنان «طبقة ممتاز» جامعه بوده اند و تکریم و تحسین همگان نثار آنها می گردید.
علامة بزرگ مرحوم شیخ جواد بلاغی رضوان الله علیه در این باره می نویسد:
«و اما العرب الذین ابتدات بهم دعوه الاسلام فی حکمه سیرها الی الاصلاح فقد کانت معارفهم نوعاً منحصره بالادب العربی و کانوا خالین من سایر العلوم و الصنایع.
یعنی جامعة عربی که دعوت جهان اسلام از بین آنها شروع گردید از انواع علوم و صنایع که در آنروز شایع بود تهی بود و تنها دانش آنان آشنائیشان بادبیات عرب و فن فصاحت و بلاغت بوده است.
در چنین محیط آماده و در بین مردم که تنها رشتة تخصصی آنها فن ادبیات و فصاحت و بلاغت است و در آن قسمت بمرتبه کمال رسیده اند پیغمبر عزیز اسلام کتاب آسمانی خویش را در دست گرفت و آنرا بعنوان سند و دلیلی قاطع بر نبوت خود در برابر آن مردم عرب قرار داد. کتابی که حروف و کلمات یعنی مواد اولیة آن همان حروف و کلماتی است که در اختیار همه مردم عرب قرار داشت.
با اینحال عظمت آن از نظر همان فصاحت و بلاغت تا آنجا فوق العاده و عجیب بود که دنیای عرب را دریائی از حیرت توأم با تحسین و احترام فرو برده بود.
این کتاب آسمانی با آنکه بارها با صراحت تمام آن مردم را به مبارزه ای با خود دعوت کرده است و ب آنها گفت اگر می توانید سوره ای مانند قرآن بیاورید. با اینحال همگان بعظمتش و عجز از مقابلة با آن اعتراف نموده اند. رؤسای قریش و رهبران کفر و ضلالت در جزیره العرب که با آمدن پیامبر عالیقدر اسلام بر منافع نامشروع و موجودیت پلید و قدرت شیطانی و استثماری خود سخت احساس خطر کردند، آن کسانیکه سالیانی دراز با سرنوشت مردم و تمام شؤون انسانی آنها بازی نمودند، غارتگرانی که عمری در پناه قدرت و زور به چپاول و یغماگری اشتغال داشتند اکنون با طلوع خورشید تابناک اسلام و مکتب عدل جهانی وی پایه های پوشالی قدرت خویش را در حال فروریختن می دیدند درصدد برآمدند از تمام امکانات خود برای جلوگیری از پیشرفت کلمةحق استفاده کنند و اجازه ندهند تا پیغمبر عزیز اسلام برای پیشبرد مقاصد انسانی و جهانی خویش قدمی بجلو بردارد.
آنها در راه انجام هدف نامقدس از هیچ عمل غیر انسانی روی برنتافتند: پیغمبر را بجنون متهم کردن، او را دروغگو خواندند، ساحر و جادوگرش نامیدند، ویرا بمرگ تهدید کردند، در محاصرة اقتصادی قرار دادند، از مکه به شعب ابیطالب تبعیدش نمودند، او را آزردند، سنگ بسوش رها کردند، بارها ویرا سخت مجروح ساختند.
و آنگاه هم که بمدینه هجرت فرمود هر روز ساز تازه در برابر او نواختند و پیکارهائی خونین علیه وی بوجود آوردند، جنگها کردند، کشتند و کشتارها دادند در حالیکه فرستادة بزرگ خداوند حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم از همان ابتدای کار با صراحت تمام ب آنان اعلام نمود که برای مقابله با من کافی است تنها سوره ای مانند این قرآن بیاورید تا من دست از ادعای نبوت بردارم ولی آنها بخوبی نمی دانستند که از این راه نمیتوان به پیکار علیه آن حضرت برخاست و حداقل سوره ای مانند قرآن آورد.
قرآن اعراب را بمقابلة با خود دعوت می کند.
تحدی قرآن از نظر فصاحت و بلاغت و دعوت مردم جزیره العرب بمقالبةبا خود در سه مرحله انجام گردید. در مورد اول قرآن چنین می گوید:
قل لئن اجتمعت الانس و الجن علی ان یأتوا بمثل هذا القرآن لا یأتون بمله و لو کان بعضهم لبعض ظهیراً
یعنی اگر جن و انس اجتماع کنند و پشت به پشت یکدیگر بدهند و بخواهند مانند این قرآن بیاورند نمی توانند.
در این مرحله قرآن ملت عرب را دعوت کرده است تا کتابی مانند آن بیاورند ولی در مورد دوم از این حد تنزل کرده و از آنها خواست که اگر می توانند تنها ده سوره مانند آن بیاورند. آنجا که می گوید:
«ام یقولون افتراه قل فأتوا بعشر سور مثله مفتریات و ادعاوا من استطعتم من دون الله ان کنتم صادقین
یعنی پیامبرم! آیا این مردم می گویند که قرآن از جانب ما نیامده و تو آنرا بدروغ بما نسبت می دهی؟ ب آنها بگو اگر شما می توانید ده سوره مانند این کتاب بیاورید و بجز خداوند هر که را می خواهید در این راه بیاری بطلبید اگر راست می گوئید.
در مورد سوم از دومین مرحله هم تنزل فرموده و از آنها خواست که اگر می توانند تنها یک سوره مانند این کتاب بیاورند در حالی که بعضی از سوره های قرآن (مانند سورة توحید و عصر) از یک سطر تجاوز نمی کند
قرآن در این باره خطاب بآنان می گوید:
«و ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فأتوا بسوره من مثله و ادعوا شهدائکم من دون الله ان کنتم صادقین فان لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتقوالنار التی و قودها الناس و الحجاره اعدت للکافرین.
یعنی شما (ای مردم عرب) اگر در آسمانی بودن این کتابی که ما بر بندة خود (پیغمبر) فرستادیم تردید دارید سوره ای مانند آن بیاورید و گواهان خود را هم (بجز خداوند) در این راه بکمک بخواهید اگر راست می گوئید ولی اگر نتوانستید و نخواهید هم توانست پس برحذر باشید از آتش (دوزخ) که آتش گیره های آن آدمها و سنگها هستند و این آتش برای کفار آماده گردیده.
در این آیه با آنکه قرآن مردم را دعوت کرده است تا تنها یک سوره مانند آن بیاورند با اینحال جزیره العرب همچنان در انجام آن عاجز ماند در حالیکه اگر آنها می توانستند و توانائی انجام این کار را داشتند دیگر برای در هم کوبیدن اساس اسلام و پیروزی قاطع بر پیغمبر احتیاجی نبود تا با رنجهای فراوان آنهمه جنگهای خونین در برابر آن حضرت بوجود آورده و صدها جوانان خویش را طعمة شمشیر سازند.
آری اینجاست که عظمت اعجاز قرآن در فصاحت و بلاغت در جامعة دیروز عرب بخوبی آشکار می گردد بخصوص اگر در نظر بگیریم که این «هل من مبارز» های قرآن در برابر مردم فارسی زبان و یا ملت انگلیس و یا در قارة آمریکا نبوده است این تحدی در جزیره العرب بود در بین آن ملتی که فصاحت و بلاغت در بین آنان باوج ترقی و کمال رسیده و این کتاب هم بلغت و لسان آنان نازل گردیده و بر سبک و روش محاوراتی آنان سخن می گفت.

اعجاز قرآن از نظر فصاحت وبلاغت همیشگی است.

در اینجا ممکن است جمعی تصور کنند که اعجاز قرآن از نظر فصاحت و بلاغت تنها در چهارده قرن قبل و منحصر ب آن عصر بوده است ولی اکنون دیگر این جنبه از اعجاز قرآن اهمیت و عظمت خود را از دست داده است؟ در حالیکه این فکر کاملاً نادرست است زیرا تحدی قرآن و دعوت انسانها را که اگر می توانند سوره ای مانند آن بیاورند به آن عصر محدود نیست بلکه تا هم اکنون و تا پایان این جهان هم این فرقان عظیم همچنان با صدائی رسا اعلم می کند:
و ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فأتوا بسوره من مثله. آری نه تنها در آنروز بلکه برای همیشه هم، آوردن فقط یک سوره مانند این کتاب کافی است تا اساس اسلام را یکباره درهم فرو ریزد و ادعای نبوت این پیغمبر را باطل سازد.
قرنها است که دشمنان کینه توز اسلام که از پشتیبانی و حمایت همه جانبه و وسیع استعمار برخوردارند در راه لکه دار ساختن این مکتب آسمانی از هیچ عمل شیطانی روی گردان نیستند.
بخصوص مسیحیت که برای رسیدن به این هدف از انجام هیچ کاری امتناع نمی کند.
فرستادن هیئت های پزشکی، بوجود آوردن مؤسسات فرهنگی، اعزام میسیونرهای مذهبی و کاروانهای تبشی، انتشار کتاب و جزوة های بی حد و حصر و بالاخره صرف میلیاردها دلار در گوشه و کنار جهان و بخصوص در کشورهای اسلامی نمونه هائی از فعالیتهای خستگی ناپذیر آنان در راه مبارزه مستقیم و غیر مستقیم با اسلام است.
آنها که در این راه تا این حد فعالانه کوشش می کنند و باز هم خوشبختانه به نتیجة مثبت و مهمی نمی رسند اگر می توانستند از همان راهیکه قرآن در برابر همة دشمنان اسلام قرار داده (یعنی حداقل آوردن سوره ای مانند این کتاب) با این مکتب بمبارزه برخیزند تاکنون برخاسته بودند اما خوشبختانه این کار عملی نیست و قرآن خود صریحاً عجز بشریت را از انجام این کار در همان ابتداء در جمله ای کوتاه یادآورد شده و فرمود و لن تفعلوا
در عصر ما در کشورهای عربی تعداد مورد توجهی از مردم عرب مسیحی هستند و در بین آنان متخصص و آشنایان بفن فصاحت و بلاغت و ادبیات عرب فراوان دیده می شود و اگر برای مسیحیت امکان داشت تا از نظر فصاحت و بلاغت و با آوردن سوره ای مانند قرآن با این کتاب آسمانی بمبارزه برخیزد بهر قیمتی که بود آنرا انجام میداد ولی خوشبختانه می بینید که نه تنها «اینکار» غیر ممکن است و محال بلکه بسیاری از قلمهای اعراب مسیحی (صرفاً بخاطر حمایت از حق و حقیقت) در راه نشر مفاخر بزرگ اسلام بکار افتاده و مانند جرج جرداق مسیحی، استاد دانشگاه لبنان، الامام علی صورت العداله الانسانیه می نویسد.
اعجاز قرآن از جنبه های علمی و حقوقی
اعجاز قرآن از نظر فصاحت و بلاغت رای ساکین جزهیرةاعرب و بطور کلی آشنایان بواژةعرب و ادبیات آن کاملاً قابل درک است اما برای ملتها و نژادهای دیگر این حقیقت قابل فهم نیست، آنها نمی دانند که این کتاب از این نظر چه عظمت غیر قابل وصفی را دارا است و از طرفی هم اسلام یک آئین جهانی و ابدی است و کتاب آسمانی آن باید معجزة باقیة پیغمبر و سند اثبات نبوت حضرت محمد صلی الله علیه واله برای سراسر عالم در همة عصرها و زمانها باشد.
با این حساب باید جنبه های اعجاز قرآن آنچنان متنوع و گونگون باشد که برای هر ملتی در هر عصر حداقل قسمتی از آنها قابل درک گردد.
خوشبختانه قرآن از این نظر منبعی سرشار و غنی است، مثلاً قرآن بعلت آشکار ساختن بسیاری از حقایق علمی و اسرار طبیعی برای عصر ما معجزه است، در دنیائی که نسل آن وارث افکار و علوم میلیونها متفکر و دانشمند در طول تاریخ است و توانسته با استفاده از ابزار و وسائل طبیعی بسیاری از مجهولات جهان آفرینش را کشف سازد و از قسمت قابل ملاحظه ای از پدیده های هستی مطلع گردد. در چنین شرایط اگر ببیند قرآن در چهارده قرن قبل مطالب پیچیدة علمی و اسرار بهت آور جهان را با صراحت و قاطعیت تمام بیان میکند بدون تردید خود این برای او سندی است روشن بر آنکه این کتاب آسمانی و از جانب خدا است، زیرا در آنروز امکان کش این حقایق برای هیچ انسانی وجود نداشت.
داستان اعجاز قرآن از جنبه های علمی و بیان اسرار و رموز طبیعی ( که عظمت آن آرام آرام برای جهان ما آشکار می گردد) خود بحثی است بسیار وسیع و دامنه دار که از فرصت گفتار ما بیرون است. آری این قسمت یکی از مهمترین جنبه های اعجاز قرآن است، قسمت سوم از اعجاز قرآن جنبة حقوقی و قانون گذاری آن است، قسمت قانونگذاری قرآن بحث دامنه دار و دل نشین دارد و ما بخواست خداوند در آینده قدری در این باره سخن خواهیم گفت، از این قسمتها هم که بگذریم قرآن جنبه های تاریخی، انتقادی، اخلاقی و بالاخره تمام قسمتهای کمال را دارا است.
آری با در نظر گرفتن این جنبه های متنوع و گوناگون است که این کتاب توانست ارزش خود را از نظر اعجاز همچنان حفظ نموده و برای هر ملت و هر عصر حداقل یکی از قسمتهای مختلف آن «خارق عادات و معجزه باشد» و آسمانی بودن آن را اثبات نماید.
بی جهت نیست هنگامی که یکی از مجله های علمی اروپا نظریه و عقیدة مستر ولز دانشمند و نوسندة مشهور انگلستان را درباره بزرگترین کتابی که از آغاز بشریت تاکنون بیشتر از همة کتابها در جهان اثر گذاشته و عالیتر از همه است می پرسد وی از چهار کتاب یاد می کند که یکی از آنها قرآن است. آنگاه چنین اضافه می نماید:
«اما کتاب چهارم که مهمترین کتاب دنیاست قرآن است زیرا این کتاب تأثیری که در دنیا نموده نظیر آنرا هیچ کتابی به خود ندیده است.»
و ما بخواست پروردگار در آینده فصلی از این کتاب را به نقل گفتار شخصیت های بزرگ مغرب زمین دربارة قرآن اختصاص خواهیم داد.
در پایان این بحث تذکر این نکته لازم است که در بین کتاب های آسمانی این تنها قرآن است که از نظر ترکیب کلمات و فصاحت و بلاغت جنبة اعجاز را داراست و از این قسمت هم سندی قاطع بر اثبات نبوت پیامبر اسلام است ولی کتب انبیاء دیگر مانند تورات و انجیل مثلاً هر چند آسمانی هستند و از جانب خداوند نازل شده اند اما نزول آنها بمنظور اثبات نبوت آن پیامبران بزرگ نبوده و معجزه ای برای آنان بشمار نمی آمد.
معجزات آن برگزدیدگان خداوند و فرستادگان آسمانی منحصر در همان اعمال خارق عادتی بود که در دوران حیات آنها با دست آنان انجام می گردید.

آیا قرآن تحریف شده است ؟!

بحثی که ما برای موضوع گفتار خود انتخاب کردیم یعنی مقایسة قرآن با کتابهای دیگر آسمانی بسیار دامنه دار و وسیع است زیرا این مقایسه ممکن است از جنبه های مخلتف و گوناگون انجام گیرد، از نظر تاریخی، از جنبه های علمی و حقایقی که قرآن دربارة آنها سخن گفته، از نظر قانون گذاری و قسمتهای دیگر، اما هدف ما در اینجا تنها مقایسه برخی از مسائل این کتابها با یکدیگر است و از جنبه های دیگر این بحث چشم می پوشیم.
اولین موضوعی که در اینجا مورد توجه ما است «اثبات عدم تحریف قرآن» است.
این بحث یک موضوع اسلامی و اعتقادی است و در شما اطلاعات اولیه ای است که لازم است هر مسلمانی (کم و بیش) آنرا دارا باشد اما با کمال تأسف همانگونه که معلومات بسیاری از مردم مسلمان در اکثر مسائل اعتقادی تقریباً صفر است دربارة این بحث و مباحث ضروری دیگر قرآن هم آشنائی بیشتر مسلمین بسیار ناچیز و ضعیف است.
این تأسف هنگامی شدید می شود که می بینیم جمعی از مستشرقین اروپا گاهی آنچنان عمیق و محققانه دربارة قسمتهائی از مسائل اعتقادی اسلام بحث کرده اند که در بین مسلمانان مطلع هم کمتر فردی آنگونه دربارة آن مسائل بررسی و تحقیق کرده مثلاً « نولدکه » که از محققین و مستشرقین معروف آلمان است کتابی در «تاریخ قرآن» نوشته و در آن تحقیقات عمیقی دربارة ترتیب سوره های آن نموده است.
نامبرده در آنجا تحقیقی در این باره دارد که چرا بعضی از خطابات قرآن تنها بمؤمنین است و بصوت یا ایهاالذین امنوا، نازل گردیده ولی قسمتی از آنها خطاب بعموم افراد بشر و تحت عنوان یاایها الناس نازل شده است؟!
آنگاه می گوید طبق بررسی دقیقی که من در این باره بعمل آوردم آیاتی که خطابات آن با جمله یاایهاالناس است بیشتر در مکه نازل گردیده، در روزهائی که تعداد مسلمین بسیار کم و از چند نفر تجاوز نمی کرد از این نظر مستقلاً آنان مورد خطاب نبوده اند ولی آیاتیکه مؤمنین در آن مورد خطاب قرار گرفته آن و بصورت یا ایها الذین امنوا نازل گردیده نزول آنها اکثراً در مدینه بوده است در آن ایامیکه تعداد مسلمین قابل توجه و شمارة آنها فراوان بود و باین علت استقلالاً آنها مخاطب قرار گرفته اند.
آقایان عزیز: شما دقت کنید: بررسی یک خاور شناس غیر مسلمان آلمانی نه تنها دربارة کلیات مسائل قرآن بلکه دربارة جزئیات آن گاهی تا این جا است که نمونة آنرا هم اکنون نقل کردیم در حالیکه نسبت به بسیاری از مباحث اصولی و ضروری قرآن نه تنها اکثریت مردم مسلمان دارای اطلاعات ناچیزی هستند بلکه با کمال تأسف برخی از اوقات در بین خواص هم این حقیقت تلخ بچشم می خورد.
در هر حال بحث «تحریف» از مباحث مهم و اصولی اسلام است، از این نظر انتظار می رود بیشتر مورد دقت قرار گیرد.