گنجینه معارف جلد 2

نویسنده : محمد رحمتی شهرضا

مقدمه مولف

بسم الله الرحمن الرحیم
الذین یبلغون رسلت الله و یخشونه، و لایخشون أحد الا الله و کفی بالله حسیبا.
سوره الاحزاب
(پیامبران پیشین) کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می کردند و (تنها) از او می ترسیدند و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (پاداش اعمال آنها) است!
سپاس و ستایش مخصوص خداوندی است که نعمات لا تعد و لا تعصی را به انسان ظلوم کفار ارزانی فرمود(1). و سلام و درود بر پیامبر رحمت و مهربانی(2) و ائمه اطهار که کشتی نجات بوده و مودت به آنان اجر رسالت نبی مکرم اسلام خواهد بود(3).
چگونه خداوند منان را سپاس گوییم که بندگانش منت نهاده و معارف بلند آسمانی و انسانی(4) خویش را توسط انبیاء و اولیاء بزرگوار خویش بر انسان نازل فرمود که اگر چنین نبود، ظلمت جهل بر نوع بشر حاکم بود و معلوم نبود کلاف سردرگم نادانی، گل سرسبد مخلوقات این عالم رابه کجا می برد.
مرحوم استاد محمدی اشتهاردی (رحمه الله) می فرمودند: نامه ای از یکی از کشورها به دستم رسید که در آن خطاب به اهل قلم که حوزه معارف اسلامی کار می کردند، نوشته شده بود، شما جنایتکارترین افراد بشر هستید، چرا که با داشتن این همه معارف بلند انسانی، ما را از آن محروم نموده اید. آری براستی افتخار ماست که قرآن کریم، معجزه رهبر آسمانی ما، برای همیشه معجزه خواهد ماند و راه نجات بشریت امروز نیز در عمل به همین دستورات انسان ساز است.
ما نیز با عنایت خداوند متعال و بضاعت کمتر از اندک خویش، قطره ای از این دریای بی کران معارف آسمانی را در این مجموعه گرد آوردیم و از آنجا که در برابر آنچه بشر برای خود گرد آورده هر آیه و روایت از این کتاب که از منبع لایزال علم الهی سرچشمه گرفته است، برای خود دریایی است، نام آن را بالاشاره و الکنایه گنجینه معارف نهادیم.
بنای کار همچون سابق، بر آن بود که صد و ده موضوع به نام نامی امیرالمؤمنین علی علیه السلام انتخاب شده و از قرآن کریم، هفت آیه مرتبط، از لسان ائمه معصومین (علیهم السلام) ده روایت، و از تجارب اندیشمندان و گذشتگان، 5 داستان و حکایت، 3 شعر و نکاتی آورده شود. ترجمه آیات از ترجمه شیوا، دقیق و رسای آیت الله العظمی مکارم شیرازی، استفاده شده و نکات نیز از تفاسیر گرانقدر المیزان، نمونه، نور و... آورده شده است. در پایان نیز صد و ده مسئله شرعی به انضمام مسائل شرعی مبتلی به همچون عقد نکاح، و احکام میت و صد و ده نکته پیرامون امام زمان (علیه السلام) نیز آوردیم. در این مجموعه ده مجلس عاشورایی و چهل حدیث عاشورایی نیز اضافه شده است.
به امید آن روزی که نه تنها در مجامع تبلیغی، حتی در جلسات خانوادگی نیز آیات الهی، روایات معصومین (علیهم السلام)، داستانها و حکایات عبرت آموز، شعر و ... جای گفتارهای بیهوده و خدایی ناکرده، غیبت و ... را بگیرد.
بضاعت مزجاه علمی حقیر از سویی و گستردگی کار از سویی دیگر، باعث شده ناخواسته اشکالاتی در این مجموعه موجود باشد که با تذکر دوستان اهل فن، رفع خواهد شد. آنچه لازم به ذکر است، آن است که بنای ما در این مجموعه با توان اندک خویش، ارائه مجموعه ای است که برای عموم مردم و خصوصا طلاب و مبلغین جوان راهگشا باشد. سلیقه و هنر استفاده بجا و درست از این مطالب امری مهم است که بر دوش آنان است.
آنچه از دست ما بر می آمد، استفاده از منابع متقن و مستدلی است که با تحریف و خرافات آلوده نشده باشد. از ارجاعات این مجموعه و مجموعه قبل این مسئله به آسانی فهیمده می شود که در رأس عملکرد حقیر، استفاده از منابعی است که بتوان از آنها به عنوان یک منبع علمی دقیق و بی شک و شبهه به آن استدلال نمود. هر چند گسترش این معنا و ارائه مجموعه هایی با دقت بالاتر در نوع استفاده از مطالب امری است که هنوز بسیار جای کار داشته و همت بلند اهل تحقیق و نویسندگان و صاحب نظران را می طلبد که هیچ وقت ادعای آن را نداشته که این مجموعه، بهترین انتخاب ها را بر داشته و از این بهتر نمی شد! خیر، آنچه از دست حقیر برآمد، همین بوده است.
خدا را بی شمار سپاسگزارم که به من توفیق عظیم عنایت فرمود که چند وقتی از عمر ناقابل خویش را در سایه سار این معارف بلند الهی سپری نمودم و از او عاجزانه می خواهم که این نعمت را از من سلب ننماید و مرا به آنچه مورد رضا و نظر اوست رهنمون بوده و در روز و انفسای قیامت، عفو و رحمت بیکران خویش را نصیبم نماید.
در پایان از تمامی عزیزانی که در این مدت، معین حقیر بوده و ذره پروری نمودند، خصوصا مداح فاضل و با اخلاص خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام)، دایی بزرگوارم جناب حاج آقای علوی که در اشعار و روضه ها همراهیم کرده کمال تشکر را داشته و نیز از همسر مهربان و متدینم که بسیار کمکم نموده، سپاسگزارم.
این مجموعه را در دهه کرامت و در این اوقات که مقارن با صدای روح بخش اذان شده است، به روح پرفتوح آنکه عمری است ریزه خوار خوان کرم او هستیم، بانوی دو سرا، شفیعه محشر، حضرت فاطمه معصومه (علیهم السلام) و حضرت ثامن الحجج، علی بن موسی الرضا (علیه السلام) تقدیم نموده و برای روح تمامی شهدای اسلام، علماء، ذوی الحقوق و گذشتگان طلب عفو و علو درجات را دارم.
27/8/86 مصادف با هفتم ذی القعده 1428 هجری قمری قم المقدسه؛ محمد رحمتی شهرضا

آخرت (2)

آیات :
یقین به آخرت شرط ایمان
هدی و بشری للمؤمنین الذین یقیمون الصلاه و یؤتون الزکاه و هم بالاخره هم یوقنون(5)؛ (قرآن کریم) وسیله هدایت و بشارت برای مؤمنان است. آنانکه نماز را اقامه می کنند، زکات را پرداخت می کنند و به آخرت یقین دارند.
بهتر از دنیا
بل تؤثرون الحیوه الدنیا و الاخره خیر و أبقی(6)؛ ولی شما زندگی دنیا را مقام می دارید، در حالی که آخرت بهتر و پایدارتر است!
آخرت جای عمل نیست
و هم یصطر خون فیها ربنا أخرجنا نعمل صلحا غیر الذی کنا نعمل أولم نعمرکم ما یتذکر فیه من تذکر و جاءکم النذیر فذوقوا فما للظلمین من نصیر(7)؛ آنها در دوزخ فریاد می زنند: پروردگارا! ما را خارج کن تا عمل صالحی انجام دهیم غیر از آنچه انجام می دادیم! (در پاسخ به آنان گفته می شود:) آیا شما را به اندازه ای که هر کس اهل تذکر است در آن متذکر می شود عمر ندادیم، و انذار کننده (الهی) به سراغ شما نیامد؟! اکنون بچشید که برای ظالمان هیچ یاوری نیست!
ارزش برتر زندگی آخرت
و ما الحیوه الدنیا الا لعب و لهو و للدار الاخره خیر للذین یتقون أفلا تعقلون(8)؛ زندگی دنیا، چیزی جز بازی و سرگرمی نیست! و سرای آخرت، برای آنها که پرهیزگارند، بهتر است! آیا نمی اندیشید؟!
حضور همگی انسانها در قیامت
و لکل وجهه هو مولیها فاستبقوا الخیرات أین ما تکونوا یأت بکم الله جمیعا ان الله علی کل شی ء قدیر(9)؛ هر طایفه ای قبله ای دارد که خداوند آن را تعیین کرده است؛ (بنابراین، زیاد درباره قبله گفتگو نکنید! و به جای آن،) در نیکی ها و اعمال خیر، بریکدیگر سبقت جویید! هر جا باشید،خداوند همه شما را (برای پاداش و کیفر در برابر اعمال نیک و بد، در روز رستاخیز،) حاضر می کند؛ زیرا او، بر هر کاری تواناست.
اختلاف درجات مقام انسانها در آخرت
انظر کیف فضلنا بعضهم علی بعض و للاخره أکبر تفضیلا(10)؛ ببین چگونه بعضی را (در دنیا بخاطر تلاششان) بر بعضی برتری بخشیده ایم؛ درجات آخرت و برتریهایش، از این هم بیشتر است!
نیاز شدید انسان به حمایت الهی در قیامت
و لا تخزنی یوم یبعثون یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من أتی بقلب سلیم (11)؛ و در آن روز که مردم برانگیخته می شوند، مرا شرمنده و رسوا مکن! در آن روز که مال و فرزندان سودی نمی بخشد، مگر کسی که با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید!
روایات :
دنیا و آخرت
الدنیا منیه الاشقیاء، الاخره فوز السعداء(12)؛ امام علی (علیه السلام): دنیا آرزوی بدبختان است و آخرت پیروزی نیک بختان.
چنگ به آخرت
علیک بالاخره تاتک الدنیا صاغره(13)؛ امام علی (علیه السلام): به آخرت چنگ در زدن، دنیا برایت کوچک آید.
دنیا فناپذیر است
ان الدنیا منقطعه عنک و الآخره قربیه منک(14)؛ امام علی (علیه السلام): همانا دنیا از تو جدا شدنی و آخرت به تو نزدیک است.
توصیف آخرت توسط پیامبران
و کل شی ء من الدنیا سماعه أعظم من عیانه، و کل شی ء من الاخره عیانه أعظم من سماعه، فلیکفکم من العیان السماع، و من الغیب الخبر(15)؛ امام علی (علیه السلام): و هر چیز دنیا، شنیدن آن بزرگ تر از دیدن آن است؛ و هر چیز آخرت، دیدن آن بزرگ تر از شنیدن آن است. پس، به جای دیدن آخرت و مشاهده آنچه از دیدگان شما پنهان و در پس پرده غیب است، به همان شنیدن و خبر یافتن (توسط پیامبران) اکتفا کنید.
آبادی آخرت
من عمر دار اقامته فهو العاقل(16)؛ امام علی (علیه السلام): کسی که خانه ماندگاری خود را آباد سازد، خردمند است.
جاودانگی آخرت
عنه (علیه السلام): الدنیا أمد، الاخره أبد(17)؛ امام علی (علیه السلام): دنیا تمام شدنی است، آخرت همیشگی است.
یاد آخرت
الامام علی (علیه السلام): ذکر الاخره دواء و شفا، ذکر الدنیا أدوأ الادواء(18)؛ امام علی (علیه السلام): هر کس که زیاد به یاد آخرت باشد، گناه و نافرمانی او کم شود!
آخرت نزدیک است
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): اعمل لدنیاک کانک تعیش أبدا و اعمل لاخرتک کانک تموت غدا(19)؛ پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): برای دنیای خود چنان کن که گویی جاودانه زندگی می کنی و برای آخرتت چنان کار کن که گویی فردا خواهی مرد.
بی نیازی با کوشش برای آخرت
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): من أصبح و أمسی و الاخره أکبر همه جعل الله الغنی فی قلبه و جمع له أمره و لم یخرج من الدنیا حتی یستکمل رزقه و من أصبح و أمسی و الدنیا أکبر همه جعل الله الفقر بین عینیه و شتت علیه أمره و لم ینل من الدنیا الا ما قسم له(20)؛ پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم): هر آن کس که در طول شبانه روز بزرگ ترین همتش آخرت باشد، خداوند بی نیازی را در دل او جای و کارش را سامان دهد و از دنیا نرود مگر وقتی که روزی اش را کامل دریافت کرده باشد. و هر آن کس که در طول شبانه روز بزرگ ترین همتش دنیا باشد، خداوند (مهر) فقر و نداری بر جیبش زند و کارش را پریشان سازد و از دنیا به چیزی بیش از قسمت خود نرسد.
داستانها :
زنده کردن مردگان
شخصی استخوان پوسیده ای را از دیواری کند و با فشار آن را به صورت آرد درآورد (و با یک دنیا غرور و نخوت) به رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: کیست که دوباره این استخوان پوسیده متلاشی را زنده کند؟ من یحیی العظام و هی رمیم خداوند به پیامبرش دستور می دهد به او بگو همان خدایی که در مرتبه اول او را آفریده بعد از متلاشی شدن هم می تواند دوباره خلق کند. قل یحییها الذی انشأها اول مره(21)
اگر سازنده هر کالایی بگوید که من محصول کارخانه ام را باز کرده و دوباره به هم متصل می کنم، گزاف نگفته زیرا ساختن از باز کردن و بستن مهم تر است، وسوسه منکران معاد در دو چیز بود:
اول - اینکه آیا می شود استخوان پوسیده زنده می شود؟! و قالوا اذ کنا عظاما و رفاتا ءانا لمبعوثون خلقا جدیدا(22)، می گویند آیا هنگامی که ما استخوانهای پوسیده و پراکنده ای شدیم دگر بار آفرینش تازه ای خواهیم یافت؟!...
دوم - اینکه بر فرض زنده شدن استخوانها پوسیده ممکن باشد، این کار به دست چه کسی انجام خواهد گرفت؟ فسیقولون من یعیدنا؟ قل الذی فطرکم اول مره(23)؛ می پرسند کی دوباره ما را بر می گرداند به آنها همان خدائی که بار اول شما را آفرید؛ اگر یک کارگر ساده خشت مال بگوید که من خشت خودم را خرد می کنم و دوباره از نو از همان خاک، خشت تازه ای می سازم، آیا اینقدر تعجب می کنند؟!
این کسانی که اینقدر زنده شدن اجزای متلاشی را بعید می دانند چرا در اصل آفرینش شکی ندارند، اصل آفرینش که دوباره آفریدن مشکل تر است؛ آیا هواپیماسازی مهمتر است یا باز کردن و در هم ریختن قطعات آن و سپس وصل کردن آنها؟ کسی که هواپیما را ساخت، اگر گفت من این هواپیما را باز می کنم و در هم می ریزم و دوباره می سازم، آیا باید شک کرد؟ هرگز، زیرا باز کردن و بستن به مراتب از ساختن اول آسان تر است و کسی که کار مشکل کرد کار آسان تر را هم می کند (گرچه نزد خدا و قدرت بی نهایت او هیچ چیز مشکل نیست) به سراغ قرآن می رویم که در این زمینه می فرماید:
هو الذی یبدوا الخلق ثم یعیده و هو اهون علیه(24)؛ او خدائی است که خلق و آفرینش را پدید آورد و سپس آن را باز می آورد و باز کردن آسان تر است(25).
فقط تا لب گور
یکی از دانشمندان می گفت: روزی در بیرون صحرا نشسته بودم، موری را دیدم که دانه گندمی را از زیر خار و خاشاک پیدا کرد، آن را با زحمت و مشقت بسیار از زیر خار و خاشاک بیرون آورد و مقداری آن را با خود حمل کرد. هر جا که پستی و بلندی بود، او به زحمت بسیار می افتاد و آن دانه گندم را با سختی بسیار همراه خود می برد. من هم عقب سرش رفتم تا ببینم او به کجا می رود. مسافت زیادی را پیمود تا بالاخره به لانه اش رسید، اما ناگهان دیدم که گنجشکی از بالا به پائین جست و دانه گندم را به همراه خود مورچه بلعید. به فکر فرو رفتم که، آدمی این همه زحمت می کشد، ناگهان فرشته مرگ می آید و او را می برد. آنچه زحمت کشیده، تمامش به هدر می رود. مال و جاه را با خود تا لب گور می آورد، اما آنجا از او می گیرند و بدنش را از زیر خاک می کنند، نه فرش و نه چراغی، نه انیس و مونسی، جز ایمان و عمل صالح، هیچ چیز هم ندارد. آدمی بدبخت این جور است که برای خوشی در دنیا زحمت می کشد، اما بیچاره نمی داند غیر از دردسر، چیز دیگری نیست(26).
داستانی قرآنی
حضرت ابراهیم (علیه السلام) از کنار دریایی گذشت. لاشه ای را دید که گوشه ای از آن در دریا و قسمت دیگرش در خشکی قرار داشت و حیوانات دریائی و صحرائی و پرندگان بر سر آن ریخته و هر ذره ای از آن را یک نوع حیوانی می خورد، همینکه این منظره را دید از خدا پرسید که روز قیامت چگونه مردگان را زنده می کنی (ذرات این لاشه در دریا و صحرا و فضا پخش شد و هر قسمت بدنش جزء بدن حیوان دیگری گردید) خداوند از ابراهیم پرسید آیا ایمان به معاد و قدرت من نداری؟ گفت چرا لیکن با مشاهده عینی آرامش دل پیدا می کنم (آری استدلال و منطق تنها مغز و فکر را آرام می کند ولی تجربه و مشاهده دل را).
خداوند به ابراهیم فرمود چهار نوع پرنده بگیر و پس از ذبح گوشتشان را در هم مخلوط کن و بر سر چند کوه بگذار و سپس یک یک آنها را صدا کن؛ ببین چگونه ذرات مخلوط از هم جدا می گردد و در کنار هم قرار می گیرد و پرنده اولی ساخته می شود. حضرت ابراهیم (علیه السلام) خروس و کبوتر و طاووس و کلاغ را گرفت و ذبح نمود و گوشتشان را کوبیده و در هم مخلوط کرد و بر سر ده کوه نهاد، سپس هر یک از آن پرنده ها را صدا زد. تمام ذرات گوشت آن که بر سر هر قله کوهی بود به هم متصل شد و در برابر چشمان او به صورت یک پرنده کامل درآمد(27).
آری خداوند برای امثال ابراهیم ها که در کلاسهای ابتدائی و متوسطه قبول شده اند مرحله بالاتری دارد و آنان را به آزمایشگاههای مخصوص خود در نظام هستی می برد ولی برای کسانی امثال ما که از پله های اول هم بالا نرفته ایم از مقام شهود و حضور و معراج و ملکوت و یقین خبری نیست(28). زندان و بهشت
روزی امام حسن مجتبی (علیه السلام) لباس فاخری پوشید، وضع خود را آراسته کرد و عطر زد و سوار بر مرکب شد و در صورتی بسیار عالی از خانه خارج شد. در بین راه شخصی که یهودی بود و از شدت فقر و تنگدستی، لباسهای مندرس پوشیده و لاغر و ضعیف بود و وضع اسفناکی داشت به او برخورد کرد و حضرت را متوقف کرد و گفت: من از جدت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که می گفت: دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است، در حالیکه من دنیا را چون بهشتی پر نعمت برای تو که مؤمن هستی می بینم و برای خودم که کافر هستم به مانند زندانی که از سختی آن در معرض هلاک هستم! حضرت در پاسخ او فرمود: اگر از آنچه خدا برای آخرت من مهیا کرده خبر داشتی می فهمیدی که من قبل از انتقال به آن جهان در زندان به سر می برم و اگر از آنچه خدا از آتش جهنم و عذاب سخت برایت آماده کرده خبر داشتی می فهمیدی که اینک با اینهمه فقری که داری در بهشتی زندگی می کنی که بسیار پرنعمت و وسیع می باشد(29). همنشینی ابدی انسان با اعمال
خواجه نظام الملک گفت شبی در خواب دیدم شخصی زشت رو و بدهیکل پیدا شد، نزدیک من نشست به همین طریق عده ای هیولائی زشت چنان کریه و بدمنظر بودند که از بوی بد آنها نزدیک بود روح از بدنم خارج شود، هر کدام از دیگری زشت تر و بدبوتر با اضطراب و وحشت زیاد از خواب بیدار شدم. خوابم را به کسی ابراز نکردم. شب دوم همان اشخاص ظاهر شدند. از دیدار آنها نزدیک بود قالب تهی کنم. شب سوم از ترس به خواب نرفتم. بیداری به نهایت رسیده خواب بر من غلبه نمود، باز همان اشخاص شبهای گذشته را دیدم ولی در آخر کار، مشاهده نمودم عده ای آمدند زیبا صورت و سیرت، خوش سخن. هر یک از آنها که وارد می شد یکی از زشت رویان بیرون می رفت تا تمام آنها رفتند. اشخاص زیبا جایشان را گرفتند. من از مجالست و همنشینی آنها بسیار خرسند شدم. از یک نفر پرسیدم شما کیستید. گفت ما صفات نیک توایم آنها که رفتند صفات زشت تو بودند اگر تو را تاب همنشینی با آنهاست، مجالستشان را اختیار کن و الا اگر آنها را دوست نداری ما را به دوستی بگزین! هر یک از ما و آنها مدت هم نشینی مان با تو تا ابد خواهد بود(30).
اثر اعمال در آخرت
سعدبن معاذ یکی از یاران بسیار خوب پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بود. همینکه از دنیا رفت و خبر مرگ او به رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) رسید، حضرت با یاران از جا برخاسته و بدون لباس رسمی (بدون عبا و کفش) حرکت کردند، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور غسل دادند و خودشان ایستادند تا غسل تمام شد. گوشه های جنازه سعد را گرفتند تا به محل خاک رسیدند، شخص رسول گرامی بدن سعد را گرفت و داخل قبر گذاشت و خود ایشان قبر را با خشت و گل با همکاری یاران مسدود کردند و سپس خاک ریختند تا قبر با زمین مساوی شد، یکی از جملاتی که پیامبر به هنگام دفن او فرمود این بود که من می دانم بدن و کفن او می پوسد ولی خدا دوست دارد که انسان که کاری را انجام می دهد محکم کاری کرده و درست انجام دهد و سرهم بندی نکند و لذا من لحد را محکم می سازم.
مادر سعد همینکه محبت و توجه و تشییع جنازه و دفن و سایر مراسم را از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) دید، گفت: ای فرزندم! برای تو بهشت گوارا باد! پیامبر عزیز فرمود: ای مادر عجله نکن و بهشت را برای او حتمی و قطعی ندان! زیرا امثال سعد هم با آن مقام معنوی که دارند و کارشان به جایی می رسد که پیامبر می فرماید: چون ملائکه را پا برهنه در تشیع جنازه او دیدم من هم پا و سر برهنه آمدم، آری آن مردان خدا هم گاهی به خاطر یک سری نقاط ضعف که در زندگی خود دارند گرفتار تنبیه می شوند) و فرزند تو (سعد) هم به خاطر بداخلاقی که در خانه با همسرش داشت، الان که دفن شد به فشار قبر گرفتار گردید.
از این حدیث جالب چند درس گرفته می شود.
1- بزرگترین شخصیت عالم هستی در تشیع جنازه شرکت می کند.
2- ملائکه خدا به احترام وفات مؤمن به زمین نازل و در مراسم شرکت می نمایند.
3- پیامبر عزیز فرمود در کارها گر چه زیر خاک کردن مردگان است، محکم کاری کنید.
4- زن در اثر تربیت اسلامی به قدری رشد می کند که تنها مسائل ایمانی و فکری را معیار دانسته و حتی مرگ فرزند به خاطر راهی که انتخاب کرده در او اثر نمی گذارد و می گوید گوارا باد بر تو بهشت.
5- زود شخصی را بهشتی یا جهنمی ندانید.
6- در فرهنگ اسلام یک نوع ارتباط بسیار عمیق و مرموز دیده می شود به طوری که در فشار گذاردن و ناراحت کردن همسر و خانواده در دنیا سبب فشار و ناراحتی انسان در عالم برزخ می شود.
7- اهمیت اخلاق مرد در خانه به قدری مهم است که جزای بداخلاقی آن حتی با نزول فرشتگان و توجه خاص رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) قابل جبران نیست.
8- این حدیث هشدار به اولیای خدا می دهد که مبادا با یک سری برنامه های خداپسند و پیامبر پسند و مردم پسند به خود مطمئن شوند و باید هر لحظه در دل خود هراس و بیم داشته باشند که ممکن است در لابلای برخوردهای بسیار ظریف از ما اعمالی سرزند که بزرگترین عبادتها نتواند ما را از مهلکه آن برهاند(31).
اشعار :
معاد، دلیل زندگی
روزگار و چرخ و انجم سر به سر بازیستی - گرنه این روز دراز دهر را فرداستی (ناصر خسرو)
قیامت حتمی است
قیامت گر چه دیر آید بیاید . (از مجمع الامثال)
نیکی بهترین توشه آخرت
تو تا زنده ای سوی نیکی گرای - مگر کام یابی به دیگر سرای (فردوسی)
رویارویی با اعمال خود در قیامت
هر چه زین جا بری نگهدارند - در قیامت همانت پیش آرند (سنایی)
نکات :
تقوای واقعی، بدون یقین به آخرت ظهور پیدا نمی کند.
جزای کسی که در دنیا خود را به کوری و کری و لالی می زند، کوری و لالی آخرت است. و نحشرهم یوم القیامه علی وجوههم عمیا و بکما و صما
محرومیت هایی که مؤمن به جهت رعایت حرام و حلال در این دنیا می بیند، در آخرت جبران می شود.
ما در دنیا نگران از دست دادن نعمت ها هستیم، اما در آخرت اندک است.
در روایات به کسی که آخرت خویش را فدای دنیا کند مجنون، و به پیروان رهبر فاسد فقیر، و آن کس که دین خود را از دست بدهد، غارت زده گفته شده است.
در قرآن مجید 115 مرتبه کلمه دنیا بکار رفته و 115 مرتبه کلمه آخرت استعمال شده است و این یک تصادف نیست. البته این به معنای آن نیست که اهمیت دنیا و آخرت هر دو یکسان است.
آخرت را سطحی ننگرید و در آن فکر کنید.
آخرت، بهترین وسیله رسیدن به تقوا می باشد.
توجه به حالات روحی در دنیا و پاسخگویی به اعمال در آخرت، نشانه دانشمندان واقعی است.
مراقب باشیم که زینت ها و جلوه های دنیا، مقدمه غفلت از آخرت است.
در دعوت مردم به حق، آنان را به مقایسه دنیا و آخرت دعوت کنیم.
ملاک رسیدن به نعمت های آخرت، تقوی است.
آخرت، جلوگاه خسارت های واقعی است.
دنیا و آخرت تفاوت هایی دارند، از جمله: 1- غم و اندوه در دنیا از انسان به دیگران سرایت می کند، ولی در آخرت چنین نیست. 2- در دنیا، انسان می تواند با عذر یا کفاره یا دروغ یا حیله یا توبه یا ناله مشکلش را حل کند، اما در آخرت چنین نیست. 3- تلخی های دنیا قابل تخفیف است و اگر انسان با آن انس گرفت، از تلخی آن کاسته می شود، ولی در آخرت چنین نیست.
حال که دنیا و آخرت در برابر ماست، مسیر ابدیت و رضای خالق را ادامه دهیم.
میان پاداش دنیوی و اخروی تفاوت فراوان است. در بهره های دنیوی، تلخی هایی نیز وجود دارد، ولی ثواب آخرت به تمامی نیکی و خیر است. محرومیت انسان در آخرت، ناشی از عملکرد او در دنیاست.
عذاب های آخرت، انواع و مراحل متعدد دارد.
اسیر مال شدن در دنیا، موجب اسارت در آخرت است.
جزای کامل در آخرت است، و پاداش های دنیوی بی ارزش است.
زندگی آخرت برتر از زندگی دنیاست و معامله دنیا با آخرت کار بزرگی است.
در آخرت، برگشت امکان ندارد، پس تا از دنیا نرفته ایم از بدی ها برگردیم.
انسان که می تواند از خداوند، دنیا و آخرت را بخواهد و از نعمت های هر دو سرا بهره مند شود، اگر تنهابه دنیا اکتفاء کند و در کارهای نیک، در پی اهداف مادی باشد، به شدت در اشتباه است.
مؤمنانی که از خداوند، هم دنیا و هم آخرت از طلب کنند برنده اند.
نگاهی به مسئله حساب در روز قیامت
آنچه از آیات قرآن کریم بدست می آید این است که:
1- همه افراد مورد سؤال قرار می گیرند. فلنسئلن الذین أرسل الیهم و لنسئلن المرسلین (اعراف، 16)
2- همه اعمال مورد محاسبه واقع می شود. لتسئلن عما کنتم تعلمون (نحل، 93)
3- همه احوال مورد رسیدگی قرار می گیرد. ان تبدوا ما فی أنفسکم أو تخفوه یحاسبکم به الله (بقره، 284.)
4- از همه اعضای بدن سؤال خواهد شد. ان السمع و البصر و ... کل أولئک عنه مسؤلا (اسراء 36.)
5- از نعمت های الهی سؤال می شود. لتسئلن یومئذ عن النعیم (نحل، 93.)
6- همه کارها را در هر کجا و به هر اندازه که باشد حاضر خواهند ساخت. ان تک مثقال حبه من خردل فتکن فی صخره (لقمان، 16.)
در اولین سؤال، از نماز خواهند پرسید و به حساب امور مهمی چون، جوانی، عمر، راه کسب درآمد و هزینه آن و بویژه مسأله رهبری و ولایت خواهند پرداخت و همین بس که خداوند، خود حسابرسی خواهد بود. کفی بنا حاسبین (انبیاء، 47)

آرامش

آیات :
عوامل اطمینان
الله نزل أحسن الحدیث کتبا متشبها مثالی تقشعر منه جلود الذین یخشون ربهم ثم تلین جلودهم و قلوبهم الی ذکر الله ذلک هدی الله یهدی به من یشاء و من یضلل الله فما له من هاد(32)؛ خداوند بهترین سخن را نازل کرده، کتابی که آیاتش (در لطف و زیبایی و عمق و محتوا) همانند یکدیگر است؛ آیاتی مکرر دارد (با تکراری شوق انگیز) که از شنیدن آیاتش لرزه بر اندام کسانی که از پروردگارشان می ترسند می افتد؛ سپس برون و درونشان نرم و متوجه ذکر خدا می شود؛ این هدایت الهی است که هرکس را بخواهد با آن راهنمایی می کند؛ و هرکس را خداوند گمراه سازد، راهنمایی برای او نخواهد بود!
تأثیر آرامش در زندگی
هو الذی أنزل السکینه فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایمنا مع ایمنهم و لله جنود السموت و الارض و کان الله علیما حکیما(33)؛ او کسی است که آرامش را در دلهای مؤمنان نازل کرد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند؛ لشکریان آسمانها و زمین از آن خداست، و خداوند دانا و حکیم است.
اهمیت آرامش روحیه در مقابل دشمن و در مصائب
الا تنصروه فقد نصره الله اذ أخرجه الذین کفروا ثانی اثنین اذ هما فی الغار اذ یقول لصحبه لا تحزن ان الله معنا فانزل الله سکینته علیه و أیده بجنود لم تروها و جهل کلمه الذین کفروا السفلی و کلمه الله هی العلیا و الله عزیز حکیم(34)؛ اگر او را یاری نکنید، خداوند او را یاری کرد؛ (و در مشکلترین ساعات، او را تنها نگذاشت؛) آن هنگام که کافران او را (از مکه) بیرون کردند، در حالی که دومین نفر بود (و یک نفر بیشتر همراه نداشت)؛ در آن هنگام که آن دو در غار بودند، و او به همراه خود می گفت: غم مخور، خدا با ماست! در این موقع، خداوند سکینه (و آرامش) خود را بر او فرستاد؛ و با لشکرهایی که مشاهده نمی کردید، او را تقویت نمود؛ و گفتار (و هدف) کافران را پایین قرداد، (و آنها را با شکست مواجه ساخت؛) و سخن خدا (و آیین او)، بالا (و پیروز) است؛ و خداوند عزیز و حکیم است!
آرامش انسان در شب
ألم یروا أنا جعلنا لیسکنوا فیه و النهار مبصرا ان فی ذلک لایت لقوم یؤمنون(35)؛ یا ندیدند که ما شب را برای آرامش آنها قرار دادیم و روز را روشنی بخش؟! در این امور نشانه های روشنی است برای کسانی که ایمان می آورند (و آماده قبول حقند).
دعای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مایه آرامش خاطر مسلمین
خذ من أمولهم صدقه تطهرهم و تزکیهم بها و صل علیهم ان صلوتک سکن لهم و الله سمیع علیم(36)؛ از اموال آنها صدقه ای (بعنوان زکات) بگیر، تا بوسیله آن، آنها را پاک سازی و پرورش دهی! و (به هنگام گرفتن زکات،) به آنها دعا کن؛ که دعای تو، مایه آرامش آنهاست؛ و خداوند شنوا و داناست!
از عوامل آرامش همسر است
و من ءایته أن خلق لکم من أنفسکم أزوجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مؤده و رحمه ان فی ذلک لایت لقوم یتفکرون(37)؛ و از نشانه های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند!
آرامش از نعمتهای مهم الهی
و ضرب الله مثلاً قریه کانت ءامنه مطمئنه یاتیها رزقها رغدا من کل مکان فکفرت بأنعم الله فاذقها الله لباس الجوع و الخوف بما کونوا یصنعون(38)؛ خداوند (برای آنان که کفران نعمت می کنند،) مثلی زده است: منطقه آبادی که امن و آرام و مطمئن بود؛ و همواره روزیش از هر جا می رسید؛ اما به نعمتهای خدا ناسپاسی کردند؛ و خداوند به خاطر اعمالی که انجام می دادند، لباس گرسنگی و ترس را بر اندامشان پوشانید!
امنیت واقعی
الذین ءامنوا و لم یلبسوا ایمنهم بظلم أولئک لهم الامن و هم مهتدون(39)؛ (آری،) آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست؛ و آنها هدایت یافتگانند!
روایات :
آرامش با رضایت
الامام علی (علیه السلام): من وثق بأن ما قدر الله له لن یقوته استراح قلبه(40)؛ امام علی (علیه السلام): هر که اطمینان داشته باشد که آنچه خدا برایش مقدر کرده است به او می رسد، دلش آرام گیرد.
آرامش با همسر
قال علی (علیه السلام): الزوجه الموافقه احدی الراحتین(41)؛ امام علی (علیه السلام): زن سازگار، یکی از دو آسایش است.
آرامش با قناعت
عن علی (علیه السلام): من اقتصر علی بلغه الکفاف فقد انتظم الراحه و تبوا خفض الدعه(42)؛ امام علی (علیه السلام): هر که به اندازه کفاف بسنده کند، آسایش یابد و در منزلگاه آسودگی فرود آید.
آرامش با تقوا
قال علی (علیه السلام): الزهد فی الدنیا الراحه العظمی(43)؛ امام علی (علیه السلام): زهد و بی اعتنایی به دنیا بزرگ ترین آسایش است.
آرامش با یقین
عن علی (علیه السلام): الروح و الراحه فی الرضا و الیقین و الهم و الحزن فی الشک و السخط(44)؛ امام علی (علیه السلام): خوشی و آسایش در خرسندی و یقین است و غم و اندوه در شک و ناخرسندی.
آرامش با عدم دل بستگی
عنه (علیه السلام): أروح الروح الیاس من الناس(45)؛ امام علی (علیه السلام): خوش ترین آسایش، دل نبستن به مردم است.
آرامش مؤمن
الامام الصادق (علیه السلام) لاصحابه: لا تتمنوا المستحیل قالوا و من یتمنی المستحیل فقال أنتم ألستم تمنون الراحه فی الدنیا قالوا بلی فقال الراحه للمؤمن فی الدنیا مستحیله(46)؛ امام صادق (علیه السلام): خطاب به اصحاب: آرزوی محال نکنید! عرض کردند: مگر چه کسی آرزوی محال می کند؟ فرمود: شما؛ مگر نه این که آرزومند آسایش در دنیا هستید؟ عرض کردند: چرا. فرمود: آسایش برای مؤمن در دنیا محال است.
آرامش با اعتماد به خدا
الامام الحسن (علیه السلام): من اتکل علی حسن الاختیار من الله لم یتمن أنه فی غیر الحال التی اختارها الله له(47)؛ امام حسن (علیه السلام): هر که به حسن انتخاب خداوند تکیه کند، جز آن وضعی را که خدا برایش برگزیده است، آرزوی داشتن وضعی دیگر نکند.
آرامش با رضایت از مقدرات
الامام علی (علیه السلام): ان أهنا الناس عیشا من کان بما قسم الله له راضیا(48)؛ امام علی (علیه السلام): شیرین ترین زندگی را کسی دارد که به آنچه خدا قسمت او کرده، خرسند باشد.
آرامش با اطاعت از خدا
عنه (علیه السلام): رأسش طاعه الله الصبر و الرضا عن الله فیما أحب العبد أوکره(49)؛ امام صادق (علیه السلام): نتیجه فرمانبرداری از خدا، خرسندی به کار خداست، چه خوشایند بنده باشد چه ناخوشایند او.
داستانها :
آرامش با ایمان
استاد سید احمد خاتمی می فرمودند: جوانی پای درس ما می آمد. در جاده تهران، قم در اتوبان حادثه ای برایش پیش آمد و به رحمت خدا رفت. تک پسر هم بود. پدرش حدود 70، 80 سال، و تنها امیدش به همین پسر بود. ما بلافاصله دیدن این پدر رفتیم، دیدیم این پدر پیرمرد ریش سفید نشسته و روایاتی را که در باب صبوری در مرگ اولاد است را می خواند و اشک می ریزد، دیدم این پدر مؤمن آتش درونش را با روایات اهل بیت (علیهم السلام) آرام می کند.
همنشینی با فقرا و آرامش
عون بن عبدالله گفت: من تا وقتی که با ثروتمندان رفت و آمد داشتم، متأثر و ناراحت بودم؛ زیرا لباس بهتر می دیدم و مرکب بهتر از مرکب خودم را نزد دیگران مشاهده می کردم و غبطه می خوردم. بعد از مدتی (از آنها دور شده و) به همنشینی با فقرا روی آوردم و از آن فکر و خیال و حسرت راحت شدم(50).
معجون شش ماده
گویند انوشیروان بر بوذرجمهر حکیم خشمگین شد و او را زندانی کرد. پس از مدتی از وضع او جویا شد، دید بوذرجمهر در گوشه زندان با کمال آرامش و خونسردی نشسته است. پرسید چگونه بدین حالت صبر کرده و با کمال اطمینان نشسته ای؟ گفت: مرا معجونی است شش ماده که هر روز کمی از آن را می خورم در نتیجه قوت قلب و اطمینان برایم فراهم می شود. گفت: طرز ساختن آن را به من بیاموز! گفت: 1- اطمینان و امیدواری به خدا 2- آنچه از جانب خدا مقدر شده خواهد شد 3- شکیبائی بهترین چیزی است که شخص مورد آزمایش بکار می برد. 4- اگر صبر نکنم چه کنم؟ 5- ممکن است وضعی از این بدتر هم که من دارم پیش بیاید. 6- از ساعتی تا ساعت دیگر امید فرج است. روشن است که برگشت مفاد هر شش جمله مربوط به دین و مذهب است که آدمی را در برابر گرفتاریها و مشکلات زندگی کمک می نماید(51).
اعتماد به خدا و آرامش
یکی از بزرگان نقل می کرد که در هواپیمانشسته بودیم و از تهران به بغداد می رفتیم که خلبان زنگ خطر را زد و مهماندار گفت وضع خیلی خطرناک است، چرخ های هواپیما باز نمی شود. رنگ از روی همه پرید. دو مرتبه مهماندار آمد و گفت به تهران بی سیم زدیم، تهران گفت می خواهی به تهران برگرد، می خواهی به عراق برو! باید آنقدر دور بزنی تا بنزین هواپیما تمام شود تا چه پیش آید و ما چاره ای غیر از این نداریم. می گفت: دیدم رنگ از روی همه پریده و دیگر حال حرکت ندارند، اما من صاف نشسته بودم. کسی که پهلوی من نشسته بود رو به من کرد و گفت: آقا مگر کری؟ گفتم نه! گفت. مگر نشنیدی چه گفت؟ گفتم: چرا! گفت: پس چرا نمی ترسی؟ نیم ساعت دیگر به زمین می افتیم و همه می میریم. گفتم: هنگامی که سواره طیاره می شدم، گفتم: و من یتوکل علی الله فهو حسبه، و یک آیه الکرسی هم خواندم. روایت داریم اگر کسی آیه الکرسی بخواند خدا حفظش می کند. اگر بناست بمیرم اگر بترسم هم می میرم، اما اگر مقدر نباشد خدا همه ما را حفظ می کند. وقتی مردم این شهامت را از من دیدند پیش من می آمدند و وصیت می کردند. من می گفتم اگر بمیرم همه می میریم و اگر زنده بمانیم هم همه زنده می مانیم چرا نزد من وصیت می کنید؟ آنها خیال می کردند که من زنده هستم و آنها مرده!
یک وقت به بغداد رسیدیم و طیاره پایین آمد. نگاه کردیم دیدیم آمبولانس ها همه آماده اند، دکترها و پرستارها آمده بودند. وقتی خلبان زنگ خطر زد که نزدیک است بنزین تمام شود کمربند را ببندید حتی یک نفر هم نتوانست کمربند خودش را ببندد. من بلند شدم کمربند همه را بستم و بعد هم کمربند خودم را بستم. یک دفعه زنگ خطر زده شد هواپیما به پایین رفت و بر روی زمین خزید. طیاره تقریبا له شده بود، اما حتی یک نفر از ما صدمه ندیده بود. من اولین کسی بودم که با پای خودم پایین آمدم. همه تعجب می کردند اما بقیه را از هواپیما بیرون می آوردند و درون آمبولانس می گذاشتند و به بیمارستان می بردند.
بلی، وقتی اعتماد به خدا باشد انسان پشتوانه دارد. تمام دلهره ها، اضطراب خاطرها، غصه ها و ترس ها در این دنیا برای این است که بشر به خدا اعتماد ندارد. اگر اعتماد به خدا باشد دیگر نه فقط انسان، ترس، دلهره، نگرانی و اضطراب خاطر ندارد، بلکه به تمام معنا شجاع است، نشاط دارد و می تواند با اعتماد و توکل به خدا از تمام بن بست ها خودش را نجات دهد(52).
قرآن و آرامش
دکتر سید محمود مرعشی فرزند مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی (رحمه الله) فرمودند: آیت الله مرعشی نجفی به خویشاوندان و نزدیکان و بویژه به فرزندان خود سفارش می کرد که در منزل هیچ وقت قرآن را دور از دسترس قرار ندهند بلکه در طاقچه یا جایی بگذارند تا همیشه دیده شود و می فرمود: یادتان نرود که هرگاه چشمتان به آن می افتد، چند آیه ای از آن را تلاوت کنید و کوشش نمایید تا آیاتی از آن را حفظ کنید. و توصیه می کردند که حتما با وضو و طهارت قرآن را تلاوت کنید. اگر می خواهید توفیق از شما سلب نشود هر روز یک جزء یا هر مقدار که می توانید، قرآن بخوانید زیرا قرآن به شما آرامش خاطر و امنیت می بخشد(53).
ایمان در کودکی
کودکانی که از اول با ایمان به خدا تربیت می شوند، اراده ای قوی و روانی نیرومند دارند. از دوران کودکی رشید و با شهامت هستند و نتایج درخشان ایمان از خلال گفتار و رفتارشان به خوبی مشهود است.
یوسف صدیق (علیه السلام) فرزند یعقوب پیامبر (علیه السلام) است. این کودک محبوب درس خداپرستی را از پدر بزرگوار خود فراگرفته و در دامن یعقوب طفل با ایمانی بار آمده است. برادران بزرگتر او به وی حسد بردند و تصمیم به ایذای او گرفتند. کودک را با خود به بیابان آوردند و پس از رفتارهای خشن و ناراحت کننده به فکر قتلش افتادند. بعدا از کشتن او صرف نظر نمودند، به چتهش افکندند و سرانجام طفل را به کاروان مصری به عنوان غلام فروختند.
ابوحمزه از علی بن حسین (علیهم السلام) سؤال کرد: روزی که یوسف به چاه افکنده شد، چند ساله بود؟ حضرت در جواب فرمود: نه ساله!
از کودک نه ساله ای که در چنین وضع سخت و شرایط ناراحت کننده دچار شده، جز اضطراب و جزع انتظار دیگری نیست. ولی نیروی ایمان در این کودک اثر عجیب و حیرت زایی گزارده است.
موقعی که یوسف را از چاه خارج کردند و به غلامی معامله نمودند، یکی از حضار به وضع کودک دقت کرد و از روی رأفت و مهربانی گفت: نسبت به این طفل غریب نیکی کنید. یوسف که این جمله را شنید با اطمینان خاطر و آرامش روان گفت: آن کس که با خداست گرفتار غربت و تنهایی نیست(54).
اشعار :
آرامش در کنار خلق خدا
آرامش و رامش همه در صحبت خلق است - ای آهوک از سر بنه این خوی رمیدن (سنایی)
آسایش دنیا و آخرت
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است - با دوستان مروت، با دشمنان مدارا (حافظ)
نکات :
عوامل آرامش و دلگرمی
دستیابی به اطمینان و آرامش می تواند عوامل گوناگونی داشته باشد، ولی در رأس آنها آگاهی و علم جلوه ویژه ای دارد:
- کسی که می داند ذره مثقالی از کارش حساب دارد، مثقال خیره یره (زلزال، 7) نسبت به تلاش و فعالیتش دلگرم است.
- کسی که می داند براساس لطف و رحمت الهی آفریده شده، الا من رحم ربک و لذلک خلقهم (هود، 119) امیدوار است.
- کسی که می داند خداوند در کمین ستمگران است، ان ربک لبالمرصاد (فجر، 14) آرامش دارد.
- کسی که می داند خداوند حکیم و علیم است و هیچ موجودی را بیهوده خلق نکرده است علیم حکیم خوش بین است.
- کسی که می داند راهش روشن و آینده اش بهتر از گذشته است، و الاخره خیر و أبقی (اعلی، 17) قلبش مطمئن است.
- کسی که می داند امام و رهبرش انسانی کامل، انتخاب شده از جانب خداوند و معصوم از هر لغزش و خطاست، انی جاعلک للناس اماما (بقره، 124) آرام است.
کسی که می داند کار نیک او از ده تا هفتصد بلکه تا بی نهایت برابر پاداش دارد ولی کار زشت او یک لغزش بحساب می آید دلخوش است. مثل الذین ینفقون أموالهم فی السبیل الله کمثل حبه أنبتت سبع سنابیل فی کل سنبله مائه حبه (بقره، 261)
- کسی که می داند خداوند نیکوکاران را دوست دارد، ان الله یحب المحسنین (بقره، 195) به کار نیکش دلگرم می شود.
- کسی که می داند کار خیرش آشکار و کار شرش پنهان می ماند، یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح شاد است.
عوامل اضطراب و نگرانی
یکی از شایع ترین بیماری های قرن حاضر اضطراب و افسردگی است. برای این بیماری که دارای علائمی همچون انزواطلبی، در خود فرورفتن، خودکم بینی و بیهوده انگاری است، دلایل بسیاری را ذکر کرده اند، از جمله:
- شخص افسرده از اینکه همه چیز را مطابق میل خود نمی بیند دارای افسردگی شده است، در حالی که ما نباید بخاطر اینکه چون به همه آنچه می خواهیم نرسیدیم، از مقدار ممکن آن هم دست برداریم و تسلیم شویم.
- شخص افسرده با خود فکر می کند که چرا همه مردم مرا دوست ندارند، و حال آنکه این امر غیرممکنی است و حتی خدا و جبرئیل هم دشمن دارند. لذا انسان نباید توقع داشته باشد که همه او را دوست بدارند.
- شخص افسرده گمان می کند که همه مردم بد هستند، در صورتی که چنین نیست و خداوند به فرشتگانی که این توهم را داشتند پاسخ داد.
- شخص افسرده گمان می کند که همه ناگواری ها از بیرون وجود اوست، در حالی که عمده تلخی ها عکس العمل و پاسخ خصلت ها و کردارهای خود ماست.
- شخص مضطرب از شروع در کارها نگران است و احساس ترس و تنهایی می کند. حضرت علی (علیه السلام) برای رفع این حالت می فرماید: اذ خفت من شی ء فقع فیه (بحار الانوار، ج 71، ص 362) از هر چه می ترسی خود را در آن بینداز، که ترس هر چیز بیشاز خود آن است.
- شخص مضطرب نگران آنست که آینده چه خواهد شد. این حالت را می توان با توکل برخدا و پشتکار درمان کرد.
- چون در بعضی کارها ناکام شده است، نگران است که شاید در تمام امور به این سرنوشت مبتلا شود.
- چون بر افراد قدرت های ناپایدار تکیه دارد، با تزلزل آنها دچار اضطراب می شود.
- و خلاصه اموری همچون عدم قدردانی مردم از زحمات آنها، گناه ترس از مرگ تلقین های خانواده به اینکه نمی دانی و نمی توانی، قضاوت های عجولانه، توقعات نابجا و تصورات غلط، علت بسیاری از افسردگی ها و اضطراب ها می باشد که با یاد خدا و قدرت و عفو و لطف او می توان آنها را به آرامش و شادابی مبدل ساخت.
امام خمینی (رحمه الله) چه کرد که در پایان وصیت نامه بسیار مهم خود فرمود: من با دلی آرام و قلبی مطمئن و ضمیری شاد و روحی امیدوار به فضل الهی از خدمت شما مرخص می شوم.